وبلاگ

توضیح وبلاگ من

موضوع: "بدون موضوع"

راهنمای نگارش مقاله درباره :تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت ها درچرخه های تجاری مختلف- ...

نوبانی[۱۶] (۲۰۰۹)، مطالعه ای را در مورد ارتباط بین مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری شرکت با توجه به چرخه بهینه تبدیل وجه نقد انجام داد. این مطالعه نشان می دهد که کاهش چرخه تبدیل وجه نقد باعث افزایش سودآوری شرکت می شود. از سوی دیگر کاهش چرخه تبدیل وجه نقد می تواند به عملیات شرکت آسیب برساند و سودآوری را کاهش دهد. اگر چه شناسایی سطح بهینه موجودی، حساب های دریافتنی و حساب های پرداختنی که در آن هزینه نگهداری و هزینه فرصت به حداقل رسیده و محاسبه مجدد چرخه تبدیل وجه نقد مطابق این مقادیر بهینه بینش کامل و دقیقی از کارایی مدیریت سرمایه در گردش فراهم می کند.
کای سیچنک و همکاران[۱۷] (۲۰۰۹)، مطالعه ای را در زمینه ارتباط بین مدیریت سرمایه در گردش و ارزش شرکت انجام دادند. این مطالعه نشان می دهد که نه تنها مدیریت سرمایه در گردش برای ارزش شرکتی مهم می باشد، بلکه تامین سرمایه نیز به عنوان یک عامل مهم در زمینه تاثیرات ارزش گذاری مطرح خواهد بود.
دانلود پروژه
عالم و همکاران[۱۸](۲۰۱۱)، مطالعه ای را در مورد تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری و ارزش بازار در شرکت های پاکستانی انجام دادند. نتایج نشان می دهد که نسبت جاری مهمترین تاثیر را روی سودآوری دارد. نتایج همچنین نشان می دهد که یک رابطه معنی داری بین مدیریت سرمایه در گردش و ارزش بازار شرکت وجود دارد.
کابالرو و همکاران[۱۹] (۲۰۱۱)، مطالعه ای را در مورد تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت های کوچک و متوسط اسپانیایی انجام دادند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که در ارتباط بین سطح سرمایه در گردش و سودآوری شرکت نوسانی وجود دارد که نشان می دهد SMEs ها یک سطح سرمایه در گردش بهینه دارند که سودآوری شان را به حداکثر می رساند. علاوه براین، استحکام نتایج به دست آمده موید آن است که سودآوری شرکت ها با خارج شدن از سطح بهینه کاهش می یابد.
رای[۲۰](۲۰۱۲)، مطالعه ای را در مورد ارزیابی اثر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت ها (شرکت های تولیدی هند) انجام داد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که یک رابطه منفی قوی بین میزان سرمایه در گردش از جمله تعداد روز های حساب های دریافتنی و چرخه تبدیل نقد، و نسبت بدهی های مالی با سودآوری شرکت وجود دارد. بر خلاف مطالعات قبلی، این مطالعه هیچ گونه رابطه معنادار آماری را بین متوسط روز های حساب های پرداختنی با سودآوری نشان نداده است. در نهایت بیان کرده است که یک رابطه منفی ناچیزی بین اندازه شرکت و نسبت سود عملیاتی خالص وجود دارد.
انکوئیست و همکاران[۲۱](۲۰۱۴)، به بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری در چرخه های مختلف تجاری پرداختند. نتایج تحقیق ایشان نشان داد که تاثیر چرخه های تجاری بر رابطه سودآوری و سرمایه در گردش در دوره رکود اقتصادی از اهمیت بیشتری برخوردار است. همچنین نتایج تحقیقات ایشان نشان داد که اهمیت مدیریت موجودی کارآمد و دوره تبدیل حساب های دریافتنی در طول دوره رکود اقتصادی افزایش می یابد.
۲-۵-۲٫ مطالعات داخلی:
محمدی (۱۳۸۸) تحقیقی را در مورد تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت ها در جامعه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام داد. نتایج این تحقیق حاکی از این بود که بین سودآوری شرکت ها با دوره وصول مطالبات، دوره گردش موجودی ها، دوره واریز بستانکاران و چرخه تبدیل وجه نقد، رابطه معکوس معناداری وجود دارد. به عبارتی مدیران می توانند با کاهش دوره وصول مطالبات و دوره گردش موجودی کالا در حد معقول سودآوری شرکتشان را افزایش دهند. همچنین نتایج این تحقیق در رابطه با دوره واریز بستانکاران می تواند بیانگر این امر باشد که شرکت هائی که سودآور می باشند دوره واریز بستانکاران کوتاهتری دارند.
ستایش و همکارانش (۱۳۸۸) مطالعه ای را در مورد تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام دادند. نتایج بیانگر وجود رابطه منفی و معنادار بین متغیر های دوره وصول مطالبات، دوره تبدیل موجودی و چرخه تبدیل وجوه نقد با سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. شواهدی دال بر وجود رابطه معنادار بین دوره پرداخت حساب های پرداختنی و سودآوری مشاهده نشد.با این وجود رابطه منفی و معنادار سودآوری و چرخه تبدیل وجه نقد حاکی از آن است که شرکت ها می توانند از طریق مدیریت مناسب سرمایه در گردش و کاهش چرخه تبدیل وجه نقد تا یک حد منطقی، سودآوری خود را افزایش داده و برای سهامداران خود ایجاد ارزش کنند.
ایزدی نیا و تاکی (۱۳۸۹)، مطالعاتی را درباره تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر قابلیت سودآوری شرکتها انجام داده اند. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که بین دوره پرداخت حساب های پرداختنی با بازده دارائی ها رابطه معنی داری وجود ندارد. بین چرخه تبدیل وجه نقد با بازده دارائی ها رابطه معکوس و معناداری دارد و همچنین سرمایه گذاری بالا در موجودی کالا و حساب های دریافتنی منجر به پایین آمدن سودآوری می شود.
یعقوب نژاد و همکارانش (۱۳۸۹) تحقیقی در مورد ارتباط بین سرمایه در گردش و سودآوری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام دادند. نتایج تحقیق نشان می دهد بین متغیرهای مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری رابطه عکس وجود دارد .نتایج نشان می دهد که اگر دوره وصول مطالبات، دوره پرداخت بدهی، دوره گردش موجودی کالا و چرخه تبدیل وجه نقد افزایش یابد منجر به کاهش سودآوری در شرکتها خواهد شد، و مدیران می توانند با کاهش دوره وصول مطالبات، دوره پرداخت بدهی، دوره گردش موجودی کالا و چرخه تبدیل وجه نقد به حداقل سطح ممکن یک ارزش مثبت برای سهامداران بوجود آورند.
جان نثاری (۱۳۹۱)، مطالعه ای را در مورد تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری واحد های تجاری کوچک و متوسط انجام دادند. نتایج تحقیقات نشان می دهد که این شرکت ها می توانند با کاهش تعداد روزهای چرخه وجه نقد و نگهداری اجزای آن در سطح بهینه، سودآوری خود را بهبود ببخشند و برای سهام داران خود ایجاد ارزش کنند. بنابر این هرچه چرخه تبدیل وجه نقد طولانی تر باشد، نیاز به تامین مالی خارج از شرکت بیشتر خواهد بود و این امر موجب افزایش هزینه های شرکت، کاهش سود و کاهش ارزش افزوده اقتصادی می شود. از طرف دیگر، هرچه این چرخه کوتاهتر باشد، از یک طرف انباشت منابع در موجودی ها و حساب های دریافتنی کمتر می شود و از طرف دیگر با به تاخیر انداختن پرداخت بدهی ها، از خروج منابع جلوگیری می شود و موجب اختیار داشتن منابع کافی و به کار بردن این منابع در فرایند سود می شود.
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
۳-۱٫ مقدمه
روش شناسی تحقیق، ابزار لازم را در اختیار پژوهشگر قرار می دهد تا با بهره گرفتن از آن به اهداف مورد نظر در فرضیه تحقیق دست یابد. در این فصل به مباحثی از قبیل جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری، مقیاس های اندازه گیری، روش تجزیه و تحلیل و مباحثی از این قبیل پرداخته می شود.
۳-۲٫ نوع تحقیق:
۳-۲-۱٫ نوع تحقیق بر مبنای هدف:
بر اساس هدف تحقیقات علمی را می توان به سه گروه بنیادی، کاربردی و عملی تقسیم کرد:
تحقیقات بنیادی: این تحقیقات که گاه تحقیقات مبنایی یا پایه ای خوانده می شود، در جستجوی کشف حقایق و واقعیت ها و شناخت پدیده ها و اشیاء بوده، که مرزهای دانش عمومی بشر را توسعه می دهند و قوانین علمی را کشف نموده، به تبیین ویژگی ها و صفات یک واقعیت می پردازد(حافظ نیا، ۱۳۸۲، ۵۰).
تحقیقات کاربردی: این تحقیقات با بهره گرفتن از زمینه و بستر شناختی و معلوماتی که از طریق تحقیقات بنیادی فراهم شده برای رفع نیازمندی های بشر و بهبود و بهینه سازی ابزارها، روش ها، اشیاء و الگوها در جهت توسعه رفاه و آسایش و ارتقای سطح زندگی انسان مورد استفاده قرار می گیرد (حافظ نیا، ۱۳۸۲، ۵۱). این پژوهش نیز بر اساس هدف از نوع کاربردی می باشد.
تحقیقات عملی: این تحقیقات را باید تحقیقات حل مسئله یا حل مشکل نامید و آنها را نوعی تحقیق کاربردی محسوب کرد؛ زیرا نتایج آن مستقیما برای حل مسئله خاص به کار گرفته می شود. تحقیقات عملی نوعا خصلت محلی و موضعی دارد و معمولا خاصیت تعمیم پذیری زیاد ندارند. این تحقیقات نیز بر داده های تحقیقاتی بنیادی تکیه دارند؛ زیرا از معلومات و قوانین آنها استفاده می شود(حافظ نیا، ۱۳۸۲، ۵۲).
۳-۲-۲٫ نوع تحقیق بر مبنای ماهیت و روش:
بر اساس ماهیت و روش، تحقیقات علمی را می توان به پنج گروه تقسیم کرد که عبارتند از: تحقیقات تاریخی، توصیفی، همبستگی، تجربی و علی(حافظ نیا، ۱۳۸۲، ۵۳).
این پژوهش از نظر ماهیت و روش جزء تحقیقات توصیفی- تحلیلی قرار می گیرد. در تحقیقات توصیفی- تحلیلی، محقق علاوه بر تصویرسازی آنچه هست به تشریح و تبیین دلایل چگونه بودن و چرایی وضعیت مسئله و ابعاد آن می پردازد. محقق برای تبیین و توجیه دلایل، نیاز به تکیه گاه استدلالی محکمی دارد که از طریق جستجو در ادبیات و مباحث نظری تحقیق فراهم می شود که معمولا در فصل دوم تحقیق تدوین می گردند(حافظ نیا، ۱۳۸۲، ۶۰).
این تحقیق همچنین از نوع همبستگی می باشد. در این تحقیقات محقق می خواهد بداند که آیا بین متغیرها رابطه و همبستگی وجود دارد و تغییر در یکی با تغییر در دیگری همراه است یا خیر، و اگر چنین ارتباطی وجود دارد، از چه نوع و میزان آن چقدر است. نتایج این تحقیقات لزوما رابطه علت و معلولی را اثبات نمی کند؛ ولی ممکن است چنین ارتباطی را توضیح دهد. (حافظ نیا، ۱۳۸۲، ۶۷).
در این تحقیق ابتدا داده های خام از اسناد و مدارک موجود در بورس، استخراج شده و با بهره گرفتن از فرمول های مناسب به متغیرهای تحقیق تبدیل می گردد. در این مرحله داده ها با بهره گرفتن از نرم افزارهای آماری و اقتصادی در دو بخش مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. از آنجایی که موضوع آمار توصیفی[۲۲] تنظیم و طبقه بندی داده ها و محاسبه مقادیر خاصی از داده هاست، برای محاسبه شاخص های گرایش به مرکز و پراکندگی از آمار توصیفی استفاده می شود و سپس با بهره گرفتن از آمار استنباطی[۲۳]، آزمون فرضیه ها و تعمیم نتایج به کل جامعه انجام می پذیرد.
۳-۳٫ جامعه و نمونه[۲۴] آماری و روش نمونه گیری:
جامعه بزرگترین مجموعه از موجودات است که در یک زمان معین مطلوب ما قرار می گیرد. محدوده و فضای مطلوب ما، جامعه آماری را معین و مشخص می کند؛ بنابراین تعریف جامعه آماری عبارت است از:«تعدادی از عناصر مطلوب مورد نظر که حداقل دارای یک صفت مشخصه باشند». صفت مشخصه صفتی است که بین همه عناصر جامعه آماری مشترک بوده و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد.(آذر و مومنی، ۱۳۸۴، ۵). با توجه به اینکه قلمرو زمانی پژوهش شامل یک دوره هشت ساله از ابتدای سال ۱۳۸۵ تا پایان سال ۱۳۹۲ می باشد؛ جامعه آماری شامل کلیه شرکت های فعال پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است، که در طی این سال ها در بورس اوراق بهادار حضور داشته اند.
نمونه نیز عبارت است از :«تعداد محدودی از آحاد جامعه آماری که بیان کننده ویژگی های اصلی جامعه باشد»(آذر و مومنی، ۱۳۸۴، ۵). در این پژوهش برای انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری غربالی(حذف سیستماتیک) استفاده شده است. بدین منظور کلیه شرکت های جامعه آماری که دارای شرایط زیر هستند، به عنوان نمونه انتخاب و بقیه حذف شدند:

 

    1. شرکت ها از سال ۸۴ در بورس مورد پذیرش قرار گرفته باشد.

 

    1. شرکت ها دارای فعالیت تولیدی بوده و لذا موسسات مالی، سرمایه گذاری و بانک ها در نمونه آورده نمی شوند. علت حذف این قبیل موسسات تفاوت در ساختار سرمایه، نوع فعالیت و اهرم مالی آن ها بوده که حذف آن ها منجر به بهبود قابلیت مقایسه نتایج می شود.

 

    1. سال مالی شرکت ها منتهی به ۲۹ اسفند بوده و در طی قلمرو زمانی تحقیق سال مالی خود را تغییر نداده باشند.

 

    1. شرکت ها در طول دوره تحقیق وقفه عملیاتی بیش از چهار ماه نداشته باشند.

 

    1. اطلاعات کامل هریک از شرکت ها در رابطه با متغیر مورد مطالعه موجود باشد.

 

مراحل انتخاب نمونه از جامعه آماری در جدول زیر آورده شده است:

 

جدول ۳-۱٫ مراحل انتخاب نمونه
کل شرکت های موجود در سال های ۸۴ تا۹۲ ۴۴۹
کل شرکت های تولیدی ۴۲۸

راهنمای نگارش پایان نامه در مورد مطالعه اثر مایعات یونی بر پایداری و فعالیت هیدرولازی آنزیم ...

در گزارشی از لیو و همکاران فعالیت و ساختار آنزیم لیپاز CRL انکوبه شده در ۱۷ نوع مایع یونی مختلف مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که انتخاب نوع آنیون اثر مهم­تری بر فعالیت آنزیم در واکنش استریفیکاسیون داشته است و مایعات یونی محلول در آب اثر منفی بر فعالیت آنزیمی داشته اند. مطالعات ساختاری این گروه با روش FTIR تا حدودی تغییرات ساختاری مرتبط با تغییرات فعالیت آنزیم را نشان داد. هرچند افزایش فعالیت دیده شده در برخی موارد را نمی­ توان با داده ­های تجربی حاصل از بررسی ساختار ارتباط داد (Liu et al., 2013).
در بررسی ساختاری آنزیم لاکاز[۸۱] در مخلوط آبی مایعات یونی [C4MIM][TfO]، [C4MPy][TfO]، [TMA][TfO] با روش­های CD و فلورسانس اثر مثبت مایع یونی [C4MA][TfO] بر پایداری ساختاری آنزیم نسبت به دو نوع دیگر نشان داده شد. در این مطالعه نتایج مطالعات ساختاری با نتایج حاصل از بررسی فعالیت آنزیمی مطابقت داشتند (Yua et al., 2013).
در مطالعه ساختاری دیگری به کمک فلورسانس و FTIR اثر مایعات یونی ایمیدازولیومی محلول در آب بر ساختار دو آنزیم α- آمیلاز باسیلوس لیکنی­فورمیس[۸۲] و آمیلولیکوئی ­فاسینس[۸۳] مورد بررسی قرار گرفت. این بررسی نشان داد که آنزیم α- آمیلاز در محیط بافری و محلول آبی مایع یونی [C4MIM][Cl] لخته شده و دناتوره می­ شود. در حالی­که محلول آبی مایع یونی [C6MIM][Cl] به طور قابل ملاحظه­ای مانع از دناتوره شدن آنزیم می­ شود (Dabirmanesh et al., 2011).
اهداف
بررسی اثر مایعات یونی مختلف روی پایداری و فعالیت آنزیم­ های لیپاز تا حدودی انجام شده است، اما مطالعه اثر طول­های مختلف زنجیره کاتیونی مایعات یونی روی آنزیم و بررسی چگونگی تغییر ساختار آنزیم و اثر آن بر فعالیت آنزیمی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. همچنین با توجه به اثرات متفاوت مایعات یونی بر روی آنزیم­ های مختلف، در این پژوهش اثر مایعات یونی روی آنزیم لیپاز TTL، یک آنزیم گرمادوست با پتانسیل کاربردهای صنعتی، مورد بررسی قرار می­گیرد. بنابراین اهداف این پژوهش عبارتند از:
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
بررسی اثر غلظت­های مختلف مایعات یونی بر فعالیت هیدرولازی آنزیم TTL
بررسی اثر مایعات یونی با کاتیون و آنیون­های مختلف بر پایداری دمایی آنزیم TTL
مطالعه پایداری دمایی بر اساس تغییر در ساختار سوم آنزیم TTL در حضور و عدم حضور مایعات یونی
فرضیه
با بهره گرفتن از مایع یونی مناسب به عنوان محیط واکنش می­توان به پایداری بیشتر و فعالیت بهتری از آنزیم دست یافت.
فصل سوم
مواد و روش­ها
۳-۱- ابزار
انواع ظروف و لوازم آزمایشگاهی (ارلن، بشر، پلیت، بورت، کندانسور و غیره)
سمپلر
ترازو حساس (MettlerToledo)
کیسه دیالیز
استیرر (Vision)
pH سنج (Metrohm)
هات بلاک (پدیده نوژن پارس)
بن ماری (ریحان طب)
آون خلاء
سیستم تغلیظ پروتئین و فیلتر مربوطه (Amicon)
هود لامینار (ژال تجهیز)
انکوباتور (ریحان طب)
شیکر انکوباتور (Vision)
سانتریفوژ (Sigma 16-P)
سانیکاتور (Bandelin Sonicator)
اسپکتروفتومتر UV-Visible (Shimadzu)
اسپکتروفتومتر فلورسانس (Perkin Elmer LS 45)
اتوکلاو (ریحان طب)
پمپ پریستالتیک (Longer Pump BT100-2J)
دستگاه Power(Paya Pajoohesh)
۳-۲- مواد
۳-۲-۱- مواد لازم جهت تهیه مایعات یونی
آلکیل هالید ها (برومواتان، بروموبوتان، بروموهگزان، برومودودکان) (Merck)
متیل ایمیدازولیوم (Merck)
آمونیوم هگزافلوروفسفات (Acros Organics)
دی اتیل اتر (Panreac)
۳-۲-۲- مواد لازم جهت تهیه آنزیم لیپاز درون سلولی TTL
۳-۲-۲-۱- سوش باکتری
باکتریxL1blue E.coli (جهت تکثیر پلازمید حاوی ژن لیپاز)
باکتری E.coli BL21 (جهت بیان پروتئین)
۳-۲-۲-۲- مواد مورد نیاز برای ترانسفورماسیون
پلازمید حاوی ژن لیپاز درون سلولی TTL (pQE-TTL)
KCM (KCl, CaCl2, MgCl2)
آب مقطر استریل
۳-۲-۲-۳- مواد مورد نیاز برای کشت باکتری و استخراج عصاره سلولی
تریپتون، عصاره مخمر، نمک سدیم کلرید (Merck) (جهت تهیه محیط LB (Louria Bertoni))
آگار (Merck)
آنتی بیوتیک آمپی سیلین
ایزوپروپیل β-D- تیوگالاکتوزید (IPTG) (سیناژن)
آنزیم لیزوزیم (CinnaGen)
بافر تریس (Merck)
سدیم فسفات (Merck)
۳-۲-۲-۴- مواد مورد نیاز برای تخلیص آنزیم لیپاز
رزین Q- Sepharose
رزین Gel filtration

پژوهش های پیشین درباره تحلیل فقهی بیمه عمر در فقه امامیه- فایل ۷

نخست آن که متعهد به طور مستقیم پرداخت مالی را تعهد کرده است و این همان عقد ضمان است. دوم آن که تعهد پرداخت، اثر مستقیم عقد نیست؛ مانند عقد بیع که به طور مستقیم، انشای تملیک عین به مال است، ولی اثر تملیک این است که مشتری متعهد است در قبال دریافت مبیع، ثمن را بپردازد و بایع نیز متعهد شده است در برابر دریافت ثمن، مبیع را بپردازد؛ یعنی هر دو ضامن پرداخت چیزی شده اند.
ضمان واقعی
ضمان واقعی نیز دو گونه است:
نخست آن که شخص به طور مستقیم یا غیر مستقیم، در برابر تصرف مال دیگری، پرداخت وجه معینی را تعهد نکرده است و ضمان منحصراً به حکم قانون است. این ضمان را ضمان قهری نیز می گویند. به ضمان قهری دراصطلاح حقوق « شبه جرم »[۱۰۵] گفته می شود[۱۰۶] و در صورت های تصرف یا اتلاف یا تسبیب تلف مال غیر، برای متصرف یا متلف یا… حاصل می شود و متوقف به یک فعل خارجی است.
مقاله - پروژه
دوم آن که شخص در برابر تصرف مال دیگری، بر انجام امری تعهد کرده است؛ اما آن، تعهد صحیحی نیست؛ مانند مقبوض به عقد فاسد. و یا آن که تعهد صحیحی است ولی مقدار مورد تعهد، تعیین نشده است؛ مانند عاریه به شرط ضمان. و یا ضمان در آن عقد، به حکم قانون است؛ مانند عاریه طلا و نقره که مستعیر قانوناً ضامن است.[۱۰۷]
بخش نخست از ضمان جعلی که در تقسیم مذکور از آن به ضمان عقدی یا اختیاری و قصدی نیز یاد می شود، در فقه و حقوق اسلامی به دو معنا به کار رفته است: ضمان به معنای اعم، و ضمان به معنای اخص. ضمان عقدی به معنای اعم چنین تعریف شده است: «هو عقد شرع للتعهد بمال أو نفس »[۱۰۸] مال در اصطلاحات قانون مدنی، به تبع حقوق اسلام، شامل عین و دین است [۱۰۹]
تعهد به نفس، تعهد به احضار کسی است که مورد درخواست دیگری است که کفالت نامیده می شود.[۱۱۰] در تعهد به مال نیز چنانچه متعهد، به مضمون عنه بدهکار باشد، یعنی ضامن مانند مضمون عنه، ذمه اش مشغول باشد و از بدهکار نزد دیگری ( طلبکارش ) ضمانت کند که دین او را بپردازد، حواله نامیده می شود.[۱۱۱] و اگر بدهکار نباشد و از جانب او تعهد پرداخت دین مضمون عنه را بکند، ضمان نامیده می شود. و هر گاه ضمان به طور مطلق گفته شود، مقصود همین قسم اخیر است[۱۱۲].
ضمان به معنای خاص، که مقصود همین قسم اخیر ( ضمان مالی ) است. ضمان به معنای خاص تعهد به مال است از سوی کسی که بریء الذمه است، اعم از این که مضمون به، عین باشد یا منفعت[۱۱۳].
ضمان عقدی در برابر ضمان قهری، به اراده و انشای ضامن، محقق می شود؛ یعنی اگر شخص نخواهد و به ضمانت اقدام نکند، ضمانت او محقق نمی شود؛ مانند کسی که با اراده و خواست خود تعهد می کند که دیون فرد بدهکاری را بپردازد.
در این نوع از ضمان، که ضمان انشایی به معنای اخص است، ذمه ضامن به مبلغ تضمین شده مشغول می شود و ذمه مضمون عنه، نسبت به طلبکارش بریء و به ذمه ضامن منتقل می شود.
صحت عقد ضمان در مورد دین و این که اثر عقد ضمان دین ، انتقال ذمه است ، مورد اتفاق فقیهان شیعه بوده و هیچ اختلافی در آن واقع نشده است.[۱۱۴]
ضمان انشایی یا عقد ضمان به معنای خاص ( ضمان مالی ) از لحاظ نوع متعلق آن یعنی مضمون به، بر دو قسم است:
الف- ضمان آن چه در ذمه مدیون ثبات و استقرار یافته است که ضمان دیون نیز نامیده می شود. این نوع چندان به بحث بیمه و ضمان مربوط نیست و از لحاظ حکم شرعی، صحت آن مورد اجماع فقیهان و دانشمندان اسلامی از شیعه و اهل سنت است[۱۱۵]
ب- ضمان اعیان خارجی، که ضمان اعیان شخصیه نیز نامیده می شود. مضمون به در این نوع ضمان، دین نیست بلکه عین خارجی است. عین مورد عقد ضمان، نیز دو گونه است: یا قبل از عقد ضمان به حکم قانون، مضمون است یا مضمون نیست.
اعیان مضمونه : منظور اموالی است که متصرف در آن اموال، به حکم قانون ضامن حفظ و رد آن به مالکش است؛ مانند مال مغصوب، مبیع مأخوذ به عقد فاسد و…
اعیان غیر مضمونه: مانند امانات از قبیل ودیعه و عین مستأجره نزد مستأجر که در اصل شرع و قانون، این اعیان مضمونه نیستند و مانند عاریه غیر مضمونه؛ چون متصرف در این قبیل اموال و اعیان، امین است و امین در غیر حالت تعدی و تفریط، ضامن نیست.
برخلاف ضمان دیون که صحت آن مورد شک و خلاف نیست، در ضمان اعیان، نظر فقیهان در اصل ضمان و موارد آن مختلف است و در حکم ضمان اعیان مضمونه و غیر مضمونه قائل به تفصیل هستند. فخر المحققین[۱۱۶]، شهید ثانی[۱۱۷]، و محقق ثانی[۱۱۸] در مورد ضمان اعیان مضمونه، ترجیح عدم جواز داده اند و علامه در تذکره[۱۱۹] و تحریر[۱۲۰] و ارشاد[۱۲۱] ترجیح جواز داده است.
و این قول از مبسوط نیز منقول است[۱۲۲] و محقق حلی[۱۲۳] و محقق اردبیلی[۱۲۴] هم میل به جواز کرده اند. مرحوم سید کاظم طباطبائی در کتاب عروه الوثقی می گوید: در این که ضمان اعیان مضمونه، مانند غصب و مقبوض به عقد فاسد، جایز است یا نه، فقیهان اختلاف نظر دارند؛ برخی آن را جایزدانسته اند و برخی منع کرده اند. قول به جواز، قوی تر است[۱۲۵].
محقق حلی(ره) درباره صحت ضمان اعیان مضمونه می گوید: ضمانت کردن آن ها مورد تردید است اما به مقتضای عمومات می توان به جواز ضمان اعیان مضمونه حکم کرد [۱۲۶].
میرزای قمی به نقل از محقق اردبیلی(ره) درباره ضمان اعیان مضمونه می گوید: قول به صحت ضمان در اعیان، بعید نیست و آن چه از پیش گفتیم از دلیل منع، نا تمام است. خود ایشان می گوید: بنابراین دور نیست که بنا را در اعیان مضمونه و ضمان عهده، بر آن بگذاریم که محقق اردبیلی قائل به آن شد در تعمیم نظر به عمومات ادله.[۱۲۷]
آن چه ملاک صحت ضمان در اعیان مضمونه است، صدق عرفی ضمان و شمول ادله ضمان بر این موارد است و بنا به عقیده محققان از فقهاء، ضمان اعیان مضمونه، از لحاظ صغروی و کبروی تمام است.[۱۲۸]
ضمان اعیان غیر مضمون نیز دو گونه است :
الف- اموالی که در اصل، مضمون نیستند ؛ مانند اموالی که به عنوان امانت و ودیعه یا مال مضاربه و یا رهن نزد غیر مالک است.
ب- اموالی که در اصل، مضمون نیستند اما نزد صاحب آن هستند؛ مانند کالایی که در مغازه و منزل و تجارتخانه وجود دارد و کسی بیاید آن را از خطر آتش سوزی و دزدی و فساد پذیری ضمانت کند. این بحث از ضمان جدید است و عقد بیمه از همین قبیل است و چون مورد ابتلا نبوده است، فقهای گذشته درباره آن بحث نکرده اند.
صحت این نوع ضمان ( ضمان اعیان شخصی، اعم از آن که نزد صاحب آن باشد یا نزد دیگری ) مبتنی بر این است که معنای ضمان توسعه داشته باشد؛ یعنی علاوه بر ضمان در ذمه و اعیان مضمون، ضمان اعیان غیر مضمون را نیز در بر بگیرد.[۱۲۹]
چنانچه باب ضمان را در این قبیل از انواع ضمان ( ضمان اعیان شخصیه که دست مالک است ) توسعه دهیم، می توانیم بحث بیمه عمر را در باب ضمان داخل نماییم ولی اگر ضمان را به ضمان بر ذمه یا اعیان مضمونه مثل غصب و عقد فاسد مختصر بدانیم، نمی توانیم بیمه عمر را ضمان به حساب آورد.
با توجه به وجود اطلاقات و عموماتی که ضمان اعیان شخصی غیر مضمون را شامل می شود و فقدان مانعی از این اطلاق و شمول ادله، برخی فقیهان و دانشمندان حقوق اسلامی، بر صحت ضمان اعیان شخصی و همچنین ضمان در عقد بیمه، با تمسک به عمومات و اطلاقات فتوا داده اند.[۱۳۰] لذا با توسعه مفهوم ضمان و عدم محدود کردن آن در ضمان دیون، بیمه عمر را نیز می تواند با عقد ضمان مورد انطباق قرار بگیرد.
ضمانت چیزی که نزد صاحب آن است دو صورت دارد: ۱- ضمان بدون عوض ۲- ضمان مع العوض؛ مثل این که فرد ضامن به صاحب مال بگوید این عین خارجی را یک سال برای تو ضمانت می کنم به شرط این که در عوض آن فلان مبلغ هر ماه به من بدهی. ظاهراً هر دو قسم از این دو ، ضمان صحیحی می باشد.
بیمه عمر به این شکل بر ضمان اعیان غیر مضمونه تطبیق می کند که بیمه گر - ضمانت - یا تعهد می کند و به موجب عقد بیمه عمر، چیزی را به عهده می گیرد که همان پرداخت سرمایه بیمه طبق قرارداد است و مورد بیمه شده نیز عین خارجی، یعنی یک انسان آزاد است. طبق این انطباق، این ضمانت مجانی نمی باشد، بلکه عوض معینی برای بیمه گذار شرط می شود که آن همان حق بیمه ای است که آن را یک باره یا به اقساط به شرکت بیمه ( بیمه گذار ) می بپردازد.
بنابراین بیمه عمر مثل ضمان اعیانی است که نزد مالک آن است و حداکثر این که ضمانت وی مشروط به پرداخت مبلغی به صورت اقساطی و یا یکجا توسط بیمه گذار است.
بدیهی است که اگر به جای شخص حقیقی، شخص حقوقی ( شرکت بیمه ) تعهد نماید که در قبال اخذ مبلغی پرداخت سرمایه بیمه را عهده دار خواهد بود، هیچ گونه تفاوتی با شخص حقیقی نخواهد داشت. با توجه به این که در ضمانت ممکن است شرط عوض بشود، با این وجود عوض مذکور به منزله پرداخت حق بیمه می باشد.
امام خمینی ( ره ) نیز احتمال ضمان معوض بودن عقد بیمه را مردود نمی دانند و در جلسه درس خود این طور می فرمایند که عقد بیمه می تواند یکی از شقوق ضمان بوده باشد.[۱۳۱]
در این نوع از ضمان انشائی در اعیان خارجی که دارای عوض معین است، می توانیم بیمه عمر را نوعی ضمان به حساب آوریم و دراین نوع از ضمان همان ارکان موجود در بیمه عمر نیز وجود دارند که عبارتند از: ایجاب و قبول، بیمه شده که در این جا ( باب ضمان ) آن را مضمون می خوانیم که عین خارجی یا نفس انسان است. مبلغ بیمه ( حق بیمه ) که در این جا مضمون له آن را به عنوان عوض به ضامن می پردازد.[۱۳۲] بیمه گر، ضامن و بیمه گذار نیز نقش مضمون له را دارد. بنابراین به روشنی می توان دریافت که ارکان بیمه عمر نیز منطبق بر ارکان عقد ضمان واقع می شود و صحت شرعی آن را می توانیم از راه عقد ضمان فراهم آوریم.
تحلیل نظریه تطبیق بیمه عمر و ضمان:
هرچند ضمان بیش از دیگر عقود معهود، قابل انطباق با بیمه عمر است ولی اشکالاتی نیز بر این انطباق مطرح شده است که در زیر به آن ها اشاره می شود :
۱- برخی تبرع را عنصر سازنده ضمان دانسته و ضمان معوض را باطل می دانند و حال آن که بیمه عمر عقدی معوض است و شرکت بیمه ولو این که تعاونی هم بوده باشد برای اداره امور خود متحمل هزینه هایی می گردد که ناچار است آن را از طریق وصول اقساط بیمه گذاران تأمین نماید[۱۳۳] و درواقع بیمه گر تضمین به پرداخت سرمایه بیمه ای را مشروط به پرداخت حق بیمه از طرف بیمه گذار کرده است. در نتیجه تبرعی در آن وجود ندارد و به همین جهت عقد بیمه عمر با عقد ضمان قابل مقایسه نیست.
به این اشکال می توان این طور پاسخ داد که در صدق ضمان و اعتبار آن، تبرع شرط نیست بلکه تنها در حق رجوع ضامن به مضمون عنه، تبرع و عدم تبرع دخیل است. ضمان تبرعی آن است که ضامن در انعقاد ضمان، بدون تقاضای مضمون عنه اقدام کرده باشد و ضمان غیر تبرعی آن است که عقد ضمان به اذن و تقاضای مضمون عنه باشد. بنابراین در ضمان تبرعی، ضامن حق ندارد از مضمون عنه چیزی مطالبه نماید و در ضمان غیر تبرعی، ضامن پس از ادای دین، حق رجوع به مضمون عنه را دارد.[۱۳۴]
۲- اگر بیمه عمر را ضمان اعیان غیر مضمون بدانیم، ضمان مالم یجب لازم می آید و ضمان مالم یجب باطل است. به عبارت دیگر در این نوع از بیمه، چون عین بیمه شده اصالتاً مضمون نیست، اگر بیمه‌گر شرط کند که در صورت تلف شدن عین، ضامن پرداخت سرمایه بیمه ای است، ضمان مالم یجب خواهد بود.
در پاسخ به این اشکال باید گفت که دلیلی بر نادرستی ضمان مالم یجب وجود ندارد. هیچ یک از فقیهان دلیلی از نص، بر نادرستی ضمان مالم یجب نیاورده است و اجماعی هم بر نادرستی آن وجود ندارد ؛ چون در مواردی که سبب دین در آن فعلیت نیافته است ، ضمان مالم یجب را درست دانسته اند[۱۳۵]، مانند ضمان مال الجعاله قبل از عمل و ضمان عهده نسبت به درک مبیع و در برخی موارد نیز فقیهان اختلاف دارند، مانند ضمان اعیان مضمونه.
شایان ذکر است که در صورتی بیمه از قبیل ضمان مالم یجب است که بیمه گر نسبت به تلف عین، تعهد فعلی نموده و منشأ در آن فعلی باشد ، اما در صورتی که قبول تعهد بعدی کند و منشأ موکول به تلف عین در آینده باشد ، در این صورت تعهد او به هیچ وجه مصداق ضمان مالم یجب نیست[۱۳۶] و اگر چه نوعی تعلیق است ولی دلیلی بر بطلان تعلیق، به ویژه این نوع تعلیق وجود ندارد. تحلیل و پاسخ تفصیلی این اشکال، ان شاء الله در فصل سوم خواهد آمد.
۳ - ممکن است گفته شود که در عقد بیمه عمر و ضمان اعیان غیر مضمون، مضمون عنه وجود ندارد در حالی که مضمون عنه جزء ارکان عقد ضمان است.
به این ایراد چنین می توان پاسخ داد که در ضمان، وجود مضمون عنه معتبر نیست[۱۳۷] و حتی زنده بودن مضمون عنه لازم نیست و از کودک و سفیه و شخص ناشناس هم می شود ضمانت کرد و چنان چه وجود مضمون عنه شرط شده باشد مخصوص ضمان دیون است نه مطلق همه ضمان.[۱۳۸] زیرا ضمان در اعیان خارجی، به معنای تعهد است، نه به معنای ثابت شدن دینی بر ذمه شخص.[۱۳۹]
شایان ذکر است که ضمان در موردی که کشتی در وضعیت خطر غرق شدن باشد و شخصی به صاحب کالا بگوید : « ألق متاعک فی البحر و علی ضمانه »، صادق است و فقهاء بر صحت این نوع ضمان اجماع دارند[۱۴۰] در حالی که در این نوع ضمان ، مضمون عنه وجود ندارد. در این مورد هم اطلاق ضمان صحیح است و اعتبار حقوقی دارد.
ضمان امری عرفی است و تحقق آن به نظر عرف است و عرفاً بر قرارداد بین ضامن و مضمون له، بدون وجود مضمون عنه، ضمان صادق است. علاوه بر این، از لحاظ معنای لغوی، تعهد سابق بر ضمان، در معنای ضمان دخیل نیست و در برخی از احادیث و روایات نیز واژه ضمان، بدون تعهد سابق، اطلاق شده است که حاکی از ضمان عرفی می باشد ؛ « من ضمن لأخیه حاجه لم ینظر الله عزوجل فی حاجته حتی یقضیها »[۱۴۱] لذا این نوع ضمان که در آن مضمون عنه وجود ندارد، نوعی ضمان لغوی و عرفی است که نوعی تعهد بین ضامن و مضمون‌له است که عمومات ادله نیز صحت آن را شامل می‌شود و می‌توانیم بیمه عمر را از این نوع ضمان بدانیم. اسحاق فیاض نیز دو نوع قسم برای ضمان معاملی قائل شده است؛ یکی نقل دین از ذمه‌ای به ذمه دیگر، و نوع دوم ضمان به معنای تعهد. وی بیمه را از نوع ضمان معاوضی به معنای تعهد می‌داند .[۱۴۲]
بنابراین در بیمه عمر ارکان عقد یعنی بیمه گر ( ضامن ) و بیمه گذار ( مضمون له ) و اعیان مورد بیمه ( مضمون ) وجود دارند و اگر وجود مضمون عنه در ضمان شرط شده باشد، مخصوص ضمان دین و از لوازم آن است نه مطلق عقد ضمان.[۱۴۳]
ولی برخی از اساتید حقوق در تطبیق مطلق بیمه و از جمله بیمه عمر با عقد ضمان تردید دارند و می گویند این عقیده که وجود مضمون عنه را برای تحقق عقد ضمان دخالت نمی دهند تا از این راه بیمه عمر را مصداق عقد ضمان قرار بدهند، درست نیست و احتیاط علمی ایجاب می کند که قبلاً تمام عناصر عقد ضمان و عقد بیمه عمر را گردآوری نموده و سپس در مقام مقایسه و اخذ نتیجه بر آمد.[۱۴۴]
بنابراین با توجه به پاسخی که به اشکالات فوق داده شد و بر این مبنا که ضمان اعیان خارجی غیر مضمون همراه با عوض، صحیح است ، می توان ادله ضمان را شامل بیمه عمر نیز دانست و اگر قرار باشد از طریق انطباق با یکی از عقود معهود فقهی، حکم به صحت بیمه عمر بدهیم، ضمان بیش از سایر عقود معهود قابل انطباق با بیمه عمر خواهد بود. همچنان که برخی فقیهان ، صحت و مشروعیت بیمه از راه انطباق بیمه با ضمان صحیح شمرده[۱۴۵] و برخی نیز آن را محتمل می دانند.[۱۴۶] و برخی نیز در این که ادله ضمان شامل بیمه شود، تردید کرده اند.[۱۴۷]
۲-۱-۱-۲- بیمه عمر و صلح
یکی از عقود قابل انطباق با عقد بیمه عمر، عقد صلح است. برخی از فقیهان و حقوقدانان اسلامی، عقد بیمه را با عقد صلح مقایسه و تطبیق کرده اند و از راه انطباق صلح با بیمه، به مشروعیت بیمه فتوا و نظر داده اند.[۱۴۸] و می گویند در قرارداد بیمه، بیمه گذار به طور ماهانه یا سالانه مبلغی معین به شرکت بیمه می پردازد تا چنانچه حادثه ای بر جان و مال او رخ دهد یا وفات نماید، شرکت بیمه در مقام جبران خسارت وارده برآید و مبلغ معینی به بیمه گذار یا خانواده او و یا شخص ثالث مندرج در قرارداد بیمه عمر پرداخت نماید و طرفین قرارداد نیز در مورد مبلغ حق بیمه ای که بیمه گذار می دهد و مبلغی که بیمه گر می پردازد با هم مصالحه می نمایند.[۱۴۹]
شیخ انصاری(ره) در تعریف صلح می فرماید: « أن حقیقه الصلح و لو تعلق بالعین لیس هو التملیک علی وجه المقابله و المعاوضه، بل معناه الأصلی هو التسالم »[۱۵۰]. به بیانی کامل تر عقد صلح عبارت است از تسالم و تراضی طرفین عقد بر امری که این امر ممکن است تملیک عین یا منفعت یا اسقاط دین یا حق و یا چیزی جز این ها باشد.[۱۵۱] همانطور که بیان شد صلح به معنای تراضی و تسالم بر کاری است. مشهور فقهاء صلح را عقدی مستقل[۱۵۲] و به معنای انشای تسالم بر کاری معلوم می دانند از این رو عقد صلح، تابع شروط خاصی غیر از قواعد عمومی قراردادها نیست، گرچه اثر توافق طرفین در مصالحه، ممکن است با اثر یکی از عقود معین، مشابهت داشته باشد. از این رو گفته اند: به اعتبار این که چه چیزی متعلق تراضی و تسالم واقع می شود، اثر عقد صلح متفاوت است. اگر صلح و تراضی بر تملیک عین به عوض واقع شود، نتیجه بیع را دارد. مثلاً اگر بر تملیک عین بدون عوض، مصالحه شود، نتیجه هبه را دارد.[۱۵۳]
در مقابل نظر مشهور، برخی قائلند که صلح، فرع و تابع دیگر عقود و عملیات حقوقی پنجگانه، بیع، اجاره، هبه، عاریه و ابراء است. ایشان معتقدند که مثلاً اگر صلح افاده نقل عین به عوض معلوم کند، فرع بیع و تابع احکام آن است و شروط بیع باید در مورد آن رعایت شود و اگر نتیجه صلح، تملیک منفعت به عوض معلوم باشد، فرع اجاره و تابع احکام آن است و اگر نتیجه صلح، إباحه منفعت بدون عوض باشد، فرع عاریه و تابع احکام آن است و همچنین اگر نتیجه صلح، تملیک عین بدون عوض باشد، فرع هبه و تابع احکام آن است.[۱۵۴] بر طبق این نظر، شروط این عقود، بر حسب مورد توافق، در صلح باید رعایت شوند و الا صلح در آن مورد بی اثر است. شیخ طوسی نیز در کتاب مبسوط براین عقیده است که صلح، فرع عقود پنج گانه بیع، اجاره، هبه، عاریه و ابراء می‏باشد.[۱۵۵] صاحب جواهر در این رابطه می فرماید که نزد مذهب امامیه، صلح فرع دیگر عقود نیست اگرچه فایده آن ها را داشته باشد. بلکه در تذکره و سرائر[۱۵۶]، اجماع بر این مطلب نقل شده است و علاوه براین اجماع، ظهور و نص برخی ادله صلح، دلالت بر عدم فرعیت عقد صلح دارد.[۱۵۷]
گرچه فقهاء در تعریف صلح گفته اند: « انه عقد شرع لقطع التجاذب و التنازع بین المتخاصمین »[۱۵۸] اما مختص به این امور نیست.[۱۵۹] عقد صلح- چنان که بسیاری از فقهاء گفته اند- عقدی است که برای رفع نزاع تشریع شده است.[۱۶۰] اما این تعریف به اعتقاد بسیاری از فقیهان، تنها بیان کننده حکمت تشریع عقد صلح است نه علّت آن[۱۶۱] و براین اساس، مشروعیت عقد صلح منحصر به مواردی نیست که نزاعی رخ داده یا اختلافی وجود داشته باشد، بلکه عقد صلح به عنوان عقدی مستقل درکنار سایر عقود، مشروعیت و اعتبار دارد.
دیدگاه گسترده فوق درمورد عقد صلح مورد اتفاق فقهای شیعه است و ظاهرا فقهای شیعه دراین زمینه تردیدی ندارند.[۱۶۲]
نکته قابل توجه در عقد صلح این است که صلح به لحاظ مفهوم و مورد، قلمرو توسعه عمل حقوقی ِ آن از دیگر عقود بیش تر است و همانطور که بیان شد منحصر به رفع تنازع نیست. هر چند هدف اصلی از تشریع صلح، از بین بردن تخاصم و رفع اختلاف و تشاجر است، اما آن علت حکم نیست تا حکم دائر مدار آن باشد.
آن چه از مفاد روایات درباره صلح بر می آید، شرط تحقق و اعتبار صلح، دو چیز است: نخست این که طرفین صلح در مورد آن تراضی و طیب نفس داشته باشند[۱۶۳] و دیگر این که صلح بر کاری که محلل حرام یا محرّم حلال است، نباشد.[۱۶۴]
به نظر می رسد از جمله مواردی که می توان بیمه عمر را بر آن عرضه کرد، باب صلح است، بدین طریق که طرفین بر این امر صلح می کنند که یکی از آن دو که شرکت بیمه گر باشد، خطری را که به طرف دیگر وارد می شود، بر عهده بگیرد، مشروط بر این که طرف دیگر نیز( بیمه گذار )، مقداری از مال خود را به او بدهد. همچنین ممکن است بیمه گذار هر ماه مبلغی معین به شرکت بیمه بدهد به این شرط که اگر خطری متوجه مال یا جان او شد، شرکت بیمه از عهده آن بر آید. طبق این نظر می توان عقد بیمه عمر را مصداق صلح مشروط به تحمل خسارت دانست. بیمه گذار مال خود را بر حسب قسط بندی، با بیمه گر صلح می کند به شرط این که چنانچه طبق قرارداد بیمه عمر اگر وی در مدت معین زنده ماند و یا فوت کرد، بیمه گر سرمایه بیمه ای را به او یا وارثان وی بپردازد. بیمه گر هم آن را قبول می کند و بر این صلح هیچ گونه اشکالی نیست.
ماده ۷۶۸ قانون مدنی بیان می دارد: « در عقد صلح ممکن است احد طرفین در عوض مال الصلحی که می گیرد متعهد شود که نفقه معینی همه ساله یا همه ماهه تا مدت معین تأدیه کند، این تعهد ممکن است به نفع طرفین مصالحه یا به نفع شخص یا اشخاص ثالث واقع شود». بر این اساس می توان چنین تصور کرد که بیمه گذار در عقد بیمه عمر، به عنوان مصالح، مال الصلحی را که عبارت از حق بیمه های متعلقه است به متصالح یا بیمه گر می پردازد و در ازای آن بیمه گر را متعهد کند تا پس از فوت بیمه شده، مبلغی معین را به ذی نفع یا شخص ثالث بپردازد[۱۶۵].

احصاء شاخص ها و روشهای دوست یابی از منظر قرآن ...

انصاف، گرچه به ضررش باشد: قَالَ أَمِیرُ الْمُومِنِینَ (ع) فِی کَلامٍ لَهُ: أَلا إِنَّهُ مَنْ یُنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ لَمْ یَزِدْهُ اللَّهُ إِلا عِزّاً: هر کسی با برادر دینیش انصاف بورزد خداوند عزتش را زیاد می کند. (کلینی،۱۳۶۴: ۱۴۴ ).
قَالَ الصَّادِقُ (ع) : مَنْ أَنْصَفَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ رُضِیَ بِهِ حَکَماً لِغَیْرِهِ: هر کس با مردم منصفانه رفتار کند دیگران داوری او را می پذیرند (کلینی،۱۳۶۴: ۱۴۶ ). تعداد بیست حدیث در کافی راجع به انصاف بیان شده است.
ادخال سرور مومن: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : إِنَّ أَحَبَّ الاعْمَالِ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَی الْمُومِنِینَ: محبوب ترین عمل در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی خوشحال کردن مردم است. (کلینی،۱۳۶۴: ۱۸۹ ).
هدیه: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : الهدیه تورث الموده و تجدد الاخوه و تذهب الضغینه؛ ( هدیه و بخشش مودت و دوستی را زیاد و برادری را تجدید می نماید و کینه را از بین می برد. (عوالی اللئالی، ج ۱، ص۲۹۴ ) هدیه دوستی را زیاد می کند، بهترین هدیه چیست؟ قَالَ الصَّادِقُ (ع) : نِعْمَ الشَّیْ ءُ الْهَدِیَّهُ أَمَامَ الْحَاجَهِ وَ قَالَ تَهَادَوْا تَحَابُّوا فَإِنَّ الْهَدِیَّهَ تَذْهَبُ بِالضَّغَائِنِ؛خوب چیزی است هدیه هنگام حاجت برادر مومن و فرمود به یکدیگر هدیه دهید تا دوستدار یکدیگر شوید همانا هدیه کینه ها را از بین می برد. (صدوق،۱۳۸۵: ۲۷ ).
مراعات حیا در کلام وتمام کارها: قَالَ أَمِیرُ الْمُومِنِینَ (ع) : مَنْ کَسَاهُ الْحَیَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ یَرَ النَّاسُ عَیْبَهُ: آن کس که با لباس حیا خود را بپوشاند کسی عیب او را نبیند. (نهج البلاغه، حکمت ۲۲۳ ).
قَالَ الْکَاظِمُ (ع) : أ یأتی أحدکم إلی دکان أخیه أو منزله عند الضائقه فیستخرج کیسه و یأخذ ما یحتاج إلیه فلا ینکر علیه قال لا قال فلستم علی ما أحب فی التواصل(مجلسی: ۲۳۱ ) ؛ آیا یکی از شما به دکان برادرش می رود یا خانه اش مهمان می رود پس از آن کیسه اش را در می آورد و آنچه را که به آن احتیاج دارد برمیدارد برادرش به او اعتراض می کند؟ راوی گفت نه. فرمود : پس شما وصلی را که من دوست ندارم ندارید.
قَالَ أَمِیرُ الْمُومِنِینَ (ع) : ابذل لاخیک دمک و مالک و لعدوک عدلک و إنصافک (الحرانی،۱۳۹۴: ۲۱۲ ).
عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ قَالَ: “تَقَبَّضْتُ بَیْنَ یَدَیْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ رُبَّمَا حَزِنْتُ مِنْ غَیْرِ مُصِیبَهٍ تُصِیبُنِی أَوْ أَمْرٍ یَنْزِلُ بِی حَتَّی یَعْرِفَ ذَلِکَ أَهْلِی فِی وَجْهِی وَ صَدِیقِی فَقَالَ نَعَمْ یَا جَابِرُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْمُومِنِینَ مِنْ طِینَهِ الْجِنَانِ وَ أَجْرَی فِیهِمْ مِنْ رِیحِ رُوحِهِ فَلِذَلِکَ الْمُومِنُ أَخُو الْمُومِنِ لابِیهِ وَ أُمِّهِ فَإِذَا أَصَابَ رُوحاً مِنْ تِلْکَ الارْوَاحِ فِی بَلَدٍ مِنَ الْبُلْدَانِ حُزْنٌ حَزِنَتْ هَذِهِ لانَّهَا مِنْهَا: بعضی اوقات ناراحتم، نمی دانم چرا بی جهت به طوری که اهل وعیال می فهمند، فرمود: بله! خداوند مومنین را از یک طینت خلق کرده و از یک روح، از یک پدر ومادر و چون گاهی بعضی از مومنین در بعضی از نقاط ناراحت می شوند، روح شما هم در شهر خود ناراحت است(کلینی،۱۳۶۴: ۱۶۶ ).
قالَ الصَّادِقُ (ع) : إِنَّمَا الْمُومِنُونَ إِخْوَهٌ بَنُو أَبٍ وَ أُمٍّ وَ إِذَا ضَرَبَ عَلَی رَجُلٍ مِنْهُمْ عِرْقٌ سَهِرَ لَهُ الاخَرُونَ:همانا مومنین برادر یکدیگر هستند فرزندان یک پدر و یک مادرند وقتی رگ یکی از آنها قطع شود دیگران از غصه بیدار می مانند (کلینی،۱۳۶۴: ۱۶۵ ).
قالَ الصَّادِقُ (ع) : الْمُومِنُ أَخُو الْمُومِنِ کَالْجَسَدِ الْوَاحِدِ إِنِ اشْتَکَی شَیْئاً مِنْهُ وَجَدَ أَلَمَ ذَلِکَ فِی سَائِرِ جَسَدِهِ وَ أَرْوَاحُهُمَا مِنْ رُوحٍ وَاحِدَهٍ: مومن برادر مومن است مانند یک جسد می باشند وقتی برادر ایمانی شکوه کند دردی را در خودش برادر ایمانی درد را در همه جسدش درک می کند و روح برادر ایمانی از یک روح می باشد. (کلینی،۱۳۶۴: ۱۶۹ ).
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : إِنَّ اللَّهَ فِی عَوْنِ الْعَبْدِ مَا دَامَ الْعَبْدُ فِی عَوْنِ أَخِیهِ: خداوند پیوسته کمک می کند بنده را تازمانی که بنده برادرش را کمک می کند (اراکی،۱۴۰۳: ۱۰۷ ).
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : الْمُومِنُ مِرْآهٌ لاخِیهِ الْمُومِنِ: مومن آینه ی برادر مومن خودش است. (محمداشعث،۱۳۷۰: ۱۹۷).
مثل الاخوین مثل الیدین تغسل احدهما الاخری:مثل دو برادر مثل دو تا دست می باشد که یکی دیگری را می شوید (پاینده،۱۳۸۵: ۵۶۶ ).
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : مثل المؤمن فی توادهم و تراحمهم کمثل الجسد إذا اشتکی بعضه تداعی سائره بالسهر و الحمی: مثل مومنین در رفاقت و رحم به یکدیگر همانند جسد است وقتی بعضی از جسد شکایتی دارد عضو دیگر جسد هم شب بیدار می ماند و تب می کند (مجلسی: ۱۵۰ ).
قالَ الصَّادِقُ (ع) : مَنْ صَحِبَ مُومِناً أَرْبَعِینَ خُطْوَهً سَأَلَهُ اللَّهُ عَنْهُ یَوْمَ الْقِیَامَه ( محمدی ری شهری،۱۳۷۵: ۴۱۳ ).
الف) سرشناسان قریش دیدند که بلال و خبّاب و عمار گرد رسول خدا (ص) جمع شدند گفتند: آیا با اینها راضی و قانعی؟ آنان را طرد کن تا ما به سوی تو بیائیم، ولی قرآن با این آیه دست رد بر سینه آنان زد (وَ لا تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداهِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ( انعام:۵۲)؛ و کسانى را که صبح و شام خدا را مى‏خوانند، و جز ذات پاک او نظرى ندارند، از خود دور مکن.) ( مجلسی: ۱۸۳)
ب) وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداهِ وَ الْعَشِیِّ(کهف:۲۸)؛ با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می خوانند.
ج) عَبَسَ وَ تَوَلّی أَنْ جاءَهُ الاعْمی وَ ما یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکّی(عبس:۳- ۱ )؛ عبوس و ترشرو گشت چون آن مرد نابینا حضورش آمد و تو چه می دانی ممکن است او مردی پارسا و پاکیزه صفت باشد.
فصل چهارم:
«آثار منفی دوستان بد از دیدگاه قرآن و روایات»
۴-۱- اوصاف دوستان ناشایست :
۴-۱-۱- از منظر قران دوستان بد کسانی هستند که خداوند آنها رادو ست ندارد که به آیاتی در این مورد اشاره می نماییم:
فساد کنندگان:
وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَهٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ وَ لَیَزیدَنَّ کَثیراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَهَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَهِ کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدینَ(مائده:۶۴)؛ یهود گفتند: دست (قدرت) خدا بسته است! به واسطه این گفتار (دروغ) دست آنها بسته شده و به لعن خدا گرفتار گردیدند، بلکه دو دست (قدرت) خدا گشاده است و هر گونه بخواهد (بر خلق) انفاق می‌کند. و همانا قرآنی که به تو نازل گشت بر کفر و طغیان بسیاری از اهل کتاب بیفزاید و ما (به کیفر آن) تا قیامت آتش کینه و دشمنی را در میان آنها برافروختیم، هر گاه برای جنگ (با مسلمانان) آتشی برافروختند خدا آن آتش را خاموش ساخت، و آنها در روی زمین به فسادکاری می‌کوشند، و هرگز خدا مردم ستمکار مفسد را دوست نمی‌دارد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
خیانتکارن:
وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِیَانَهً فَانبِذْ إِلَیْهِمْ عَلَى سَوَاء إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الخَائِنِینَ(انفال:۵۸)؛ و اگر از گروهى بیم خیانت دارى پیمانشان رابه سویشان بینداز به طور یکسان زیرا خدا خائنان را دوست نمى‏دارد.
گردنکشان:
لا جَرَمَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما یُسِرُّونَ وَ ما یُعْلِنُونَ إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ(نحل:۲۳)؛ شک نیست که خداوند آنچه را پنهان مى‏دارند و آنچه را آشکار مى‏سازند مى‏داند و او گردنکشان را دوست نمى‏دارد.
اسراف کنندگان:
یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ(اعراف:۳۱)؛ اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگیرید و بخورید و بیاشامید و[لى] زیاده‏روى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمى‏دارد.
۴-۱-۲- از منظر روایات و احادیث :
۱- امام سجاد علیه السلام به فرزند گرامی شان، امام باقر علیه السلام فرمودند:
پنج کس را در نظر داشته باش و با آن ها همراه و هم صحبت و رفیق راه مشو. من گفتم: پدر جان آنها چه کسانند؟ فرمود:
بپرهیز از همراهی و رفاقت با دروغگو؛ زیرا او به منزله سرابی است که دور را به تو نزدیک و نزدیک را از تو دور سازد؛
و بپرهیز از رفاقت با فاسق؛ زیرا او تو را بفروشد به لقمه ای از خوراکی یا کمتر از آن؛
و بپرهیز از رفاقت با بخیل؛ زیرا او تو را محروم می کند از مالش در وقتی که تو نهایت احتیاج را به او داری؛
و بپرهیز از رفاقت با احمق؛ زیرا او می خواهد به تو سود رساند (ولی به واسطه حماقتش) به تو زیان می رساند؛
و بپرهیز از رفاقت با کسی که قطع پیوند خویشاوندی کرده است زیرا من یافتم او را که در سه جای قرآن از رحمت خداوند به دور شمرده شده است (فیض کاشانی،۱۳۸۳: ۳۲۰).
۲- مجرمان:
قرآن کریم از زبان اهل آتش و خطاکاران در روز قیامت چنین نقل سخن می‏کند: و ما اضلّنا الّا المجرمون(شعرا: ۹۹)؛ ما را جز تبهکاران گمراه نکردند.
۳- اشرار:
علی(ع) می‏فرماید: مجالسه الاشرار یوجب سوء الظّن بالاخیار، همنشینی با اشرار باعث بدگمانی به خوبان می‏شود.(نهج البلاغه،۶۳۲) و نیز فرمود: «من صحب الاشرار لم یسلم،کسی که با اشرار (و فاسدان) رفاقت کند،(از شرارت آنان) سالم نمی‏ماند (مجلسی،۷۴).
۴- علی(ع) می‏فرمود: صدیق الجاهل متعوب منکوب، دوست انسان نادان سختی داده شده و رنج رسیده است و امام هشتم فرمود: «صدیق الجاهل فی تعبٍ؛ دوست انسان نادان در رنج است (طباطبایی،۱۳۵۰: ۲۹۰).
۵- انسانهای بی‏حیا:
علی(ع) فرمود: ایّاک و مقاربه من رهبته علی دینک عرضک(همان۲۹۱)؛ از نزدیک شدن به کسی که از او بر دین و آبروی خود بیمناکی بر حذر باش.
۶- اهل هوا:
علی(ع) فرمود: مجالسه اهل الهوی منساهٌ للایمان و محضره للشّیطان، هم نشینی با اهل هوا و هوس، سبب فراموشی ایمان و حضور شیطان است.(نهج البلاغه ،۶۳۸).
۷- منافقان:
علی(ع) به کمیل فرمود: واهجر الفاسقین و جانب المنافقین و لاتصاحب الخائنین(همان۶۳۹)؛ از فاسقان دوری کن، و از منافقان فاصله بگیر، و با خیانت پیشه گان دوستی نکن.

منابع پایان نامه با موضوع تهیه مدل علمی و نرم افزاری برای طراحی خطوط کمپاکت باندل جهت استفاده ...

ج) قرار دادن زیرهادیها در اشکال دیگری غیر از حالت دایره متقارن
د) نزدیک کردن فازها به همدیگر
محاسبه و تعیین فواصل فازها از یکدیگر یا با زمین یا بدنه فازها به پارامترهای متعددی بستگی دارد که با توجه به آن جایگذاری هادیها در روی پایه ها انجام می شود. طبیعی است هر چه فواصل فازها از یکدیگر بیشتر شود، این اقدام سبب می شود تا احتمال بروز جرقه در شرایط اضافه کلیدزنی یا صاعقه بین فازها با هم یا زمین کاهش یابد و از این جهت افزایش قابلیت اطمینان برقرسانی به همراه داشته باشد. از طرف دیگر افزایش فواصل فازها معایبی دارد که برجی از آنها بشرح زیر می باشند:
- پهنای برجها یا پایه ها زیاد می شوند
- ارتفاع برجها افزایش می یابند
- عرض باند عبور زیاد می شود
- وزن و قیمت برجها یا پایه ها افزایش می یابد
- تعداد مقره ها و طول زنجیره مقره ها افزایش می یابند
بنابراین گرچه ممکن است افزایش فواصل فازها از یک طرف خوب و مناسب باشند اما طرف دیگر در بسیاری موارد توجیه اقتصادی ندارد. در خطوط انتقال کمپاکت که هدف بکارگیری ترفندهای مختلف در کاهش ابعاد پایه ها است کاهش فواصل فازها از درجه اهمیت بالائی برخوردار است.
دانلود پروژه
در هر سطحی از ولتاژ با پذیرش ریسک بیشتر می‌توان فواصل فازها را کاهش داد. به همین دلیل بر حسب اینکه درصد ریسک پذیری چند درصد باشد، فواصل می تواند کم یا زیاد شود، گرچه تاکنون مدل‌ها و روابط متعددی جهت محاسبه فواصل افقی یا عمودی فازی ارائه گردیده است اما هنوز یک رابطه واحد که مقبولیت عام داشته باشد وجود ندارد. علت وجود این اختلاف نظرها وجود پارامترهای متعدد نظیر: عوامل مؤثر در تولید اضافه ولتاژها، عوامل مؤثر در دامنه نوسانات هادیها، شرایط جوی مسیر، شرایط طراحی خطوط انتقال نیرو می باشند.
برای تعیین فواصل مناسب فازی عوامل مختلفی چون اضافه ولتاژ کلیدزنی، اضافه ولتاژ صاعقه، نوسانات جهشی هادیها یا گالوپینگ، نوسانات آونگی هادیها، آرایش هادیها و مقره‌ها دخالت دارند که لازم است مورد بررسی و مطالعه قرار گیرند. در این گزارش سعی می شود با توجه به استانداردها و مقالات جدیدی که در این زمینه منتشر گردید، روش مناسبی جهت محاسبه فواصل عمودی و افقی فازها ارائه گردد.
فصل دوم
ویژگی‌های خطوط انتقال کمپاکت باندل و تعاریف اولیه
۲-۱- مقدمه :
گسترش و توسعه شهرها سبب افزایش میزان مصرف انرژی الکتریکی میگردد که لازمه تأمین آن احداث و توسعه شبکه‌های انتقال و توزیع نیرو می‌باشد که در شهرهای بزرگ این مهم به سادگی عملی نمی‌باشد. طبیعی است هرچه بر میزان انرژی الکتریکی درخواستی افزوده گردد، لازمه تأمین آن افزایش ولتاژ خطوط انتقال جدید میباشد که در چنین حالتی مشکلات زیر پدبدار می‌شود:

 

    • افزایش فواصل فازی

 

    • افزایش پهنای برج

 

    • افزایش حریم خطوط

 

    • افزایش عرض باند عبور

 

استفاده از خطوط انتقال نیرو کمپاکت و نزدیک سازی فازها با بهره‌گیری از شیوه‌های مختلف، روش‌هایی هستند که در تقلیل مساحت زمین اشغالی به کار گرفته می شوند.
۲-۲- تعریف خطوط انتقال کمپاکت
کمپاکت سازی خطوط به کلیه ترفندها و روش‌هایی اطلاق می گردد که در نزدیک سازی فواصل افقی و عمودی فازها مؤثر باشند. طبیعی است نزدیک سازی فازها خود به عوامل بسیار متعدد دیگری بستگی دارد که در مجموعه دانش های متعلق به خطوط انتقال کمپاکت جای میگیرند. بنابراین حاصل تمام این روش‌ها سبب تقلیل پهنا و ارتفاع پایه ها یا برج ها میشوند.
به طور کلی خطوط انتقال کمپاکت به پایه ها یا برج‌های خاصی اطلاق نمیشود بلکه بر حسب اینکه هدف از کمپاکت سازی چه باشد می‌توان روش‌های مختلفی را بکار گرفت.به عبارت دیگر پهنای برج یا فاصله فازهای کناری که عملا در محاسبه عرض باند عبور دخالت دارد، بر حسب اینکه خطوط انتقال معمولی یا خیلی کمپاکت باشند میتواند، در محدوده وسیعی تغییر نماید. بنابراین خطوط کمپاکت میتواند از انواع مختلفی تشکیل گردد که بر حسب شرایط جغرافیایی و جوی منطقه و سایر پارامترهای فنی واقتصادی میتواند تغییر نماید.
۲-۳- مزایا و معایب خطوط انتقال کمپاکت
تجارب کشورهای پیشرفته جهان نشان میدهد که استفاده از خطوط انتقال کمپاکت به خصوص در مناطق شهری یا مناطقی که محدودیت زمین وجود داشته باشد در اغلب موارد اقتصادی و موجه میباشد، اما این نوع خطوط دارای مزایا و معایبی نیز می باشند که ذیلأ بطور اختصار به آنها اشاره میگردد:
۲-۳-۱- مزایای خطوط انتقال کمپاکت- برخی از مزایا خطوط انتقال کمپاکت به شرح زیر می باشد:

 

    • فواصل فازها کاهش می یابند

 

    • پهنای برج کاهش می یابد

 

    • عرض باند عبور کاهش می یابد

 

    • مساحت زمین اشغالی کاهش می یابد

 

    • کل قیمت زمین اشغالی در طول مسیر کاهش می یابد

 

    • امکان نصب خطوط با ولتاژ بالاتر در مسیر خطوط با ولتاژ پایین تر میسر می گردد

 

    • برجهای خطوط کمپاکت دارای زیبایی ظاهری بهتری می باشند

 

    • پایین بودن ابعاد برج ها امکان نصب آنها را حتی در وسط اتوبانها هم میسر می سازد

 

    • نیاز به فونداسیون کمتری دارد

 

    • توان انتقالی از واحد زمین اشغالی بیشتر می شود

 

    • در مناطق شهری یا مناطقی که قیمت زمین زیاد است ، هزینه انتقال انرژی کاهش می یابد

 

    • راکتانس سلفی خط کاهش می یابد

 

    • راکتانس خازنی خظ افزایش می یابد

 

    • افت ولتاژ بهبود می یابد

 

    • تلفات انرژی قدری کاهش می یابد

 

    • توان انتقالی و ظرفیت خط افزایش می یابد

 

۲-۳-۲- معایب خطوط انتقال نیرو کمپاکت- در کنار مزایایی که در بالا به آنها اشاره گردیده است برخی از معایب این نوع خطوط انتقال نیرو به شرح زیر می باشند :

 

    • سرمایه گذاری خط افزایش می یابد

 

    • فاصله پایه های خط انتقال باید کاهش یابد

 

    • تعداد پایه ها افزایش می یابد

 

    • قابلیت اطمینان برق رسانی کاهش می یابد

 

    • جریان اتصال کوتاه افزایش می یابد

 

    • به دلیل افزایش جریان عبوری از فازها شدت میدان مغناطیسی افزایش می یابد

 

    • گرادیان ولتاژ در سطح هادی افزایش می یابد

 

  • تلفات کرونا و اغتشاشات رادیوئی ناشی از آن افزایش می یابد