مرحومه علامه طباطبا ئی& در مقدمه کوتاهی که برای تفسیر خود نوشتهاست ضمن بر شمردن روش های تفسیری دیگر و نقد و بررسی و ردّ همهء آنها و البته تایید روش تفسیری پیامبر | و ائمهاطهار×که همان روش تفسیری قرآن به قرآن است میگوید:
«ما نیز به یاری خدای سبحان روش تفسیری خود را به همین طرز قرار میدهیم و از آیات قرآن در ضمن بیاناتی بحث میکنیم.»
و سپس بر این عقیده خوداستدلال نیز میکند.[۹۵]
وی در جای جای تفسیر خود با توجه به مقتضای بحث اهمیت این روش تفسیری را خاطر نشان نمودهاست.از جمله تاکید نمودهاست که:
تنها راه صحیح در فهم کلام الهی آن است که در هر موضوعی، تمام آیات مناسبه را ملاحظه نموده و با
کوشش مخصوص در تدبر جمیع آنها مقصود آن را استفاده کرد.[۹۶]
اما توضیح نداده که نظیر یا نظائر یک آیه را چگونه میتوان پیدا کرد.
« اما شاید ضابطه پیدا کردن هر آیهاین است که عین کلمات و یا کلمات هم خانواده را در آیات دیگر بیابیم.»[۹۷]
پس اینکه علامه& بهاین نوع روش تفسیری عنایت داشته و تاکید فرموده شکی نیست، اماآیا درعمل نیزبهاین مساله پایبند بودهاست یا خیر؟
در پاسخ باید گفت که: چنین استنباط میشود که وی در مقام عمل نیز توانستهاست به خوبی از عهدهاین کار برآید و تا حدّ امکان از این روش استفاده نماید.
برخی از موارد استفادهاز این روش را در تفسیر المیزان بطور اجمالی اشاره میکنیم:
برای شناخت و تبیین واژهها[۹۸]، تفسیر آیات مجمل[۹۹]، تفسیر اصطلاحات خاص[۱۰۰] انتخاب یک نظریه تفسیری.[۱۰۱]
سید قطب نیز با اعتقاد بهاینکه صحیحترین و مطمئنترین روش برای تفسیر قرآن، استفادهاز خود آیات قرآن است، مهم ترین منبع تقسیر را خود آیات قرآن میداند.
البتهایشان گرچه بصورت گذرا و پراکنده بهاین مسالهاشاره نموده،[۱۰۲] اما در عمل نیز به آن پایبند بوده و در موارد گوناگون از آن استفاده نمودهاست. سید در جای دیگر با صراحت بیشتری بهاین مساله اشاره نموده و میگوید:
روش ما در تفسیر و فهم قرآن این است که قرآن را از خود قرآن فهم نماییم و بههیچ وجه پیش فرضی دیگری نیاز نداریم.[۱۰۳]
بنابراین اگر چه سید قطب در تفسیر فی ظلال به طور صحیح به روش تفسیری خود اشاره نکرده اما در
عمل همین شیوه را دنبال نمودهاست.او حتی در تفسیر آیات نیز به طور آشکار بهاین روش اشاره نکردهامّا از فحوای کلامش میتوان پی بهاین مساله برد.[۱۰۴]
با توجه بهاینکه لازمهاستفادهاز این روش تسلط کامل به قرآن است، و سید قطب نیز حافظ کل قرآن بوده، پس میتوان گفت که؛ شیوه وروش غالب او در تفسیر روش تفسیر قرآن به قرآن بودهاگر چه به آن اشاره صریحی نکردهاست.برخی از موارداستفاده وی ازروش فوق: برای شناخت و تبیین واژهها [۱۰۵] تفسیر آیات مجمل[۱۰۶]و…. بوده است.
فصل دوم
مروری بر تاریخ نگارش و جمع قرآن کریم
. مروری برتاریخ نگارش و جمع قرآن
از آنجایی که برای ورود به بحث تناسب آیات وسور ابتدا لازم است چگونگی نزول آیات وسوره ها ونیز نحوۀ چینش آیات وسور در قرآن وهمچنین توقیفی واجتهادی بودن این ترتیب مشخص شود ، بنابراین آگرچه از بحثهای فرعی این تحقیق به حساب می آید اما نخست به این موضوع پرداختیم تا تمهیدی برای ورود به بحث اصلی ( تناسب آیات وسور ) باشد.
یکی از مهمترین و حساسترین و در عین حال پیچیدهترین مباحث علوم قرآنی موضوع تاریخ نگارش و تدوین قرآن است.مهمترین موضوع است، چون با حل آن، موضوعات دیگری از قبیل تحریف قرآن، ترتیب وچینش آیات در سورهها و ترتیب سورهها در قرآن و…. نیز حل خواهد شد.
پیچیدهترین است، چون با نگاهی به کتب تاریخ قرآن و قلم فرسایی پژوهشگران و دانشمندان علوم قرآنی مشاهده میشود که به جهت کثرت شواهد روایی، تاریخی و قرآنی کهارائه شده، نه تنها مساله حل نشده؛ بلکه روز به روز بر پیچیدگی آن افزوده شدهاست به طوری که گروهی از اندیشمندان اسلامیتا آنجا پیش رفتهاند که در اصل روایات موجود، شبههایجاد کنند و درباره تفسیر، مراد و مقصود از آیاتِ شاهد، نیز نظرات مختلفی داده شود به طوری که حتی در بین علمای شیعه نیز اتفاق نظر کاملی وجود ندارد.
درباه چگونگی ترتیب آیات وسوره ها باید بگوییم که قرآن عبارت است از مجموعه آیات وسوره ها یی که قبل از بعثت وبعد از آن از طرف خدا وند بر پیامبر اسلام| نازل شده است
آنچه که در این زمینه مطرح می شود این است که قرآن دو نوع نزول داشته است , یک نوع نزول دفعی بوده به این معنا که مجموع آیات قرآن دفعتا در شب قدر از لوح محفوظ به آسمان دنیا نازل شده وسپس جبرائیل آنرا قسمت قسمت بر پیامبر| نازل می نمود که در خصوص این نوع نزول از طرف بزرگان توجیهاتی نیز نقل شده است.[۱۰۷]
اما آنچه مسلم است این است که قرآن علاوه بر نزول دفعی آیاتش بطور پراکنده وبه مناسبتهای مختلفی
(اسباب النزول – شأن نزول ) در طی ۲۳ سال وتا آخرین سال حیات پیامبر | ادامه داشت (درادامه دلایلی ارائه خواهیم کرد) وحکمت این نزول را نیز خود قرآن این گونه فرموده است که:{لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَکَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِیلاً} تا قلب تو را به آن استوارى دهیم، و آن را به نظمى دقیق منظم کردیم. ویا در آیه ای دیگر می فرماید:{وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُکْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِیلا }و قرآن را به تدریج فرستادیم تا آن را به تدریج براى مردم بخوانى و آن را نازل کردیم نازل کردنى کامل. وحکمتهای دیگری که از طرف دانشمندان علوم قرانی مطرح شده است. [۱۰۸]
آغاز نزول قرآن ( وحی رسالی ) در ۲۷ رجب , ۱۳ سال پیش از هجرت ( ۶۰۹ م ) بوده وبعد از آن ۳ سال تأخیر داشت وسپس در اوقات مختلف آیات نجوماَ بر پیامبر اسلام| نازل می شد.
بنا براین این سوال پیش می آید که: اگر بعثت پیامبر در ۲۷ رجب با نزول پنج آیه اول سوره علق بوده پس چگونه نزول قرآن در شب قدر انجام گرفته است.
واینکه چگونه نزول آن در شب قدر بوده در حالی که گفتیم در مدت ۲۳ سال وبه طور پراکنده ودر مناسبتهای مختلف نازل شده است ؟
در پاسخ باید گفت که؛ اگر چه پیامبر در ۲۷ ماه رجب با نزول ۵ آیه اول سوره علق به پیامبری رسید اما نزول قرآن قطع شده وپیامبر مامور به تبلیغ سرّی شد. اما با نزول آیه{فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِین}[۱۰۹] , آنچه را دستور دارى آشکار کن و از مشرکان روى بگردان , پیامبر مأمور شد دعوت خود را علنی کند واز آن به بعد آیات بطور پراکنده نازل میشد.
اما در پاسخ سوال دوم نظرات مختلفی مطرح شده است از جمله؛
آغاز نزول قرآن در شب قدر بوده است چنانکه از ظاهر آیه{ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآن}[۱۱۰] بدست میآید وبیشتر محققین نیز همین نظر را پذیرفته اند چون معاصرین نزول آیه از واژه قرآن , قرآن کامل را نمیفهمیدند که تدریجأ نازل شده است. پس ظاهر آیه آغاز نزول را میرساند. وبر این مسأله استدلال آورده شده است که: در قرآن آیاتی هست که از گذشته خبر داده که نسبت به اولین شب قدر آیندۀ دور محسوب می شود مثلا آیه ۱۲۳ آل عمران ـ وآیات ۲۵و ۲۶ سوره مبارکه توبه.
واینکه در قرآن آیات ناسخ ومنسوخ ـ عام وخاص و… هست ونیز آیاتی که که ارتباط تام به قصص وحوادثی دارد که هرگز در یک زمان جمع نمیشود تا آیات مربوط به آنها یکجا نازل شده و دربارۀ آنها به گفتگو بپردازد.[۱۱۱]
بنابراین میتوان گفت؛ طبق آیۀ{ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَهِ الْقَدْر} بدون تردید قرآن در شب قدر نازل شده واینکه به عقیده اکثر دانشمندان شب قدر در یکی از شبهای ماه رمضان قرار دارد که بظن قوی وشهادت روایات فراوان باید شب ۲۳ ماه رمضان , آغاز نزول قرآن باشد.[۱۱۲]
البته در مورد اولین وآخرین آیات وسوره ها نیز بین دانشمندان علوم قرآنی اختلاف نظر هست بطوری که در بارۀ اولین آیه چهار نظر وجود دارد وآنچه به واقعیت نزدیکتر است این است که پنج آیه اول سوره علق نخستین آیات نازله می باشد. [۱۱۳]
درباره آخرین آیه نیز دانشمندان نظرواحدی را ارائه نکردند. دکتر محمد باقر حجتی ضمن آوردن نظرات مختلف , به توجیه آنها پرداخته و بعد از جمع بندی نتیجه گرفته است که آیه: { وَ اتَّقُوا یَوْماً تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُون} [۱۱۴]و بترسید از روزى که در آن روز به سوى خدا بر مىگردید، و آن وقت تمامى اعمالتان به شما برگردانده مىشود، بدون اینکه به احدى ظلم شود آخرین آیه است. [۱۱۵]اما آیت اله معرفت معتقد است که این آیه ممکن است به اعتبار آیات الاحکام آخرین آیه باشد پس آخرین آیه که پایان کار رسالت را خبر میدهد آیه اکمال است. [۱۱۶] آ خرین سوره نیز مطابق با روایات سوره مبارکه نصر است که در آن به پیروزی شریعت بشارت داده شده است.
قبل از ورود به مبحث، واژه جمع را در لغت و در اصطلاح علوم قرآنی بررسی میکنیم ونظرات ودید گاههایی که در این زمینه مطرح است را به بحث مینشینیم:
معنای جمع در لغت و در اصطلاح علوم قرآنی
برخی گفتهاند: جمع ضم الشی بتقریب بعضه من بعض یقال جمعته فاجمتع و قال عزوجل: و جمع الشمس والقمر (قیامت ۹)[۱۱۷]
جمع عبارت است از ضمیمه کردن اجزای شی بههم با نزدیک ساختن برخی از آنها به برخی دیگر را میگویند.
برخی: الجمع مصدر جمعت الشی، والجمع أیضا: اسم لجماعه الناس ـ المجموع: اسم[۱۱۸]
جمع قرآن، دراصطلاح علوم قرآنی به معنای تالیف و جمع آوری آیات وسورههای قرآن میباشد.
ودر بحث تاریخ و تدوین قرآن، اهمیت زیادی دارد از یک طرف، روشن شدن معانی آن کمک شایانی در فهم احادیث و روایات مربوطه خواهد داشت؛واز طرف دیگر نوع برداشت از این اصطلاح در بحث توقیفی یا عدم توقیفی بودن ترتیب آیات و سور قرآن نیز نقش بسزائی دارد خصوصاً با توجه بهاین نکته که بر حسب گذشت زمان و اقتضای کلام معانی مختلفی را در بر گرفتهاست وبالاخره در بحث مورد نظر ما یعنی تناسب بین آیات وسور قرآن تأثیر گذار خواهد بود.
در مباحث گذشته دانسته شد عقود معوض در صورت بطلان هیچ آثاری بر آن مترتب نیست و گیرنده مال ضامن عین و منافع مال مورد معامله است و باید عین مال را به مالک ردّ کند و در صورت تلف باید مثل یا قیمت آن را به مالک ردّ کند. در صورت بطلان عقود غیر معاوضی یا رایگان هم هیچ اثر حقوقی بر آن مترتب نیست، گیرنده مال در این عقود ضامن مورد معامله نیست و فقط باید عین مورد معامله را به مالک ردّ کند. در ذیل این فصل مستندات عدم ضمان گیرنده مال مورد معامله مورد بررسی قرار خواهیم داد.
دانشمندان فقه امامیه برای عدم ضمان گیرنده مال مقبوض به عقد غیر معاوضی فاسد به قاعده: «ما لایُضمَن بِصَحِیحِه لایُضمَن بِفاسِدِه» استناد میکنند. آنچه مانند اصل اهمیت دارد مدارک و مبانی این قاعده است و گرنه خود این قاعده (عکس) مانند اصل آن (کُلُّ ما یُضمَن بِصَحِیحِهِ یُضمَن بِفاسِدِه) نه در آیه و روایتی آمده و نه در معقد اجماعی واقع شده است و باید به اثبات برسد. و حتّی بعضی از فقیهانی که اصل قاعده را پذیرفتهاند در عکس آن تردید کردهاند. به طور مثال صاحب جواهر از کلام بعضی از فقهای، اجماعی بودن اصل قاعده را استظهار نموده است و حجیت قاعده اصل را غیرقابل تردید دانسته است. ولی در مورد عکس قاعده در دو موضع از کتاب جواهر دو نظر متفاوت بیان نموده است. ابتدا در کتاب بیع حجیت قاعده را نفی میکند و میگوید: دلیلی برحجیت عکس قاعده وجود ندارد مگر اقدام مجانی مالک، لکن اقدام مجانی مالک مقید به صورت صحت عقد است به ویژه در فرضی که دافع جاهل به فساد عقد و گیرنده عالم به فساد باشد. با انتفاء قید (صحت عقد) مقید (اقدام مجانی به تصرّف بدون عوض) نیز منتفی میگردد. لذا تصرّف قابض بدون اذن بوده و مشمول عموم قاعده ضمان ید خواهد شد.[۵۵۰]
اما ایشان در کتاب غصب سعی کردهاند که حجیت عکس قاعده را به این نحو به اثبات برسانند که: عدم ضمان، از احکام مخصوص عقد صحیح نیست همانگونه که اذن مالک به تصرّف، مقید به عقد صحیح نیست؛ زیرا متعاقدین به ملاحظه مفاد و مقتضای مشترک میان عقد صحیح و باطل که عدم ضمان باشد، اقدام به قبض و اقباض نمودهاند. و زعم صحت عقد، از سوی هر دو یا یکی از متعاقدین، قید اذن مالک نبوده است، بلکه داعی و انگیزه اذن مالک بوده است.[۵۵۱] از اینرو با انتفاء صحت عقد، اذن آن منتفی نمیگردد.
در هرحال برای اثبات عکس قاعده به چند دلیل استدلال شده است:
بعضی از فقهاء برای اثبات قاعده: «ما لا یُضمَن بِصَحِیحِه لایُضمَن بِفاسِدِه» به اجماع تمسک کردهاند. که هم اشکال صغروی دارد، چرا که قیام اجامع محقق نیست؛ و هم اشکال کبروی دارد، برای اینکه اجماع در بحث مذکور حجیت ندارد. زیرا از نوع اجماع اصولی نیست تا حجت باشد، بلکه از نوع اجماع مدرکی است که باید مدرک آن را جستجو کرد.[۵۵۲]
از نظر شیخ طوسی دلیل ضمان، اقدام است و هرگاه در عقد صحیح اقدام موجب ضمان نباشد، مثل رهن صحیح، در عقد فاسد نیز موجب ضمان نخواهد بود، چرا که عقد فاسد شرعاً لغو محض و به منزله معدوم است، به طریق اولی باید موجب ضمان نباشد. در کتاب مبسوط شیخ طوسی در مورد علّت عدم ضمان مرتهن در رهن فاسد چنین گفته است: «لأن صحیح الرهن غیر مضمون علیه فکیف فاسده»[۵۵۳] شیخ انصاری از عبارت: «فکیف فاسده» استظهار نمودهاند که: شیخ الطائفه مدرک حجیت عکس قاعده را قیاس اولویت میدانند.[۵۵۴] حاصل قیاس اولویت این است که عقد صحیح مثل هبه یا اجاره هرگاه متقضی ضمان نباشد و به طور مجانی واقع شود. پس فاسد آن به طریق اولی مقتضی ضمان نیست، زیرا سبب ضمان یا اقدام است یا حکم شارع. اما اقدام، فرض این است که در مورد بحث وجود ندارد، و اما حکم شارع نیز منتقی است، چون عقد فاسد در حکم عدم است.[۵۵۵] و اقدام بر ضمان خاص (عوض المسمّی) واقع شده که شارع آن را امضا نکرده است، و برضمان واقعی هم اقدام نشده است. و زمانی که عقد صحیح موجب ضمان نباشد پس باطل آن به طریق اولی ضمانآور نخواهد بود؛ چون در اینجا اصلاً ضمانی نیست که بحث از بقاء یا انتقای آن در فرض فساد شود.[۵۵۶]
شیخ انصاری در پاسخ از این استدلال گفته است در رهن و اجاره، مالک عین مستأجره و عین مرهونه را به تصرّف مستأجر و مرتهن داده است و شارع مقدس این تسلّط و تصرّف را امضا نموده است. لذا موجبی برای ضمان وجود ندارد، ولی در اجاره و رهن باطل میتوان گفت: چون عقد اجاره و رهن را امضا نکرده است تسلیط مالک فاقد اثر است. از این رو در عقد باطل ایجاب و اولویتی برای عدم ضمان وجود ندارد.[۵۵۷] به بیان دیگر در عقد صحیح، سبب عدم ضمان، مرکب از دو امر است:
الف: اقدام مالک به تسلیط مجانی؛
ب: امضاء اقدام مالک توسط شارع مقدس؛
در عقد فاسد به دلیل انتفاء جزء سبب (عدم امضاء شارع) سبب عدم ضمان تحقق نیافته است. لذا موجبی برای عدم ضمان وجود ندارد چه برسد به اولویت حکم به عدم ضمان.[۵۵۸] ممکن است که اولویت در اینجا بر عکس باشد؛ چرا که عقد هبه یا اجاره صحیح بعد از تراضی طرفین و امضا شارع اقتضاء دارد که ضمانآور نباشد. اما هرگاه عقد فاسد باشد وجهی برای نفی ضمان وجود ندارد. مضاف بر اینکه مقتضی «ید» ضمان است.[۵۵۹]
برای توجیه عدم ضمان در مقبوض به عقد فاسد غیرمعوّض به این قاعده استدلال شده است: مبنی بر اینکه گرچه قاعده ضمان ید اقتضاء دارد که عقود فاسدی که صحیح آنها ضمانآور نیست، موجب ضمان باشد، اما این قاعده به ادلّه قاعده استیمان تخصیص خورده است. حاصل قاعده استیمان این است که: کسی را که مالک بر مال خود امین بداند، ضامن نیست و این قاعده از بناء عقلاء و نصوص فراوانی که در ابواب ضمان واجاره و غیر اینها وارد شده بدست میآید.[۵۶۰]
ولی از این استدلال پاسخ دادهاند که: اساساً قاعده ضمان ید، موارد تسلیط مجانی را شامل نمیشود تا در تخصیص قاعده به ادلّه استیمان نیاز داشته باشیم؛ بلکه اینگونه موارد هم از تحت قاعده ضمان ید و هم از تحت ادله قاعده استیمان تخصصاً خارج است.[۵۶۱]
از این پاسخ ظاهر میشود که در مورد هبه فاسد نمیتوان به فحوای دلیل عدم ضمان در موارد استیمان استدلال نمود: چنانکه شیخ انصاری به آن استدلال کرده است. زیرا همانگو که گفته شد اینگونه موارد تخصصاً از تحت ادلّه قاعده استیمان خارج است، به علاوه در موارد قاعده استیمان، مالک دیگری را بر مال خود مسلّط نکرده است تا هرگونه که خواست در آن تصرّف کند. بلکه او را مسلّط کرده است تا مال را از تلف شدن حفظ کند. برخلاف هبه فاسد لذا قیاس آن به یکدیگر صحیح نیست. وانگهی، درعقود تملیکی مجانی مانند هبه گیرنده از آن رو ضامن عین موهوبه نیست که به وسیله عقد هبه صحیح، مالک عین موهوبه گردیده است و معنا ندارد که شخص، ضامن مال خود باشد. ولی درعقد هبه باطل، دلیلی برای مالکیّت قابض وجود ندارد تا حکم به عدم ضمان او شود.[۵۶۲]
دلیل صحیح بر قاعده عکس این است که ضمان، دلیل میخواهد و دلیل صحیحی در این گونه موارد نیست: «أن الدلیل على عکس القاعده إنما هو عدم الدلیل على الضمان فی موارده، لا شیء آخر.»[۵۶۳] و ادلهای که بر ضمان دلالت میکند، در اینجا جاری نیست و اصل عدم ضمان است.[۵۶۴] به عبارت دیگر اصل اولی در محل مورد بحث، اصل برائت از ضمان است، زیرا عموم علیالید که مقتضی ضمان است از شمول نسبت به تسلیط مجانی قاصر است.
ولی ممکن است یک حالت را استثنا کنیم و آن موردی است که مالک به فساد عقد جاهل باشد؛ تسلیط او دیگری را بر مال خود با گمان صحت عقد باشد، به گونهای که اگر عالم به فساد عقد میبود دیگری را بر مال خود مسلّط نمیکرد؛ و گیرنده هم عالم به فساد باشد. در این حالت حکم به
نفی ضمان مشکل است. اما اگر هر دو عالم یا مالک عالم به فساد عقد و گیرنده جاهل باشد، در این صورت (علم مالک به فساد عقد) رضایت مالک بر تسلیط غیر، حکم به نفی ضمان را قوی میکند.[۵۶۵]
حکم صریحی برای این مسأله نمیتوان یافت ولی فقیهان امامیه در مورد مقبوض به عقد غیرمعاوضی فاسد قائل به عدم ضمان شدهاند و این قول بین آن ها مشهور است همانگونه که در مال مقبوض به عقد معاوضی فاسد قول به ضمان گیرنده مشهور است بلکه ادعای اجماعی بودن آن وجود دارد. این دانشمندان برای عدم ضمان دریافت کننده در عقود غیرمعوّض فاسد به عکس قاعده یعنی (ما لا یُضمَن بِصَحِیحِه لایُضمَن بِفاسِدِه) استناد کردهاند. معنی قاعده عکس این است که هرگاه عقدی صحیح آن ضمان نداشته باشد، فاسد آن هم ضمانآور نخواهد بود مانند عقود اذنی از قبیل رهن، وکالت ، مضاربه، عاریه و ودیعه و نیز عقود تملیکی مجانی مانند هبه و صلح غیرمعوّض. یعنی اگر در صحیح این عقود بناء متعاملین بر اعطا و اخذ رایگان و بدون عوض باشد، درصورت فساد نیز مسؤولیت و ضمانی برعهده متصرّف نیست.[۵۶۶]
قانونی مدنی اگر چه در عقود معاوضی فاسد از نظر مشهور فقیهان امامی پیروی کرد و حکم ضمان را پذیرفته است (ماده ۳۶۶ ق.م) ولی در عقود غیر معاوضی باطل مبهم بوده و حکم مسأله را روش نمیکند.
از یک طرف پذیرش این نکته که: قانون مدنی برخلاف رویه معمول خود از قول مشهور در فقه یعنی ضمان نداشتن دریافت کننده مال در عقد غیرمعاوضی تخلف کرده، مشکل به نظر میرسد. و از طرف دیگر عمومات و اطلاقاتی که در قانون مدنی موجود است همگی از ضمان مقبوض به عقد غیرمعوّض فاسد حکایت میکند از این رو حقوقدانان هم در مورد مسأله گفته شده به دو دسته تقسیم شدهاند.
بعضی از آنان گفتهاند: در عقود غیر معاوضی فاسد گیرنده مال بر خلاف عقود معاوضی فاسد در صورت تلف مال ضمانی ندارد.[۵۶۷] و برای ادعای خود استدلال و توجیه چندانی را لازم ندانستهاند. برخی دیگر از حقوقدانان بر عکس نظر فوق و نظر مشهور فقها، به دلیل ظواهر قانون مدنی و عمومات آن، در نظام کنونی قانون مدنی بین عقود معوّض و مجانی از جهت ضمان قهری و موقعیت حقوقی متصرّف مال غیر تفاوتی قائل نیستند.[۵۶۸]
درمورد قاعده «کُلُّ ما یُضمَن بِصَحِیحِهِ یُضمَن بِفاسِدِه» و عکس آن برخی معتقدند که این قاعده از ابداعات بیاساس است، در این مورد نظریه سید محمد کاظم طباطبایی که مخالف قاعده است صحیح و قابل ملاحظه است و قانون مدنی ما هم از نظر وی پیروی کرده است. قیاس رهن یا اجاره صحیح به رهن و اجاره فاسد را قیاس معالفارق وغیرصحیح میداند: زیرا در صحیح این عقود یک طرف دیگری را امین دانسته و مال خود را در اختیار او نهاده است واین امانت هم مورد قبول قانونگذار واقع شده است. حال آنکه در رهن فاسد یا اجاره باطل اساساً امانت طرف به دلیل بطلان عقد مورد تأیید قانونگذار واقع نشده است و اضافه میکند که ماده ۳۰۸ ق.م تفاوتی بین مقدمات اثبات ید نگذاشته است.[۵۶۹]
دلیل اصلی کسانی که در عقود غیرمعوّض فاسد معتقد به ضمان هستند این است که ماده ۳۰۸ ق.م به طور مطلق اثبات ید بر مال غیر را در حکم غصب و موجب ضمان قهری دانسته است و هیچ ماده دیگری هم در قانون مدنی یافت نمیشود که اطلاق این ماده را تخصیص زده و مقبوض به عقد غیرمعاوضی فاسد را از اطلاق آن خارج کرده باشد. و اضافه کردهاند که: اقدام مالک در مورد تسلیط دیگری بر مال خود در عقود معوّض هم وجود دارد. پس چرا باید تنها در عقود مجانی مالک را از حق گرفتن خسارت محروم کنیم. ضمانی که در قراردادهای معوّض بر عهده گیرنده مال شرط میشود ناظر به دادن عوض قراردادی است و منشأ آن تراضی طرفین و لزوم پیروی از اراده آنان است، لیکن ضمانی که در عقد فاسد به عهده متصرّف قرار میگیرد قهری و ناشی از حکم قانونگذار است. پس با چه تعبیری میتوان رایگان بودن عقد (عدم ضمان قراردادی) را مبنای معاف شدن از ضمان قهری پنداشت.[۵۷۰]
اگر چه با بودن ماده ۳۰۸ ق.م نظر دوم قوی به نظر میرسد، لکن این استدلال که: در عقود معاوضی فاسد هم اقدام بر تسلیط گیرنده بر مال از سوی مالک وجود دارد لذا به استناد اقدام مالک نمیتوان او را از گرفتن خسارت محروم کرد صحیح نیست. به این دلیل که مبنای متعاملین در عقود معوّض بر این است که در برابر آنچه به دیگری تسلیم میکند، عوض معینی دریافت نماید. و درصورت فساد عقد قانونگذار این خواست معاوض طرفین را در قالب عوض واقعی تحقق میبخشد. اما در عقود غیرمعوّض، اگر چه مالک اقدام بر تسلیط گیرنده بر مال خود می کند، ولی این تسلیط به صورت رایگان و مجانی بوده و مبتنی بر معاوضه نیست و در ازاء این تسلیط عوضی قرار نگرفته است، به دیگر سخن در عقود غیرمعوّض، هیچ نوع ضمانی اعم از جعلی و واقعی مورد نظر نبوده تا در صورت فساد عقد ضمان قراردادی تبدیل به ضمان واقعی شود.
در جواب آنهایی که میگویند: ماده ۳۰۸ ق.م مطلق است و شامل هرگونه اثبات ید اعم از عقود معاوضی و غیرمعاوضی میشود و اطلاق آن را هیچ ماده قانون تخصیص نزده است میتوان به دو صورت پاسخ داد:
پاسخ نخست اینکه بگوییم: اساساً مال مقبوض به عقد غیر معاوضی فاسد مشمول ضمان ید نیست، یعنی قاعده علیالید موارد تسلیط رایگان را در بر نمیگیرد تا برای تخصیص آن به دلیل امانت متوسل بشویم. لذا مالی که در اثر عقد غیرمعوّض فاسد دریافت شده از اطلاق ماده ۳۰۸ ق.م که بیانگر قاعده ضمان ید در قانون مدنی است خروج موضوعی داشته و تخصصاً خارج است.
پاسخ دیگر اینکه بگوییم: همانگونه که در فقه قاعده ضمان ید یا «علیالید ما أَخَذَت حتّی تُؤَدّیَه» به طور مطلق شامل هر نوع اثبات ید میشود، ولی فقهای در عین حال عکس قاعده یعنی: «ما لا یُضمَن بِصَحِیحِه لایُضمَن بِفاسِدِه» را پذیرفتهاند و به استناد ادلهای گیرنده مال را در بعضی عقود امین
دانستهاند و قاعده ضمان ید را تخصیص زدهاند.[۵۷۱] در قانون مدنی اگر چه ماده ۳۰۸ آیینه تمام نمای قاعده علیالید است، ولی در عین حال بعضی موارد از این قاعده مستثنی و خارج شدهاند.
مثلاً در ماده ۴۹۳ ق.م آمده است: «مستأجر نسبت به عین مستأجره ضامن نیست به این معنی که اگر عین مسأجره بدون تفریط یا تعدی او کلاً یا بعضاً تلف شود مسؤول نخواهد بود…» و امثال این مورد در ماده ۵۵۶ ق.م (مربوط به امین بودن مضارب در عقد مضاریه) و ماده ۵۶۹ ق.م (مربوط به عدم ضمان عامل نسبت به مورد جعاله) و ماده ۵۸۴ ق.م (مربوط به عدم ضمان شریک نسبت به مال الشرکه) و ماده ۶۱۴ ق.م (درباره عدم ضمان امین نسبت به ودیعه) و ماده ۶۴۰ (مربوط به ضامن نبودن مستعیر نسبت به مال عاریه) و ماده ۷۸۹ ق.م (راجع به عدم ضمان مرتهن نسبت به رهن) که گیرنده مال در تمام این موارد تا تعدی و تفریط نکند ضامن نیست.
این مواد هیچگونه، سخنی از صحت عقد برای جریان حکم امانت بر گیرنده به میان نیاورده است و وصف امانت، معلق به صحت قالب حقوق خود نیست. بلکه امری است که از خواست طرفین ناشی میشود.[۵۷۲]
بنابراین هرگاه مالک، شخصی را در حفظ مال خود امین شمرد و مال را به او تسلیم کرد، امین شمردن او منوط به صحت عقد نیست که اگر عقد فاسد شد معلوم شود که گیرنده امین نبوده است، بلکه نشانگر خواست مالک و تلقّی او از طرف مقابل است. این طرز تلقّی مالک در قالبهای حقوقی گوناگون ظاهر میشود.
در حقیقت، صرف امانت ممکن است در یکی از قالب های حقوقی و عقود واقع شود؛ چنانچه عقد که ظرف امانت است فاسد شود آثار مخصوص آن عقد از بین میرود ولی وصف امانت از بین نمیرود. به عنوان مثال اگر چه در عقد مضاربه فاسد، مضارب حق تصرّف از سوی مالک ندارد، ولی هرگاه از سوی مالک سرمایهی در اختیار او باشد نسبت به آن تا تعدی و تفریط نکرده امین خواهد بود.
در مباحث قبل دانسته شد که عقود معوّض در صورت فساد و بطلان آثاری همچون ردّ عین و منافع اعم از مستوفات و غیر مستوفات، عدم جواز تصرّف در مورد معامله توسط گیرنده مال و … دارد. در این فصل آثار عقود غیر معوّض در صورت فساد بیان خواهد شد.
در این مبحث به این پرسشها پاسخ خواهیم داد که آیا تصرّف گیرنده مال در مورد عقد غیر معوّض با وجود اذن مالک و امین بودن قابض، جایز است یا خیر؟ در صورت آشکار شدن فساد معامله آیا بر قابض واجب است که مورد معامله را به مالک آن ردّ کند یا صرف تخلیه کافی است؟ در ادامه مباحث در دو گفتار به این سؤالات پاسخ خواهیم داد.
در این مبحث، محل سخن در این است که حکم تصرّف در مال مقبوض به عقد معاوض فاسد آیا شامل مقبوض به عقد غیر معاوض فاسد مانند هبه و عاریه فاسد نیز میشود یا خیر؟
بعضی از فقها بین حرمت تصرّف و ثبوت ضمان قائل به ملازمه شدهاند.[۵۷۳] به این معنی که هرگاه تلف مال مقبوض برای گیرنده ضمانآور باشد، تصرّف در آن نیز حرام است. و هرگاه تلف مقبوض ضمانآور نباشد تصرّف در آن هم جایز خواهد بود. لذا در عقودی همچون هبه و عاریه اگر چه فاسد باشند، ضمانی وجود ندارد. لذا تصرّف در آنها هم تکلیفاً حرام نیست. زیرا همان چیزی که رافع ضمان است یعنی اعطای مجانی مال به متهب واعطای مال به عنوان عاریه به مستعیر و مانند آن، بعینه همان چیز رافع حرمت هم هست.[۵۷۴]
بنابراین همانگونه که در موارد ضمان (کُلُّ ما یُضمَن بِصَحِیحِهِ یُضمَن بِفاسِدِه) بین ضمان و حرمت تکلیفی تصرّف، ملازمه است در موارد عدم ضمان (ما لا یُضمَن بِصَحِیحِه لایُضمَن بِفاسِدِه) هم بین عدم ضمان و جواز تکلیفی تصرّف ملازمه است.
ولی برخی ملازمه بین ضمان و حرمت تصرّف را مردود دانستهاند و گفتهاند: هیچگونه ملازمهی بین ضمان و حرمت تکلیفی تصرّف نیست و دلیلی ندارد که رحمت تصرّف را به عقود معاوضی اختصاص بدهیم، بلکه حرمت تصرّف شامل عقود غیرمعاوض فاسد نیز میشود[۵۷۵] و اگر در مورد قاعده اصل، هم ضمان وجود دارد و هم حرمت، این به جهت ملازمه بین این دو حکم نیست، بلکه بدین جهت است که اتفاقاً در مورد این قاعده هم دلیل ضمان وجود دارد و هم دلیل حرمت، لذا ممکن است در موردی ضمان وجود نداشته باشد ولی تصرّف تکلیفاً جایز نباشد. مثلاً در مورد هبه حتّی در صورتی که فاسد باشد تصرّف متهب درعین موهوبه موجب ضمان نخواهد بود زیرا مالک، خود، متهب را بر مال خویش به طور مجانی مسلط کرده است اما در عین حال این تسلیط مجانی موجب جواز تکلیفی تصرّف نخواهد شد، چرا که جواز تصرّف از آثار تسلیط مذکور نیست، بلکه از آثار اذن مالک به تصرّف در مال خویش است. در گذشته دانستیم که اذن در مورد تملیک، اذن به عنوان مالکیّت قابض است نه اذن مطلق و چنین اذنی مجوز تصرّف گیرنده مال نخواهد بود.[۵۷۶]
لذا با فرض بقاء عین در ملک واهب تصرّف متهب در عین موهوبه تصرّف در مال غیر بوده و به متقضای توقیع شریف و حدیث (لا یحل) وعموم (علیالید) حرام است.[۵۷۷] در مورد عاریه هم اگر چه اذن مالک به تصرّف در مال خود وجود دارد ولی شارع این اذن را امضا نکرده است و این اذن درحکم عدم است. لذا باز هم تصرّف مستعیر در عاریه جایز نیست.[۵۷۸]
«حقوق بینالملل مشخص نمی کند که عملیات قهرآمیز مسلحانه باید در چه سطحی باشد تا جنگ تلقی شود.
به طور کلی و از حیث حقوقی، هر چند اعمال خشونت و توسل موثر و واقعی به اسلحه در اصل برای ایجاد یا شروع جنگ لازم است، اما ممکن است با قطع خشونت و یا قطع عملیات جنگی که معمولاً در ابتدا به صورت آتش بس[۴] تجلی می یابد، جنگ خاتمه نپذیرد و حالت جنگ باقی بماند.این وضعیت حقوقی در طول اجرای معاهده متارکه وجود خواهد داشت زیرا عهدنامه متارکه مقدم بر معاهده صلح می باشد. آتش بس و عهدنامه متارکه موجب توقف نبرد و پایان مخاصمات جنگی است، اما حالت جنگ کماکان برقرار است و با انعقاد معاهده صلح بین طرفین متخاصم قطع می شود. (ضیایی بیگدلی،همان، ص ۴۷-۴۶)
عنصر سوم جنگ، عنصر معنوی یا روان شناختی است که در واقع همان قصد و اراده مبادرت به جنگ است.
مبارزه مسلحانه را هنگامی می توان جنگ تلقی کرد که کشورهای ذینفع یا حداقل یکی از طرفین درگیر در جنگ، آن را جنگ بدانند. جنگ مبتنی بر اراده قطعی و خلل ناپذیر عامل یا عاملان آن است.
جنگ بدون قصد و نیت معنی ندارد. به طور کلی قصد جنگ باید به صورت صریح و با اعلان جنگ همراه باشد.
ضرورت اعلان جنگ در کنفرانس های لاهه ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ مورد تأکید کشورهای امضاء کننده معاهدات قرار گرفت و در عهدنامه سوم و چهارم لاهه گنجانیده شد. با این حال مواردی وجود داشته که جنگ بدون اعلان جنگ آغاز شده است، از جمله حمله و تجاوز نظامی عراق به ایران در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰٫
عنصر چهارم جنگ، مشخص بودن جهت و غایت جنگ است. یعنی کشور آغازگر جنگ هدفی معین و نهایی دارد که همواره در صدد پیگیری و نیل به آن هدف است. این هدف، معمولاً تحمیل یا قبولاندن یک نقطه نظر سیاسی و یا به عبارت روشن تر یک منظور و هدف ملی است. در واقع، کشور مهاجم مدعی است جنگی که آغاز کرده بر اساس «منافع و مصالح ملی» بوده است. اما سوالی که مطرح می شود این است: منافع و مصالح ملی کدامند و بر چه پایه ای استوار هستند؟
«افلاطون و ارسطو جنگ را به عنوان یکی از وسایل نیل اهداف سیاسی می شمردند و هنر جنگ را جزئی از هنر حکومت میدانستند.» «هگل نیز در فلسفه تاریخ با ذکر مثالهای بسیار به این نتیجه رسیده است که سیاست، جنگها را بر میانگیزد و ارتشها این جنگها را انجام می دهند.» (به نقل از ضیایی بیگدلی، پیشین، ص ۴۷)
طرفداران مکتب حقوق عینی، از جمله «ژررسل» با درنظر داشتن همین عنصر از تعریف، جنگ را توسل به نیروی مادی به منظور تغییر دادن نظام های حکومتی در جامعه بین المللی می دانند. از دید برخی دانشمندان حقوق بین الملل، از جمله کلسن و گوگنهایم، هدف از جنگ، دفاع از حقوق شخصی بین المللی است که یا نقض شده و یا شدیداً مورد تهدید قرار گرفته است. این عده معتقدند کشورهایی که مبادرت به جنگ می نمایند تصمیم خود را چنین توجیه می کنند که قلمرو اقتدارات حقوقی شان مورد تجاوز قرار گرفته و یا حقوق بنیادین آنها نقض شده است. (به نقل از ضیایی بیگدلی، همان، ص ۴۸)
«از دید سایر دانشمندان مخصوصاً آلمانی ها و ایتالیایی ها، جنگ یک شیوه دفاع از منافع واقعی است.» به طور خلاصه این اهداف می تواند با عنوان اهدافی در جهت منافع و مصالح ملی و یا اهداف قانونی قلمداد شوند: کشورگشایی، دفاع مشروع، حمایت از منافع واقعی و بالاخره تغییر شرایط حقوقی. به هر حال هنگامی که جنگ فاقد خصیصه ملی باشد و به عنوان «ابزار سیاست ملی» محسوب نگردد، دیگر واجد مفهوم خاص خود نیست. فرضاً عملیات نظامی جهت حفظ صلح و امنیت بین المللی را نمی توان جنگ نامید. (ضیایی بیگدلی، همان، ص ۴۸)
۲-۲- اسلام و حقوق بین الملل در زمان جنگ
مسأله جنگ و حقوق جنگ از جمله مباحثی است که ریشه تاریخی کهن دارد. کشورهای باستانی و ادیان الهی هر یک به سهم خود این امور را مورد توجه قرار داده و تا حدود زیادی در مورد خصوصیاتشان سخن گفته اند.
مفهوم جنگ و مقررات مربوط به آن در طول اعصار و قرون متمادی مسیر تحول و پیشرفت را طی کرده و توانسته است جنگ را به میزان قابل توجهی تحت ضابطه مشخصی درآورد، امّا انقلاب صنعتی و توسعه تکنولوژی و عملکرد رهبران سیاسی ـ نظانی دیکتاتورمنش، مخصوصاً در جهان غرب، به جنگ مفهومی خاص و خطرناک بخشید و حقوق جنگ تا حد بسیار پست و نازلی نادیده انگاشته شد.
سازمان های بین المللی، به ویژه سازمان ملل متحد، با تمامی تلاش خود نتوانسته است چشم های فروبسته را بازگشاید و به معاهدات بین المللی مربوط نقشی قاطع و فعال دهد.
اسلام نیز از جمله ادیان الهی است که توجهی خاص به مسأله جنگ و حقوق جنگ دارد و به رغم قدمت تاریخی اش، مشحون از مفاهیم و مباحث نوینی است که در هر عصر و زمانی که بدانها نظر افکنده شود، برتری آن مشهور می گردد. (ضیایی بیگدلی، ۱۳۹۱، ص۱۲۱)
عملیات خصمانه ای که امروزه با عنوان «جنگ» در دنیا متداول است، در فرهنگ اسلامی جایی ندارد، و آنچه در اسلام مقامی دارد، جنگ مقدس یا «جهاد» است که دارای معنی خاص، با هدف هایی کاملاً متفاوت با جنگ است.
عبارت «هر جنگی جهاد نیست وهر جهادی هر جنگ نیست» روشنگر عدم ارتباط میان دو مفهوم جنگ و جهاد است.
در ذیل مفهوم جنگ و اهداف آن در اسلام بررسی می شود:
۲-۲-۱- مفهوم جنگ در اسلام
در اسلام جنگی مشروعیت دارد که منطبق با مفهوم جهاد باشد. جهاد در اصل به معنای تلاش و کوشش است، ولی در فقه اسلامی جهاد دو مفهوم عام و خاص دارد. در معنی عام، هر گونه جهاد و مبارزه در راه خدا را جهاد گویند. جهاد با نفس یا (جهاد اکبر)، جهاد با عمل و جهاد با قلب و زبان. جهاد با این معانی فاقد جنبه های نظامی است و اساساً در این پژوهش مورد نظر نیست.
اما جهاد در معنی خاص، جنگ مقدس و یا جنگ به خاطر دین و در راه حق و دفاع از آزادی های والای اسلام است که در قرآن کریم بیشتر واژه «قتال» برای آن استفاده شده است. این مبارزه دارای ابعاد مختلف عقیدتی، نظامی، اقتصادی، سیاسی و غیره است.
اسلام جهاد را به طور کلی از واجبات کفایی[۵] دانسته است ولی در مواردی دارای جنبه ی عینی می باشد.
از زمان پیامبر (ص)، جهاد در برگیرنده عملیات جنگ تحت نام های «غزوه» و «سَریّه» بود. غزوه یا غزا جنگی بود که تحت فرماندهی و با شرکت شخص پیامبر (ص) صورت می گرفت. مانند غزوه احد و غزوه خندق، اما سَریّه به جنگ هایی می گویند که پیامبر (ص) در آن شرکت نداشت.
مورخان اسلامی، تعداد غزوات پیامبر (ص) را بین ۲۶ تا ۲۸ و تعداد سَریّه ها را حدود ۸۰ مورد ذکر کرده اند. (ضیایی بیگدلی، همان، صص ۱۲۳-۱۲۲)
۲-۲-۲- مفهوم جنگ در قرآن
در آیات متعددی از قرآن کریم، به واژه هایی چون «حرب» ، «قتال» و «جهاد» اشاره شده که تمامی آن ها به معنای جنگ است.
قرآن کریم، تنها جهاد فی سبیل الله و یا قتال فی سبیل الله را جنگ مشروع می داند. در آیات زیر تقریباً عبارات بالا به کار رفته و مفهوم جنگ مشخص گردیده است:
سوره بقره[۶]: آیات ۱۹۰ تا ۱۹۶، ۲۱۸، ۲۴۴٫
سوره نساء[۷]: آیات ۷۶ و ۹۵٫
سوره مائده[۸]: آیه ۵۴٫
سوره انفال[۹]: آیه ۶۵٫
سوره توبه[۱۰]: آیات ۴۱ و ۱۲۳٫
سوره حج[۱۱]: آیه ۷۸٫
سوره عنکبوت[۱۲]: آیه ۶۹
سوره حجرات[۱۳]: آیه ۱۵٫
سوره صف[۱۴]: آیات ۴ و ۱۱٫ (ضیایی بیگدلی، همان، ص ۱۲۴)
۲-۲-۳- اهداف جنگ در اسلام
هر چند اهداف اصلی جنگ در اسلام جدا از اهداف عالیه اسلام نیست، ولی می توان آنها را در این دو جمله خلاصه کرد: گسترش و ترویج شریعت اسلام تا مرحله جهانشمولی و برقراری صلح جهانی؛ از میان برداشتن شرک ها، چپاول ها و بیداگری ها و جهالت ها از سراسر جهان.
۲-۲-۴- انواع جنگ در اسلام
با توجه به اهدافی که اسلام در جنگ دارد، می توان آن را به انواع گوناگون تقسیم نمود. جنگ داخلی در قلمرو کشور اسلامی، جنگ ابتدایی یا جهاد دعوت، جنگ تدافعی، جنگ آزادی بخش و جنگ میان کشورهای اسلامی.
۲-۲-۴-۱- جنگ ابتدایی
اسلام هیچگاه افراد را مورد تهاجم قرار نمی دهد تا خود را به اجبار بر آنان تحمیل نماید بلکه تنها نظام های کفر و شرک را که نگهبانان ضوابط طبقاتی، عامل اصلی نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی و مانع آگاهی انسان ها هستند، مورد تهاجم قرار می دهد، تا همه ی مردم را از تأثیرات گمراه کننده ای که فطرت آنان را فاسد ساخته، آزادی را از آنان می گیرد، برکنار سازد. (ضیایی بیگدلی، همان، ص ۱۲۵)
بنابراین، اسلام اجازه می دهد که مسلمانان ولو اینکه سابقه عداوت و دشمنی هم با کفار به ویژه با نظام های کافر نداشته باشند، به آنها یورش برده و برای از بین بردن کفر و شرک با آنان بجنگند. (به نقل از ضیایی بیگدلی، همان، ص ۱۲۶)
بنا به عقیده شیعه، مبادرت به جنگ ابتدایی مستلزم وجود امام یا نایب خاص او است. این نوع جنگ بر شخص بخصوصی واجب نیست، مگر امام یا نایب خاص ایشان بنا به مصالح و مقتضیاتی از جمله کافی نبودن پیکارگران اسلام، شخص یا اشخاصی را به جنگ فراخواند.
ظرافت و لزوم دقت بسیار در اقدام به جنگ ابتدایی، شیعه را برآن داشته است تا این امر را به تشخیص معصوم و در زمره وظایف اصلی امامت قرار دهد.
نتیجه عملی مترتب بر این عقیده آن است که در غیاب امام معصوم؛ یعنی در این مقطع زمانی، جنگ ابتدایی غیر مجاز و موقوف است.
اما در مقابل، اهل سنت و جماعت برای جنگ ابتدایی چنین شراطی را قایل نیستند و معتقدند هر گاه مسلمانان در آن حد از قدرت و نیرومندی که لازمه مبارزه و جهاد ابتدایی است قرار گرفتند بر آنان واجب است که از حالت سکون خارج شده و به جنگ اقدام نمایند.
۳-۷- آزمایشات زیست سنجی
۳-۷-۱- بررسی اثر حشره کشی عصاره های گیاهی استحصال شده با روش های عصارهگیری مختلف روی پوره های یک یا دو روزه و سه یا چهار روزه شته سیاه باقلا
اثرات کشندگی عصاره های گل، مراحل مختلف رشدی میوه و برگ گیاه زیتون تلخ، روی پوره های یک یا دو روزه و سه یا چهار روزه شته سیاه باقلا مورد بررسی قرار گرفت. به منظور تعیین تأثیر نوع حلال مورد استفاده در میزان قدرت حشرهکشی مراحل مختلف رشدی گیاه زیتون تلخ، از عصاره های آبی، اتانولی، متانولی، استونی و اِن هگزانی استفاده شد. همچنین جهت تعیین تأثیر روش های متفاوت عصارهگیری، در میزان استخراج عصاره و قدرت حشرهکشی این روش ها، از سه روش عصارهگیری شامل، عصارهگیری معمولی (سنتی)، عصارهگیری با کمک امواج مایکروویو و عصارهگیری با کمک امواج فراصوت استفاده گردید.
هر واحد آزمایشی شامل یک پتری دیش پلاستیکی به قطر ۶ سانتی متر، محتوی ژل آگار ۷/۰ درصد، به ضخامت یک سانتی متر بود که بر روی آن یک برگ تازه باقلا قرار داشت. شته های مربوط به هر آزمایش، روی برگ های باقلا مستقر شدند (در هر واحد آزمایشی،۲۰ عدد پوره با سن مشخص قرار داده شد). برای هرآزمایش، غلظت ۵۰ میکروگرم در میلی لیتر از هریک از عصاره های فوق آماده گردید. همچنین برای تیمارهای شاهد، در آزمایشات مربوط به عصاره های اتانولی از اتانول ۹۶ درصد و در آزمایشات مربوط به عصاره های متانولی، استونی، اِن هگزانی وآبی به ترتیب از متانول، استون، ِان هگزان و آب مقطر استفاده شد. آزمایشات به روش آزمون محلول پاشی[۳۶] و توسط محلول پاش[۳۷] صورت گرفت (شکل ۱۶). سپس شته های تیمار شده در شرایط دمایی ۱±۲۵ درجه سانتیگراد، رطوبت نسبی ۱۰±۵۰ درصد و ۱۶ ساعت روشنایی و ۸ ساعت تاریکی درون اتاقک رشد نگهداری شدند. پس از ۴۸ ساعت، تعداد حشرات تلف شده در هر تیمار شمارش گردید. ملاک تشخیص حشرات تلف شده این بود که اگر پاها و شاخک ها به وسیله قلم مو تحریک می شد، هیچ عکس العملی دیده نشود. برای هریک از عصاره های آزمایش شده حداقل ۱۰ تکرار در نظر گرفته شد.
شکل ۱۶: محلول پاش استفاده شده در آزمایشات (اصلی-Original)
۳-۷-۲- بررسی تأثیر زیرکشندگی روش های مختلف عصارهگیری از گل و میوه رسیده زیتون تلخ روی میزان پوره زایی ماده های بالغ شته سیاه باقلا
به منظور انجام این آزمایشات، عصاره های گل و میوه رسیده زیتون تلخ استحصال شده با روش متداول و سنتی، به کمک امواج مایکروویو (در مدت زمان۳۰ ثانیه) و به کمک امواج فراصوت با غلظت یک میکروگرم در میلی لیتر آماده گردیدند. آزمایش به روش آزمون محلول پاشی و توسط محلول پاش روی افراد بیوتست انجام شد. سپس شته های تیمار شده در شرایط کنترل شده که در بالا ذکر شد، درون اتاقک رشد نگهداری شدند. پس از ۴۸، ۹۶ و ۱۴۴ ساعت، پوره های ایجاد شده و ماده های زنده مانده شمارش گردیدند (پس از شمارش پوره های زاده شده، این پوره ها حذف شدند). سپس پوره های ایجاد شده به ازای هر ماده محاسبه شد. بدین صورت که تعداد پوره های ایجاد شده در هر شمارش، به تعداد ماده های زنده مانده در همان شمارش تقسیم شدند. لازم به ذکر است که در هر واحد آزمایشی، ۱۰ عدد ماده بالغ همسن (پوره های تازه بالغ شده) قرار داشت. این آزمایش نیز با حداقل ۱۰ تکرار انجام گرفت.
۳-۸- تجزیه و تحلیل داده ها
آنالیزهای آماری آزمایشات انجام شده در این پژوهش، با بهره گرفتن از نرم افزار (Version 5.8.4 2009) Stat plus صورت گرفت. گام اول محاسبه میانگین ها، سپس پیدا کردن اختلاف بین میانگین ها بود؛ که در این حالت، تفاوت های بین میانگین ها آشکار و در مرحله دوم تفاوت های معنی دار بین میانگین ها در سطح احتمال پنج درصد تعیین شد. برای مقایسه میانگین های داده های بدست آمده در مطالعات آزمایشگاهی، از روش آنالیز واریانس یک طرفه ANOVA One-Way به روش آزمون Fisher LSD با سطح احتمال پنج درصد استفاده گردید.
فصل چهارم
نتایج
۴-۱- بررسی اثر مسمومیت حاد عصاره های استخراج شده از گل، مراحل مختلف رشدی میوه و برگ زیتون تلخ، به روش استخراج معمولی (سنتی)، روی پوره های یک یا دو روزه و سه یا چهار روزه شته سیاه باقلا
در این بخش اثرات حشرهکشی عصاره های اتانولی، متانولی، استونی، ِان هگزانی و آبی استخراج شده از گل، میوه سبز کوچک، میوه سبز بزرگ، میوه رسیده و برگ زیتون تلخ به روش استخراج معمولی (در غلظت ۵۰ میکروگرم در میلی لیتر) بر روی پوره های شته سیاه باقلا بعد از ۴۸ ساعت مورد مطالعه قرار گرفت.
۴-۱-۱- بررسی اثرات حشرهکشی عصاره های اتانولی گل، مراحل مختلف رشدی میوه و برگ زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا
نتایج تأثیر حشره کشی عصاره های اتانولی پنج مرحله رشدی زیتون تلخ، روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا، در نمودار ۱ آمده است.
پوره های ۲-۱ روزه: نتایج نشان می دهد که بین عصاره های اتانولی گل، میوه سبز کوچک، میوه سبز بزرگ، میوه رسیده و برگ از نظر درصد مرگ و میر ایجاد شده اختلاف معنی دار وجود ندارد؛ این درحالی است که شاهد و اتانول در مقایسه با تیمارهای عصاره هر پنج مرحله، از نظر درصد تلفات، اختلاف معنی دار نشان می دهند (P≥۰.۰۰۲). به طورکلی در بین عصاره های گیاهی، تیمار عصاره برگ با میانگین درصد تلفات ۸۹/۵±۴۲/۶۵ و تیمار عصاره میوه سبز بزرگ با میانگین درصد تلفات ۰۴/۷±۱۹/۵۱ به ترتیب بیشترین وکمترین درصد تلفات را به خود اختصاص داده اند.
پوره های ۴-۳ روزه: براساس نتایج بدست آمده، مشخص شد که درصد کشندگی شاهد و اتانول با تمامی تیمارها اختلاف معنی دار دارند (P≥۰.۰۰۰۰۱). به علاوه مشاهده شد که تیمار عصاره میوه سبز کوچک و میوه سبز بزرگ با تیمارهای عصاره گل، میوه رسیده و برگ از نظر تأثیر روی مرگ و میر شته ها اختلاف معنی دار دارند (P≥۰.۰۲). همچنین بین تیمارهای عصاره میوه سبز کوچک و میوه سبز بزرگ و نیز بین تیمار عصاره گل و تیمارهای عصاره میوه سبز کوچک و میوه سبز بزرگ از نظر تأثیر روی حشرهکشی پوره های ۴-۳ روزه آفت، تفاوت معنی دار وجود دارد (P≥۰.۰۰۰۰۱)؛ این درحالی است که تیمار عصاره گل با تیمارهای عصاره میوه رسیده و برگ از این نظر اختلاف معنی دار ندارد. بین درصد تلفات ایجاد شده در تیمار عصاره برگ و کلیه تیمارها به جز تیمار عصاره گل (P≥۰.۰۲) و همچنین بین درصد مرگ و میر ایجاد شده در تیمار عصاره میوه رسیده و تمامی تیمارها به جز تیمار عصاره گل، اختلاف معنی دار مشاهده شد (P≥۰.۰۰۴). به طور کلی در بین عصاره های گیاهی، بیشترین وکمترین درصد تلفات به ترتیب به تیمارهای عصاره میوه رسیده (۷۹/۲±۵/۸۸ درصد) و میوه سبز کوچک (۱۷/۴±۸۳/۳۱ درصد) اختصاص دارد.
نمودار ۱ : اثر کشندگی عصاره اتانولی گل، مراحل مختلف رشدی میوه و برگ زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا در شرایط آزمایشگاه
۴-۱-۲- بررسی اثرات حشرهکشی عصاره های متانولی گل، مراحل مختلف رشدی میوه و برگ زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا
نتایج تأثیر حشرهکشی عصاره های متانولی گل، میوه سبزکوچک، میوه سبز بزرگ، میوه رسیده و برگ زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا در نمودار ۲ نشان داده شده است.
پوره های ۲-۱ روزه: براساس نتایج مشخص شد که بین درصد تلفات شاهد و متانول و همچنین بین درصد تلفات این دو تیمار با تیمارهای عصاره میوه سبز کوچک و میوه سبز بزرگ نیز اختلاف معنی دار وجود ندارد؛ این درحالی است که درصد تلفات تیمارهای عصاره گل، میوه رسیده و برگ، در مقایسه با درصد تلفات در شاهد، متانول، تیمارهای عصاره میوه سبز کوچک و میوه سبز بزرگ به طور معنی داری بیشتر است (P≥۰.۰۰۰۰۱)؛ اما بین درصد تلفات تیمارهای عصاره گل، میوه رسیده و برگ اختلاف معنی دار مشاهده نشد. در بین عصاره های گیاهی، بیشترین درصد تلفات متعلق به تیمار میوه رسیده (۶۹/۵±۷۶/۵۹ درصد) وکمترین درصد تلفات متعلق به تیمار میوه سبز بزرگ (۹۷/۱±۵۵/۱۳ درصد) می باشد.
پوره های ۴-۳ روزه: نتایج بیانگر آن است که دو تیمار عصاره گل و برگ از نظر درصد کشندگی اختلاف معنی دار ندارند؛ این درحالی است که درصد تلفات در این دو تیمار (گل و برگ)، نسبت به تیمارهای عصاره میوه سبز کوچک، میوه سبز بزرگ و میوه رسیده، به طور معنی داری بیشتر است (P≥۰.۰۰۲)؛ اما بین درصد مرگ و میر تیمارهای عصاره میوه رسیده، میوه سبز کوچک و میوه سبز بزرگ، اختلاف معنی دار مشاهده نشد. به طور کلی در بین عصاره های گیاهی، تیمار عصاره گل با میانگین ۷۵/۵±۷۴/۷۷ درصد و تیمار عصاره میوه سبز کوچک با میانگین ۳۸/۷±۱۶/۳۸ درصد، بیشترین و کمترین تأثیر حشرهکشی را روی پوره های ۴-۳ روزه شته داشته اند.
نمودار ۲ : اثر کشندگی عصاره متانولی گل، مراحل مختلف رشدی میوه و برگ زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا در شرایط آزمایشگاه
۴-۱-۳- بررسی اثرات حشره کشی عصاره های استونی گل، مراحل مختلف رشدی میوه و برگ زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا
نتایج تأثیر حشرهکشی عصاره های استونی گل، میوه سبز کوچک، میوه سبز بزرگ، میوه رسیده و برگ زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا در نمودار ۳ ارائه شده است.
پوره های ۲-۱ روزه: نتایج نشان می دهد که بین درصد تلفات شاهد و استون با درصد تلفات تیمارهای عصاره هر پنج مرحله شامل: گل، میوه سبز کوچک، میوه سبز بزرگ، میوه رسیده و برگ اختلاف معنی دار مشاهده می شود (P≥۰.۰۰۰۰۱). همچنین بین تیمارهای عصاره میوه سبز بزرگ و میوه رسیده، از نظر تأثیر روی درصد مرگ و میر پوره ها، اختلاف معنی دار دیده شد (P≥۰.۰۲)؛ این درحالی است که تیمار عصاره میوه سبز بزرگ و همچنین تیمار عصاره میوه رسیده با تیمارهای عصاره برگ، گل و میوه سبز کوچک از نظر درصد تلفات ایجاد شده، اختلاف معنی دار ندارند. به طور کلی در بین عصاره ها، بیشترین و کمترین درصد مرگ و میر، به میوه رسیده (۸۲/۶±۲۹/۵۹ درصد) و میوه سبز بزرگ (۸۵/۵±۸۱/۴۰ درصد) اختصاص دارد.
پوره های ۴-۳ روزه: براساس نتایج، بین درصد تلفات ایجاد شده در شاهد، استون و تیمار عصاره میوه سبز کوچک و نیز بین درصد تلفات ایجاد شده در تیمارهای عصاره میوه سبز بزرگ، میوه رسیده و برگ اختلاف معنی دار وجود ندارد؛ این درحالی است که تیمار عصاره میوه سبز کوچک با تمامی تیمارها (P≥۰.۰۰۰۰۱) و همچنین تیمار عصاره گل با تمامی تیمارها به جز تیمار عصاره برگ از نظر میزان حشرهکشی اختلاف معنی دار دارد (P≥۰.۰۱). بنابراین، با توجه به نتایج، بیشترین و کمترین درصد مرگ و میر به ترتیب متعلق به تیمار عصاره گل با میانگین ۹۱/۵±۴۸/۶۶ درصد و تیمار عصاره میوه سبز کوچک با میانگین ۱۴/۲±۹۱/۱۰ درصد می باشد.
نمودار ۳ : اثر کشندگی عصاره استونی گل، مراحل مختلف رشدی میوه و برگ زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا در شرایط آزمایشگاه
۴-۱-۴- بررسی اثرات حشره کشی عصاره های اِن هگزانی گل، مراحل مختلف رشدی میوه و برگ زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا
نتایج تأثیر حشرهکشی عصاره های اِن هگزانی گل، میوه سبز کوچک، میوه سبز بزرگ، میوه رسیده و برگ زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا در نمودار ۴ آمده است.
پوره های ۲-۱ روزه: نتایج بیانگر آن است که بین میانگین درصد تلفات در شاهد، اِن هگزان و تیمار عصاره برگ با تیمارهای عصاره گل، میوه سبز کوچک، میوه سبز بزرگ و میوه رسیده اختلاف معنی دار وجود دارد (P≥۰.۰۰۹)؛ اما بین درصد تلفات شاهد و اِن هگزان با یکدیگر و با درصد تلفات تیمار عصاره برگ اختلاف معنی دار مشاهده نشد. همچنین تیمارهای عصاره گل، میوه سبز کوچک و میوه سبز بزرگ نیز، از نظر تأثیر روی مرگ و میر اختلاف معنی دار ندارند؛ این درحالی است که بین درصد تلفات تیمار عصاره میوه رسیده با تمامی تیمارها اختلاف معنی دار مشاهده می شود (P≥۰.۰۰۲). بنابراین در بین عصاره های گیاهی، تیمار عصاره میوه رسیده بیشترین (۶۹/۶±۱۰/۵۲ درصد) و تیمار عصاره برگ کمترین (۵۵/۱±۵۵/۱۵ درصد) درصد حشره کشی را روی پوره های ۲-۱ روزه ایجاد کرده اند.
پوره های ۴-۳ روزه: براساس نتایج بدست آمده، بین شاهد و اِن هگزان با تمامی تیمارها (P≥۰.۰۲) و همچنین بین تیمار عصاره میوه رسیده با تمامی تیمارها، از نظر درصد مرگ و میر، اختلاف معنی دار مشاهده شد (P≥۰.۰۰۰۰۱)؛ اما بین تیمارهای عصاره گل، میوه سبز کوچک، میوه سبز بزرگ و برگ از نظر تأثیر حشرهکشی روی پوره های آفت، اختلاف معنی دار وجود ندارد. به طور کلی در بین عصاره ها، بیشترین درصد تلفات متعلق به تیمار عصاره میوه رسیده با میانگین ۰۹/۴±۱۸/۷۶ درصد و کمترین درصد تلفات متعلق به تیمار عصاره گل با میانگین۶۲/۶±۴۰/۲۶ درصد می باشد.
نمودار ۴ : اثر کشندگی عصاره اِن هگزانی گل، مراحل مختلف رشدی میوه و برگ زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا در شرایط آزمایشگاه
۴-۱-۵- بررسی اثرات حشره کشی عصاره های آبی گل، مراحل مختلف رشدی میوه و برگ زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا
نتایج تأثیر حشره کشی عصاره های آبی پنج مرحله رشدی زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا، در نمودار ۵ مشخص شده است.
پوره های ۲-۱ روزه: نتایج نشان می دهد که بین درصد تلفات در شاهد با تمامی تیمارها (P≥۰.۰۲) و همچنین بین درصد تلفات در آب با تیمارهای عصاره گل، میوه سبز کوچک و برگ (P≥۰.۰۰۹)، اختلاف معنی دار وجود دارد. به علاوه مشاهده شد که بین آب و تیمارهای عصاره میوه سبز بزرگ و میوه رسیده و نیز بین تیمار عصاره برگ و تیمارهای عصاره گل و میوه سبز کوچک اختلاف معنی دار از نظر درصد تلفاتِ ایجاد شده، وجود ندارد؛ درحالی که تأثیر حشرهکشی تیمار عصاره میوه سبز کوچک، نسبت به تیمارهای عصاره گل، میوه سبز بزرگ و میوه رسیده به طور معنی داری بیشتر است (P≥۰.۰۰۴). به علاوه بین درصد تلفات تیمارهای عصاره میوه سبز کوچک و برگ اختلاف معنی داری دیده نشد. بنابراین در بین عصاره های آبی، بیشترین درصد حشره کشی در تیمار عصاره میوه سبز کوچک (۷۳/۴±۸۳/۴۱ درصد) وکمترین درصد مرگ و میر در تیمار عصاره میوه رسیده (۳۵/۲±۱۸/۱۹ درصد) مشاهده شد.
پوره های ۴-۳ روزه: همان طور که در نمودار نمایان است، بین درصد تلفات شاهد، آب و تیمار عصاره برگ، از نظر تأثیر روی مرگ و میر پوره ها اختلاف معنی دار وجود ندارد؛ اما این سه مورد با دیگر تیمارها اختلاف معنی دار نشان می دهند (P≥۰.۰۰۶). همچنین تیمار عصاره میوه سبز کوچک در مقایسه با تیمار عصاره گل، به طور معنی دار، درصد تلفات بالاتری را ایجاد کرده است (P≥۰.۰۱)؛ این درحالی است که درصد تلفات در تیمارهای عصاره میوه سبز کوچک، میوه سبز بزرگ و میوه رسیده و همچنین درصد مرگ و میر در سه تیمار عصاره گل، میوه سبز بزرگ و میوه رسیده نیز، اختلاف معنی دار ندارد. بنابراین در بین این عصاره ها، تیمار عصاره برگ (۸۰/۱±۲۲/۹ درصد) و تیمار عصاره میوه سبز کوچک (۸۴/۲±۱۳/۳۱ درصد) به ترتیب کمترین و بیشترین درصد تلفات را نشان می دهند.
نمودار ۵ : اثر کشندگی عصاره آبی گل، مراحل مختلف رشدی میوه و برگ زیتون تلخ روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا در شرایط آزمایشگاه
۴-۲- بررسی اثر حلال های اتانول، متانول، استون، اِن هگزان و آب در استخراج مواد از گل، مراحل مختلف رشدی میوه و برگ زیتون تلخ (به روش استخراج سنتی)، روی پوره های یک یا دو روزه و سه یا چهار روزه شته سیاه باقلا
۴-۲-۱- بررسی اثرات حشره کشی عصارهگل زیتون تلخ استخراج شده با حلال های متفاوت روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا
نتایج تأثیر عصاره گل و حلال های متفاوت روی درصد مرگ و میر پوره های شته سیاه باقلا در نمودار ۶ نشان داده شده است.
پوره های ۲-۱ روزه: نتایج نشان می دهد که بین درصد تلفات ایجاد شده در تیمار عصاره اتانولی با عصاره های متانولی و استونی اختلاف معنی دار وجود ندارد. عصاره های استونی و آبی و همچنین عصاره های اِن هگزانی و آبی نیز از نظر تأثیر حشرهکشی اختلاف معنی دار ندارند؛ این درحالی است که درصد مرگ و میر در تیمارهای عصاره اتانولی، متانولی و استونی به طور معنی داری از درصد مرگ و میر در تیمار عصاره اِن هگزانی (P≥۰.۰۲) و همچنین درصد تلفات در تیمارهای عصاره اتانولی و متانولی از درصد تلفات در تیمارهای عصاره اِن هگزانی و آبی (P≥۰.۰۰۰۵) بیشتر هستند. به طور کلی در بین عصاره ها، درصد کشندگی در تیمار عصاره اتانولی بیشترین درصد (۳۹/۵±۴۲/۶۱) و در تیمار عصاره اِن هگزانی کمترین درصد (۹۹/۲±۳۸/۲۳) بوده اند.
پوره های ۴-۳ روزه: نتایج نشان می دهد که بین عصاره های اتانولی، متانولی و استونی و همچنین بین عصاره های اِن هگزانی و آبی از نظر تأثیر روی مرگ و میر پوره های ۴-۳ روزه، اختلاف معنی دار وجود ندارد؛ این درحالی است که درصد تلفات ایجاد شده با عصاره های اتانولی، متانولی و استونی، نسبت به درصد تلفات ایجاد شده توسط عصاره های اِن هگزانی و آبی، به طور معنی داری بیشتر است (P≥۰.۰۰۰۰۱). بنابراین در بین عصاره های استخراج شده از گل، در تیمار عصاره اتانولی بیشترین (۷۵/۴±۱۵/۸۲ درصد) و در تیمار عصاره آبی کمترین (۰۷/۳±۸۱/۲۰ درصد) درصد مرگ و میر ایجاد شده است.
نمودار ۶ : اثر کشندگی عصاره گل زیتون تلخ استحصال شده با حلال های متفاوت (اتانول، متانول، استون، اِن هگزان و آب) روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا در شرایط آزمایشگاه
۴-۲-۲- بررسی اثرات حشرهکشی عصاره میوه سبز کوچک استحصال شده با حلال های متفاوت روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا
نتایج تأثیر حشرهکشی عصاره میوه سبز کوچک و حلال های متفاوت روی درصد مرگ و میر پوره های شته سیاه باقلا، در نمودار ۷ ارائه شده است.
پوره های ۲-۱ روزه: براساس نتایج، مشخص شد که درصد تلفات در تیمار عصاره اتانولی، با درصد تلفات در تیمارهای عصاره متانولی و اِن هگزانی اختلاف معنی دار دارد (P≥۰.۰۱)؛ اما بین درصد تلفات ایجاد شده در تیمار عصاره اتانولی با تیمارهای عصاره آبی و استونی اختلاف معنی دار وجود ندارد. این درحالی است که بین درصد مرگ و میر ایجاد شده در تیمار عصاره متانولی با عصاره های اتانولی، استونی و آبی اختلاف معنی دار مشاهده شد (P≥۰.۰۲)؛ لیکن بین تیمارهای عصاره استونی، اِن هگزانی و آبی، اختلاف معنی دار از نظر درصد مرگ و میر ایجاد شده وجود ندارد. بنابراین در بین عصاره ها، بیشترین وکمترین اثر کشندگی به ترتیب مربوط به عصاره های اتانولی (۰۷/۷±۵۳/۵۴ درصد) و متانولی (۵۱/۲±۶۱/۱۷ درصد) بوده است.
پوره های ۴-۳ روزه: بنا به نتایج، بین درصد تلفات ایجاد شده در تیمار عصاره استونی با درصد تلفاتِ ایجاد شده در چهار تیمار عصاره اتانولی، متانولی، اِن هگزانی وآبی اختلاف معنی دار وجود دارد (P≥۰.۰۰۴)؛ این درحالی است که بین تیمارهای عصاره اتانولی، متانولی، اِن هگزانی و آبی، از نظر تأثیر حشرهکشی روی پوره های آفت، اختلاف معنی دار مشاهده نشد. همچنین بیشترین وکمترین درصد مرگ و میر ایجاد شده به ترتیب به تیمارهای عصاره ِان هگزانی (۱۹/۵±۵۰/۴۰ درصد) و استونی (۱۴/۲±۹۱/۱۰ درصد) اختصاص دارد.
نمودار ۷ : اثر کشندگی عصاره میوه سبز کوچک زیتون تلخ استحصال شده با حلال های متفاوت (اتانول، متانول، استون، اِن هگزان و آب) روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا در شرایط آزمایشگاه
۴-۲-۳- بررسی اثرات حشرهکشی عصاره میوه سبز بزرگ استخراج شده با حلال های متفاوت روی پوره های ۲-۱ روزه و ۴-۳ روزه شته سیاه باقلا
نتایج تأثیر عصاره میوه سبز بزرگ و حلال های متفاوت روی درصد مرگ و میر پوره های شته سیاه باقلا در نمودار ۸ نشان داده شده است.
۲-۴-۲۲ فرایند توانمندسازی ۶۱
۲-۴-۲۲-۱ تسهیم اطلاعات ۶۲
۲-۴-۲۲-۲ خود مختاری و استقلال کاری در سرتاسر حد و مرزهای سازمان ۶۲
۲-۴-۲۲-۳ جایگزین کردن تیم های خود گردان به جای سلسه مراتبها ۶۲
۲-۴-۲۳ استراتژی های توانمندسازی ۶۲
۲-۴-۲۳-۱ استراتژی افزایش آگاهی جمعی از طریق داستان گویی ۶۳
۲-۴-۲۳-۲ استراتژی آموزش مهارتهای حل مسئله ۶۳
۲-۴-۲۳-۳ استراتژی آموزشهای مهارتهای پشتیبانی و تجهیز منابع ۶۳
۲-۴-۲۴ اقدامات عملی برای توانمند کردن کارکنان ۶۴
۲-۴-۲۴-۱ نشان دادن تعهد رهبراز طریق ۶۴
۲-۴-۲۴-۲ مورد توجه قرار دادن منافع کارکنان از طریق ۶۴
۲-۴-۲۴-۳ آموزش کارکنان جهت افزایش دانش ، مهارت و توانایی های آنان از طریق ۶۴
۲-۴-۲۴-۴ به کارگیری تیم های کیفی از طریق ۶۵
۲-۴-۲۴-۵ مشارکت کارکنان در برنامه ریزی و تسهیم اطلاعات عملکردی از طریق ۶۵
۲-۴-۲۴-۶ تفویض اختیار از طریق ۶۵
۲-۴-۲۵ تعاریف مفهومی از توانمندسازی ۶۶
۲-۴-۲۶ ابعاد توانمندسازی کارکنان از دیدگاه های مختلف انگیزشی و شناختی ۶۶
۲-۴-۲۷ مزایای توانمندسازی ۶۸
۲-۴-۲۸ فنون و ابزارهای توانمندسازی ۶۸
۲-۴-۲۸-۱ رهبری منابع انسانی ۶۸
۲-۴-۲۸-۲ خط مشی و استراتژی ۶۹
۲-۴-۲۸-۳ انگیزش ۶۹
۲-۴-۲۸-۴ آموزش ۶۹
۲-۴-۲۸-۵ مشارکت ۷۰
۲-۴-۲۸-۶ خلاقیت و نوآوری ۷۰
مقدمه ۷۲
۳-۱ روش تحقیق ۷۲
۳-۲ جامعه آماری ۷۳
۳-۳ نمونه آماری و تعیین حجم نمونه ۷۳
۳-۴ روش و ابزار گردآوری داده ها ۷۴
۳-۵ روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات ۷۶
۳-۶ روش تجزیه و تحلیل داده ها ۷۸
۳-۷ مدل توانمندسازی مهارتهای پرستاری ۸۱
مقدمه ۸۳
۴-۱ توصیف آماری ویژگی های پاسخ دهندگان ۸۳
۴-۱-۱ اطلاعات مربوط به جنسیت ۸۴
۴-۱-۲ اطلاعات مربوط به وضعیت تاهل ۸۴
۴-۱-۳ اطلاعات مربوط به وضعیت تحصیلات ۸۴
۴-۱-۴ اطلاعات مربوط به وضعیت استخدام ۸۵
۴-۱-۵ اطلاعات مربوط به سن ۸۵
۴-۱-۶ اطلاعات مربوط به سابقه کار ۸۵
۴-۲ تجزیه و تحلیل داده ها درارتباط بافرضیات تحقیق ۸۶
۴-۳ آزمون فرضیات ۸۶
۴-۳-۱ آزمون سه فرضیه اول تحقیق ۸۶
۴-۳-۲ آزمون ۳ فرضیه دوم تحقیق ۹۲
۴-۳-۳ آزمون ۳ فرضیه سوم تحقیق ۹۷
۴-۳-۴ آزمون ۳ فرضیه چهارم تحقیق ۱۰۰
۴-۳-۵ آزمون ۳ فرضیه پنجم تحقیق ۱۰۴
۴-۳-۶ آزمون ۳ فرضیه ششم تحقیق ۱۰۸
۴-۳-۷ آزمون ۳ فرضیه هفتم تحقیق ۱۱۲
۴-۳-۸ آزمون ۳ فرضیه هشتم تحقیق ۱۱۵
مقدمه ۱۲۱
۵-۱ یافته ها ونتایج آزمون فرضیات ۱۲۱