قرار نگیرد امکان دارد بتوان هر گونه برنامه آموزشی را اثر بخش دانست و هزینه هنگفتی را برای آن در نظر گرفت ولی ممکن است برنامه های آموزشی، اثر بخشی وکارایی لازم را نداشته باشند. همچنین هیچگاه نمی توان بدون ارزیابی برنامه ها و دوره های آموزشی ادعا نمود که آموزش های ارائه شده برای فراگیران ثمر بخش بوده و باعث بهبود دانش ، مهارت و نگرش در زمینه شغلی و حرفه ای شده است یا خیر؟( دولان و شولر ، ۱۳۷۵ ، ۲۴۵).
حال با توجه به مسائل مطرح شده ،و با توجه به این موضوع که سازمان آموزش و پرورش خود متولی آموزش می باشد . تا چه اندازه ای دوره های آموزش ضمن خدمت این سازمان در راستای اهداف قدم بر داشته است.پژوهش حاضر در پی آن است که تأثیر آموزش های ضمن خدمت را بر عملکرد دبیران مقطع متوسطه(دوره دوم) سازمان آموزش و پرورش مورد بررسی قرار دهد و همچنین مسائل و مشکلات این طرح را نقد نماید. ضمناّ پیشنهادهایی برای رفع مسائل و مشکلات با ارائه الگوی مناسبتری در این زمینه بپردازد.
بر همین اساس مسأله اصلی تحقیق آن است که بدانیم آیا شرکت در دوره های آموزش ضمن خدمت بر روی عملکرد دبیران مقطع متوسطه (دوره دوم ) سازمان آموزش و پرورش تأثیر دارد؟
۱-۳ - بیان اهمیت انجام تحقیق :
اهمیت و ضرورت آموزش کارکنان و نقش آن در بهبود عملکرد و دستیابی به اهداف منجر شده که به این مقوله توجه ویژه ای شود و امروزه کمتر سازمان یا نهادی را می توان یافت که دارای بخش ویژه ای تحت عنوان ” آموزش ضمن خدمت ” نباشد و در آن برنامه ریزی آموزش کارکنان به یکی از دل مشغولی های مهم مدیریت تبدیل نشده باشد. (رولیر،۱۹۹۳، نقل شده توسط فتحی و اجاره گاه ۱۳۸۴،ص۲).
آموزش و پرورش در زندگی بشر از تقدس بالایی برخوردار است .چرا که آموزش ، سازندگی ، بهبود و تعالی را به همراه دارد و از وظایف انبیا و اولیاء و بزرگان عالم بشریت بوده است. (کاظمی، ۱۳۷۶، ۱۹۲ ).
بنابراین آموزش کارکنان ، فرآیندی است که انطباق و سازگاری کارکنان را با محیط متحول سازمان و انطباق بهتر سازمان را با محیط پیرامون فراهم می آورد . بدین جهت سازمان به منظور رسیدن به حد مطلوب اقتصادی و صنعتی ، بایستی آموزش نیروی انسانی را در صدر اولویت های خود قرار داده و در زمینه تربیت مغزهای متفکر و مبتکر سرمایه گذاری کند. از این رو برنامه ریزی های بزرگ و فراگیر را باید بر پایه اندیشه های نو ، آفریننده ، پویا ، پر توان و نگرش های سازنده ، دیدگاه های تازه و تعهد و دلبستگی ژرف منابع انسانی در سازمانها بنا نهاد. برای تحقق منظور فوق می بایست همواره این نیروی پر توان را در پر تو آموزش و پرورش مناسب و سازگار قرار داد. پس به منظور استفاده صحیح از تکنولوژی نوین،وهماهنگ نمودن کارکنان با پیشرفت های علمی،ضرورت آموزش مداوم آشکار می گرددو به همین دلیل است که سازمان ها سالانه مبالغ زیادی را صرف آموزش و بهسازی نیروی انسانی خود می کنند. بنابراین ضرورت بررسی این موضوع که آیا آموزش کارکنان با توجه به هزینه های آن باعث بهبود عملکرد نیروی انسانی می شود یا نه؟ کاملاّ واضح و روشن می نماید.( بتوئی ، ۱۳۶۹ ، ص ۲۹ )
تجربیات و تحقیقات که درباره ی مسائل و مشکلات دبیران انجام شده اهمیت و ضرورت پرداختن به آموزش دبیران را بیش از پیش آشکار می سازد . با توجه به این که سیستم آموزش و پرورش هر چند سال یکبار تغییر می کند و به تبع آن منابع آموزشی نیز تغییر می نماید .لزوم و اهمیت برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت در سازمان آموزش و پرورش را افزون تر می نماید.
۱-۴ - اهداف تحقیق :
پژوهش ها نشان می دهند که بین آموزش و و بهره وری همبستگی مثبت و قوی وجود دارد. در واقع کارایی هر سازمان بستگی به کاربرد مؤ ثر منابع انسانی دارد و به وسیله آموزش می توان سطح دانش و تخصص افراد را بالاتر برد تا بتوانند وظایف خود را به نحوبهتری انجام دهند. و برای مسئولیت های مهم تر آماده شوند. ( رمزگویان ، ۱۳۷۵ ، ص ۷۰ )
هر تحقیق بنا به ضرورتی پیش می آید و با اهداف مشخص آغاز می گردد. و محقق در محدوده ی مشخص برای رسیدن به اهداف موجود گام برداشته و فعالیتی را آغاز می کند. اهداف مطالعاتی که در این پژوهش دنبال می شوند عبارتند از:
تعییین وضعیت دوره های آموزش ضمن خدمت موجود درمنطقه هجده سازمان آموزش و پرورش شهر تهران
تعیین تأثیر دوره های آموزش ضمن خدمت بر بهبود عملکرد دبیران منطقه هجده سازمان آموزش و پرورش شهر تهران
مشخص نمودن اولویت بندی مؤلفه های عملکرد دبیران منطقه هجده سازمان آموزش و پرورش شهر تهران
ارائه پیشنهادهایی برای بهبود عملکرد دبیران منطقه هجده سازمان آموزش و پرورش شهر تهران با بهره گرفتن از دوره های آموزش ضمن خدمت
۱-۵ - چارچوب نظری :
چارچوب نظری نگرش یا چشم اندازی است که تمامی پژوهش بر آن استوار است .و در این مرحله نسبت به رد و پذیرش مسأله مطرح شده ، در فرضیه ها تصمیم گیری می شود. ادعا شده است که پرورش منابع انسانی یک امر دو جانبه است. در این امر هم سازمان نقش دارد و هم خود فرد و در چنین شرایطی است که می توان سازمان ها را یاد گیرنده تلقی نمود و با این نگرش است که مدیریت عملکرد و در درون آن ارزیابی در حوزه بهسازی منابع انسانی مطرح می شود .( میر سپاسی ، ۱۳۸۱، ص ۲۲۲ )
در مدل مفهومی این تحقیق متغیر مستقل[۱] آموزش ضمن خدمت است که آموزش ضمن خدمت عبارت است از :آموزش کارکنان ، کلیه تلاش ها و کوشش هایی است که در جهت ارتقای سطح دانش و آگاهی ،مهارت های فنی و حرفه ای و شغلی و همچنین رفتار مطلوب کارکنان یک سازمان به عمل می آید و آنها را برای انجام بهتر وظایف و مسئولیت ها ی خویش آماده می کند.( ابطحی ، ۱۳۸۳، ص ۱۵ )
متغیر وابسته[۲] در این تحقیق عملکرد می باشد.
که در این تحقیق از مدل ادیورنه بهره گرفته شده است ، که عملکرد نیروی انسانی را به چهار مؤلفه تقسیم نموده است .۱- دانش شغلی ۲- مهارت شغلی ۳- رفتار سازمانی ۴- کارایی که تأثیر آموزش ضمن خدمت را بر عملکرد نیروی انسانی سنجیده است.
۱-۶ - مدل تحقیق :
مبنای اصلی مدل این تحقیق بر اساس الگوی ادیورنه[۳] است. در این روش بهترین راه برای انجام یک ارزشیابی جامع و کامل ، کاربرد یک روش سیستمی است.
در این مدل بهترین راه برای ارزیابی یک برنامه آموزشی اندازه گیری میزان تغییراتی است که در رفتار ، درجه دانش و مهارت و میزان کارایی شرکت کنندگان پس از شرکت در دوره آموزشی در آنان بوجود آمده است. در این روش ، آزمایشات کلاسی چه قبل از تشکیل دوره و چه در خاتمه آن نمی توانند ارزیابی کاملی از برنامه های آموزشی به دست دهند . مگر اینکه آن در محیط واقعی کار مورد مطالعه و ارزیابی قرار گیرد.
متغیر مستقل متغییر وابسته
آموزش ضمن خدمت
عملکرد نیروی انسانی
کارایی
رفتار سازمانی
دانش شغلی
مهارت شغلی
منبع ادیورنه ، ۱۹۷۰ ، صص ۱۸۰-۱۸۱
۱- ۷ - سوال ها یا فرضیه های تحقیق :
فرضیه های تحقیق :
الف ) فرضیه اصلی: آموزش ضمن خدمت بر عملکرد دبیران تأثیر دارد.
ب) فرضیه های فرعی :
۱- آموزش ضمن خدمت بر دانش شغلی دبیران تأثیردارد.
۲- آموزش ضمن خدمت بر مهارت شغلی دبیران تأثیردارد.
۳- آموزش ضمن خدمت بر رفتار سازمانی دبیران تأثیردارد.
۴- آموزش ضمن خدمت بر کارایی دبیران تأثیردارد.
۱- ۸- جامعه آماری :
پژوهش حاضر در بین کل دبیران مقطع (دوره دوم )متوسطه نظری منطقه هجده سازمان آموزش و پرورش شهر تهران صورت گرفته است. که در کلاس های آموزشی شرکت کرده اند و تعداد آنها ۳۲۰ نفر می باشدو به این دلیل که منطقه هجده تهران از مناطقی است که تعداد مدارس آن نسبت به سایر مناطق شهر تهران از پراکندگی جمعیتی و جغرافیایی مناسب تری بر خوردار است و تعداد مدارس آن متوسط رو به بالا است این منطقه به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شده است.
۱-۹ - بر آورد حجم نمونه و روش نمونه گیری:
در این پژوهش از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به اندازه گیری نمونه پرداخته ایم.زیرا نمونه آماری شامل دبیران مقطع متوسطه دوره دوم ( نظری ) منطقه هجده سازمان آموزش و پرورش شهر تهران( زن و مرد )است.که حجم نمونه آماری بر اساس فرمول جامعه محدود حدود ۱۷۵نفر برآورده شده است.
۱-۱۰- روش تحقیق :
از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی و پیمایشی است.
عملکرد مالی شرکت : روش های محاسبه عملکرد مالی شرکتها متنوع است اما موردی که در این تحقیق مورد نظر است بشرح زیر محاسبه میگردد :
(۱-۳ )
BD= ارزش دفتری بدهی
MV= ارزش بازار سهام
TA =مجموع ارزش داراییها
تنوع شرکتها: برای محاسبه تنوع شرکت ها از معیار« آنتروپی»استفاده گردیده است. جاکومین و بری در سال ۱۹۷۹ ،معیار آنتروپی را به این صورت زیر تنوع تعریف نمودند:
میانگین موزون تنوع شرکت در بخش های مختلف.
تعریف پالپو (۱۹۸۵)، این مفهوم را بهتر بیان می کند:
آنتروپی: عبارت است از میانگین موزون سهم عملیات بخش های مختلف شرکت از عملیات کل شرکت. در این میانگین، وزن عبارت است از لگاریتم معکوس نسبت کل عملیات در هر بخش. بنابراین، تنوع کل یک شرکت را می توان از طریق رابطه زیر به دست آورد:
(۱-۴)
P= نسبت فروش شرکت در کسب وکار
M= تعداد صنایعی که شرکت در آن ها فعالیت می کند.
N= تعداد کسب و کارهایی که شرکت در آن ها فعالیت می کند.
J= صنعت
I= شرکت
در سال ۱۹۹۵راگاناتان با بررسی دقیق این معیار به این نتیجه رسید که رابطه آنتروپی، در پاره ای از موارد، معیار مناسبی جهت انداز ه گیری تنوع سازمانی محسوب نمی شود او سپس معیاری را با عنوان معیار تجدید نظریافته آنتروپی ارائه داد که دقت، اندازه گیری تنوع شرکت ها را تا حد زیادی افزایش می دهد. معیار مزبور از دو جزء تشکیل می شود:
۱) جزئی که نشان دهنده تعداد بخش هاست.
۲) جزئی که بیانگر چگونگی و میزان توزیع عملیات در بین بخشهای مختلف است.
روابط زیر به ترتیب تنوع مرتبط و غیر مرتبط شرکتها را نشان می دهند:
(۱-۵)
R entropy = تنوع مرتبط
(۱-۶)
U entropy= تنوع نامرتبط
۱-۱۲ساختار فصول آتی
با توجه به تحقیق حاضر، پژوهش پنج فصل مجزا طبقه بندی شده است. همانگونه که ارائه شد، فصل اول اختصاص به کلیات تحقیق داشته و در فصل دوم به ادبیات موضوعی و سوابق مطالعاتی موجود ، مورد مطالعه و بررسی پرداخته شده است. در فصل سوم چگونگی جمع آوری اطلاعات مورد نیاز برای پاسخ دادن به سوالات پژوهش و بررسی فرضیه ها تشریح شده است. فصل چهارم به تجزیه تحلیل و آزمون فرضیات اختصاص داده شده و در نهایت در فصل پنجم نتایج حاصل از تحقیق و آزمون فرضیات بیان شده است .
فصل دوم: بررسی ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق
فصل دوم ـ بررسی ادبیات
موضوع و پیشینه تحقیق
۲-۱ مقدمه
اندیشه و تفکر استراتژیک، ضرورت انکارناپذیر مدیریت هزاره سوم میلادی به شمار میرود. تحولات شگرف و دائمی در حال تغییر همه عرصه های تجاری و اقتصادی، مبین داشتن تفکر استراتژیک است. گسترش اهداف و قلمرو مدیریت مالی و نقش مؤثر آن در تصمیمگیری، موجب گردید، که برخورداری از تفکر استراتژیک در این حوزه اهمیت پیدا کند. سیر تحولات رشته مدیریت مالی و تخصص حرفهای این رشته، موجب گردید که ارزش افرینی به عنوان هدف اصلی مدیریت مالی تلقی شده و مسئولیت کلیدی مدیریت بنگاه اقتصادی به شمار آید و با توجه به نقشی که مدیریت مالی در تصمیمات مدیریت بنگاه اقتصادی دارد، در واقع مسئولیت کلیدی مذکور یعنی تلاش در جهت حداکثر نمودن ارزش شرکت به عنوان مسئولیت اصلی مدیریت مالی به حساب آید. موفقیت در این امر، به استفاده مستمر و مؤثر از ابزارهای مختلف و مصالحه بین آنها از آن جهت که مزیت اقتصادی به همراه داشته باشد، بستگی دارد. هدف اصلی مدیریت، ارتقای ارزش شرکت است که در عمل همان افزایش بهای دارایی های مالی آن شرکت می باشد و از طریق به کارگیری استراتژیها و خط مشیهای مختلف در تصمیم گیری و اجرای وظایف مدیریت معنی پیدا میکند .
استفاده از مهندسی مالی برای ارزیابی و به کارگیری ابزارهای مالی، به کارگیری استراتژی تخصیص بهینه منابع در کوتاه مدت و بلند مدت، اجرای وظایف محوله و هدایت و بسیج منابع و امکانات موجود با توجه به اهداف استراتژیک و تحلیل تصمیمات سرمایه گذاری از طریق بودجه بندی سرمایه ای، اعمال مدیریت مالی بین المللی در عرصه جهانی با توجه به جهانی شدن اقتصاد، توجه به مکانیسم ایجاد پورتفوی در سهام و سرمایه گذاری و استفاده از روش های کمکی در انواع تصمیمهای مالی و نظائر اینها از جمله اهداف و مقاصد مدیریت است.
بیشتر از نظر سرمایه گذاران، وضع مالی به عنوان تنها عامل یا معیار تعیین کننده وضع رقابتی سازمان به حساب می آید. برای تدوین استراتژیها، به شیوهای اثربخش، باید نقاط ضعف و قوت سازمان را، از نظر مالی تعیین کرد. قدرت نقدینگی، میزان وام، سرمایه در گردش، سودآوری، استفاده بهینه از داراییها، جریانهای نقدی و حقوق صاحبان سهام میتواند به گونه ای باشد که برخی از استراتژیها منتفی گردند و نتوان آن را به عنوان یک گزینه امکان پذیر مورد توجه قرار داد. بیشتر، عوامل مالی موجب میشوند که استراتژیهای کنونی و برنامه های اجرایی تغییر یابند
از سوی دیگر با مراجعه به تحقیقات و ادبیات مدیریت مالی مشاهده می شود که عمده ترین دلایل ناکامی شرکتها فقدان یا عدم کفایت سرمایه گذاری و تامین مالی نامناسب و ناکافی است. به عنوان مثال، مالکان اینگونه شرکتها ممکن است ترکیب نامناسبی از منابع (بدهی در مقابل سرمایه) را انتخاب کنند یا منابعی را تحصیل کنند که تعهدات و محدودیتهای نقدینگی بالایی را برای آنان به دنبال داشته باشد و یا قراردادهایی منعقد کنند که تعهدات هزینه ای بالایی را بر آنان تحمیل نماید بنابراین ممکن است منجر به سرمایه گذاری نامناسبی شود که ادامه بقا و حیات شرکت را تهدید کند(کاسار [۴]۲۰۰۴)
افزون براین، ساختار سرمایه نامناسب برای هر شرکتی ،کلیه زمینه های فعالیت یک شرکت راتحت تاثیر قرار میدهد و می تواند باعث بروز مسائلی نظیر عدم کارایی در بازاریابی محصولات، عدم کارایی و ناتوانی در به کارگیری مناسب نیروی انسانی و موارد مشابه شود (هاشمی و اخلاقی، ۱۳۸۹)
تصمیمات مربوط به ساختار سرمایه شرکت دارای دو جنبه است؛ اول، میزان سرمایه مورد نیاز و دوم، ترکیب منابع تامین سرمایه. فرض بر این است که بنگاهای اقتصادی از میزان سرمایه مورد نیاز خود آگاهی دارند. در چنین حالتی، مسئله به این صورت در می آید که برای تامین سرمایه باید از کدام منابع استفاده کند. یعنی چه تعداد اوراق قرضه منتشر شود یا چه مقدار از سرمایه را از محل انتشار سهام عادی تامین کرد( وان اوکن[۵] ، ۲۰۰۵ ). با توجه به جایگاه ساختار سرمایه و تاثیر آن بر ارزش، سود آوری و عملکرد واحد اقتصادی، تعیین ساختار سرمایه از اهمیت بالایی برخوردار است. از این رو در این تحقیق رابطه بین ساختار سرمایه و وجه نقد آزاد و تنوع شرکتها با عملکرد مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گیرد. با عنایت به موارد فوق در این فصل، ابتدا ادبیات موضوعی مربوط به ساختار سرمایه و وجه نقد آزاد و عملکرد شرکتها ارائه شده است و در ادامه مروری بر تحقیقات انجام شده در رابطه با هر یک از متغیرهای تحقیق بیان شده است.
۲ – ۲ ادبیات موضوعی
۲-۲-۱- تعریف ساختار سرمایه
در زیر تعاریف مختلفی از ساختار سرمایه ارائه شده است. هر یک از تعاریف مختلف از ساختار سرمایه جنبه ای از روش تامین مالی را به ساختار سرمایه اطلاق می کنند.
*نسبت اوراق بهادار بلند مدت قدیمی تر (دارای رتبه بیشتر ) به جمع سرمایه گذاری های مرتبط (کوپر[۶] ،۱۹۸۳،۹۶)
* تعادل بین بدهی ها و دارایی ها، ماهیت دارایی ها و ترکیب استقراض شرکت. دارایی ها می توانند مشهود یا نامشهود، جاری یا بلندمدت (اوراق بدهی یا سهام) و استقراض ممکن است بلندمدت یا کوتاه مدت، ثابت یا شناور، بدون ریسک یا با ریسک باشند. در شرایط ایده آل دارایی ها و بدهی ها باید تطابق داشته باشند(هوسی[۷] ۱۹۹۹، ۶۳ )
*ترکیبی از سهام عادی، سهام ممتاز و زیر مجموعه های مرتبط با آن، سودانباشته و بدهی های بلندمدت که
واحد تجاری جهت تامین مالی دارایی های خود از آن ها استفاده می کند (نوروش و شیروانی ، ۷۴،۱۳۷۹)
*بلکویی[۸] ساختار سرمایه را ادعای کلی بر دارایی های شرکت معرفی می کند . او ساختار سرمایه را شامل اوراق بهادار منتشر شده عمومی، سرمایه گذاری خصوصی، بدهی بانکی، بدهی تجاری ،قراردادهای اجاره، بدهی های مالیاتی ، بدهی های حقوق بازنشستگی، پاداش معوق برای مدیریت و کارکنان، سپرده های حسن انجام کار، تضمین های کالا و دیگر بدهی های احتمالی می داند.
* برخی معتقد اند ساختار سرمایه منابع تامین مالی بلند مدت شرکت می باشد از آنجا که بدهی های جاری صرف امور جاری شرکت می شود، تاثیر بسزایی بر بازده حقوق صاحبان سهام و در نتیجه ارزش شرکت ندارد. به تعبیری، ساختار سرمایه شرکت مصرف وجوه بلند مدت مورد استفاده می باشد.
۲-۲-۱-۱-نظریه های مرتبط با ساختار سرمایه
شرکت ها در تامین منابع مالی جهت اجرای پروژه های سود آور دو راهکار پیش رو دارند :
۱)تامین مالی از طریق حقوق صاحبان سهام
۲)تامین مالی از طریق بکارگیری اهرم مالی یا ایجاد بدهی
به کارگیری هر یک از این دو راهکار یا هر گونه ترکیبی از این دو بیانگر الگوی ساختار سرمایه شرکت است. استفاده از هر راهکاری دارای محاسن و معایب خاصی است ، تامین مالی از طریق حقوق صاحبان سهام باعث کاهش بازده هر سهم می شود و تامین مالی از طریق بکارگیری اهرم مالی به رغم اینکه در ابتداء ارزش شرکت را افزایش می دهد ولی با استفاده بیش از حد آن ریسک مالی شرکت افزایش می یابد بنابر این می توان گفت ترکیب مناسبی از دو راهکار منجر به ساختار بهینه سرمایه می شود
شکل ۴- ۱: رنگ فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS، با غلظتهای متفاوت ( %۰، ۵%)، نانو دی اکسید تیتانیوم.
برای اندازه گیری ضخامت فیلمها از ریزسنج دستی استفاده شد که ضخامت کلی فیلمهای ترکیبی نانو کامپوزیتی بدست آمده، با اضافه کردن نانو ذرات بدون تغییر باقی ماند. مقادیر میانگین ضخامت کلی برای فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا /SSPS، حاوی نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم ( ۱۳/۰-۱۴/۰ ) میلی متر میباشد. و در (جدول ۴-۱) نشان داده شده است.
جدول ۴- ۱: میانگین ضخامت فیلمهای شاهد ترکیبی نشاسته کاساوا /SSPS و نمونههای حاوی نانو دی اکسید تیتانیوم.
ضخامت | نوع نمونه |
۰۱/۰ ± ۱۳/۰a | ۰ % ( نمونه شاهد) |
۰۳/۰ ± ۱۳/۰a | ۱ % نانو دی اکسید تیتانیوم |
۰۲/۰ ± ۱۴/۰a | ۳ % نانو دی اکسید تیتانیوم |
۰۱/۰ ± ۱۴/۰a | ۵ % نانو دی اکسید تیتانیوم |
داده ها بیانگر میانگین ± انحراف معیار می باشد. مشابه بودن حروف لاتین بیانگر عدم وجود اختلاف معنی دار بین میانگین ها در سطح احتمال ۵% می باشد.
۴-۲- بررسی اثر نانو دی اکسید تیتانیوم بر خواص ممانعتی فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS
۴-۲-۱- تعیین میزان نفوذ پذیری به بخار آب
یکی از مهمترین عملکردهای بسته بندی غذا، جلوگیری و یا به حداقل رساندن انتقال رطوبت بین غذا و محیط اطراف است. سپس نفوذ پذیری بخار آب باید به کمترین حد ممکن برسد، تا محیط بسته بندی غذا بهینه سازی شده و عمر بالقوه محصول غذایی بر روی قفسهی مغازهها افزایش یابد. ( حسینی و همکاران، ۲۰۱۳). شکلهای ۴-۲، نشان دهنده نفوذ پذیری نسبت به بخار آب فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS، با درصدهای مختلف از نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم میباشد. بعد از اضافه کردن نانو ذرات کاهش قابل توجهای در میزان نفوذ پذیری به بخار آب ایجاد شد. نفوذ پذیری نسبت به بخار آب فیلمهای ترکیبی از ۳۴/۶ تا ۹۸/۲ ، به صورت معنی داری (۰۵/۰>p) کاهش داشتند. که میتوان به مقاومت بیشتر از نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم در مقایسه با ماتریکس بایوکامپوزیت نسبت داد. بنابراین تلفیقی از نانو ذرات به ماتریکس یک مسیر غیر مستقیم برای عبور از میان مولکولهای آب را ایجاد می کند (یو[۱۰۷] و همکاران، ۲۰۰۴). این کاهش نفوذ در فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS، ساپورت شده با نانو ذرات را میتوان بر اساس مدل نیلسن[۱۰۸] (۱۹۶۷)، مسیرهای پیچشی و غیر مستقیم توضیح داد. بازدارندگی ضعیف نسبت به بخار آب از عیبهای اساسی فیلمهای پلی ساکاریدی به حساب می آید به علت ماهیت آبدوست پلی ساکاریدها، فیلمهای حاصل از آن نفوذ پذیری بالایی نسبت به بخار آب دارد این حساسیت نسبت به رطوبت باعث ایجاد تغییر در خواص کاربردی فیلم پلی ساکاریدی در شرایط محیطی مختلف شده و در نتیجه کاربرد فیلمهای پلی ساکاریدی در شرایط مختلف (به ویژه در رطوبتهای نسبی بالاتر) را محدود میسازد (قنبرزاده و همکاران، ۱۳۸۸). هنگامی که نانو ذره در ماتریکس پلیمری وجود دارد، یک ملکول آب باید مسیر پیچیده تری را نسبت به ترکیب خالص پلیمر طی کند تئوری که توسط ﺛلن بیان شد (ﺛلن[۱۰۹]، ۲۰۰۵).
همان طور که در شکل ۴-۲، مشاهده میکنیم خاصیت نفوذپذیری با افزایش غلظت نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم کاهش یافت و درغلظت ۵% کمترین مقدار را داشت. نانو ذرات به دلیل اندازه خیلی کوچکشان به آسانی میتوانند فضاهای خالی ماتریکس فیلم خلل وفرج دار را پر کنند لذا پخش آسان آب یا رطوبت مشکل می شود. (تانگ[۱۱۰] و همکاران ، ۲۰۰۸ ؛ دی مورا[۱۱۱] و همکاران، ۲۰۰۹) ضمن این که مسیر پیچ در پیچ اطراف لایه های نانو، مولکولهای نفوذ کننده را وادار می کند که از یک مسیر طولانی از میان فیلم عبور کنند. (سوتورنویت[۱۱۲] و همکاران، ۲۰۱۰).
شکل ۴-۲: میزان نفوذ پذیری به بخار آب فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا/SSPS، با غلظتهای مختلف نانو دی اکسید تیتانیوم.
*متفاوت بودن حروف لاتین بر روی ستونها نمایانگر اختلاف معنی دار در سطح ۵% احتمال میباشد ( ۰۵/۰ >р).
نفوذپذیری نسبت به گاز و ترکیبات فرار آروما در فیلم های پلی ساکاریدی تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد: نسبت نواحیکریستالی به نواحیآمورف، میزان تحریک زنجیرههای پلیمری و میزان برهمکنشها بینگروه های عملگرای پلیمر و مولکولهای گاز و ترکیبات فرار در نواحی آمورف ( کومار و ساینق[۱۱۳]، ۲۰۰۸). فیلمهای بایوپلیمری به دلیل وجود تراکم و فشردگی بالا بین زنجیره ها، وجود مقدار زیاد پیوندهای هیدروژنی، وجود حالت نیمه کریستالی، بازدارندگی عالی در مقابل اکسیژن دارند و همین امر استفاده از آن را در بسته بندی میوه ها و سبزی ها جهب کاهش سرعت تنفس و افزایش ماندگاری میسرمیسازد ( مانو[۱۱۴] و همکاران، ۲۰۰۴). در این پژوهش همانطور که در شکل ۴-۳، نشان داده شده است در فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS، ساپورت شده با نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم، با افزایش غلظت نانو دی اکسید تیتانیوم، میزان نفوذپذیری به اکسیژن(OP) فیلم ترکیبی از ۴۹/۴ تا ۸۶/۱ cc-mil [m2. day]، به صورت معنی داری (۰۵/۰>p) کاهش داشت. این نتیجه با نتیجه به دست آمده از کار زپا و همکاران در سال ۲۰۰۹، مطابقت داشت. آن ها اثر پلاستیسایزر را را بر ویژگی ممانعتی گاز اکسیژن در فیلم زیست تخریب پذیر نشاسته به همراه نانو ذرات رس بررسی کردند و نشان دادند که نفوذپذیری اکسیژن در رطوبت نسبی ۵۰% درفیلم ها با پلاستیسایرز بالاتر است نسبت به فیلم خالص. که این روند را به افزایش در تحرک زنجیرهای پلیمری درحضور پلاستیسایزر نسبت دادند. از طرفی مشاهده کردند با افزایش نانو رس در ماتریکس نفوذپذیری به اکسیژن کاهش پیدا می کند. پرکننده ها میتوانند به عنوان موانع نفوذ ناپذیر در حرکت مولکولهای اکسیژن مطرح شوند. (زپا[۱۱۵] و همکاران، ۲۰۰۹).
شکل ۴- ۳: میزان نفوذ پذیری به اکسیژن فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا/SSPS، با غلظتهای مختلف نانو دی اکسید تیتانیوم.
*متفاوت بودن حروف لاتین بر روی ستونها نمایانگر اختلاف معنی دار در سطح ۵% احتمال میباشد ( ۰۵/۰ >р).
۴-۳- بررسی اثر نانو دی اکسید تیتانیوم بر خواص مکانیکی فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS
نتایج خواص مکانیکی بدست آمده از دستگاه آنالیز بافت در شکلهای (۴-۴، ۴-۵ و ۴-۶)، نشان داده شده است. نتایج نشان داد هنگامی که غلظت نانو دی اکسید تیتانیوم در فیلم از ۰% تا ۵% افزایش مییابد، مقاومت به کشش مربوط به فیلم ترکیبی از ۴۳/۱۶ تا ۱۲/۲۵ مگاپاسکال به صورت معنی داری افزایش یافت (۰۵/۰>p). که با توجه به نتایج حاصل از تحقیقات جییوآگو [۱۱۶]و همکاران در سال ۲۰۰۹، نتایج مشابهی به دست آمد این محققین نشان دادند هر چه میزان نانو ذرات ترکیبی ZnO _ CMC از صفر تا ۵ درصد وزنی افزایش پیدا کند قدرت کششی(TS) هم افزایش مییابد، در حالت کلی میتوان علت افزایش استحکام کششیTS را این چنین تفسیر کرد که با توزیع یکنواخت نانو ذرات در ساختمان پلیمر و ایجاد سطحی اتصال دهنده بین مولکولها و نیز تشکیل پیوندهای یونی بین نانو ذرات و ترکیبات تشکیل دهنده پلیمر افزایش مییابد. افزایش در مقاومت کششی یک معیار اساسی و واجب برای کاربردهای بسته بندی غذاست چون مقاومت کششی بالا به فیلم های بسته بندی اجازه می دهد که در برابر فشارهای نرمالی که در طی جابجایی غذا، بارگیری و حمل و نقل مواجه میشوند مقاومت کنند (ریورو[۱۱۷] و همکاران، ۲۰۰۹). میزان درصد کشیدگی نیز با افزایش غلظت نانو دی اکسید تیتانیوم در فیلم ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS، از ۱۲/۲۱ تا ۶۱/۱۲ درصد کاهش معنی داری (۰۵/۰>p) مییابد. در تحقیقی دیگر که اثر افزودن نانو ذرات اکسید روی بر سطح فیلم های پلی ونیل کلراید بررسی کردند، به این نتیجه رسیدند که پوشش ذرات اکسید روی بر روی سطح فیلم های PVCاثر ناچیزی بر روی درصد کشیدگی(E%) دارد که علت آن این بود که در این تحقیق نانو ذرات اکسید روی بر شکاف های زنجیرهPVC پر نشده بلکه روی سطح فیلم پوشیده شدند. بنابراین تعامل بین نانو ذرات و زنجیره هایPVC ممکن است ایجاد نشود. این مطلب گویای این است که چگونگی قرار گرفتن ذرات نانو در زنجیره های پلیمر بر اثر بخشی آن ها بر خواص مکانیکی بسیار حائز اهمیت است ( لی[۱۱۸] و همکاران، ۲۰۱۰). مدول یانگ (نسبت تنش به کرنش در ناحیه خطی) نیز با افزایش غلظت نانو دی اکسید تیتانیوم در فیلم ترکیبی نشاسته کاساوا / SSPS، از ۶۵/۰ تا ۰۹/۱ مگاپاسکال، افزایش معنی داری (۰۵/۰>p) داشت. این نتایج با نتایج بدست آمده از تحقیقات جییوآگو [۱۱۹]و همکاران در سال ۲۰۰۹ مطابقت داشت. خواص مکانیکی فیلمهای کامپوزیت به شدت وابسته به تعامل سطحی بین ماتریس و مواد پرکننده آنها ( نانو ذرات ) است. همچنین چن[۱۲۰] و همکاران در سال ۲۰۰۹، نشان دادند که علت این امر مربوط به محتوای رطوبت است. با افزایش درصدهای نانو دی اکسید تیتانیوم محتوای رطوبت کاهش مییابد که این احتمال وجود دارد با توجه به تعامل میان پلاستیسایزر، ماتریس بیوپلیمرها، و نانو دی اکسید تیتانیوم، گروه هیدروکسیل برای واکنش با آب، کمتر در دسترس باشند در نتیجه به یک ماتریس جاذب کم رطوبت منجر می شود. از یک طرف آب در ماتریس بیوپلیمرها نقش پلاستی سایزینگ ( روان کننده ) را بازی می کند از طرف دیگر کاهش محتوای پلاستی سایزر سبب کاهش انعطاف پذیری فیلمها و در نتیجه افزایش مقاومت به کشش و مدول یانگ و کاهش درصد کشیدگی می شود. دلیل دیگر آن مربوط به تعامل سطحی بین نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم و ماتریکس بیوپلیمرها است.
شکل ۴- ۴: نمودار مقاومت به کشش فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا/SSPS، با غلظتهای مختلف نانو دی اکسید تیتانیوم.
*متفاوت بودن حروف لاتین بر روی ستونها نمایانگر اختلاف معنی دار در سطح ۵% احتمال میباشد ( ۰۵/۰ >р).
شکل ۴- ۵: نمودار درصد کشیدگی فیلمهای ترکیبی نشاسته کاساوا/SSPS، با غلظتهای مختلف نانو دی اکسید تیتانیوم.
کل هزینههای ثابت، ریال
خروج چوب
پس از مطالعه اولیۀ خروج چوب آلات توسط قاطر یک نوبت چوبکشی به چهار جزء تقسیم شد (Ghaffariyan et al, 2009; Jourgholami et al., 2008).
حمل بدون بار: مدتزمانی است که قاطر از محل دپو شروع به حرکت کرده و با رسیدن به محل بارگیری به پایان میرسد.
بار زدن: از زمان توقف قاطر در محل قطع و تبدیل شروعشده و تا ریسمان روی پالان قاطر قرارگرفته و چوب آلات توسط کارگر همراه با ریسمان بسته میشود ادامه دارد.
حمل: از انتهای زمان بارگیری شروع می شود و تا زمانی که قاطر همراه بار با یک کارگر بهسوی دپو حرکت می کند و در دپو در محل تخلیه میایستد ادامه دارد.
خالی کردن: از انتهای زمان حمل آغازشده و در این مرحله کارگر همراه قاطر یا شخصی که در دپو میباشد اقدام به بازنمودن گره ریسمان نموده و چوب آلات بستهشده را روی زمین رها میسازد، سپس ریسمان را جمع می کند.
محاسبه هزینهی خروج به این صورت است که برای تعیین عوامل اثرگذار بر روی مقدار تولید از یک مدل رگرسیون خطی چند متغیره استفاده گردید. مهمترین عوامل احتمالی اثرگذار شامل فاصله حمل چوب از محل بارگیری در جنگل تا دپو، شیب (درصد)، تعداد محصول در هر نوبت و حجم بار به مترمکعب بهعنوان فاکتورهای کمی احتمالی تأثیرگذار بر زمان یک نوبت چوبکشی اندازه گیری شدند. با بهره گرفتن از مدل حمل چوب با قاطر میتوان مقدار تولید در واحد زمان و زمان لازم برای حمل چوب آلات قطع و تبدیلشده و هزینه های مربوطه را به دست آورد. مقدار تولید از تقسیم حجم چوب خارجشده در واحد زمان به دست آمد. هزینه سیستم شامل هزینه مربوط به خرید حیوان، لوازم و ابزار حمل چوب حمل چوب و هزینه های کارگری است. نرخ حیوان عموماً به سه مؤلفه اصلی هزینه ثابت، هزینه متغیر و هزینه کارگری تقسیم میگردد (Akay, 2005). عمر کاری یک قاطر ۳۵-۳۰ سال است و بهطور میانگین ۵ سال عمر مفید کاری خواهد داشت و پسازآن عملکردش کاهش خواهد یافت. ساعات کار مفید روزانه ۵ ساعت و تعداد روز کاری با توجه به شرایط آب و هوایی منطقه ۱۲۰ روز در نظر گرفته شد. مبنای محاسبه هزینهها سال ۱۳۹۳ میباشد.
در جدول (۳- ۱۵) خلاصه وضعیت هزینههای خروج نشان دادهشده است.
جدول ۳‑۱۵هزینههای مربوط به خروج چوب با قاطر
قیمت خرید یک رأس قاطر (هزینه ثابت)
۳۰۰۰۰۰۰۰ریال
پالان قاطر (هزینه متغیر)
۱۵۰۰۰۰۰ ریال سالیانه
افسار و ریسمان (هزینه متغیر) (تعویض ماهیانه)
۵۰۰۰۰۰ ریال ماهیانه
نعل کردن قاطر (هزینه متغیر) (هر ده روز یکبار)
۸۵۰۰۰۰ ریال هر بار
هزینه تعلیف روزانه
۱۰۰۰۰۰ ریال
هزینه مای حمایتی شامل مکملهای غذایی، دارو،
خدمات دامپزشکی، شستن و نگهبانی دادن، (هزینه متغیر)
۱۶۰۰۰۰۰ ریال (پنج درصد قیمت خرید حیوان )
هزینه های کارگری (هزینه های کارگری برای بار زدن
و راندن حیوان در طول کار) (هزینه متغیر)
۴۲۰۰۰۰ ریال روزانه
نرخ حیوان (هزینه ساعتی سامانه حمل چوب با قاطر )
۱۵۹۶۳۶ ریال
بررسی تاناوارو و همکاران[۳۳] (۲۰۰۶) نشان داد زنانی که از رفتارهای سلامتی پیروی نمیکردند، دارای سطح آگاهی پایین در رابطه با بیماریهای قلبی و عروقی، درک بالا از فواید به کارگیری این رفتارها و سطح متوسطی از موانع را بر سر انجام این گونه رفتارها حس میکردند. موسکا و همکارانش[۳۴] (۲۰۰۶) نیز به این نتیجه رسیدند زنانی که آگاهی بیشتری از ریسک فاکتورها و منافع پیروی از رفتارهای بهداشتی داشتند، عملکرد بهتری در انجام و پیروی از اینگونه رفتارهای پیشگیرانه داشتند.
تعدادی از مطالعات نیز رفتارهای سالم افراد مبتلا به بیماریهای مزمن را مورد بررسی قرار دادهاند. موکادم[۳۵] (۲۰۱۳) با مطالعه سبک زندگی ارتقاءدهندهی سلامت زنان مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی به این نتیجه رسید که این زنان رفتارهای ارتقاءدهندهی سلامت را به طور منظم انجام نمیدهند. بالاترین نمرهی آنان، مربوط به تغذیه و پایینترین آن مربوط به فعالیتفیزیکی بود. استیوف برگن و رابرتز[۳۶] (۱۹۹۷) گزارش کردند که زندگی با وضعیتهای مزمن بر ارتقای سلامت زنان تاثیر می گذارد. همچنین اظهارات پندر (۱۹۸۷) مبتنی بر این است که وضعیت سلامت افراد بر فراوانی شرکت در رفتارهای ارتقاءدهندهی سلامت تاثیر می گذارد. فوجاری[۳۷] (۲۰۰۴) با مطالعه کیفیت زندگی افراد مبتلا به فشارخون، به این نتیجه رسید که افزایش فشار خون اثرات منفی بر کیفیت زندگی افراد خواهد داشت که کنترل آن موجب ارتقاء سطح کیفیت زندگی خواهد شد.
به طور کلی پیشینهی تحقیق نشان میدهد که عوامل موثر بر سبک زندگی سلامت محور زنان سنین باروری در سه دستهی جمعیت شناختی، اجتماعی اقتصادی و سلامتی قابل طبقه بندی هستند. بنابراین دسته بندی فوق در چارچوب مطالعه و مدلهای تبیینی مبنای کار قرار گرفته است.
فصل سوم
مبانی نظری
هدف اصلی نظریه تبیین است. عموماً قدرت نظریه به قابلیت آن برای گردآوری میزان زیادی از افکار سازمانیافته و اطلاعات مرتبط با یک مسئله خاص بستگی دارد و بدین ترتیب نظریه ها افکار را دقیق نموده و آنها را برای استفاده در یک لحظه خاص آماده میسازند. تبیین هدف اصلی نظریات جامعه شناختی است. البته سودمندی نظریه جامعه شناسی منحصر به تبیین نیست. با دانستن نظریه، احتمال پیش بینی حوادث آینده امکان پذیر می شود (اکبری خنجی، ۱۳۸۲: ۱۵۸-۱۵۷). در این فصل تلاش می شود به عمدهترین نظریه های مرتبط با رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت و سبک زندگی اشاره شود.
۳-۱- نظریات مرتبط با موضوع
در یک طبقه بندی کلی این نظریه ها به سه دسته تقسیم بندی میشوند : الف). نظریات فردی مانند مدل اعتقاد بهداشتی، مهارت رفتاری مربوط به انگیزه و اطلاعات، رفتار برنامه ریزی شده (نظریه کنش منطقی)، فرانظری (مراحل و فرایند تغییر) و مدل احتمال پیچیدگی؛ ب). نظریات بینفردی مانند شناخت اجتماعی (یادگیری اجتماعی)، شبکه و حمایت اجتماعی، انتشار نوآوری و مدل یاریدهنده ذاتی؛ ج). نظریات اجتماعی مانند سازماندهی اجتماع، تغییر سازمان یافته، تحرک اجتماعی و نظریه ارتباط (گلانز و دیگران[۳۸]، ۲۰۰۲ : ۴۱). در این قسمت به چند مورد از مهمترین نظریه های مربوط به رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت پرداخته می شود.
۳-۱- ۱- مدل باور بهداشتی [۳۹]
مدل باور بهداشتی یکی از اولین تئوریهایی است که منحصراً برای رفتارهای مربوط به سلامت به وجود آمد (صفاری و دیگران، ۱۳۸۸ : ۵۳). این مدل هم مانند تئوریهایی که بر موانع و راهکارهای تغییر رفتار تاکید می کنند، تحتتاثیر تئوری کرتلوین قرار گرفت (ریمر[۴۰]، ۲۰۰۲ : ۴۱). نظریه لوین و همکارانش معتقد بود رفتار بستگی به دو متغیر دارد :
۱). ارزشی که به وسیله شخص بر پیامد نهاده می شود (ارزش حاصله).
۲). برآورد شخص از این احتمال که یک عمل مشخص منتج به آن پیامد خواهد شد (انتظار).
مدل باور بهداشتی یک تئوری تنظیم هدف مبتنی بر سطح تمایل فرد است که در قالب آن، شخص هدف از عملکرد آتی خود را بر اساس عملکرد قبلی تنظیم مینماید. چنین تئوریهایی، تئوریهای انتظار ارزش نامیده میشوند. آغاز آن مربوط به کاوش در دلایل عدمپذیرش مردم نسبت به غربالگری رایگان بیماری سل بود (صفاری و دیگران، ۱۳۸۸ : ۵۴). این مدل دارای شش ساختار میباشد و بر مبنای آنها به پیش بینی رفتار می پردازد. ساختار حساسیت درکشده، به باور ذهنی فرد اشاره دارد که راجع به احتمال ابتلا به یک بیماری یا دچار شدن به حالت زیانباری در نتیجه اقدام به رفتار خاصی است. دومین ساختار، شدت درک شده میباشد که مربوط به باور ذهنی شخص در مورد وسعت آسیبی است که می تواند در نتیجه ابتلا به یک بیماری یا وضعیت زیانبار حاصل از یک رفتار خاص پدید آید. غالباً ساختارهای حساسیت درکشده و شدت درکشده با هم گروه بندی میشوند و از آنان به عنوان تهدید درک شده یاد می شود. سومین ساختار مدل باور بهداشتی، منافع درکشده نام دارد که در رابطه با اعتماد به مزایای روشهای پیشنهادی جهت کاهش خطر یا وخامت بیماری یا وضعیت زیانبار حاصل از یک رفتار خاص میباشد. موانع درکشده ساختار چهارم این مدل میباشد، که اشاره به باورهایی در مورد هزینه های واقعی و متصور پیگیری رفتار جدید دارد. ساختار پنجم، راهنماهایی برای عمل نام دارد که شامل نیروهای تسریع کننده ای است که موجب احساس نیاز شخص به انجام عمل می گردد. آخرین ساختار، خودکفایتی نامیده می شود که در دهه ۱۹۸۰ به این مدل اضافه شده است و شامل اطمینان شخص به توانایی اش برای پیگیری رفتار میباشد. خودکفایتی مربوط به رفتار خاص و در زمان حال میباشد و به گذشته یا آینده ارتباطی ندارد. مدل اعتقاد بهداشتی بطور گستردهای در پژوهش رفتاری، پیشگیری اولیه و پیشگیری ثانویه مورد استفاده قرار گرفته است (صفاری و دیگران، ۱۳۸۸ : ۵۵ – ۵۶).
۳-۱-۲- نظریه کنش منطقی[۴۱] و رفتار برنامه ریزی شده [۴۲]
در اواخر دههی۱۹۸۰ و اوایل دههی۱۹۹۰، مارتین فیش باین و آیسک آجزن، نظریه عمل منطقی را مطرح نمودند. این تئوری مدعی است که قصد رفتاری مقدم بر رفتار بوده و به وسیله نگرش نسبت به رفتار و هنجار ذهنی مشخص میگردد. نگرش نسبت به رفتار شامل احساس تمایل یا تنفر کلی شخص نسبت به هر گونه رفتار مشخص بوده و به وسیله باورهای رفتاری (باورهایی مبنی بر اینکه انجام یک رفتار مشخص منجر به پیامدهای معین میگردد) و ارزشیابیهای پیامد (ارزشی که شخص بر هر گونه پیامد ناشی از انجام یک رفتار مشخص مینهد)، تعیین می شود. هنجار ذهنی عبارتست از باور شخص در مورد اینکه بیشتر افراد مهم در زندگی وی فکر می کنند او باید یا نباید اقدام به انجام رفتار موردنظر نموده و به وسیله باورهای هنجاری (باورهای شخص در مورد اینکه سایر افراد مهم در زندگی وی، تمایل دارند او چگونه رفتار کند) و انگیزش به پیروی (درجهای که در قالب آن شخص خواستار عمل مطابق با تمایلات درک شده افراد مهم در زندگی اش میباشد) معین می گردد (صفاری و دیگران، ۱۳۸۸ : ۶-۶۰).
در اواخر دههی۱۹۸۰ و اوایل دههی۱۹۹۰، آجزن ساختار کنترل رفتاری درکشده (چقدر شخص احساس می کند که مطابق با راستای رفتار مشخص برخورد مینماید) را به نظریه کنش منطقی افزود و نظریه رفتار برنامه ریزیشده را پدید آورد. ساختار کنترل رفتاری درکشده وابسته به باورهای کنترل (باورهایی در مورد عوامل داخلی و خارجی که می توانند باعث جلوگیری یا تسهیل انجام رفتار گردند) و قدرت درکشده (ادراک این موضوع که چقدر انجام رفتار مورد نظر در هر شرایطی که در قالب باورهای کنترل تعریف شده است آسان یا دشوار میباشد)، است. هر دو نظریه به طور گستردهای در آموزش بهداشت و ارتقای سلامت مورد استفاده قرار گرفتهاند و هم چنان نیز کاربرد دارند. البته از محدودیتهای شناخته شده این دو نظریه میتوان به فقدان تمرکز بر تغییر رفتار، عدم توجه به همه عوامل پیش بینیکننده، فاصله میان کنترل رفتاری درکشده و کنترل رفتاری واقعی، تاکید انحصاری بر تفکرات منطقی، تغییرات موجود در ساختارهای پیش بینی کننده، تکیه بر خود گزارشها و تاثیر پذیری از پرسشنامه های اندازه گیری اشاره کرد. نمودار زیر، ساختارهای کلیدی نظریه عمل منطقی و رفتار برنامه ریزیشده را نشان میدهد (صفاری و دیگران، ۱۳۸۸ : ۶۱-۶۰).
باورهای رفتاری
نگرش نسبت به رفتار
ارزشیابی پیامدهای رفتاری
باورهای هنجاری
رفتار
قصد رفتاری
هنجار ذهنی
انگیزش برای پیروی
باورهای کنترل
کنترل رفتاری درک شده
قدرت درک شده
نمودار ۳-۱ : مدل نظریه عمل منطقی و رفتار برنامه ریزی شده، (منبع : صفاری و دیگران، ۱۳۸۸ : ۶۲).
۳-۱-۳- مدل تغییر رفتار [۴۳]
این مدل در سال ۱۹۷۹ توسط پروچاسکا بنا نهاده شد. در سال ۱۹۸۰ پروچاسکا و دیکلمنته مدلی را با محورهای اصلی آمادگی یک فرد برای تغییر، تلاش برای دگرگونی و پیشرفت بسوی رفتار سالم معرفی نمودند. مراحل مدل اینها از تحقیق در باب مسئله ترک سیگار و درمان اعتیاد الکل و مواد مخدر منتج شد و در سالهای اخیر برای حل سایر معضلات بهداشتی مانند تغییرات تغذیهای نیز بکار میرود. تغییر در رفتار بعنوان فرایند نه یک حادثه نگریسته می شود که فرد در سطوح مختلف انگیزه و آمادگی برای تغییرات قرار دارد. از آنجایی که مردم در نقاط مختلف این فرایند هستند مداخلات برنامه ریزی شده بایستی با هر مرحله منطبق باشند. شش مرحله که در این مدل تعریف شده است عبارتند از: ۱) -مرحله قبل از تفکر- شخص از مشکل آگاه نیست و یا بطور جدی در مورد مسئله بهداشتی فکر نکرده است. ۲)- مرحله تفکر- شخص بطور جدی در مورد مسئله حادث شده فکر می کند. ۳)- مرحله آمادگی یا قصد- شخص برنامه برای عمل دارد و آخرین انطباقها را قبل از تغییر رفتار صورت میدهد. ۴)- مرحله عمل- شخص برنامه عملیاتی ویژهای را برای اصلاح رفتار و محیطش انجام میدهد. ۵)- مرحله ماندگاری- فرد رفتار مورد علاقه و جایگزین شده جدید را ادامه میدهد (مراحل توصیه شده بطور دورهای برای جلوگیری از عود رفتار ناسازگار تکرار میشوند). ۶)- مرحله نهایی- فرد هیچ تلاشی و هیچ مقاومتی برای عود رفتار نادرست انجام نمیدهد. در عود شخص به رفتار سابقش رجوع میکند و عود میتواند در هر کدام از مراحل عمل و ماندگاری رفتار اتفاق بیافتد. این مدل بیشتر از آنکه مدلی خطی باشد، مدلی دوار و چرخشی است. در حقیقت در طول این سیکل دایرهای فرد ممکن است در هر کدام از مراحل تفکر، قصد، عمل، عود و بازگشت مجدد به مدل قبل از آنکه به مرحله نهایی برسد از مدل خارج گردد (صفاری و دیگران، ۱۳۸۸ : ۶۷ – ۶۶ ).
۳-۱-۴- مدل قصد رفتاری[۴۴]
این مدل در سال ۱۹۶۷ توسط مارتین فیش بین ارائه شد و در سال ۱۹۷۵ با همکاری آیزن کامل شد و به عنوان یک مدل رسمی ارائه گردید. مدل قصد رفتاری بر مبنای تئوری عمل منطقی[۴۵] (نشان میدهد انسانها کاملاً منطقی بوده و به طور سیستماتیک از اطلاعاتی که معمولاً در اختیار آنان است استفاده می کنند)، استوار است و این تئوری نیز کاربرد نظریه دیگری به نام انتظار ارزش[۴۶] (که نشان میدهد وقتی افراد دست به رفتاری میزنند که از آن رفتار انتظار سود و ارزش داشته باشند) است.
در نظریه قصد رفتاری فیش بین و آیزن معتقدند کلاً پیش بینی رفتارها مشکل نیستند. همیشه قصد منجر به رفتار نمی شود و همیشه ارتباط کاملی بین رفتار و قصد وجود ندارد. قصد لازمهی رفتار است ولی برای آن کافی نیست.
عوامل تعیینکننده قصد در این نظریه عبارتند از : عامل شخصی که مربوط به سرشت خود شخص است، بازتاب تاثیر اجتماع یعنی فشارهای اجتماعی که از سوی افراد بانفوذ جامعه بر روی تصمیم گیری و اتخاذ رفتار فرد تحمیل میشوند. عامل شخصی مربوط به ارزشیابی مثبت و منفی فرد از انجام یک رفتار است که به نگرش نسبت به رفتار معروف[۴۷] است، ممکن است نگرش یک فرد برای انجام رفتاری مثبت باشد ولی نگرش فرد دیگر نسبت به انجام همان رفتار منفی باشد. بنابراین نگرش افراد در برابر موضوعات مختلف متفاوت هستند.
دومین عامل موثر بر قصد فرد، عامل اجتماعی است که مربوط می شود به فهم یا درک شخص از فشارهای اجتماعی که بر شخص وارد می شود که کاری را انجام بدهد یا ندهد که به هنجارهای انتزاعی[۴۸] معروف است. وقتی که یک فرد میخواهد برای انجام کاری قصد نماید تحت تاثیر یکی یا هر دو عامل فوق قرار میگیرد. دو عامل در به وجود آمدن نرمهای انتزاعی یا فشارهای اجتماعی دخالت دارد : ۱- اعتقادات نرمی[۴۹] : اعتقاداتی که زیر بنای نرمهای انتزاعی هستند. چون افراد ذینفوذ و مورد اعتماد شخص، انجام رفتاری را از فرد میخواهند، فرد نسبت به انجام آن کار اعتقاد پیدا کرده و قصد انجام رفتار مینماید، این اعتقاد فرد را که با توجه به خواسته افراد مورد اعتماد صورت میگیرد، اعتقادات نرمی میگویند.
۲- انگیزه های اطاعت فرد [۵۰] : گاهی اوقات انگیزه های اطاعت فرد (ترس، احترام) تشکیل دهنده نرمهای انتزاعی بوده و منجر به قصد برای انجام رفتار می شود. تصمیم برای اتخاذ رفتار به دو عامل زیر بستگی دارد : قدرت خواسته شخص (تا چه مقدار نگرش فرد بالاست)، حساسیت فرد به فشار (چه مقدار در مقابل فشار مقاومت دارد و یا به آن بی اعتناست) (دیدارلو و دیگران، ۱۳۸۸ : ۸۷-۸۶). نمودار ۳-۲- طرح مدل مذکور را نشان می دهد.
نگرش نسبت به رفتار
اعتقادات درباره نتایج رفتار
و ارزیابی از نتایج رفتار
رفتار بهداشتی
قصد رفتاری
نرمهای انتزاعی
اعتقادات نرمی و
انگیزه برای اطاعت
نمودار ۳-۲ : طرح مدل قصد رفتاری (منبع : دیدارلو و دیگران، ۱۳۸۸ : ۸۷-۸۶).
۳-۱-۵ - مدل ارتقاء دهنده سلامت [۵۱]
مدل ارتقاءدهنده سلامت توسط پندر[۵۲] (۱۹۹۶) مطرح شده است. این مدل که از تئوریهای ارزش- انتظار و شناخت اجتماعی نشات میگیرد جهت پیش بینی رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت به وجود آمده است. این مدل سعی می کند انتظارات و ویژگیهای فردی و اینکه چگونه رفتارهای ویژه شناخته می شوند و بر خروجیهای رفتاری موثرند را توضیح و تبیین کند. طبق مدل مذکور، دو نوع از ویژگیها و انتظارات فردی وجود دارد که بر خروجیهای رفتاری موثرند :
۱- رفتارهای پیشین فرد که جزء متعلقات فرد به حساب می آید. ۲- ویژگیهای شخصی که متشکل از تجارب فرهنگی - اجتماعی، روان شناختی و بیولوژیکی است.
چهار متغیر ویژه رفتاری با اهمیت یکسان که بر پیامدهای رفتاری تاثیر میگذارند وجود دارد. این چهار متغیر عبارتند از : منفعت ادراک شده از کنش، محدودیت ادراک شده از کنش، خود اثربخشی ادراک شده و تاثیر مربوط به عمل. این متغیرها در ترکیب با تاثیرات موقعیتی و بینشخصی، اجزایی برای تعهد افراد جهت تصمیم گیری برای عملکردن هستند. خوشبختانه، تعهد افراد برای تصمیم به عمل کردن در رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت نتیجه خواهد داد.
عواملی که بر رفتارهای سلامت تاثیر میگذارند، چندبعدی هستند. همه عوامل با هم در ارتباط هستند و بنابراین نتایجی را به وجود می آورد که هم تاثیرات مستقیم و هم تاثیرات غیرمستقیم بر رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت دارد. این عوامل جریانهایی را حمایت می کنند که بر افراد برای تصمیم گیری و مشارکت در رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت تاثیر میگذارند. شناسای روابط درونی و درک پویایهایی که رفتارهای ویژه سلامت را تسهیل می کنند بینشی را هم در مورد رفتارهای مخاطرهآمیز سلامت و هم رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت ایجاد می کند (پندر، ۲۰۱۲).
۳-۱-۶- نظریه شناخت اجتماعی[۵۳]