وبلاگ

توضیح وبلاگ من

دانلود مطالب پایان نامه ها در رابطه با تصحیح، مقدمه و شرح آثار منثور ظهوری ترشیزی ۹۴۴-۱۰۲۶- فایل ۸

 
تاریخ: 04-08-00
نویسنده: فاطمه کرمانی
 

به‌جان‌ها تخم مهری کشت زان دست

 

که در هر سو صد انبار[۲۷] دلش هست

 

 

 

به مهر از مهرورزان بر سر[۲۸] آمد

 

عَرَض عشق و دل او جوهر آمد

 

 

 

نه تنها عشق را پشت و پناه است

 

برای حسن هم امیدگاه است
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

 

 

دماغ از تار موی او تتار است

 

نگه را باغ روی او بهار است

 

 

 

نهد خور هر طرف دامی ز تارش

 

کزان رو پرتوی[۲۹] گردد شکارش[۳۰]

 

 

 

ادب در پیشگاهش پیشکاری

 

جبینش را حیا آیینه‌داری

 

 

 

به زیر قصر قدرش در تماشا

 

سری بر پشت عقل دست بالا

 

 

 

خلایق جمله مفتون از[۳۱] هوایش

 

وکیلم من همه جان‌ها فدایش

 

 

 

کسی را زیبد انداز نثارش

 

که باشد عالمی جان در کنارش

 

 

 

دهد صد بحر و کان را حاصل از دست

 

نیارد داد اما یکدل از دست

 

 

 

زهی اسکندر افلاطون فطرت[۳۲] که دارایی و دانایی از او در پناه هم می‌بالند. حبّذا پرویز باربدترانه که به‌سر انگشت[۳۳] نغمه‌های مسرت افزایَش، گوش محنت و غم می‌مالند. به‌ شمیم خُلقش یاسمن[۳۴] را ختن ختن نافه‎ی چین در جیب و دامان و به نسیم لطفش غنچه را چمن چمن خنده در زیر لب پنهان. به ‌توفیق زمزمه‎ی ثنایش، نطق را دم نوازش‎تقریر و به ‌توفیر اجاره دعایش، صدف[۳۵] را کف اجابت پر از گوهر تأثیر.[۳۶] فرمان قضا را امضای حکم نافذش در کار و نسخه‎ی تقدیر را بلغ‎ تدبیر صایبش بر کنار. شمال گلشن وفاق را تأکید غنچه‎ی دل شکفانیدن و صرصر کوی نفاق را تهدید غبار بر خاطر نشانیدن. در قتل بد عهدان، جلاد اجل با شحنه‎ی غضبش هم‏سوگند و در کارخانه‎ی محبتش سررشته‎ی[۳۷] عمر با عشرت دوام، هم‌پیوند. نغمه‎ی قانون عدالتش ملک‌نواز، شعله‎ی کانون سیاستش ظلم‌گداز. سطوتش زور در بازوی پنجه‎ی شیرشکن. الفتش رم از طبع آهو ربا. رزمش، اجل در خون فکن[۳۸] بزمش[۳۹] جام بر جم پیمای. آب تیغش، آتش خرمن زندگانی، باد تیزش، صفیر مرگ ناگهانی. رایتش، سروبن گلشن نصر، خنجرش، ماهی دریای ظفر. کمر سعی، به معاضدت مرحمتش چُست و شکست هنر به ‌مومیایی تربیتش، دُرست. گوهر در نظرش بی‌قدرتر از ریگ به صحرا و وعده‌اش به وفا نزدیک‌تر از موج به دریا.[۴۰] به ‌استعاره بحر کفش ابر را درّ فشانی و به تشبیه رخسار دلفروزش آفتاب را درخشانی. با سنگینی حلمش گرانی کوه، سبکی کاه و با علّو قدرش، بلندی سدره، پستی گیاه. سخن با این‌ همه[۴۱] سربلندی که از کوتاهی سقف فلک همه جا[۴۲] خمیده و چمیده، درانداز آستان‌بوس ثنایش سر به‌زیر پا کشیده. تعداد فضایل و حصر[۴۳] کمالاتش، آب دریا به‌ کیل مشت پیمودن است و ریگ صحرا به‌ سبحه‏ی انگشت شمردن. بر اهل زمان[۴۴] شکر این عطیه‎ی عظمی که به ادراک زمان ابد پیوندش، مفتخر و مستعدند، واجب و لازم است خصوصاً بر ساکنان دکن که در هر گوشه‎ محفلی و در هر طَرَف مجلسی، آراسته و پیراسته به ‌صلای دوام، بر خوان جمعیت[۴۵] و حضور و مایده‎ی عیش و سرور نشسته‌اند. به ‌نوازش روزگار، دایره را که مرکز دایره‎ی اصول است مغز نشاط از پوست برچیده[۴۶] و به تارهای قانون که مسطّر کتاب نغمات است رقم عیش بر صفحات احوال کشیده. طنبور در شکار هوش، کمند تار بر دوش. نی به احیای سور در دمیدن[۴۷] صور. از[۴۸] کیل کاسه‎ی کمانچه، مخزن سامعه[۴۹] انبار[۵۰] نغمه‎. نغمه‌سازان هند بسنجیدن ترانه‌های خزانگی ترازوهای جنتر و بین در دست و به شراب خُم، مندل ورع‌پیشگان هشیارمغز، سرمست. به پاکوبی اصول و از دستک‌زنی تال، تارک اندوه و ملال پامال و به نغمه‌های نقش نورس، فضای کهن سرای جهان مالامال. نظم:

 

 

ز بس در نغمه انگیزیست ایام

 

اگر رقصد سزد در گور بهرام

 

 


فرم در حال بارگذاری ...

« دانلود مطالب در مورد نقد و بررسی تأثیر باورهای دینی در رشد و انحطاط مسلمین و ...دانلود پایان نامه درباره مطالعه اثرات محلول پاشی عناصر کم مصرف بر خصوصیات کمی وکیفی کنجد- فایل ... »