وبلاگ

توضیح وبلاگ من

دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد بررسی مفهوم عدالت مالیاتی در قانون مالیات های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ و اصلاحات ...

 
تاریخ: 04-08-00
نویسنده: فاطمه کرمانی

در اصطلاح علم اقتصاد، مالیات عبارتست از بخشی از درآمد، ثروت، فروش و یا بخشی از هر نوع پایه حقوقی دیگر که توسط دولت از اشخاص حقیقی و حقوقی اخذ می‌شود.[۱۲۰]
عده­ای نیز مالیات را به مثابه یک نوع هزینه اجتماعی قلمداد نموده ­اند که آحاد یک ملت در راستای بهره­وری از امکانات و منابع یک کشور موظفند آنرا پرداخت نمایند تا در قبال این پرداخت، توانایی استمرار این امکانات و منابع فراهم باشد.[۱۲۱] در واقع مالیات انتقال بخشی از درآمدهای جامعه و بخشی از سود فعالیت‌های اقتصادی است که نصیب دولت می‌گردد.
ما چنانچه هر یک از این تعاریف را برگزینیم، به ناچار به این نکته اذعان خواهیم کرد که مالیات نوعی دریافتی دولت از شهروندان برای تأمین مخارج جامعه است، با این تعریف به مواردی از دریافتی­های دیگر دولت برخواهیم خورد که تحت عناوین مختلف از شهروندان اخذ می­ شود که اگر چه عنوان مالیات ندارد اما ویژگی­های مالیات را دربر دارد. مالیات تورمی یکی از این موارد است که که دولت­ها جهت تأمین کسری بودجه خود با استقراض از بانک­ها، از محل کاهش ارزش پول، اگر چه مستقیماً پولی دریافت نمی­کنند اما همان کارایی مالیات را برای دولت دارد.
پایان نامه - مقاله
مبنای قانونی مالیات در کشور ما را می­توان اصل پنجاه و یکم قانون اساسی دانست. متأسفانه در این قانون تعریفی از مالیات ارائه نشده است تا بر مبنای آن دریافت وجوهی غیر از مالیات را ناموجه بداند. قانون اساسی مشروطیت به طور تفصیلی­تری به مسأله مالیات پرداخته بود و از اصل نود و چهار تا اصل صدم، به مبانی قانونی مالیات ستانی اختصاص یافته بود. اصل نود و نهم این قانون تا حدودی قلمرو مالیات را مشخص می­ساخت بدین نحو که مقرر می­داشت “غیر از مواقعی که قانون صراحتاً مستثنی می­دارد، به هیچ عنوان از اهالی چیزی مطالبه نمی­ شود، مگر به اسم مالیات مملکتی، ایالتی، ولایتی و بلدی". به عبارتی دیگر بر اساس این ماده، امکان اخذ هیچ نوع دریافت مالی به غیر از مالیات توسط دولت فراهم نبود.

بند دوم: ضرورت و اهداف وضع مالیات

امروزه دولت‌ها به عنوان مهم‌ترین، بزرگترین و غیر قابل انکارترین سازمان‌ها در جهان عهده­دار وظایف مهمی چون امنیت، آموزش، بهداشت و دادرسی هستند که اجرای تمامی این وظایف نیازمند صرف بودجه‌های کلان است و از آنجا که منابع مالیاتی دولت­ها منابع مستمر و دائمی نیستند، تأمین این هزینه‌ها از طریق مالیات به عنوان منبعی دائمی و مستمر، امری راه­گشا و منطقی محسوب می­ شود.
هر دولتی با توجه به جهان­بینی خود اهدافی را برای جامعه و حکومت تحت اختیار خود در نظر دارد و سعادت جامعه خود را در گرو تحقق آن اهداف می­بیند. به عنوان مثال دولت رفاه می ­تواند هر گونه مالیات را به هر میزانی که بخواهد وضع نماید تا به این طریق به طور منصفانه در راه تأمین خدمات اجتماعی گام بردارد در صورتی که یک دولت اسلامی در این خصوص با محدودیت­هایی مواجه است. از دید اندیشمندان مسلمان دستیابی به توسعه، تعادل و رفاه، از اهداف وضع مالیات به حساب نمی­آیند و این سخن خود را مستدل به عدم تصریح صریح و ضمنی قرآن و روایات به چنین اهدافی می­دانند.[۱۲۲]
در قوانین کشور ما[۱۲۳] درآمدهای مالیاتی، به عنوان منبعی جهت تأمین هزینه­ های جاری کشور تعیین شده است. اهداف وضع مالیات و نیز موارد مصرف مالیات تا حدودی تحت تأثیر نظریات پذیرفته شده دولت قرار دارد بر این اساس چنانچه دولت وظیفه خود را صرفاً حفظ و پاسدای از مرزها و به عبارتی تأمین امنیت جامعه بداند براین اساس مالیات­های اخذ شده صرفاً در همین امور به مصرف خواهند رسید و چنانچه وظیفه خود را فراتر از این موارد یعنی تأمین رفاه برای افراد جامعه درنظر بگیرد موارد مصرف مالیات نیز به همین اندازه گسترده خواهد شد. بنابراین می­توان گفت فلسفه وضع مالیات نسبت آشکاری با تئوری و نظریات دولت و میزان خدمات ارائه شده توسط آن دارد. در ادامه در این خصوص به بحث تفصیلی خواهیم پرداخت.
مالیات‌ها عموماً از یک هدف پیروی نمی­کنند[۱۲۴] بلکه دربردارنده اهدافی چون اهداف درآمدی، توزیعی، تثبیتی و تخصیصی هستند.[۱۲۵] اهداف درآمدی بدین معنا است که مالیات­ها به منظور ایجاد درآمد برای دولت و تأمین هزینه‌های آن تعیین می­شوند و اهداف توزیعی به­معنای اخذ بخشی از سود سرمایه صاحبان درآمد به منظور حمایت از فقراء و افراد کم‌درآمد تعریف شده است.[۱۲۶]
به نظر می­رسد هدف توزیعی با توضیحی که دربالا ذکر آن رفت نه­تنها تحقق عدالت مالیاتی را به همراه نخواهد داشت بلکه با غیرموجه خوانده شدن آن از سوی جامعه هدف، یعنی همان صاحبان درآمد موجبات فرار مالیاتی را فراهم خواهد آورد که این امر در نهایت موجب گسترش بی­ عدالتی خواهد شد. بر این اساس اینکه گفته می­ شود، مالیات از درآمد صاحبان سرمایه کسر و به اقشار آسیب­پذیر پرداخت شود امری نادرست و ناشی از نگاه اشتباه و غلط به این مقوله است در حقیقت هدف توزیعی به معنای آن است که چنانچه هر گروه اقتصادی بهره­ بیشتری از اقتصاد جامعه می­برد می­بایست بخشی از آن را در جهت ارتقای سطح جامعه به عنوان مالیات پرداخت نمایند.
وضع مالیات اهداف دیگری را هم دنبال می­ کند که یکی از آنها هدف‌گذاری تثبیتی است که معمولاً برای تثبیت نرخ تورم و یا کاهش آن، مدنظر قرار می­گیرد. در صورت وجود تورم در جامعه، دولت می‌تواند با افزایش مالیات بر مصرف، تقاضای کل جامعه را کم کرده و باعث کاهش تورم گردد و یا در حالت رکود اقتصادی در جامعه، با کاهش مالیات بر مصرف، مردم را تشویق به خرید کالاها و خروج از رکود نماید.[۱۲۷] اگر چه مالیات ابزاری مفید جهت اعمال این سیاست به شمار می­رود لیکن از یک نگاه، این هدف در ذات خود نوعی بی­ عدالتی را به همراه دارد چرا که اشخاصی ملزم به پرداخت آن هستند که در به وجود آوردن تورم نقشی ندارند. البته چنانچه معیاری جهت اندازه ­گیری میزان سود ناشی از وضعیت تورمی در دسترس باشد و میزان انتفاع اشخاص در نتیجه افزایش تورم مشخص باشد، می­توان از آن مقدار سود، مالیات اخذ نمود.
همچنین هدف تخصیصی از دیگر اهداف وضع مالیات می­باشد که در نتیجه آن، دولت می‌تواند با وضع مالیات، مردم را نسبت به مصرف برخی کالاها ترغیب و تشویق نماید به عنوان مثال با افزایش مالیات بر مصرف کالاهای زیان‌بخش همچون سیگار، باعث کاستن از تولید و مصرف این نوع کالا شود.[۱۲۸] هدف تخصیصی همچون هدف تثبیتی به دنبال مدیریت و کنترل مصرف کالا، می­باشد و رویکردی انحصاری دارد. به نظر می­رسد اعمال این سیاست و رویکرد بدان دلیل است که دولت­ها وظایف خود در بخش­های دیگر را به درستی انجام نمی­دهند و درصدد هستند با توسل به این راهکارها آسیب­های احتمالی را برطرف یا از شدت آن بکاهند که در نتیجه اعمال آن، مشکلاتی را برای اشخاص ایجاد می­ کنند.
در کل از میان اهداف یادشده، آنچه مستقیماً به بحث ما مرتبط می­ شود اهداف توزیعی است همچنین در باب ضرورت وضع مالیات نیز نظرات مختلفی مطرح است، اساساً اینکه وضع و اخذ مالیات­ها با در نظر گرفتن چه رویکرد و ضرورتی صورت می­گیرد، دقیقاً به حوزه عدالت مربوط می­ شود مثلاً در نظام اسلامی مالیات­ها، آخرین راه­حل محسوب می­شوند و اندیشمندان مسلمان بر این نکته اتفاق­نظر دارند که دولت صرفاً زمانی می ­تواند به وضع مالیات متوسل شود که هیچ گونه منابع دیگری برای کسب درآمد نداشته باشد و از طرف دیگر نیز وضع مالیات نباید از میزان کسری بودجه فراتر رود.[۱۲۹] با این توضیح اخذ مالیات بدون توجیه مالی خود نوعی بی­ عدالتی در حق شهروندان جامعه خواهد بود.

بند سوم: تاریخچه مالیات

«مالیات سابقه­ای طولانی و شاید به قدمت دولت­ها دارد به نحوی که می­توان وجود آن­را با تشکیل حکومت­ها ارتباط داد. از قدیم الایام دولت­ها به انحاء گوناگون اقدام به اخذ مالیات می­کرده ­اند. مقدار و نوع این مالیات­ها با توجه به شرایط و احساس نیاز حاکمان جامعه تعیین می­شدند. حاکم و رئیس دولت می­توانست به صلاحدید خود مالیات­ها را محدود کند و یا گسترش دهد حتی به­خاطر مخارج غیر ضرور و سبکسرانه تا حد غیر قابل تحمل افزایش دهد.»[۱۳۰] بنابراین اصل مالیات در تاریخ وجود داشته، اما میزان و نحوه وصول آن تغییر می‌کرده است. در اکثر دولت­های پیشامدرن مقدار آن بسته به اراده حاکمان تعیین می‌شده است بر این اساس اصل قانونی بودن مالیات که در واقع ترجمانی از عدالت محوری است مورد رعایت و التزام قرار نمی­گرفته است.
از آن جهت که مهمترین دلیل تشکیل جامعه و گردآمدن انسانها به دور یکدیگر، تدارک مشترک امنیت و نیازهای اجتماعی بوده[۱۳۱] و همچنین نیازهای جوامع بشری در جهت تأمین رفاه رو به افزایش نهاده است، دولت­ها متحمل بار سنگین مالی شده ­اند. به عبارتی با تشکیل جوامع ابتدایی، اولین نیاز جمعی آنها چیزی فراتر از تأمین امنیت نبوده است و دولت­ها صرفاً جهت تأمین امنیت و برقراری ثبات در جوامع به ایفای نقش می­پرداختند تا اینکه با بوجود آمدن دولت­های رفاهی نیازهای جوامع به حد اعلای خود می­رسد و دولت­ها را شدیداً نیازمند منابع مالی می­ کند. یکی از این منابع تأمین مالی، مالیات می­باشد. در واقع مالیات­ها مهمترین، بحث برانگیزترین و قدیمی ترین درآمد عمومی و منبع مالی دولت­ها به شمار می­روند و برای هر دو طرف آن یعنی دولت و مردم از اهمیت بسزایی برخوردار است.

بند چهارم: تمایز مالیات و نهادهای مالی مشابه

از گذشته تا حال انواع و اقسام دریافتی­هایی از سوی دولت­ها وجود داشته که هریک کارایی ویژه خود را دنبال می­کرده است در زیر به انواع و اقسام این نهادها با توجه به سیر شکل­ گیری آن اشاره خواهد شد.

الف) تفکیک مالیات از باج[۱۳۲]، خراج[۱۳۳] و گزیت[۱۳۴]

در ابتدای تشکیل حکومت­ها اصل زور مهمترین مبنای مالیات ستانی بود. حکومت­های شکل گرفته در مناطق مختلف، نیاز به امنیت و حفظ قلمرو خویش داشتند و بر این اساس، مالیات­های سنگینی را از کشاورزان و دهقانان اخذ می­کردند. بیشترین منافع حاصل از این مالیات­ها نصیب مالکان و خوانین می­شد و سهم طبقات کم درآمد که اکثراً جزء کشاورزان بودند بسیار ناچیز بود و در بسیاری مواقع هیچ نفعی از آن نمی­بردند. پس از این دوران با رشد و توسعه سیاسی اقتصادی در جوامع مختلف و حرکت این جوامع به سمت دموکراسی و ایجاد دولت­های مدرن، اصل زور منتفی شد و نرخ­ها و پایه­ های مالیاتی بر اساس دو اصل مهم یعنی اصل مالیات­های مبتنی بر توانایی پرداخت و اصل مالیات مبتنی بر فایده تعیین شد.[۱۳۵]
در گذشته دولت­ها عهده­دار وظایف محدودی در قبال جوامع خود بودند که عمدتا در وظیفه حفظ امنیت شهرها و روستاها خلاصه می­شد. خطر ورود آسیب­های جبران ناپذیر به زندگی مردم باعث می­شد آن­ها ناگزیر بخشی از دارایی و درآمد خود را علی­رغم عدم توانایی مالیشان، جهت حفظ آرامش و امنیت به دولت­ها پرداخت نمایند. از مهمترین این نوع پرداخت­ها می­توان به باج، خراج، گزیت (جزیه) و … اشاره کرد که هر کدام به دلایلی و برای گروه خاصی از افراد وضع می­شدند. این­گونه پرداخت­ها با پرداخت­هایی که امروزه با عنوان مالیات انجام می­گیرد تفاوت اساسی در اهداف وضع آن­ها دارد. همانطور که اشاره شد باج، خراج، جزیه و … با هدف امنیتی توسط دولت­ها دریافت می­شده اما مالیات­های امروزی اهداف گسترده­تری را همچون تأمین رفاه اجتماعی دنبال می­ کنند.[۱۳۶]
اگر چه مالیات و باج یا خراج در مفهوم آغازین، پرداختی است از سوی افراد و شهروندان جامعه به دولت، اما واقعیت این است که تفاوت معناداری بین مفهوم مالیات به عنوان یک مفهوم مدرن با آن­ها وجود دارد. تعاریف متعددی از مالیات شده است اما چند ویژگی خیلی مهم وجود دارد که طبعا خصلت مالیات و تمایز آن را از دیگر نهادهای مشابه تعیین می­ کند، به عنوان مثال در یکی از تعاریف مالیات، وجوهی دانسته شده که «به موجب قانون و در راستای اصل تعاون ملی و بر وفق مقررات، هر یک از سکنه کشور موظف است که از ثروت و درآمد خود به منظور تأمین هزینه­ های عمومی و حفظ منافع اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی کشور به قدرت و توانایی خود به دولت پرداخت نماید.»[۱۳۷]
چنانچه گفت شد سازمان همکاری و توسعه اقتصادی مالیات را پرداختی الزامی و بلاعوض دانسته که ممکن است به شخص، مؤسسه، دارایی و غیره تعلق گیرد.[۱۳۸]
با عنایت به مثال­های فوق چند ویژگی قابل برداشت است که مالیات را از نهادهای مشابه متمایز می­ کند. یکی از آن ویژگی­ها خصلت اجباری بودن مالیات می­باشد این خصلت را در نهادهایی همچون باج و خراج ها یا هدایا هم وجود دارد لیکن واقعیت این است که میان قدرت و اختیار در دولت­های مدرن و پیشامدرن تمایز وجود دارد بدین مفهوم که قدرت و اجبار در دولت­های مدرن ناشی از قانون است. به عبارت دیگر یکی از ویژگی­های مهم مالیات اصل قانونی بودن آن است یعنی آنکه مالیات­ها با اجازه قانونگذار وضع و وصول می­شوند و اگر قانونگذار را نماینده مردم بدانیم، خصلت قانونی و مردمی بودن مالیات از خصلت­های بارز مالیات بوده که در باج و خراج عکس آن صادق می­باشد.
از ویژگی­های دیگر مالیات می­توان به هماهنگی و انظمام در اخذ آن اشاره کرد که در دولت­های پیشامدرن وجود نداشته است به این معنا که در دولت­های پیشامدرن به صورت منظم مالیات ستانی نمی­شد و مثلا در شرایط جنگی یا پیش آمدن یک حادثه، به سراغ مردم می­رفتند و مبالغی را دریافت می­کردند. حتی این که از چه کسانی، به چه میزانی، به چه روشی و به چه ترتیبی دریافت کنند ماهیت غیر منظم داشته است. بنابراین ویژگی منظم بودن و ثبات در دریافت مالیات از دیگر ویژگی­هایی است که در دولت­های مدرن وجود دارد.
ویژگی دیگر مالیات، مردمی بودن آن است. به عبارت دیگر همان طور که دولت­های مدرن مردمی هستند، وضع مالیات هم باید خصلت مردمی داشته باشد و توسط نماینده­های مردم اخذ شود. به عنوان مثال در گذشته گاهی اوقات کلیسا از مردم مالیاتی تحت عنوان «عُشریه» دریافت می­کرد و معابد نیز مبالغی را تحت عناوین مختلف از مردم دریافت می­کردند که همه اینها در دولت­های مدرن به نوعی منتفی شده است.[۱۳۹]
بنابر آن­چه ذکر شد در تمامی حالات وضع، تشخیص و وصول مالیات در دولت­های پیشامدرن، هیچ­گونه مفهومی از عدالت ملحوظ نظر حکمرانان و مأمورین مالیاتی نبوده و صرفاً آن­چه مهم بوده، تأمین مخارج و کسب درآمد بواسطه آن بوده است. بنابراین اقدام در جهت اخذ اصول و مبانی عدالت در مقوله مالیات در این دوره مفید فایده نخواهد بود اگر چه تجربه نامناسب این دوران خود زمینه­ بحث را فراهم آورده است.

ب) تفکیک مالیات از عوارض

عوارض نوعی از مالیات غیر مستقیم است که وضع آن توسط نهادهایی غیر از مجلس انجام می­گیرد. در واقع مالیات و عوارض، دریافت غیر مستقیم حق الزحمه خدمات ارائه شده دولت به شهروندان است که البته نحوه وضع، وصول و هدف آن­ها با یکدیگر متفاوت است. بر این اساس می­توان مالیات و عوارض را از حیث مبانی، متمایز دانست. عوارض می­بایست در مقابل ارائه خدمات عمومی وضع و وصول شود ولی مالیات از چنین خصیصه­ای برخوردار نیست. البته این بدان معنا نیست که میان خدمات دولت و مالیات­های وصول شده هیچ تناسبی وجود ندارد. اگر چه غیر جبرانی بودن مالیات یکی از ویژگی­های مالیات قلمداد شده و رابطه مستقیمی بین پرداخت مالیات و دریافت خدمات وجود ندارد[۱۴۰] اما به طور مطلق نمی­ توان این خصیصه را برای مالیات در نظر گرفت.
عده­ای معتقدند[۱۴۱] دولت علاوه بر مالیات، دریافت­های دیگری هم دارد که به آن­ها بهای خدمات گفته می­ شود. بر اساس این اصل، هر یک از اشخاص حقیقی یا حقوقی به میزان بهای خدماتی که از دولت دریافت می­دارند، باید مالیات پرداخت کنند.[۱۴۲] بهای خدمات دارای مابه­ازا بوده و ماهیت بلاعوض ندارند، به عبارت دیگر مردم پولی را پرداخت می­ کنند و در مقابل خدمات دریافت می­ کنند مثل مبالغی که مردم بابت آب، گاز، برق و غیره می­پردازند. با این وجود غیر جبرانی بودن مالیات یکی از خصایصی است که به سختی می­توان آن­را ویژگی مطلق مالیات دانست چرا که اصولاً مالیات­ها برای انجام خدمات در سطح سرزمینی دریافت می­شوند[۱۴۳] پس بنابراین مالیات­ها نیز نوعی بهای غیر مستقیم خدمات به شمار می­روند.
به عبارتی دیگر پرداخت مالیات، مابه­ازای خدماتی است که به شهروندان خود در سراسر کشور انجام می­دهد که یکی از مصادیق مهم آن تأمین امنیت نظامی، اقتصادی و فرهنگی است. شاید این تحلیل مورد ایراد قرار گیرد ولی با دقت در وضعیت کشورهایی که اقدام به اخذ مالیات­های بالایی می­ کنند خواهیم دید که در مقابل دریافت مالیات­های بالا، خدمات رفاهی، امنیتی و بهداشتی بیشتری به شهروندان خود ارائه می­ کنند. پس می­توان گفت با افزایش میزان مالیات، ارائه خدمات نیز بیشتر خواهد شد. درواقع این تحلیل برگرفته از نوع تعریف ما از بهای خدمات است.[۱۴۴]
اما تفاوت عمده ­این دو نهاد مالی مربوط به حوزه کارایی و استفاده آنها می­باشد، بطوری­که مالیات­ها عموماً در سطح ملی وضع می­شوند و در همان سطح هم به مصرف می­رسند لکن عوارض، نهادی است که اگر چه بصورت ملی و محلی وضع شده است ولی صرفاً در محل وصول شده به مصرف می­رسند. به همین جهت است که مالیات­ها به حساب وزارت دارایی و عوارض به حساب نهادهای شهری واریز می­ شود.

ج) تفکیک مالیات­های متعارف از مالیات­های دینی (شرعی)

یکی از پرداخت­های دیگر شهروندان، پرداخت­هایی است که به موجب قوانین دینی و شرعی ملزم به پرداخت آنها می­باشند. به عنوان مثال در گذشته گاهی اوقات کلیسا از مردم مالیاتی تحت عنوان «عُشریه» دریافت می­کرد. همچنین معابد و صمعه­ها نیز مبالغی را تحت عناوین مختلف از مردم دریافت می­کردند که همه اینها در دولت­های مدرن به نوعی منتفی شده است.
نوعی از مالیات­های شرعی در دین اسلام نیز وجود دارد که تحت عناوین، خمس و زکات شناخته می­شوند. ارزیابی این مالیات­ها و مقایسه آن با مالیات­های متعارف مستلزم شناخت ابعاد فقهی مالیات­های اسلامی و بررسی نظام تأثیر این مالیات­ها و الگوی مصرف آنها با توجه به اهداف کلان اقتصادی است. یکی از ویژگی­های این نوع از مالیات­ها در مقایسه با سیستم­های مالیاتی دیگر این است که افراد داوطلبانه به پرداخت مالیات اقدام می­ کنند.[۱۴۵] از سوی دیگر بنا به اعتقادات شهروندان که پرداخت مالیات را به صورت کلی وظیفه شرعی و اعتقادی خود تلقی می­ کنند فرار و انتقال مالیاتی در این سیستم به حداقل می­رسد.
در واقع تفاوت اساسی سیستم مالیاتی در یک نظام اسلامی با سایر سیستم­ها در این است که همه ابعاد آن از اهداف سیاست­های مالیاتی، الگو و ابزار جمع­آوری مالیات، الگوی مصرف مالیات و حتی علت اخذ مالیات باید مجوز شرعی داشته باشد و مبتنی برموازین اسلامی باشد[۱۴۶] و همین که پرداختی دارای چنین مجوز باشد عدالت محقق شده است، در حالی که در سیستم متعارف ضرورت یک سیاست مالیاتی در مقطع خاصی از عملکرد اقتصاد ملی معمولاً شرط لازم و کافی برای اعمال آن است.
سادگی و عدم پیچیدگی این نوع مالیات سبب می­ شود همه مردم از درک مفاهیم و مقررات و قوانین مربوط به شکلی مناسب برخوردار باشند و نهایتاً در یک نظام مالیاتی برپایه فقه و اصول و شریعت همه مردم برابر و از تبعیض و نارضایتی اثری دیده نمی­ شود. بنابراین این نوع نظام از جایگاه ویژه­ای در اقتصاد اسلامی برخوردار است.
از تفاوت­های دیگر مالیات­های اسلامی این است که، خمس و زکات تنها می­توانند بین گروه ­های مستحق آن که در شریعت بدان تصریح شده توزیع شوند لیکن عایدات حاصل از مالیات می ­تواند آزادانه توسط دولت در پرتو احکام قرآن و عترت هزینه شود[۱۴۷].
حضرت علی (ع) می­فرمایند: خداوند سبحان، روزی فقرا را، در اموال توانگران و سرمایه داران قرار داده است، پس هیچ فقیری و نیازمندی گرسنه و فاقد امکانات زندگی نمی­ماند، مگر به این جهت که توانگری حق او را نداده است.[۱۴۸] همچنین پیامبر اکرم (ص) نیز می فرمایند: خداوند روزی و امکانات زندگی فقرا را در اموال اغنیا و توانگران قرار داده است.[۱۴۹]
اساساً در بینش اسلامی مال اندوزی به عنوان امری مذموم و ناپسند شناخته شده است چنانچه خداوند در سوره تکاثر متصفین به این امر را بواسطه داشتن آن مورد بازخواست قرار داده است.[۱۵۰]
احادیث زکات، صراحت دارد، در اینکه زکات، تنها برای رفع نیازمندی­های ضروری مستمندان نیست، بلکه باید آن اندازه مال به آنان داده شود تا خود را به حدّ مردمان دیگر در سطح معیشت برسانند.[۱۵۱]
علاوه بر زکات معین، یکی از مهمترین موضوعات حیاتی و انسانی و معیشتی و تربیتی زکات باطنی است که در هیچ نظام اقتصادی منظور نشده است. لزوم پرداخت این نوع زکات بر خلاف زکات معین به داشتن مقداری از چند چیز ( گندم، جو، خرما و …) بستگی ندارد، بلکه بستگی دارد به حضور فقر در جامعه.
استاد حکیمی در کتاب الحیاه با استناد به آیات و روایات معصومین به زکات باطنی به عنوان زکات غیر رسمی اشاره کرده است که معیارها و مؤلفه­ های آن عبارتند از “حق معلوم”[۱۵۲]، “به اندازه توانایی"، “تقویت اقتصادی مستضعفان"، “زکات غیر رسمی، افزونتر"، زکات غیر رسمی، بدون حدّی معین” و “خطر ترک ادای حقوق".[۱۵۳]
عده­ای معتقدند در اسلام منابع مالی متعددی برای دولت قرار داده شده است؛ از این­رو نیاز دولت به وضع مالیات­های جدید به نوعی منتفی است. در عین حال این عقیده نیز وجود دارد که علاوه بر وجود مالیات­های ثابت دولت اسلامی در مواقع نیاز و ضرورت با رعایت مصالح مسلمین امکان وضع مالیات­های غیر ثابت وجود دارد[۱۵۴] مبنای این نظر چنین است که اگرچه حکم اولیه، اختیار افراد بر اموال و املاک خود است و غیر از زکات و خمس و … که جزء احکام اولیه و ثابت است چیزی واجب نیست ولی چنانچه اهداف اجتماعی که شارع مقدس به طور قطع آن­ها را از مسلمانان خواسته است مثل تعلیم و تربیت، عدالت اجتماعی، حفظ نظم، اجرای حدود الهی، پیاده نمودن احکام اجتماعی و جلوگیری از تهاجم اجانب و دیگر نیازها و وظایف اجتماعی، بدون دریافت­های جدید مالی تأمین نمی­گردد عنوان ثانویه تحقق پیدا کرده و حکم اولیه تحت­الشعاع قرار خواهد گرفت.[۱۵۵]

گفتار دوم: تحدید قلمرو مالیات


فرم در حال بارگذاری ...

« پروژه های پژوهشی دانشگاه ها درباره برنامه‌ریزی استراتژیک شرکت صنعت چوب شهید باهنر با استفاده از رویکرد ...دانلود مطالب در مورد بررسی نقش واسطه ای عدالت سازمانی در رابطه بین رهبری تحول ... »