- تقابل (بدبینانه): غرب یکپارچه است و به دلیل وجود اختلافات جوهری با غرب، همکاری گزینه مطلوبی به شمار نمیآید.
- رقابت و همکاری (واقعبینانه): با وجود اختلافنظر در برخی حوزهها، اشتراک منافع نیز در برخی زمینهها وجود دارد. از این رو گسترش روابط ممکن است هر چند که تا حد مشخصی میتواند تعمیق پیدا کند.
د: اهمیت ایران برای اروپا
ـ موقعیت ژئوپلتیک ایران.
ـ ارتقای نقش منطقهای ایران در سالهای اخیر.
ـ برخورداری از منابع انرژی.
ـ بازار مناسب برای کالا، خدمات و تکنولوژی اروپا.
ه : اهمیت اروپا برای ایران
ـ نفوذ در ارگانهای مهم تصمیمگیری در سطح بینالملل.
ـ بزرگترین قطب تجاری جهان.
ـ یکی از منابع اصلی اقتصادی، مالی، اعتباری و سرمایهگذاری در جهان.
ـ دارای تکنولوژی پیشرفته.
ـ ایجاد توازن برای ایران در تعامل با قدرتهای بزرگ دیگر.
و: آسیبشناسی روابط
ـ عوامل بسترساز
- افزایش درک متقابل و مفاهمه: ـ اصلاح تصویر و برداشت از یکدیگر. ـ شناسایی عرصههای مشترک برای همکاری استفاده از مهاجران ایرانی در اروپا.
- بهرهگیری از مؤلفههای فرهنگی: ـ استفاده از مهاجران ایرانی در اروپا. ـ گسترش همکاریهای فرهنگی.
- اقتصاد و انرژی: ـ بازار ایران. ـ منابع انرژی ایران. ـ تکنولوژی و سرمایهگذاری اروپا.
ز: آسیبشناسی روابط
ـ عوامل بازدارنده
- آمریکا و برنامه هستهای.
- اسرائیل و مناقشه فلسطین.
- تروریسم و حقوق بشر.
ح: راهکارهای تنظیم روابط (۱)
اتخاذ استراتژی رقابت و همکاری.
اصلاح تصویر و برداشت از جمهوری اسلامی نزد افکار عمومی و مسئولین اروپایی و بالعکس در ایران.
همکاری در حل مسائل منطقهای.
تنظیم روابط با اتحادیه اروپا به موازات تنظیم روابط دو جانبه با اعضای اتحادیه.
ط: راهکارهای تنظیم روابط (۲)
پرونده هستهای: عامل بازدارنده و فرصتساز.
خنثی کردن تلاشهای آمریکا و برخی از کشورهای عربی در جهت ارائه تصویری تهدیدآمیز از ایران.
لزوم گسترش روابط و مبادلات فرهنگی (در حوزههای علمی، دانشگاهی، آموزشی، هنری، ورزشی و غیره).
ی: راهکارهای تنظیم روابط (۳)
گسترش روابط اقتصادی بر مبنای منافع طرفین.
انرژی: عاملی برای برقراری پیوندهای نزدیکتر.
نیاز به اعتمادسازی با تکیه بر منافع مشترک.
مبحث نهم: درسها و آزمونهای اتحادیه اروپا (اروپای متحد) برای ایران
جامعه اروپایی یک ساختار ژئوپلوتیکی از نوع جدید است. این جامعه از همگرایی تدریجی و داوطلبانه کشورهای مستقل با هدف تشکیل یک فدراسیون و یا یک اتحادیه سیاسی بر اساس دیدگاه روبرت شومان[۱۶۰] وزیر امور خارجه فرانسه که پدر اروپا به او میگویند تشکیل شده است. او در ۱۹۵۰ گفته بود که «بنیانگذاری یک اروپای نیرومند و متحد یکی از عوامل اصلی و مهم بقا و تأمین صلح جهانی است و اگر وحدت اروپا چند سال قبل علمی شده بود، بدون شک بشر با جنگ خانمانسوز دوم روبرو نمیشد. برای اینکه وحدت اروپا جامه عمل بپوشد، باید دوگانگی آلمان و فرانسه از بین برود.[۱۶۱]
مرور کلی پیشرفت کار اتحادیه اروپایی در گذشته و حال نشان میدهد که نفس اتحاد اروپا به عنوان یک آرمان و ضرورت نظم جدید اقتصادی ـ سیاسی جهان بیشتر از گذشته مطرح میگردد، ولی در مورد کیفیت آن ابهامها برطرف نشده است. مهمترین عواملی که اکنون مد نظر است، گسترش اروپای متحد در بخشهای مرکزی و شرقی اروپاست. تداوم پیشرفت کار اتحادیه در زمینه حذف موانع فنی، فیزیکی، مالی و امنیتی، حرکت آزادانهتر کالا، سرمایه، نیروی کار و خدمات نیز مطمح نظر است.[۱۶۲] اتحاد کامل به نظر میرسد به عوامل مهمتری نیاز داشته باشد که همانا عوامل سیاسی و اجتماعی است، در این زمینه نقاط افتراق و تفاوت نظرگاههای بخشهای مختلف اروپا مدنظر میباید قرار گرد. به عنوان مثال انگلستان در عین حال که از لحاظ اقتصادی یکی از اعضای مؤثر اروپای متحد است، اما تحفظهای متعددی در مورد وحدت پولی و سیاسی اروپا دارد.[۱۶۳]
در اول مه ۲۰۰۴ ، همزمان با جشنهایی در سراسر اروپا، ده کشور از اروپای مرکزی و شرقی به اروپای متحد پیوستند. توسعه اتحادیه اروپایی امری است که از ابتدا مدنظر رهبران اروپایی بوده است. اتحادیه ذغال سنگ و فولاد اروپا در ۱۹۵۱ تشکیل گردید که مؤسسان آن شش کشور فرانسه، آلمان، ایتالیا، بلژیک، هلند و لوکزامبورک بودند. همین اعضا جامعه اقتصادی اروپا و انجمن اروپایی انرژی هستهای را تا ۱۹۵۷ به وجود آوردند.
در ۱۹۷۳ ایرلند، انگلستان و دانمارک به بازار مشترک اروپا پیوستند و در ۱۹۸۱، یونان و در ۱۹۸۶، اسپانیا و پرتقال، و در ۱۹۹۵ اتریش، سوئد و فنلاند به عضویت باشگاه اروپایی درآمدند. در ۱۹۹۰ جمهوری دموکراتیک آلمان با بخش غربی در هم ادغام و جمهوری آلمان را به وجود آوردند. تنها کشوری که از جامعه اروپا بیرون رفت، کشور گرینلند در سال ۱۹۸۴ بود. دایره پنجم بزرگتر شدن اروپای واحد در مه ۲۰۰۴ رخ داد. زمانی که ده کشور قبرس، مالت، لهستان، مجارستان، جمهوری چک، اسلواکی، اسلوونی، استونی، لتونی و لیتوانی به عضویت اتحادیه اروپایی پذیرفته شدند.[۱۶۴] مرزهای جدید اروپای متحد تا سرحدات روسیه گسترش یافت. اکثر کشورهای پذیرفته شده، از کشورهای بلوک شرق سابق بودند.
نکته دیگر در فرآیندهای همگرایانه در میان اروپائیان، موضوع قانون اساسی واحد است. در ۲۹ خرداد ۱۳۸۳ (۱۸ ژوئن ۲۰۰۴) در بروکسل، رهبران اتحادیه اروپا متن اولین قانون اساسی اتحادیه را به تصویب رساندند. متن قانون اساسی اتحادیه اروپا حدوداً ۱۰۰ صفحه و در برگیرنده تمام قراردادهای پیشین اتحادیه اروپا است، ضمن اینکه در قانون اساسی نکتههای تازهای مطرح شده و به نهادهای اروپایی جنبه قانونی داده و اصولی را پذیرفته است که به موجب آنها همه تصمیمهای اکثریت باید با توجه به خواست اکثریت کشورهای عضو و اکثر مردم کشورهای عضو اتخاذ شود. از جمله نکات متن قانون اساسی آن است که برای به تصویب رساندن آن علاوهبر کشورهای عضو، شهروندان کشورهای عضو نیز باید به آن رأی مثبت دهند. تصویب نهایی قانون اساسی به دلیل به همهپرسی گذاشتن آن از سوی برخی کشورهای عضو، چالش بزرگی محسوب میشود. این قانون اساسی برای برخورداری از جنبه اجرایی اینک باید به تصویب هر یک از ۲۵ کشور عضو اتحادیه برسد.
متن نهایی قانون اساسی اتحادیه اروپا که به تأیید رهبران اتحادیه رسیده است، تصمیمگیریها و اقدامات اتحادیه اروپا در اغلب زمینهها را بسته به رأی اکثریت قابل کشورهای عضو میداند که باید دستکم ۱۵ کشور و ۶۵ درصد از جمعیت ۴۵۰ میلیونی اتحادیه را در بر گیرد. در متن قانون اساسی اتحادیه اروپا، در حوزههایی چون مالیاتگذاری و سیاست خارجی و دفاعی، حق وتوی کشورهای عضو محفوظ داشته شده است. دست کم ده کشور عضو اتحادیه اروپا در نظر دارند متن این قانون اساسی را به همهپرسی گذارند.
ترکیه و عضویت او در اتحادیه اروپایی، یکی از موضوعات جالب برای تحلیل دیدگاه اروپا نسبت به یک کشور مسلمان است. در عین حال که ترکیه، همه پیش شرطهای اروپا برای عضویت را برآورده ساخته و حتی در مورد قبرس شمالی نیز انعطاف قابل توجهی نشان داد، اما در عمل اتحادیه اروپا همچون یک باشگاه مسیحی از ورود ترکیه تاکنون جلوگیری نموده است.
روسیه با توجه به اشتراکات مذهبی، زبانی و فرهنگی با اروپا، خود را یک کشور اروپایی احساس می کند، اما رابطه این کشور با اتحادیه اروپا همراه با چالشهای فراوانی است. به صورت کلی میتوان گفت که پوتین مایل است همزمان با اروپایی بودن آسیایی نیز باقی بماند و به همین جهت سازمان همکاریهای شانگهای، سازمان همکاریهای اقتصادی اورآسیا و قرارداد امنیت دستهجمعی از نگاه روسیه اهمیت کمتری از نهادهای اروپایی همچون اتحادیه اروپا، سازمان همکاری و امنیت اروپا و نهاد امنیتی غرب یعنی ناتو ندارد.
فرم در حال بارگذاری ...