وبلاگ

توضیح وبلاگ من

تحقیقات انجام شده درباره بررسی گفتمان های توسعۀ اجتماعی از منظر اعضای هیأت علمی ...

 
تاریخ: 04-08-00
نویسنده: فاطمه کرمانی
  •  اعرابی محمد، شجاعی گلنار ؛ برآورد اثر شاخص‌‌های توسعۀ اقتصادی و اجتماعی‌‌‌ایران (۱۳۶۸-۱۳۸۴). (۱۳۸۸). مجله پژوهش‌‌های مدیریت. شماره ۸۱ .

 

در این تحقیق اعرابی و شجاعی(۱۳۸۸) اثر شاخص‌‌های توسعۀ اقتصادی و توسعۀ اجتماعی را در‌‌‌ ایران از طریق مطالعه برخی متغیر‌‌ها در فاصله سال‌‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴ بررسی کرده‌اند. به همین منظور آن‌ها از شاخص‌‌هایی مانند نرخ باسوادی، نرخ مرگ و میر کودکان، امید به زندگی، نرخ مرگ ومیر، بهداشت عمومی، بیمه بیکاری، خدمات اجتماعی، نرخ اشتغال، سوبسید، کمک‌‌های دولتی در موارد اضطراری مانند حوادث غیرمترقبه، تورم، ضریب جینی، درآمد سرانه، درآمد ناخالص ملی، و تشکیل سرمایه در تحقیق خود استفاده کرده‌اند.
آن‌ها شاخص‌‌های توسعۀ اجتماعی را در سه بخش فرصت‌‌های اجتماعی، تأمین امنیت یا سیاست‌‌های حمایتی، و تسهیلات اقتصادی مورد مطالعه قرار داده‌اند. آن‌ها معتقد هستند که‌‌‌ این سه دسته از متغیر‌‌ها بر توسعۀ اقتصادی و توسعۀ اجتماعی تأثیرگذار هستند. متغیر فرصت‌‌های اجتماعی با فاصله بسیار(۷۱/۰)بیشترین تأثیرگذاری را دارد. متغیر تسهیلات اقتصادی در مرتبه بعد و در آخر متغیر تأمین امنیت در سطح تأثیرگذاری پایینی قرار دارد.
از بین شاخص‌‌های توسعۀ اجتماعی شاخص‌‌های امید به زندگی، نرخ باسوادی و اشتغال به ترتیب بیشترین تأثیر را بر توسعۀ اقتصادی و توسعۀ اجتماعی داشته‌اند. از طرف دیگر شاخص‌‌های نرخ مرگ و میر، بروز حوادث غیر مترقبه و بیکاری کمترین تأثیر را بر توسعۀ اقتصادی و اجتماعی دارند. آن‌ها در تحقیق شان به این نتیجه رسیده‌اند که دو شاخص نرخ مرگ و میر و اشتغال در سال‌های ۶۸ تا ۷۶ نسبت به سالهای۷۶ تا ۸۴ موقعیت بهتری داشته‌اند و از طرف دیگر نرخ تورم و نرخ مرگ و میر نوزادان در سالهای ۷۶ تا ۸۴ وضعیت بهتری پیدا کرده بود. شاخص‌‌های دیگر مورد بررسی آن‌ها در این دو دوره تفاوت چندانی نکرده است.
از آن جایی که شاخص‌‌های توسعۀ اجتماعی جزء جدایی ناپذیر توسعۀ اجتماعی هستند در این تحقیق محققان شاخص‌‌های توسعۀ اجتماعی را در کشور بررسی کرده‌اند. آن‌ها نسبت شاخص‌‌های اجتماعی را با شاخص‌‌های اقتصادی در توسعه ‌‌‌ایران ارزیابی کرده‌اند.

 

  • حسین آبادی م. و دیگران؛ مطالعه نقش شهرهای کوچک در توسعۀ اقتصادی – اجتماعی روستاها ( مطالعه موردی منطقه قیر- کارزین) : مطالعات منطقه‌‌‌ای و پژوهشی - شهری

 

حسین‌آبادی و دیگران(۲۰۱۲) در این تحقیق به بررسی نقش شهرهای کوچک در توسعۀ اقتصادی و اجتماعی پرداخته‌اند. آن‌ها معتقدند موقعیت شاخص‌‌های اجتماعی، ارتباط بین شهر و شاخص‌‌های توسعۀ اجتماعی را نشان می‌دهد. هم چنین شاخص‌‌های اقتصادی مانند درآمد، رضایت شغلی، سرمایه، رضایت خانوادگی دارای همبستگی با هم دیگر هستند.
آن‌ها در این مطالعه می‌خواهند روابط بین روستاهای اطراف شهر قیر و توسعۀ اقتصادی و اجتماعی‌شان را تجزیه و تحلیل کنند. در بین شاخص‌‌های اقتصادی که آن‌ها ارزیابی کرده بودند دو شاخص رضایت شغلی و ثبات در مقدار کالری مصرفی ارتباط بادوامی‌داشته‌اند. شاخص‌‌های اقتصادی دیگر مانند درآمد، رضایت از مسکن، سرمایه، دارایی‌‌های خانگی، تجهیزات خانگی و توسعۀ کشاورزی رابطه مثبت معناداری داشته‌اند.
شاخص‌‌های اجتماعی رابطه بین شهر و توسعۀ اجتماعی را نشان می‌دهند. از بین شاخص‌‌های اجتماعی برون گرایی وکنش متقابل اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و احساس محرومیت رابطه معناداری نداشته‌اند. آن‌ها نشان داده‌اندکه نقش شهرهای کوچک در توسعه مهم است. رابطه‌‌‌ای معنادار بین فاکتورهای جغرافیایی مانند دوری و نزدیکی به شهر مشاهده کرده‌اند یعنی روستاهایی که در فاصله نزدیک‌تری به شهر هستند دارای رابطه بیشتری با شهر هستند و برعکس. همچنین روستاهایی که در مناطق کوهستانی قرار دارند ارتباط کمتری با شهر دارند.
یکی از مهمترین شاخص‌‌ها و فاکتورهای توسعۀ پایدار نسبت توسعه شهری در مقام مقایسه با توسعه روستاهای اطراف آن و تأثیر نقش توسعه یافتگی شهرها در روستا‌‌ها است. در این تحقیق ‌‌‌این شاخص توسط محققان در توسعۀ اقتصادی و اجتماعی منطقه قیر – کارزین بررسی و ارزیابی شده است. در نتیجه از آنجایی که نظریه توسعۀ پایدار یکی از مهمترین گفتمان‌های مرتبط با توسعۀ اجتماعی هست بین ‌‌‌این تحقیق و پایان‌نامه ما ارتباط وجود دارد.

 

  • عباس زاده م. تبیین فاکتورهای نفوذی در مشارکت اجتماعی شهروندان( تحقیق در سطح روانشناسی- اجتماعی) : مطالعات جامعه شناسی کاربردی

 

عباس‌زاده و دیگران (۲۰۱۰) در تحقیقی به عنوان تبیین فاکتورهای نفوذی بر رفتار مشارکتی شهروندان نشان داده‌اند که اکثر شهروندان اصفهانی نرخ بالایی از مشارکت در امور شهری را دارند. از نظر آن‌ها متغیرهایی مانند پیامدهای مشارکت، تجربه مشارکت و انگیزه بهبود و پیشرفت در رفتار مشارکتی شهروندان تأثیر داشته است. از نظر آن‌ها‌‌‌ این متغیرها نقش اساسی در هدایت افراد نسبت به رفتار مشارکتی داشته‌اند.
آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که افکار شهروندان بر مشارکت آن‌ها در امورات شهری تأثیر خاصی ندارد. بر اساس نتایج آن‌ها متغیر مشارکت در امورات شهری به طور زیادی متأثر از انگیزه پیشرفت و توسعه و تجارب مشارکت است. مشارکت شهروندان در امورات شهری دارای بیشترین تأثیر و رضایتمندی اجتماعی و عتقاد به مشارکت دارای کم‌ترین تأثیر هستند.
همچنین آن‌ها در این تحقیق نشان داده‌اندکه انگیزه پیشرفت و توسعه در بین شهروندان خیلی بالا است، شهروندان علا قه مند به مشارکت هستند. بنابراین آن‌ها از نهادهای تعلیم و تربیت رسمی ‌و غیر رسمی ‌و رسانه‌‌ها می‌خواهند توجه بیشتر و جدی‌تری در ارتباط پذیری فواید مشارکت داشته باشند.
دانلود پروژه
از آنجایی که مشارکت شهروندان در تصمیم‌گیری‌‌ها و امورات گوناگون در یک جامعه می‌تواند نشانه پیشرفت و توسعۀ اجتماعی آن جامعه باشد در این تحقیق هم ‌‌‌این شاخص در شهر اصفهان بررسی و تحقیق شده است. در نتیجه ‌‌‌این تحقیق دارای ارتباط نزدیکی با پایان‌نامه حاضر می‌باشد.

 

  • لنگرودی موتیه ؛ نقش بازارهای دوره‌‌‌ای محلی در توسعۀ اقتصادی و اجتماعی روستاهای استان گیلان: چشم‌انداز جغرافیایی (مطالعات انسانی)

 

‌‌‌این پژوهش در ۹ شهر استان گیلان که دارای بازارهای دوره‌‌‌ای محلی بودند، انجام گرفت. جامعه آماری شامل نیمی ‌از کل جامعه یعنی ۳۰۰ نفر از فروشندگان است. روش نمونه‌گیری برای ‌‌‌این انتخاب نمونه‌گیری طبقه‌‌‌ای بود. روش نمونه‌گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب نمونه‌‌ها از میان فروشندگان در هر شهر مورد استفاده قرار گرفت. پایایی ‌‌‌این تحقیق از طریق آلفای کرون باخ و اعتبار آن از طریق کارشناسان کشاورزی و جغرافیدانان سنجیده شد.
محققان اشاره می‌کنند که بازارهای دوره‌‌‌ای محلی در توسعه مناطق روستایی نقش مهمی‌دارند. در بعد اجتماعی و فرهنگی، آن‌ها بر موقعیت اجتماعی روستاییان، کمک به توانمندسازی زنان، افزایش تعامل بین شهرها و روستاها و شناسایی سنت‌‌های محلی بر بازدیدکنندگان تأثیر می‌گذارند. در بعد اقتصادی، بازارهای دوره‌‌‌ای محلی باعث ‌‌‌ایجاد شغل و درآمد می‌شود، فقر را کاهش می‌دهد و همچنین به فروش محصول کمک می‌کند. در مورد ‌‌‌ایجاد انگیزه در فروشندگان محققان به این نتیجه رسیده‌اند که فروشندگان کارشان را دوست دارند اما دلایل مهم آن‌ها برای کار در بازار داشتن شغل، به دست آوردن پول و اشتغال بود.
محققان نشان داده‌اند که برخی از مولفه‌‌ها در بازارهای دوره‌‌‌ای محلی بر توسعه روستایی تأثیرگذار هستند. در بعد اقتصادی، ‌‌‌این عوامل عبارت‌اند از: تولید و بازاریابی، عامل درآمد، و عامل اشغال. در بعد اجتماعی و فرهنگی، ‌‌‌این عوامل عبارت‌اند از : تعاملات شهری و روستایی و عامل درآمد. و در بعد انگیزه فروشندگان‌‌‌ این عوامل عبارت‌اند از: عامل حرفه‌‌‌ای، عامل خانواده، عامل پول و فاکتور خرید.

 

  • فیروزآبادی احمد،‌‌‌ ایمانی جاجرمی ‌حسین(۱۳۸۵) ؛ سرمایه اجتماعی و توسعۀ اقتصادی و اجتماعی در کلان شهر تهران: . فصل نامه علمی‌پژوهشی رفاه اجتماعی.

 

سؤال محققان در این تحقیق ‌‌‌این بود که آیا بین سرمایه اجتماعی و عناصر تشکیل دهنده آن در سطح تحلیل منطقه و میزان توسعه نیافتگی مناطق در شهر تهران رابطه وجود دارد؟ جامعه آماری شامل جمعیت شانزده سال به بالای مناطق شهر تهران بود که ۱۷۵۹ نفر از آن‌ها از طریق نمونه‌گیری خوشه‌‌‌ای متناسب با حجم انتخاب شده‌اند. محققان در این تحقیق ۷ عنصر مفهومی‌سرمایه اجتماعی هم در بعد شناختی و ذهنی شامل اعتماد عمومی، اعتماد نهادی وآگاهی، و توجه به امور عمومی، سیاسی و اجتماعی و هم در بعد عینی شامل مشارکت رسمی، مشارکت غیر رسمی‌خیریه‌‌‌ای، مشارکت غیررسمی‌مذهبی، و مشارکت غیر رسمی‌همیارانه مورد تحقیق قرار گرفته‌اند. بررسی نسبت بین ‌‌‌این متغیرها نشانه دهنده رابطه مثبت بین سرمایه اجتماعی و توسعۀ اقتصادی و اجتماعی مناطق ۲۲ گانه شهر تهران بود. آن‌ها برای به دست آوردن شاخص توسعه مناطق از شاخص‌‌های پنج گانه نرخ اشتغال، هزینه ناخالص خانوار، اشتغال زنان، نسبت شاغلین به کل، و نرخ رشد خانوار در مناطق ۲۲ گانه استفاده کرده‌اند.
آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که از بین عناصر مفهومی‌سرمایه اجتماعی اعتماد نهادی و مشارکت غیررسمی ‌خیریه‌‌‌ای درتمام مناطق تفاوت معناداری ندارد. اما میزان اعتماد عمومی ‌در این مناطق متفاوت است. آگاهی و توجه یکی دیگر از عناصری بود که در بین مناطق متفاوت است یعنی ساکنان مناطق کمتر توسعه یافته با علاقه کمتری امور عمومی ‌جامعه را دنبال می‌کنند. میزان مشارکت رسمی ‌در مناطق توسعه‌‌‌ای بالاتر بیشتر است یعنی کسانی که در مناطق توسعه یافته زندگی می‌کنند در نهادهای رسمی ‌مشارکتی فعالیت بیشتری دارند و ساکنان مناطق کمتر توسعه یافته توانایی کمتری برای شرکت در انجمن‌های رسمی‌را دارند. مشارکت غیررسمی ‌مذهبی در مناطق کمتر توسعه یافته بیشتر از سایر مناطق است به همین خاطر محققان معتقدند می‌توان از ‌‌‌این بستر برای در جهت رشد و تقویت سایر انواع مشارکت مانند مشارکت رسمی، مشارکت غیررسمی ‌و اعتماد عمومی ‌در مناطقی که از توسعۀ اقتصادی و اجتماعی کمتری برخوردارند استفاده کرد.
۲-۳-۲ پیشینه خارجی
۱- کانل کریستین، پرینز رونالد (۲۰۰۲) ؛ تأثیر مهدکودک و تعاملات والدین-کودکان بر آمادگی برای حضور در مدرسه و توسعه مهارت‌‌های اجتماعی برای کودکان طبقه کم درآمد آمریکایی‌‌های افریقایی تبار ؛ مطالعات روانشناسی مدرسه.
کانل و پرینز (۲۰۰۲) در این مطالعه به بررسی نقش مشارکت در مهد کودک و کیفیت تعامل والدین-کودک در توسعه آمادگی برای حضور در مدرسه و مهارت‌‌های اجتماعی در میان نمونه‌‌های کم درآمد، اقلیتی از کودکان مهد کودک مورد بررسی پرداختند. کانل و پرینز معتقدند که تعاملات والدین-کودک که پاسخگوی نیازها و احساس‌‌های کودک هست، به طور قطع با آمادگی او برای حضور در مدرسه، مهارت‌‌های اجتماعی، و توسعه مهارت‌‌های ارتباطی آن‌ها در ارتباط هست.
کانل و پرینز در این مطالعه که به منظور درک بهتر سهم مشارکت کودکان و رفتار والدین بر آمادگی علمی ‌برای کودکان آمریکایی آفریقایی تبار کم درآمد ، با بهره گرفتن از شاخص‌‌های مختلف از نتایج مربوط به آمادگی از جمله رتبه‌بندی آمادگی معلمان و توسعه مهارت‌‌های اجتماعی ، معتقدند که با ورود زود هنگام کودکان به مهد کودک پیش بینی سطوح بالاتر از رتبه‌بندی‌‌های مهارت‌‌های اجتماعی در هر هفته افزایش می‌یابد در چنین محیطی پیش بینی سطوح پایین‌تر از توسعه مهارت‌‌های اجتماعی هم ممکن است. آن‌ها مدعی هستند که ثبت نام کودکان در مهد کودک برای سال‌های قبل از کودکستان سطوح بالاتری از مهارت‌‌های اجتماعی و عملکرد مهارت‌‌های ارتباطی را نشان می‌دهد، و کودکانی که زمان بیشتری را در هر هفته در مهد کودک به سر می‌برند از سطوح بالاتری از عملکرد توانایی‌های شناخت برخوردارند. از نظر آن‌ها بین قرار گرفتن در معرض مراقبت از کودکان و توسعه مهارت‌‌های اجتماعی ارتباط وجود دارد.
محیط‌‌های خانواده و مهدکودک هر یک نقش منحصر به فرد و مهم در توسعه طیف وسیعی از نتایج مربوط به آمادگی بازی می‌کنند، و زمانی که‌‌‌ این دو محیط دارای روابط هماهنگی با هم هستند از انزوای کودکان جلوگیری می‌شود. کانل و پرینز معتقدند که روانشناسان مدرسه می‌تواند نقش مهمی ‌را در ارتقاء آمادگی حضور در مدرسه در میان جوانان در معرض خطر بازی کنند. نیاز به “الگوی تغییر” در زمینه آمادگی برای مدرسه در میان معلمان مدارس ابتدایی و مدیران می‌تواند از مهمترین کارهایی باشد که روانشناسان مدرسه می‌توانند ‌‌‌ایفا کنند. از دیگر نقش‌‌های مهم روانشناسان می‌توان به این موارد اشاره کرد: توسعه برنامه‌‌های خانواده محور به منظور ترویج و توسعه مهارت در جوانان در معرض خطر مشکلات آموزشگاهی پس از ورود به مدرسه، توسعه و مشاوره با برنامه‌‌های اوایل دوران کودکی برای فراهم‌کردن انتقال آرام و بی دردسر برای جوانانی که نیاز به توسعه مهارت‌‌ها دارند. همچنین برای ‌‌‌این که مشارکت پدر و مادر را در مهد کودک و سیستم مدرسه ترویج دهند، آن‌ها باید معلمان و مدیران مدارس ابتدایی را برای ارتقاء آمادگی برای مدرسه و شناسایی اولیه جوانان در معرض خطر آموزش دهند و با آن‌ها در باره همین مسائل مشاوره کنند، آن‌ها باید توجه به اهمیت نقش مهم تعامل پدر و مادر (هم در محیط خانه و مدرسه) را به عنوان وسیله‌‌‌ای برای ترویج توسعه مهارت‌‌های علمی‌ و اجتماعی گوشزد کنند و افزایش دهند.
نویسندگان در این تحقیق بعضی از مهترین شاخص‌های امروزین توسعۀ اجتماعی را بررسی کرده‌اند؛ از جمله ‌‌‌این شاخص‌‌های می‌توان به توسعه نهادهای خرد مانند مهد کودک، ‌‌‌ایجاد محیط آموزشی مناسب جهت تحصیل دانش آموزان، توسعه مهارت‌‌های علمی، ‌‌‌ایجاد محیط خانوادگی مناسب برای کودکان، و نقش آموزش و معلمان در توسعۀ اجتماعی کودکان اشاره کردند. آن‌ها نقش ‌‌‌این شاخص‌‌ها را در توسعۀ اجتماعی کودکان بررسی کرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که پیشرفت در این شاخص‌‌ها در فرایند توسعه تأثیرگذار هستند.
۲-‌‌هانیمن کاترین(۲۰۱۰) ؛ مسولیت پذیری اجتماعی و توسعه اجتماع محلی: درس‌‌هایی از سیستم خود آموز آپرندیزاژی در هندوراس: مجله بین المللی توسعۀ آموزشی
کاترین‌‌هانیمن(۲۰۱۰) در این تحقیق معتقد است که تقویت همبستگی اجتماعی از طریق توسعه و تقویت نگرش مسئولیت‌پذیری اجتماعی در سطح فردی یکی از بنیادی‌ترین همکاری‌‌ها در یک سیستم آموزشی است که می‌تواند فرایند توسعۀ اقتصادی و اجتماعی مشارکتی در یک منطقه را فراهم آورد. ‌‌هانیمن در این تحقیق بیان می‌کند که باید به سیستم آموزشی توجه بیشتری کرد تا انگیزه استفاده از فهم و معرفت توسعه را در دانش آموزان به وجود بیاورد. اگرچه او معتقد است از ‌‌‌این طریق نمی‌توانیم از فقر فردی رهایی یابیم ولی برای فرایند توسعه و پیشرفت جمعی مهم است.
او در این مقاله در پی ‌‌‌این است که درک ارتباط بین آموزش و پرورش، سرمایه اجتماعی و توسعه را از طریق سیستم آموزشی خودآموز (SAT)، گسترش دهد. یافته‌‌های او نشان می‌دهد که دانش آموزانی که در برنامه” سیستم آموزشی خودآموز” شرکت می‌کنند احساس بیشتری از مسئولیت اجتماعی نسبت به همسالان خود در مدارس دارند. او در این تحقیق می‌خواهد نشان دهد که سیستم آموزشی خودآموز می‌تواند به دانش آموزان انگیزه دهد تا استفاده بیشتر از دانش و معرفت شان را افزایش دهند. همچنین ‌‌‌این برنامه به دانش آموزان کمک می‌کند که فرایند پیشرفت و ترقی جمعی را به نیت فردی ترجیح بدهند.
از نظر او برنامه سیستم آموزشی خودآموز نشان می‌دهد زمانی که‌‌‌ این برنامه دانش آموزان را تحریک به تفکر عمیق در مورد تشویق رفتار مسئولانه اجتماعی می‌کند و مسئولیت پذیری اجتماعی را توسعه می‌دهد. به عبارتی هنگامی‌که نگرانی نسبت به سرنوشت دیگران برای دانش آموز مهم جلوه داده می‌شود انگیزه درونی نوع دوستی در او زنده می‌شود. سیستم آموزشی خودآموز باید دانش آموزان را به گرفتن اصول اساسی که به یک پارچگی و هماهنگی روابط انسانی خود با دیگران کمک می‌کند وادارد. دانش آموزان باید رابطه متقابل انسان‌‌ها را سرمشق خود قرار دهند. اصل اساسی ‌‌‌این برنامه ‌‌‌این است که انسان‌‌ها ذاتاً به یکدیگر متصل هستند، آن‌ها بخشی از یک کلیت هستند. ما باید ‌‌‌این پیوستگی را رشد و رونق دهیم. زیرا که انجام بسیاری از امور توسط افراد و جوامع نیازمند هماهنگ سازی روابط آن‌ها است یعنی بشریت برای بقا نیاز به‌‌‌ ایجاد تعادل عملکرد در هماهنگی با دیگران دارد. از نظر او پیشرفت و توسعه جامعه در وابستگی متقابل انسان‌ها با هم دیگر است. نقش ارتباط و وابستگی متقابل بین انسان‌ها به عنوان یک اصل مهم باید در اذهان دانش آموزان ملکه شود. برنامه آموزشی خودآموز تلاش دارد که ارتباط متقابل و تندرستی دیگران را به عنوان یک اصل اساسی برای تغییرات اجتماعی جلوه دهد.
در این تحقیق محقق توسعۀ اجتماعی محلی را که یکی از موضوعات اساسی در بحث توسعۀ اجتماعی و توسعۀ پایدار است را مورد تحقیق قرار می‌دهد. او همچنین نقش شاخص‌‌های آموزش و پرورش و سرمایه اجتماعی که از شاخص‌‌های اساسی توسعۀ اجتماعی هستند را در توسعه و توسعۀ اجتماعی بسیار مهم می‌داند. ارتقاء در این شاخص‌‌ها باعث بهبود مسئولیت‌پذیری اجتماعی و یکپارچگی و هماهنگی در روابط انسانی با همنوعان می‌شود.
۳- زانچتا مارگارت و دیگران ؛ کارآموزی بین المللی درتوسعۀ اجتماعی به رهبری دانشجویان پرستاری کانادا: یادگیری توانمندسازی ؛ آموزش امروزین پرستاری
مارگارت زانچتا و همکارانش (۲۱۱۳) نقش کارآموزی بین المللی در توسعۀ اجتماعی را در تحقیقی با هدایت دانشجویان پرستاری کانادا بررسی کرده‌اند. از نظر آن‌ها دانش به دست آمده از تجربیات بین المللی به دانش جویان کاروز کمک می‌کند تا یاد بگیرند که چگونه با بخش‌‌های مختلف جامعه برای بهبود شرایط اجتماعی “جمعیت به حاشیه رانده شده” همکاری کنند. دانش جویان کاروز توانایی درونی شان را برای‌‌‌ایجاد تغییر در ساخت اجتماعی قرار داده‌اند. آن‌ها می‌خواستند که به طورکلی و جزئی پویایی‌‌های نابرابری‌های اجتماعی را آشکار کنند و آن را به چالش بکشند.
تغییر در ابعاد آگاهی شخصی و حرفه‌‌‌ای باعث توسعه حس توانمندسازی شخصی کارآموزان شد. دانش جویان کاروز از طریق مشارکت‌‌های در حال توسعه و درگیر شدن در فرایند درون‌اندیشی توانمندسازی شخصی و حرفه‌‌‌ای را تجربه می‌کنند. آن‌ها توانمندسازی حرفه‌‌‌ای خود را از طریق یادگیری مشترک تجربی در مورد چگونگی حل مشکلات، حل و فصل درگیری، اجرای پروژه ارتقاء سلامت، معاشرت با یک فرهنگ دیگر، و حمایت از دیگران تکامل داده‌اند. هر دو توانمندسازی شخصی و حرفه‌‌‌ای نتیجه‌‌‌ای از انعکاس و ارزیابی شوک اخلاقی از دیدن محرومیت‌‌های آشکار از نیازهای اساسی بودند.
آن‌ها جمعیت‌‌های اجتماعی محروم و به حاشیه رانده شده از توسعه را مورد توجه قرار دادند و در این زمینه بین دو سیستم بهداشت و درمان و فرهنگ‌‌ها، و همچنین روابط شخصی آن‌ها با ‌‌‌این دو گروه تفاوت‌‌هایی مشاهده کردند. آن‌ها خاطرنشان کردند که برای دانشجویان پرستاری به رسمیت شناختن و درک بی عدالتی‌‌های اجتماعی و نقش قدرتمندش در نابرابری‌‌ها مهم است. قرار گرفتن در معرض تفاوت در فرآیندهای سیاسی و سیاست‌‌های بهداشتی آگاهی از خطر‌انداختن سلامت انسان را حمایت می‌کنند.
دانشجویان کاروز متوجه محدودیت‌‌ها و مبارزات جوامع برای غلبه بر ریشه‌‌های ساختاری نابرابری‌‌های اجتماعی شدند. آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که در یک فرهنگ استبدادی و قوم وخویش پرستی شهروندان برای دسترسی به کالاهای اجتماعی محروم می‌شوند. اگرچه عده‌‌‌ای به امتیازهایی که در جوامع به تعداد ‌اندکی از جامعه تعلق می‌گرفت انتقادهایی کرده‌اند ولی بخش گسترده‌‌‌ای از جامعه در برابر این بی عدالتی‌‌ها تسلیم شده‌اند و ‌‌‌این تسلیم دسته جمعی ریشه در احساس جمعی از ناتوانی دارد. کارآموزان دانشجویی به این نتیجه رسیدند که با وجود اراده سیاسی، شور و شوق مبارزه برای توسعۀ اجتماعی برای جوامع به تحمل فرایندی طولانی از تغییرات اجتماعی و سیاسی نیاز دارد. از نظرآن‌ها آگاهی انتقادی در مورد جایگاه خود در جهان می‌تواند نقطه شروع برای تغییر و توسعۀ اجتماعی باشد. دانشجویان کارورز دید جدیدی را نسبت به مشارکت بین جمعیت‌‌ها و حرفه‌‌های پرستاری و ‌‌‌اینکه چگونه ارزش‌های انسانی تولید شده از تجارب مشترک می‌تواند برای اتصال جمعیت‌‌ها و حرفه‌‌های به حاشیه رانده شده مورد استفاده قرار بگیرد، توسعه داده‌اند.
محققان در این تحقیق به بررسی یکی از مهمترین و چالش برانگیزترین شاخص‌‌های توسعه پرداخته‌اند. آن‌ها شاخص جمعیت طرد شده( طرد اجتماعی ) و به حاشیه رانده شده را مورد بررسی قرار داده‌اند. ‌‌‌این شاخص امروزه در دیدترین شاخص توسعۀ اجتماعی است. زیرا صاحب نظران توسعه معتقد هستند که وجود داشتند جمعیت محروم در جامعه نشانه توسعه نیافتگی جامعه است. آن‌ها اذعان می‌کنند که همه بخش‌‌ها و گروه‌‌ها در جامعه باید در فرایند توسعۀ اجتماعی مشارکت داشته باشند. بنابراین اهمیت ‌‌‌این تحقیق در این است که به بحث در مورد یکی از گروهای اجتماعی به نام جمعیت طرد شده و به حاشیه رانده شده و افزایش آگاهی اجتماعی دربارۀ آن‌ها می‌پردازد.
۴- فولر بروس و دیگران (۲۰۰۲) ؛‌‌‌آیا اشتغال مادران بر توسعۀ اجتماعی کودکان فقیر تأثیرگذار است؟ ؛ فصلنامه تحقیقات اوایل دوران کودکی


فرم در حال بارگذاری ...

« بررسی ساختارهای نوین در قراردادهای بین المللی نفت و گاز ایران با تاکید ...راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره سنتز پلیمر قالب مولکولی برای استخراج فاز جامد جیوه- فایل ... »