۲-۵ : حسابداری کمرال[۱۹]
در این بخش در مورد سامانه ی حسابداری کمرال توضیحاتی داده می شود .
حسابداری کمرال که “حسابداری بودجه ای دولتی” یا “حسابداری بودجه ای” هم نامیده می شود ، با ثبت و استفاده از بودجه های مجاز بر اساس اصول بودجه ریزی سروکار دارد و قصد ندارد تا وضعیت یا عملکرد مالی (چیزهایی که حسابداران در محیط های انتفاعی مدنظر دارند) را به تصویر بکشد .
در بسیاری از کشورهای دموکراتیک ، بودجه ها باید توسط شوراها تصویب شوند و این بودجه ها ابزاری برای کنترل مخارج واقعی هستند . دولت هایی که در اینگونه محیط فعالیت می کنند ، از حسابداری کمرال استفاده می کنند . از این سامانه ی حسابداری انتظار می رود تا اجرای بودجه های مصوب توسط تصمیم گیران دولتی را کنترل کند . قرن ها بود که این سامانه به سؤالات پاسخ داد و نیاز دولت ها را برطرف کرد . شاید بتوان گفت که از نقطه نظر سیاستمداران ، حصول اطمینان درخصوص مسئولیت پذیری و پاسخگویی مهمتر از کارآیی است . این منطق سیاسی به نوبه ی خود منجر به جایگزینی حسابداری تعهدی با سامانه ی حسابداری کمرال می شود که به لحاظ سیاسی مربوط تر است .(رحمانی، ۵۰:۵۷،۱۳۹۰)
در بسیاری از موارد ، حسابداری کمرال را معادل حسابداری نقدی در نظر می گیرند و تصور می شود که تنها دریافت ها و پرداخت های نقدی در آن ثبت می شود . اساسا ، حسابداری کمرال تنها بر دریافت ها و مخارج نقدی تأکید ندارد . بلکه کارکرد آن در زمینه اجازه دادن برای خرج است . هدف حسابداری کمرال ، فراهم نمودن ابزاری برای ثبت بودجه های مصوب و مصارف بودجه های مختلف است تا سیاستمداران بتوانند مخارج انجام شده (مصارف بودجه) را با بودجه های مجاز مطابقت دهند . البته این سامانه به اندازه ی کافی مدرن نیست و نواقص و معایب خاص خود را دارد. در این حسابداری تمایلی برای نمایش اثر صحیح لحظه ی تحمل هزینه بر روی صورت سود و زیان وجود ندارد ، بلکه تنها قابل قبول بودن به لحاظ مسائل بودجه ای مهم است .
تفاوت فنی مهم دیگر حسابداری کمرال و حسابداری تعهدی از منظر چرخه ی خرید ، این است که برخلاف حسابداری تعهدی ، در سامانه کمرال به مراحل آغازین بودجه بیشتر توجه می شود . گام نخست در سامانه ی حسابداری کمرال ، تصویب بودجه است که اغلب مبتنی بر فرایند سیاسی قبلی است . مرحله دومی که باید در سامانه حسابداری کمرال ثبت شود ، تخصیص اعتبار است که نوعی تفویض اختیار خرج کردن را نشان می دهد . این کار انجام می شود تا امکان کنترل روی مخارج مستمر فراهم آید و مهمتر اینکه از خرج کردن بیش از حد پیشگیری شود . تفاوت های دو سامانه تعهدی و کمرال به لحاظ چرخه ی درآمدی از اهمیت کمتری برخوردار است ، زیرا معمولا زمان شناسایی درآمد در حسابداری کمرال و حسابداری تعهدی یکسان است . البته این شباهت ها ، مانع تفاوت سامانه های حسابداری به لحاظ اهداف و محیط (زمینه) نمی شود .(رحمانی، ۵۰:۵۷،۱۳۹۰)
از دید طرفداران سامانه کمرال ، پذیرش حسابداری تعهدی در دولت ها اگرچه منجر به تهیه ی صورت سود و زیان خواهد شد ، اما نتایج واقعی دولت ، آن دسته از خدمات اجتماعی هستند که نمی توان آنها را در قالب حسابداری تعهدی درآورد و بنابراین مربوط بودن صورت سود و زیانی که نتایج اجتماعی غیرقابل اندازه گیری را حذف می کند ، شدیداً مورد تردید است . به عبارت دیگر ، حسابداری تعهدی با تمرکز بر بهای تمام شده خدمات و کارآیی ، دیدگاه محدودی نسبت به عملکرد دولت ارائه می کند . شاید این انتقاد مطرح شود که حسابداری کمرال دیدگاهی نسبت به وضعیت مالی واحد گزارشگری ارائه نمی کند . اما نویسندگانی مثل هپ و ورث اعتقاد دارند ترازنامه تنها بر فرایند بودجه ریزی اثرگذار است و این صورت مالی در بخش عمومی به عنوان یک سازوکار هدایت گر عمل نمی کند . بنابراین آنها معتقدند تهیه ی ترازنامه برای دولت ضرورت ندارد .
آن ها در ادامه بیان می کنند که دارایی های دولتی برای کسب سود اقتصادی تحصیل نمی شوند . بلکه آنها مقاصدی از قبیل تأمین امنیت ، آموزش ، بهداشت ، سلامت و فرهنگ را برای دولت تأمین می کنند . بنابراین ارزش اقتصادی و سود اقتصادی آنها در بخش دولتی معنا و مفهومی ندارد ، زیرا این اطلاعات نقشی در ارزیابی عملکرد مالی دولت ها ندارند . آنچه مهم است ، منافع اجتماعی فراهم شده توسط این دارایی ها است . ارزش این دارایی ها و افشای چنین اطلاعاتی وقتی مربوط است که دولت یا یک بخش شبه بازرگانی ، در قبال کسب سود از محل منابع در اختیار (از قبیل تسهیلات پارکینگ شهرداری که برای آن بلیط فروشی انجام می شود) پاسخگو باشد ، علاوه براین ، نباید فراموش کرد که دولت ها اغلب دارایی ها را از نقطه نظر مالکیت نگهداری نمی کنند ، بلکه در خصوص بسیاری از کالاهای سرمایه ای به عنوان یک امانتدار عمل می کنند . آنها نمایندگانی هستند که نسبت به حفظ و نگهداری دارایی های سرمایه ای مسئولیت دارند به نحوی که این دارایی ها برای جامعه ی قابل استفاده باشد ، بدون اینکه حق مالکیتی برای فروش ، کسب منافع اقتصادی یا تخریب آن دارایی ها را داشته باشند . پالوت ( ۱۹۹۰) کالاهای سرمایه ای دولتی را “دارایی های جامعه” می نامد و میگوید که کالاهای سرمایه ای نگهداری شده توسط دولت ها دارایی هایی نیستند که حسابداری تعهدی آن را به عنوان “دارایی” تشخیص می دهد . (رحمانی، ۵۰:۵۷،۱۳۹۰)
فصل سوم
روش تحقیق
مقدمه :
در این پژوهش پس از بیان مسئله و اهمیت موضوع بر اساس متغیرهای شناسایی شده به طراحی پرسشنامه جهت بررسی موضوع پرداخته شد . پس از بررسی پایایی و روایی پرسشنامه جهت توزیع آن ، جامعه و سپس نمونه آماری تعیین گردید . در انتها پس از جمع آوری پرسشنامه ها با بهره گرفتن از نرم افزار و آماره های موجود به تحلیل داده پرداخته شد .
۳-۱ : نوع پژوهش
روش انجام این پژوهش توصیفی پیمایشی می باشد که به بصورت مقطعی در سال ۱۳۹۲ انجام گرفته است . این پژوهش از حیث هدف ، در محدوده پژوهش های کاربردی قرار می گیرد .
۳-۲ : جامعه پژوهش
جامعه مورد بررسی این پژوهش ، کلیه دانشگاه های علوم پزشکی استان اصفهان می باشد . که در این تحقیق ، مدیران مالی و کارشناسان حسابداری به عنوان اعضای جامعه آماری انتخاب شدند .
۳-۳ : نمونه پژوهش
با توجه به محیط فعالیت پژوهشگر ، دانشگاه علوم پزشکی کاشان به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده است .
۳-۴ : متغیرهای پژوهش
متغیر های پژوهش به تفکیک ماهیت ، نوع نقش ، مقیاس سنجش و واحد اندازه گیری به شرح جدول زیر می باشد .
جدول شماره ۳-۱ : متغیرهای پژوهش
ردیف
عنوان متغیر
ماهیت
نوع نقش
هویت سازمانی
ترتیبی
لیکرت ۵ امتیازی
Annette (۲۰۰۶)
شهرت سازمانی
ترتیبی
لیکرت ۵ امتیازی
Fumberan & Venril (2003)
جو اخلاقی
ترتیبی
لیکرت ۵ امتیازی
Victor & Cullen
(۱۹۸۷)
جنسیت
اسمی
——————-
سن
اسمی
——————-
وضعیت تاهل
اسمی
———————
میزان تحصیلات
نسبی
——————-
۳-۶ مقیاس و طیف ابزار اندازه گیری
در این قسمت ما مقیاس را سطح اندازه گیری برای متغیرها و طیف را قالبی برای اندازه گیری این سطوح در نظر میگیریم.
۳-۶-۱مقیاسهای اندازه گیری متغیرها
برای بیان تفاوتهای موجود بین انواع متغیرها به قواعد متفاوتی نیاز هست و برای نسبت دادن اعداد به متغیرها چندین قاعده معروف وجود دارد. مجموعه قواعد مختلف، مقیاسهای مختلف اندازه گیری و مجموعه قواعد مشخص، مقیاسهای اندازه گیری مشخصی را ارائه می دهند(آذر و مومنی، ۱۳۷۵). مقیاسهای اندازه گیری، واحدهایی هستند که برای سنجش متغیرها در ابزارهای گردآوری اطلاعات به کار میروند (حافظنیا، ۱۳۷۷).
چهار نوع مقیاس اندازه گیری مهم برای متغیرها وجود دارد: الف)مقیاس اسمی یا عددی، ب( مقیاس ترتیبی یا رتبه ای، ج) مقیاس فاصلهای، د)مقیاس نسبی یا نسبتی.
با توجه به توضیحات فوق، متغیرهای تحقیق حاضر در سطح اسمی(جنسیت، وضعیت تاهل، مقطع تحصیلی)، ترتیبی (هویت سازمانی،شهرت سازمانی و جو اخلاقی )و نسبی(سن آزمودنیها) قرار دارند، ولی هنگام تحلیل داده ها برای بهره مند شدن از ویژگیهای مقیاس فاصله ای، از متغیرهای مقیاس ترتیبی در سطح شبه فاصله ای استفاده شده است.
۳-۶-۲ طیف های اندازه گیری متغیرها
سنجش دیدگاه ها و نگرشها از امور کیفی هستند که ابزارهای ویژهای را در چهارچوب مقیاسهای اسمی و ترتیبی برای اندازه گیری متغیرها طلب می کنند. محققان علوم اجتماعی و انسانی سعی نموده اند برای سنجش نگرشها، تمایلات، گرایشها و آرزوها، اقدام به طراحی و ابداع ابزارهایی بنمایند که به عنوان طیف شهرت دارند (حافظ نیا، ۱۳۷۷).
طیف ها عبارتهایی هستند که تحت قوانینی امکان تخصیص حرف یا نمره را برای افراد، نگرش و رفتارهای آنها فراهم می آورند، هر حرف یا نمرهای که منظور شده نماینده میزان مالکیت فرد از آن چیزی است که طیف مدعی اندازه گیری آن است (خاکی، ۱۳۸۷). به عبارت دیگر طیف های نگرش تعدادی عبارت نگرشی هستندکه پاسخگو نظر موافق یا مخالف خود را نسبت به آنها ابراز می دارد (خاکی، ۱۳۸۷). چند نمونه از طیف هایی که برای اندازه گیری نگرش میتوان از آنها استفاده کرد به قرار زیر است:
۶۳/۰±۰۰/۰ m
۲۳/۱±۰۰/۰ cd
۳۵/۱±۰۰/۰ a
A10
۶۲/۰±۰۰/۰ m
۶۲/۰±۰۰/۰ m
۲۴/۱±۰۰/۰ c
۳۴/۱±۰۰/۰ ab
B1
۸۷/۰±۰۰/۰ h
۹۲/۰±۰۰/۰ g
۱۲/۱±۰۰/۰ e
۲۷/۱±۰۰/۰ c
B2
۶۰/۰±۰۰/۰ m
۶۱/۰±۰۰/۰ m
۶۸/۰±۰۰/۰ kl
۷۴/۰±۰۰/۰ j
* ترکیبات تیمارهای مختلف با توجه به جدول ۳-۲ مشخص میشود.
* اعداد مشخص شده میانگین سه بار تکرار ± انحراف استاندارد است.
* حروف متفاوت نشاندهنده تفاوت معنیدار است (۰۵/۰P <).
با توجه به تقابل مقادیر اسیدیته و pH، همانطور که با گذشت زمان pH در نمونهها کاهش یافت، مقدار اسیدیته افزایش یافته است. همانطور که از جدول (۴-۳) مشخص است، بیشترین میزان اسیدیته مربوط به نمونه A8 و A9 در ماه دوم نگهداری و کمترین میزان اسیدیته مربوط به نمونه B2 در زمان بلافاصله پس از تولید است. همانطور که در بخش قبل بررسی شد، نمونه B2 در زمان بلافاصله پس از تولید بیشترین میزان pH را نیز نشان داد. دلیل افزایش اسیدیته در طول زمان همانطور که پیش از این نیز بیان شد، احتمالاً به شکسته شدن برخی از گروههای استری و تبدیل آنها به گروههای اسیدی مربوط باشد. همچنین رشد باکتریهای غیر بیماری زای مقاوم به اسید نظیر لاکتوباسیلوسها نیز ممکن است در این امر موثر باشد (Stephen et al.,2006؛ امیری عقدایی و همکاران، ۱۳۹۱).
۴-۱-۳-۳- اندیس پراکسید (pv)
پراکسید محصول اولیه اکسیداسیون مواد چرب است و به طور کلی هر قدر که درجه غیراشباعی روغن ها بیشتر باشد روغن ها و چربی ها آمادگی بیشتری برای اکسیداسیون دارا می باشند. وقتی که میزان پراکسید به حد معینی برسد، تغییرات مختلفی در روغنها و چربیها صورت گرفته و مواد فرار آلدهیدی و ستونی و همچنین اسیدهای چرب با زنجیره کوتاه (محصولات دومین و سومین) که در ایجاد بو وطعم نامطلوب مواد چرب موثرند، ایجاد می گردند. بدین جهت پراکسید تولید شده گرچه مستقیما سبب بو و طعم نامطلوب در مواد چرب نیست، ولی معرف درجه پیشرفت اکسیداسیون میباشد. ایجاد پراکسید در مراحل اولیه بسیار به کندی صورت می گیرد و این مرحله بر حسب نوع روغن، شرایط نگهداری آن، درجه حرارت و… ممکن است از چند هفته تا چند ماه متغییر باشد، پس از آن ایجاد پراکسید تسریع شده و خود به عنوان کاتالیزور در تسریع اکسیداسیون روغن شرکت می کند.
غلظت پراکسید معمولا به صورت اندیس پراکسید بیان میشود و معیاری است از اکسیداسیون یا فساد در مراحل اولیه آن. اندیس پراکسید میزان موادی را بر حسب میلی اکی والانت پراکسید در ۱۰۰۰ گرم نمونه اندازه گیری میکند که یدور پتاسیم را به ید اکسیده میکنند. روش یدومتری ۵۳-۸ AOCS Cd بسیار تجربی بوده و هرگونه تغییری در روش آزمون میتواند سبب تغییر در نتایج شود. بنابراین کنترل درجه حرارت، وزن نمونه و مقدار و نوع معرفها و همچنین زمان تماس نمونه با واکنش گر ضروری است.
اندیس پراکسید یکی از متداول ترین آزمونهای شیمیایی برای تعیین کیفیت چربیها و روغنهاست. Pv ارتباط خوبی را با امتیازات حسی داده شده به طعم و بو نشان داده است. البته یک اندازه گیری pv به تنهایی نمیتواند ارزیابی کاملی از کیفیت چربی باشد زیرا پراکسیدها ناپایدار بوده و ترکیبات حاصل از تجزیه آنها پراکسید نیستند. بدین ترتیب اندیس پراکسید تا یک مقدار حداکثر افزایش یافته و سپس با افزایش زمان نگهداری، کاهش مییابد (مالک، ۱۳۸۷).
در این پژوهش، با توجه به اینکه در فرمولاسیون محصول مقدار روغن زیادی به کار رفته است، اندیس پراکسید برای تمام تیمارها در فواصل زمانی بلافاصله پس از تولید، ۲۴ ساعت پس از تولید، یک ماه پس از تولید و دو ماه پس از تولید مورد ارزیابی قرار گرفت، اما در تمام موارد مقدار پراکسید اندازه گیری شده صفر بود. با توجه به اینکه در فرایند تولید سس مایونز از حرارت استفاده نمیشود، چنین نتیجهای دور از انتظار نیست. برای اطمینان از سالم بودن محصول مصرفی، نمونهها به مدت یک هفته نیز در گرمخانه با دمای ۶۰ درجه سانتی گراد نگهداری شدند، اما باز هم اندیس پراکسید اندازه گیری شده صفر بود. بنابراین مشخص است که فراورده سس مایونز به طور کلی در محدوده دمای تولید و نگهداری در معرض اکسیداسیون مواد چرب به کار رفته در فرمولاسیون آن قرار نخواهد داشت. به همین دلیل، در استاندارد ملی ایران هم تعیین عدد پراکسید از استانداردهای اجباری برای سس به شمار نرفته است.
در بیشتر مطالعات صورت گرفته در ایران، بر روی سس مایونز، عدد پراکسید فراورده اندازه گیری نشده است. شاید علت این عدم توجه، همانطور که بیان شد، اجباری نبودن این شاخص در استاندارد ملی باشد؛ با این حال، در ارزیابی که مصباحی و جمالیان (۱۳۸۷) بر روی وضعیت انبار داری سسهای امولسیونی داشتند، در ماه اول نگهداری در دمای ۵ درجه سانتی گراد عدد پراکسید در ظروف شیشه ای و پلاستیکی بدون تفاوت به میزان ۱۷/۱ اندازه گیری شد. با گذشت زمان تا شش ماه، مقدار عدد پراکسید به طور معنی داری (۰۵/۰P<) هر ماه نسبت به ماه قبل افزایش یافت. همچنین در ماههای بعد عدد پراکسید محصول نگهداری شده در ظروف پلاستیکی نسبت به ظروف شیشه ای به طور معنی داری بیشتر بود (۰۵/۰P<). تفاوت مقدار عدد پراکسید محاسبه شده در دماهای ۲۵ و ۴۰ درجه سانتی گراد در این بررسی محسوس نبود.
در پژوهش انجام گرفته توسط عادلی میلانی و همکاران (۱۳۸۸) نیز که اثر پودر خردل را بر ویژگیهای فیزیکو شیمیایی سس مایونز مورد بررسی قرار دادند، عدد پراکسید در نمونه شاهد (فاقد پودر خردل) در ۲۴ ساعت پس از تولید ۱/۰ ± ۵۴/۱ بود که به طور معنی داری از سایر تیمارهای دارای مقادیر ۱/۰ تا ۵/۰% پودر خردل بیشتر بود. تفاوت آماری نیز بر اساس آزمون دانکن در سطح احتمال ۵ درصد بررسی شده بود.
۴-۱-۴- آزمونهای میکروبی
۴-۱-۴-۱- شمارش کلی
سلامت و حفظ غذا با تعداد میکروارگانیسمهای موجود در آن ارتباط نزدیکی دارد. شمارش کلی میکروبها درجه فساد مواد غذایی را مشخص میکند. البته پایین بودن تعداد میکروبها همیشه دلیل سلامت غذا نیست؛ چون ممکن است در اثر فرایندهای حرارتی و آماده سازی نمونه غذا، تعدادی از میکروبها نابود شوند اما فراوردههای سمی تولید شده توسط آنها باقی مانده باشد. بعلاوه، تعداد زیادی میکروارگانیسمهای بی خطر و یا حتی مفید نیز در محصولات غذایی یافت میشوند. بنابراین، بر اساس استاندارد ملی ایران شماره ۲۹۶۵، در هر گرم از فراورده سس مایونز حضور cfu/g 103 میکروارگانیسم شمارش شده به روش شمارش کلی، مجاز است. به منظور بررسی تاثیر غلظت عصاره هسته سنجد بر روی کلیه میکروارگانیسمهای موجود در سس مایونز، شمارش کلی میکروارگانیسمها در تیمارهای مختلف و در فواصل زمانی بلافاصله پس از تولید، ۲۴ ساعت پس از تولید، پس از یک ماه نگهداری و پس از دو ماه نگهداری مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این ارزیابی در جدول (۴-۴) قابل مشاهده است.
با بررسی جدول (۴-۴) میتوان دریافت که شمارش کلی میکروارگانسیمها بلافاصله پس از تولید نشان میدهد که تیمار شاهد بدون هیچ گونه نگهدارنده (B1) با (cfu/g) 00/10±۰۰/۳۹۰ میکروارگانیسم و تیمار حاوی نگهدارنده شیمیایی با مقدار برابر، بیشترین بار میکروبی را دارند (۰۵/۰P <). میزان بار میکروبی تیمار A10 که حاوی نگهدارنده شیمیایی به همراه ۵/۰ درصد وزنی عصاره هسته سنجد است، به طور معنی داری از تمام تیمارهای مورد بررسی کمتر است. با گذشت زمان به مدت ۲۴ ساعت، یک ماه و دو ماه پس از تولید، در تمام تیمارها بار میکروبی رو به افزایش گذاشت. با این حال، گرچه تعداد میکروارگانیسمها در تیمارهای حاوی نگهدارنده طبیعی عصاره هسته سنجد و تیمار شاهد بدون هر گونه نگهدارنده افزایش معنی داری داشت (۰۵/۰P <)، اما این افزایش در تیمارهای حاوی عصاره در دامنه استاندارد ملی سس مایونز یعنی cfu/g 103 میکروارگانیسم قرار داشت در صورتی که در بار میکروبی در تیمار شاهد فاقد نگهدارنده، با رسیدن به cfu/g 14/32±۶۶/۲۲۲۶ از حد مجاز استاندارد ملی فراتر رفت. این نشان میدهد که نمیتوان سس مایونز را بدون استفاده از هر گونه نگهدارنده برای مدت طولانی نگهداری کرد. اما میتوان نگهدارندههای طبیعی همچون عصاره هسته سنجد را جایگزین نگهدارندههای شیمیایی موجود نمود.
جدول ۴-۴- مقادیر شمارش کلی میکروبی (cfu/g) تیمارها در فواصل زمانی مختلف
تیمار
احساس خود تعیینی
در حالیکه شایستگی یک مهارت رفتاری است. خود تعیینی یک احساس فردی در مورد حق انتخاب برای پیش قدمی و تنظیم فعالیتهاست خود تعیینی بیانگر استقلال در پیشقدمی و استمرار رفتارها و فرآیندهاست مثالهایی در این زمینه شامل اتخاذ تصمیم در مورد روش های کار و میزان تلاش میباشد(اسپرتزر[۱۷]،۱۹۹۶؛ص۱۰۱۰). پژوهش نشان میدهد که احساس دارا بودن حق انتخاب با از خود بیگانگی کمتر در محیط کار و رضایت کاری بیشتر و سطوح بالاتر عملکردی و فعالیت کارآفرینانه بیشتر و سطوح بالاتر و “درگیری شغلی”[۱۸] و فشار کاری کمتر همراه است. در پژوهشهای پزشکی این نتیجه به دست آمده است که بهبود از بیماریهای سخت با واداشتن بیمار به “پذیرفتن خویش” همراه بوده است. احتمال تجربه مثبت برای افرادی که به آنان کمک میشود که احساس کنند میتوانند بر آنچه برای آنان اتفاق میافتد تاثیر شخصی داشته باشند ـ حتی با توجه به آثار بیماری از کسانی که چنین احساسی را ندارند، بیشتر است، احساس داشتن خود تعیینی یا “حق انتخاب”[۱۹] در مورد استفاده برای انجام وظیفه و مقدار تلاشی که باید صورت گیرد و سرعت کار و چارچوب زمانی که کار باید در آن انجام شود، پیوستگی مستقیم دارد.
احساس تأثیر
عبارت است از حدی که در آن فرد توانایی نفوذ در پیامدهای استراتژیک، اداری و یا عملیاتی در کار خود را دارا میباشد (اشفورس[۲۰]،۱۹۸۹؛ص۳): “تاثیر” نقطه مقابل عجز و ناتوانی است. به علاوه تاثیر با کانون کنترل متفاوت است: تاثیر با محتوای شغلی در ارتباط است و از آن نفوذ میپذیرد. کانون کنترل درونی یک ویژگی شخصیتی کلی است که در وضعیتهای گوناگون ثابت است و شخص علل وقوع پدیدهها را به خود نسبت میدهد نه به محیط (مارینکو و همکاران[۲۱]،۱۹۸۹؛ص۲۰۱). افرادی که بعد تاثیر در آنها قوی است به محدود شدن توانایی های خود توسط موانع بیرونی اعتقادی ندارند و بلکه بر این باورند که آن موانع را میتوان کنترل کرد. آنان احساس “کنترل فعال” دارند. که به آنان اجازه میدهد تا محیط را با خواستههای خود همسو کنند ـ برخلاف “کنترل منفعل” که در آن خواستههای افراد با تقاضاهای محیط همسو میشود. افرادی که دارای احساس موثر بودن هستند، میکوشند به جای رفتار واکنشی در برابر محیط، تسلط خود را بر آنچه میبینند، حفظ میکنند.
احساس داشتن اعتماد به دیگران
افراد توانمند دارای حسی به نام اعتماد هستند؛ مطمئناند که با آنان منصفانه و یکسان رفتار خواهد شد. این افراد اطمینان را حفظ میکنند که حتی در مقام زیردست نیز نتیجه نهایی کارهاشان، نه آسیب و زیان، که عدالت و صفا خواهد بود. معمولاً معنی این احساس آن است که آنان اطمینان دارند که متصدیان مراکز قدرت یا صاحبان قدرت، به آنان آسیب یا زیان نخواهند زد و اینکه با آنان بیطرفانه رفتار خواهد شد. با وجود این، حتی در شرایطی که افراد قدرتمند درستی و انعطاف نشان نمیدهند، افراد توانمند باز به گونهای احساس اعتماد شخصی را حفظ مینمایند. به بیان دیگر، اعتماد به معنی داشتن احساس امنیت شخصی است. اعتماد همچنین به طور ضمنی، دلالت بر این دارد که افراد خود را در یک موقعیت آسیب پذیری قرار میدهند. با این همه، افراد توانمند ایمان دارند که در نهایت هیچ آسیبی در نتیجه آن اعتماد متوجه آنان نخواهد شد.
پژوهش درباره احساس داشتن اعتماد، نشان داده شده است افرادی که اعتماد میکنند، آمادگی بیشتری دارند تا صداقت و صمیمیت را جانشین تظاهر و بیمایگی سازند. آنان بیشتر مستعد صراحت، صداقت و سازگاری هستند تا فریبکاری و ظاهربینی. همچنین آنان بیشتر پژوهشگرا و خود سامان، خود باور و مشتاق به یادگیری هستند. برای روابط متقابل ظرفیت بیشتری دارند و به گروهها درمقایسه با افراد با اعتماد پایین، درجه بالاتری از همکاران و خطرپذیری را نشان میدهند. افراد دارای اعتماد، به دیگران بیشتر علاقه دارند، تلاش میکنند تا با دیگران باشند و عضو موثری از گروه تلقی میشوند. آنان همچنین خود افشاگرتر، در ارتباطات مربوط به خود صادقتر و برای گوش دادن با دقت به دیگران تواناترند. آنان نسبت به افراد با سطوح پایین اعتماد، در برابر تغییر کمتر مقاومت میکنند و برای انطباق با ضربههای روانی غیر منتظره تواناترند. احتمال بیشتری وجود دارد که افرادی که به دیگران اعتماد میکنند. خود قابل اعتماد و از استانداردهای اخلاقی شخصی بالایی برخوردار باشند.
۲ـ۸ـ۱٫ هوش عاطفی
سالووی و می یر با آگاهی از کارهای انجام شده در زمینه جنبه های غیرشناختی هوش، اصطلاح هوش عاطفی را به کار بردند. آنها اصطلاح هوش عاطفی را به عنوان شکلی از هوش اجتماعی که شامل توانایی در کنترل احساسات و عواطف خود و دیگران و توانایی تمایز قائل شدن بین آنها و استفاده از این اطلاعات به عنوان راهنمایی برای فکر و عمل فرد بکار می رود. (چرنیس،۲۰۰۰).
تعریف گلمن از هوش عاطفی چنین است: ظرفیت یا توانایی سازماندهی احساسات و عواطف خود و دیگران، برای برانگیختن خود، و کنترل مؤثر احساسات خود و استفاده از آنها در روابط با دیگران .به عقیده وی، هوش عاطفی در محیط کار از سازهای چند بعدی تشکیل شده که شامل پنج جزء زیر می باشد (رحیم و همکاران: ۲۰۰۳).
خود- آگاهی[۲۲]، ۲)خود- تنظیمی [۲۳]، ۳) انگیزش[۲۴]، ۴) همدلی[۲۵]، ۵)مهارت های اجتماعی[۲۶]
هوش هیجانی، به عنوان سازهای چند بعدی (پترایدز و فارنام، ۲۰۰۰؛ ساکلوفسک، آستین و مینسکی، ۲۰۰۳)، متشکل از ظرفیت ادراک، ابراز، شناخت، کاربرد و مدیریت هیجانها در خود و دیگران (سالوی و می یر، ۱۹۹۰؛ می یر و سالوی، ۱۹۹۷)، با گستره ای از متغیرها و پیامدهای مرتبط با کیفیت زندگی همبستگی دارد. این همبستگی ها هم به جنبه های بین شخصی هوش هیجانی، مثل کیفیت بهتر تعاملهای اجتماعی مربوط میشوند و هم به جنبه های درون شخصی هوش هیجانی، مانند همدلی، مدیریت روابط و تنظیم خلق. در زمینه جنبه های بین شخصی هوش هیجانی، می یر، دیپاﺋولو و سالوی (۱۹۹۰) توانایی افراد برای شناسایی محتوای هیجانها و کاربرد این توانایی در همدلی با دیگران را مورد بررسی قرار دادند. یافته ها نشان داد که کسانی که آگاهی هیجانی محدود داشتند کمتر میتوانستند با دیگران همدلی و همدردی کنند. بر این اساس توان بازشناسی هیجانها و اهمیت این توانایی در زندگی روزمره برای بهزیستی هیجانی ضروری است (می یر و گهر، ۱۹۹۶). طبق نظر لین و شوارتز (۱۹۸۷) توانایی هیجانی از تعیین کننده های سلامت روانی محسوب می شود و اختلال هیجانی، متقابلاً در شکل گیری اختلالات روانی و اختلالات شخصیت نقش تعیین کننده دارد. مطالعات مربوط به پیگیری درمان کسانی که از مشکلات مربوط به عملکرد هیجانی ضعیف رنج می برند نیز نشان داده است که درمان دراز مدت متمرکز بر هشیاری عاطفی می تواند خود نظم دهی هیجانی را در آنها تسهیل کند (مونسن، اودلند، فاگلی، دای و ایلرتسن، ۱۹۹۵).
مفهوم هوش عاطفی چیز جدیدی نیست بلکه، استفاده از این اصطلاح در نوع خود جدید میباشد. شاید ارسطو اولین کسی باشد که به اهمیت احساسات در تعاملات انسانی توجه نمود. ارسطو میگوید عصبانی شدن آسان است. همه میتوانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن در مقابل شخص صحیح، به میزان صحیح، در زمان صحیح، به دلیل صحیح و به طریق صحیح، آسان نیست (گلمن، ۱۳۸۲). در سال ۱۹۸۵ یک دانشجوی مقطع دکتری در رشته هنر در یکی از دانشگاههای امریکا پایاننامهای را به اتمام رساند که در عنوان آن از هوش عاطفی استفاده شده بود.
این چنین بنظر میرسد که این اولین استفاده علمی و آکادمیک از واژه هوش عاطفی باشد (هین[۲۷]،۲۰۰۴؛ خائف الهی و دوستار،۱۳۸۲). در سال ۱۹۹۰ سالووی و مییر با آگاهی از کارهای انجام شده در زمینه جنبههای غیرشناختی هوش، اصطلاح هوش عاطفی را بکار بردند.
آنها اصطلاح هوش عاطفی را به عنوان شکلی از هوش اجتماعی که شامل توانائی در کنترل احساسات و عواطف خود و دیگران و توانائی تمایز قائل شدن بین آنها و استفاده از این اطلاعات به عنوان راهنمایی برای فکر و عمل فرد بکار بردند(چرنیس[۲۸]،۲۰۰۰). این دو دانشمند به این موضوع اشاره کردند که هوش عاطفی این امکان را برای ما فراهم میکند که به صورت خلاقانهتری بیاندیشیم و از عواطف و احساسات خود در حل مسائل و مشکلات استفاده کنیم. این دو دانشمند با ادامه تحقیقات خود در زمینه اندازهگیری و سنجش هوش عاطفی بیان داشتند که هوش عاطفی تا حدی با هوش عمومی هم پوشانی دارد و شخصی که دارای هوش عاطفی باشد، باید چهار مهارت زیر را داشته باشد:
۱ـ تشخیص عواطف[۲۹]
۲ـ استفاده از احساسات و عواطف[۳۰]
۳ـ فهم عواطف[۳۱]
۴- تنظیم و کنترل عواطف[۳۲] (کریستاد[۳۳]،۱۹۹۹ ؛ چرنیس،۲۰۰۰).
به جای کسانی که برای اولین بار اصطلاح هوش عاطفی را بکار بردند، دانیل گلمن[۳۴] کسی است که بیشتر از همه نامش با عنوان هوش عاطفی گره خورده است (هین،۲۰۰۴). وی که خبرنگار روزنامه نیوریورک تایمز بوده، رشته روان شناسی را در هاروارد به پایان رساند و مدتی نیز با مک کللند[۳۵] و دیگران کار کرد. گروه مک کللند میخواستند بدانند که چرا آزمونهای هوش نمیتوانند موفقیت افراد در زندگی را پیشبینی کنند (چرنیس،۲۰۰۰). گلمن در سال ۱۹۹۵ کتابی تحت عنوان هوش عاطفی منتشر کرد که این کتاب پرفروشترین کتاب سال شد و تلویزیونهای آمریکا با مصاحبههای گستردهای که با وی در زمینه هوش عاطفی داشتند و موجب معروف شدن وی در سطح جهان گردیدند. گلمن در کتاب خود اطلاعات جالبی در ارتباط با مغز، عواطف و رفتارهای آدمی ارائه میدهد (هین،۲۰۰۴).
تعریف گلمن از هوش عاطفی چنین است: ظرفیت یا توانائی سازماندهی احساسات و عواطف خود و دیگران، برای برانگیختن خود، و کنترل موثر احساسات خود و استفاده از آنها در روابط با دیگران.
به عقیده وی، هوش عاطفی در محیط کار از سازهای چند بعدی تشکیل شده که شامل پنج جزء میباشد (گلمن،۱۹۹۱ ؛ رحیم و مینور[۳۶]،۲۰۰۳):
خود ـ آگاهی
خود ـ تنظیمی
انگیزش
همدلی
مهارتهای اجتماعی
برای سنجش هوش عاطفی از مدل سیبریا شرینک[۳۷] طراحی شده مورد استفاده قرار گرفته است. این مدل دارای ۵ بعُد خود آگاهی، خود تنظیمی، خود انگیزشی، همدلی و مهارت های اجتماعی را می سنجد (منصوری، ۱۳۸۰). که درادامه معرفی خواهند شد:
جدول ۱-۱٫چارچوب قابلیت احساسی (منصوری، ۱۳۸۰)
قابلیت فردی | |
خودآگاهی | آگاهی احساسی: شناخت/ درک هیجانات خود و آثار آن خودارزیابی صحیح: شناخت/ درک نقاط قوت، ضعف و محدودیتهای خود خودباوری: احساس لیاقت، ارزشمندی و توانمندی |
خودتنظیمی | خودکنترلی: جلوگیری از بروز اختلالات هیجانی و تکانشهای موجود وظیفهشناسی: پذیرش مسئولیت در قبال عملکرد فردی اعتمادسازی درونی: حفظ معیارهای صداقت و درستکاری انطباقپذیری: انعطاف در پذیرش تغییر و کنترل آن نوآوری: سازگاری در مواجهه با ایدهها، راهکارها و اطلاعات جدید و بکر |
همان طوری که از جدول ۴-۴ نتیجه گیری می شود ، بیشترین تعداد دانشجو مربوط به دانشکده فنی و مهندسی ، بیشترین هیئت علمی ، مربوط به دانشکده علوم پایه و بیشترین تعداد رشته ها مربوط به دانشکده کشاورزی می باشد .
۴-۲ : استاندارد اول ، اهداف و وظایف کتابخانه ها .
برای پاسخگویی به پرسش اول پژوهش ” میزان مطابقت اهداف و وظایف کتابخانه های دانشکده های دانشگاه آزاد واحد کرج ، با استانداردهای کتابخانه های دانشگاهی ایران تا چه اندازه است ؟ ” بر اساس پاسخ های به دست آمده از ۵ پرسش مطرح شده می توان بیان کرد :
در پاسخ سوال اول ، از ده کتابخانه موجود ، هر ۱۰ کتابخانه پاسخ مثبت ارئه کرده اند . درصد پاسخ گویی به این سوال ۱۰۰ % بوده است . بنابراین ۱۰۰% کتابخانه ها دارای اهداف و وظایفی به طور مکتوب و مدون هستند.
در پاسخ به سوال دوم ، ۵ کتابخانه پاسخ مثبت و ۳ کتابخانه پاسخ منفی داده اند . درصد پاسخگویی به سوال اول ۹۰ % می باشد . بنابراین می توان گفت ، ۵۵٫۶ درصد ، از اهداف و وظایف مکتوب به تصویب ریاست واحد یا ریاست دانشکده ها می رسد .
در پاسخ به سوال سوم ، ۶ کتابخانه پاسخ مثبت و ۴ کتابخانه پاسخ منفی داده اند . درصد پاسخگویی به این سوال ۱۰۰ % می باشد . بنابراین می توان بیان کرد ، اهداف و وظایف ۶۰ % کتابخانه ها شامل برنامه های کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت می باشد .
در پاسخ به سوال چهارم ، ۵ کتابخانه پاسخ مثبت و ۵ کتابخانه پاسخ منفی داده اند. درصد پاسخ گویی به این سوال ۱۰۰ % می باشد . بنابر پاسخ های به دست آمده می توان بیان کرد در ۵۰ % کتابخانه ها اهداف و وظایف کتابخانه در فواصل مشخص مورد بررسی قرار می گیرد .
در پاسخ به سوال پنجم ، ۵ کتابخانه پاسخ مثبت و ۵ کتابخانه پاسخ منفی داده اند . درصد پاسخگویی به این سوال ۱۰۰ % می باشد . بنابراین ، می توان بیان کرد که در ۵۰ % کتابخانه ها ، تاثیرات پیشرفت های علمی و نظری علوم کتابداری بر عملکرد کتابخانه ها مورد توجه است .
در جدول زیر ، توزیع فراوانی پاسخ های هر کتابخانه به صورت جداگانه بیان شده است :
جدول ۴-۵ : توزیع فراوانی و درصد پاسخ های کتابخانه های مورد مطالعه در استاندارد اول ، از نظر کیفی.
نام کتابخانه | درصد پاسخ مثبت | درصد پاسخ منفی | درصد بدون پاسخ | درصد پاسخگویی | |
۱ | مرکزی | ۸۰ | ۰ | ۲۰ | ۸۰ |
۲ | علوم پایه | ۸۰ | ۲۰ | ۰ | ۱۰۰ |
۳ | الهیات | ۱۰ | ۹۰ | ۰ | ۱۰۰ |
۴ | فنی و مهندسی | ۱۰۰ | ۰ | ۰ | ۱۰۰ |