-
- انصاف : توزیع بر مبنای مشارکت افراد
-
- مساوات : توزیع مساوی بین افراد
-
- نیاز: توزیع به تناسب نیاز افراد
عدالت رویهای : رویههای تصمیم گیری مناسب
-
- دوری از تعصب : قایل نبودن استثنا در اعمال رویه ها برای برخی افراد یا گروه ها
-
- صحت : تصمیم گیری بر مبنای اطلاعات صحیح
-
- معرف همه توجهات : لحاض کردن منافع همه گروه های ذینفع در اعمال رویه ها
-
- قابلیت اصلاح : قابل اصلاح بودن رویه ها در صورت اشتباه بودن
-
- اخلاقیات: متکی بر موازین اخلاقی و هنجارهای پذیرفته شده
عدالت مراودهای : تعاملات مناسب
-
- عدالت بین فردی : رفتار مودبانه، محترمانه و در شأن افراد
-
- عدالت اطلاعاتی : دادن اطلاعات و توضیحات کافی به افراد
الف) عدالت توزیعی
ﻋﺪاﻟﺖ ﺗﻮزﻳﻌﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ادراک از اﻧﺼﺎف در ﻣﻮرد ﺳﺘﺎده ﻫﺎی ﻋﻴﻨﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻘﻮق ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﺷﻮد(ناظمی و برجعلیلو؛۱۳۹۱).تعداد زیادی از تحقیقات در مورد عدالت زمینه های سازمانی به طور تاریخی بر توزیع پرداختها و یا پاداشهای مرتبط با کار تمرکز مینماید که از نظریه برابری و مبادله اجتماعی آدامز منتج شده است. عدالت توزیعی به انصاف ادراک شده از ستادهها و پیامدهایی که افراد دریافت میدارند اشاره دارد البته عدالت توزیعی فقط محدود به عادلانه بودن پرداختها نمیگردد، بلکه مجموعه گستردهای از پیامدهای سازمانی از قبیل ارتقاها، پاداشها ، تنبیهها ، برنامه های کاری، مزایا و ارزیابیهای عملکرد را در بر می گیرد؛ زیرا اقدامات تنبیهی نیز باید در مقایسه با رفتار منفی کارکنان عادلانه باشد. به بیانی دیگر عدالت توزیعی بر درجه انصاف ادراک شده در خصوص توزیع و تخصیص پیامدها و ستادههای سازمان در مقایسه با عملکرد و آوردههای کارکنان اشاره دارد.مبنای مفهوم عدالت توزیعی در نظریه برابری آدامز و مدل قضاوت عادلانه لوندال قرار دارد که در اینجا به طور مختصر به شرح این دو مبنا پرداخته میشود.
نظریه برابری : اجزاء ساختاری اصلی نظریه برابری؛ درون داده ها و پیامدها هستند . درون داده ها آن مواردی را که شخص به مثابه کمکهای خود به سازمان در نظر میگیرد، شامل میشوند و پیامدها پاداشهایی را در بر میگیرد که یک فرد از سازمان دریافت می کند. در نظریه برابری چنین بحث می شود که افراد هنگامی که نسبت درون دادها به پیامدهای خودشان در مقایسه با نسبت درون دادها به پیامدهای دیگران مساوی باشد احساس رضایت می کنند. اگر عدم تساوی ادراک گردد باعث احساس ناخوشایندی می شود و افراد برای رفع این احساس ناخوشایند برانگیخته می شوند. وجود عدم تساوی باعث برانگیخته شدن افراد برای دستیابی به تساوی یا کاهش عدم تساوی می گردد و قدرت این انگیزش به طور مستقیم با اندازه عدم تساوی ادراک شده تغییر می کند. به طور خلاصه نظریه برابری بر عکس العملها نسبت به پیامدهای نامنصفانه متمرکز می گردد. اگر یک فرد ادراک نماید که پیامدی که او دریافت داشته است نسبت به بعضی استانداردها نامناسب است، آن فرد عدم رعایت عدالت توزیعی را تجربه مینماید.نظریه برابری یک مفهوم تک بعدی از عدالت توزیعی را بکار میگیرد و فرض می کند که افراد در مورد میزان رعایت انصاف در پاداشهای خودشان یا دیگران تنها بر اساس اصل شایستگی قضاوت می کنند
مدل قضاوت عادلانه : عدالت توزیعی غالباً از دیدگاه افرادی که پیامدها را دریافت می کنند مورد بحث قرار گرفته است. اما لوندال(۱۹۷۶) عدالت توزیعی را از دیگاه افرادی که عمل تخصیص را انجام می دهند مورد بحث قرار داده است. مدل قضاوت عادلانه لوندال یک نگرش فعالانهتری را نسبت به نظریه برابری در نظر میگیرد. در این نظریه لوندال بیان میدارد که افراد در مورد میزان استحقاقشان با بهره گرفتن از چندین قانون عدالت مختلف قضاوت مینمایند. او بیان میدارد که اساساً سه قانون عدالت توزیعی وجود دارد که عبارتند از قانون کمک ، قانون تساوی، قانون نیازها (Kilcherist – Block,2012).
- اصل انصاف ( قانون کمک)
این اصل که اصل جبران نیز به آن کفته می شود چنین بیان میدارد که مردم انتظار دارند، دریافتی هایشان مطابق با تلاش و کوششی که انجام می دهند و یا موفقیتی که بدست میآورند باشد. به عبارت دیگر مزایا بایستی متناسب با میزان مشارکت افراد در سازمان توزیع گردد. اصل این ریشه در تئوری برابری آدامز (۱۹۶۵) دارد که در آن افراد دایماً در حال مقایسه نسبت آوردها و دریافتیهای خود با نسبت آوردها و دریافتیهای دیگران میباشند (Kilcherist – Block,2012).
فرم در حال بارگذاری ...