جان اف ام می[۱۵] آموزش را عبارت از “بهبود سیستماتیک و مستمر شاغلین از نظر دانش ها، مهارت ها، توانایی ها و رفتارها میداند که به رفاه آن ها کمک، میکند و شرایط بهتری را برای احراز مقام بالاتر فراهم می آورد”، تعریف کردهاست (محمدی، به نقل از جان اف ام می، ۱۳۸۲،ص۱۴-۳ ۱). در جایی دیگر “آموزش کلیه مساعی و کوشش هایی تعریف شده که جهت ارتقاءسطح دانش وآگاهی، مهارتهای فنی وحرفه ای وشغلی وهمچنین ایجادرفتارمطلوب در کارکنان یک سازمان جهت آماده کردن آنان برای انجام وظایف ومسئولیتهای شغلی صورت میگیرد”.
در تمامی این تعاریف، ” آموزش عامل اساسی تعالی انسانها است و این تعالی میتواند در تلطیف روابط کارکنان و مدیریت نیز اثربخش باشد . فردی که کار خود را خوب بداند از کار کردن لذت میبرد و برایش ایجاد رضایت میکند و ناخودآگاه این رضایت را ناشی از محیط کار میداند . آموزش به خوبی این هدف را تحقق می بخشد “(میرسپاسی، ۱۳۸۵ ، ص ۴۸۵).
اهمیت آموزش
” نقش اساسی آموزش تغییر طرز تفکر و تطبیق افراد با اصول و موازین پسندیده است. بنابرین اهمیت آموزش در کلیه ی مؤسسات اعم از سازمان های دولتی و غیر دولتی، بنگاه های بازرگانی، صنعتی و سازمان های آموزش و پرورش غیر قابل انکار است. بخصوص آن که بشر در زمانی قرار دارد که تغییر در نحوه ی استفاده از وسایل و انجام امور متصور است به موازات این تغییرات است که اهمیت ، لزوم و خواص آموزش بیش از پیش ملموس گشته تا حدی که برخی صاحبنظران در اهمیت آموزش میگویند، آموزش در حقیقت خود مدیریت است” (ابطحی،۱۳۷۵،ص۱۹).
بنابرین توفیق در انجام خدمات عمومی و استفاده ی صحیح از منابع کمیاب، خصوصاًً نیروی انسانی مستلزم توجه به آموزش کارکنان در مؤسسات میباشد.
بسیاری از صاحبنظران درباره ی اهمیت و نقش آموزش در جامعه اظهارنظر کردهاند. از جمله “پیتر دراکر[۱۶]” عقیده دارد که “علی رغم هزینه های سنگین تربیت نیروی کار، آموزش همراه با اعمال صحیح مدیریت، هر کشور عقب مانده ای را در مدتی کوتاه در زمره ی کشورهای پیشرفته و برخوردار از بهره وری بالا قرار میدهد”.(ابیلی ،به نقل از دراکر، ۱۳۷۷،ص۱۳).
ساخاروپولوس[۱۷]، بر این باور است که “آموزش، نه تنها یکی از حقوق اولیه و اصلی انسان است. بلکه رکن اصلی توسعه ی اقتصادی و اجتماعی جامعه نیز محسوب می شود”.
از نظر هاربینسون[۱۸]، “کشوری که قادر به توسعه ی مهارت ها و دانش مردم و بهره گیری از آن در رشد اقتصاد ملی نباشد، در حل مشکل توسعه نیافتگی نیز ناتوان خواهد بود”. (ابیلی، ۱۳۷۷،ص۱۳).
از دیگر دلایل اهمیت آموزش تغییرات گسترده ای است که آموزش در فرد و سازمان به وجود می آورد. این تغییرات در زمینه ی دانش و انتقال اطلاعات شامل آگاهی هایی در مورد قواعد و مقررات کاری می شود زمانی که اطلاعات و دانش افراد افزایش یابد در آنان انگیزه ی لازم برای کارکردن به وجود میآید و این خود سبب عملکرد بهتر در انجام کار و افزایش بهره وری می شود. آموزش در نگرش های کارکنان نیز تغییراتی ایجاد میکند، افراد با پیش فرض هایی در مورد هنجارهای سازمان وارد آن میشوند که آموزش میتواند این نگرش ها را اصلاح و تکمیل کند. از تغییراتی که آموزش در کارکنان به وجود می آورد پرورش مهارت های فردی و شغلی آنان است. مجموع تغییرات در دانش، نگرش و مهارت های کارکنان منجر به تغییرات رفتاری آنان می شود.” اهمیت آموزش کارکنان در سازمان ها به حدی است که سازمان امور اداری و استخدامی کشور قانونی در باب تنظیم و اجرای برنامه های آموزشی به تصویب رسانده و کلیه ی وزارتخانه ها و سازمان های دولتی را مکلف کردهاست تا با رعایت مقررات این قانون نسبت به آموزش کارکنان اقدام نمایند”(شریعتمداری،۱۳۸۲،ص۳۱).
آموزش کارکنان
با توجه به اینکه آموزش یکی از اساسی ترین و مؤثرترین فعالیت های انسان در جهت رشد و پیشرفت میباشد، اگر اهمیت آموزش و یادگیری از سوی بشر درک نمی شد، هیچ اثری از پیشرفت تمدن در جوامع نمی بود. با توجه به این مطلب در ذیل چند تعریف از آموزش کارکنان ارائه می شود:
– “کوشش در بهبود عملکرد شاغل در ارتباط با انجام کار و وسایل مربوط به آن” (جزنی،۱۳۷۵،ص۳۶۵).
– “کلیه ی مساعی و کوشش هایی است که در جهت ارتقاء سطح دانش و آگاهی، مهارت های فنی، حرفه ای و شغلی و همچنین ایجاد رفتار مطلوب در کارکنان یک سازمان به عمل میآید و آنان را آماده ی انجام وظایف و مسئولیت های شغلی خود می کند”(ابطحی،۱۳۷۵،ص۱۶۷).
– عبارت است از” کسب مهارت ها، دانش و نگرش هایی که افراد را برای نیل به اهداف معین فردی و سازمانی خود در حال و آینده توانا میسازد” (بامبروگ[۱۹]،۱۹۹۶،ص۱)
– “بهبود نظام مند و مداوم مستخدمین از نظر دانش، مهارت ها و رفتارهایی که به رفاه آن ها در سازمان محل خدمتشان کمک نماید” (فتحی واجارگاه،۱۳۹۰،ص۱۳).
برخی از عواملی که آموزش کارکنان را ضروری میسازد عبارتند از:
-
- ” شتاب فزاینده علوم بشری در تمام زمینه ها؛
-
- پیچیدگی سازمان ها به دلیل ماشینی شدن؛
-
- تغییر شکل یا جابجایی شغل؛
-
- روابط انسانی و مشکلات انسانی؛
-
- ارتقاء و ترفیع کارکنان؛
-
- اصلاح عملکرد شغلی؛
-
- نیازهای تخصصی و حرفه ای نیروی انسانی؛
-
- کارکنان جدید الاستخدام؛ (آقایار، ۱۳۸۶ ، ص ۱۷۱ ).
- و نیاز به افزایش بهره وری” (مشبکی، ۱۳۷۷ ، ص ۳۴۶).
ضرورت های آموزش سازمانی
در حالت کلی ، مؤسسات و سازمان ها به دلایلی چند به آموزش نیروی انسانی خود می پردازند:
۱- آموزش کارکنان برای استفاده از تجهیزات، فرایند ها و خط مشی های جدید
“تغییر و تحول در بطن هر برنامه توسعه نهفته است، بدیهی است توانمندی سازمان در تطبیق خود با تغییرات محیطی منوط به وجود کارکنان آزموده و آماده برای مواجهه ساختن با شرایط متفاوت است. چنین مأموریت حیاتی به منظور آماده ساختن نیروها برای قبول، پذیرش و همگامی با تغییرات بر عهده ی سیستم آموزشی هر سازمانی است. روش های جدید انجام کار از قبیل کار با نرم افزارهای جدید کامپیوتری، خط مشی جدید، ایمنی و ماشین آلات جدید و… نمونه هایی از آموزش های مورد نیاز با این رویکرد میباشند. این گونه آموزش ها تحت عنوان “آموزش های فنی” دسته بندی شده اند.” (خراسانی،۱۳۸۴،ص۲۹).
۲- آموزش جهت برطرف نمودن مسائل عملکردی کارکنان خاص و گروه هایی از کارکنان
” در برخی از مواقع آموزش به این دلیل مورد نیاز است که کارکنان وظایف کاری خود را به نحو صحیحی انجام نمی دهند. هرگاه که چنین معضل عملکردی تشخیص داده شد، آن معضل بایستی به دقت تجزیه و تحلیل شود تا علت معلوم گردد. اگر معضلات عملکردی ناشی از فقدان دانش و یا مهارت باشد می توان آن ها را از طریق آموزش برطرف نمود ولی اگر به دلایلی دیگر مثل نامناسب بودن طراحی فرایندهای کار باشد، مسائل آموزشی کارکنان نمی تواند گره گشا باشد.چنین آموزش هایی تحت عنوان “آموزش های جبرانی” دسته بندی شده اند.” (خراسانی،۱۳۸۴،ص۲۹).
فرم در حال بارگذاری ...