وبلاگ

توضیح وبلاگ من

موضوع: "بدون موضوع"

دانلود پایان نامه های آماده – قسمت 24 – 7

در رأیی که در موردبیماران هموفیلی از شعبه ۱۰۶۰ دادگاه عمومی تهران صادر گردید، معیارهای زیر از طرف دادگاه در پرونده موسوم به بیماران هموفیلی در خصوص ارزیابی میزان خسارت معنوی مورد استفاده قرار گرفت:

۱-سن

۲- جنس

۳- موقعیت اجتماعی (به ویژه شغل)

۴- تأهل

۵- نان آور بودن با نبودن

۶- داشتن اولاد

۷ – تحصیلات

۸ – طلاق ناشی از آلودگی

۹ – کاهش یا حذف فرصت‌های ازدواج به دلیل آلودگی

۱۰- افسردگی روحی و فشارهای اجتماعی

۱۱ – محروم شدن بیمار از خدمات پزشکی به دلیل آلودگی

۱۲ – طول مدت بیماری

۱۳ – احتمال بازگشت بیماری ‌در مورد درمان هپاتیت C

۱۴- از دست دادن شغل به دلیل آلودگی

۱۵- فوت بیمار

۱۶ – وضعیت بازماندگان از نظر صغر سن و سرپرستی

۱۷ – داشتن دو آلودگی HCV و HIV و HBV به صورت همزمان

۱۸ – تعداد انجام دوره های درمانی بدون نتیجه و یا منجر به نتیجه

علاوه بر این دادگاه برای بررسی وضعیت خواهان‌ها در خصوص چگونگی اظهارنظر در رابطه با خسارت معنوی، خواهان‌ها را در سه دسته مورد تحقیق انفرادی قرار داده است:

۱- خواهانهایی که ولایتاً اقدام به تقدیم دادخواست نموده‌اند.

۲- خواهانهایی که اصالتاً اقدام به تقدیم دادخواست نموده‌اند.

۳- خواهانهایی که به عنوان وراث قانونی اقدام به تقدیم دادخواست نموده‌اند.

سؤالات دادگاه از این افراد عبارت بود از:

۱- بیمار تحت سرپرستی شما به چه علت خون یا فراورده های خونی را مصرف نموده است؟

۲- آلودگی ‌به این ویروس در زندگی اجتماعی از جمله تحصیل و هم چنین روابط بیمار با مردم چه تأثیر منفی داشته است؟

۳- اطلاع اعضای خانواده و دوستان و آشنایان از آلودگی ویروسی بیمار چه تأثیری در روابط آن‌ ها با خانواده بیمار داشته است؟

۴- چگونگی صدمات اجتماعی وارده به خواهان‌ها و بازماندگان تشریح شود؟

۵- آیا به علت آلودگی‌های ویروسی، خواهان از خدمات پزشکی محروم مانده است؟

۶- در صورتی که موارد خاصی در رابطه با وارد آمدن خسارت معنوی به علت آلودگی ویروسی وجود دارد که ضرورت دارد دادگاه از آن مطلع شود، به طور خلاصه شرح دهید؟

در پایان دادگاه از خواهان‌ها خواسته مستندات خود را ضمیمه نمایند. پس از بررسی دقیق تحقیقات انجام شده از تک تک خواهان‌ها، دادگاه با بررسی وضع خواهان‌ها ضمن تأکید مجدد بر این نکته که خسارت معنوی وارده به بیماران اساساً غیرقابل جبران است با هدف تشفی خاطر خواهان‌ها در این رابطه اظهارنظر می‌کند.

دادگاه برای دقیق بودن موارد هجده گانه فوق در ارزیابی خسارت معنوی؛ موارد ۱ تا ۹ را قابل استخراج از پرونده هر یک از خواهان‌ها دانسته و مواد ۱۲تا ۱۸ را به صورت عمومی مستند به گزارش مرکز تحقیقات کبد و گوارش ایران ازچگونگی اجرای طرح آزمایشی درمان پزشکی قانونی می‌داند. یکی از اعضای تیم کارشناسی سازمان نیز عضو مرکز تحقیقات کبد و گوارش ایران در تحقیق مذکور می‌باشد. در خصوص بیماران مبتلا به ایدز به گزارشات سازمان پزشکی قانونی و موارد ۱۰ و ۱۱ را مستند به شرایط اجتماعی منعکس در مدارک مرکز اطلاعات ایدز سازمان ملل متحد و در رابطه با داخل کشور به بخشنامه های صادره از طرف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و نهاد ریاست جمهوری در جهت کاهش فشارهای اجتماعی به بیماران آلوده به ویروس ایدز و هپاتیت در جامعه به خصوص جامعه پزشکی استوار می‌گرداند.(محمدخانی، همان، ص ۱۸۱-۱۷۹)

۲-۱-۴-۱- جبران مادی خسارت معنوی در رویه قضایی

در این قسمت تعدادی از آرای دادگاه‌ها از لحاظ شیوه های جبران خسارت معنوی مورد اشاره قرار می‌گیرد. البته باید توجه داشت که همان طور که بیان شد منظور از جبران مالی خسارت معنوی محو تمام آثار فعل زیانبار نیست بلکه ترمیم خسارت به معنای رسیدن به رضایت خاطر زیان‌دیده است. با پرداخت پول برای جبران خسارت معنوی، هدف از جبران خسارت‌های معنوی که همان رضایت خاطر زیان‌دیده است بهتر تحقق می‌یابد چرا که زیان‌دیده می‌تواند به هر شکلی که می‌خواهد از آن استفاده نماید. با توجه به آرایی که بررسی می‌شود خواهیم دید که دادگاه‌ها پرداخت مبلغی پول به عنوان جبرن خسارت معنوی را پذیرفته‌اند. حال ممکن است این جبران از طریق پرداخت مبلغی پول به عنوان جبران خسارت معنوی باشد یا از طریق تعیین ارش برای صدماتی که به شخص وارد می‌شود و موجب بروز خسارت معنوی می‌گردد. بعلاوه روش‌هایی از جبران خسارت معنوی در ازدواج وجود دارد که مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در ادامه به آرای دادگاه هایی که رأی به جبران غیرمالی خسارت معنوی داده انداشاره خواهد شد.

۲-۱-۵- اهمیت رویه قضایی

اصطلاح رویه قضایی به مجموع آرای دادگاه‌ها گفته می‌شود. ‌بنابرین‏ عنصر اصلی رویه قضایی، رأی دادگاه است.(کاتوزیان، ۱۳۸۲ ص ۱۸۹ و ۱۹۰)

ذیلاً به طور مختصر به اهمیت رویه قضایی اشاره می‌گردد.

رویه قضایی به چند دلیل حائز اهمیت است:

اول)وظیفه دادرس اجرای قانون در دعاوی است.(کاتوزیان، ۱۳۷۷، ص ۱۹۴) دوم زمانی که قاضی با توجه به قوانین حق را از ناحق تشخیص می‌دهد، عدالت را درجامعه اجرا می‌کند.

۲-۱-۶- جبران از بین رفتن حیثیت، آبرو و اعتبار در آرای محاکم از طریق پرداخت مبلغی پول

اصل حفظ حرمت اشخاص در فقه موردتأکید قرار گرفته است و در روایات و اخبار و آیات آمده است که اهانت، تحقیر و سبک شمردن اشخاص ممنوع است. برخی گفته‌اند در اینگونه موارد اگر مجازات خاصی تعیین نشده باشد حاکم متخلف را تعزیر می‌کند. یک روش تعزیر هم این است که غرامت بابت ترمیم ضرر معنوی داده شود. البته در این خصوص باید گفت که تعزیرنوعی مجازات است نه جبران خسارت. به هر حال با توجه به فتاوای فقها، پرداخت خسارت برای ترمیم ضرر معنوی صحیح می‌باشد. مانند پرداخت مهر المثل برای جبران خسارت معنوی کسی که از وی ازاله بکارت شده است.(اکبری، ۱۳۸۴، ص ۱۵) محاکم نیز در مواردی که برخی اشخاص موجب از بین رفتن آبرو و حیثیت دیگران می‌شوند به جبران مالی خسارت معنوی رأی داده‌اند که به تعدادی از آن‌ ها اشاره می‌شود.

۱- بموجب پرونده ای که در شعبه پنجم دادگاه عمومی حقوقی ایلام مطرح و منجر به صدور دادنامه شماره ۱۷۹-۹/۳/۸۵ گردید؛ خواهان دعوایی به خواسته مطالبه ضرر و زیان مادی و معنوی وارده بر اثر عملیات با سوء نیت خواندگان که منجر به توقیف غیرقانونی و بیکاری و هتک حیثیت او شده است همراه با الزام به عذرخواهی در روزنامه محلی علیه خواندگان اقامه نمود. مستند این دعوا نیز یک پرونده کیفری بود که بموجب آن پرونده، خواندگان به خواهان اتهام تخریب زدند و رسیدگی ‌به این پرونده در دادگاه کیفری منجر به محکومیت خواندگان تحت عنوان مفتری شد.

در این پرونده دادگاه چنین رأی داد:

دانلود فایل های دانشگاهی | ۲- آموزش جهت برطرف نمودن مسائل عملکردی کارکنان خاص و گروه هایی از کارکنان – 10

جان اف ام می[۱۵] آموزش را عبارت از “بهبود سیستماتیک و مستمر شاغلین از نظر دانش ها، مهارت ها، توانایی ها و رفتارها می‌داند که به رفاه آن ها کمک، می‌کند و شرایط بهتری را برای احراز مقام بالاتر فراهم می آورد”، تعریف ‌کرده‌است (محمدی، به نقل از جان اف ام می، ۱۳۸۲،ص۱۴-۳ ۱). در جایی دیگر “آموزش کلیه مساعی ‌و کوشش هایی تعریف شده که جهت ارتقاءسطح دانش وآگاهی، مهارت‌های فنی وحرفه ای وشغلی وهمچنین ایجادرفتارمطلوب ‌در کارکنان یک سازمان جهت آماده کردن آنان برای انجام وظایف ومسئولیتهای شغلی صورت می‌گیرد”.

در تمامی این تعاریف، ” آموزش عامل اساسی تعالی انسان‌ها است و این تعالی می‌تواند در تلطیف روابط کارکنان و مدیریت نیز اثربخش باشد . فردی که کار خود را خوب بداند از کار کردن لذت می‌برد و برایش ایجاد رضایت می‌کند و ناخودآگاه این رضایت را ناشی از محیط کار می‌داند . آموزش به خوبی این هدف را تحقق می بخشد “(میرسپاسی، ۱۳۸۵ ، ص ۴۸۵).

اهمیت آموزش

” نقش اساسی آموزش تغییر طرز تفکر و تطبیق افراد با اصول و موازین پسندیده است. ‌بنابرین‏ اهمیت آموزش در کلیه ی مؤسسات اعم از سازمان های دولتی و غیر دولتی، بنگاه های بازرگانی، صنعتی و سازمان های آموزش و پرورش غیر قابل انکار است. بخصوص آن که بشر در زمانی قرار دارد که تغییر در نحوه ی استفاده از وسایل و انجام امور متصور است به موازات این تغییرات است که اهمیت ، لزوم و خواص آموزش بیش از پیش ملموس گشته تا حدی که برخی صاحب‌نظران در اهمیت آموزش می‌گویند، آموزش در حقیقت خود مدیریت است” (ابطحی،۱۳۷۵،ص۱۹).

‌بنابرین‏ توفیق در انجام خدمات عمومی و استفاده ی صحیح از منابع کمیاب، خصوصاًً نیروی انسانی مستلزم توجه به آموزش کارکنان در مؤسسات می‌باشد.

بسیاری از صاحب‌نظران درباره ی اهمیت و نقش آموزش در جامعه اظهارنظر کرده‌اند. از جمله “پیتر دراکر[۱۶]” عقیده دارد که “علی رغم هزینه های سنگین تربیت نیروی کار، آموزش همراه با اعمال صحیح مدیریت، هر کشور عقب مانده ای را در مدتی کوتاه در زمره ی کشورهای پیشرفته و برخوردار از بهره وری بالا قرار می‌دهد”.(ابیلی ،به نقل از دراکر، ۱۳۷۷،ص۱۳).

ساخاروپولوس[۱۷]، بر این باور است که “آموزش، نه تنها یکی از حقوق اولیه و اصلی انسان است. بلکه رکن اصلی توسعه ی اقتصادی و اجتماعی جامعه نیز محسوب می شود”.

از نظر هاربینسون[۱۸]، “کشوری که قادر به توسعه ی مهارت ها و دانش مردم و بهره گیری از آن در رشد اقتصاد ملی نباشد، در حل مشکل توسعه نیافتگی نیز ناتوان خواهد بود”. (ابیلی، ۱۳۷۷،ص۱۳).

از دیگر دلایل اهمیت آموزش تغییرات گسترده ای است که آموزش در فرد و سازمان به وجود می آورد. این تغییرات در زمینه ی دانش و انتقال اطلاعات شامل آگاهی هایی ‌در مورد قواعد و مقررات کاری می شود زمانی که اطلاعات و دانش افراد افزایش یابد در آنان انگیزه ی لازم برای کارکردن به وجود می‌آید و این خود سبب عملکرد بهتر در انجام کار و افزایش بهره وری می شود. آموزش در نگرش های کارکنان نیز تغییراتی ایجاد می‌کند، افراد با پیش فرض هایی ‌در مورد هنجارهای سازمان وارد آن می‌شوند که آموزش می‌تواند این نگرش ها را اصلاح و تکمیل کند. از تغییراتی که آموزش در کارکنان به وجود می آورد پرورش مهارت های فردی و شغلی آنان است. مجموع تغییرات در دانش، نگرش و مهارت های کارکنان منجر به تغییرات رفتاری آنان می شود.” اهمیت آموزش کارکنان در سازمان ها به حدی است که سازمان امور اداری و استخدامی کشور قانونی در باب تنظیم و اجرای برنامه های آموزشی به تصویب رسانده و کلیه ی وزارتخانه ها و سازمان های دولتی را مکلف ‌کرده‌است تا با رعایت مقررات این قانون نسبت به آموزش کارکنان اقدام نمایند”(شریعتمداری،۱۳۸۲،ص۳۱).

آموزش کارکنان

با توجه به اینکه آموزش یکی از اساسی ترین و مؤثرترین فعالیت های انسان در جهت رشد و پیشرفت می‌باشد، اگر اهمیت آموزش و یادگیری از سوی بشر درک نمی شد، هیچ اثری از پیشرفت تمدن در جوامع نمی بود. با توجه ‌به این مطلب در ذیل چند تعریف از آموزش کارکنان ارائه می شود:

– “کوشش در بهبود عملکرد شاغل در ارتباط با انجام کار و وسایل مربوط به آن” (جزنی،۱۳۷۵،ص۳۶۵).

– “کلیه ی مساعی و کوشش هایی است که در جهت ارتقاء سطح دانش و آگاهی، مهارت های فنی، حرفه ای و شغلی و همچنین ایجاد رفتار مطلوب در کارکنان یک سازمان به عمل می‌آید و آنان را آماده ی انجام وظایف و مسئولیت های شغلی خود می کند”(ابطحی،۱۳۷۵،ص۱۶۷).

– عبارت است از” کسب مهارت ها، دانش و نگرش هایی که افراد را برای نیل به اهداف معین فردی و سازمانی خود در حال و آینده توانا می‌سازد” (بامبروگ[۱۹]،۱۹۹۶،ص۱)

– “بهبود نظام مند و مداوم مستخدمین از نظر دانش، مهارت ها و رفتارهایی که به رفاه آن ها در سازمان محل خدمتشان کمک نماید” (فتحی واجارگاه،۱۳۹۰،ص۱۳).

برخی از عواملی که آموزش کارکنان را ضروری می‌سازد عبارتند از:

    • ” شتاب فزاینده علوم بشری در تمام زمینه ها؛

    • پیچیدگی سازمان ها به دلیل ماشینی شدن؛

    • تغییر شکل یا جابجایی شغل؛

    • روابط انسانی و مشکلات انسانی؛

    • ارتقاء و ترفیع کارکنان؛

    • اصلاح عملکرد شغلی؛

    • نیازهای تخصصی و حرفه ای نیروی انسانی؛

    • کارکنان جدید الاستخدام؛ (آقایار، ۱۳۸۶ ، ص ۱۷۱ ).

  • و نیاز به افزایش بهره وری” (مشبکی، ۱۳۷۷ ، ص ۳۴۶).

ضرورت های آموزش سازمانی

در حالت کلی ، مؤسسات و سازمان ها به دلایلی چند به آموزش نیروی انسانی خود می پردازند:

۱- آموزش کارکنان برای استفاده از تجهیزات، فرایند ها و خط مشی های جدید

“تغییر و تحول در بطن هر برنامه توسعه نهفته است، بدیهی است توانمندی سازمان در تطبیق خود با تغییرات محیطی منوط به وجود کارکنان آزموده و آماده برای مواجهه ساختن با شرایط متفاوت است. چنین مأموریت حیاتی به منظور آماده ساختن نیروها برای قبول، پذیرش و همگامی با تغییرات بر عهده ی سیستم آموزشی هر سازمانی است. روش های جدید انجام کار از قبیل کار با نرم افزارهای جدید کامپیوتری، خط مشی جدید، ایمنی و ماشین آلات جدید و… نمونه هایی از آموزش های مورد نیاز با این رویکرد می‌باشند. این گونه آموزش ها تحت عنوان “آموزش های فنی” دسته بندی شده اند.” (خراسانی،۱۳۸۴،ص۲۹).

۲- آموزش جهت برطرف نمودن مسائل عملکردی کارکنان خاص و گروه هایی از کارکنان

” در برخی از مواقع آموزش ‌به این دلیل مورد نیاز است که کارکنان وظایف کاری خود را به نحو صحیحی انجام نمی دهند. هرگاه که چنین معضل عملکردی تشخیص داده شد، آن معضل بایستی به دقت تجزیه و تحلیل شود تا علت معلوم گردد. اگر معضلات عملکردی ناشی از فقدان دانش و یا مهارت باشد می توان آن ها را از طریق آموزش برطرف نمود ولی اگر به دلایلی دیگر مثل نامناسب بودن طراحی فرایندهای کار باشد، مسائل آموزشی کارکنان نمی تواند گره گشا باشد.چنین آموزش هایی تحت عنوان “آموزش های جبرانی” دسته بندی شده اند.” (خراسانی،۱۳۸۴،ص۲۹).

دانلود پایان نامه های آماده – قسمت 7 – 9

یکی از نویسندگان حقوقی نیز اعتقاد دارد که در عقود فاسد مربوط به عمل، ضمان و مسئولیت طرف خواهان انجام عمل را میتوان از قاعده اقدام و قاعده احترام عمل استنباط کرد(شهیدی، اصول قراردادها و .(۱۰۴ ،تعهدات ‌بنابرین‏ همان‌ طور که گفته شد در فقه امامیه، هر جا که شخصی در مقام ایفای تعهد ناشـی از عقـدی که آن را صحیح می پنداشته است ولی در واقع آن عقد باطل باشد، عملی را برای طرف دیگـر انجـام دهـد طرف مقابل ضامن اجرت المثل عمل مذبور خواهد بود. خواه آمر به انجام عمل امـر کـرده باشـد یـا اذن در انجام عمل داده باشد(کاتوزیان، حقوق مدنی، ضمان قهری – مسئولیت مدنی، ۵۰۸). از نظـر حقـوق مـدنی ایران نیز آنچه در فقه گفتیم، قابل قبول است زیرا قانون‌گذار با توجه به مبـانی فقهـی مـذکور مـاده ۳۳۶ را چنین تنظیم ‌کرده‌است؛ «هرگاه کسی بر حسب امر دیگری اقدام به عملی نماید که عرفاً بـرای آن عمـل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتاً مهیای آن عمل باشد، عامل مستحق اجرت عمل خود خواهـد بـود مگـر اینکه معلوم شود که قصد تبرّع داشته است». برخی از حقوق ‌دانان مبنای واقعی این ماده را اجرای عـدالت و احتـرام بـه عـرف و نیازهـای عمـومی دانسته اند(کاتوزیان، حقوق مدنی، ضمان قهری – مسئولیت مدنی، ۵۰۷) که در جای خـود صـحیح بـه نظـر می‌رسد اما بنظر نگارنده با عنایت ‌به این موضوع که نویسندگان قانون مدنی اغلب فقیه بوده اند یـا بـا فقـه آشنایی خوبی داشته اند صحیح تر آن است که قاعده احترام را به عنوان مبنای این ماده، معرفی نماییم. ‌به این ترتیب، به نظر می‌رسد؛ در مواردی که در مقام وفای به عقد فاسد، عمل مورد احترامـی انجـام می‌گیرد، بر مبنای ماده ۳۳۶ قانون مدنی عامل آن مستحق اجرت المثل خواهد بـود. امـا بـرای اسـتفاده از ماده ۳۳۶ به عنوان مبنای قانونی حکم به ضمان طرف مقابل، باید شرایطی وجود داشته باشد که ذیـلاً بـه آن ها میپردازیم: الف – امر به اقدام؛ در اینجا لزومی ندارد که دخالت استفاده کننده به صورت امر باشـد زیـرا درخواست و حتی اذن او به انجام کار مورد پیشنهاد نیز در برانگیختن عامل و تأثیر بر اراده و جلب اعتماد او یکسان است. ب – انجام کار مورد استفاده؛ در حقیقت ضمان در صورتی معنی پیدا می‌کند که کاری انجـام شده باشد و استیفا صورت گرفته باشد. ج – اجرت داشتن کار در نظر عرف؛ لذا اگر کاری کـه انجـام گرفتـه ست در نظر عرف اجرت نداشته باشد چه به خاطر نامشـروع بـودن آن و مخـالف اخـلاق حسـنه یـا نظـم عمومی بودن آن چه به خاطر اینکه بر مبنای غلبه، عرف اجرتی را بـرای آن عملـی نمـی شناسـد و ظـاهر این است که عمل مذبور به قصد تبرع صورت گرفته است در این صورت عامل نمی تواند مطالبه اجرت المثـل نماید. د – نداشتن قصد تبرع که از عبارت آخر ماده ۳۳۶ « مگر اینکه معلوم شود که قصد تبرع داشته است به خوبی معلوم می شود.

گفتار دوم-آثار بطلان عقد بر ثالث

همچنان که اثر قراردادی که به صورت صحیح و معتبر منعقد شده است، محدود به طرفین و قـائم مقـام آن ها است و جز در موارد محدود نسبت به اشخاص ثالث مؤثر نمی باشد، بطلان نیز که ضمانت اجرای قواعد عمومی قراردادها است، جز در موارد استثنایی نمی تواند در مقابل اشخاص ثالثی که نسبت به قرارداد بیگانه بوده اند مؤثر واقع شود. نمونه ای از این موارد استثنایی جایی است که اشخاص ثالث نسبت به مورد معاملـه فاسد، حقوقی کسب می‌کنند به عنوان مثال شخصی عین متعلق به دیگـری را از کسـی بخـرد و آن را بـه رهن بگذارد یا بفروشد و مالک اصلی، عقد را اجازه نکند. در این صـورت بطـلان نخسـتین معاملـه باعـث بطلان اعمال حقوقی بعدی شده و مالک اصلی می‌تواند مال خـود را در دسـت هـرکس کـه بیابـد مسـترد نماید (مواد ۳۳۳ ،۳۰۳ ،۲۵۹ ،۲۵۷ قانون مدنی). همچنین از دیگر استثنائات اصل عدم تأثیر بطلان نسبت به اشخاص ثالث می تـوان بـه قراردادهـایی اشاره کرد که به واسطه گروهی با شخص، منعقد می شود و جمع تمام یا اکثریـت گـروه در قـرارداد، شـرط صحت آن می‌باشد. در این گونه موارد که هر یک از طرفین از جمع در مقابل اشخاص هـم پیمـان، ثالـث تلقی می‌شوند بطلان هر پیمان جزء، سبب بطلان همه پیمان ها می شود و به حقوق اشـخاص ثالـث زیـان می‌رساند. مانند قرارداد ارفاقی که به موجب ماده ۴۸۰ قانون تجارت «… فقط وقتی منعقد مـی شـود کـه لااقـل نصف به علاوه یک طلبکار با داشتن لاقل سه ربع از کلیه مطالباتی که تصدیق یا موقتاً قبول شـده در آن قرارداد شرکت داشته باشند والا بلااثر خواهد بود . لذا هرگاه مشخص شود که برخی از طلبکاران مذبور به دلیلی، صـلاحیت تصـمیم گیـری نداشـته انـد بطلان قرارداد ایشان ممکن است اکثریت لازم را از بین برده و قرارداد ارفاقی را کلاً باطل کند(کاتوزیـان قواعد عمومی قرادادها، ۳۱۸ ،۲ وشهیدی، حقوق مدنی، ۱۵۹). بطلان عقد وکالت یکی از چنـد وکیلـی که به نحو اجتماع به وکالت انتخاب شده‌اند نیز سبب بطلان وکالـت سـایرین مـی شـود(مـاده ۶۷۰ قـانون مدنی).

فصل سوم – بررسی ضمان معاوضی در حقوق ایران

مبحث اول- مفهوم و مبانی و شرایط ضمان معاوضی در حقوق ایران

در این مبحث در قالب چند گفتار به بررسی مفهوم و مبانی و شرایط ضمان معاوضی در حقوق ایران می پردازیم.

گفتار اول- مفهوم ضمان معاوضی

پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی | ۲- قابلیت تجدید نظر وقابل فسخ بودن عمل: – پایان نامه های کارشناسی ارشد

بسیاری از اختلالات روانی همانند بیماری‌های جسمانی نمود آشکاری ندارند. وضعیت روحی فرد، می‌تواند بیش از وضعیت جسمی او وخیم باشد و نادیده نیز گرفته شود. بیماری‌های روانی شاید مانند بیماری‌های جسمانی کشنده نباشند (هرچند خودکشی یکی از علل مهم مرگ و میر بیماران روانی است) و از نظر آماری و مقایسه با مرگ و میر بیماری‌های جسمانی بتوان آن را نادیده گرفت. شاید هم به همین دلیل باشد که امروزه بیش از آنچه به روح و روان اهمیت داده شود، به درمان جسم پرداخته می‌شود. اما از دیدگاه پزشکی بسیاری از بیماران که برای درمان مشکلات جسمی خود به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند از اختلالات و مشکلات روانی رنج می‌برند و در حقیقت مشکل اصلی آن ها در آنجاست، اما متاسفانه بیشتر این مشکلات روانی تشخیص داده نمی‌شوند. در صورتی که بسیاری از این بیماری‌های جسمانی با حل مشکلات روحی درمان می‌شود ( همان منبع ).

بر اساس گزارش سال ۲۰۰۷ سازمان بهداشت جهانی، یک‌چهارم بیمارانی که به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند، حداقل به یک اختلال روانی، عصبی یا رفتاری دچارند؛ اما بیشتر آن ها تشخیص داده نشده و درمان نمی‌شوند. مراجعه نکردن به روانپزشک تنها به علت این نگرش منفی ترس نیست، بلکه بسیاری از این بیماران به دلیل ناآگاهی از نوع بیماری به متخصص مراجعه نمی‌کنند یا بسیار دیر مراجعه می‌کنند ( رحیمی نیا ، ۱۳۸۴ ) .

زندگی ماشینی امروزی باعث شده است انسان‌ها از صبحگاه تا شامگاه به صورت‌های گوناگون با هیجان‌ها، تنش‌ها، استرس‌ها و نگرانی‌هایی مواجه باشند. این فشارهای روانی با وضعیت بدنی، عصبی و روانی ما متناسب نیست. تقریبا تمامی انسان‌ها برخی اوقات احساس افسردگی می‌کنند، همان طور که بسیاری از آن ها دچار سردرد یا دل‌درد می‌شوند. مسلماً نمی‌توان از ناراحتی‌های روحی جلوگیری کرد، همان طور که از بیماری‌های جسمی نیز نمی‌توان در امان بود، اما می‌توان تا حدی از آن ها پیشگیری یا حداقل بموقع آن ها را درمان کرد. حفظ سلامت روان نیاز به دانش و هنری دارد تا به افراد کمک ‌کند با ایجاد روش‌هایی صحیح از لحاظ روانی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاری پیدا کنند و راه‌ حل ‌های مطلوب‌تری را برای حل مشکلاتشان انتخاب کنند.همان طور که سلامت جسمی فراتر از نبود بیماری است، سلامت روان نیز امری بیشتر از نبود بیماری روحی است. با آموختن ویژگی‌های سلامت روانی بهتر می‌توانیم به روح و روان متعادل و زندگی شاد دست یابیم. فراموش نکنیم جای خالی سلامت با هیچ چیزی پر نخواهد شد ( همان منبع ).

ویژگی های سلامت روان :

فرد دارای سلامت روان دارای ویژگی های زیر است :

    • نسبت به خود، خانواده و دیگران بی تفاوت نیست و با دیگران سازگاری دارد؛

    • به خود و دیگران احترام می‌گذارد و رابطه اش با دیگران سازنده است؛

    • به نقاط ضعف و قوت خود آگاه بوده، نسبت به خود نگرش مثبت دارد و ناکامی ها را آسانتر تحمل می‌کند؛

    • انعطاف پذیر بوده و در مواجهه با مشکلات اجتماعی کنترل خود را از دست نمی دهد؛

    • شناخت او از واقعیت نسبتا دقیق است و برای رسیدن به ‌هدف‌های‌ خود بر اساس عقل و احساس عمل می‌کند؛

    • توانایی حل مشکلات خود را دارد و نیازهایش را به طریقی برآورده می‌کند که منافاتی با ارزش‌های اجتماعی نداشته باشد؛

    • از اوقات فراغت خود به نحو مطلوب استفاده می‌کند تا استعدادهایش به خوبی رشد یابد؛

    • دنیا را گذرگاهی برای رسیدن به آخرت می‌داند؛

  • به دیگران بدبین نبوده، صابر، صادق، درستکار، بخشنده است و در نظر دیگران فرد موجهی محسوب می شود ( باقری یزدی ، ۱۳۸۵ ).

تعهد سازمانی

تعهد:

به طور کلی عنصر اصلی تعهد بویژه از دیدگاه رفتاری عبارت است از رفتار و اقدام ” اکشن[۴] ” ‌بنابرین‏ هر اقدامی، با میزان تعهد متفاوتی همراه است که برحسب شاخص های تعهد عنوان می شود. یکی از مهمترین توصیف ها در این رابطه توسط سالانسیک (۱۹۷۹). مطرح شده است. وی مهمترین عامل تعهد را تقلید یا پیوند فرد با اقدام خود می‌داند.

تعهد را افراد مختلف به گونه های متفاوت تعریف کرده‌اند که ذیلاً برخی از آن ها مورد بررسی قرار می‌گیرد:

مرتضی مطهری، تعهد را به معنی پای بندی به اصول و قراردادهایی می‌داند که انسان به آن معتقد است و بیان می‌کند متعهد کسی است که به عهد و پیمان خود وفادار باشد و برای اهداف آن تلاش نماید.

کانتر[۵] تعهد را تمایل افراد به در اختیار گذاشتن انرژی و وفاداری خویش به نظام اجتماعی می‌داند. سالانکیک تعهد را عبارت از پیوند دادن فرد به عوامل و اقدامات فردی وی می‌داند، یعنی تعهد زمانی واقعیت پیدا می‌کند که فرد نسبت به رفتار و اقدامات خود احساس مسئولیت و وابستگی نماید.

مودی و همکارانش، تعهد را به عمل فراتر از وظایف مقرره اطلاق می نمایند. ابراز عملی تعهد برای انجام دادن امور ضروری بوده مخصوصا در مشاغل کلیدی و حساس از اهمیت خاصی برخوردار است.

کوک و وال نیز سه مفهوم وفاداری احساس هویت و شناسایی و آمادگی را برای تعهد بیان می‌کند.

شاخص های تعهد :

۱- صراحت و آشکار بودن عمل:

این ویژگی شامل حد ومیزانی است که می توان گفت عملی در واقع رخ داده و به راحتی به آن اشاره می شود. دو عامل اصلی که به افزایش صراحت می‌ انجامد عبارت است از قابلیت مشاهده و عدم ابهام و روشن بودن عمل یا اقدام است. برای مثال بعضی از اقدامات براحتی قابل مشاهده و روشن نیستند و با تردید و دودلی همراهند و فرد نسبت به آن ها فکر می‌کند.

۲- قابلیت تجدید نظر وقابل فسخ بودن عمل:

بعضی از اقدامات می‌تواند بر اساس آزمون و خطا صورت پذیرد و در صورت مناسب بودن آن ها را تکرار کرد در صورت عدم تناسب آن ها تکرار نشده و ذهنیت و تصور نسبت به آن ها تغییر می‌یابد. ‌بر اساس این تحلیل برخی از اقدامات قابل فسخ و عدم تکرار است وشخص می‌تواند براحتی تعهد خود را منتفی نماید مانند پس دادن کالای خریداری شده،طلاق، استعفا از شغل و غیره. از سوی دیگر انجام بعضی از اقدامات به خودی خود تعهد آور بوده و نمی توان از خود عمل و از آثار شر یا خیر آن رها شد. مانند قتل ،کتک زدن، شکستن یک چیزی، این اعمال قابل فسخ نیستند گر چه قابل بخشش و یا عذر خواهی می‌باشند.

۳- اراده:

مقالات تحقیقاتی و پایان نامه – ۲-۲-۱۱-۴ مشاوره مستمر برای افراد دچار HIV – 2

۲-۲-۱۱-۴ مشاوره مستمر برای افراد دچار HIV

ماهیت مزمن و پیش‌رونده‌ی عفونت HIV موجب می‌شود فرد مبتلا، بستگان و آشنایان وی، با مشکلات روان‌شناختی گوناگون و متغیری مواجه شوند. بسیاری از این افراد پیش از ابتلا به HIV، مشکلات روان‌شناختی متعددی ‌داشته‌اند. ابتلا به HIV، موجب فعال‌سازی مجدد مشکلات حل نشده پیشین، مانند تمایل به ارتباط با جنس موافق، مشکلات مربوط به حوادث تروماتیک، مانند تجاوز جنسی و یا مشکلات حل نشده در روابط بین فردی می‌گردد. در مراحل پیشرفته‌تر ممکن است فرد نیاز به ارجاع به مراکز بهزیستی، آماده نمودن وصیت‌نامه و یا پیدا کردن مراکز جایگزین برای مراقبت از فرزند خود داشته باشد (شادلو و همکاران، ۱۳۹۲).

۲-۲-۱۱-۵ مشاوره برای پایبندی به درمان

دریافت دارو، بیمار را با مشکلات و موانع روان‌شناختی، فیزیکی و عملی زیادی رو به رو می‌کند. عدم پایبندی به درمان، مانعی در برابر سرکوب موفق ویروس توسط دارو خواهد بود. مشاوره برای پایبندی به درمان، دانش بیمار ‌در مورد بیماری، دارو و عوارض درمان را ارتقاء بخشیده و به بیمار کمک می‌کند تا دیدگاه مثبتی پیدا کند و باور کند که می‌تواند در روند بهبود خود اثرگذار باشد (شادلو و همکاران، ۱۳۹۲).

۲-۲-۱۲ سلامت روان و عفونت HIV

اختلالات روانی، انواع اضطراب‌ها و روان‌پریشی‌ها، اعتیاد و عفونت HIV ارتباط نزدیکی با یکدیگر داشته و عوامل خطرناک مشترکی مانند بی­خانمانی، فقر، بی­مبالاتی جنسی، خشونت و پیامدهای مشترکی چون انگ و تبعیض دارند. در مقایسه با جمعیت عمومی، اختلالات روانی در افراد مبتلا به عفونت با ویروس HIV به طور شایع‌تری دیده می‌شود. بر اساس مرور منابع غیر ایرانی، بیش از ۵۰ درصد بیماران HIV/AIDS حداقل یک اختلال روانی همراه نیز دارند (بایر و پاهریا، ۲۰۰۸؛ نقل از شادلو و همکاران).

مطالعه‌ای در ایران که به بررسی وضعیت روانی بیماران مبتلا به HIV مثبت ‌مراجعه کننده به یک مرکز مشاوره بیماری‌های رفتاری پرداخته، اختلالات وابسته به مواد را در ۹۳ درصد، اختلالات خلقی را در ۴۳ درصد و اختلالات اضطرابی را در ۱۹ درصد مبتلایان به HIV گزارش ‌کرده‌است. نتایج تحقیقی که بر مراجعین مرکز مشاوره بیماری‌های رفتاری بیمارستان امام خمینی در سال ۸۶-۱۳۸۵ صورت گرفت، نشان داد که ۴۲ درصد از بیماران مبتلا به HIV مثبت، بر اساس پرسشنامه بک افسردگی شدید ‌داشته‌اند. برخی از این اختلالات پیش از ابتلا ‌به این عفونت وجود دارند و فرد را در معرض خطر ابتلا به آن قرار می‌دهند، در حالی که برخی از مشکلات روانی به طور مستقیم و یا غیرمستقیم پیامد HIV/AIDS می‌باشند؛ ‌بنابرین‏ می‌توان ارتباط متقابل اختلالات روانی با HIV/AIDS را در سه دسته زیر تشریح کرد (شادلو و همکاران، ۱۳۹۲):

دسته اول: برخی از بیماری‌های روانی افراد را در معرض خطر بیشتری برای ابتلا یا انتقال HIV/AIDS قرار می‌دهند. سه گروه از این بیماری‌ها شامل اختلالات مصرف مواد، اختلالات خلقی شامل افسردگی و اختلال دوقطبی و اختلالات روانی مزمن است. به عنوان مثال مصرف‌کنندگان تزریقی مواد که تزریق مشترک دارند یا از وسایل مشترکی برای تزریق استفاده می‌کنند، در معرض خطر بالاتری برای ابتلا یا انتقال این عفونت هستند، ولی حتی افرادی که از روش تزریق برای مصرف استفاده نمی‌کنند نیز، به دلیل تماس جنسی غیر ایمن، زمانی که تحت تأثیر موادی همچون محرک‌ها و الکل هستند و یا وقتی از رابطه‌ جنسی برای به دست آوردن پول یا مواد استفاده می‌کنند، در معرض خطر خواهند بود. به عنوان مثالی دیگر، افراد مبتلا به اختلال شیدایی مهار لازم برای کنترل رفتارهای پرخطر لذت‌بخش را ندارند و یا افراد مبتلا به اختلالات مزمن روانی و عقب‌ماندگی ذهنی به دلیل شرایط زندگی و بی‌خانمانی ممکن است در معرض سوءاستفاده‌ی جسمی و جنسی قرار بگیرند.

دسته دوم: عفونت HIV به دلیل فشار روانی شدیدی که بر فرد وارد می‌کند، می‌تواند فرد را در معرض ابتلا به اختلالات روانی قرار دهد. فشار روانی‌های مختلفی همچون مشکلات جاری همراه با مصرف مواد، اطلاع یافتن از وضعیت آزمایش HIV، فشار روانی مطلع کردن افراد خانواده و دوستان از وضعیت عفونت، بی‌معنا شدن زندگی، عدم هدف و لذت در زندگی، آغاز درمان ضدرتروویروس، زمان‌هایی که قصد ترک مواد را دارد و باید علائم ترک را تحمل کند، بروز هر گونه بیماری طبی همراه، مطلع شدن از هر گونه پیشرفت سیر بیماری به عنوان مثال افت میزان CD4 و یا افزایش بار ویروس در بدن، نیاز به بستری به ویژه در اولین بستری، مرگ یکی از افراد مهم در زندگی، ایجاد اضطراب مرگ در خود، تشخیص استقرار بیماری ایدز، تغییرات مهم در زندگی مانند از دست دادن شغل، شکست در یک رابطه‌ عاطفی و یا نقل‌مکان کردن به محل جدید و زمانی که مشخص می‌شود فرد مدت زیادی زنده نمی‌ماند و باید تصمیمات مهمی در پایان عمرش بگیرد، از جمله فشار روانی‌هایی هستند که فرد ناگزیر، در سیر بیماری با آن رو به رو می‌شود.

دسته سوم: عفونت با HIV/AIDS و یا درمان‌های ضد ویروسی ممکن است سیستم عصبی را تحت تأثیر قرار دهند و تظاهرات روان‌پزشکی ایجاد نمایند و یا بیماری‌های زمینه‌ای روان‌پزشکی فرد را تشدید کنند. اگرچه اختلالات روان‌پزشکی به طور شایع­تری در افراد مبتلا به عفونت HIV دیده می‌شود و به دلایل مختلفی تعامل دوطرفه‌ای بین این دو موضوع وجود دارد، ولی متأسفانه ارتباط HIV/AIDS و بیماری‌ها و مشکلات روان‌پزشکی فراتر از تسهیل دوسویه‌ی بروز آن‌هاست. شاید مهم‌ترین وجه عملی این ارتباط، تداخل در روند پذیرش درمان ضدرتروویروسی باشد. عدم پذیرش درمان مشکل شایعی در بیماران HIV مثبت است و بیش از ۷۰ درصد بیماران تحت درمان ART دوزهای درمانی خود را از قلم می‌اندازند و مصرف نمی‌کنند (شادلو و همکاران، ۱۳۹۲).

نگهداری از یک بیمار مبتلا به HIV/AIDS، مراقبین و افراد خانواده‌ وی را متحمل فشار روانی طاقت‌فرسایی می‌کند که می‌تواند به زنجیره‌ای از مشکلات روان‌شناختی و رنج قابل‌توجه و یا افت عملکرد آنان منجر شود و از این طریق نیز بر پذیرش درمان و حمایت از بیمار برای ادامه‌ مراقبت تأثیر بگذارد؛ ‌بنابرین‏ می‌توان گفت، حمایت‌های روانی اجتماعی، مداخلات روان‌شناختی و روان‌پزشکی می‌بایست به عنوان جزء لاینفک برنامه های درمان و مراقبت از بیماران مبتلا به عفونت HIV مثبت محسوب گردند. در هر صورت، ابتلای به اختلالات روان‌پزشکی که در بیش از نیمی از مبتلایان به HIV مثبت وجود دارد، نباید موجب گردد که این افراد، از دریافت درمان و مراقبت لازم برای عفونت HIV، محروم گردند (رحیمیان بوگر، ۱۳۸۸). این اختلالات عبارت است از:

۲-۲-۱۲-۱ افسردگی

افسردگی شایع‌ترین اختلال روان‌پزشکی در بیماران مبتلا به HIV مثبت محسوب می‌شود و شیوع افسردگی در این بیماران دست کم دو برابر جمعیت عمومی گزارش شده است. در صورت هم بودی این اختلال با اختلالات مصرف مواد، شیوع آن بیش از این مقدار افزایش می‌یابد. مطالعات نشان داده است که از هر ۳ فرد مبتلا به HIV، یک نفر به اختلال افسردگی اساسی مبتلا است. علائم افسردگی با بروز رفتارهای پرخطر، عدم تبعیت از درمان و کوتاه شدن مدت بقاء یا زنده ماندن فرد مبتلا همراه است. البته اندوه و سوگ، پاسخ‌های معمول و طبیعی به بسیاری از پیامدهای عفونت با HIV بوده و افسردگی بالینی محسوب نمی‌شود، اگرچه ممکن است نیاز به مراقبت و مداخله داشته باشد (یان و همکاران، ۲۰۰۵؛ نقل از سلگی، هاشمیان و سعیدی­پور، ۱۳۸۶).

۲-۲-۱۲-۲ اضطراب