وبلاگ

توضیح وبلاگ من

فرهنگ اصطلاحات عرفانی گلشن راز و شرح آن ها بر اساس کشف المحجوب، ...

 
تاریخ: 04-08-00
نویسنده: فاطمه کرمانی

طریقت در لغت به معنای مذهب آمده است و در اصطلاح اهل سلوک سیری است که سالکان راه حق آن را طی می کنند همچون قطع منازل بعد، ارتقا یافتن به مقامات قرب الهی و رفتن از حارث به قدیم.[۸۱۸]
«مجـازی نیست احـوال حقیقت نه هـر کس یابـد اسـرار طـریقت»
شرح گلشن راز، بیت۴۷۵، ص۷۳۷
دکتر سید ضیاء الدین سجادی می گوید: صوفیان حدیثی از پیامبر (ص) بیان می کنند که فرمود: «الشّریعه اقوالی و الطّریقه افعالی و الحقیقه احوالی و المعرفه رأس مالی» و این حدیث در کتاب غوالی و حدایق با تفضیل بیشتری آمده است.
برخی از محقّقان بر این عقیده اند که شریعت، طریقت و حقیقت، از اسماء صادقه ی الهی است. [۸۱۹]
دکتر سجّادی می گوید: «گفته اند: شریعت، نگاه داشتن معاملات است و طریقت تزکیه باطن. شریعت راه نفس است و طریقت راه دل و حقیقت راه روح».[۸۲۰]
طلب
«خلیـل آسـا بـرو حـقّ را طلب کـن شبی را روز و روزی را به شب کن»
همان، بیت۱۸۸، ص۱۲۸
«نسب چـه بود مناسب را طلب کـن بـه حقّ رو آور و تـرک نسـب کن»
همان، بیت۹۴۲، ص۵۷۱
«ز تـاریـکـیّ زلـفش روز شب کـن ز خطّش چشمه ی حیوان طلب کن»
همان، بیت۷۸۲، ص۴۹۵
طلب در اصطلاح سالکان عبارت است از جستجو کردن مطلوب حقیقی طالب بایستی مطلوب را در وجود خود بیابد و بطلبد وگرنه در خارج از وجود خود آن را نیابد و نمی تواند آن را به دست بیاورد.
«حقیقت طلب در هر دلی گروست. مرد این کار مردی عظیم است، و درد آن درد، دردی الیم است. مرد دردش در میان باید و وی را دیده بی گمان باید».[۸۲۱]
خواجه عبداللّه انصاری طلب را میدان چهل و چهارم معرفی کرده است که از میدان رجا، میدان طلب متولّد می شود. خداوند متعال فرمود: «یبتغون الی ربّهم الوسیله ایّهم اقرب». طلب جستن و کوشیدن است.
به عقیده ی وی طلب بر سه قسم است: ۱- طلب آزادی ۲- طلب ثواب ۳- طلب حقّ
آن چه در عرفان مورد بحث است، طلب حق تعالی است که کاری عظیم است و آن ترک دنیا و آخرت باشد. [۸۲۲]
طلب، جستجو کردن خداوند به طریق عبودیّت است.[۸۲۳]
در منطـق الطیـر عطار نیشابـوری، سالک بـاید برای رسیدن به مطلوب حقیقی خود هفت وادی را طی
پایان نامه - مقاله - پروژه
کند که، وادی اوّل. طلب می باشد و در این وادی سالک راه طریقت بایستی از اسباب دنیوی دست بشوید و به جانب حق سلوک کند و آماده ی رفتن به سوی مطلق هستی باشد.
عطار می گوید:
هست وادی طـلب آغــاز کــار وادی عشق است زان پس، بی کنار[۸۲۴]
منطق الطیر، بیت۷، ص۲۶۹
طمس
«چو موجی بر زند گردد جهان طمس یقیـن گـردد کـان لم تغـن بالامس»
شرح گلشن راز، بیت۵۰۴، ص۳۴۳
در شرح گلشن راز آمده است:
«طمس در لغت محو شدن است و در اصطلاح صوفیّه، نیست گشتن رسوم و آثار و صفات سالک است در نور الانوار».[۸۲۵]
هجویری می گوید: «طمس، نفی عینی باشد که اثر آن نماند».[۸۲۶]
طمس به مقام فناء صفات در انوار صفات حق تعالی اطلاق می شود.[۸۲۷]
دکتر سعیدی نیز در فرهنگ اصطلاحات عرفانی ابن عربی، ص۴۹۰، تعاریف بالا را برای این اصطلاح ذکر کرده است.
طهارت
«موانع چون درین عالم چهار است طهارت کردن از وی هم چهار است»
شرح گلشن راز ، بیت۴۰۵، ص۲۹۶
«هر آنکو کرد حاصل این طهـارات شـود بـی شک سزاوار منـاجات»
همان، بیت۴۰۹، ص۲۹۷
بعد از ایمان آوردن به خداوند نخستین چیزی که بر بنده واجب می شود برای خواندن نماز، طهارت کردن است و آن طهارت و پاکی بدن از نجاست، جنابت و شستن سه اندام، مسح کردن سر مطابق آن چیزی که در شریعت آمده است، تیمّم در صورتی که آب نباشد یا در صورتی که به شدت بیمار باشد و خوف بیماری که احکام آن مشخّص و معلوم است.[۸۲۸]
به نظر هجویری طهارت بر دو گونه است: ۱- طهارت ظاهر ۲- طهارت دل
۱- طهارت ظاهر: طهارت تن را آب مطلق باید به آب مَشُوب مشوّش و مستعمل نشاید هر که به ظاهر بر طهارت مداومت کند ملایکه وی را دوست دارند.
طهارت دل: طهارت دل را توحید محض باید به اعتقاد مختلط و مشوّش نشاید، هر که به باطن بر
توحید قیام کند خداوند – تعالی- وی را دوست دارد.[۸۲۹]
گفتار مشایخ در باب طهارت
«از سفیان می آید که هر یک نماز را شصت بار طهارت کرده بود اندر بیماری، در حال بیرون رفتن از
دنیا گفت: تا چون فرمان اندر آید من طاهر باشم. …. از ابویزید می آید که گفت هر گاه که اندیشه ی دنیا بر دلم گذر کند طهارتی بکنم و چون اندیشه ی عقبی گذرد غسل آرم از آن چه دنیا محدث است اندیشه ی آن حدث باشد و عقبی محلّ غیبت و آرام با آن جنابت پس از حدث طهارت واجب شود و از جنابت غسل.
…. از ابراهیم خوّاص می آید که وی اندر جامع ری مبطون بود اندر یک شبانه روز شصت غسل بکرده بود
آخر وفاتش در میان آب بود».[۸۳۰]
خداوند سبحان می فرماید: «انّ اللّه یحبّ التوابین و یحبّ المتطهّرین».[۸۳۱] خداوند متعال پاکان را دوست دارد. «رسول (ص) گفت: «الطّهور شطر الایمان» پاکی یک نیمه ی مسلمانی است، و نیز گفت: «بنی الاسلام علی النظافه». بنای مسلمانی بر پاکی است. پس گمان مبر که این همه فضل و بزرگی پاکی راست که در تن و جامه بود به استعمال آب، بلکه پاکی بر چهار طبقه است:[۸۳۲]
غزالی نیز همچون هجویری طهارت را دو گونه دانسته که هر یک از این اقسام نیز انشعاباتی دارند که در کیمیای سعادت به آن ها اشاره شده است امّا هجویری تنها به آن دو مورد اشاره ای کرده و انشعاباتی برای آن ها در نظر نگرفته است.
طهارت در اصطلاح عارفان عبارت است از پاکی دل از آلایش دیگران.[۸۳۳]
نمودار اقسام طهارت در کیمیای سعادت به صورت زیر قابل ترسیم است:[۸۳۴]
۲-۱۸. «ظ»
ظاهر


فرم در حال بارگذاری ...

« راهنمای نگارش پایان نامه درباره بررسی غلو در روایات علم اهل بیت- فایل ۱۱طراحی الگوی بازاریابی آموزش عالی در ایران- فایل ۲ »