وبلاگ

توضیح وبلاگ من

پروژه های پژوهشی دانشگاه ها درباره : بررسی آثار و احوال ابوسعد خرگوشی ۹۲- فایل ۱۰

 
تاریخ: 04-08-00
نویسنده: فاطمه کرمانی

۳-۱-۲۰ در باب رجا گفته­اند علامت رجا عجله کردن در ادای اوامر خداست. رجا سه نوع است: رجای شخصی که کار شایسته انجام می‌دهد و امیدوار به قبولی آن است؛ رجای شخصی که گناه کرده سپس توبه نموده و امیدوار به آمرزش خداست و رجای کاذب شخصی که انسان را به سوی گناه می‌کشد و می‌گوید که امید به آمرزش خدا داشته باشد. ۳-۱-۲۱ در باب فقر و غنی خداوند مؤمن را به فقر دچار می‌کند زیرا شوق به دعا کردنش دارد. فقر، عزّت است. اظهار غنی در فقر نیکوتر از فقر است. فقر در اصطلاح صوفیه از مقامات بالایی است که طریقت بر آن مبتنی است و این فقر معنوی است. ۳-۱-۲۲ در باب گرسنگی گفته­اند کلید دنیا سیری و پرخوری و کلید آخرت گرسنگی است. گرسنگی راه صدیقین است و سبب تأمّل و تفکّر می­ شود. ۳-۱-۲۳ در باب شهوات و مخالفت با هوی شهوات زمام شیطان هستند. کلید پیروزی ترک شهوت است. آرزوی طولانی متصّل به شهوت است و شهوت متصّل به پرخوری و پرخوری متصّل به شبهه و شبهه متصل به حرام و حرام متصّل به آتش و جهنّم است. ۳-۱-۲۴ در باب اخلاص اخلاص صدق نیّت است. یعنی خلاص شدن از آفات و خارج کردن مخلوقات از معامله‌ حق. اخلاص تصفیه‌ کردن اعمال از مکدّرات است و این همان مراد و مقصود خداوند از اعمال است. خود ابوسعد در باب اخلاص می‌گوید: «اخلاص در اعمال مفروضه، واجب است سپس در اعمال مستحبه نیز اخلاص واجب است و اگر در اعمال واجب، بنده اخلاص نداشته باشد در اعمالش شرک ورزیده است.» ۳-۱-۲۵ در باب مطالبه صدق علامت صادق کتمان کردن طاعت است. صدق موافقت کردن با حق در پنهان و آشکار است. ۳-۱-۲۶ در باب عبودیت عبودیت ساقط کردن اراده‌ خویش نزد اراده‌ی خدا و فسخ کردن اختیار نزد اختیار خداست. علامت رسیدن به عبودیت، مخالفت کردن با هوی و ترک شهوات است. برخی می‌گویند: حقیقت عبودیت و بندگی، رضا به قضا و قدر و عمل به آن­چه که مورد رضای اوست. ۳-۱-۲۷ در باب آداب ابوسعد ابوابی در استنباط کردن از قرآن و سنّت را مطرح می‌کند. سپس به بابی در مورد آداب می‌پردازد که آداب نیکو غضب پروردگار را خاموش می‌کند. افضل آداب توبه و ممانعت نفس از شهوات است. ۳-۱-۲۸ در باب حُسن خُلق گویند گنج رزق و روزی در حُسن خُلق است. بداخلاقی و سوءخُلق گناهی است که خوبی­های بسیار با داشتن آن سودی ندارد. ۳-۱-۲۹ در باب طهارت از آداب صوفیه آن است که در هیچ حالتی مسواک زدن را ترک نمی‌کنند. ۳-۱-۳۰ ابوابی در نماز، زکات، روزه، حج و عمره این ابواب نشان دهنده این مطلب است که تا زمان ابوسعد عمل به شریعت نزد صوفیان اهمیّت داشته و افزون بر معنویتی که در ورای این اعمال است انجام این فروعات دینی نیز بر صوفیه واجب بوده است. ۳-۱-۳۱ در باب مسئله پوشش و خرقه خرقه به شیوه‌ای که در نزد صوفیه مرسوم شد از سده­های بعد پدید آمده و اصل در خرقه ‌پوشی، ریاضت‌ طلبی بوده است. ۳-۱-۳۲ باب ملامتیه و صفاتشان پس از نقل اقوال گوناگون در تعریف خرقه ابوسعد می‌نویسد «از تفاوت‌های میان آنان این است که اصول ملامتیه مبتنی بر علم است و اصول صوفیه مبتنی بر حال، ملامتیه ترغیب به کسب و کار می‌کنند ولی صوفیه ترغیب و تشویق بر ترک کسب و کار می‌نمایند. ملامتیه از شهرت در لباس بیزار هستند و مایل به پوشیدن لباس وصله دار نیستند چنانچه صوفیه مایل به این کار هستند. ملامتیه رقص و سماع وجد را قبول ندارند در حالی که برخی از صوفیه این اعمال را قبول دارند.» و در جای دیگر می‌گوید: «از شعار ملامتیه این است که باید به محقق کردن اصل و محتوا پرداخت و ادّعا را ترک نمود.» هم‌چنین ملامتیه می‌گویند: «باید با پرداختن به عیوب خودمان از عیب‌جویی خلق پرهیز نماییم و سعی می‌کنند احوال خویش را از دید مردم مخفی بدارند.» ۳-۱-۳۳ در باب زکات ابوسعد می‌گوید: خداوند صوفیه را از دنیا منزوی کرد و خود آن­ها، این انزوایشان از دنیا را بهترین نعمت پس از معرفت و محبّت از جانب خدا می‌دانند. ۳-۱-۳۴ در باب سخاوتمندی و مواسات و میهمان نوازی ابوسعد داستان‌هایی را از مشایخ صوفیه نقل می­ کند و می‌افزاید: این امر به صوفیه اختصاص ندارد، بلکه برای عموم مُکلِّفین است و از آنجا که اصول صوفیه مبتنی بر سخاوت است مایل شدم که بابی از این کتاب را به این امر اختصاص دهم. ۳-۱-۳۵ در باب فضلیت کسب و کار وی به فضیلت کسب و کار نزد صوفیه و تفاوت میان اهل عراق و اهل خراسان پرداخته و بیان می­ کند‌: اهل خراسان کسب را فضلیت و اهل عراق ترک کسب و کار را مُستَحب می‌دانند. ۳-۱-۳۶ در باب انفراد و انزوا اگر فضلیت در جماعت است سلامت در عزلت و انزوا می‌باشد. دوای قلب کم ملاقات کردن است. هر کس آخر زمان را درک کند ‌باید خانه نشین شود. سرور و شادمانی مؤمن و لذّتش در خلوت مناجات است. ۳-۱-۳۷ در باب ذکر گفته­اند که سه چیز از گنج‌های بهشت است زبان ذاکر، قلب شاکر و بدن صابر. صفت عارف آن است که محبو‌ب‌ترین اطاعتش همان ذکرش باشد. ذکر کردن خدا به واسطه‌ی قلب صادق باید باشد. ذکر خدای تعالی با قلب و زبان، اخلاص است و ذکر خدای تعالی با زبان بدون قلب، ریا است و ذکر خدای تعالی با قلب بدون زبان، وسواس و ذکر خدای تعالی با قلب و زبان بدون رؤیت مذکور و فراموشی ذکر و ذاکر، جنون و حماقت است. ۳-۱-۳۸ در باب سماع سماع، مکاشفه‌ی اسرار برای مشاهده‌ی جبار است. ظاهر سماع، فتنه و باطنش عبرت است. سماع بر سه وجه است شنونده با قلبش، شنونده با نفسش و شنونده به وسیله پروردگارش است. رحمت به هنگام سماع بر فقرا اهل صوفیه نازل می‌شود. سماع سِرّی است و برای سِرّ معنایی است و برای معنا، زمان و وقتی است و برای وقت و زمان، صفا است. ۳-۱-۳۹ در باب وجد گفته­اند اول وجد، شیرینی و حلاوت و وسط آن تلخ و آخر آن درد است. ۳-۱-۴۰ در باب هاتف مؤلف از هواتفی که بر بزرگان حاصل شده سخن می‌گوید. رواج عقیده به هاتف در سده سوم و چهارم قمری به اندازه­ای بود که کتاب­هایی در مورد آن نوشته شد از جمله: الهواتف نوشته­ی ابوبکر بن عبید بن ابی دنیا(م۲۸۱ق) و هواتف الجنان و عجائب ما یحکی عن الکهان نوشته­ی ابوبکر بن جعفر الخرائطی(م۳۲۷ق). این دو کتاب گویا تاکنون چاپ نشده­است.[۸۰]التعرف کتاب ابوبکر کلابادی بابی را باعنوان «فی لطایف الله للقوم و تنبیهه ایاهم بالهاتف» دارد و دیگری تهذیب الاسرار خرگوشی است که بابی را با همین موضوع دارد. در این دو کتاب کم و بیش همه حکایتهایی است که درباره شنیدن آواز هواتف توسط مشایخ بزرگ مانند ابوسعید خراز، ابوالحسین نوری، ابراهیم خواص، ابراهیم ادهم، جنید بغدادی آمده است. خرگوشی حکایتی هم راجع به خودش آورده و گفته­است که روزی در مکّه طواف میکرد و به دعای برخی از انبیا که در قرآن آمده به درگاه خدا دعا می­کرد و ناگهان هاتفی آواز داد که «وَ قُل رَبِّ اِغفِر وَ ارحَم وَ اَنتَ خَیرُ الرَاحِمِینَ»[۸۱] خرگوشی پیش از نقل حکایت­های مشایخ بیان می­ کند که گروهی هواتف را اثبات و گروهی نفی می­ کنند. خرگوشی و کلابادی از جمله­ افرادی هستند که به وجود راستین هاتف معتقد بوده ­اند از جمله این­که کلابادی داستان عایشه را درباره غسل دادن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می ­آورد که دلیل شرعی برای درستی هواتف باشد. خرگوشی از قول برخی می گوید که ممکن است خداوند بندگان خود را به وسیله­ هاتف متذکر می­سازد. اعتقاد به این­که هاتف جن یا فرشته بوده برگرفته از این است که برای هاتف و صدای او واقعیت قائل می­شدند. بنابراین داستان­هایی که درباره هواتف می­گفتند همه واقعی تلقی می­شد. هواتف افزون بر مؤمنان با پادشاهان نیز سخن می­گفتند. خرگوشی، ابوالقاسم قشیری و روزبهان بقلی در کتاب­های خود آورده­اند که اگر شیخی به مقام ولایت می­رسید صدا و آواز هاتف را می­شنید و آن را جزء کرامات و اثبات کرامات اولیا ذکر می­کردند. داستان­ها و حکایت­ها نشان دهنده­ وضع و حال شنونده در زمان شنیدن صدای هاتف است و آواز هاتف در مکان­های مختلف مانند صحرا، بیابان، گورستان، عبادتگاه، مسجد و… شنیده میشد.[۸۲] ۳-۱-۴۱ در باب کرامت گروهی از طائفه می‌گویند: کرامت از انواع خارق العاده‌هاست. صوفیان ملامتیه بر کتمان کرامات اصرار دارند و می‌گویند کرامات طائفه، سِرّی است که باید مخفی بماند. سپس به بیان کرامتی از مشایخ طائفه پرداخته شده و به تفاوت‌ میان کرامت اولیا و معجزه‌ پیامبران نیز اشاره‌ای شده است. ۳-۱-۴۲ در باب قبض و بسط در این باب به اقوال مشایخ پیرامون این دو موضوع پرداخته شده است: قبض قُرب به خوف و بسط، قُرب به رجاست. خوف باعث قبض می‌شود و رجا باعث بسط می‌شود. قبض و بسط دو حالت هستند که بر سالک فرود می‌آیند. مؤلف می‌گوید: برای عیسی علیه السلام حالت قبض همان زهد و برای سلیمان علیه السلام همان حالت بسط است.


فرم در حال بارگذاری ...

« پژوهش های پیشین در مورد زمان‌بندی وظیفه‌ها در سیستم‌های بی‌درنگ نهفته چند‌هسته‌ای با هدف بهبود انرژی مصرفی و ...راهنمای نگارش مقاله درباره ارزیابی سیاست ‌های فرهنگی کنونی ایران- فایل ۳۵ »