وبلاگ

توضیح وبلاگ من

نگارش پایان نامه با موضوع بررسی رابطه متقابل دین و اقتصاد- فایل ۲۳

Valuationقیمیت گذاری
Abstract
In recent decades, the economic scholars of religion have done extensive research in the field of religious economy including the analysis of behaviors, institutions, and economic policies with religious grounds the result of which is a rich treasure for the scientific society. Research on economic thought of Jewish, Christianity, and Islam is now the most common. This study has aimed to do an adjusting comparison of economic thought among these religions to reach a perfect identification of an economy which is the ultimate goal of religion, and consequently, maintaining specifications of religious economy from the scholars’ viewpoints in the field.
Meanwhile, in order to have a good understanding of religious economy, it seems compulsory to do a review of literature. Therefore, one should study the nature of Jewish, Christian, and Islamic economy to obtain this understanding. Based on this, the first, second, and third sections of this study are devoted to this, and the fourth section has targeted an adjusting comparison among the economic thinking of Jewish, Christianity, and Islam. At the end, first the viewpoints of Jewish, Christian, and Islamic economists have been examined in regard to important economic issues such as economic worldview, the principles of economy, occupation and ownership, justice and distribution, and government and market, and then, features of religious economy have been proposed considering common economic viewpoints in Jewish, Christianity, and Islam.
The analysis and resorting to economy and religion as two aspects of human social life result in bilateral modification and the convergence coming out of this interaction adds up not only to the efficacy of both of them but also to the improvement of all other aspects of human life. Following a library research approach, the present study has been drawn up via comparative-analytic-descriptive method.
Key Terms: economy, religion economy, Jewish economy, Christian economy, Islamic economy, ownership
ISLAMIC AZAD UNIVERSITY
Shahr-Rey Branch
Faculty of Human Sciences
“M.A” Thesis
On: Comparative Religions and Mysticism
Subject:
A Study on Relationship Between Religion and Economy
Thesis Advisor:
Abd Al-Hussein Latifi (Ph.D.)
Consulting advisor:
Sayed Abd Al-Majid Heirat Sajadi (Ph.D.)
By:
Amin Moradi
Summer 2012
. سرمایه‌داری :یک نظام اقتصادی است که در آن مالکیت ابزارهای تولید در دست مالکان خصوصی است و از این ابزار(عموماً) برای کسب سود در بازارهای رقابتی استفاده می‌شود.درآمد در این نظام حداقل دو شکل دارد: سود و دست‌مزد‌. همچنین متداول است که اجاره را به صورت درآمد حاصل از در کنترل داشتن منابع طبیعی به حساب آورند. در هر حال سود عبارت است از آن‌چه که به‌خاطر مالکیت ابزار تولید به کسانی داده می‌شود که سرمایه را فراهم می‌کنند. در این نظام ؛ زمین، نیروی انسانی و سرمایه در اختیار گروهی از افراد جامعه است که سایر افراد جامعه با استفاده‌ی مشروط و غیر رایگان از آنها به تولید مادی و معنوی می‌پردازند. در نظام سرمایه داری؛ تصمیم گیری‌های شخصی سرمایه گزاری، تولید، توزیع، درامد، قیمت گذاری و عرضه ی مواد و خدمات را در یک اقتصاد بازار تعیین می‌کند. ویژگی بارز نظام سرمایه داری این است که تولید کالا در درجه‌ی اول ، برای کسب سود انجام می گیرد و لزوماً برای رفع نیازهای انسان ها نیست.البته در مواردی نیز کسب سود با رفع نیازهای انسانی همراه است. در کلی ترین حالت، نظام سرمایه داری را می توان به دو دسته‌ی نظام سرمایه داری دولتی (همچون اتحاد جماهیر شوروی پس از ۱۹۲۷ و چین کنونی) و نظام سرمایه داری غیرمتمرکز (غیردولتی) همچون ایالات متحده‌ی امریکاتقسیم کرد. ↑
پایان نامه - مقاله - پروژه
. جامعه‌خواهی یا سوسیالیسم به انگلیسی: (Socialism) اندیشه‌ای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که برای ایجاد یک نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی می‌کوشد، جامعه‌ای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی داشته‌باشند.هدف سوسیالیسم، لغو مالکیت خصوصی ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است. این «مالکیت اجتماعی» ممکن است مستقیم باشد؛ مانند مالکیت و اداره‌ی صنایع توسط شوراهای کارگری یا از طریق مالکیت و ادارهٔ دولتی صنایع غیر مستقیم باشد. ↑
. مکتب نئوکلاسیک یا مارژینالیسم، یکی از مکاتب اقتصادی است که با پایه ‌قرار‌دادن نظریات کلاسیک‌ها، اقتصاد را از سطح کلان به سطح خرد کشید و رفتار فرد و بنگاه تولیدی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؛ از طرف دیگر هر دو طرف عرضه و تقاضا را در تجزیه و تحلیل اقتصادی داخل کرد. نام مکتب نئوکلاسیک به این دلیل به آن‌ها داده شده است که در نهایت به نتایج کلاسیک‌ها رسیدند و عقاید آن‌ها را احیا کردند و در واقع نظریه‌شان زاییده‌ی افکار کلاسیک‌هاست. مکتب نهائیون (مارژینالیست‌ها) نیز به این علت به آنها اطلاق شده که اصل مطلوبیت نهایی، مورد توجّه و کاربرد تحلیل‌گران این مکتب اقتصادی بوده است؛ از این‌رو، افکار این اقتصاددانان در تاریخ عقاید اقتصادی “انقلاب نهائیون” نام‌گذاری شده است. ↑
. Religious Economics ↑
. Economics of Religion ↑
. Anderson, Gary M., “Mr Smith and the preachers: the economics of religion in the Wealth of Nations”,vol. 96, no. 5, pp. 1066-1088. ↑
. W.O.Henderson, the Rise of German Industrial Power.pp123-125. ↑
. Brennan, H. Geoffrey and Waterman, A.M.C., Economics and Religion: Are They Distinct?, p12 ↑
. De Roover, Raymond,” The concept of the just price: theory and economic policy”, vol. 18, no. 4, pp. 418-438. ↑
. Adam Esmith: آدام اسمیت به واسطه‌ی نوشتن کتاب ثروت ملل در سال ۱۷۷۶ میلادی به عنوان پدر علم اقتصاد متعارف شناخته می‌شود. ↑
.Max Weber ↑
. Akelund ↑
. Anderson ↑
. Finke ↑
. Stark ↑
. Iannaccone ↑
. Beisner ↑
. Jomo ↑
. Chapra ↑
. Fahim khan ↑
. Metwaly ↑
. Finke, Roger and Stark, Roger, The Churching of America: Winners and Loosers in our Religous Economy, PP201-202. ↑
. Gorringe, Timothy J., Capital and the Kingdom: Theological Ethics and Economic Order, P22 ↑
.Iannacone ↑
.Astark ↑
.Fink ↑
.Gey ↑
.Koran ↑
.Poper ↑

طرح های پژوهشی دانشگاه ها درباره بررسی خصوصیت یک مدل گرانش با ثابت ساختار ریز متغییر۹۲

۴-۳ نتایج مشاهدات تلسکوپ VLT برای تغییرات ثابت ساختار ریز ۶۵
پایان نامه - مقاله - پروژه
۴-۴حدود تغییرات ثابت ساختار ریز با پتانسیل گرانشی در طیف کوتوله های سفید ۶۷
پیوست الف ۷۱
محاسبه ی ضرایب کریستوفل: ۷۱
پیوست ب ۷۷
جدول تغییرات α ۷۴
مراجع و ماخذ ۷۵
جفهرست شکل و جدول
شکل۲-۱دسته بندی معادلات فریدمن…………………………………………………………………………………………….۲۶
شکل ۳-۱نمودار تحول عددی  درعصرغبار…………………………………………………………………………………۴۲
شکل۳-۲نمودار تحول عددی  در عصر تابش………………………………………………………………………………۴۸
شکل۳-۳ نمودار تحول عددی  در عصر درخمیدگی………………………………………………………………..۵۱
شکل۳-۴ نمودار تحول عددی  در عصر ثابت کیهانشناشی………………………………………………………۵۲
شکل۴-۱ نمودار تحول عددی  بر جسب زمان کیهانی در عصر غبار………………………………………..۶۴
شکل۲-۴ نمودار  بر حسب  ………………………………………………………………………………………..۷۰
جدول تغییرات α…………………………………………………………………………………………………………………………..۷۴
فهرست پیوستها
پیوست الف: محاسبه ی ضرایب کریستوفل……………………………………………………………………………….۷۰
پیوست ب: جدول تغییرات α…………………………………………………………………………………………………….۷۴
د

مقدمه

ثابت های فیزیکی مفاهیم ناشناخته ای برای ما نیستند. در هنگام مطالعه ی قانون های طبیعت ما به اعداد ثابت و بدون یکایی که با این قوانین در ارتباط هستند بر می خوریم. یکی از سوالات مهم که در حوزه ی فیزیک نظری حائز اهمیت می باشد این است که آیا ثابت های بنیادی در مراحل تحول عالم ثابت هستند یا این که در طول تحول عالم تغییر یافته اند. نظریه های مختلفی مانند نظریه ابر ریسمان هستند که این تغییرات را پیش بینی می کنند. بنابراین اراِئه ی مدل هایی که این تغییرات را بررسی می کنند در حوزه ی فیزیک نظری حائز اهمیت می باشند. یکی از مسائلی که کیهانشناسان در تلاش های خود برای بررسی نتایج نجومی تغییرات زمانی ثابت ساختار ریز با آن مواجه شده اند عدم وجود یک نظریه دقیق بوده است که مدل های کیهانشناسی در حضور تغییر ثابت ساختار ریز را توضیح دهد. تا همین اواخر امکان تجزیه و تحلیل رفتار تغییر α کیهانی در روشی که بتواند جهان را همانند تغییر ثابت گرانشی  در نظریه برنز- دیک یا بیشتر نظریه های تانسوری- نرده ای در گرانش توضیح دهد وجود نداشته است.
مشاهدات اخیر انگیزه ای برای تدوین و بررسی جزئیات تغییر ثابت ساختار ریز کیهانی را ایجاد کرده است. مشاهدات چندگانه ای که در نقاط مختلف زمین روی انتقال به سرخ کوازارها انجام شده است. در این مشاهدات برای اولین بار شواهدی ارائه داده است که نشان می دهد ثابت ساختار ریز ممکن است با زمان کیهانی تغییر کند.
در سال ۱۹۹۹ شواهدی از طیف جذبی کوازارها بدست آمد. که نشان می داد ثابت ساختار ریز ممکن است در گذشته مقدار کمتری داشته باشد.
ه
البته این ایده که ثابت ساختار ریز با زمان کیهانی تغییر می کند اولین بار درسال ۱۹۴۸ مطرح شد  . جورج گاموف همانند دیراک که نشان داد ثابت گرانشی با زمان کیهانی رابطه عکس دارد و پیشنهاد کرد که تغییر ثابت ساختار ریز با زمان کیهانی به صورت  است.
در این نوشتار بار الکتریکی را با یک میدان نرده ای بدون جرم را در نظر می گیریم سپس چگونگی تغییر این میدان نرده ای را در دوره های غبار، تابش،خمیدگی، ثابت کیهانشناسی مورد بحث و بررسی عددی قرار می دهیم. در فصل اول مقدمه ای بر کار هایی که در زمینه ی تغییرات ثابت های مختلف فیزیکی شده است آورده ایم. در فصل دوّم مروری داریم بر نسبیت عام و کیهانشناسی استاندارد، در فصل سوم با توجه به مدل گرانشی ارائه شده معادلات کیهانشناسی مدل را بدست آورده و به بحث و بررسی این معادلات در دوره های مختلف کیهانشناسی پرداخته ایم. در فصل چهارم به بررسی نتایج بدست آمده از مدل و مشاهدات صورت گرفته پرداخته ایم.
و

فصل اول

 

مقدمه ای بر تغییر ثابت های بنیادی فیزیک

 

۱-۱ فرضیه اعداد بزرگ

فیزیک پر از یکاهای مختلف وکمیت های با اندازه های متفاوت است. که بطور تجربی تعیین شده اند بعضی از ثابت ها مانند ثابت گرانشی ( G) بار الکترون (e) و غیره در شکل گیری قوانین فیزیک اهمیت خاصی دارند. اندازه ی این اعداد به یکای مورد استفاده بستگی دارد. بدیهی است که خود این اعداد اهمیت خاصی را بیان نمی کنند. اما ترکیب بعضی از این ثابت های فیزیکی یکا ندارند و اهمیت ویژه ای در فیزیک دارند. مانند ترکیب بار الکترون، سرعت نور در خلا و ثابت پلانک که به صورت زیر نوشته می شود  :

در این رابطه  ثابت پلانک، cسرعت نور در خلا وe بار الکتریکی الکترون است. این کمیت در تمام یکاهای فیزیکی مقدار یکسانی دارد، پس بایستی دارای اهمیت ویژه ای باشد. عکس این عدد به ثابت ساختار ریز (α) معروف است. این عدد شدت برهمکنش الکترومغناطیسی نشان می دهد. حال اعداد بدون یکای دیگری را بررسی می کنیم  .

نیروی الکتریکی بین الکترون و پروتون،  نیروی گرانشی بین الکترون و پروتون است.  به ترتیب جرم پروتون، جرم الکترون  ثابت گرانشی  گذردهی الکتریکی خلا،  فاصله ی بین الکترون و پروتون است. این ثابت  شدت نسبی نیروهای الکتریکی و گرانشی بین الکترون و پروتون را بیان می کند و همانند ثابت ساختار ریز بیان کننده یکی دیگر از ویژگی های طبیعت است. عدد بدون بعد دیگری را در نظر می گیریم، این عدد نسبت مقیاس طول مربوط به عالم® و طول وابسته به الکترون® است  .

در این رابطه  ثابت هابل است. سومین عدد بزرگ که اهمیت ویژه ای در فیزیک ذرات وکیهانشاسی دارد برابر تعداد نوکلئون های موجود در عالم است. اگر  چگالی بحرانی باشد تعداد ذرات در کره ای به شعاع  برابر است با  :

با مقایسه این سه عدد می توانیم بنویسیم:

دیراک در سال ۱۹۳۷ بیان کرد  که  و  حاوی ثابت هابل هستند. پس اندازه هایی که از این فرمول ها بدست می آید بر حسب زمان کیهانی تغییر می کند. اما  حاوی ثابت هابل نیست پس تساوی  ،  و  بایستی تصادفی و مربوط به عصر حاضر باشد، مگر اینکه ثابت  به گونه ای تغییر کند که این تساوی در تمام زمان ها برقرار باشد. این ایجاب می کند که یکی از ثابت های  و  در  با زمان کیهانی تغییر کند. این استدلال بعداً به فرضیه ی اعداد بزرگ معروف شد  .
برای درک بهتر این فرضیه  را به صورت مقیاس زمانی وابسته به عالم  و زمان لازم برای آنکه نور شعاع الکترون را طی کند  در نظر می گیریم در فرضیه اعداد بزرگ هر عدد بدون بعد بزرگ در دوره ی کنونی را می توان به صورت  بیان کرد که در آن  از مرتبه ی یک است. مساوی قرار دادن  و  با شرط فوق بیان می کند که  با  تغییر می کند دیراک بین  و  تفاوت قائل شد. زیرا گروه اول (  ) اتمی ولی G به ساختار بزرگ مقیاس عالم مربوط می شود. بنابراین طبق فرض دیراک اگر از یکای اتمی استفاده کنیم کمیت های اتمی ثابت هستند. در این صورت  ثابت و  تغییر خواهد کرد یعنی بر حسب یکای اتمی ثابت گرانشی باید بر حسب زمان کیهانی تغییر کند تغییرات زمانی ثابت گرانشی را می توان به صورت زیر نشان داد  :

بدیهی است که تغییرات پیش بینی شده ثابت گرانشی در فرضیه اعداد بزرگ خلاف نظریه ی نسبیت عام اینشتین است که در آن G ثابت می باشد. پس بایستی معادلات نسبیتی را اصلاح کرد تا بتواند حاوی G متغیر باشد. دیراک دو مقیاس اندازه گیری یکی اتمی و دیگری مقیاس کیهانی که در گرانش معتبر است، پیشنهاد کرد. اگر سیستم اتمی را انتخاب کنیم  ثابت هستند اما در این سیستم G متغییر است. زیرا این کمیت مربوط به فیزیک گرانش است. اما اگر از یکای گرانشی استفاده کنیم G ثابت و کمیت های اتمی متغییر خواهند بود. در فیزیک گرانشی پدیده های گرانشی با معادله ی زیر بیان می شوند  :

معرفی و بحث در مورد این معادله را به فصل دوم موکول می کنیم. در بیان دیراک می توان این دو یکا را با دو متریک فضا زمان مختلف نوشت. این دو متریک را  (متریک اتمی) و  (متریک گرانشی) برای سیستم های اتمی و گرانشی بر می گزینیم. به گفته ی دیراک در این دو متریک  ،  و  ثابت هستند. در حالیکه  ،  و  متغییر هستند. دراینجا E زیروند متریک اینشتین و A زیروند متریک اتمی می باشند. با نگاه به آزمون های نسبیت عام مشخص می شود که جرم جسم گرانشی که در حل شوارتس شیلد وجود دارد بایستی بر حسب یکاهای گرانشی ثابت باشد. این جرم را با  نشان می دهیم در هر اندازه گیری که روی زمین انجام می شود از سیستم های اتمی مانند طیف سنج ها و ساعت های اتمی استفاده می شود. قبل از آنکه هر نتیجه ای را تفسیر کنیم باید مطمئن باشیم که تمام کمیت های قابل مشاهده به یکای اتمی تبدیل شده اند. پس بایستی نسبت تبدیل دو یکا  را بدانیم یعنی بدانیم که تبدیل هر کمیت فیزیکی از یک دستگاه به دستگاه دیگر چگونه انجام می شود. اگر فرض کنیم جرم جسم نجومی ما دارای N نوکلئون باشد و جرم هر نوکلئون برابر  باشد پس جرم کل جسم نجومی برابر است با  :

راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره بررسی تطبیقی جایگاه زن در قرآن و حدیث و فمینیسم ...

غیر از موارد مذکور، مواردی دیگر را به صورت خلاصه در تفاوت بین دیدگاه اسلام و فمینیسم‏‏ نسبت به جنس مؤنث می توان در موارد زیر خلاصه نمود:

 

      1. تمایز اصلی اسلام با فمنیسم در این است که فمنیسم به بعد مادی انسان می نگرد، ولی در جهان بینی اسلامی، طبیعت پایین ترین درجه جهان هستی است و هویت اصلی انسان به نفس و روح او بر می گردد و جسمش، ابزاری برای تکامل روح و رفع نیازهای اوست.

    پایان نامه - مقاله - پروژه

 

    1. برابری کامل زن و مرد در تمامی حوزه های اجتماعی‏ روانی و فرهنگی، نوعی مبارزه با زنانگی و روحیات او می باشد. به عبارت دیگر چشم پوشی در برابر واقعیات زنانه و نادیده گرفتن امر تکوینی این جنس، منجر به نابودی او می شود.

 

    1. در اسلام زن رقیب مرد نیست، بلکه آن ها همراه، یاور و مکمل یکدیگرند. شوهر تأمین نیازهای مادی و زن تأمین نیازهای معنوی را خانواده را بر عهده می گیرد. در حالی که فمنیسم غالباً به تقابل با مردان پرداخته است. بدین صورت که یا آنان را در نظر نگرفته یا در شکل افراطی آن ها را دشمنان بانوان تلقی نموده و یا در اندک مواردی وجود آن ها را لحاظ نموده است.

 

    1. اسلام با حفظ ارزش های زن و مرد به تقسیم وظایف آن ها پرداخته و کمال مطلوب را در انجام وظایف با توجه به رعایت و حفظ خصوصیات جنسی می داند.

 

    1. در اسلام نقش زن بر اساس بهره دهی و نگاه اقتصادی به او نیست، بلکه هنر و نقش او در ایجاد جنبه های علمی و معنوی و تربیتی و اخلاقی در خانواده و به دنبال آن اجتماع است.

 

    1. اسلام مخالف مالکیت و احقاق حقوق زنان نیست، چنانچه حق حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را از ایشان سلب کردند و به نزد خلیفه آمد و طلب حق نمود.[۱۳۵۴]

 

    1. اسلام هرگز نگاه ابزاری به زن نداشته و به انکار تمایز و تفاوت های او با مرد نمی پردازد و تشابه کامل بین زن و مرد قائل نیست. نظام هستی جهت دار و هدایت[۱۳۵۵] شده است.[۱۳۵۶] این هدایت به دو صورت تکوینی و تشریعی است.[۱۳۵۷]

 

    1. اشتغال زنان در جامعه باید در صورت نیاز جامعه و فرد، با رعایت موازین صحیح، عدم اختلاط محیط کاری زنان با مردان باشد. زیرا ارتباط میان دو جنس اگر همراه با مراقبت و دقت نباشد، به مرور زمان آلودگی روحی ایجاد می نماید و از بازدهی کار می کاهد.

 

    1. در بین زنان مسلمان افراد مدیر دیده می شود و مدیریت بر مدار عقل استوار است. به عنوان نمونه می توان از خدیجه کبری سلام الله علیها که مدیر کاروان تجاری بود و فاطمه زهرا سلام الله علیها که مدیر فدک بود، نام برد. البته مدیریت در مشاغلی که با روحیات و نقش اصلی زن ناسازگار نباشد.

 

    1. لزوم وجود عواطف در زنان به عنوان سرمایه ای بزرگ جهت تربیت نسل بشر می باشد. بدین روی غالباً عواطف بر معقولات زن با وجود توان عقلی مساوی با مردان غلبه دارد.[۱۳۵۸]

 

    1. توانایی جسمانی ملاک برای جواز تصدی تمام مقامات اجتماعی نیست. چنان چه مردان نیز در این زمینه یکسان نیستند.

 

    1. فمنیسم ها در خواسته و فهم حقوق زن و این که چه نیاز زنانه یا نیازهای عام انسانی وجود دارد، سردرگم و دچار ابهام شدند. برخی مرد را مشکل اصلی زن و دشمن سازش ناپذیر او می دانند و ازدواج را خیانت به جنبش زنان و قیام علیه جریان مذکر اعلام کردند، برخی خانواده و مادر بودن را علت ظلم به زنان می دانند و پیشنهاد می کنند، از این بعد مردان باردار شوند تا علیه بیولوژی زن و مرد انقلاب نمایند و گروهی مدافع نهاد خانواده هستند و بر نقش مادری زن تأکید می کنند. عده ای زن را برتر از مرد و دسته ای مساوات را مدعی اند. به عبارتی یک ایده در یک گفتمان، له جنس مؤنث و در گفتمان دیگر علیه او می باشد و این نشان دهنده وجود بحران هویت و تناقض در فمنیست و عدم وجود هسته فکری است و در مجموع هیچ یک از این نظام های اجتماعی به شأن متناسب با زن دست نیافته اند.

 

    1. در معارف اسلامی، زن به عنوان جنس دوم یا انسان درجه دوم مطرح نیست و هیچ تفاوتی در گوهر آفرینش میان این دو جنس وجود ندارد. اسلام ملاک کرامت را بر پایه جنسیت افراد نمی داند بلکه ملاک سنجش و ارزش میان انسان ها به تقوی می باشد. در این زمینه می فرماید:«‌ یَأَیهَُّا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکمُ مِّن ذَکَرٍ وَ أُنثىَ‏ وَ جَعَلْنَاکمُ‏ْ شُعُوبًا وَ قَبَائلَ لِتَعَارَفُواْ إِنَّ أَکْرَمَکمُ‏ْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَئکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیر»[۱۳۵۹]پس خداوند، تقوا را سبب امتیاز دانسته و تنها به آن ارج می نهد. به عبارت دیگر از نظر اسلام تفاوتی بین زن و مرد نیست. البته به دلیل اختلافی که بر اساس نظام خلقت بین آن دو وجود دارد، منجر به بروز تفاوت هایی در تکالیفشان گردیده است، که باید رعایت نمایند.

 

    1. فرهنگ اسلامی تأثیر گرفته از آیات الهی می باشد، بدین خاطر تفاوتی بین عمل زن یا مرد بدلیل جنسیت قائل نمی شود و کمترین ستمی به آن ها بواسطه جنسیتشان اعمال نمی شود « وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ وَ لا یُظْلَمُونَ نَقیراً »[۱۳۶۰]

 

    1. نتیجه نگرش فمنیستی مانندگی زن و مرد به یکدیگر است. در حالی که این شباهت به طور یکسان و برابر از خصوصیات زنانه و مردانه بهره نگرفته است،‏ بلکه به علت برتری فرهنگ مردسالارانه در جامعه، این زنان بوده که سعی نموده اند تا شبیه مردان شوند و دستیابی جنس مؤنث به صفات مردانه، ارزش واقعی در جامعه قلمداد شده است .

 

    1. فمنیسم خانه را جدا از اجتماع می داند، در حالی که اسلام خانه را کانون و مرکز جامعه و محل رشد و شکوفایی عقل و اصلاح مراتب نفس معرفی می نماید. تحکیم و استواری خانواده را پایه و اساس جامعه بر می شمارد و معتقد است اگر خانواده ها به وظیفه انسانی خود در تربیت انسانی و صحیح کودکان عمل نمایند، جامعه پر از صفا و عدل خواهد شد و اگر در این امر سستی شود، افراد ناهنجار به جامعه وارد خواهند شد و موجب تباهی جامعه و افراد آن می شوند. البته در مقابل، خانواده نیز باید مورد حمایت جامعه و دولت قرار گیرد تا بر پایه این همکاری و تعامل موجبات رشد فرد در جامعه فراهم شود.

 

    1. فمینیسم‏‏ در هر موج افراط ها و تفریط هایی را ایجاد نمود گاه به جای ایجاد تعادل در جامعه، زمینه ساز عدم اعتماد به جنس مردان، فزونی غرور و تکبر زنان، بالا رفتن سطح توقعات و انتظارات فردی در آنان، عدم اعتقاد به قدرتی فراتر از ماده، کاهش اعتماد به آفریدگار و در نتیجه بی‎ایمانی فرد، مختل شدن آرامش حقیقی، احساس پوچی، گوشه‎گیری و رو آوردن به تنها زیستن به وجود آورد که متغیّرهای بیرونی مانند: ایجاد فساد و بی‎بند و باری، فزونی درگیری و تنش بین افراد خانواده، کاهش آرامش محیط اجتماعی، کاهش پایبندی به خانواده و در نهایت فروپاشی این نهاد، رویارویی با سیلی از خانواده های تک‎والدینی، ایجاد عدم توازن در جامعه، تبدیل خانواده به نهاد سیاسی و اقتصادی، ایجاد فاصله بین دو رکن اساسی جامعه اعم از زن و مرد و عدم همکاری این دو جنس را به ارمغان آورد.

 

    1. تعدد امواج فمینیستی نشان دهنده این موضوع است که فمینیسم‏‏ در هر برهه ای از زمان به نیازها و درخواست های گروهی از بانوان پاسخ داده است و گروه دیگر را نادیده گرفته و نقد دیدگاه های موج قبل بیانگر بی ثباتی دیدگاه های فمینیسم‏‏ می باشد. بدین روی فمینیسم‏‏ به مسائل و مشکلات گروه خاصی از زنان توجه نمود و نیازهای برخی دیگر را زیر پا گذاشت و هر بار با نگرش ها و چشم اندازهای متفاوت مشکلات بانوان را بررسی نمود و راه حلی یک سو نگر و مقطعی ارائه داد و هرگز نتوانست رضایت کامل همه زنان را جلب نماید و در هر مرحله از ظهور ایده ها و خواست های متفاوتی داشت. در این مسیر گاه پس از اثبات توانایی های زنان به تدریج تشابه و برابری کامل بین زنان و مردان را مطرح نمود وخواهان نفی تفاوت های جنسیتی شد و گاه تمام شرور جهان را معلول تسلط مردان بر زنان توجیه نمود و به برتری زنان بر مردان(در حوزه اخلاق و جسم)رأی داد. گرایش های مختلف فمینیستی همانند گرایش لیبرال، رادیکال، سوسیال و امواج سه گانه هر کدام راه حل مجزائی جهت رفع ستم حاکم بر زنان ارائه دادند.

 

    1. ابقاء تبعیض و خشونت روز افزون در چارچوب خانواده و محیط کار، عدم امنیّت جنسی و نبود آرامش فکری برای زنان در جوامع امروزی بیانگر ناموفقیت فمینیسم‏‏ در عرصه جهانی می باشد

 

    1. در نظام ربانی اسلام، انسان ها دارای تساوی و برابری در دو عرصه؛ «معارف فطری و عقلانی» و «کمالات روحی و اخلاقی» می باشند و مسیر رشد همسان و تعالی برای آن ها فراهم است و زنان همانند مردان مستعد پرواز یکسان به اوج قرب پروردگار هستند. قوانین الهی بر پایه فطرت انسان ها می باشد و در راستای نیازها و درخواست های آنان می باشد. در حالی که در دیدگاه فمینیسم‏‏، بانوان نتوانستند با وجود قرن ها مبارزه به حقوق خود دست یابند و همواره در برهه ای از زمان تا به امروز تحت ظلم و ستم به اشکال مختلف واقع شدند و گاه هویت انسانی آن ها در جامعه فراموش می شود و گاه هویت جنسی آن ها مورد بی توجهی قرار می گرفت.

 

بنابراین با صراحت می توان گفت؛ اسلام احیاء کننده حقوق بانوان است و در عصر نزولش گام های بلندی به سود او برداشته است، بدون آن که زن بودن او را به فراموشی بسپارد و به مخالفت با طبیعت او بپردازد. سردرگمی دنیای امروز به دلیل عدم توجه به تفاوت ها و ویژگی های جنسی افراد و نیز عدم درک این موضوع که زن و مرد مکمل یکدیگر هستند و شبیه و همانند همدیگر نمی باشد. بنابراین در مقایسه قوانین بشری با قوانین الهی باید گفت: قوانین موضوعه بشری، زائیده اندیشه نارسای گروهی از بشر و مخلوق افکار متفاوت آدمیان مختلف العقیده است. گاه این قوانین از طرف گروهی از افراد که منافع قوم، حزب یا گروهی را در نظر داشته اند یا دارند وضع و اجرا شده و به مردم به نام قانون تحمیل می گردد در حالی که بر طرف کننده نیازهای واقعی و مشکلات عمومی بشر نمی باشد و بدین خاطر که برطرف کننده تمام نیازهای بشر نمی باشد، به زودی جای خود را به قوانین جدیدتر می دهد و این حرکت ادامه می یابد. ولی قانون گذار در شریعت اسلام، پروردگار عالم و تواناست که به تمام ابعاد وجود انسان سیطره داشته و در نهایت عدل و انصاف و با توجه به مصالح زن و مرد و جامعه و خانواده قوانین را به نیکوترین شکل وضع نموده است و با یک سو نگری گاه به حق مرد و گاه به حق زن نپرداخته است تا هر بار حقوقی نوعی از انسان ها از میان برود. در مکتب الهی اسلام تمامی موجودات و از جمله انسان، در وجودشان به سوی هدفی که برای آن آفریده شده اند، هدایت شده و در خلقتشان به هر وسیله و ابزاری که در رسیدن به آن هدف نیازمندند، مجهز هستند. از این رو در انسان بر حسب نیازها و وظایف مختلف، هویت جنسی متفاوت ایجاد شده است که به ضرورت، تفاوت های حقوقی متفاوتی می طلبد. از این رو در اسلام، زن در تمامی احکام عبادی و حقوق اجتماعی با مرد شریک است وتنها اختلاف در مواردی است که طبیعت وی اقتضا می کند که با جنس مذکر فرق داشته باشد. این تفاوت که در احکام الهی برحسب جنسیت دیده می شود، صرفاً در سیر و روش است، اما در غایت این تفاوت که همان رسیدن به کمال والای انسانی است، وحدت وجود دارد. به عبارت دیگر انسان ها چه زن و چه مرد، مبدأ فاعلی و مبدأ نهائی شان یکی است و دینی هم که برای تربیت آن ها آمده، نسبت به هر دو صنف واحد است و جزاء نیز که نتیجه عمل است، اصلی مساوی برای هر دو است. قوانین الهی در راستای فطرت انسانی و نیازهای او استوار است.[۱۳۶۱]در تمام هستی نظامی واحد[۱۳۶۲]، پیوسته و بر اساس حق[۱۳۶۳] استوار است که در آن بیهودگی و باطل راه ندارد[۱۳۶۴]و تکالیف بر اساس استعدادها می باشد. در این تقسیم بندی، عدل حاکم است.[۱۳۶۵] قوانین الهی ثابت و لا یتغیر می باشد.
یافته ها

 

    1. زنان در ادوار تاریخ و در جوامع مختلف غالباً در ظلم و ستم به سر می بردند. اولین نداهای طرفدارای حقوق زنان در مکاتب بشری دو قرن پیش به گوش رسید. در حالی که اسلام چهارده قرن قبل به جایگاه زن در سمت دختری، همسری و مادری اشاره کرده و حقوق وی را تبیین نموده است.

 

    1. با بررسی های به عمل آمده در ادوار تاریخی مغرب زمین، نگاه فلاسفه و اندیشمندان( افلاطون، ارسطو . . ) که زن را در معرفت شناسی خود جنس سافل معرفی می کنند، یکی از علل زمینه ای شکل گیری فمینیسم‏‏ در دفاع افراطی از حقوق زنان گردید.

 

    1. وارد نمودن عقاید مختلف بشری به نام دین از طرف عالمان یهودی و مسیحی، زنان را در موقعیتی فروتر از مردان قرار داد و این امر موجب رویگردانی آنان از دین و اعتراض به موقعیت شان شد.

 

    1. نادیده گرفتن حقوق سیاسی بانوان موجب شد تا بانوان راه نجات را تنها در یک فرایند ریشه ای و انقلابی بدانند. در حالی در آئین اسلام بانوان از روزهای نخست دعوت با بیعت فعالیت سیاسی داشتند..

 

    1. مکتب فمینیسم‏‏ گرچه در خاستگاه های اولیه خود توانست از حقوق زنان دفاع نماید اما در بسیاری موارد هویت جنسی، نیازها، غرایز و خواسته های او را فراموش یا مسخ نمود. در حالی که در آئین اسلام قوانین بر پایه فطرت می باشد.

 

    1. تغییر در ارزش های حاکم بر جوامع والقای هویت مردانه موجب گردید بانوان از خانه داری خود ناراضی و متمایل به فعالیت های اجتماعی حتی مخالف فطرت زنانه شوند و با بروز رفتارهای مردانه به اثبات خود بپردازند.

 

    1. فمینیسم‏‏ با تغییر قیدهای ارزشی، اعتبار زنان را در امور فراخانوادگی و فعالیت های اجتماعی او دانست. در حالی که اسلام معیار ارزش هر فرد را تقوای او می داند.

 

    1. فمینیسم‏‏ در بسیاری موارد نهاد ازدواج و خانواده را به عنوان فضای ظلم و ستم بر زنان در طول تاریخ معرفی نمود. پس بیشتر تلاش های خود را در جهت متزلزل ساختن بنیادهای خانواده متمرکز ساخت اما مکتب اسلام با ارج نهادن به ازدواج و بنیاد خانواده، دختران را تشویق به تشکیل زندگی مشترک نمود.

 

    1. در دیدگاه برخی از طرفداران حقوق زن سمت مادری عامل اسارت زنان است. در مقابل مکتب اسلام مادری را والاترین نقش یک زن می داند و حقوقی برای آن تعیین می نماید که از سوی شوهر و فرزندان باید رعایت شود.

 

    1. فمینیسم‏‏ خواستار آزادی مطلق بانوان شد، این مرام در تمدن امروزی راهی کمتر شناخته و نامرئی برای تعدی به حقوق بانوان گشود و آسیب های جدی به شخصیت انسانی آنان وارد ساخت و به نام آزادی ایشان را در بند اسارت اجتماعی و اقتصادی بلکه شهوانی قرار داد. در حالی که اسلام آزادی را در انتخاب( مانند انتخاب همسر، شغل . . .)، حفظ کرامت و کسب ارزش انسانی دانست.

 

    1. فمینیسم‏‏ برای ایجاد هویت انسانی برای زنان هویت جنسی او را زیر سؤال برد. در حالی که اسلام حفظ هر دو هویت را در طول یکدیگر قرار داد.

 

    1. طرفداران حقوق بانوان با تأکید بر قابلیت های مثبت زنانگی و زیستی آنان و برتر دانستن جنس مؤنث نسبت به مذکر، پایه ریزی شکل جدیدی از نابرابری گردیدند.

 

در نهایت می توان گفت جنبش فمینیسم در دفاع از حقوق زنان و مبتنی بر انگاره های اومانیسم و سکولاریسم، با تأکید بر غیرطبیعی دانستن نابرابری های موجود در جامعه، به سمت برابری یا موقعیّت برتر زنان حرکت نمود تا با برون رفت از این وضیت یعنی فرودستی زنان در طول تاریخ، اقدامات جدی به عمل آید . بدین روی فمینیسم‏‏ نشأت گرفته از مکتب اومانیسم است و پیرو افکار فلسفی، سیاسی و فرهنگی آن می باشد.
پیوست
روش شناسی مکاتب فمنیستی
فمنیست ها از روش های گوناگون و متفاوتی برای تغییر دادن و به مبارزه طلبیدن تصورات فرهنگی که در آن مردان برتر از زنان دانسته شده اند، استفاده می کنند تا تصور برتری مردان را واژگون سازند. بنابراین با روش های خاص خود، تمامی کارهایی را که مردان انجام داده اند، بررسی می کند و این تحلیل را با بسط و گسترش آگاهی های منحصر به فرد زنان و بر اساس تجارب خاص آنان، انجام می دهد. قصد فمنیست ها ایجاد راهبردهایی برای پژوهش است که زنان در آن ها حضور داشته باشند و با پژوهش شونده هم چون اشیاء مورد استفاده ی پژوهش گر برخورد نشود. در میان فمنیست ها از نظر راه رسیدن به این مقصد و این که پژوهش فمنیستی دقیقاً چیست و چگونه باید به آن پرداخت تفاوت هایی وجود دارد. در ابتدا بسیاری از پژوهش های فمنیستی رویکردی ساختار شکنانه داشت یعنی هدف از آن برملا کردن ماهیت مردمحورانه ی موجود در تحقیقات جامعه شناسی و اشاره به این نکته که تحقیقات جانب دارانه است و تجربیات زنان را نادیده می گیرد.
در مرحله ی بعد پژوهش های مربوط به زنان را زنان انجام می دادند. پرسش های تازه یی طرح می شد و هدف از آن فراهم کردن دانشی از چشم انداز زنان بود. مرحله ی سوم به میان کشیدن این بحث بوده است که فمنیست ها تنها در صورتی می توانند نوعی جامعه شناسی فمنیستی متضمن دانشی جامع تر و کامل تر پدید آورند که در تحقیقات علاوه بر زنان به مردان هم توجه کنند، البته با این شرط که پژوهش از چشم انداز زنان انجام شود.

دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد بازتاب اسطورۀ قهرمانی در داستان گرشاسب بر پایۀ اوستا و متون پهلوی

 دانشگاه شهیدبهشتی
دانشکده ادبیات وعلوم انسانی
گروه زبانشناسی
پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد رشتۀ فرهنگ و
زبان های باستانی

موضوع
بازتاب اسطورۀ قهرمانی در داستان گرشاسب بر پایۀ اوستا و متون پهلوی
استادراهنما
دکترابوالقاسم اسماعیل پور مطلق
استاد مشاور
دکترمجتبی منشی زاده
پژوهشگر
مژگان نیک روش
شهریور ۱۳۹۱
تو این را دروغ و فسانه مدان به یک سان، روشن زمانه مدان
و گر بد به ناچار بایست گفت همان به که دارم سخن در نهفت
ازو هر چه اندر خورد با خرد دگر بر ره رمز، معنی برد
برای پدرم؛
دانلود پایان نامه
به پاس بودنش
سپاس و قدردانی
نگارنده بر خود بایسته می داند نسبت به استادان بزرگوار مراتب سپاس خود را اعلام دارد:
با سپاس فراوان از استاد ارجمندم جناب آقای دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور که زحمت راهنمایی این پایان نامه را بر عهده گرفتند و همواره از ایشان آموختم و نگارنده نخستین بار مفهوم اسطوره ومعنای راستین اسطوره شناسی را در آثار و نیز در محضر ایشان یافت،اگر بهره مندی ازآرا و پیشنهادهای ایشان نبود، این رساله سخت به سرانجام می رسید.
از آقای دکتر مجتبی منشی زاده نیز کمال تشکر را دارم که به عنوان استاد مشاور و طی مزاحمت های گاه و بیگاه نگارنده، با راهنمایی ها و توصیه های راهگشا مرا را یاری نمود.
همچنین بر خود واجب می دانم سپاس بی شائبه ی خود را به آقای دکتریدالله منصوری تقدیم دارم که طی این چند سال، افتخار شاگردی ایشان را داشتم و از ایشان بسی آموختم.
چکیده
گرشاسب، قهرمان اسطوره ای، اژدها اوژن اوستایی،پسر سام و قهرمان رستاخیزی، در منابع فارسی زرتشتی، شاهکار های قهرمانی بسیاری با او در ارتباط است. شرح ماجراهای او در متون پهلوی و اوستا گردآوری شده است. این پژوهش اسطوره ی گرشاسب را طبق کهن نمونه ی قهرمانی ، بررسی می کند که پژوهشگران در زندگی اغلب قهرمانان اسطوره ای مشخص کرده اند. هدف اصلی این رساله ارائه تحلیلی نو از داده ها و داستان های گرشاسب برای تعریف قهرمان اسطوره ای بر پایه ی اوستا و متون پهلوی است. چهره ای که از او در اوستا می بینیم ، قابل مقایسه با نمونه هایی از ایزدان جنگاور و هند و اروپایی است. منابع دینی پهلوی به ویژه متون رستاخیزی و آخر زمانی جایگاه گرشاسب را در ساختار دینی مزدیسنا می نمایاند. او درجهان حماسی ایرانی آوازه ای ندارد و روایات پراکنده ی مربوط به او نیز در منابع گوناگون تفاوت ها و گاه تناقضات در خور درنگی دارند. این رساله می کوشد تا توجیهاتی را دست کم برای بخشی از این پراکندگی ها پیشنهاد کند. در نهایت خواهیم دید که بزهکاری های قهرمان به شوربختی و بدنامی گرشاسب در هر دو جهان منجر می شود. نتیجه ی کلی بررسی این بزه ها این است که جنگاوران در ارتکاب بزه ناگزیرند.
کلید واژه ها: کهن نمونه، گرشاسب، قهرمان، اسطوره ی قهرمانی، بن مایه.
فهرست مطالب
پیشگفتار ح
فصل اول: کلیات پژوهش ۱
۱-۱: پیشینه ی تحقیق ۲
۱-۲: سوال تحقیق ۷
۱-۳: فرضیه ی تحقیق ۷
۱-۴: روش تحقیق ۷
۱-۵: تعریف اسطوره ۸
۱-۶: ویژگی اسطوره های ایرانی ۲۳
فصل دوم ۳۱
اسطوره جهانی قهرمان ۳۲
۲-۱ : پیشینه ی تاریخی ۳۳
۲-۲: قهرمان اسطوره ای(کهن نمونه) ۳۹
۲-۳: کهن نمونه ی تولد ۴۰
۲-۴: کهن نمونه ی رهسپاری ۴۳
۲-۵: تعریف قهرمان ۴۶
۲-۶: اسطوره ی قهرمانی گرشاسب ۴۷
فصل سوم: گرشاسب دراوستا ۵۰
۳-۱:ریشه شناختی ۵۳
۳-۲: متون و بن مایه های قهرمانی ۵۶
۳-۲-۱: بزه ها ۶۹

مقالات و پایان نامه ها درباره :بررسی کیفیت زندگی دختران ساکن در مرکز قرنطینه بهزیستی و ارتباط ...

برای آن که از کارکرد خوبی برخوردار باشیم لازم است با بسیاری از افرادی که روزانه حتی مختصری برخورد با آن ها داریم به گونه ای مناسب تعامل داشته باشیم، لازم است با برخی از کسانی که به طور منظم آن ها را می بینیم در فعالیت های اجتماعی شرکت کنیم و به این نیاز داریم که با عده‌ای معدود از کسانی که در زندگی ما وجود دارند، رابطه ای ویژه از لحاظ عاطفی نزدیک برقرار کنیم.
مقاله - پروژه
بهزیستی آدمیان به توانایی آن ها در همسویی با دیگران بستگی دارد. ویلسون[۲۰] (۱۹۶۷) اظهار می دارد که مهمترین عامل موثر بر شادکامی همانا ارتباط موفقیت آمیز با دیگران است. در بسیاری از بررسی ها معلوم شده است که روابط خوب با بهداشت روانی خوب همبستگی دارد. (لوونتال و هیون[۲۱]، ۱۹۶۸؛ روبنستاین و شیور[۲۲]، ۱۹۸۲؛ والد[۲۳]، ۱۹۷۰) و برخی از بررسی ها حتی گزارش کرده اند که روابط خوب با سلامت جسمانی رابطه دارد. (کوهن و ویلیس، ۱۹۸۵؛ شیور و روبنستاین، ۱۹۷۹؛ ویکنت، ۱۹۷۷). البته انسان به صرف بودن در اطراف دیگران به صورت فیزیکی نمی تواند رابطه خوبی با آن ها برقرار کند مگر آن که با آن ها تماس روانی داشته باشد. (ساپینگتون، ۱۳۸۳)
روانشناسان در مورد قدرت سازگاری به تعداد عوامل شخصی موجود در افراد اشاره می کنند (شاملو : ۲۰۰، ۱۳۷۱) که مهمترین آن ها عبارتند از :
تسلط داشتن به زندگی خود
داشتن خانواده، اقوام و دوستانی که از طرف آن ها حمایت شوند.
انعطاف پذیری
امیدواری
داشتن هدف
سرگرم بودن
عشق و علاقه به سبکی یا گروهی و یا امری
فعال بودن و کارکرد
یکی از عناصری که در توانایی افراد برای سازگاری تأثیر بسیار زیادی دارد فعال بودن و تخلیه انرژی می باشد. کودک سرتاپا انرژی است و به بهانه های مختلف می خواهد آن را مصرف کند. وقتی این انرژی مهار می شود به مانع برمی خورد و راه تجلی پیدا نمی کند، فشارهای روانی غیرقابل باور برای کودک و نوجوان فراهم می آورد. هر اندازه انرژی کودکان و نوجوانان بیشتر مهار شود، احساس ناکامی آن ها به همان اندازه بیشتر خواهد شد و بهداشت روانی آن ها نیز به همان اندازه بیشتر به خطر خواهد افتاد.
عدم آزادی کودکان در تخلیه انرژی خود و ادامه این کار، وضعیت را هر چه بیشتر بدتر و انفجاری تر می کند در حالی که انرژی باید آزاد شود، نیروی بدنی باید بسوزد و مصرف شود. بدیهی است که کودکان در خیلی موارد نمی دانند که چگونه باید انرژی خود را مصرف کنند. آن ها به طور طبیعی بازی می کنند و بر اثر همین بازی انرژی خود را می سوزانند و حتی احتمال دارد که در صورت رها شدن به حال خود، انرژی خود را در راه تخریب به کار ببرند و بدین ترتیب که به یکدیگر مشت و لگد بکوبند و چیزهایی بشکنند.
بنابراین، یکی از علت های اصلی اعمال خشونت آمیز و ولگردی کودکان و نوجوانان این است که به حال خود رها می شوند و نمی دانند که چگونه باید انرژی خود را مصرف کنند. کودکانی که از محیط گرم و محبت آمیز خانواده دور می مانند، کودکانی که به سوی ورزش و فعالیت های بدنی سالم سوق داده نمی شوند، برای آزاد کردن و به مصرف رساندن انرژی خود، به اعمال تخریبی روی می آورند و اوقات خود را به بطالت می گذرانند. (گنجی، ۱۳۸۰)
از آن جایی که جامعه مورد مطالعه را نوجوانان تشکیل می دهند به نظر می رسد در رابطه با این دوره سنی مفید باشد.
۱-۱۶-۲ بهداشت روانی در دوره نوجوانی
رشد در تمام دوران زندگی ادامه دارد و منظور از آن تغییراتی می باشد که به طور متوالی در طول زندگی انسان به وجود می آید، در طی فرایند رشد فرد در عین حال که از ثبات نسبی برخوردار است قادر خواهد بود که رفتار خود را تغییر دهد و با این که تحت تأثیر کنش متقابلی که با افراد و محیط پیرامون خود دارد تغییر می یابد اما در عین حال به عنوان یک انسان تبدیل به موجود کاملاً جداگانه و بیگانه ای نسبت به آن چه قبلاً بوده است نمی شود. دخالت هر یک از دوره های رشد را که اصطلاحاً عوامل کج ساز نامیده می شوند این عوامل گاهی رشد را از مسیر طبیعی خود خارج کرده و بهداشت روانی ناسالمی را برای فرد ایجاد می کنند. البته اثر این عوامل در همه مراحل زندگی یکسان نیست. در این قسمت سعی می شود تا با بیان مسائل مربوط به بهداشت روانی در دوره نوجوانی به درک مناسب تری در رابطه با این دوره سنی اشاره شود:
نوجوانی را دوره برزخ و دوره انتقالی درنظر می گیرند، انتقال از کودکی به بزرگسالی. از نظر برخی روان شناسان، دوره نوجوانی، دوره آشوب و فشار است و البته عامل اصلی این تعارض را با دگرگونی های زیستی و جنسی مرتبط می دانند. در این دوره است که نوجوان عقاید شخصی خود را با اقتدار بیشتری مطرح می کند : اتاق خودم، نامه خودم، پول خودم، خودم می دانم، خودم تصمیم می گیرم و … او تمایل دارد با دوستان خود درد و دل کند، آزادی عمل داشته باشد، برای این که مورد تأیید دیگران واقع شود دلیل بیاورد، به علت این که نوجوان در پی کسب هویت خویش است هم در خود و هم در اطرافیان موجی را ایجاد می کند.
از آن جایی که نوجوان هنوز (و یا کمتر) به وسیله مشکلات زندگی و محدودیت های آن تحت فشار قرار نگرفته است، افکار پرشور و سرنترسی دارد، او آرمان جوست و باور دارد که می تواند کارهای بزرگ انجام دهد و به همین دلیل از جانب بزرگترها که محافظه کارانه و پایدارتر عمل می کند غیرعادی به نظر می رسند، شناخت های تازه ای که نوجوانان کسب می کنند موجب می شوند که باورهای والدین و بزرگترها را کنار بگذارند و حتی با آن ها مبارزه کنند، زیرا که نوجوانی دوره کشف خود است و هر تولدی که صورت می گیرد با سختی هایی همراه است، نوجوان کسی است که در مرحله بحرانی شناخت خود و یافتن هویت خود به سر می برد. در تحقیقی که توسط روان شناسان آمریکایی انجام گرفته است و در آن زندگی روزانه نوجوانان مطالعه شده، ویژگی های نوجوانی به شرح زیر بیان شده است[۲۴] :
تغییرات خلقی مستلزم مسائل روانی ریشه دار نیست بلکه یکی از ویژگی های بهنجار زندگی نوجوانی است. اگر به گفته های نوجوان اعتماد شود به رغم داشتن خلق نوسانی که در اوست، خوشحال خواهد شد و سازگاری بیشتری را در برخورد با دیگران و سایر مسائل پیدا خواهد کرد.
نوجوانان، یک چهارم وقت خود را به مدرسه اختصاص می دهند و یک چهارم دیگر را به تنهایی می گذرانند. بنابراین تنهایی یکی از ویژگی های زندگی نوجوانی است و به هیچ وجه نشانه نابهنجار یا بیماری نیست.
نوجوانان دوست دارند بیشترین وقت خود را به صرف فعالیت های سرگرم کننده بپردازند : فعالیت های اجتماعی، تماشای تلویزیون، بازی، مطالعه و گوش کردن به موسیقی.
نوجوانانی که تمایل داشتند وقت بیشتری را با خانواده بگذرانند از نظر نتایج تحصیلی نمود بهتری را از خود نشان می دهند.
اختلاف و تعارض با برادر و خواهر (پدر و مادر) و یا سایر افراد نزدیک به نوجوانان برای آن ها ایجاد ناراحتی می کند.
در مجموع این مطالعه نشان می دهد که نوجوانان برای دگرگونی های مهم خلقی آمادگی دارند. بنابراین لازم است که والدین و مربیان این ویژگی ها را از پیش شناخته باشند تا بتوانند متناسب با آن ها با نوجوانان برخورد نمایند. آن ها باید بدانند که نوجوانان برای آن که خود تصمیم گیرنده باشند سعی می کنند از قید قدرتی که بزرگترها، مدرسه و اجتماع اعمال می کنند، رها شوند، آن ها در پی این هستند که هویت خود را نشان دهند، اما از طرفی انتظارات و رفتارهای متضادی که اطرافیان از او دارند روند شکل گیری هویت نوجوان را دچار مشکل می کند. به عنوان مثال از او انتظار دارند که رفتارهای کودکانه اش را ترک کند اما در عین حال او را به عنوان یک فرد مستقل که بزرگ شده نمی پذیرند.
نوجوانی دوره ای است که در آن شکل ظاهری بدن و بخصوص چهره اهمیت زیادی پیدا می کند و عزت نفس را تحت تأثیر قرار می دهد. احساس پذیرفته شدن از طرف دوستان یا احساس طرد شدن، احساس محبوبیت یا عدم محبوبیت در طول این دوره شکل می گیرد. جلوی آینه ایستادن، اندیشیدن به وضع ظاهر و قیافه، لباس عوض کردن و … از جمله مشغولیات ذهنی نوجوانان در این دوره است، والدین باید نسبت به این مسأله واقف بوده و عکس العمل مناسب و به جایی نسبت به احساسات نوجوان داشته باشند. خانواده پناهگاه نوجوان است، در صورتی که والدین (یا کسی که مسئولیت سرپرستی نوجوان را عهده دار است) کمتر دستور بدهند، کمتر نظر خود را تحمیل کنند و این توانایی را در خود تقویت کنند که بتوانند قدرت خود را با نوجوانان تقسیم کنند، بحران های نوجوانی کمتر مشاهده خواهد شد.
در مجموع نوجوانان ارتباط توأم با تفاهم و متقابل تری را با مادران برقرار می کنند. بنابراین مادران باید از این امتیازی که نسبت به پدران دارند بهره بگیرند زیرا نوجوانانی که با مادران خود روابط خوبی دارند، در یافتن و نگهداری دوست، پیشرفت تحصیلی، سازگاری با مدرسه و معلمان، سازگاری با همسالان، داشتن هویت و خویشتن پنداری محکم و یکدست، از عملکرد بهتری نسبت به نوجوانانی که با مادر خود روابط صمیمی ندارند، برخوردارند. این نوجوانان از بهداشت روانی مناسب تری در جهت رشد هویت و استقلال خود بهره مند می گردند و از آن جایی که می دانند در صورت نیاز می توانند به والدین خود متکی باشند، روان سالمتر و احساس امنیت بیشتری دارند. (گنجی، ۱۳۸۰)
حال این نکته حائز اهمیت است که کودکان و نوجوانانی که از چارچوب امن محبت خانواده به دور هستند و در خانه های اقامت به صورت شبانه روزی زندگی می کنند، علی رغم محرومیت های عاطفی و روانی که در طول زندگی خود دارند، با مشکل ویژه ای به نام بحران بلوغ و عبور از دوره نوجوانی به جوانی مواجه هستند. البته اگر مربیان و پرسنل مربوطه به مسائل دوره نوجوانی آگاهی داشته باشند می توان تصور کرد که در فرایند عبور از مرحله کودکی به نوجوانی ریسک کمتری را متحمل شوند.
نوجوانی رشد فعالیت عقلانی و ذهنی فرد است در این مرحله درک مفاهیم انتزاعی افزایش یافته و نوجوان شروع به درک حقوق، آزادی و حرمت انسان می نماید در حقیقت ادراک وی از عدالت و وجدان اخلاقی توسعه می یابد. طبق نظر راجرز (Rogers,1973) نوجوان توانایی برنامه ریزی و طرح ریزی آینده را در اختیار دارد.
از نظر اجتماعی نوجوانی دوران سرکشی و عصیان است. در این دوره، تغییرات قابل توجهی پدید می آید که تأثیر زیادی در شخصیت فرد باقی می گذارد. گرایش نوجوانان به گروه همسن و یا دوستان خود امری است که اطرافیان را نگران می کند. فرد تحت تأثیر گروه همسن خود تغییراتی می یابد و البته از آن جایی که نوجوانان در این مرحله نسبت به قضاوت گروه همسن بیش از قضاوت فرد سرپرست حساس هستند، و حتی برای این که شبیه گروه خود شوند تلاش می کنند، بنابراین لازم است که به زندگی در مراکز شبانه روزی و نگهداری که به صورت اقامت گروهی است توجه بیشتری مبذول گردد زیرا فشار گروه، جهت همشکلی با گروه، پذیرش استانداردهای گروهی دائماً وجود دارد.
نوجوان کمتر به حال می اندیشد و بیشتر نگران آینده است و در حقیقت بیش از آن که برای دیگران مشکل آفرین باشد برای خودش مسأله بوجود می آورد. بدین ترتیب اگر نوجوان و مشکلات وی از جانب بزرگسالان درک نشده و با او احساس همدلی و همدردی نکنند تنش های روانی نوجوان بشدت افزایش می یابد. طبق تحقیقات مرکز پژوهش های فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران، اهم مشکلات نوجوانان ایرانی مربوط به زمینه های زیر می باشد :
روابط خانوادگی
دشواری و مسائل مربوط به تحصیل
مشکلات مالی و اقتصادی
روابط با گروه همسن و مشکلات جنسی
چگونگی صرف اوقات فراغت
دشواری مسائل مربوط به سازش و سازگاری
با توجه به این که نوجوان ساکن در مراکز شبانه روزی از مهمترین نهاد عاطفی موثر در جهت رشد و تکامل هویت خود محروم هستند در نتیجه تنش های روانی بیشتری را برای گذار از مرحله نوجوانی تجربه می کنند. (نیکزاد، ۱۳۷۹)
برخورداری و عدم برخورداری از محبت نتایج متفاوتی را در پی دارد که درزیر بیان می‌شود :
(به‌پژوه،۸۹-۱۳۸۶)
الف : ویژگی‌های کودکی که از محبت محروم بوده است :
احساس ناامنی و عدم آرامش می‌کند.
احساس مسئولیت نمی‌کند.
از زندگی کردن لذت نمی‌برد.
اعتماد به نفس در اوضعیف است.
اعتماد به دیگران در او ضعیف است.
رابطه او با دیگران سرد و خشک است.
به قوانین و مقررات و اصول اخلاقی کمتر مقید است.
حالت بدبینی در او وجود دارد.
احساس عدم استقلال می‌کند و تمایل به پیروی دارد.
برای جلب توجه و خودنمایی که نیاز همه انسان‌هاست به روش‌های نامطلوب مانند پرخاشگری دست می‌زند.
ب : ویژگی‌های کودکی که به قدر کافی از محبت بهره‌مند بوده است :
قدرت سازگاری خوبی دارد.
احساس امنیت روانی وآرامش میکند.
بانشاط است و از زندگی کردن لذت می‌برد.
اعتماد به نفس در او قوی است.
فردی واقع‌بین است.