از دیدگاه تجاری نیز یقینا درست شدن راه های مناسب، نفوذ اجناس اروپایی در ایران را چند برابر می کرد و این مساله ای بود که خواسته یا ناخواسته حکام ایران مانع آن شده بودند.زیرا ساخته شدن راه ها سبب می شد سرمایه داران اروپایی مانند مور و ملخ به ایران سرازیر شوند و حتی لباسهای خارجی جایگزین لباسهای اصیل ایرانی گردد.(اورسل،۱۳۵۳: ۱۱۵).
سخت گذر بودن راههای ایران به یک ابزار دفاعی طبیعی در برابر نفوذ بیگانه تلقی می شد و تصور چنین بود که با این موانع می شود مملکت را از خطر دشمن خارجی محفوظ نگه داشت. در صورتی که قبل از قاجاریه ثابت شده بود که یکی از عوامل رشد و پیشرفت ایران در تعامل با کشورهای دیگر بوده و توسعه راههای ارتباطی بسیار تأثیر گذار و باعث کار آمدی بیشتر نیروهای ملی و توسعه اشتغال می شود. (فوروکاوا، ۱۳۸۴: ۲۶۴).
متأسفانه حاکمان قاجار هم در این زمینه مقصر بودند که زمینهسازی نمیکردند. اگر تعمیر و اصلاح راه های کشور به خصوص ایجاد خطوط راه آهن برای بیگانگان از لحاظ اقتصادی یک اصل بود، جهت پیشرفت اقتصادی ایران هم به کار میآمد و حتی برای آینده هم مورد استفاده قرار میگرفت. در صورتی که از وضعیت موجود یعنی خرابی راه ها و عدم انجام اصلاحاتی در این زمینه، راهزنان سوء استفاده کرده و به چپاول و غارت کاروانهای تجاری و بازرگانی میپرداختند. انگلیسیها برای پیشبرد امور و ایجاد نظم و امنیت در راه های ارتباطی افسران سوئدی را جهت ادارهی امور ژاندارمری استخدام کرده بودند و چون راه به جایی نمیبردند سعی در استخدام برخی افراد محلی کردند تا بلکه اوضاع را آرام کنند. در عصر قاجار انگلستان با تحمل مخارج گزاف چون به موفقیتی دست نمییافت به فکر تغییر حکومت قاجاریه میافتد. (ویلسن،۱۳۴۷ : ۳-۲۷۲)
به نظر می رسد این عوامل مانعی اساسی در امر راهسازی به شمار می آمدند به همین لحاظ در اواخر حکومت قاجاراز شکوه و عظمت ایران که زمانی عظیم ترین پادشاهی جهان را در اختیارداشت چیزی باقی نماند و در مفهوم واقعی ایران در حالت عقب ماندگی به سر می برد.(نوردن،۲۵۳۶: ۱۵).
ز-نقش کشورهای بیگانه در ایجاد راه ها
در انتقال کالاهای خارجی ازطریق راه های ایران کیفیت و ایمن بودن راه ها برای کشورهای روس و انگلستان مهم بود همینطور وجود امکانات رفاهی در راه ها سلامت کالاها و بازرگانان را تضمین می کرد و سبب می شد در این زمینه دچار مشکل نگردند. بنابراین درخصوص امتیازات راهسازی در ایران دو کشور دارای منافعی بودند که سبب رقابت سختی درمیان آنها شده بود و همین رقابتها بر دیگر اوضاع کشور تاثیر داشت. دراین زمینه به نقش هر کدام از کشورها واهداف آنها در زمینه راهسازی می پردازیم.
راه های ارتباطی خارج از کشور با ایران بواسطه دریای خزر درشمال و خلیج فارس در جنوب در عصر قاجار بسیار آسان شده بود. تقریبا هر هفته کشتی های روس وانگلستان به سواحل دریای خزروخلیج فارس می روند و بواسطه عبور ومرور خارجی در مردم ایران ترقی و پیشرفت مشاهده می شود و مملکت ایران به سمت آبادانی می رود (مارکام،۱۳۶۷: ۱۶۵).
۱-نقش روسها در ایجاد راه های ایران
ناهمواری و سختی راه های ایران در عصر قاجار کار تجارت و بازرگانی را با کشورهای اروپایی بسیار کند کرده بود. به همین جهت برای آنها به صرفه نبود تا از طریق راه های ارتباطی ایران کالاهای تجاری را وارد ایران کنند یا کالاهایی که خود از ایران میخرند اقدام به حمل و نقل آن کنند. به همین جهت با واسطه کالاهای خریداری شده را به سواحل دریاها انتقال داده و از آنجا تحویل گرفته و به کشور خود حمل میکردند پس هزینهها بسیار بالا میرفت. وجود چنین معضلاتی برای روسها و انگلیسیها در ایران دوچندان بود و جهت رفع این موانع به اخذ امتیازات راهسازی در ایران میپردازند.
روسها دایرهی فعالیت تجاری و بازرگانی خود را در ایران سال به سال گسترش میدادند و به غیر از پایتخت شهرهای همدان و اصفهان و سیستان را نیز زیر چتر داد و ستد خود گرفتند. به همین منظور ایجاد راه های شوسه توسط روسها حساب شده بود. (اوبن، ۱۳۶۲: ۲۳۵)
روسها قصد ندارند با ایجاد راه های ارتباطی خوب به داد و ستد با ایران بپردازند بلکه طرح و نقشهی انها بلندمدت بود و میخواستند به آبهای گرم خلیج فارس دسترسی داشته باشند پس دلخوشی روسها جهت نیل به این هدف این بود که از منطقه بیطرف راه باز است و از طریق قزوین و همدان و اصفهان میتوانند خود را به خلیج فارس برسانند. برای اینکه روسها با دخالت رقیبان مواجه نشوند حتی به کالاهای تجاری آلمان به مقصد ایران اجازهی ترانزیت می دهند تا با نقش روسیه به عنوان برقرارکننده نظم و آرامش در ایران مخالفت نشود. (گروته، ۱۳۶۹: ۲۷۰)
۲- نقش انگلستان در ایجاد راه های ایران
انگلستان نیز همانند روسیه در ایجاد و اصلاح راه های ارتباطی ایران در دوره قاجار نقش مهمی دارد. در نظر انگلستان شناسایی راه های ارتباطی ازلحاظ استراتژیکی و منابع طبیعی در درجه اول قرار دارد و با توجه به دو اصل ذکر شده هدفهای بالاتری را دنبال می کند. از جمله نفوذ در ارکان دولت و ایجاد تفرقه بین مردم با دامن زدن به اختلافات قومی، تا بدین وسیله سلطهی سیاسی خود را بر ایران تکمیل کند. بنابراین ایجاد راه های ارتباطی سهل و آسان جهت رسیدن به مقصود امری ضروری بود.
به نظر میرسد که انگلستان در قراردادهایی که با ایران دارد حاضر می شود تمام احتیاجات فوری دولت ایران را به منظور ترقی وسایل حمل و نقل که موجب توسعه تجارت و بازرگانی گردیده و از قحطی در مملکت جلوگیری می کند، برطرف کند. (ساید، ۱۳۶۳: ۸۳)
پس با این وجود می شود به نقش انگلستان در ایجاد راه های ارتباطی چنین پرداخت که اهداف آنها ماهیت کاملاً اقتصادی دارد و در این زمینه شدیداً با دولت روسیه رقابت دارد. از آنجا که دولت انگلستان همیشه با تمام نیرو از فعالیت بازرگانانش پشتیبانی میکرد و باعث میگردید همه جا ودر سختترین مسیرهای ارتباطی احساس امنیت کنند و با خدمات اطلاعاتی که کنسولگریهای انگلستان انجام میداد زمینه برای پیشرفت و نفوذ اتباع انگلیسی در ایران فراهم میشد.
حجم مبادلات انگلستان با ایران نسبت به روسیه در حال افزایش بود چون حسابگرانه بود و سرمایه های خود را بیجهت حیف و میل نمیکردند. (گروته، ۱۳۶۹: ۲۷۲)
انگلستان در زمینه عمران و آبادانی که شعار و سیاست اکثر کشورهای استعماری بود حوزه فعالیت خود را جهت راهسازی، روی احداث خط کشتیرانی، ایجاد راه های شوسه، و خط آهن متمرکز کرده بود. دایرهی این فعالیتها بر روی ایالتهایی بود که از لحاظ جغرافیایی زیر نفوذ انگلستان قرار داشت. هدف کلی از احداث چنین راههایی، ایجاد ارتباط جنوب، جنوب شرق با مرکز ایران بود.
فعالیت شرکت لینچ انگلستان در ایران با تکمیل چنین راههایی با محدودیت همراه بود چرا که مسیرهای ارتباطی اهواز- اصفهان با سرکشی و طغیان ایالات لر به خصوص بختیاریها ناامن بود و مجبور بودند امتیاز این راه را به سران ایل واگذار کنند. چون مسیر کوهستانی و صعبالعبور بود و در طول چند ماه مسدود میشد و مرمت راه نیز کار سادهای نبود شرکت لینچ از فعالیتهایی که انجام داده بود سود زیادی کسب نکرد. (همان، ۲۷۵)
به نظر میرسد در اواخر دوره قاجار جنگ جهانی اول بر فعالیت شرکت لینچ تأثیرگذار بود و باعث گردید فعالیت شرکت نیمهکاره باقی بماند و راهسازی به صورت سطحی در بخشهایی از جاده صورت بگیرد. به همین منظور دولت ایران مجبور می شود امتیازنامه لینچ را لغو کند. (ویلسن، ۱۳۴۷: ۵۲)
فصل سوم
راه های اصفهان در عصر قاجار
راه های ارتباطی اصفهان در عصر قاجار همان راههایی است که در حال حاضر به سمت پایتخت یا مراکز استانهای دیگر در جنوب و غرب و شرق کشور امتداد دارد. در حقیقت طرح راه ها متناسب با طبیعت ایران و وضع ناهمواریها و رودخانهها بوده و در حال حاضر علیرغم پیشرفتهایی که در فن راهسازی ایجاد شده است. مسیر راههای شوسه و حتی راهآهن بر وفق اقتضای طبیعت کشور انتخاب شده است.
ابتدایی بودن وسایل حمل و نقل و سنتی بودن جامعه قاجار مانع از ایجاد تحول در راههای ایران بود. در واقع اطلاع از وضعیت راههای کشور حاصل نقد و بررسیهای سفرنامهنویسان اروپایی است. اصفهان در عصر قاجار از گزند قشون کشیهای داخلی در امان نبود. با تغییر پایتخت از اصفهان به تهران، این شهر شکوه و عظمت گذشته خود را از دست داد و رو به خرابی رفت (جابری انصاری، ۱۳۷۸: ۳۰).
شواهد حاکی از آن است که قاجارها نه تنها در حفظ بناهای تاریخی هیچ کوشش جدی به عمل نیاوردند، حتی در مقاطعی در زمان فتحعلی شاه، محمدشاه و ناصرالدین شاه به اصفهان لشکر کشیدند و آسیبهایی به شهر وارد آوردند. و در اواخر این دوره از تخریب بناهای تاریخی نیز کوتاهی نکردند (میر سیدعلی جناب، ۱۳۷۱: ۲۵۴).
بی توجهی قاجارها نسبت به وضعیت راه ها سبب شده بود تا از لحاظ اوضاع اجتماعی دیگر نشانی ازشکوه و عظمت دوران صفوی به چشم دیده نشود و همین وضعیت باعث شده بود تا از لحاظ اقتصادی و سیاسی شبیه مراکزعمده ولایتی همچون تبریز- مشهد و شیراز گردد. در واقع بعد از فجایع حمله افغانها به شهر،اصفهان دستخوش سیاستهای تعدادی از حاکمان چون ظل السلطان گردیده بود که می خواستند اصفهان را ازلحاظ سیاسی –اقتصادی مطابق منافع خود نگهدارند.(لسان السلطنه سپهر،۱۳۹۲: ۲۹).
توضیحات فوق بیانگر آن است که راه ها به حال خود رها شده و حتی ناامنی و مشکلات ارتباطی گستردهای نیز ایجاد گردید.
الف: موقعیت جغرافیایی اصفهان
جلگه ای که اصفهان درآن واقع شده است از همه سو با کوهها احاطه شده مگر از جنوب شرقی که مجاور بیابان است.(بارتلد،۱۳۷۷: ۲۱۹).
این استان با مساحت ۱۰۶۱۷۹ کیلومترمربع حدود ۵/۶ درصد ازمساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است و بعد ازتهران و مشهد سومین شهر بزرگ ایران محسوب می شود.این استان درطول تاریخ از لحاظ تقسیمات کشوری در حال تغییرو تحول بوده است و درچهار راه شمالی – جنوبی و شرقی- غربی کشور قراردارد و در طول تاریخ محل رفت و آمدو برخورد اقوام و فرهنگ های مختلف بوده است.ازسمت شمال و شرقی به کویر محدود می گردد و قسمت غربی و جنوبی آن به ارتفاعات زاگرس منتهی می شود
استان اصفهان از لحاظ جغرافیایی در مرکز فلات ایران واقع شده است. وجود دشتهای وسیع و حاصلخیز و در برخی مناطق، منابع آب فراوان، چون زایندهرود، و در بخش شرقی آن بیابانهای گرم و خشک، که به کویر لوت منتهی می شود جاذبههایی را به وجود آورده است.
قرار گرفتن اصفهان در مرکز کشور به عنوان مرکز ارتباط غرب و شرق و شمال و جنوب کشور توجه حاکمان را در طول تاریخ به خود معطوف داشته و همین عامل سبب گردیده در سه دوره تاریخی آل بویه، سلجوقی و صفوی به عنوان پایتخت انتخاب گردد.(شفقی، ۱۳۸۱: ۶).
موقعیت جغرافیایی اصفهان در عصر قاجار همان ویژگیهایی را دارد که در صدها سال قبل از آن وجود داشته است. در واقع اصفهان گذرگاهی برای کاروانهای تجاری و بازرگانی محسوب میشده است.(بارتلد،۱۳۷۷: ۲۲۳).
در واقع می شود اصفهان را محلی برای استراحت کاروانها دانست زیرا که رهگذران با پیمودن فرسخها راه در نواحی دشت و بیابانی خسته به این محل میرسیدند. جدا از اهمیت اقتصادی، حرکت نیروهای نظامی در مسیرهای ارتباطی اصفهان بر اهمیت سوقالجیشی آن افزوده و علیرغم تحولاتی که در صنعت حمل و نقل اروپا ایجاد گشته، این شهر توانسته بود نقش و جایگاه اقتصادی و تجاری خود را حفظ کند و شرایط آن را داشته تا به یک چهار راه بزرگ ترانزیت جهانی تبدیل شود (سیرو، ۱۳۵۷: ۸-۷).
طبق ارزیابی اولیویه اصفهان در سمت چپ رودخانه زایندهرود و در زمینی مسطح و هموار که حدود ۲۰ فرسخ به سمت شرق و چهار فرسخ به سمت غرب و ۱۲ فرسخ به سمت شمال و دو فرسخ در جهت جنوب امتداد داشته است که در واقع مساحت اصفهان را نشان میدهد.در گذشته به اصفهان لقب صد دروازه که پایتخت پارتها نیز بوده دادهاند. لیکن به سبب استقرار سپاهیان در این منطقه به اسپادانه بیشتر شباهت دارد.در عصر صفوی اصفهان مرکز فرود آمدن بار و باراندازهای کاروانیان بود، ولی با روی کار آمدن قاجارها از عظمت و شکوفایی شهر کاسته شد (اولیویه، ۱۳۷۱: ۱۱۲).
فلاندن معتقد است اصفهان عصر قاجار بیرونقترین و کم جمعیتترین دوران تاریخی خود را سپری میکرد (فلاندن، ۱۳۵۶: ۱۱۵).
در بررسی جغرافیای تاریخی اصفهان با روستایی به نام جی سروکار داریم، پیش از آنکه اصفهان تبدیل به شهر شود، شهر قدیمی اصفهان واقع در سه کیلومتری جنوب شرقی آن درست در کنار زایندهرود به نام جی و بعدها به نام شهرستان معروف بوده است. شهر جی فاصله چندانی با زایندهرود نداشت. وجود زایندهرود و وابستگی زندگی انسانی به آب، مهمترین عامل شکل گیری شهر اصفهان در مرکز فلات ایران بوده است. جی نام قدیمی شهر امروزه نام یکی از بلوکهای قدیمی اصفهان میباشد. عدم وجود بلایای طبیعی به خاطر قرار نگرفتن بر روی کمربند زلزله و جنبه دفاعی شهر مهمترین عامل در ایجاد و توسعه شهر اصفهان میباشد. و به خاطر همین موقعیت جغرافیایی، به سپاهان مشهور گشته بود. قرار گرفتن شهر بر بستر شبکه های ارتباطی و واقع شدن آن در مرکز از لحاظ ارتباطی اهمیت خاصی را به آن بخشیده بود. در واقع اصفهان در حکم پلی است که مناطق کمارتفاع شرق کشور را به سرزمینهای کوهستانی غرب متصل میسازد. بدین جهت کاروانهای بازرگانی و مسافرین در راه ها جهت رفع خستگی، اصفهان را محل اتراق و استراحتگاه خویش قرار میدادند و حتی معتدل بودن آب و هوا گاهی سبب اقامت دائمی کاروانیان در شهر میشد (سیرو، ۱۳۵۷: ۷۹).
افضلالملک معتقد است این شهر از سه طرف بلوک جی واقع شده و از سمت غرب به بلوک ماربین منتهی می شود. این شهر دارای ۱۴ دروازه است که در چهار طرف شهر قرار دارد. در غرب دروازه مارنان که پل معروفی نیز به این نام دارد و در شمال دروازه طوقچی در شرق دروازه جویبار و در جنوب دروازه خواجو از مهمترین آنها هستند. و این موضوع حکایت از آن دارد که شهر موقیعت مناسبی برای تجارت داشته است (افضلالملک، ۱۳۸۰: ۲۴).
وجود برخی تپههای باستانی در جوار جادهها حاکی از آن است که راههای ارتباطی امروزی بر روی جادههای باستانی ایجاد شده است. جهتهای اصلی و فرعی راههای اصفهان به این معنی است که راههای خروجی اصفهان به سمت شمال از لحاظ پستی و بلندی و ناهمواریها از راههای خروجی اصفهان به سمت جنوب متفاوت است.ایجاد راههای فرعی در کنار راههای اصلی با هدف خاصی ایجاد شده اند. بدین منظور افرادی جهت رهایی از مشکلات و سختی راههای اصلی از جمله ناامنیها یا برخی عوامل طبیعی چون باتلاقی بودن راه در فصل زمستان آنها را مجبور میکرد که از این راه ها استفاده نمایند (سیرو، ۱۳۵۷: ۸).
راههای ارتباطی اصفهان با سایر استانها از پنج محور خروجی شهر بر متنوع بودن راههای اصفهان دلالت دارد.
۱- محور اصفهان- تهران
از طریق میمه- دلیجان و سه راه سلفچگان- قم که بر روی راههای باستانی اصفهان- قم ایجاد شده است.طول مسافت ۴۸۰ کیلومتر است و به جهت جابجایی کالاهای بازرگانی از سایر نقاط به سمت پایتخت این مسیر اهمیت اقتصادی زیادی داشته است و به همین جهت حساسترین محورهای ارتباطی اصفهان به شمار می آید. بر سر راه تهران- اصفهان به فاصلهی ۱۵۰ کیلومتری اصفهان کوتاهترین راهی که گلپایگان را به کاشان وصل می کند و در محل تقاطع با جاده قم- اصفهان- شیراز قرار گرفته است یک راه میانبُر است (ساسان،۱۳۶۴: ۱۷۹)).
یحیی دولت آبادی زمانی که در کابینه وثوق الدوله بود در سال ۱۳۳۷ق پس از۳۰ سال دوری از اصفهان بار دیگر عازم اصفهان می شود و خصوصیات راه تهران به اصفهان را چنین توصیف می کند:"راه تهران- اصفهان ارابه رو شده است و من با ارابه یکی از دوستان مسافرت میکنم،اوضاع راه از این قرار است. از تهران تا چند فرسخی کاشان راهبانان دولتی در کارند اما مثل این است که نباشند…از آنجا تا نزدیک مورچه خورت یا۱۲ فرسخی اصفهان حکومت و راهداری و همه چیز در دست مامورین سردار جنگ ماشاالله خان پسر نایب حسین کاشی است که به دولت یاغی است.مالیات می گیرد،باج راه دریافت می کند، حکومت مستقل دارد،نظم و امنیت هم به ظاهر برقرار است و این حدود ازحدودی که به دست دولتیان است بهتر اداره میشود."(دولت آبادی،۱۳۷۱: ۱۱۰).
۲- محور اصفهان- شیراز
این محور هم به طول ۴۸۱ کیلومتر بر روی راههای باستانی شکل گرفته است و از لحاظ ویژگیهای مربوط به راه ها بسیار متفاوت از راههای اصفهان به سمت تهران میباشد.در محور اصفهان به شیراز تا قمشه راه امن و سهلالعبور بوده ولی پس از خارج شدن از قمشه به طرف شیراز وجود گردنهها در مناطق کوهستانی راه را بسیار ناامن میسازد (گوبینو، ۱۳۶۷: ۱۹۵).
از لحاظ کاربرد تجاری و بازرگانی اهمیت این مسیرها کمتر از مسیرهای اصفهان به تهران نیست و در واقع کالاهای تجاری از مقصد خلیج فارس تا تهران بر روی همین راه ها حمل میشده است. ناامنی این مسیر انگیزه های تجارت و بازرگانی را برای تجار کم رنگتر میساخت. پس تدابیر امنیتی برای کاروانهای تجاری امری ضروری به نظر میرسید که اگر کالاهای حکومتی بود یا از کشورهای دیگر در این مسیر حمل میشد قطعاً این تدابیر اندیشیده میشد. انگلیسیها در این مسیر جهت حفاظت از کالاهای تجاری خود مأمورانی را گماشته بودند (ویلُسن، ۱۳۴۷: ۲۴۲).
۳- محور اصفهان- یزد
به طول ۳۱۶ کیلومتر است که از سمت شرق اصفهان به طرف کوهپایه- نایین و اردکان میگذرد. در این مسیر که یک راه ترانزیتی محسوب میگردد از لحاظ جابجایی بار و کالا حائز اهمیت است و در فصل گرما کاروانهای تجاری باید گرمای سوزان این مسیر که به سمت کویر مرکزی امتداد دارد تحمل کنند. وجود کاروانسراهای متعدد با آب انبارها در جوار آن جهت کاهش مشکلات این مسیرها از تدابیری است که در دوره های تاریخی گذشته اندیشیده شده است و در دوره قاجاریه هم از آن بهره بردهاند. کاربرد راههای کویری در شرق بیشتر به جهت شرایط خوب چراگاه و ارزانی غله خراسان بوده است و سبب گردیده که بیشتر رفت و آمدها از ناحیهی یزد و اصفهان در جنوب باتلاق نمک صورت گیرد (آلفونس، ۱۳۷۱: ۱۵۳).
۴- محور اصفهان- خرمآباد
دموکراسیهای روم و یونان باستان از این نمونهها میباشند. یونان باستان از صدها شهر مستقل تشکیل شده بود که به وسیله روستاهای خود احاطه شده بودند. دولتهای خودمختار یونان دولت- شهر بودند. معروفترین دولت- شهر دولت آتن بود. یونانیان و احتمالاً آتنیها بودند که اصطلاح دموکراسی را از واژه یونانی demos به معنای مردم و krato به معنای حکومت کردن، وضع نمودند. دموکراسی آتن نفوذی بیهمتا بر فلسفه سیاسی داشته است. حکومت آتن حکومتی پیچیده بود که قلب و مرکز آن را مجمعی از شهروندان تشکیل میداد که چند مقام کلیدی را انتخاب میکردند و شهروندان میتوانستند در آن به بحث و گفتوگو بپردازند. آرمانهای آتن از قبیل مساوات در میان شهروندان، آزادی و احترام به قانون و عدالت اندیشههای مؤثر تاریخ دموکراسی بودند (هلد، ۱۳۶۹: ۳۲).
دیوید هلد نیز اولین دموکراسی را دموکراسی کلاسیک آتن می داند. او اصل مرکزی دموکراسی یونان را برابری سیاسی شهروندان میداند؛ به طوری که بتوانند آزادانه به نوبت فرمانروایی و فرمانبرداری کنند. شهروندان میتوانند از طریق مشارکت در مجمع در تصمیمگیریهای مهم مؤثر باشند و مناصب مهم از طریق انتخابات تعیین میشود. البته باید یادآوری کرد که شهروند بودن، محدود به تعداد نسبتاً اندکی از افراد است (هلد، ۱۳۶۹: ۶۲).
روم نیز تقریباً همزمان با یونان با مفهوم جمهوری دموکراسی را تجربه میکرد. جمهوری یا republic در لاتین از کلمات res به معنای چیز یا کار و pubicus یعنی مردم تشکیل شده است. بنابراین ترجمه تقریبی جمهوری عبارت است از چیزی که متعلق به مردم باشد. حق مشارکت در حکومت جمهوری در آغاز در انحصار اعیان و اشراف بود، اما پس از تلاش بسیار مردم عادی نیز به آن پیوستند. جمهوری روم بر سراسر ایتالیا مستولی شد و به مردم سرزمینهای مغلوب، معمولاً حق شهروندی اعطا مینمود. به علت وسعت سرزمینهای روم بسیاری از مردم از مرکز تصمیمگیری آن که forum نام داشت، دور میماندند. بعدها شهرهای مختلف ایتالیا توانستند حق مشارکت را برای خود جلب کنند و مدت زمانی بیش از دو قرن این جمهوریها در چندین شهر ایتالیا رونق داشتند.
رابرت دال در بررسی تاریخی دموکراسی، کشورهای اروپای شمالی شامل بریتانیا، اسکاندیناوی، هلند، بلژیک و سوئیس و… را محلی میداند که سه نهاد سیاسی ملازم دموکراسی در آنها شکل گرفتند. مجلس ملی متشکل از نمایندگان منتخب، حکومتهای محلی منتخب مردم که در نهایت مطیع حکومت ملی هستند و نظامی که دموکراسی را در سطوح ملی با مجلس منتخب مردمی در بالاترین سطح تلفیق کند (دال، ۱۳۷۸: ۲۱).
اما دموکراسی نوین شباهتی به دموکراسی دولت- شهر ندارد. این دموکراسی دولت- ملت است و ظهور آن با پیدایش و تکامل دولت- ملت مقارن بوده است. هانتینگتون نخستین گام به سوی دموکراسی در غرب را مصادف با نیمه اول سده هفدهم میداند. عقاید دموکراتیک و جنبشهای وابسته به آن از تجلیات مهم و نه اصلی، انقلاب انگلستان بود.
هانتینگتون دموکراسیهای نوین را با سه موج تاریخی توصیف میکند. موج دموکراسی شدن عبارت است از یک سلسله گذارهایی از رژیمهای غیردموکراتیک به دموکراتیک که در زمانهای خاصی صورت پذیرفته و همچنین گذارهای مشخصی را در همان زمان در جهت مخالف به همراه آورده است. هر موج بر شمار اندکی از کشورها اثر بخشیده و در زمان پیدایش هر موج گذار بعضی از رژیمها به سوی غیر دموکراتیک افتاده است (هانیتنگتون، ۱۳۷۳: ۱۸).
موج نخستین در انقلابهای امریکا و فرانسه ریشه دارد، اما پیدایش نهادهای ملی دموکراتیک از پدیدههای قرن نوزدهم است. در طول این قرن در بیشتر کشورها نهادهای دموکراتیک رو به تکامل نهادند. نخستین موج طولانی دموکراسی شدن از سال ۱۸۲۸ تا ۱۹۲۶ ادامه داشت و همراه با نخستین موج برگشت از ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۲ بود. حدود سی کشور از جمله ایالات متحده، سوئیس، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا و آرژانتین در این موج قرار داشتند. ایتالیا با روی کار آمدن موسیلینی و آلمان با رهبری هیتلر موج برگشت را تجربه کردند (هانیتنگتون، ۱۳۷۳: ۲۰).
با آغاز جنگ جهانی دوم، موج کوتاه دوم دموکراسی شدن سر بلند کرد که مابین سالهای ۱۹۶۲-۱۹۴۳ را در برمیگرفت. اشغال نیروهای بیگانه نهادهای دموکراتیک را در آلمان غربی، ایتالیا، اتریش، ژاپن و کره افزایش داد. ترکیه و یونان و برخی کشورهای امریکای لاتین به دموکراسی روی آوردند. همزمان با آن با آغاز پایان گرفتن حکمرانی مستعمراتی، شماری از کشورها پیدا شدند. در برخی از آنها کوششی برای ایجاد نهادهای دموکراتیک به کار نرفت. در بعضی دیگر دموکراسی ضعیفی شکل گرفت. مثلاً در پاکستان نهادهای دموکراتیک هیچگاه جا نیفتاد. مالزی یک شبه دموکراسی را تجربه کرد و کشورهایی مانند هند، توانسته ده سال نهادهای دموکراتیک خود را نگه دارند و نیجریه در سال ۱۹۶۰ دموکراسی را آغاز کرد. موج بازگشت در اواخر دهه ۱۹۶۰ آغاز شد و بسیاری از کشورهای امریکای لاتین بار دیگر اقتدارگرا شدند (هانیتنگتون، ۱۳۷۳: ۲۳-۲۲).
آغاز موج سوم دموکراسی را هانتینگتون با کودتا در کشور پرتقال مصادف میداند. سومین موج دموکراسی شدن از سالهای ۱۹۷۴ تا ۱۹۹۰ را دربرمیگیرد. این موج کشورهای امریکای لاتین، برخی کشورهای آسیایی مثل فیلیپین و در پایان دهه دنیای کمونیست را تحت تأثیر خود قرار داد. به طور کلی موج سوم جنبش دموکراسی جهانی بود که در ظرف ۱۵ سال سرتاسر جنوب اروپا را درنوردید، به سوی امریکای لاتین روانه شد. بعد به آسیا روی آورد و دیکتاتوری را در بلوک شوروی از هم پاشید، به طوری که در ۱۹۹۰ تقریباً ۴۵ درصد از کشورهای مستقل جهان نظامهای دموکراتیک داشتند و در ۱۹۹۲ هم همین نسبت برقرار بود (هانیتنگتون، ۱۳۷۳: ۲۹).
دیوید هلد نیز یکی از صاحبنظران کلاسیکی است که با کتاب مدلهای دموکراسی قصد دارد توصیف تاریخی مناسبی از دموکراسیهای شکل گرفته در غرب ارائه دهد. او در کتاب مدلهای دموکراسی به معرفی مدلهای اصلی دموکراسی می پردازد تا بتواند به این سوال پاسخ دهد که امروزه دموکراسی باید چه معنایی داشته باشد؟ هلد با توجه به تجربه تاریخی غرب نه مدل دموکراسی را با اصول و خصوصیات اساسی آنها و شرایط عمومی لازمه شان توصیف و تشریح می کند.
دیوید هلد کتاب مدلهای دموکراسی را در سال ۱۹۸۷ به چاپ میرساند. او کتاب خود را بر اساس زمانی – تاریخی به دو بخش کلی مدلهای کلاسیک و انواع دموکراسی معاصر تقسیم می کند. در بخش مدلهای کلاسیک مانند بسیاری دیگر از مدل دموکراسی کلاسیک آتن آغاز میکند. مدل دوم در این بخش با نام دموکراسی حمایتی تعریف میشود. در این مدل شهروندان برای اطمینان از تعقیب منافع خود از سوی حکومتگران خواستار کسب حمایت آنها و یکدیگر هستند. حکومت به نمایندگانی سپرده میشود، انتخابات منظم وجود دارد. قوای دولت به لحاظ قانونی محدود و در میان سه قوه تقسیم میشود. قانون از برخوردهای خودسرانه به منظور تضمین آزادی جلوگیری میکند. جدایی مابین دولت و جامعه مدنی حفظ شده گروههای ذینفع رقیب حق فعالیت دارند. این مدل در شرایط خانواده پدرسالار و گستردگی سرزمینی عرصه دولت ملی اتفاق میافتد (هلد، ۱۳۶۹: ۱۱۵-۱۱۴).
در مدل کلاسیک دموکراسی تکاملی مشارکت در زندگی سیاسی نهتنها برای حراست از منافع فردی، بلکه برای ایجاد شهروندانی آگاه و متعهد ضرورت دارد. شهروندان در شاخههای مختلف حکومت از طریق رأی دادن، مشارکت گسترده در حکومت محلی، بحثهای عمومی و خدمات قضایی مداخله دارند. زنان از رهایی سیاسی برخوردارند اما تقسیم کار خانگی هنوز سنتی است و یک جامعه مدنی مستقل همراه با حداقل مداخله دولت وجود دارد و قانون از حقوق فردی و دنبال کردن برنامه زندگی بدانگونه که خود فرد برگزیده است، حمایت میکند. این مدل از اندیشههای هابز، ماکیاولی، جان استوارت میل و ژان ژاک روسو متأثر است و هلد آن را برای نخستین بار در جریان انقلاب انگلستان جستوجو میکند(هلد، ۱۳۶۹: ۱۶۵-۱۶۴).
آخرین مدل کلاسیک که آن را دموکراسی مستقیم و پایان سیاست مینامد، متأثر از اندیشههای مارکس و انگلس است که به نظر آنان وعده حمایت دولتهای لیبرال که میل آنها را طراحی میکند امکان تحقق ندارد. در این مدل لازمه آزادی، پایان استثمار و نهایتاً برابری کامل سیاسی و اقتصادی است. تنها این برابری کامل میتواند استعداد همه انسانها را متحقق کند. این مدل از دو نوع سوسیالیسم و کمونیسم تشکیل میشود (هلد، ۱۳۶۹: ۲۱۶).
در بخش دوم کتاب، دیوید هلد به معرفی مدلهای دموکراسی معاصر میپردازد. اولین مدل به نخبهگرایی رقابتی و دیدگاه تکنوکراتیک میپردازد. مطالب این فصل به اندیشههای ماکس وبر و جوزف شومپیتر اختصاص مییابد. طبق این مدل دموکراسی روشی برای انتخاب نخبگان سیاسی کاردان است که قادر باشند تصمیمات قانونگذاری و اداری لازم را بگیرند و مانعی در راه زیادهرویهای رهبری سیاسی باشند. از خصوصیات این مدل رقابت میان احزاب، مرکزیت رهبری سیاسی و وجود یک بوروکراسی مستقل و حرفهای است. این دموکراسی در جامعه صنعتی با تحمل اختلاف عقاید و وجود متخصصان شکل میگیرد. همچنین شرایط خارجی رقابت میان دولتها برای کسب قدرت و تفوق در نظام بینالمللی است (هلد، ۱۳۶۹: ۲۸۱).
مدل تکثرگرایی، سرمایهداری صنفی و دولت در این مدل متفکرانی نظیر رابرت دال و مدیسون تلاش میکنند فاصله میان شهروند منفعل و رهبری انتخاب شده را در نظریههای وبر و شومپیتر دیده میشد، پر کنند. این گروه معتقد هستند باید نقش گروههای میانجی از قبیل انجمنهای اجتماعی، سازمانهای مذهبی، اتحادیههای کارگری و سازمانهای تجاری دیده شود تا فرد تک افتاده و آسیبپذیر در مقابل دولت نباشد. این مدل حکومت را به وسیله اقلیتها حفظ می کند و آزادی سیاسی را تأمین میکند و دولت بیش از حد قدرتمند را مانعی در راه رشد و توسعه گروههای ذینفع میداند. جدال گروههای متعدد برای کسب قدرت مطلوب این مدل میباشد (هلد، ۱۳۶۹: ۳۱۳).
هلد از دو منظر به بررسی ماهیت دموکراسیهای لیبرال میپردازد. منظر اول به ماهیت سالهای وفاق اجتماعی پس از جنگ همزمان با تئوریهای پایان ایدئولوژی و جامعه تک ساحتی مربوط میشود. منظر دوم از میان رفتن وفاق و رشد بحران دموکراسی از اواخر دهه ۱۹۶۰ همزمان با تئوری بحران مشروعیت هابرماس، را مورد توجه قرار میدهد. عده زیادی دوره ۱۵ ساله پس از جنگ جهانی دوم را دوره رضایت و وفاداری به اقتدار و مشروعیت به شمار آوردهاند. در سالهای پس از جنگ مفسران سیاسی از راست تا چپ طیف سیاسی، حمایت گسترده از نهادهای مرکزی جامعه را توصیه میکردند. زیادهرویهای سیاسی راست (فاشیسم و نازیسم) و چپ (کمونیسم). اعتماد به یک دنیای داد و ستد آزاد را که از طریق یک دولت مداخلهگر تعدیل و کنترل شود تقویت میکرد (هلد، ۱۳۶۹: ۳۳۸).
دانشمندان علوم سیاسی و جامعهشناسان امریکایی که در اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰ کار میکردند، کوشیدند تا از وضعیت اجتماعی آن دوران تبیین ارائه نمایند. یکی از این تبیینها تئوری پایان ایدئولوژی بود که از سوی کسانی نظیر لیپست مطرح شد. او این اصطلاح را به معنای افول حمایت روشنفکران، اتحادیههای کارگری و احزاب سیاسی چپ از آنچه که به اهتزاز درآوردن پرچم سرخ مینامید، تعبیر میکرد. یعنی افول حمایت این گروهها از برنامههای سوسیالیستی تعریف شده در مارکسیسم- لنینیسم، در واقع این ایدئولوژی جذابیت خود را از دست داده بود (هلد، ۱۳۶۹: ۳۴۳).
نظریهپردازان پایان ایدئولوژی یا پایان سیاست طبقاتی، از زندگی سیاسی پس از جنگ جهانی دوم تفسیری عرضه میدارند که مارکوزه واضح فرضیه معروف جامعه تکساحتی آن را رد میکرد. تحلیل مارکوزه به مدیریت و کنترل بر اقتصاد نوین و توسعه شتابان ابزار تولید علم و تکنولوژی، روند مکانیزه شدن و افزایش قوانین و مقررات مربوط به رقابت آزاد به مثابه پیامد مداخله دولت تأکید میکند. در این شرایط بوروکراسی دولتی گسترش مییابد که میتواند به ضرر زندگی اجتماعی و اخلاق در جامعه باشد (هلد، ۱۳۶۹: ۳۴۶).
مارکوزه نگران ساخته شدن فرهنگ رسانهای کاذب و تأثیر او بر آزادی و اندیشه انسانها است. این نظریهها اگرچه مدل دموکراسی خاصی را ایجاد نکرد، اما مبانی نظام سیاسی را به طور جدی به آزمون کشید. هلد همچنین به شکلگیری دولتهای رفاه با مسئولیت زیاد پرداخته و عدم توانایی آنان را با بیان تئوریهای بحران اوفه و هابرماس دنبال میکند که در نهایت هابرماس با توصیف این بحرانها به ضعف دموکراسیهای لیبرال پی برده و شکل دیگری از دموکراسی را برای دنیای جدید پیشنهاد میکند که در فصول بعدی مفصل به آن خواهیم پرداخت.
هلد در نهایت سه مدل دموکراسی حقوقی با تأکید بر قدرت و حاکمیت قانون، حکومت مشروطه، حداقل مداخله دولت در جامعه مدنی و زندگی خصوصی و حداکثر میدان عمل برای جامعه بازار آزاد را مطرح میکند. شرایط عمومی این مدل رهبری سیاسی کارآمد و حداقل قواعد بوروکراتیک میباشد.مدل دموکرسای مشارکتی با حق مساوی برای تکامل نفس در یک جامعه مشارکتی تعریف میشود. جامعهای که احساس سودمندی سیاسی را پرورش دهد، توجه به مسائل دستهجمعی را تقویت کند و به شکلگیری شهروندانی آگاه که بتوانند دلبستگی مستمری به فرایندهای حکومت کردن داشته باشند کمک نماید. مشارکت مستقیم شهروندان در تنظیم نهادهای اصلی جامعه از جمله محل کار و اجتماع محلی، تجدید سازمان نظام حزبی، فعالیت احزاب مشارکتی از خصوصیات این مدل میباشد. شرایط عمومی این مدل وجود یک نظام اطلاعاتی باز، امکان مشارکت زنان و به حداقل رساندن قدرت بوروکراتیک میباشد (هلد، ۱۳۶۹: ۳۹۷).
هلد در بخش پایانی در پاسخ به آنکه امروزه دموکراسی باید چه معنایی داشته باشد آخرین مدل دموکراسی خود را ترسیم می کند. در واپسین مدل دموکراسی هلد، که از نظر او بهترین معنای دموکراسی در دوره زیست اوست، افراد در تعیین شرایط زندگی خویش آزاد و برابر هستند. و قانون اساسی به تقدیس اصل “خود مختاری” شهروندان می پردازد. ضمن آنکه ساختار پارلمانی و قضایی مناسب و مستقل، جامعه مدنی قوی و خدمات اجتماعی کافی، جامعه را در رسیدن به این خودمختاری یاری می رساند. شرایط عمومی این مدل دسترسی آزاد به اطلاعات، به حداقل رساندن مراکز قدرت غیرمسئول و مسئولیت جمعی در زمینه امور دنیوی میباشد(هلد، ۱۳۶۹: ۴۳۸).
پژوهشهای تجربی پیشین:
۱-۳-۱پژوهشهای داخلی:
مرور پژوهشهای پیشین مرتبط با این موضوع باعث می شود از تکرار پرهیز شده و نوآوری در پژوهش حفظ شود. علاوه بر این مرور پژوهشها کمک می کند با تجربه های قبلی، از متغیر ها و ارتباط آنها با یکدیگر سنجش دقیق تری صورت گیرد. به خصوص پژوهشهای میدانی می تواند در نحوه، چگونگی و ابعاد سنجش متغیرها و طراحی گویه ها به ما یاری رساند. از آنجا که پژوهش از ترکیب نظریه های مختلف ساخته شده و در برخی بخشها جدید می باشد، پژوهشهای یکسانی در این مورد وجود نداشته است. اما تلاش شده پژوهشهایی که هر کدام برخی متغیرهای پژوهش را سنجیده اند مطالعه شود که تا حدی به افزایش اعتبار پژوهش نیز کمک شود. به این جهت این بخش بر اساس متغیر وابسته گرایش به دموکراسی و ابعاد آن جمع آوری شده است.
محمد عثمان حسینبر در رساله دکتری خود با عنوان هویت جمعی و نگرش به دموکراسی در دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم اجتماعی ایران، به راهنمایی دکتر محمد عبداللهی، ۱۳۸۶ به پژوهش در حوزه دموکراسی پرداخته است. این پژوهشگر معتقد است با توجه به وجود اقوام مختلف در ایران به نظر می رسد برای رسیدن به یک دموکراسی پایدار باید نگرش این اقوام متنوع مورد توجه قرار گیرد. خاصه آنکه به نظر می رسد موقعیت گروهی قومی آنان بر نگرش آنان نسبت به دموکراسی تاثیر گذار بوده است. این پژوهش به مطالعه و بررسی تاثیر هویت جمعی بر نگرش به دموکراسی می پردازد. لذا جامعه آماری تحقیق کلیه اعضای ۱۸ سال و بالاتر اقوام ساکن در شهر های تبریز، زاهدان، اهواز ، اصفهان، سنندج و خرم آباد بوده اند. و پیمایش بر روی ۱۱۲۰ نفر نمونه از اعضای شش قوم آذری، بلوچ، عرب، فارس، کرد و لر انجام گرفته است.
چارچوب نظری تحقیق از نظریات مکتب کنش متقابل از جمله کولی ، کرچ و همکارانش تشکیل شده است. کولی با مفهوم گروه نخستین به گروه نقشی اساسی در فرایند جامعه پذیری و شکل گیری خود می دهد. کرچ و همکارانش نیز معتقد هستند نگرش های افراد تا حد زیادی تحت تاثیر تعلق یا عضویت گروهی آن ها است . از جمله این گروه ها می توان به خانواده ، گروه سنی یا هم سالان ، جنسیت ، قومیت، مذهب ، گروه شغلی و طبقه اشاره کرد . مطابق با نظر استرایکر یک هویت گروهی هنگامی تاثیری تعین کننده بر نگرش های افراد خواهد داشت که نسبت به هویت های دیگر برجسته تر باشد . در این صورت تعهد افراد به این ها بیشتر خواهد شد. کرچ و همکارانش همچنین به نقش رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی به عنوان عوامل مهم بر نگرش های افراد یاد می کنند. آنان عنوان کردند که افراد به هر عاملی که موجب برآورده شدن نیاز های آنان شوند ، نگرشی مثبت خواهند داشت.
مدل نظری پژوهش از متغیر های زمینه ای مانند جنسیت ، سن، وضعیت تاهل ، وضعیت شغل، میزان درآمد و البته نوع مذهب و قومیت به سمت میزان استفاده از رسانه های جمعی ، تعاملات بین قومی، میزان مسافرت داخلی و خارجی در نتیجه پیگیری اخبار سیاسی ، اجتماعی ، ارزیابی فایده دموکراسی ، نوع و کیفیت هویت جمعی ، رضایت از اوضاع کشور و تجربه مشارکت سیاسی تعیین کننده متغیر وابسته تحقیق یعنی نگرش به دموکراسی افراد می باشد .
پرسشهای اساسی تحقیق نگرش اقوام عمده ایرانی نسبت به دموکراسی و تأثیر هویت جمعی آنان بر نگرش بر دموکراسی است. حسینبر در بخش یافتههای عملیتر خود اشاره میکند که زمینههای اجتماعی مناسبی برای دموکراتیک شدن ایران وجود دارد؛ چرا که نگرش کلی اقوام ایرانی نسبت به دموکراسی مثبت است. آنها همچنین به ارزشهای دموکراتیک و نیز یک جامعه مدنی همگانی، اعتقادی قوی دارند. بر طبق نتایج این پژوهش، نارضایتی از ابعاد مختلف اوضاع کشور عاملی مهم برای گرایش مردم به دموکراسی به شمار میرود. اما حکومتها میتوانند با رفع مشکلات اقتصادی و به دلیل نهادینه شدن خواستهای دموکرات این تمایلات را سرکوب نمایند.
یافتههای این پژوهش حاکی از این است که هویت جمعی از عوامل مهم مؤثر بر نگرش به دموکراسی میباشد. به طوری که با عامتر شدن هویت جمعی، گرایش افراد نسبت به دموکراسی بیشتر میشود. هنگامی که عناصر یک قوم مسلط به عنوان عناصر هویت ملی تعریف میشوند، چنین هویتی نمیتواند به معنای یک هویت جمعی عام باشد و انتظار نمیرود که قویتر بودن چنین هویتی موجب گرایش بیشتر افراد به دموکراسی شود. به همین جهت رابطه نگرش به دموکراسی با هویت ملی رابطهای منفی است، اما برعکس قوی بودن هویت قومی میتواند با عامگرایی فرهنگی همراه باشد و رابطهای مستقیم یا مثبت با نگرش به دموکراسی داشته باشد. این تأثیر میتواند به واسطه غلبه برخی ارزشها و نگرشها در برخی گروهها، به علت ارزیابی فایدهای که آنها از دموکراسی دارند و یا به علت نارضایتیشان از وضع موجود و راه حل دانستن دموکراسی توجیه شود.
موضوع انتخاب شده از سوی پژوهشگر بسیار جالب و مناسب بوده است و می تواند به برطرف کردن یک مساله اجتماعی جامعه ایرانی کمک رساند. اما با توجه به عنوان پژوهش و جمعیت نمونه نسبتا زیاد، آنچه در بخش یافته ها انتظار می رفت تبیین تفاوتهای بین قومیتی در نگرش به دموکراسی است که پژوهشگر تبیینی در مورد این قضیه انجام نداده است. با توجه به شهرهای متنوع با سطوح متفاوت از توسعه یافتگی و شرایط فرهنگی و دینی متفاوت می بایستی تفاوتهایی در نوع نگرش آنان به دموکراسی وجود داشته باشد. دوم آنکه محقق نگرش افراد به دموکراسی را با سوالی مستقیم از پاسخگویان و البته با ارائه تعریفی کوتاه از آن برای آنان سنجیده است. به نظر می رسد این نوع سنجش نگرش نمی تواند دقیق باشد . و ممکن است با توجه به ارزش مثبت مفهوم دموکراسی نوعی سو گیری نسبت به سوال ایجاد شود.
ولی پژوهش از متغیر های کنترل مهمی در تببیین موضوع استفاده کرده است و این می تواند به طرح فرضیه های پژوهش ما با پشتوانه تجربی کمک می کند. در این زمینه می توان به تائید فرضیه های زیر اشاره کرد:
مطابق با نتایج پژوهش فوق، نگرش به دموکراسی با عواملی همانند تحصیلات، رده شغلی و درآمد خانواده ارتباط دارد. و تئوری لیپست را در مورد تأثیر توسعه اقتصادی بر گرایش به دموکراسی تأئید می کند. به ویژه اینکه بر مبنای چنین معیارهایی میتوان نگرش غالب طبقه متوسط را در مورد دموکراسی مثبت ارزیابی نمود. همچنین تأثیر آگاهی بر نگرشها را تأیید میکند و بدیهی است که با بالا رفتن تحصیلات، احتمال آگاهی از دموکراسی افزایش مییابد و این امر نگرش افراد را به دموکراسی تحت تأثیر قرار میدهد. حسینبر همچنین تأثیر رسانههای خارجی را در گرایش به دموکراسی با رابطهای مثبت ارزیابی میکند. به طوریکه در مدل نظری نهایی خود، استفاده از رسانههای جمعی، اینترنت، قومیت، تحصیلات، هویت جمعی، تعاملات بین قومی را دارای رابطهای معنیدار با نگرش به دموکراسی معرفی نموده است. همچنین رضایت از اوضاع کشور دارای رابطه منفی با نگرش به دموکراسی میباشد.
ابوالفضل ذوالفقاری در رساله دکتری خود با عنوان نگرش به ارزشهای دموکراتیک و انواع دینداری، به راهنمایی دکتر ابراهیم موحدی، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۷، به منظور بررسی رابطه میزان و نوع دین داری(قرائت دینی) با نگرش به ارزشهای دموکراتیک پژوهشی را با روش پیمایش انجام داده است. جمعیت نمونه پژوهش را تعداد ۷۰۷ نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه های دولتی تهران تشکیل می دهند که داده های ان از طریق پرشنامه جمع آوری شده است.
در این مطالعه برای نشان دادن رابطه نوع دین داری و نگرش نسبت به ارزشهای دموکراتیک از نظریه هابرماس در خصوص تعامل دین داران و سکولارها در مواجهه با ارزشهای جامعه مدرن استفاده شده است. و به دلیل اینکه هابرماس برای انواع دین داری ها نوع شناسی خاصی ارائه نکرده و نیز لزوم استفاده از یک نوع شناسی منطبق با کشور های اسلامی و ایران برای نوع شناسی دین داری ها از نظرات ویلیام شپرد با ابعاد مدل شپرد سکولار، سنتی و مدرن استفاده گردیده است. میزان دین داری نیز با بهره گرفتن از مدل گلاک و استارک و ابعاد چهار گانه آن یعنی اعتقادی،مناسکی،تجربی و پیامدی سنجیده شده است.
یافته های پژوهش نشانگر آن است که بین نوع دینداری دانشجویان و نگرش آنان نسبت به ارزشهای دموکراتیک تفاوت معناداری وجود دارد. و متغیر های مستقل این پژوهش در مجموع می توانند ۳۰ درصد از تغییرات مرتبط با متغیر وابسته یعنی نگرش به ارزشهای دموکراتیک را تبیین نمایند. در ضمن متغیرهای دینداری شامل میزان دین داری و نوع دینداری و ابعاد و انواع مختلف آنها با نگرش به ارزشهای دموکراتیک رابطه معکوس داشته اند. یعنی هر چه به میزان دینداری آنان در ابعاد مختلف اضافه می گردد و یا هرچه دینداری به سمت سنت گرایی سیر می کند. نگرش آنان نسبت به ارزشهای دموکراتیک منفی تر می شود. همچنین محاسبه تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم دو متغیر میزان دینداری و نوع دین داری بر نگرش به ارزشهای دموکراتیک نشان داد که وضعیت نگرش به ارزشهای دموکراتیک بیش از آن که تحت تاثیر میزان دینداری باشد، تحت تاثیر نوع دین داری آنها است.
پژوهش فوق برای سنجش مفاهیم خود از گویه های بسیار متعددی استفاده کرده است و به عنوان مثال در مورد انواع دین داری تلاش شده است که جنبه های مختلف آن مورد سنجش قرار گیرد. همچنین تلاش خوبی در جهت جمع آوری مباحث مربوط به دموکراسی و دین داری شده است. اما در نهایت درچارچوب تئوریک آنچنان که باید از تئوری هابرماس در جهت تبیین مساله استفاده نشده است. و اتصال بین تئوری و تبیین تجربی دارای استحکام لازم نیست. تئوری هابرماس راجع به دموکراسی مربوط به مشارکت همراه با تعامل و گفت وگو است . واین شاید ارتباطی با دین داری داشته باشد اما این ارتباط به خوبی توضیح داده نشده است. و بیشتر تلاش تجربی در جهت توصیف و تشریح انواع دینداری و نگرش آنان به ارزشهای دموکراسی شده است. که این ارتباط لزوما مرتبط با تئوری هابرماس نیست. همچنانکه در مدل نظری پژوهش نیز فقط سه متغیر انواع دین داری ، میزان دین داری و نگرش به ارزشهای دموکرات آورده شده است. و هیچ متغیر دیگری که برآمده از نظریه هابرماس باشد وجود ندارد.
همچنین در مورد مدل شپرد نیز در سنجش ابعاد دین داری ابهام هایی وجود دارد. چرا که مرز بین این انواع در واقعیت تجربی به سختی قابل تشخیص است. و در این پژوهش نیز به طور دقیق مشخص نشده است که کدام گویه ها چه نوع دین داری را می سنجند. و در مورد همه انواع دین داری اورده شده است سوالات ۱تا ۱۴ . اما باتوجه به سنجش مفصل دینداری می توان از این پژوهش در رابطه بین ارزشهای سیاسی دموکراتیک و متغیر دین داری استفاده کرد.
علی ساعی در رساله دکتری خود را به موضوع تحلیل جامعهشناختی دموکراتیزاسیون در ایران، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم اجتماعی، به راهنمایی دکتر محمد عبداللهی، ۱۳۸۴ پرداخته است. در این رساله به نظر نویسنده مهمترین وقایع زندگی سیاسی ایرانیان یعنی واقعه دموکراتیزاسیون تحلیل شده است. ایرانیان در طی یک قرن اخیر همواره طالب ارزشهای سیاسی جدید مثل آزادی، مشارکت سیاسی، برابری مدنی و محدود سازی اختیارات حاکمان به قواعد اساسی بوده اند. این ارزشها را برحسب شرایط ساختاری و زمینه های اجتماعی خاص در قالب چهار واقعه دموکراتیک مشروطیت، نهضت دموکراتیک ملی ، انقلاب اسلامی و دوم خرداد می توان مشاهده کرد.
اما تلاش ایرانیان با موفقیت کامل همراه نبوده است. و دموکراسی هنوز صفت نظام سیاسی ایران نشده است. مسئله مورد تبیین ساعی در رساله تفاوتپذیری میزان تغییرات دموکراتیزاسیون در ایران است. ساعی با این فرض نظری رساله خود را پیش برده است که اگر مدرنیزاسیون رخ دهد، آنگاه با شرط وجود جامعه مدنی توسعه یافته دموکراتیزاسیون رخ میدهد. منظور از دموکراتیزاسیون فرایند تغییرات سیاسی در جهت دموکراتیکسازی رژیم اقتدارگرا است.
ساعی این فرایند را طبق چارچوب تئوریک هانتینگتون شکست رژیم اقتدارگرا، گذار دموکراتیک و تحکیم دموکراتیک تعریف میکند. مدعای پژوهش این است که مرحله اول و دوم دموکراتیزاسیون در ایران در قالب واقعه مشروطهخواهی و جمهوریخواهی محقق شده است. اما این واقعه در مرحله سوم، یعنی تحکیم دموکراتیک با مشکل روبهرو شده است. به طوری که در دورههایی از تاریخ شاهد بازگشت یا بازتولید عناصری از اقتدارگرایی هستیم. دموکراسی هنوز صفت پایدار نظام سیاسی ایران نشده است.در این پژوهش مطابق نظریه لیپست رابطه مثبت میان مدرنیزاسیون و دموکراتیزاسیون وجود دارد. مدرنیزاسیون شرط لازم دموکراتیزاسیون است اما شراط کافی آن نیست.
برای دستیابی به چارچوب نظری مناسب، نخست نظریه های دموکراتیزاسیون نزد برینگتون مور، هانتینگتون، گرام گیل،ونهانن، لیپست، بشیریه و دایاموند به طور بسیار اجمالی مورد بررسی قرار گرفته اند. در نظریه بارینگتون مور، وجود شرایط ساختاری میان دولت و طبقات اجتماعی و انگیزه بورژوازی مورد توجه قرار گرفته است. هانتینگتون توسعه اقتصادی در نتیجه وجود یک طبقه متوسط گسترده، گرام گیل ایجاد جامعه مدنی و ونهانن توزیع منایع قدرت در بین گروه های اجتماعی را مد نظر دارند. لیپست سطح توسعه اقتصادی کشور و بشیریه و دایاموند به فرهنگ سیاسی دموکراتیک توجه دارند.
روش گردآوری داده های تجربی روش تاریخی و رجوع به اسناد دست اول بوده است و برای داوری تجربی در باب فرضیات، از روش تحلیل رگرسیون استفاده شده است. یافته های تجربی بیانگر این واقعیت است که ضریب همبستگی دموکراتیزاسیون با مدرنیزاسیون برابر با ۷۲/ و با توسعه جامعه مدنی ۵۲/ است. از سوی دیگر همبستگی دموکراتیزاسیون با ترکیب خطی متغیر های مدرنیزاسیون و توسعه جامعه مدنی به اندازه ۷۱/ می باشد.
پژوهش از روش مناسب و مفیدی در مطالعه روند شکل گیری دموکراسی در ایران استفاده کرده است. اما برای سنجش دموکراسی مفهومی بسیار حداقلی و مورد تامل را انتخاب کرده است. پژوهشگر برای مفهوم دموکراتیزاسیون دوبعد مشارکت انتخاباتی و رقابت انتخابی را در نظر گرفته است. و مدرنیزاسیون نیز با دو بعد توسعه اقتصادی و توسعه آموزشی سنجیده شده است. نظریه های جدید نشان می دهد بعد مشارکت انتخابی برای آنکه بگوییم جامعه ای در حال دموکرات شدن است . کافی نیست چراکه در بسیارس از جوامع غیر دموکرات و حتی اقتدارطلب درصد مشارکت افراد در انتخابات بسیار بالا است. این درگیری توده وار در زمان انتخابات ویژگی بسیاری از جوامع جهان سوم است. که افراد غیر از این طریق راهی برای مشارکت ندارند و نسبت به وضعیت سیاسی خود نگران هستند. کم بودن میزان مشارکت در جوامع دموکرات نیز دلیلی بر کمرنگ شدن دموکراسی نیست نشانی از نقائص آن است . امروزه مطالعات سنجش دموکراسی به متغیر رای دادن نسبت به گذشته اهمیت کمتری می دهند و آن را با توجه به شرایط و متغیر های پیرامونی تعریف می کنند.
نکته قابل توجه و مفید برای ما در این پژوهش این است که یافتههای پژوهش نشان میدهد که توسعه اقتصادی در ایران با توسعه قشرهای اجتماعی جدید که در این پژوهش احزاب در نظر گرفته شده است با دموکراتیزاسیون رابطه مثبت دارد. شواهد تجربی پژوهش با تئوری هانتینگتون و تأکید نظری گرامگیل نیز سازگار است.
علی عسگری، در طی پژوهشی به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با مدارا در بین دانشجویان دانشکده های علوم اجتماعی دانشگاه تهران و علامه طباطبایی پرداخته است. از آنجا که در پژوهش حاضر مدارا یکی از ابعاد گرایش به دموکراسی می باشد لذا پژوهشهای این موضوع نیز مطالعه شده است. از این پژوهش در رابطه بین اعتماد و مدارا و همچنین برخی متغیر های فرهنگی و مدارا استفاده شده است که در ادامه آورده می شود.
موضوع پژوهش از آن جهت انتخاب شده است که امروزه با ورود مدرنیته به جوامع ، انسانها ناچار هستند با تفاوتهای فرهنگی محیط اطراف خود زندگی کنند. نوع برخورد با این تنوعها و تفاوتها در جوامع مختلف متفاوت است. موضوع پژوهش بررسی رابطه بین میزان سرمایه اجتماعی و مدارا می باشد. مبانی نظری پژوهش با بهره گرفتن از تئوری های پاتنام و فوکویاما که در آنها هدف از سرمایه اجتماعی دموکراسی و نهادهای مدنی است، بوردیو که سرمایه اجتماعی را با دسترسی به کالاهای گروهی تعریف می کند، همچنین کلمن شکل گرفته است. در عملیاتی کردن متغیرها سرمایه اجتماعی به دو بخش شناختی و ساختاری تقسیم شده است. که اعتماد،همیاری، احساس سودمندی و آگاهی بخش شناختی، و عضویت در شبکه های رسمی و غیر رسمی بخش ساختاری را تشکیل می دهند. مدارا نیز به مدارای اجتماعی، مدارای سیاسی و مدارای اخلاقی، رفتاری تقسیم شده است(شارع پور ، ۱۳۸۸: ۷۹-۷۷ ).
روش پژوهش پیمایش مقطعی می باشد . جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشکده های علوم اجتماعی دانشگاه های تهران و علامه طباطبایی می باشند. و جمعیت نمونه را تعداد ۲۲۰ نفر از دانشجویان تشکیل داده اند.
یافته های پژوهش نشان می دهد که با افزایش میزان تحصیلات میزان مدارا نیز افزایش می یابد. یعنی افرادی که از تحصیلات بالاتری برخوردارند متمایل به حمایت از آزادیهای مدنی برای گروه های مختلف می باشند. همچنین از میان ابعاد سه گانه مدارا به ترتیب مدارای سیاسی،اجتماعی و اخلاقی رفتاری میانگین بالا تری داشته اند. این امر بیانگر آن است که هر چقدر مدارا به سمت امور انتزاعی حرکت می کند میزان آن افزایش می یابد. در حالی که با حرکت به سمت مدارای عینی تر که نمود آن مدارای اخلاقی است میزان مدارا کاهش می یابد. همچنین رابطه اعتماد بین شخصی و مدارا تائید نشده است . اما اعتماد تعمیم یافته با تمامی ابعاد سه گانه مدارا رابطه مثبت و معنی داری داشته است. در واقع با استقرار اعتماد تعمیم یافته که دامنه آن از افرادی که آنها را مستقیم می شناسیم فراتر رفته و کسانی را در بر می گیرد که تعامل چندانی با آنها نداشته ایم میزان مدارا افزایش می یابد. رابطه اعتماد نهادی با مدارا رابطه ای معکوس بوده است. هر چه افراد اعتماد بیشتری به بوروکراسی دولتی داشته اند مدارای آنان در سطح پائین تری قرار داشته است(شارع پور،۱۳۸۸ :۹۴ ).
به طور کلی بانکداری الکترونیک را می توان به انواع ذیل تقسیم نمود: [اسماعیلی، ۱۳۸۷].
بانکداری خانگی:
مشتریان بانک ها، از طریق رایانه های شخصی و با بهره گرفتن از مودم و همچنین یک خط تلفن می توانند به اطلاعات رایانه مرکزی بانک ها در اینترنت و یا اینترانت دسترسی پیدا کرده و آنگاه عملیات بانکی خود را انجام دهند. به عبارت دیگر، بانکداری خانگی عبارت است از انجام تقریباً کلیه عملیات بانکی از طریق رایانه های شخصی موجود در منازل با بهره گرفتن از خطوط مخابرات. بانکداری خانگی سطح تعامل مستقیم بین مشتریان بانک و شبکه های درونی بانک را افزایش داده و موجب توسعه حیطه ارائه خدمات بانکی، در دسترس بودن خدمات برای مشتریان، افزایش سرعت و حجم مبادلات بانکی و نیز افزایش تعداد مشتریان بانک می شود. مشتریان نیز می توانند انواع مختلفی از کارهای بانکی خود را مانند پرداخت صورتحساب و… را در منزل یا محل کار انجام دهند. [فرجیان سهی، ۱۳۸۵، ص۲۲].
بانکداری از راه دور:
شتاب در رشد بانکداری از راه دور از سال های ۱۹۸۰ به بعد و با بهره گرفتن از تلفن های همراه در دنیا آغاز گردید. این رشد در حقیقت با گسترش شبکه های بی سیم و تلفن های همراه و قابلیت وصل شدن تلفن های همراه به اینترنت موجب گردید تا مشتریان بانک ها از هر نقطه ای امکان دسترسی به حساب های خود را در بانک داشته باشند و بتوانند عملیات بانکی خود را انجام دهند و پدیده جدیدی به نام بانکداری از راه دور را به وجود آورند. [فرجیان سهی، ۱۳۸۵، ص۲۲].
بانکداری اینترنتی:
بانکداری اینترنتی را می توان به کاربرد اینترنت به عنوان یک کانال تحویل داری از راه دور برای خدمات بانکی اشاره کرد که شامل خدمات سنّتی مانند بازکردن حساب یا انتقال وجوه و همچنین خدمات جدید مانند پرداخت های آنلاین و الکترونیک می باشد. در واقع بانکداری اینترنتی می توان به معنی انجام کلیه عملیات بانکی از طریق وب سایت ایجاد شده توسط بانک در اینترنت دانست. [فورست[۱۳]۱، ۲۰۰۰].
بانکداری تلفنی:
بانکداری تلفنی، عبارت است از انجام یک معامله تجاری خرده بین بانک و مشتری ها از طریق تلفن. در بانکداری تلفنی معمولاً سه روش مورد بهره برداری قرار می گیرد: [حسینی، ۱۳۷۹، ص۴۰].
پاسح صوتی: برای این منظور، مشتری شماره رایانه مرکزی بانک را می گیرد و پس از برقراری ارتباط، رایانه بانک به طور گویا از مشتری می خواهد که شماره حساب و شماره عبور خود را وارد کند. پس از تأیید مراحل، مشتری می تواند با فشار دادن کلیدهای شماره گیری تلفن، اطلاعات مختلفی مانند مانده و گردش حساب را دریافت کند یا دستور پرداخت صادر نماید.
تشخیص صدا: بعضی از سیستم ها، صدای تماس گیرنده را تشخیص می دهند و پس از تأیید صدای مشتری، متعاقباً پاسخ متناسب را به دستورهای او می دهد. در این سیستم، مشتری با رایانه بانک تماس برقرار می کند، رایانه پس از تأیید صدای مشتری به او اجازه می دهد دستورات لازم را نظیر دریافت گزارش مانده و گردش حساب، دستور پرداخت به صورت شفاهی، صادر نماید.
تلفن های قابل برنامه ریزی: تلفن های قابل برنامه ریزی به تماس گیرنده اجازه می دهد که به حسابش در بانک با بهره گرفتن از کلیدهای تلفن دسترسی داشته باشد. رایانه بانک پس از مراحل کنترلی، به مشتری اجازه استفاده و برنامه ریزی در مورد حسابش را می دهد. [حسینی، ۱۳۷۹، ص ۴۵].
بانک ها با ارائه خدمات بانکداری تلفنی، هزینه تلفن خود را کاهش می دهند و با توجه به در دسترس بودن تلفن برای همگان، این روش می تواند بسیار سودمند می باشد. [فرجیان سهی، ۱۳۸۵، ص۲۴].
۲-۱-۵) سطوح بانکداری الکترونیکی
بانکداری الکترونیکی را می توان دامنه و فضای اصلی انتقال الکترونیکی وجوه و فناوری اطلاعات و ارتباطات تعریف کرده و به سه دسته اساسی تقسیم نمود و مورد بررسی قرار داد: [گودرزی و زبیدی، ۱۳۸۷، ص۱۱۵۰].
۲-۱-۵-۱) بانکداری الکترونیکی در سطح مشتری:
منظور از بانکداری الکترونیکی در سطح مشتری، آن بخش از بانکداری الکترونیکی است که توسط اشخاص و مشتریان حقیقی بانک مورد استفاده قرار می گیرد. به بیان دیگر، آن بخش از بانکداری است که مشتریان و مصرف کنندگان نهایی با آن سروکار داردند. این بخش از بانکداری الکترونیکی شامل ابزارهای گوناگونی است که عبارتند از: [ظفری، ۱۳۸۸، ص۴۶].
دستگاه خود پرداز (ATM):
(Automated Teller Machine)، ماشینی خودکار، بسیار دقیق و کارآمد جهت ارائه خدماتی همچون دریافت، پرداخت و انتقال وجوه به صورت اتوماتیک در هر ساعت از شبانه روز به مشتریان می باشد. دستگاه های خودپرداز از لحاظ کاربری به دو کلاس درونی و برونی تقسیم می شوند، کلاس درونی که اصطلاحاً Lobby نامیده می شود و به طور کلی در سالن ها، فرودگاه ها، ترمینال ها و مراکز فروش نصب می شوند. کلاس برونی که در پشت دیوار نصب می گردد و نمای بیرونی آن برای مشتریان قابل رؤیت است. [ظفری، ۱۳۸۸، ص۴۶].
نمای بیرونی یک دستگاه ATM دارای پنج خروجی و سه ورودی می باشد که به شرح زیر است. قسمت های خروجی عبارتند از :
صفحه نمایشگر (Monitor)
دریچه رسید مشتری (Receipt Slot)
دریچه پرداخت وجه (Dispenser Slot)
دریچه پاکت (Posit Slot)
بلندگو (Speaker)
قسمت های ورودی دستگاه عبارتند از:
کارت خوان (Card Reader)
کلیدهای منو (Menu Key)
صفحه کلید مشتری (Pod Key)
دستگاه های پایانه فروش (POS)
(Point Of Sale) یا پایانه فروش، دستگاهی است که در مراکز فروش کالا و خدمات نصب می شود تا در هنگام خرید و فروش کالا به جای استفاده خریدار از وجه نقد، مبلغ مورد توافق به صورت الکترونیکی از حساب خریدار برداشت و به حساب فروشنده (پذیرنده کارت) واریز می گردد. [ظفری، ۱۳۸۸، ص۴۸].
این عملیات با کشیدن کارت های الکترونیک بانکی مشتریان در داخل دستگاه و از طریق ارتباط دستگاه POS با رایانه مرکزی صورت می گیرد. بانک ها، دستگاه های POS را که شامل یک مودم و یک چاپگر می باشند را تهیه و در اختیار مراکز فروش و سازمان های علاقمند قرار می دهند. استفاده از دستگاه های POS باعث سرعت دهی و اطمینان بخشی در انجام معاملات، صرفه جویی در هزینه های کلی بابت امحاء اسکناس های فرسوده، رونق تجارت الکترونیک، کمک به سلامت و بهداشت افراد جامعه، افزایش ضریب امنیت و ایمنی مردم به خاطر بی نیازی از حمل پول نقد و کاهش چشمگیر مراجعات مردم به شعب دستگاه های خودپرداز می شود. [حسینی، ۱۳۷۹، ص ۳۲].
۲-۱-۵-۲) بانکداری الکترونیکی بین بانکی:
انتقال الکترونیکی وجوه بین بانک ها در کشورهای مختلف به شیوه های گوناگون انجام می شود. یک شیوه جهانی انتقال الکترونیکی وجوه، استفاده از شبکه سوئیفت (Swift) است. بانک های عضو در این شبکه بانکی به راحتی می توانند به انتقال الکترونیکی وجوه بین خود بدون محدودیت مرز و در سطح بین المللی اقدام نمایند. سوئیفت به طور معمول برای نقل و انتقال بین المللی پول بین بانک ها، مورد استفاده قرار می گیرد. در ایران نیز، اطلاعات بانکی در سطح بین المللی و خارج از کشور از طریق شبکه بین المللی سوئیفت انجام می شود. [صیاد آذری، ۱۳۸۹، ص۲۳].
مبادله های بانکی در سطح ملی به دو گروه عمده تقسیم می شوند:
مبادله هایی که می بایست در یک فاصله زمانی کوتاه (۱۰ تا ۱۵ دقیقه) انجام شوند که این مبادله ها از نوع مبادله های بین بانکی فوری می باشند.
مبادله هایی که ضرورت انجام آنها در یک فاصله زمانی کوتاه وجود ندارند. این نوع مبادله ها برای هر بانک طی روز به صورت گروهی جمع آوری شده و در مقطع زمانی مناسبی در همان روز بین بانک ها مبادله می شود. [حسنی و همکاران، ۱۳۸۷، ص۶۱].
۲-۱-۶) مزایای بانکداری الکترونیک
مزایای بانکداری الکترونیکی را می توان از دو جنبه مشتریان و مؤسسات مالی مورد توجه قرار داد. از دید مشتریان می توان به صرفه جویی در هزینه ها، صرفه جویی در زمان و دسترسی به کانال های متعدد برای انجام عملیات مختلف بانکی را نام برد. از دیدگاه مؤسسات ملّی، می توان به ویژگی هایی چون ایجاد و افزایش شهرت بانک ها در ارائه نوآوری، حفظ مشتریان علیرغم تغییرات مکانی بانک ها، ایجاد فرصت برای جستجوی مشتریان جدید در بازارهای هدف، گسترش محدوده جغرافیایی فعالیت و برقراری شرایط رقابت کامل اشاره کرد. [سید جوادین، سقطچی، ۱۳۸۵].
البته مزایای بانکداری الکترونیک را می توان از دیدگاه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت نیز مورد بررسی قرار داد. رقابت یکسان، نگهداری و جذب مشتری از جمله مزایای بانکداری الکترونیک در کوتاه
مدت (کمتر از یک سال) هستند. در میان مدت (کمتر از ۱۸ ماه)، مزایای بانکداری الکترونیک عبارتند از: یکپارچه سازی کانال های مختلف، مدیریت اطلاعات، گستردگی طیف مشتریان، هدایت مشتریان به سوی کانال های مناسب با ویژگی های مطلوب و کاهش هزینه ها. [سید جوادین، سقطچی، ۱۳۸۵].
کاهش هزینه های پردازش معاملات، ارائه خدمات به مشتریان بازار هدف و ایجاد درآمد نیز از جمله مزایای بانکداری الکترونیک در بلند مدت هستند. برای توسعه و ترویج بانکداری الکترونیک، توجه به برخی از فعالیت ها و سرعت بخشیدن به آنها می تواند در کوتاه نمودن این مسیر، مؤثر واقع شود. همچنین ترویج فرهنگ مناسب استفاده از ابزارها و خدمات با بهره گرفتن از رسانه های همگانی و تابلوهای تبلیغاتی، همراه با ایجاد نگرش کلان در میان تصمیم گیران، برنامه ریزان و دست اندرکاران این فعالیت باید در دستور کار واقع شود. [سید جوادین، سقطچی، ۱۳۸۵].
مزایای بانکداری الکترونیک را نیز می توان از دو دیدگاه مورد توجه قرار داد:
مزایای بانکداری الکترونیک از دیدگاه مشتریان:
صرفه جویی در هزینه ها
صرفه جویی در زمان
دسترسی به کانال های متعدد برای انجام عملیات بانکی [بخشعلی و همکاران، ۱۳۸۵، ص۲۰].
مزایای بانکداری الکترونیک از دیدگاه بانک ها:
۴-۲ مساله نمونه مورد مطالعه ۴۸
۴-۳ توابع هزینه واحدهای تولیدی سیستم ۵۲
۴-۵ حل مساله مورد نظر با روشهای هوشمند ۵۶
۴-۵-۱ نتایج عددی حاصل از روش الگوریتم ژنتیک ۵۶
۴-۵-۲ اجرای الگوریتم پیشنهادی و نتایج شبیه سازی ۶۰
۴-۶ مقایسه نتایج ۶۳
فصل پنجم نتیجهگیری و پیشنهادات
۵-۱ نتیجه گیری ۶۸
۵-۲ پیشنهادات ۶۸
فهرست منابع ۷۰
پیوستها ۷۲
فهرست جداول
جدول (۳-۱) پارامترهای الگوریتم بهینهسازی ازدحام ذرات ۴۴
جدول (۴-۱) دادههای بار برای مساله ۴۸
جدول (۴-۲) دادههای تولید و اندازه ولتاژ برای مساله ۴۹
جدول (۴-۳) مگاوار خازن برای مساله ۵۰
جدول (۴-۴) تپ ترانسفورماتورها برای مساله ۵۰
جدول (۴-۵) محدودیتهای توان حقیقی ژنراتورها برای مساله ۵۱
جدول (۴-۶) ضرایب هزینه ژنراتورها برای مساله ۵۲
جدول (۴-۷) عملکرد روش پیشنهادی در طول تکرار ۶۲
جدول (۴-۸) مقایسه نتایج بدست آمده از الگوریتمها برای سیستم ۶۳
فهرست نمودار
نمودار ۱-۱ منحنیهای نرخ حرارتی و هزینه سوخت ۶
نمودار (۳-۱) مسیر حرکت ذرات ۴۱
نمودار (۴-۱) نسبت زمان – هزینه واحد ۱ ۵۷
نمودار (۴-۲) نسبت زمان – هزینه واحد ۲ ۵۷
نمودار (۴-۳) نسبت زمان – هزینه واحد ۳ ۵۸
نمودار (۴-۴) نسبت زمان – هزینه واحد ۴ ۵۸
نمودار (۴-۵) نسبت زمان – هزینه واحد ۵ ۵۹
نمودار (۴-۶) نسبت زمان – هزینه واحد ۲۶ ۵۹
نمودار (۴-۷) متوسط زمان CPU به واحدهای تولیدی ۶۰
نمودار(۴-۸)مشخصه همگرایی الگوریتم ها ۶۴
نمودار (۴-۹) نتایج مقایسهای برای سیستم ارائه شده ۶۵
نمودار(۴-۱۰) مقایسه توان حقیقی (اکتیو) ۶۶
فهرست اشکال
شکل(۱-۱) فرایند بهینه سازی تابع ۴
شکل(۱-۲) نیروگاههای متصل شده به یک شین مشترک ۷
شکل (۱-۳) چرخه الگوریتم بهینهسازی ازدحام ذرات ۱۶
شکل (۳-۱) :روش انتخاب چرخ رولت ۳۳
شکل (۳-۲) روش ترکیب (Crossover) 33
شکل (۳-۳)روش جهش (mutation) 34
شکل (۳-۴) فلوچارت الگوریتم ژنتیک ۳۷
شکل (۳-۵) فلوچارت الگوریتم بهینهسازی ازدحام ذرات ۴۵
شکل (۴-۱) نمایش تک خطی سیستم ۵۳
شکل (۴-۲) همگرایی ازدحام ذرات ۶۱
این مرکبها هر کدام گرفتار آفتهایی هستند: آفت جهل، غفلت، کفر، کفران، شک و وسواس در کمین مرکب معرفت است و آفت جلوههای دنیا و ترس و غرور و یأس در کمین عشق؛ آفت عجب، کبر، حرص، حسد، بخل و فساد در کمین عمل.
این آفات همیشه در کمین هستند و بیهوده نیست که امام حسین در دعای عرفه میخواند: «او قفنی علی مراکز اضطراری؛ خدایا مرا به مرکز و ریشههای اضطرار و بیچارگیام واقف کن که این اضطرار، توسل، تضرع، اعتصام و چنگ زدن باعث عصمت و نجات سالک از آفتهاست و همراه معرفت و ایمان و تقوا میتواند سالک را آنگاه که به عجز رسیده است، راه ببرد.»[۸۱۴]
برای رسیدن به این عجز و تضرع مرکبهایی لازم است، مرکبهایی به غیر از ریاضت، تمرکز، عمل، عشق و معرفت که عبارتاند از: الف. هدایت؛ ب. شکر؛ ج. بلا؛ د. تمحیص.
۵-۵-۱٫ هدایت
«اللهم انی اسئلک الهدی و التقی و العفاف و الغنی و العمل بما تحب و ترضی: من از تو هدایت و تقوی میخواهم، غنا و عفاف را میخواهم، عمل به آنچه تو دوست داری و میپسندی را طالبم.»[۸۱۵]
«معرفتی یا مولای دلیلی علیک و حبی لک شفیعی الیک و انا واثق من دلیلی بدلالتک: ای سرپرستم، معرفت من راهنمای من است بهسوی تو و دوستیام برای شفیع من است به درگاه تو و من اطمینان دارم از راهنماییام به رهبری تو… .»[۸۱۶]
آدمی وقتی مسیر الیالله را میپیماید چنین میپندارد که خود این مسیر را شروع کرده و میتواند به تنهایی این مسیر را طی کند، اما در ادامه راه وقتی به موانع برخورد میکند، از پیمودن ادامه مسیر باز میماند و ناامید میشود؛ ولی اگر ایمان داشته باشد که پیمودن این مسیر از ابتدا تا پایان راه همه عنایت حق بوده و خداوند او را رها نمیکند و با هدایت مستمر خویش او را به پیش میبرد، لحظهای ناامیدی در او راه نمییابد، زیرا خداوند خود فرموده است: «ان علینا للهدی: بهیقین هدایتکردن بر ماست.»[۸۱۷]
خداوند آفریده و هدایت کرده است: «الذی خلقنی فهو یهدین»[۸۱۸] اوست که هر که را بخواهد هدایت میکند و او را به خود میخواند و مسیر را برایش هموار میکند، اما ازآنجاکه انسان فراموشکار و خاسر است به ندای حق لبیک نمیگوید و به او پشت میکند و در جهل خویش میماند: «انک تدعونی فاولی عنک: تو مرا بخوانی، پس رو گردانم از تو.»[۸۱۹]
ولی آنگاه که خداوند جلوه میکند، سالک را دعوت میکند و به او آگاهی میدهد و هدایت میکند و از ماندن در جهل میرهاند. «بک عرفتک و انت دللتنی علیک: به وسیله تو شناختم تو را و تو مرا راهنمایی کردی بر خودت.»[۸۲۰]
وقتی سالک در مسیر گام برمیدارد و در مراحل مختلف سلوک قرار میگیرد، در هر مرحله، هدایت خداوند شامل حال او میشود و به مرحله بعدی راه مییابد. این سالک نیست که بهسوی او میرود، بلکه اوست که در هر امری جلوه میکند و او را به خود میخواند و از هر چیز به او ضربه میزند و سالک را میرساند.
باارزشترین هدایت قرآن برای کسانی است که شکر کردهاند: «لئن شکرتم لازیدنکم» و در نتیجه خداوند خود عهدهدار آنها شده است. این هدایت دیگر راهنمایی نیست که دستگیری و همراهی و به مقصدرساندن است: «و الذین اهتدوا زادهم هدی و اتیهم تقویهم: کسانی که هدایت یافتهاند خداوند بر هدایتشان میافزاید و روح تقوا به آنان میبخشد.»[۸۲۱]
۵-۵-۱-۱٫ موانع هدایت
همانطور که شکرگزاری، هدایت را بیشتر میکند و باعث استمرار آن میشود: «والذین اهتدوا زادهم هدی و آتاهم تقواهم:[۸۲۲] موانعی هم وجود دارد که باعث میشود هدایت را از سالک بگیرند. این موانع عبارتاند از:
«۱.خصلتهای خود ما؛ ۲. کسریهای عمل؛ ۳. کسری در حسنات ما.»[۸۲۳]
در دعای مکارم الاخلاق امام میفرماید: «اللهم لا تدع لی خصله تعاب منی الا اصلحتها و لا عائبه اؤنب لها الا حسنتها و لا اکرومه فی ناقصه الا اتممتها: خدایا بر من هیچ صفت ناپسندی باقی مگذار جز آنکه اصلاح فرمایی آن صفت نکوهیده را و نه عیبی مایه سرزنش باشد جز آنکه نیکویش کنی و نه کرامتی که در من ناقص باشد جز آنکه به کمال رسانی.» [۸۲۴]
الف. لا تدع لی خصله
خصلتهای ما همچون کبر، غرور، حرص، حسد، عجب، شتاب و عجله موانع هدایتاند. داستان کبر شیطان، حرص آدم، بخل و حسد فرزند آدم، شتاب یونس و دخالت در امر خدا توسط یوسف که در قرآن آمده هر کدام خصلتهایی هستند که مانع هدایت آدمی میشوند.
ب. و لا عائبه اؤنب بها الا حسنتها
امام میفرماید هیچ کسری در عمل من نباشد. عائبه خود عمل است، عیب عمل است، عیب در خصلتهای انسان است و عائبه در اعمال انسان است.
ج. و لا اکرومه فی ناقصه الا اتممتها
کرامتی که در آن نقص نباشد ،فرد در خوبیهایش کوتاهی نکند زیرا وقتی در خوبیها کوتاهی و نقصی باشد، هدایتهایی که برای محسنین است، به او نمیرسد و اگر متقی باشد هدایت متقین به او نخواهد رسید.
۵-۵-۲٫ شکر
یکی دیگر از مرکبهای سلوک شکر است. هرچه سالک بیشتر شکرگزار باشد و اطاعت حق کند، به تقرب نزدیکتر میشود و به معارف الهی دست مییابد و بیشتر مشمول هدایت حق میشود. حضرت فاطمه در دعای روز شنبه میفرماید: «واجعل ذکرهم لنا شکرا: خدایا ذکر و بیداری مردم را شکر ما قرار بده.»[۸۲۵]
زیرا هرچه شکر فراوانتر شود، نعمت نیز فزونیمیگیرد و معرفت بیشتر میشود و هدایت مستمر و بیشتر: «لئن شکرتم لازیدنکم: اگر شکرگزاری کنید نعمت خود را بر شما افزون خواهم کرد.»[۸۲۶]
در قسمت ایمان و انتخاب درباره مفهوم شکر و شکرگزاری توضیحاتی داده شد، در اینجا نیز اندکی در این باره سخن به میان میآوریم:
۵-۵-۳-۱٫ معنای شکر
«شکر بهرهبرداری و بهرهمندشدن است.[۸۲۷] شکر بهرهبرداری مناسب از شرایط و موضعگیری متناسب در هر موقعیت است ؛« شکر به کارگرفتن نعمت در راه خداست. شکر یعنی اینکه آنچه را می فهمیم به کار گیریم و در راه حق مصرف کنیم.»[۸۲۸]
شکر در سلوک الیالله هم باید در برابر نعمتها و رزقهای حق صورت بگیرد و هم در برابر بلاهای او. این نعمتها و رزقها معنای وسیعی دارد، مانند رزق دل، قلب، روح، جسم و… . این نعمتها و رزقها آنقدر بیشمار است که امام میفرماید: «الهی اذهلنی عن اقامه شکرک تتابع طولک و اعجزنی عن احصاء ثنائک فیض فضلک: خدایا از یادم برد اقامه شکرت، بخشش پیاپی تو، و عاجزم کرده از شماره ستایشت، ریزش دائمی فضلت.»[۸۲۹] و نیز شکر در برابر بلاها، زیرا بلاها ضعفها را به او مینمایاند و رشتههای ماندن را و پوسیدن را از او میگسلند و طالب بلاهای بیشتر میشود تا رهاییهای بیشتری را برای او به ارمغان آورد.
۵-۵-۳٫ بلا
بلا مرکب سوم است. رکن اصلی تمامی مراحل سلوک بلاست. بلا باعث میشود که سالک به ضعفها و نقصها و وابستگیهایش پی ببرد و این بلا میتواند شر و بدی و مصیبت باشد یا خیر و خوبی: «و نبلوکم بالشر و الخیر فتنه: ما شما را با شر و بدی و مصیبت، مبتلا و با خیر و خوبی آزمایش میکنیم.»[۸۳۰]
این قانون خداست؛ یعنی کسانی را که ایمان میآورند مبتلا میکند. «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون: آیا مردم خیال میکنند همین که بگویند ما ایمان آوردیم، رها میشوند و آزمایش نمیشوند؟»[۸۳۱] با بلاست که مؤمن از منافق جدا میشود؛ با بلاست که آدمی میشکند و فرو میریزد و در این فروریختن و تمامشدن آغازی است که تا خدا ادامه دارد، از غرور و منیتها جدا میشود و به شهود میرسد.
۵-۵-۳-۱٫ حالت سالک در برابر بلا
آدمیان در برابر دردها و رنجها و مصیبتها و بلاها عکسالعملهایی متفاوت از خود نشان میدهند: ۱.جزع و بیتابی؛ ۲. صبر؛ ۳. شکر؛ ۴. طلب.
انسانی که در راه خدا قدم بر میدارد و کرامت حق و رحمت حق را باور کرده است، دیگر در برابر بلا جزع و بیتابی نمیکند و وقتی بلایی بر او نازل شد، آن را به راحتی میپذیرد.
او در مراحل اولیه سلوک صبر میکند و با آن بلا مشکلی ندارد، ولی وقتی به مراحل بالاتر سلوک رسید، دیگر صابر نیست، بلکه شاکر است: «اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم: خدایا حمد و ستایش سپاسگزاران از مصیبت زدگی آنها برای توست.»[۸۳۲]
و در مرحله بالاتر طلب است. کسانی که بلا را طالباند تا ضعفهایشان درمان شود، مقام برتری دارند نسبت به آنهایی که نوبت گرفتهاند تا زیر تیغ جراحی بروند. آنها کسانی هستند که طلب میکنند تمامی بتهایشان شکسته شود و تمامی ضعفهایشان درمان شود. در مناجات خمس عشره آمده است: «اسئلک ان تقطع عنی کلما یقطعنی عنک: آنچه مرا از تو می برد ببر. آنچه مرا از تو دور می کند از من دور کن.»[۸۳۳]
در دعای مکارم الاخلاق امام میفرماید: «فاذا کان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی الیک قبل ان یسیق مقتک الی اؤیستحکم غضبک علی: خدایا زمانی که عمر من چراگاه شیطان باشد، پس مرا بهسمت خودت ببر، قبل از اینکه خشم تو بهسوی من پیشی گیرد و یا غضب تو بر من استوار شود.»[۸۳۴]
سالک از خداوند میخواهد هرچه باعث جدایی او از خداوند میشود، حتی اگر عمرش باشد، از او بگیرد.
۵-۵-۴٫ تمحیص
«تمحیص، تخلیص است، پاککردن است. غربالکردن است، تصفیهکردن است و تنقیهکردن است، پس نقاء وپاکی، صفا و سلامت در معنای تمحیص خوابیده است.»[۸۳۵]
و پای چهارم، تمحیص است که خود تمحیص حاصل و نتیجه بلاست. تمحیص دو مرحله دارد:
الف. تمحیص مؤمن از کافر
«مرحله اول تمحیص مؤمن از کافر است که در آیات مطرح است: «ان یمسسکم قرح فقد مس القوم قرح مثله و تلک الایام تداولها بین الناس و لیعلم الله الذین آمنوا و یتخذ منکم شهداء و الله لا یحب الظالمین و لیمحص الله الذین امنوا و یمحص الکافرین: اگر به شما سختی و جراحتی رسیده، پس به آن دسته نیز، مثل همان سختی و جراحت رسیده است و ما این روزها را در میان مردم میگردانیم، تا خدا مشخص کند کسانی را که ایمان آوردهاند و تا خدا از شما شاهدانی را انتخاب کند و خداوند ستمکاران را دوست ندارد و تا خدا کسانی را که ایمان آوردهاند غربال کند و خالص کند و کافران و چشمپوشان را نابود سازد.»[۸۳۶]
«خداوند مؤمنها را از کافرها جدا میکند، غایبها را از شاهدها جدا میکند و درصد غیب ما و فرار ما را به شهود تبدیل میکند بعد از این مرحله، تمحیص اول واقع میشود که تمحیص ایمان و کفر است و مومنها از کافرها جدا میشوند.»[۸۳۷]
ب. مرحله دوم تمحیص قلبی
«قل لو کنتم فی بیوتکم لبرز الذین کتب علیهم القتل الی مضاجعهم و لیبتلی الله ما فی صدورکم و لیمحص ما فی قلوبکم و الله علیم بذات الصدور: بگو ای پیامبر! اگر شما در خانههایتان بودید، حتماً آنان که کشتهشدن و قتل بر آنها نوشته شده بود، بهسوی آرامگاههای خود بیرون میآمدند و این، به این خاطر است که خداوند آنچه را در سینههای شماست، مبتلا و آزمایش کند و آنچه را در دلهایتان است پاک و خالص کند و خداوند آگاه است به آنچه در سینههاست.»[۸۳۸]
ابتلای دوم تنها برای اعمال نیست، بلکه آنچه را در قلبها و دلهاست نیز آزمایش کرده و آشکار میکند: «و حصل مافی الصدور: و آنچه در درون سینههاست آشکار شده است.»[۸۳۹]
تا سالک دچار غرور و عجب و تکبر نشود و به انکسار و عجز نایل شود.
۵-۶. موانع و آفات