۳- تحلیل تجویزی[۵۷] با توصیه عملی و ابزارهایی سروکار دارد که از آنها میتوان برای دستیابی به نتایج استفاده کرد، به نحوی که با دقت بیشتری نتایج تحلیل های هنجاری را برآورده سازد.رایفا در شکل گیری یک کار مهم در زمینه مالی رفتاری فردی نقش قابل توجهی داشت، کاری که نتایج آن در مقاله ای با عنوان” ابعاد روانشناسی سرمایهگذاران، عقاید، اولویت ها و تمایلاتی که مشاوران سرمایهگذاری باید از آنها مطلع باشند” توسط کانمن و ریپ[۵۸] منتشر شد. این مقاله نخستین نوشتاری بودکه تئوری تصمیم و مشاوره مالی را با هم مرتبط ساخت. براساس این مقاله برای مشاوره اثر بخش، مشاوران باید تصویر درستی از نقاط ضعف عاطفی و شناختی سرمایهگذاران که باتصمیمگیریهای آنها در زمینه سرمایهگذاری ارتباط دارد، داشته باشند. این نقاط ضعف عبارتند از: ارزیابی بعضا نادرست سرمایهگذاران از علایق و خواستهای واقعی خود، واقعیت های مربوطی که سرمایهگذاران عموما تمایل به نادیده گرفتن آنها دارند و محدودیتهای توانایی آنان در پذیرش مشاوره و استفاده از آن در تصمیمگیری. (میشل ام.پمپین، ۲۰۰۶)
کانمن و تورسکی[۵۹] .تقریباً مقارن با کار رایفا در زمنیه تئوری تصمیم، دو روانشناس نسبتا گمنام به
نام های کانمن و تورسکی مشغول تحقیق در زمینه تصمیمگیری تحت شرایط عدم اطمینان بودند.
سرانجام این تحقیق منجر به انتشارکتاب مهمی با عنوان “قضاوت تحت شرایط عدم اطمینان” در سال ۱۹۸۲ شد. نویسندگان در یک مصاحبه مطبوعاتی در سال ۱۹۸۳ یافتههای خود را اینگونه توصیف نمودند:
تحقیق ما با این فرض که قضاوت ها و بینش های شهودی تحت شرایط عدم اطمینان از قوانین آمار و احتمال پیروی نمیکند، آغاز گردید. بررسی و مستند سازی فرضیه های این تحقیق مستلزم چند سال و هزاران ساعت کار بود. ویژگی های متدولوژی مطالعه عبارت بود از: ۱) ارزیابی قضاوت شهودی از اصول هنجاری آمار و احتمال ۲) تلاش برای کشف ذهنیات غیر مستدل و سؤگیریها در قضاوت و ۳) کوشش برای کاهش اختلاف در کاربردهای عملی و نظری بین روانشناسی قضاوت و تئوری باور منطقی.
کار تورسکی و کانمن چگونگی وقوع، علل و اثرات خطای انسان درمنطق اقتصادی را روشن کرد. این دو محقق در سال ۱۹۷۹ مقاله دیگری با عنوان “تئوری چشمانداز: تجزیه و تحلیل تصمیم تحت شرایط ریسکی”[۶۰] منتشر کردند که امروزه از آن به عنوان اولین اثر مدون در مالی رفتاری یاد میشود. به دلیل اهمیت، خلاصه ای از این مقاله به شرح زیر نقل میشود:
این مقاله با انتقاد از تئوری مطلوبیت مورد انتظار به عنوان یک مدل توصیفی برای
تصمیمگیری در شرایط عدم اطمینان، مدل جایگزینی به نام “تئوری چشمانداز” را معرفی
میکند. انتخاب ازبین چند گزینه ریسکی، نمایانگر چندین اثر فراگیر است که با پایه های تفکری تئوری مطلوبیت ناسازگار است . افراد عموما به پیامدهای محتمل در مقایسه با پیامدهای مطمئنن کمتر از حد لازم اهمیت میدهند. این گرایش که “اثر اطمینان”[۶۱] نامیده میشود، در موقعیت های انتخابی متکی بر سودهای مطمئن به ریسک گریزی و در موقعیت های دربرگیرنده زیان های قطعی، به ریسکپذیری می انجامد. افزون براین افراد غالبا عناصری را که در همه گزینه ها ( انتظارات) مشترک هستند، رها میکنند. این گرایش که “اثر جداسازی”[۶۲] نام دارد شرایطی را نشان می دهد که وقتی گزینه یکسانی در اشکال متفاوت ارائه شود، به اولویت ها و ترجیحات ناسازگاری منتهی میشود. تئوری انتخاب جایگزین به جای تخصیص ارزش به داراییهای نهایی، آن را به سود (زیان) تخصیص میدهد و همچنین احتمالات جای خود را به وزنهای تصمیم[۶۳] میدهد. تابع ارزش درمنطقه سود مقعر و در منطقه زیان محدب است. همچنین شیب آن درمنطقه زیان بیشتر از منطقه سود است. وزنهای تصمیم به جز در طیف ضرایب احتمال پائین، در سایر موارد عموما کمتر از احتمالات متناظر هستند. وزن بیش از حد دادن به ضرایب احتمال پائین، میتواند هم به جذابیت بیمه (رفتار محافظهکارانه) و هم به جذابیت خطر پذیری بالا (رفتار غیر محافظهکارانه) منجر شود. (میشل ام.پمپین، ۲۰۰۶)
تئوری چشمانداز اساساً نحوه ارزیابی سود و زیان توسط افراد را توصیف میکند. این تئوری از دو فرایند تفکری مشخص نام می برد: اصلاح[۶۴] و ارزیابی[۶۵] . در مرحله اصلاح (ویرایش)، گزینه ها براساس قاعده سرانگشتی[۶۶] (ذهنی یا غیر مستدل) که با الگوریتم مورد اشاره در بخش قبل مغایرت دارد، رتبه بندی میشود. سپس در مرحله ارزیابی، “نقطه مرجع" [۶۷] طراحی میشود که مبنای نسبی ارزیابی سود و زیان ها را فراهم میکند. تابع ارزشی که از نقطه مرجع عبور میکند و نتایج مثبت یا منفی را ارزش گذاری می کند، S شکل است. همچنین به منظور انعکاس ریسک گریزی (یعنی نشان دادن این احساس که تاثیر زیان بیشتر از سود است) نمودارنامتقارن است. به بیانی دیگر این نمایش در واقع بر ریسکپذیری درمنطقه زیان تأکید میکند. شکل (۲-۲) شکل تابع ارزش در تئوری چشمانداز را نشان میدهد.
شکل (۲-۲): تابع ارزش- مبنای فکری تئوری چشمانداز (میشل ام.پمپین، ۲۰۰۶)
ارزش
سود
زیان
نقطه مرجع
یکی از ملاحظات مهم در تئوری انتظار این است که افراد از نظر ذهنی، پیامدهای پیشبینی شده را چگونه می بینند و این موضوع چگونه بر مطلوبیت مورد انتظار تاثیر می گذارد. یک شاهد مثال خوب در این رابطه کار تورسکی و کانمن با بهره گرفتن از دادههای آزمایشی است که درمقاله سال ۱۹۷۹ آنها آمده است. در این مطالعه آزمونی به شکل زیر برای دو گروه ازافراد انجام شد:
۱- علاوه بر تمام مایملکی که در حال حاضر دارید، به شما ۱۰۰۰ دلار داده میشود و از شما خواسته میشود تا یکی از دو گزینه زیر را انتخاب کنید:
-
- سود قطعی ۵۰۰ دلاری
-
- ۵۰ درصد شانس دریافت ۱۰۰۰ دلار و ۵۰ درصد شانس دریافت هیچ مبلغ
گروه دوم با مسئله دیگری به شرح زیر مواجه است:
۲- علاوه بر تمام مایملکی که درحال حاضر دارید، به شما ۲۰۰۰ دلار داده میشود و از شما خواسته میشود یکی از دو گزینه زیر را انتخاب نمائید.
-
- زیان قطعی ۵۰۰ دلاری
-
- ۵۰ درصد احتمال ازدست دادن ۱۰۰۰ دلار و ۵۰ درصد احتمال ازدست دادن هیچ مبلغ
نتایج آزمون این گونه بود:
در گروه اول ۸۴ درصد پاسخ دهندگان گزینه A را انتخاب کردند و در گروه دوم یک اکثریت ۶۹ درصدی گزینه B را برگزیدند. حال با توجه به اینکه ارزش مورد انتظار برای هر دو گروه و در هر دو گزینه یکسان است، نتایج بهدست آمده باید چگونه تفسیر شود.
کانمن و ریپ[۶۸]. یکی از مراحل مهم بعدی درتکامل BFMI (مالی رفتاری در سطح خرد) کار کانمن و ریپ بود که در مقاله ای با عنوان “ابعاد روانشناسی سرمایهگذار: عقاید، ترجیحات و سؤگیریهایی که مشاورین سرمایهگذاری باید از آن مطلع باشند” منتشر شد. این اثر با بهره گرفتن از تئوری تصمیم رایفا سؤگیریهای رفتاری را در سه نوع طبقه بندی کرد: (۱) سؤگیریها در قضاوت [۶۹] ، (۲) اشتباه در اولویتبندی[۷۰] و (۳) سؤگیریهای مرتبط با زندگی در کنار پیامدهای تصمیمات[۷۱]. آنها همچنین در هر مورد مثالهای عملی را نیز ارائه میدهند. (میشل ام.پمپین، ۲۰۰۶)
سوگیری در قضاوت شامل “فرا اعتمادی” ، “بهینهبینی” ، “رویدادگرایی” و “فرا واکنشی” به رویدادهای اتفاقی است. اشتباه در ترجیحات شامل “وزندهی غیر خطی احتمالات”[۷۲] ، گرایش افراد در “بها دادن به تغییرات نه وضعیت ها” ، ارزش “سود و زیان ها به عنوان یک تابع”[۷۳] ، “شکل و جذابیت شرطبندی” استفاده از “قیمت خرید به عنوان یک نقطه مرجع” ، “طراحی محدود”[۷۴]، گرایشهای مرتبط با “سیاستهای ریسک و شرطبندیهای مکرر” و نگاه “کوتاهمدت در مقابل بلند مدت"، “زندگی کردن با پیامدهای تصمیمات منجر به احساس “پشیمانی از غفلت”[۷۵] و کوتاهی درانجام کار شده و همچنین حاوی مفاهیم ضمنی درمورد رابطه بین پشیمانی و ریسکپذیری است. (میشل ام.پمپین، ۲۰۰۶)
۲-۱-۲- تئوری مطلوبیت سنتی و تئوری چشمانداز
شناسایی ریسکگریزی بهعنوان نقطۀ مرکزی در تصمیمات سرمایهگذاری، حداقل به سال ۱۷۳۸ برمیگردد. دانیل برنولی یکی از ریاضیدانان معروف سوئیسی، از سال ۱۷۲۵ تا ۱۷۳۳ به بررسی پارادوکس سنتپترزبورگ پرداخت و بازی شیر و خط را تجزیه و تحلیل کرد. برای واردشدن در بازی، فرد باید کارمزد ورود پرداخت کند. بعد از آن سکه پرتاب میشود تا اولین شیر ظاهر شود. تعداد خطهای [نمایش داده شده با n] ظاهرشده تا زمانی که اولین شیر بیاید، برای محاسبۀ عایدی[۷۶] (R ریال) مشارکتکننده استفاده میشود که بهصورت زیر محاسبه میگردد:
n2= R (n)
احتمال نیامدن خط قبل از اولین شیر (۰=n) 2/1 است و عایدی مطابق با آن ۱دلار (۱=۲۰) است. احتمال آمدن یک خط و سپس یک شیر (۱=n)، ۲/۱×۲/۱ با عایدی ۲ دلار (۲=۲۱) است، احتمال آمدن دو خط و سپس یک شیر (۲=n) 2/1×۲/۱×۲/۱ است و بدینترتیب ادامه مییابد.
جدول زیر احتمالات و عواید را برای پیامدهای گوناگون نشان داده است (بادی، کین و مارکوس، ۲۰۰۸):
تعداد خط در پرتاب سکه | احتمال P |
عایدی= R(n) دلار | احتمال × عایدی R(n) ×P |
فرم در حال بارگذاری ...