-
-
-
-
-
- مفروضات مدل
-
-
-
-
مدل اجرایی مدیریت عملکردی (شکل شماره۲-۲) مدلی فرایندگرا و نتیجهگر است که بر اساس این مفروضات توسعه داده شده است:
- هدف غایی مدیریت عملکرد سازمانها، تحقق عملکرد مورد انتظار از سازمان در تمام ابعاد است،
- رویکرد ساختاری متناسب با شرایط کسب وکار امروزی، اتخاذ رویکردی فرایندگراست،
- عملکرد سازمانها عبارت از نتایج قابل اندازه گیری و اقدامات سازمانی مرتبط با ماموریت است
- ماموریت سازمانها ارائه خروج هایی مشخص و دارای ارزش به ذینفعان است،
- ماموریت سازمان از طریق تعامل مجموعه فرایندهای سازمان، عملیاتی است،
-
- مجموعه عملیات تعریف شده برای فرایندهای سازمان، به عنوان شرح وظایف کارکنان و واحدهای سازمانی مفهوم سازی میشوند،
- برای هر خروجی قابل ارائه به ذینفعان سازمان، مجموعه ای از الزامات وجود دارند که سازمان ملزم به رعایت آنهاست، این الزامات میتوانند مربوط به خروجی حوزه های عملکردی، جریان و فرایند خلق خروجی و یا حتی نحوه تعامل با ذینفعان خاص حوزه عملکردی مورد نظر باشند (بیاضی طهرابند و همکاران، ۱۳۸۸).
شکل ۲-۲: سیمای سیستمی سازمان و عناصر سیستم مدیریت عملکرد (بیاضی طهرابند و همکاران؛۱۳۸۸)
-
-
-
-
- تشریح عناصر مدل
-
-
-
شکل شماره ۲-۳، نمای شماتیکی از سیمای سیستمی سازمان است که عناصرسیستم مدیریت عملکرد سازمانها را به تصویر می کشد.
- تشریح چگونگی پیاده سازی ابعاد سیستم مدیریت عملکرد در سازمانها
همانگونه که در بخشهای قبلی ذکر شده است، سیستم مدیریت عملکرد سازمان سیستمی است که دربرگیرنده ابعاد طرحریزی، عملیاتی کردن و اجرا ، کنترل عملکرد و انجام اقدامات اصلاحی است. بنابراین در ادامه چگونگی پیاده سازی هرکدام از این ابعاد تشریح شده است:
- طرحریزی تولید و عملیات:
منظور اصلی از طرحریزی تولید و عملیات، مشخص و مصوب کردن مجموعه شرایط عملکردی (هدف، شرح عملیات، حجم، زمانبندی، مسئولیتها، ذینفعان، همکاران، منابع مورد نیاز، مکانیزم های اندازه گیری و … ) یک فرایند واحد سازمانی در دستیابی به اهداف سازمان است. اهمیت فرایند طرحریزی به اندازهای است که اگر سازمانها درعملیاتی کردن آن شکست بخورند، در واقع برای شکست خود برنامه ریزی کرده اند. فرایند برنامه ریزی عملیات نیز مانند تمامی فرایندها، ورودی دریافت میکند، عملیاتی انجام میدهد و خروجی خود را در قالب طرحهای مصوب به هم فرایندها/ واحدهای سازمانی ارائه میکند.شکل ۴، نمای فرایندی طرحریزی تولید و عملیات را به تصویرکشیده است. طرحریزی تولید و عملیات میتواند در سطوح مختلف عملکردی تحقق یابد، لیکن واضح است که طرحریزی عملیات سطوح پایین تر منشعب از طرحریزی عملیات سطوح بالاتر است؛ همانگونه که عملکرد سطوح پایین برای دستیابی به نتایج عملکردی سطح بالا طرحریزی و عملیاتی میشوند. الگویی از طبقه بندی سطوح عملکردی در جدول شماره ۲-۳ نشان داده شده است. میدانیم که یکی از وظایف اصلی مدیران سازمانها، طرحریزی تولید و عملیات است که این وظیفه میتواند توسط مدیران و یا واحد سازمانی ستادی که به منظور برنامه ریزی و کنترل تشکیل میشوند، عملیاتی شود. معمولاً سازمانها به منظور طرحریزی تولید و عملیات از فرمهای خاصی که نشان دهنده اجزای برنامه ها هستند، استفاده می کنند.برنامه ریزی تولید و عملیات میتواند به صورت دورههایی که مدت زمان آن براساس ویژگیهای سازمان (اندازه، نوع محصولات، تنوع و …) تعیین میشود، انجام و با دریافت ورودیهای جدید و یا ایجاد تغییر در ورودیهای قبلی، در دوره زمانی تعیین شده ای روزآمد شود. این موضوع ارتباط تنگاتنگی با نوع اهداف تعریف شده برای حوزه های مختلف عملکردی دارد. میدانیم که فرایند طرحریزی بایستی هدف محور باشد، بنابراین پس از تعیین اهداف در افقهای زمانی مختلف و تعیین استراتژیهای مختلف برای دستیابی به اهداف، طرحهای متناسب با افقهای زمانی، طرحریزی و طبق زمانبندی مربوطه عملیاتی میشوند.بعبارت دیگر، طرحریزی تولید و عملیات برای پیادهسازی یا چند استراتژی از میان مجموع استراتژی های دستیابی به اهداف و یا حتی به منظور پیاده سازی بخشی از استراتژی در محدوده زمانی مشخص انجام میشود. شکل شماره ۲-۴، تبیین ارتباط توصیف شده میان هدف گذاری، تعیین استراتژی و طرحریزی را بهصورت شماتیک تبیین می کند.
فرم در حال بارگذاری ...