نوبانی (۲۰۰۹) به بررسی تحقیقی با عنوان” مدیریت سرمایه در گردش، جریان نقدی عملیاتی و عملکرد شرکت” بر روی اطلاعات ۸۷۰۳۰ شرکت-سال در دوره ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۴ در کشور آمریکا پرداخت.با انجام این مطالعه به وجود ارتباط منفی معنیدار بین چرخه تبدیل به نقد و درآمد عملیاتی حاصل از فروش و جریان وجوه نقد عملیاتی، پیبرد. نتایج همچنین حاکی از ارتباط منفی معنیدار بین دوره وصول حسابهای دریافتنی و درآمد عملیاتی و جریان نقدی عملیاتی حاصل از فروش است. بنابرین کوتاه شدن چرخه تبدیل به نقد و دوره دریافت حسابهای دریافتنی موجب بهبود عملکرد شرکت و گردش نقدی خواهد شد.نتایج همچنین نشان میدهد که با کوتاهتر شدن دوره گردش موجودیها به جای بهبود عملکرد شرکت و گردش نقدی موجب تضعیف آن خواهد شد. این نتایج بیانگر آن است که با کوتاهتر شدن دوره گردش موجودی کالا، مدیران باید از افزایش هزینه های قابل اجتنابی جلوگیری کنند که به عملکرد و جریان نقدی شرکت آسیب وارد میکنند. نتایج همچنین حاکی از ارتباط منفی معنادار بین دوره پرداخت بدهیها و درآمد عملیاتی حاصل از فروش و جریان نقدی عملیاتی میباشند. به این ترتیب، طولانی تر شدن دوره پرداخت بدهیها با کند شدن روند پرداخت به فروشندگان میتواند به اعتبار و شهرت شرکت آسیب رساند و سوددهی وجریان نقد را کاهش دهد.
روبرت و همکاران[۱۹](۲۰۱۱) در تحقیقی با عنوان “مدیریت سرمایه در گردش و ثروت سهامداران” به بررسی شرکتهای آمریکایی از سال ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۰۶ پرداختند. طبق شواهد به نتایجی دست یافتند، مبنی براینکه ارزش یک دلار اضافی سرمایه گذاری در خالص سرمایه عملیاتی(شامل؛ حسابهای دریافتنی، موجودیها و حسابهای پرداختنی میباشد) به طور متوسط کمتر از یک دلار به صورت نقدی میباشد. مهمتر از همه نتایج نشان میدهد، ارزش هر دلار اضافی سرمایه گذاری در سرمایه در گردش خالص عملیاتی (برابر است با حسابهای دریافتنی بعلاوه موجودیها و منهای حسابهای پرداختنی) کمتر از ارزش دلارهای سرمایه گذاری شده است و با افزایش سرمایه گذاری نسبت به قبل در حال کاهش میباشد. این الگوها قوی هستند حتی زمانیکه انحراف شرکت از الگوهای صنعت قابل ملاحظه باشد. به همین ترتیب مسئولیت ایجاد مدیریت سرمایه درگردش کارآمد مربوط به مدیران است. دوم، ارزش یک دلار اضافی سرمایه گذاری درسرمایه در گردش خالص عملیاتی به میزان قابل توجهی بر انتظارات آینده فروش یک شرکت، بار بدهیها و محدودیتهای مالی آن، خطر ورشکستگی شرکت و انتظارات آینده تورمی تاثیر می گذارد. سوم، سرمایه گذاریهای اضافی در دادن اعتبار به یکی از مشتریان نسبت به سرمایه گذاری اضافی در موجودی کالا تاثیر بیشتری برثروت سهامداران دارد.
روتا و اریک[۲۰] (۲۰۱۲) به بررسی تحقیقی با عنوان “دارایی های نقدی، سرمایه در گردش، ارزش شرکت “پرداختند.پس از جمع آوری اطلاعات از شرکتهای فهرست شده فرانسوی در طول دوره ۲۰۰۳-۲۰۰۹ تجزیه و تحلیل داده ها را انجام دادند و نتایج زیر به دست آمد: ۱) سرمایه گذاران در شرکتهای فرانسوی نگران افزایش پول نقد در حسابهای شرکتها هستند، اما شرکتهای ایالات متحده کمتر نگران این موضوع هستند. ۲) سرمایه گذاران در شرکتهای فرانسوی، مراقبت زیادی در مورد مدیریت سرمایه در گردش دارند و ارزش یک یورو اضافی سرمایه گذاری شده در سرمایه در گردش نسبت به ارزش واقعی یک یورو کمتر است. ۳) در واقع، ارزش یک یورو سرمایه گذاری به صورت نقدی یا در سرمایه در گردش خالص عملیاتی، کمتر از ارزش یک یورو است که به طور عمده به وسیله ساختار مالی توصیف می شود.
اپتو (۲۰۱۲) در مطالعه ای رابطه بین سیاستهای متهورانه مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری شرکتهای کوچک غیرمالی آمریکا را بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۱ مورد بررسی قرار داد. در این پژوهش روابط به وسیله روشهای آماری F-test و رگرسیون با بهره گرفتن از نرمافزار Spss مورد آزمون قرار گرفتهاند. در این مطاله دریافتند، کاهش سرمایه گذاری در دارایی های جاری یک شرکت باعث کاهش سودآوری آن خواهد شد و همچنین شرکتهایی که از میزان بالایی بدهی جاری برای بهبود سودآوری استفاده میکنند، ممکن است ناامید شوند. زیرا، یک مدل محافظه کارانه با بهره گرفتن از کمترین میزان بدهی جاری اثر مثبت در این مطالعه را ثابت میکند.
۲-۷-۲ تحقیقات داخلی
رهنمای رود پشتی و کیائی (۱۳۸۷) مقاله ای با عنوان” تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سود آوری شرکتهای ایرانی” در چارچوب کلی قیاسی – استقرائی انجام دادند. با بهره گرفتن از روشهای آماری همبستگی ارتباط بین بازدهی، نقدینگی، و توان پرداخت بدهی واحد انتفاعی را با استراتژی های مدیریت سرمایه در گردش برای دوره ۶ساله (۸۰-۷۵) با حجم نمونه ۳۹ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در دو صنعت غذائی ، داروئی و شیمیایی مورد بررسی قرار داده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که ارتباط ضعیفی بین بازدهی و استراتژی مدیریت سرمایه در گردش وجود داردکه از لحاظ آماری معنیدار نیست. اما بین نقدینگی و استراتژی مدیریت سرمایه در گردش ارتباط معناداری وجود دارد و از لحاظ اماری معنی دارا است و همین ارتباط بین توان پرداخت بدهی و استراتژی مدیریت سرمایه در گردش وجود دارد.
محمدزاده و نوفرستی (۱۳۸۸) پژوهشی با عنوان” بررسی تأثیر سیاستهای سرمایه در گردش بر بازده سرمایه گذاری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در صنایع شیمیایی و مواد غذایی “با حجم نمونه ۴۳ شرکت از صنایع غذایی و ۵۱ شرکت از صنایع شیمیایی انجام دادهاند. در این تحقیق از ضریب همبستگی و رگرسیون با در نظر گرفتن اطلاعات استخراج شده از صورتهای مالی شرکتهای پذیرفته شده در بوررس اوراق بهادار تهران و نرمافزار Excel وSpss برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. اطلاعات مورد نیاز برای انجام تحقیق از یک دوره ۵ ساله (۸۴-۸۰) جمع آوری شده است.با توجه به نتایج به دست آمده یک رابطه مثبت ومستقیم بین سرمایه در گردش و بازده دارایی ها و همین رابطه بین نسبت جاری (ریسک عدم توانایی بازپرداخت بدهیها) و بازده دارایی ها وجود دارد و در نهایت افزایش سرمایه در گردش بیش از متوسط صنعت باعث کسب بازده بیشتر نسبت به قبل نمی شود. به طور کلی با افزایش سرمایه در گردش و کاهش ریسک عدم توانایی باز پرداخت بدهیها بازده سرمایه گذاری افزایش مییابد ولی میزان افزایش سرمایه در گردش نباید از متوسط صنعت بیشتر باشد چون در این صورت باعث کسب بازده بالاتر نمی شود و همچنین تأثیر متغیرهای مستقل تحقیق بر روی بازده در صنعت شیمیایی بیشتراز صنعت مواد غذایی است.
فرم در حال بارگذاری ...