بسامد این گونه تشبیهات در شعر فرخی بسیار بالا است. شعر فرخی شعری مدحی است و موضوع اغلب تغزلات قصاید او وصف است. بنابراین شاعر برای وصف مناظر طبیعی و مضامین تغزلی از تشبیه استفادهی فراوان میبرد. طرفین تشبیه در شعر وی معمولاً امور مادی و محسوس است. «در شعر سبک خراسانی، تصویرهای خیالی حسی اند، فراوانی تشبیه حسی به حسی و توصیفهای عینی بسیار محسوس است (فتوحی، ۱۳۸۵: ۲۲ ).
تشبیهاتی که مشبه آن امری عینی و محسوس است به مشبه به مادی و ملموس مانند شده است. این امر همان طوری که گفته شد ناشی از طبیعت گرایی و برون گرایی شاعر و مشخصهی اصلی سبک دورهی اوست. علاوه بر این نوع از تشبیه، تشبیهاتی که مشبه به آن امری غیر مادی و عقلی است نیز در دیوان فرخی به چشم میخورد. بیت زیر که در وصف برآمدن ابر آمده است از این گونه تصاویر است:
برآمد پیل گون ابری ز روی نیل گون دریا
چو رای عاشقان گردان چو طبع بیدلان شیدا
(۱)
وجه مشبه مهم ترین بخش یک تشبیه است؛ صفت مشترک بین مشبه و مشبه به و شباهت آنها را نشان میدهد مبین جهان بینی و وسعت تخیل شاعر است و در نقد شعر بیانگر نوآوری و تقلید هنرمند و در سبک شناسی نشان دهندهی تغییر سبکها است زیرا تغییر سبکها در حقیقت تغییر و تحول در وجه شبهها است. (شمیسا، ۱۳۹۰: ۱۰۲).
با آن که مضمونهای شعر فرخی مضامینی ساده و تکراری است اما قدرت تخیل و لطف ذوق او باعث شده است در برقراری هم مانندی بین طرفین تشبیه، وجه شبههای متنوع و زیبایی کشف کند. وی برای عینیت بخشیدن و ملموس ساختن امور و تجربههای ذهنی خود ویژگیها و شباهتهای طرفین تشبیه را به صورت بسیار دقیق بیان کرده و با ذکر جزئیات تنوعی خاص به تصاویر شعری بخشیده است. در تشبیهات گسترده و یا مرکب او این ویژگی به خوبی مشهود و قابل توجه است. نمونه ممتاز تنوع و رنگارنگی وجه شبه در تشبیهات فرخی وصف آتش سده است. در این قصیده شاعر مشبه به ( آتش) را با ۱۹ تصویر متنوع و متوالی به گونه ای زیبا و بدیع وصف کرده است:
آتشی کرده است خواجه کز فراوان معجزات
گاه گوهر پاش گردد گاه گوهر گون شود
گاه چون زرین درخت اندر هوا سر برکشد
گاه روی از پردهی زنگارگون بیرون کند
گاه چون خونخوارگان خفتان به خون اندر کشد
گاه برسان یکی یاقوت گون گوهر شود
گاه چون دیوار برهون گرد گرد و سر به سر
گه میان چشم نیلوفر زبانه برزند
گه فروغش بر زمین چون لالهی نعمان شود
هر زمان گیرد نهادی، هر زمان دیگر شود
گه گوهر بار گردد گاه گوهر بر شود
گه چو اندر سرخ دیبا لعبت بربر شود
گاه زیر طارم زنگار گون اندر شود
گاه چون دوشیزگان اندر زر و زیور شود
گه بر کردار یکی بیجاده گون مجمر شود
گاه چون کاخ عقیقین بام زرین در شود
گاه دودش گرد او چون برگ نیلوفر شود
گه شرارش بر هوا چون دیدهی عبهر شود… (۶۲- ۹۵۴)
۲-۳-۲٫ کنایه: گونهی خیالی دیگر که بعد از تشبیه در تصاویر شعری فرخی به وفور دیده میشود کنایه است. ۷۹۵ تصویر از مجموع ۴۶۳۴ تصویر شعر فرخی یعنی؛ حدود ۱۵/۱۷% کنایه است. «کنایه جمله یا ترکیبی است که مراد گوینده معنای ظاهری آن نباشد؛؛ امّا قرینهی صارفهای هم که ما را از معنای ظاهری متوجه معنای باطنی کند وجود نداشته باشد (شمیسا، ۱۳۹۰: ۲۸۰). زبان ساده و نزدیک به تخاطب فرخی جلوه گاه کنایات و ترکیبات کنایی فراوانی است. این صورت خیالی معمولاً ترکیباتی است که در زبان و سبک شعری دورهی فرخی- قرن چهارم و اوایل قرن پنجم- رواج داشته اند. کنایه در شعر فرخی غالباً از نوع کنایه از مصدر یا فعل است. به این معنی که مکنیٌ به در معنای فعل یا مصدری دیگر (مکنیٌ عنه) به کار رفته است. از قبیل ترکیب کنایی «به ده راه داشتن» در ابیات زیر که کنایه از مصدر و به مفهوم صورت معقولیت داشتن کاری یا سخنی، به مقصود رسیدن، نتیجه گرفتن است:
چه کنم قصه دراز، این به چه کارست مرا
نه غریب است این ازنعمت آن بار خدای
سخنی باید گفتن که به ده دارددر ( ۲۰۱۶)
این سخن راهنمون ست و به ده دارد راه (۷۲۷۵)
فرم در حال بارگذاری ...