Marsh در سال ۲۰۰۰ در پژوهشی به ارتباط نارضایتی از بدن در متقاضیان جراحی زیبایی با اضطراب، افسردگی، انزوای اجتماعی، اختلالات روان پریشی، وسواس، تضعیف خودپنداره و اعتماد به نفس پرداخت.
همچنین Green and Pritchard در سال ۲۰۰۳ در مطالعه خود بیان کردند که نارضایتی و نگرانی نسبت به بدن و اشتغال ذهنی به تغییر دادن آن در بین جوانان داوطلب جراحی زیبایی بیشتر مشاهده میشود.
در مطالعهای افراد متقاضی جراحی زیبایی پس از عمل بهبودی بیشتری در حساسیت بین فردی، وسواس و نگرانی نسبت به ظاهر، جرأت ورزی، اعتماد به نفس و سازگاریهای اجتماعی از خود نشان دادند (De Sousa, 2007).
همانند دیگر تخصصها در پزشکی، مداخلههای جراحی زیبایی نیز باید قبل از آنکه بر روی بیماران اعمال شوند، تحت کارآزماییهای بالینی دقیقی قرار بگیرند. مرز بین نوآوری در جراحی و آزمایش بر روی انسان مرز مبهمی است و همیشه باید تأکید بر حفاظت از سلامت و تندرستی بیماران باشد.
در این باره، وضعیت روانی سالم نیز در میزان رضایت بعد از عمل جراحی زیبایی، محوری تعیین کننده است که مهمتر از تکنیک جراحی میباشد، در بررسی که بر روی ۱۵۱ نفر داوطلب جراحی زیبایی با بهره گرفتن از پرسشنامه ۹۰- SCL انجام گرفت، مشاهده شد که ۱/۷۰ % از متقاضیان دارای علایم روانشناختی مثبتی بودند، ۸/۲۷ % اختلال شکایات جسمانی، ۹/۱۳ % اختلالات پارانوئید، ۹/۹ % پرخاشگری، ۳/۷ % فوبی، ۶ % روانپریشی، ۶/۲ % وسواس، ۱/۳ % اضطراب، ۱/۳ % دچار نقض در روابط بین فردی بودند (توتونچی و همکاران، ۱۳۸۶).
مسعودزاده و همکاران در سال (۱۳۸۸)، روی ۵۰ فرد متقاضی جراحی زیبایی بینی با بهره گرفتن از پرسشنامه پنج عاملی شخصیت[۲۶] و سلامت عمومی[۲۷] مشاهده شد که در این افراد، الگوی شخصیتی باز بودن و برونگرایی بیشتر و بیثباتی هیجانی و توافق کمتر است و در وضعیت سلامت عمومی شکایتهای جسمانی، اضطراب، افسردگی و اختلال خواب وجود داشت.
اقدام به جراحی زیبایی در جامعه مدرن امروزی آنچنان همه گیر شده است که میتوان آن را حتی یک اپیدمی دانست.
۲-۱۵-۲- تأثیر جراحی زیبایی بینی بر عزت نفس و تصویر منفی فرد از خود
جراحی زیبایی یکی از مسایل مهم در حوزه پزشکی، فرهنگی و در زمره موضوعات مورد بررسی در جامعه شناسی بدن است. مطالعات قبلی نشان داده است که جراحی زیبایی در جامعه ایران، طی سالهای اخیر افزایش یافته است و سالیانه ۱۶۰ میلیارد ریال صرف انجام اعمال زیبایی میشود (مظلوم خراسانی، ۱۳۹۰). ایران همچنین رتبه اول را از نظر تعداد جراحیهای زیبایی انجام شده در جهان دارا میباشد، این جراحی بیشتر برای از میان بردن ناخشنودی افراد از ظاهر خود و در پارهای از موارد جهت افزایش عزت نفس انجام میشود (قعلهبندی و افخم ابراهیمی، ۱۳۸۳).
بدن افراد از تجربه های اجتماعی، به خصوص از هنجارها و ارزشهای گروههایی که به آن تعلق دارند، تأثیر میپذیرد. یکی از جنبه های روانشناختی مورد بررسی در ارتباط با جراحیهای زیبایی، تصویر منفی فرد از خود[۲۸] است. ویژگی اصلی آن، عبارت از اشتغال ذهنی فرد با نوعی ناهنجاری جسمی جزیی مرتبط باشد و دلواپسی بیمار در مورد آن افراطی و عذابآور است. افرادی برای بهبود تصویر ذهنی از ظاهر خود در جستجوی تغییراتی، از طریق رژیمهای غذایی، ورزش یا جراحی زیبایی هستند، دامنه تصویر ذهنی منفی و نگرانی از آن بسیار گسترده است و بیشتر افراد جوان را درگیر میکند. بیشترین اشتغال ذهنی مربوط به پوست، مو، بینی، چشمها، دهان، لبها، فک و چانه است، اما اشتغال ذهنی ممکن است به طور همزمان مربوط به چندین قسمت بدن باشد (Phillips, 2009).
تصویر بدنی برای اولین بار به وسیله Shilder در سال ۱۹۵۰ با چشماندازی روانشناسانه، به صورت «تصویری از بدنمان که ما در ذهنمان شکل میدهیم و شیوههایی که بدن برایمان آشکار میشود» تعریف شده است. این اشتغال ذهنی باعث میشود که افراد، زمان و هزینه زیادی را صرف تغییر در ظاهر خود کنند نارضایتی از تصویر بدنی پیامدهایی چون اضطراب، افسردگی، انزوای اجتماعی، اختلالات روانی، تضعیف خودپنداره و عزت نفس را در پی دارد. فشارهای هنجاری که از سوی چامعه به ویژه جامعه غربی، افراد بسیار نزدیک[۲۹] و رسانه ها به خصوص به زنان تحمیل میشود بر تصویر آنها از بدن خودشان تأثیر میگذارد و این تصویر نامطلوب، موجب به اقدام جراحی زیبایی میشود. به این ترتیب، اگر آنها از بدن خود احساس منفی نداشته باشند و از بدن و ظاهر خود راضی باشند، به احتمال کمتری دست به جراحی زیبایی میزنند (عنایت و مختاری، ۱۳۸۸).
مطالعات قبلی در زمینه تحلیل ارتباط بین تصویر منفی نسبت به بدن خود، بیشتر تمایل به تغییراتی در بدن خود از طریق جراحی زیبایی دارند. از این گذشته، با توجه به این که یکی از ابعاد عزت نفس، میزان احساس رضایت فرد از ویژگیهای جسمانی خود است، زنانی که اعتماد به نفس بالایی دارند کمتر تمایل به جراحی زیبایی دارند و از سوی دیگر، زنانی که تصویر منفی از بدن خود دارند، اعتماد به نفس کمتری دارند و سایر مطالعات نشان دادهاند که جراحی زیبایی، اثر مثبت و قابل توجهی در اعتماد به نفس، رضایت از خود، هویت خود جسمی، خود خانوادگی و خود اجتماعی دارد (توسلی و مدیری، ۱۳۹۱).
دیگر مطالعات پیگیرانه به برسی اثرات طولانی مدت جراحیهای زیبایی پرداختهاند. برای نمونه نشان داده شده است که جراحیهای زیبایی پش از دوره های پیگیری چند ساله بر بهبود تصویر فرد از خود و بهبود عزت نفس موثر بوده. و منجر به تغییراتی در وضعیت روانی (افسردگی و عزت نفس) افراد شده است، همچنین در افرادی که اقدام به جراحی بینی میکنند، ارتباط مثبت و معنیداری بین سلامت روانی و تصویر فرد از خود قبل و بعد از جراحی زیبایی وجود دارد (مظلوم خراسانی و همکاران، ۱۳۹۰).
به طور خلاصه، مطالعات قبلی نشان دادهاند که جراحیهای زیبایی میتوانند عامل تغییرات روانشناختی باشند که در زمره این تغییرات، میتوان از احساس شایستگی و عزت نفس نام برد. از سوی دیگر، تغییرات روانشناختی (برای نمونه داشتن تصویر منفی فرد از خود) نیز میتواند افراد را به سوی انجام جراحیهای زیبایی شوق دهند و یا این که به واسطهی جراحی زیبایی کاهش یابند. محققان نشان دادهاند که بیشترین بهبود پس از جراحی زیبایی، در مورد رضایت از ظاهر و اعتماد به نفس است. دیگر مطالعات نیز میزان بالایی از بهبود تصویر بدن و بهبود قابل توجهی در کیفیت زندگی و تصویر فرد از خود به دنبال عمل جراحی را گزارش نمودهاند (Smith, 2007).
مطالعات انجام شده در داخل کشور نشان دادهاند بین افسردگی و ارزیابی از ظاهر بعد از جراحی زیبایی رابطه منفی و همچنین بین سلامت روانی، مشکلات جسمانی و توجه به ظاهر، همبستگی منفی وجود دارد (خواجه صالحی، ۱۳۹۱).
پژوهشگران معتقدند که بهبود تصور فرد از ظاهر بعد از جراحی زیبایی، اثر قابل توجهی بر افزایش عزت نفس افراد اقدام کننده به جراحی زیبایی را فراهم میکند. جراحی، به طور معمول برای کاهش نارضایتی از ظاهر و افزایش عزت نفس صورت میگیرد. جراحی زیبایی، بیشتر برای از بین بردن ناخشنودی افراد از ظاهر خود انجام میشود (Hrabosky et al., 2009).
یکی از تبیینهای احتمالی برای تأثیر مشاهده شده جراحی زیبایی بر تصویر منفی فرد از خود، این است که افراد داوطلب جراحی زیبایی به طور معمول، ظاهر بیرونی خود را منفیتر از افراد غیر داوطلب ارزیابی و تصور میکنند (Henderson-King, 2005).
Crerand and Sarwer (2004)، جراحی زیبایی را به عنوان وسیلهای برای بهبود ظاهر فیزیکی و سلامت روانی گزارش کردند.
۲-۱۶- استرس، اضطراب و افسردگی در متقاضیان جراحی زیبایی
برای رسیدن به یک زندگی سالم و رضایت بخش و ایجاد سازگاری با خود و دیگران، داشتن یک تصویر ذهنی واقعبینانه و شایسته ضروری است و چنان چه فرد از نظر فیزیکی احساس خوبی نسبت به خودش داشته باشد، شانس بیشتری دارد که تصویر بدنی مثبتی نیز داشته باشد. اما گاهی استرس و اضطراب، دیدگاه های خودانتقادی یا پایین بودن میزان ارزشمندی فرد، بر اینکه چه حسی نسبت به بدن خودش داشته باشد تأثیر میگذارد که باعث میشود بسیاری از مردم به تغییر در ظاهر اندام خود بپردازند و اقدام به عمل جراحی پلاستیک بنمایند (Stwart, 2006).
در سالهای اخیر در ، بیشتر کشورهای پیشرفته فشار اجتماعی بر تصویر بدنی به میزان قابل توجهی در ارتباط با وزن و شکل بدن مطرح است و برای بسیاری از زنان یک بدن ایدهآل و زیبا مطابق با معیارهای اجتماعی روز، داشتن بدنی لاغر یا کمتر عضلانی است در حالی که برای مردان داشتن بدنی با ماهیچههای بزرگتر، ایدهآل محسوب میشود (Wright and Wright, 1975).
تصویر بدنی به ارتباط شخصی فرد با بدنش به خصوص باورها، افکار، ادراکات، احساسات و فعالیتهای فرد که با ظاهر فیزیکی او ارتباط دارد مربوط میشود (Kelly et al, 2001).
بر اساس تحقیقات Ivarsson و همکارانش (۲۰۰۵)، که به بررسی ارتباط میان خودپندارهی بدنی، افسردگی، استرس و اضطراب در گروهی از نوجوانان سوئدی پرداختند، مشخص گردید که تفاوت ارزیابیهای فرد از خودش با معیارهای ایدهآلش در مورد وضع ظاهری بدنی پایین بود و نمره افراد در تصویر از بدن با نگرش مثبت نسبت به لاغری، خلق و خوی منفی، علائم استرس و اضطراب و ترسهای اجتماعی و همچنین اضطراب فیزیکی همبستگی زیادی نشان داد.
تصویر ذهنی از بدن، یکی از ابعاد مهم خودظاهری و خودارزیابی در طی دورهی نوجوانی است و غالباً به صورت درجهای از رضایت از ظاهر فیزیکی (اندازه، شکل و ظاهر عمومی) تعریف میشود که در سنین نوجوانی به علت این که اثرات پیچیدهی روانی بر روی تمام مفهوم خود، تأثیر میگذارد، در این سن، مهم تلقی میشود.
بر اساس تحقیقات Gullone (1998) در امریکا کسانی که رضایت بیشتری از تصویر ذهنی بدن خود داشتند، از سلامت روانی (عدم وجود اضطراب و افسردگی) بالاتری برخوردار بودند.
تحقیقات Dishman و همکارانش (۲۰۰۶)، مشخص گردید که یک رابطه قوی و مثبت بین تصویر بدنی به طور کلی و عزت نفس و نیز یک رابطه معکوس متوسط بین عزت نفس و نشانه های افسردگی وجود دارد.
همچنین مشخص گردید که تغییر در آشفتگی تصویر ذهنی از بدن به طور معناداری با تغییرات در عزت نفس و عواطف منفی فرد پیرامون تصویر ذهنیاش از بدن همبستگی نشان میدهد (قلعه بندی و افخم ابراهیمی، ۱۳۸۳).
بر اساس نتایج حاصل از پژوهشهای Ivarsson و همکارانش (۲۰۰۵)، نیز مشخص گردید که تفاوت ارزیابیهای فرد از خودش با معیارهای ایدهآلش در مورد وضع ظاهری بدنی و پایین بودن نمره افراد در تصور از بدن با نگرش مثبت نسبت به لاغری، خلق و خوی منفی و علائم استرس و اضطراب و ترسهای اجتماعی و همچنین اضطراب فیزیکی همبستگی زیادی را نشان داد.
نتایج حاصل از تحقیقات Jennifer (2006)، در آمریکا نشان داد افرادی که دارای علائم معناداری در اختلال تصور بدنی بودند سطح بالای افسردگی، استرس، اضطراب و خودکشی را نشان داده و به علاوه، گروهی که علائمی از مشکلات وزن و بدشکلی بدن داشتند، به طور معناداری علائم (استرس پس از حادثه[۳۰])، ناسازگاری اجتماعی و مشکلات جنسی از خود نشان دادند. بر اساس تحقیقات مشخص گردید اختلال در تصویر بدنی منجر به ایجاد ابعادی از مشکلات شناختی، رفتاری و سلامتی میشود.
استرس به عنوان یکی از مشکلات روانی میتواند با عدم رضایت از تصویر ذهنی ارتباط داشته باشد و انسانها، زیبایی ظاهری را با ویژگیهای شخصیتی پسندیده همچون شایستگی، و پذیرش اجتماعی ربط میدهند (. Castle and Honigman, 2002).
۲-۱۷- اختلال بدشکلی بدن
ویژگی اصلی اختلال بدشکلی بدن[۳۱] که در گذشته بدشکلی هراسی[۳۲] نامیده میشد، عبارت است از اشتغال ذهنی با نوعی نقص در ظاهر فرد که این نقص یا خیالی است یا چنان چه نابهنجاری جسمی جزیی وجود داشته باشد، دلواپسی بیمار در مورد آن افراطی و عذابآور است. میزان شیوع اختلال بدشکلی بدن در عموم مردم در دو مطالعه ۷/۰ درصد گزارش شده است که شیوع بالایی در بین نوجوانان و بزرگسالان جوان دارد. شیوع اختلال بدشکلی بدن در حیطهی جراحی زیبایی در حدود ۵ درصد و در کلینیکهای جراحی پوست ۱۲ درصد میباشد همایندی مکرر بین اختلال بدشکلی بدن و دیگر اختلالات به ویژه با افسردگی، فوبی اجتماعی و اختلال وسواسی جبری[۳۳] وجود دارد. خصیصههای مشابهی در آسیبشناختی اختلال بدشکلی بدن با اختلال وسواسی جبری و فوبی اجتماعی وجود دارد. حتی بر اساس شباهت زیاد بین این دو اختلال، گاهی اوقات اختلال بدشکلی بدن به عنوان طیفی از اختلال وسواسی جبری مفهومسازی میشود (Otto et al., 2002).
۲-۱۸- اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت
فراشناخت عبارت است از هر نوع دانش یا فرایند شناختی که در آن ارزیابی یا کنترل شناختی وجود داشته باشد. از یک نظر آن را میتوان به عنوان یک جنبهی عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیتهای شناختی نقش دارد. نخستین بار آدرین ولز، درمان فراشناختی را معرفی کرد (Flavell, 1979).
علت پدید آمدن درمان فراشناختی پر نمودن نقصهای درمان شناختی بود، این روش درمانی از رفتار درمانی شناختی[۳۴] متفاوت است. زیرا به جای این که درمان شامل چالش با افکار و باورها در مورد تروما و یا مواجهههای مکرر و طولانی مدت با خاطرات مربوط به تروما باشد، شامل ارتباط با افکار به طریقی است که مانع ایجاد مقاومت و یا تحلیل ادراکی پیچیده شود و بتواند راهبردهای تفکر ناسازگار در مورد نگرانی و همچنین نظارت غیر قابل انعطاف بر تهدید را از بین ببرد. نظریههای شناختی در مورد آن چه که باعث به وجود آمدن الگوهای غیر مفید تفکر میشوند توضیحات مختصری ارائه کردهاند وجود باورهای منفی به طور مشخص نمیتوانند دربارهی الگوی تفکر و پاسخهای متعاقب آن توضیحی ارائه دهند. آن چه در این جا مورد نیاز است به حساب آوردن عواملی است که تفکر را کنترل کرده و وضعیت ذهن را تغییر میدهند. این عوامل اساس نظریهی فراشناختی است (Wells, 2000).
تحقیقات مختلف نشان دادند که بین جنبه های خاصی از فراشناخت با اختلالات روانشناختی رابطهای وجود دارد (Wells, 1994). مطالعهی Cooper and Osman (2007)، نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از لحاظ کنترل فکر در مورد بدشکلی ظاهر، باورهای مثبت و منفی دربارهی نگرانی نسبت به بدشکلی ظاهر، راهبردهای کنترل فراشناختی، رفتارهای ایمنی نسبت به افکار و تصاویر در مورد بدشکلی ظاهر و عینیت دادن به افکار و تصاویر مربوط به بدشکلی ظاهر خود از افراد گروه شاهد، متفاوت میباشند.
تحقیقاتی که در مورد درمان فراشناختی بر روی اختلالات هیجانی انجام شدهاند عبارتند از مطالعهی Wells و همکاران (۲۰۱۲) که با بهره گرفتن از مدل فراشناختی بر روی افراد مبتلا به اختلال اختلال وسواسی جبری دریافتند که تمام بیماران در پس آزمون، بهبودی معنیداری را در علایم اختلال وسواسی جبری نشان دادند که این نتایج در ۳ و ۶ ماه بعد نیز باقی ماندند.
در مطالعهای Ross and Van (2008)، با بهره گرفتن از مدل فراشناختی ولز جهت درمان اختلال اختلال وسواسی جبری بر روی گروهی از بیماران ( ۶ زن و ۶ مرد) و در دامنه ی سنی ۲۱ تا ۵۸ سال دریافتند که در پس آزمون و در ۳ و ۶ ماه از دورهی پیگیری ۷ بیمار، علایم کامل بهبودی را نشان دادند. مطالعاتی نیز کاربرد موفقیت آمیز مدل فراشناختی را در درمان اختلال اضطراب منتشر و درمان اختلال استرس پس از سانحه نشان دادهاند.
۲-۱۹- نظریه و ماهیت درمان فراشناختی[۳۵]
افکار مهم نیستند، اما پاسخ شما به این افکار مهماند. همه، افکار منفی دارند و هرکسی گاهی افکار منفی خود را باور میکند. اما همه دچار اضطراب، افسردگی و ناراحتی هیجانی پایدار و مداوم نمیشوند. پرسش مهم این است: چه چیزی افکار را کنترل کرده و تعیین میکند که آیا فرد میتواند خود را از شر این افکار منفی رها سازد یا این که در دام ناراحتی عمیق و مداوم گرفتار میشود؟
فرض کنید که فراشناختها مسئول کنترل سالم و ناسالم ذهن هستند. به علاوه، این اثر بر این اصل استوار است که آنچه هیجانها و نحوهی کنترل آنها را تعیین میکند، نه «چیستی» افکار فرد (به چه فکر می کند) بلکه چگونگی تفکّر فرد است. تفکر را میتوان به اُرکستر بزرگی تشبیه نمود که نوازندگان و آلات موسیقی زیادی در آن حضور دارند. برای تولید یک پیش درآمد قابل قبول، وجود دفتر نُت و رهبر ارکستر ضروری است. فراشناخت به مثابهی دفتر نُت و رهبر پشت تفکر است.
فراشناخت، کاربرد شناخت دربارهی شناخت است. فراشناخت فراوردهها[۳۶] و فرایندهای[۳۷] آگاهی را پایش[۳۸] (نظارت)، کنترل و ارزیابی[۳۹] میکند. برای بسیاری از ما، تجربهی ناراحتی هیجانی، گذرا و کوتاه مدت است، چون راه های مقابلهی انعطافپذیر با عقاید منفی ساختهی ذهنمان (مانند افکار و باورها) را آموختهایم. رویکرد فراشناختی بر این باور است که افراد به این دلیل در دام ناراحتی هیجانی گرفتار میشوند که فراشناختهای آنها به الگوی خاصی از پاسخدهی[۴۰] به تجربه های درونی[۴۱] منجر میشود که موجب تداوم هیجان منفی و تقویت باورهای منفی میشود. این الگو سندرم شناختی-توجهی[۴۲] خوانده میشود که شامل نگرانی، نشخوار فکری[۴۳]، توجه تثبیت شده[۴۴] و راهبردهای خودتنظیمی[۴۵] یا رفتارهای مقابلهای ناسازگارانه است. گوشه ای از این الگوی مخرّب را میتوان در پاسخ یکی از بیماران مشاهده کرد. از این بیمار پرسیده شد:
«مهمترین چیزی که در جریان درمان فراشناختی افسردگی آموختی ، چیست؟» او پاسخ داد: «مشکل اصلی من این نیست که افکار منفی دربارهی خودم دارم، مشکل اصلی نحوهی پاسخدهی من به این افکار است، دریافتم که عملکرد من مانند ریختن بنزین روی آتش است. من قبلاً متوجه این فرایند نبودم». این بیمار متوجه شد که پاسخهایش به افکار منفی خود، ناخواسته به شکلگیری سبک تفکر ناسازگارانهای منجر شده بود که خود انگارهی منفی او را تقویت میکرد.
درمان فراشناختی بر این اصل استوار است که فراشناخت برای درک نحوهی عملکرد شناخت و نحوهی تولید تجربه های هشیارانهی ما دربارهی خودمان و جهان اطرافمان بسیار مهم است. فراشناخت چیزهایی را که به آن توجه میکنیم و نیز اطلاعاتی را که واردهشیاری ما میشوند، تعیین میکند. همچنین فراشناخت ارزیابیهای ما را شکل میدهد و بر انواع راهبردهایی که برای تنظیم افکار و احساساتمان به کار میبریم، اثر میگذارد.
فرض بنیادی درمانهای شناختی-رفتاری[۴۶] سنتی مانند نظریهی طرحوارهای[۴۷] بک (بک، ۱۹۷۶-۱۹۶۷) و درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری[۴۸] (الیس، ۱۹۶۲ ؛ الیس و هارپر، ۱۹۶۷، ۱۹۷۶) آن است که اختلال یا سوگیری در تفکّر موجب اختلال روانشناختی، میشود. هر دوی این رویکردها بر نقش محوری باورهای ناکارآمد تأکید مینمایند. درمان فراشناختی به عنوان یک اصل کلی با این دیدگاه موافق است و همین امر آن را در زمرهی درمانهای شناختی قرار میدهد. با این حال، فرق آن با رویکردهای قبلی در توجه به سبک خاص تفکر و انواع باورهایی است که نظریههای دیگر به عنوان علت اختلال روانشناختی بر آنها تأکید نمیکنند. سبک تفکر مورد تأکید درمان فراشناختی، تحریفهای شناختی [۴۹]مانند معیارهای مطلقگرا یا تفکّر سیاه و سفید نیست. سبک مورد توجه درمان فراشناختی، سندرم شناختی-توجهی (CAS) است که با درگیری افراطی در تفکر کلامی مداوم و مشغولیت ذهنی به شکل نگرانی و نشخوار فکری مشخص میشود. این وضعیت با سوگیری توجهی[۵۰] خاص که در آن توجه فرد بر تهدید متمرکز میشود، همراه است. باورهایی که در درمان فراشناختی حایز اهمیت هستند، شناختهای معمولی[۵۱] مورد توجه در درمان هایی شناختی-رفتاری و عقلانی-هیجانی- رفتاری، دربارهی جهان، خود جسمانی[۵۲] و خود اجتماعی نیستند، بلکه باورهای فرد دربارهی تفکّر (باورهای فراشناختی[۵۳]) هستند (شفیعی سنگ آتش و همکاران، ۱۳۹۱).
رویکرد درمان شناختی-رفتاری سنتی به اختلال روانشناختی بیان میکند که این رویدادها نیستند که موجب مشکلات روانشناختی میشوند، بلکه شیوهی تفسیر این رویدادها باعث بروز مشکلات میشود. درمان شناختی-رفتاری با معانی که افراد به تجربه های خود نسبت میدهند، سروکار دارد. این دیدگاه فرض مینماید که مشکلات روانشناختی نتیجهی نگرشهای تحریف شده و نادرست فرد نسبت به خود و جهان است. از این رو درمان شناختی-رفتاری به تغییر محتوای افکار و باور شخص دربارهی درست بودن این محتوا میپردازد. در مقابل، درمان فراشناختی با شیوهی تفکر افراد سروکار دارد و معتقد است که مشکلات افراد، محصول سبک تفکر انعطاف ناپذیر و تکراری در واکنش به افکار، احساسات و باورهای منفی است. این رویکرد درمانی بر تغییر این سبک پردازشی غیرمفید تأکید میکند. رویکرد فراشناختی تأکید مینماید که هرگونه چالش با موضوعات شناختی (محتوا)، به طور انحصاری در سطح فراشناختی رخ میدهد. برای مثال اگر بیمار افسردهای را که معتقد است «من بیارزش هستم» در نظر بگیریم، درمانگر شناختی-رفتاری با طرح این سؤال که «چه شواهدی برای این طرز فکرتان دارید؟» به مبارزه با این مسأله میپردازد. در مقابل، درمانگر فراشناختی میپرسد: «در ارزیابی میزان ارزشمندی خود، چه نمرهای به خودتان میدهید»
هر دو رویکرد شناختی-رفتاری و درمان فراشناختی تأکید مینمایند که محتوای باورها و افکار، نوع اختلال تجربه شده را تعیین میکنند. افکار مربوط به خطر موجب اضطراب میشوند و افکار مربوط به فقدان و بیارزش شمردن خود، به احساس غمگینی منجر میشوند.
درمان فراشناختی ادعا میکند که این نوع محتوا موجب اختلال نمیشود، چون اکثر افراد این نوع افکار را دارند، اما در بسیاری از آدمها هیجانهای منفی موقّتی و گذرا هستند. اختلال هیجانی مشکلی است که در آن فرد گرفتار حالت پریشانی میشود. این نوع اختلال مزمن یا عود کننده است. اختلال هیجانی پیامد فرایندهای فراشناختی است که به شکلگیری سبکهای تفکّر خاصی منجر میشوند و فرد را در وضعیتهای طولانی مدت و عود کننده پردازش منفی اطّلاعات مربوط به خود گرفتار میسازند. به طور کلی، درمان فراشناختی با عواملی سروکار دارد که منجر به تفکر پایدار و مقابلهی نامناسب میشوند. در درمان شناختی-رفتاری فرض بر این است که تفسیرهای غلط فرد از رویدادها، از باورهای او نشأت میگیرند، اما باورهای مورد تأکید، در حیطهی شناختی متداول و معمول قرار دارند. این باورها شامل باورهایی از قبیل «جهان خطرناک است» و «من بیکفایتم» هستند.
۲-۲۰- انواع تغییر فراشناختی
درمان فراشناختی بر دو نوع تغییر فراشناختی بنیادی تأکید میکند. این تغییرات عبارتند از:
د: اهمیت ایران برای اروپا
ـ موقعیت ژئوپلتیک ایران.
ـ ارتقای نقش منطقهای ایران در سالهای اخیر.
ـ برخورداری از منابع انرژی.
ـ بازار مناسب برای کالا، خدمات و تکنولوژی اروپا.
ه : اهمیت اروپا برای ایران
ـ نفوذ در ارگانهای مهم تصمیمگیری در سطح بینالملل.
ـ بزرگترین قطب تجاری جهان.
ـ یکی از منابع اصلی اقتصادی، مالی، اعتباری و سرمایهگذاری در جهان.
ـ دارای تکنولوژی پیشرفته.
ـ ایجاد توازن برای ایران در تعامل با قدرتهای بزرگ دیگر.
و: آسیبشناسی روابط
ـ عوامل بسترساز
ز: آسیبشناسی روابط
ـ عوامل بازدارنده
ح: راهکارهای تنظیم روابط (۱)
اتخاذ استراتژی رقابت و همکاری.
اصلاح تصویر و برداشت از جمهوری اسلامی نزد افکار عمومی و مسئولین اروپایی و بالعکس در ایران.
همکاری در حل مسائل منطقهای.
تنظیم روابط با اتحادیه اروپا به موازات تنظیم روابط دو جانبه با اعضای اتحادیه.
ط: راهکارهای تنظیم روابط (۲)
پرونده هستهای: عامل بازدارنده و فرصتساز.
خنثی کردن تلاشهای آمریکا و برخی از کشورهای عربی در جهت ارائه تصویری تهدیدآمیز از ایران.
لزوم گسترش روابط و مبادلات فرهنگی (در حوزههای علمی، دانشگاهی، آموزشی، هنری، ورزشی و غیره).
ی: راهکارهای تنظیم روابط (۳)
گسترش روابط اقتصادی بر مبنای منافع طرفین.
انرژی: عاملی برای برقراری پیوندهای نزدیکتر.
نیاز به اعتمادسازی با تکیه بر منافع مشترک.
جامعه اروپایی یک ساختار ژئوپلوتیکی از نوع جدید است. این جامعه از همگرایی تدریجی و داوطلبانه کشورهای مستقل با هدف تشکیل یک فدراسیون و یا یک اتحادیه سیاسی بر اساس دیدگاه روبرت شومان[۱۶۰] وزیر امور خارجه فرانسه که پدر اروپا به او میگویند تشکیل شده است. او در ۱۹۵۰ گفته بود که «بنیانگذاری یک اروپای نیرومند و متحد یکی از عوامل اصلی و مهم بقا و تأمین صلح جهانی است و اگر وحدت اروپا چند سال قبل علمی شده بود، بدون شک بشر با جنگ خانمانسوز دوم روبرو نمیشد. برای اینکه وحدت اروپا جامه عمل بپوشد، باید دوگانگی آلمان و فرانسه از بین برود.[۱۶۱]
مرور کلی پیشرفت کار اتحادیه اروپایی در گذشته و حال نشان میدهد که نفس اتحاد اروپا به عنوان یک آرمان و ضرورت نظم جدید اقتصادی ـ سیاسی جهان بیشتر از گذشته مطرح میگردد، ولی در مورد کیفیت آن ابهامها برطرف نشده است. مهمترین عواملی که اکنون مد نظر است، گسترش اروپای متحد در بخشهای مرکزی و شرقی اروپاست. تداوم پیشرفت کار اتحادیه در زمینه حذف موانع فنی، فیزیکی، مالی و امنیتی، حرکت آزادانهتر کالا، سرمایه، نیروی کار و خدمات نیز مطمح نظر است.[۱۶۲] اتحاد کامل به نظر میرسد به عوامل مهمتری نیاز داشته باشد که همانا عوامل سیاسی و اجتماعی است، در این زمینه نقاط افتراق و تفاوت نظرگاههای بخشهای مختلف اروپا مدنظر میباید قرار گرد. به عنوان مثال انگلستان در عین حال که از لحاظ اقتصادی یکی از اعضای مؤثر اروپای متحد است، اما تحفظهای متعددی در مورد وحدت پولی و سیاسی اروپا دارد.[۱۶۳]
در اول مه ۲۰۰۴ ، همزمان با جشنهایی در سراسر اروپا، ده کشور از اروپای مرکزی و شرقی به اروپای متحد پیوستند. توسعه اتحادیه اروپایی امری است که از ابتدا مدنظر رهبران اروپایی بوده است. اتحادیه ذغال سنگ و فولاد اروپا در ۱۹۵۱ تشکیل گردید که مؤسسان آن شش کشور فرانسه، آلمان، ایتالیا، بلژیک، هلند و لوکزامبورک بودند. همین اعضا جامعه اقتصادی اروپا و انجمن اروپایی انرژی هستهای را تا ۱۹۵۷ به وجود آوردند.
در ۱۹۷۳ ایرلند، انگلستان و دانمارک به بازار مشترک اروپا پیوستند و در ۱۹۸۱، یونان و در ۱۹۸۶، اسپانیا و پرتقال، و در ۱۹۹۵ اتریش، سوئد و فنلاند به عضویت باشگاه اروپایی درآمدند. در ۱۹۹۰ جمهوری دموکراتیک آلمان با بخش غربی در هم ادغام و جمهوری آلمان را به وجود آوردند. تنها کشوری که از جامعه اروپا بیرون رفت، کشور گرینلند در سال ۱۹۸۴ بود. دایره پنجم بزرگتر شدن اروپای واحد در مه ۲۰۰۴ رخ داد. زمانی که ده کشور قبرس، مالت، لهستان، مجارستان، جمهوری چک، اسلواکی، اسلوونی، استونی، لتونی و لیتوانی به عضویت اتحادیه اروپایی پذیرفته شدند.[۱۶۴] مرزهای جدید اروپای متحد تا سرحدات روسیه گسترش یافت. اکثر کشورهای پذیرفته شده، از کشورهای بلوک شرق سابق بودند.
نکته دیگر در فرآیندهای همگرایانه در میان اروپائیان، موضوع قانون اساسی واحد است. در ۲۹ خرداد ۱۳۸۳ (۱۸ ژوئن ۲۰۰۴) در بروکسل، رهبران اتحادیه اروپا متن اولین قانون اساسی اتحادیه را به تصویب رساندند. متن قانون اساسی اتحادیه اروپا حدوداً ۱۰۰ صفحه و در برگیرنده تمام قراردادهای پیشین اتحادیه اروپا است، ضمن اینکه در قانون اساسی نکتههای تازهای مطرح شده و به نهادهای اروپایی جنبه قانونی داده و اصولی را پذیرفته است که به موجب آنها همه تصمیمهای اکثریت باید با توجه به خواست اکثریت کشورهای عضو و اکثر مردم کشورهای عضو اتخاذ شود. از جمله نکات متن قانون اساسی آن است که برای به تصویب رساندن آن علاوهبر کشورهای عضو، شهروندان کشورهای عضو نیز باید به آن رأی مثبت دهند. تصویب نهایی قانون اساسی به دلیل به همهپرسی گذاشتن آن از سوی برخی کشورهای عضو، چالش بزرگی محسوب میشود. این قانون اساسی برای برخورداری از جنبه اجرایی اینک باید به تصویب هر یک از ۲۵ کشور عضو اتحادیه برسد.
متن نهایی قانون اساسی اتحادیه اروپا که به تأیید رهبران اتحادیه رسیده است، تصمیمگیریها و اقدامات اتحادیه اروپا در اغلب زمینهها را بسته به رأی اکثریت قابل کشورهای عضو میداند که باید دستکم ۱۵ کشور و ۶۵ درصد از جمعیت ۴۵۰ میلیونی اتحادیه را در بر گیرد. در متن قانون اساسی اتحادیه اروپا، در حوزههایی چون مالیاتگذاری و سیاست خارجی و دفاعی، حق وتوی کشورهای عضو محفوظ داشته شده است. دست کم ده کشور عضو اتحادیه اروپا در نظر دارند متن این قانون اساسی را به همهپرسی گذارند.
ترکیه و عضویت او در اتحادیه اروپایی، یکی از موضوعات جالب برای تحلیل دیدگاه اروپا نسبت به یک کشور مسلمان است. در عین حال که ترکیه، همه پیش شرطهای اروپا برای عضویت را برآورده ساخته و حتی در مورد قبرس شمالی نیز انعطاف قابل توجهی نشان داد، اما در عمل اتحادیه اروپا همچون یک باشگاه مسیحی از ورود ترکیه تاکنون جلوگیری نموده است.
روسیه با توجه به اشتراکات مذهبی، زبانی و فرهنگی با اروپا، خود را یک کشور اروپایی احساس می کند، اما رابطه این کشور با اتحادیه اروپا همراه با چالشهای فراوانی است. به صورت کلی میتوان گفت که پوتین مایل است همزمان با اروپایی بودن آسیایی نیز باقی بماند و به همین جهت سازمان همکاریهای شانگهای، سازمان همکاریهای اقتصادی اورآسیا و قرارداد امنیت دستهجمعی از نگاه روسیه اهمیت کمتری از نهادهای اروپایی همچون اتحادیه اروپا، سازمان همکاری و امنیت اروپا و نهاد امنیتی غرب یعنی ناتو ندارد.
نوآوری و منحصر به فرد بودن شبکه
این شبکه دارای نوآوری است.
طرح این شبکه ابداعی است.
این شبکه خلاقانه است.
جاذبه عاطفی
اثر عاطفی کاربرد شبکه و هیجان پیچیدگی آن
زمانی که به سراغ این شبکه میروم، احساس شادمانی میکنم.
زمانی که از این شبکه استفاده میکنم، خوشحالم.
در زمان استفاده از این شبکه ، با آن احساس همدلی میکنم.
روابط دوستانه
تصویر همگون
عدم ایجاد تناقض در کاربران توسط شبکه از طریق به کار بردن تصاویر ناهمگون یا تصاویر مستند شده توسط دیگر رسانهها
این شبکه تصویر مناسبی از سازمان ترسیم میکند.
این شبکه کاملاً با تصویر سازمان سازگار است.
تصویر شبکه با سازمان انطباق دارد.
کامل بودن پیوسته
(on line)
ایجاد امکان برای انجام همه معاملات لازم به صورت پیوسته (on line) مانند سفارش خرید از طریق شبکه
این شبکه اجازه تبادلات پیوسته (on line) را میدهد.
تمام کارهایی که با سازمان دارم، از طریق شبکه آن انجام میشود.
تقریباً همه فرایندهای تجاری که در صدد اجرای آنها هستم، از طریق این شبکه تکمیل میشود.
مزیت نسبی
دارا بودن ارزش برابر یا برتر از دیگر راههای کامل با سازمان
استفاه از این شبکه به منظور انجام کارهایم در سازمان آسانتر از ارسال دورنگار یا مطالبه پستی است.
کاربرد این شبکه آسانتر از تماس تلفنی با نماینده سازمان است.
این شبکه گزینه مناسبی برای درخواست خدمات به مشتری است.
* پس از تحلیل های صورت گرفته در آخرین پژوهشهای ارزیابی کیفی خدمات اطلاع رسانی شبکه ها با رویکرد وب کوال، دو سازه «کیفیت اطلاعات» و «عملکرد متناسب با وظیفه» در هم ادغام شده و به صورت یک سازه با عنوان «اطلاعات متناسب با وظیفه» پذیرفته شده است (لویاکونو، واتسونو گودهو، ٢٠٠۵).
ارائه خدمات با کیفیت به کاربران، از چالشهای مهم عصر حاضر میباشد، و مدیران این مراکز در تلاش هستند تا اندیشه و فرهنگ کاربر محوری را در سازمانهای خود توسعه دهند و از طریق تمرکز بر نیازهای کاربران و پاسخگویی صحیح به خواستههای آنها، ضمن ایجاد مزیّت رقابتی، زمینههای دستیابی به تعالی عملکرد سازمان خود را فراهم سازند.
در عصر حاضر، اطلاعات موجود در شبکه های سازمانی نه تنها درگاه ورودی کاربران به هریک از سازمانها تلقی میشوند، بلکه کمّ و کیف ارائه خدمات اطلاع رسانی و دسترسی به تولیدات علمی روزآمد توسط آنها، تصویری را در ذهن کاربران پدید میآورد که براساس آن درباره کلیت سازمان داوری میکنند، لذا باید سازمانها در طراحی و حفظ چرخه حیات شبکه خود بیش از پیش کوشا بوده، در این راستا به دو مطلب بیندیشند:
بدینترتیب،یک بار استفاده ازیک شبکه ، ارزش هایی را در ذهن کاربر ایجاد میکند که هرگونه رفتار بعدی نسبت به آن شبکه ناشی از داوری هایی است که قبلاً در آن مورد داشته است و تکرار آن سبب ایجاد تصویری کلی از شبکه خواهد شد. در این زمینه، تنها راه تغییر تصویر ذهنی کاربران نسبت به خدمات اطلاعاتی شبکه، اصلاح مستمر آن و سرمایهگذاری در جهت بهینهسازی کلیه مؤلفهها، سازهها و مقولههای آن و در نتیجه یکپارچهسازی و کلّیت بخشیدن به شبکه است (احمدی، ۱۳۸۶).
۲-۵- توسعه همخانوادههای نفوذ جدید براساس جویچه
۲-۵-۱- دادههای مرجع آبیاری جویچهی
همخانوادههای نفوذ برای چهار مجموعه مربوط به آبیاری جویچهای و چهار مجموعه مربوط به آبیاری کرتی و نواری اصلاح شدند. این چهار مجموعه عبارتنداز:
منابع اطلاعاتی زیادی که در زمان ارزیابیهای جریان پیوسته آبیاری جویچهای بهدست آمده بودند، برای فرموله کردن خانوادههای نفوذ در جویچه مورد استفاده قرار گرفتند. فنگمیر و رمزی (۱۹۷۸) یک سری از دادههای مربوط به هفت ارزیابی انجام شده در جویچههای دقیق در یک خاک لوم شنی در آریزونا را ارائه کردند ]۲۴[. الیوت و واکر (۱۹۸۲) دادههای بیش از ۱۰۰ مزرعه مورد مطالعه برای ارزیابی توابع پیشروی و نفوذ در جویچه را که از سه سایت در کلرادو و از بافتهای لوم شنی تا لوم رسی جمع آوری شده بود، منتشر کردند ]۲۳[. واکر و هامفریز (۱۹۸۳) اطلاعاتی در خصوص چهار مقایسه جریان پیوسته و موجی را از یک مکان با خاک لوم شنی در یوتا و یک مکان با خاک لوم سیلتی در آیداهو ارائه کردند ]۴۰[.
آزمایشهای زیادی هم مربوط به نفوذ در آبیاری موجی توسط در نقاط مختلف آمریکا از جمله یوتا، کانزاس، کارادو، تگزاس، اکلاهما، ارکانزاس، منتانا و واشنگتن انجام و نتایج مربوطه گزارش شدند. اگرچه این دادهها محدوده مشابهی از شرایط و ویژگیهای خاکها را که در آزمایشهای جریان پیوسته مدنظر بودند، در بر میگرفتند، اما از مکانهای متفاوت زیادی برداشت شدند. تعداد آزمایشهای مربوط به آبیاری موجی در حدود نصف آزمایشهای آبیاری با جریان پیوسته بود ]۲[.
۲-۵-۲- ارائه معادلات نفوذ گروهبندیشده
شماره منحنیها یا گروههای نفوذ جدید، IF، با همان دامنه ۰۲/۰ تا ۴ در گروههای نفوذ متداول، و در ۱۹ گروه، بر اساس میانگین شدت نفوذ ششساعت اوّل آبیاری (شدت نفوذ ششساعته) بیان شدهاند. این شمارهها در اوّلین آبیاری مزرعه (با آبنمود[۴] جریان ثابت)، همانند مقادیر همخانوادههای نفوذ اولیه است، اما برای آبیاریهای بعدی کاهش مییابد.
مقادیر a، k و fo برای جریان پیوسته در اولین آبیاری (شرایط مرجع)، متناسب با شدت جریان مرجع و محیط خیسشده مرجع ، از شماره همخانواده نفوذ (IF)، به شرح زیر بدست میآید ]۲[:
ضرایب معادلات نفوذ در شرایط مرجع، در مرحله بعد با بهره گرفتن از شرایط واقعی مزرعه تعدیل میشوند:
الف- «تعدیل روش آبیاری» برای آبیاری به شکل غیرجویچهای
جهت تعیین ضرایب معادله نفوذ مرجع برای آبیاریهای غیرجویچهای (نواری و کرتی)، لازم به توجه است که نفوذ دوبعدی در جویچهها متفاوت از نفوذ یک بعدی در نوارها و کرتها بوده و ازطرفی، در جویچهها هم نفوذ افقی و عمودی متفاوت میباشد. بنابراین، نیاز به تعریف یک «محیط خیسشده معادل، Peqv » وجود دارد. محیط خیسشده معادل، مقداری مجازی است که نفوذ از آن بطور یکنواخت صورت میپذیرد و از معادله تقریبی زیر قابلتخمین میباشد:
(۲-۱۶)
با این تعریف میتوان معادله نفوذ مرجع برای آبیاری نواری و کرتی را بدست آورد و فرض میشود توان معادله در روشهای مختلف آبیاری یکسان باشد ]۲[:
ب- «تعدیل شرایط آبیاری» (آبیاری غیراوّل و جریان ورودی غیرثابت)
شرایط آبیاری مختلف شامل آبیاری غیراوّل و تغییرات موجیشکل جریان ورودی با «ضریب شرایط آبیاری، ICF; Irrigation Condition Factor » به معادله مطلوب و منطبق با شرایط موردنظر تبدیل میشود:
«ضریب شرایط آبیاری، ICF» برای آبیاری با آبنمود ثابت در نوبت غیراوّل، برابر ۸۰/۰، برای آبنمود موجی در آبیاری اوّل، برابر ۸۵/۰، و برای آبنمود موجی در آبیاری غیراوّل، برابر ۷۵/۰ میباشد. در این حالت، همه ضرایب سهگانه نفوذ با تغییر شرایط آبیاری تعدیل میگردند ]۲[.
پ- «تعدیل شرایط هیدرولیکی جریان» برای شدت جریان و محیط خیسشده غیرمرجع
بطور کلّی، زمانیکه یک معادله نفوذ مربوط به یک سامانه آبیاری جویچهای موجود باشد (استخراج از جداول گروههای نفوذ و یا از طریق آزمون مزرعهای)، این معادله متناظر با یک شدت جریان و محیط خیسشده مشخصی است، که از آنها به شدت جریان و محیط خیسشده مرجع یاد میشود: QRef و PRef. جهت تعدیل معادله نفوذ برای کاربرد آن در شرایطی که مقدار شدت جریان آن Qact متفاوت از شدت جریان معادله نفوذ (مقدار مرجع) باشد، میتوان محیط خیسشده حاصل از آن (Pact) را برآورد نموده و معادله نفوذ را تعدیل نمود:
در این رابطه، مقدار حاصل از معادله نفوذ مرجع در مقدار واقعی محیط خیسشده PAct، نسبت به محیط خیسشده مبنا PRef ، محاسبه میگردد. محیط خیسشده در شرایط کاربردی (غیرمرجع) با بهره گرفتن از روابط شکل مقطع جریان (مشابه سطح مقطع) محاسبه میشود:
بدیهی است، برای پوشش همه شرایط غیرمرجع، یعنی برای آبیاریهای نواری و کرتی، و لحاظ شرایط آبیاری غیرمرجع (آبیاری غیراوّل یا آبیاری موجی)، و همچنین برای شدتجریان، شیب و ضریبزبریِ متفاوت از شرایط مرجع، ضرایب و توان معادله نفوذ بصورت زیر تعدیل میگردد:
در عین حال، بجز عوامل پیشگفته (روش و نوبت آبیاری، آبنمود جریان ورودی و شدت آن، همچنین محیط خیسشده) که به دلیل تأثیر بر فرایند نفوذ، در تعدیل معادلات گروهبندیشده استفاده شدند، عوامل دیگری مانند رطوبت خاک،ضریب زبری، و شیب را نیز میتوان نام برد که در تحقیقات مورد توجه قرار گرفتهاند ]۲[.
۲-۶- عوامل مؤثر بر نفوذ در آبیاری جویچهای
در این بخش به چهارعامل اساسی و مهم که تاثیر فراوانی بر میزان نفوذ آب به خاک دارند اشاره خواهد شد.
۲-۶-۱- تاثیر محیط خیسشده بر مقدار نفوذ
نفوذ مهمترین فاکتور مؤثر در آبیاری سطحی است. نفوذ آب به خاک پدیدهای پیچیده است که به نوع خاک، شرایط سطح آن، فرصت زمان نفوذ و عوامل دیگر بستگی دارد. اکثر معادلات نفوذ برای بیان نفوذ آب به خاک، با فرض جریان یک بعدی نفوذ و به صورت تابعی از فرصت نفوذ ارائه شدهاند. اما در آبیاری جویچهای جریان نفوذ دو بعدی است و تعیین عمق آب نفوذیافته در جویچهها، به دلایل متعدد از جمله تغییر در سطح تماس آب با خاک، اثر جویچههای مجاور، شکل هندسی جویچهها و عوامل دیگر پیچیدگی بیشتری دارد. به عبارت دیگر، نفوذ آب در جویچه ها تنها تابعی از فرصت نفوذ نیست، بلکه به اندازه و ویژگیهای سطحی که نفوذ از آن صورت میگیرد نیز بستگی دارد ]۱و۲۴و۳۵[. مناسبترین متغیری که تاکنون برای اصلاح معادلات نفوذ پیشنهاد شده محیط خیس شده میباشد ]۱و۳و۳۵[.
در پژوهشی دیگر حدود یکسوم تغییرات نفوذ را به تفاوت در محیط خیسشده نسبت میدهند و باقی این تغییرات را ناشی از خطای اندازهگیری و تغییرات ویژگیهای خاک می دانند. تعدیل محیط خیسشده یکی از موضوعهای جالب توجه و مورد بحث در مدلهای آبیاری جویچهای است. در این حالت فرض می شود که محیط خیس شده با حرکت در طول جویچه و کاهش دبی جریان به علت نفوذ کاهش مییابد و بنابراین برای محاسبه نفوذ در هر گره محاسباتی، تاثیر این امر باید لحاظ شود ]۳و۱۹و۲۸[.
عمق نفوذ در هر منطقه ای تابعی از محیط خیس شده، سرعت نفوذ پایه و فرصت نفوذ و ویژگیهای نفوذ پذیری خاک می باشد و تغییرات هر کدام از این پارامترها موجب تغییرات نفوذ میشود ]۲۹[.
در بسیاری از مدلهای آبیاری جویچه ای فرض میشود که با وجود کاهش جریان در طول جویچه، اندازه محیط خیسشده تقریباً ثابت باقی میماند، بنابراین در این مدلها ورود آب به خاک تنها تابعی از فرصت نفوذ در نظر گرفته میشود ]۳۹[.
با توجه به معادلات پیشین مقدار آب نفوذیافته در سیستم آبیاری سطحی بهویژه آبیاری جویچهی تحت تاثیر محیط خیسشده است ]۱۸و۳۰و۳۵[.
بر اساس مطالعات انجام شده، استفاده از تابع نفوذ با در نظر گرفتن تغییرات محیط خیسشده در مدلهای آبیاری سطحی بهویژه در آبیاری جویچهی تاثیر قابل توجهی بر توزیع نهایی آب در طول مزرعه دارد. نتایج این مطالعه نشان داد که در نظر گرفتن تاثیر محیط خیسشده در تخمین پارامترهای معادله نفوذ، تقریب بهتری از شرایط واقعی مزرعه ارائه میدهد ]۱۴و۳۲[.
تاثیر محیط خیسشده بر دقت تخمین نفوذ تجمعی و نفوذ پایه (در حالت ماندگار) در کلرادو آیداهو در خاکهای لوم رسی و لوم سیلتی مورد مطالعه قرار گرفت. طبق نتایج این مطالعه در شیبهای تندتر از شیب متوسط (۶ در هزار) در خاکهای مورد آزمایش اثر سرعت جریان موجب فرسایش خاک و انسداد منافذ آن شده و رابطه مشخصی بین محیط خیسشده و نفوذ وجود ندارد ولی در سایر شیبها و بخصوص در جویچههای انتها بسته تغییرات نفوذ تجمعی به صورت قابل توجهی به تغییرات محیط خیسشده بستگی دارد ]۳۷[.
محیط خیس شده بر عمق نفوذ و نهایتاً دقت تخمین پارامترهای معادله نفوذ موثر است همچنین سرعت نفوذ آب در خاک به صورت خطی با محیط خیس شده تغییر میکند ]۲۴[.
نتایج پژوهشها در بررسی تاثیر ویژگیهای خاک و محیط خیسشده در شبیهسازی آبیاری جویچهی نشان دادکه دقت برآورد ضریب یکنواختی آبیاری با اعمال پارامتر محیط خیسشده افزایش یافت ]۳۲[.
با توجه به پژوهشهای صورت گرفته با بهره گرفتن از مدل رایانهای برای بررسی تاثیر عمق آب و محیط خیسشده بر نفوذ در آبیاری جویچهی همبستگی مثبتی بین عمق آب، محیط خیسشده و سرعت نفوذ آب به خاک وجود دارد ]۳۱[.
برای اندازه گیری محیط خیس شده روش های مختلفی وجود داد، روش هایی مانند مقطع سنجی، معادلات سهمی، معادله مانینگ و روش SCS استفاده می شود.مقطع سنجی به دلیل اینکه تمام محیط را در نظر می گیرد دقیق ترین روش برای محاسبه محیط خیس شده است و در میان سه روش دیگر، محیط خیس شده محاسبه شده به روش معادلات سهمی، به روش مقطع سنجی نزدیکتر است ]۴و۶[.
۲-۶-۲- تاثیر ضریب زبری بر مقدار نفوذ
از عوامل مهم در حرکت آب در آبیاری جویچه ای، مقاومت در برابر جریان آب است. نیروی مقاومتی که از کف جویچه بر آب اعمال می شود عبارت است از تنش برشی و نیروی مقاومت ناشی از عوامل جانبی مانند زبری سطح خاک و پوشش گیاهی. این مقاومتها، در خلاف جهت حرکت آب در جویچه ایجاد عامل زبری میکند که با ضریب زبری مانینگ(n) بیان میشود ]۱۷و۲۶و۳۴[.
پایانه اول معروف به بازار گل امام رضا در جاده خاوران کیلومتر ۳ اتوبان تهران مشهد واقع شده و از آنجا بیشتر گل به صورت عمده فروشی برای شهرستان ها فرستاده می شود و روزانه بیش از ۱۰۰ میلیون شاخه از انواع مختلف گل در آن وارد و مورد معامله قرار می گیرد؛ علاوه بر ۶۲۰ غرفه ذکر شده عده ای از عرضه کنندگان به علت عدم توانایی پرداخت اجاره محل و یا موقت بودن فعالیت شان گل های خود را در کنار دیوارهای سوله ها عرضه می کنند و جزء غرفه داران بی سقف محسوب می شوند (محمدی، ۱۳۸۷).
این بازار سنتی بزرگترین محل تجارت گل در ایران است که با وجود اهمیت این بازار در تجارت گل و گیاه کشور، موانع و مشکلات متعددی بر فعالیت تجاری این مرکز حاکم است. هزینه های جاری و نگهداری بازار زیاد که درآمدهایی که منحصرا بابت وصولی اجاره محل ها دریافت می شود در مقابل آن ناکافی است و امکان تامین تجهیزات بهتر محدود و ناممکن است.
بازار گل فاقد یک سردخانه مجهز برای نگهداری محصولات است و لذا فروشندگان چنانچه هر روز موفق به فروش گل های عرضه شده به بازار نباشد، متحمل خسارت می شوند (امیری، ۱۳۸۳).
دومین پایانه بازار گل شهید محلاتی است، که از این پایانه علاوه بر بنکداران، مغازه داران تهرانی و شهرستانی و بعضی از مصرف کنندگان خصوصی نیز خرید می کنند، روزانه یک میلیون شاخه گل زینتی از باغ های شمال کشور، محلات، کرج و باغ های اطراف تهران در این بازار عرضه می شود (آقاجانی، ۱۳۸۳).
گل از محصولاتی است که فساد پذیری آن بالا است، با این وجود به علت عدم وجود سردخانه و انبارهای پیشرفته در کشور، انبارداری به صورت موقت و غیر استاندارد صورت می پذیرد (نیکوئی، ۱۳۸۸).
معمولا در کشورهای دیگر گل های ساقه بریده را با ماشین های مجهز به یخچال و در حالی که تمام شاخه ها در آب قرار گرفته اند جا به جا می کنند (نیکوئی، ۱۳۸۹)؛ اما در ایران گل به صورت فله ای و گاه بعد از یک روز در راه ماندن با اتوبوس، وانت، کامیون و… به پایانه می رسد؛ که با توجه به حساسیت گل ها در برابر فشار سبب کاهش کیفیت و افزایش ضایعات می گردد. بر این اساس، بیش از ۵۰ درصد تولید گل کشور تبدیل به ضایعات می شود. تولیدکننده های گل اصلا روی بازار مصرف خارجی نمی توانند حساب کنند. از مهم ترین مشکلات فروش و صادرات گل و گیاه زینتی مسئله حمل و نقل می باشد با توجه به گرانی تعرفه های حمل و نقل خطوط هوایی داخلی و خارجی، شرکت های هواپیمایی ایران نیز نمی توانند به حمل و نقل گیاهان زینتی برای رسیدن به مقصد خاص در زمان خاص سرویس دهی کنند (امیری، ۱۳۸۳). همچنین، علی رغم اهمیت درجه بندی، گل های شاخه ای در اندازه های نامشخص و غیر استاندارد صادر می گردند (کرباسی، ۱۳۸۲).
تاکنون مطالعات مختلفی به منظور تحلیل مسائل موجود در بازار گل و گیاهان زینتی ایران صورت پذیرفته است.
نتایج مقایسه دو شیوه بازاریابی صادرات گل های تزئینی کشور ایران و هلند در بازار ثالث نشانگر آن است که صادرکنندگان ایرانی بر خلاف صادرکنندگان هلندی، به فاکتورهای قیمت، همگن سازی، بسته بندی، تبلیغات، ترویج و فروش و غیر همانند این ها توجه کافی نداشته و از خصوصیات بازار مصرف کننده اطلاع چندانی ندارند (رجبی، ۱۳۷۶).
نتایج یک مطالعه نشان می دهد که بین عناصر آمیخته بازاریابی «محصول، قیمت، توزیع، ترفیع» با صادرات گل و گیاه کشور رابطه مستقیم وجود دارد؛ عنصر محصول بیشترین اهمیت را در افزایش صادرات گل و گیاه دارد، نحوه قیمت گذاری، کانال های توزیع و فعالیت ترفیع رتبه های دوم تا چهارم را به خود اختصاص داده اند؛ از میان متغیرهای مربوط به محصول ویژگی های کیفی، از میان متغیرهای مربوط به قیمت گذاری فروش اعتباری، از میان متغیرهای مربوط به کانال های توزیع وجود سیستم حمل و نقل هوایی و در نهایت از متغیرهای مربوط به فعالیت های ترفیع حضور در نمایشگاه های داخلی و خارجی بیشترین اهمیت را در افزایش فروش و صادرات گل و گیاه کشور دارند (سروش، ۱۳۸۳).
وجود موانع مختلف اقتصادی مانند گرانی نهاده ها، سختی و نبود امکانات کافی حمل و نقل، بروکراسی در امور بازرگانی دولتی، عوامل فنی مانند نبود وسایل و تجهیزات مورد نیاز، کمبود دانش فنی مروجین و کارشناسان کشاورزی، سطح پایین دانش فنی بهره برداران، عوامل اجتماعی و فرهنگی مانند سطح پایین سواد، عدم آشنایی کافی بهره برداران و صادرکنندگان با ویژگی و بازارهای بین المللی، عدم آشنایی صادرکنندگان با اقتصاد تولید و صادرات گل و گیاهان زینتی و عدم وجود تشکل های منسجم در امر تجارت خارجی گل و گیاهان تزئینی و سیستم مکانیزه بسته بندی از جمله مشکلات عدیده در فرایند تولید اقتصادی و صادرات گل و گیاهان زینتی است (میر رحیمی، ۱۳۸۳).
علاوه بر این، دلالان بیشترین سهم از قمیت نهائی گل را دارا هستند و اکثر واحدها سنتی و کوچک بوده که این امر، موجب افزایش قیمت تمام شده در خدمات بازار رسانی می شود.
کمبود نقدینگی و عدم انسجام گروهی بهره برداران، گرانی تعرفه های حمل و نقل، کود و سموم مخصوص و عدم اطلاع آنها از روش ها و مقررات صادرات از عمده ترین مشکلات عوامل بازار است (سلیمانی پور، ۱۳۸۴).
بازاریابی صحیح محصول در داخل و خارج کشور به منظور حذف دلالان و واسطه های گل و توجه ویژه به امر صادرات گل از راهکارهای اساسی رفع چالش های تولید گل می باشد ( کیانی، ۱۳۸۴).
در صورت استفاده صحیح از امکانات خدادادی، رفع نواقص و موانع صدور گل و گیاه، روند توسعه تولید و صادرات گل و گیاه زینتی ایران می تواند افزایش یابد (کافی، ۱۳۸۰).
سرمایه گذاری خارجی، تبلیغات و بازاریابی برای انواع گیاهان می تواند در رونق صادرات غیر نفتی و اقتصادی موثر باشد (تقسیمی، ۱۳۷۸).
عدم وجود تشکل های منسجم در امر تجارت خارجی گل و گیاهان زینتی و سیستم مکانیزه بسته بندی از جمله مشکلات و موانع صادرات گیاهان زینتی است (آقاجانی، ۱۳۸۳).
شاهرگ حیاتی صنعت گل و گیاه کشور، نبود سیستم بازار رسانی و بازار یابی گل می باشد که از توسعه این صنعت جلوگیری نموده است.
از سوی دیگر برخی ویژگی ها از جمله فساد پذیر بودن و طول عمر کوتاه گیاهان زینتی، سرعت تحول زیاد، لوکس بودن و بستگی زیاد به سلیقه و فرهنگ، نوسانات شدید تقاضا، تنوع طلبی بازار، حاکمیت ساختارهای سنتی بر بازار گل و گیاه ایران و رانت جوئی و تصمیم گیری در راستای منافع گروهی ویژه به جای منافع بخش، پیچیدگی های بازار گل و گیاه ایران را افزایش داده است که لزوم دقت، باریک بینی و عزم ملی همه مسئولین را برای خروج از این بحران و دور باطل می طلبد (شفیعی، ۱۳۸۳).
به این ترتیب، تولید گل و گیاهان زینتی در ایران، در عین حال که توأم با مزیت های قابل توجهی می باشد، چالش ها و نارسائی هائی را نیز در مسیر بازار رسانی این محصولات در بردارد (نیکوئی، ۱۳۸۹).
پس از تولید گل در واحدهای تولیدی مناطق عمده تولید کشور، این گل از مسیرهای مختلف و توسط واسطه های تولید وارد بازار داخلی و خارجی می گردد. واسطه های تولید بازار داخلی عبارت از واسطه های بدون غرفه، واسطه های بنکدار، ناقلان گل به بازار، و توسط خود تولید کننده «انتقال بدون واسطه» می باشند؛ واسطه های بازار خارجی نیز شرکت های صادراتی و اتحادیه های گل و گیاه می باشند که گل را توسط وسایل حمل و نقل هوائی به نمایشگاه های گل یا بازار خارجی گل می رسانند.
واسطه های تولید بازار داخلی محصول قابل عرضه ی خود را از طریق دیگر عوامل بازاریابی بازار داخلی که عبارت از بنکداران بازارهای گل در تهران می باشند، در ادامه ی مسیر بازار رسانی داخلی قرار می دهند.
هر یک از بنکداران معمولا یک نوع گل را از طریق واسطه های تولید و یا به صورت مستقیم خریداری کرده و در محل بازار گل به فروش می گذارند؛ بخش دیگری از گل های تولیدی نیز توسط واسطه های بدون غرفه به دست بنکداران بازارهای گل تهران می رسد.
باقیمانده حجم گل های تولیدی توسط تولید کننده یا ناقلان گل که خود تولید کننده گل نیز می باشند، وارد بازار داخلی می شود؛ این ناقلان در هنگام انتقال گل خود توسط وسایل حمل و نقل شخصی یا عمومی گل تولیدی دوستان یا سایر بهره برداران را نیز به بازار گل انتقال می دهند.
تولید کنندگان بدون واسطه و ناقلان با پرداخت هزینه ای، اجازه توقف در بازار گل را کسب کرده و از این طریق گل تولیدیشان در بازار عرضه می گردد (نیکوئی، ۱۳۹۱).
در مقایسه با بازار گل ایران یکی از بهترین راه کارهای مورد سنجش در کشورهای موفقی هم چون آمریکا، ژاپن، هلند، ایتالیا و کلمبیا در زمینه اصلاح ساختار بازار گل، ایجاد بازار مبتنی بر سیستم حراج گل مجازی است (نیکوئی، ۱۳۹۱).
حراج تامین کننده و حافظ حقیقی محصولات و از سوی دیگر تنظیم کننده عرضه و تقاضا می باشد؛ مزیت دیگر حراج صرفه جوئی در زمان است.
نمونه ی آن را می توان در بازار گل آلسمیر[۸] هلند مشاهده کرد.
خرید گل، پیاز مورد نظر و حتی بذر از نژادهای مختلف گیاهان هلندی به طریق آنلاین نیز امکان پذیر است، به این ترتیب که به جای سفر به سرزمین گل می توان پشت کامپیوتر شخصی نشست، به اینترنت وصل شد و پس از وارد شدن به یکی از سایت های تبلیغاتی و فروش گل هلندی، دسته گل زیبا و حتی پیاز گل مورد نظر را خرید و یا آن را برای دوستی در کشوری آن سوی دنیا فرستاد، علاوه بر این در چنین سایت هایی می توان از انواع گل ها به همراه نام علمی، تجاری و اطلاعات پرورش آنها بهره مند شد و حتی پاسخ سوال هایی مربوط به گیاهان را نیز به دست آورد و در نهایت هزینه خرید گل مورد نظر را از طریق کارت های تجاری جهانی پرداخت کرد.
مابقی کار به مراکز فروش جهانی گل هلند در کشورهای مختلف باز می گردد تا هماهنگی مورد نظر صورت گیرد و انتقال گل در رأس ساعت مورد نظر انجام شود.
در فصل حراج آنچه از دنیای گل در هلند وجود دارد اعم از گل های مختلف در باغ ها، مزارع، مراکز تحقیقاتی، سرویس های مخصوص توریست ها، نمایش های گل و… به دلیل برخورداری از سیاست های زیرکانه اعمال شده توسط سازمان IFBC و تبلیغات جهانی، سبب ارائه گل ها و گیاهان زینتی با قیمتی بسیار بالا شده است، البته در قیمت گذاری عوامل مختلفی دخیل هستند به این ترتیب که فروش در برخی از کشورها با قیمت های پایین انجام می شود و در برخی به دلیل سیاست های اقتصادی، متفاوت از آنچه گفته شد.
همین طور فروش داخلی در ماه های بهار به دلیل ورود توریست ها افزایش و در مابقی ماه های سال در نوسان است؛ اما با همه این اوصاف برگزاری حراج گلها، فرصتی بسیار عالی برای خریداران گل به شمار می آید تا بتوانند گیاهان مورد نظر خود را با کیفیت بالا و قیمتی مناسب و باور نکردنی دریافت کنند.
حراجی های گل در هلند چنان در سرتاسر دنیا زبانزد هستند و ارقام فروش شان چنان حیرت آور که پرورش دهنده های گل در کشورهای دیگر اغلب از چنین زمانی برای فروش گل هایشان استفاده می کنند.
هرساله ۱۵۰۰ پرورش دهنده گل از مابقی کشورها جزو اعضای ثابت حراجی ها به شمار می روند.
در میان حراجی های گل، قدیمی ترین و بزرگترین حراج گل، حراج آلسمیر به شمار می آید.
آلسمیر نام دهکده ای است با منطقه ای حدود ۱۰ کیلومتر در حاشیه آن که برای حراج گل ها در نظر گرفته شده است؛ مساحت ساختمان این حراجی به ۹۹۰ هزار متر مربع میرسد، این ساختمان بزرگترین مرکز بازار گل جهان محسوب میشود، هر روز میلیونها شاخه گل در این ساختمان عظیم در کشور هلند و در اروپا مورد بازاریابی و معامله قرار میگیرد.
این ساختمان که به خانه سبز معروف است توسط اتاقک های مدرن و مجهزی به منظور نگهداری طولانی گل ها پوشیده شده است که در فصل حراج گل اواخر ماه ژوئن مملو از خریدارها و فروشندگانی می شود که در کنار هم در جنب و جوش اند و در نهایت هماهنگی، حسابرسی و کسب مالیات از حراجی ها نیز توسط تعاونی های مربوط انجام می شود که با این وجود حتی با کسر مالیات آنچه برای فروشنده ها باقی می ماند سودی سرشار به همراه فروشی ۷۵ درصدی است و مهمتر از همه آن که قسمت اعظم درخواست صادرات نیز در این زمان اتفاق می افتد.
با پایان فصل حراجی ها و آغاز سرما، مزارع و زمین های پوشیده از گل و شکوه آنچه شرح داده شد به رخوتی چند ماهه فرو می روند اما سرزمین گل همچنان سبز می ماند و پرورش گل در گلخانه ها و مراکز تحقیقاتی ادامه می یابد چرا که این مراکز مجهز به جدیدترین ابزار و روش های نگهداری گیاهان هستند تا همواره برای به گردش درآوردن چرخ این تجارت، تلاش و مقام نخست دنیا را حفظ کنند.
در بازار گل آلسمیر، تولید کنندگان در قالب سهام داران یک شرکت تعاونی، گل و گیاهان زینتی خود را از طریق این بازار به فروش می رسانند (نیکوئی، ۱۳۹۱).
این کشور ، موفقیت خود را در بازارهای جهانی مرهون سیستم حراج، پایانه های صادراتی و شبکه های اطلاع رسانی مرتبط بااین بازار می داند (اسلامی ، ۱۳۷۶).
در این بازار، قیمت ها به وسیله ی شیوه ی حراج هلندی تعیین می شود (نیکوئی، ۱۳۸۹)؛ در این شیوه، قیمت ها براساس سابقه ی قیمت های مورد معامله، نخست بالا و پس از گذشت زمان کاهش می یابد. حراج، تامین کننده و حافظ حقیقی محصولات و از سوی دیگر، تنظیم کننده ی عرضه و تقاضا است؛ مزیت دیگر حراج حفظ و صرفه جویی در زمان است.
رقابت خریداران، گردش مالی الکترونیک و مطمئن از خریدار به تولید کننده، سرعت بالای عملیات، کسب اطلاعات آماری دقیق و امکان برنامه ریزی تولید، امکان تامین نیازهای صادرکنندگان و تضمین کیفیت مورد نظر آن ها، امکان پشتیبانی هزینه های انجام تحقیقات کاربردی، تبلیغات، بازاریابی و شرکت در نمایشگاه ها از جمله مزیت های ایجاد این ساختار بازار گل و گیاه محسوب می شود (نیکوئی، ۱۳۸۹،۱۳۹۱).
در بازارهای جهانی مانند بازار حراج هلند، قبل از قرار دادن محموله های گل در معرض حراج، بر روی آن ها افزون بر درجه بندی گل ها از نظر طراوت و شادابی، اندازه ی غنچه، عدم آفت زدگی و طول شاخه، میزان مصرف سم ها نیز مورد بررسی بازرسان قرار گرفته و بر روی برچسب گل ها نوشته می شود، به همین دلیل، تولیدکنندگان تمام تلاش خود را در افزایش کیفیت گل ها انجام می دهند.
از آن چه گفته شد می توان دریافت که نبود مدیریت بازاریابی، بازار رسا نی و فروش به همراه نوسان فصلی قیمت ها، اطلاع رسانی نامناسب در بازارهای اصلی، حضور گسترده ی واسطه ها، ناکارایی شبکه ی بازار رسانی و خدمات بازاریابی و سرانجام نبود تعادل در بازار گل ، از جمله مشکلات فعلی ساختار بازار داخلی گل و گیاه کشور است؛ به این ترتیب، برای دست یابی به جایگاه واقعی ایران در بازار جهانی گل، بایستی وضعیت نابسامان بازار گل و گیاه کشور را اصلاح کرد (نیکوئی، ۱۳۸۹).
درآمد خالص حاصله برای تولیدکنندگان، بسته به قیمت تمام شده ی گل، قیمت دریافتی، میزان تولید و میزان ضایعات متفاوت است؛ در بازار سنتی ایران، تولیدکنندگان به دلیل نبود اطلاعات کامل عرضه و تقاضا و در نتیجه نبود برنامه ریزی تولید، به طور معمول با مازاد عرضه رو به رو می شوند؛ این مازاد به همراه نبود روش های مناسب و استاندارد بسته بندی و انتقال محصول به بازار برای افزایش زمان ماندگاری آن و نبود درجه بندی محصول، منجر به تبدیل بخشی از گل های عرضه شده ی تولیدکنندگان به ضایعات می شود؛ میزان این ضایعات در دوره های مختلف سال متفاوت است؛ نوسانات شدید قیمت در دوره های مختلف نیز از جمله نتایج حاصل از نقصان اطلاعات عرضه و تقاضای بازار است.
افزون بر این، امکان حضور خریداران خارجی در این بازار نابسامان، ضعیف است، براساس اطلاعات به دست آمده میانگین درآمد خالص در ۱۰۰۰ متر مربع گل خانه در ایران در سال ۱۳۸۹ در حدود ۱۳۴ میلیون ریال است که حاشیه سودی برابر ۸۹۱ ریال در هر شاخه را برای تولید کنندگان تامین می کند.