وبلاگ

توضیح وبلاگ من

روش های مبارزه با برخی از بیماری های درختی در ...

 
تاریخ: 05-08-00
نویسنده: فاطمه کرمانی

قارچ عامل بیماری به وسیله حشرات ناقل، یعنی سوسک های پوستخوار نارون به درختان حساس نارون منتقل می­ شود حشرات به هنگام تغذیه از شاخه ها پاتوژن (عامل بیماری­زا) را منتقل می­ کنند. قارچ­ها از طریق زخم حاصل از تغذیه سوسک وارد سیستم آوندی شده و در آوندهای چوبی رشد و توسعه می­یابد (پیترلاو و همکاران[۸۲]، ۲۰۰۹). در نتیجه فعالیت پاتوژن ها در آوندهای چوبی و انسداد آنها عملکرد این اندام ها دچار اختلال شده و هدایت آب درون آنها متوقف می­گردد. پاتوژن­ها در سایر آوندهای چوبی پیشرفت نموده، سرشاخه ­ها، شاخه ها و در نهایت تمام قسمت­ های هوایی درخت را از جریان تبخیر جدا کرده و در نتیجه بلافاصله پس از زردی و قهوه­ایی شدن برگ­ها پژمردگی به سرعت در آنها به وجود می ­آید در پایان با حمله پاتوژن با از بین رفتن بافت­های آوندی تمام درخت خشک می­ شود سوسک ماده وارد پوست درختان مرده و در حال مرگ شده و در دالان بین پوست داخلی و چوب تخمگذاری می­ کنند. تخم­های تفریخ شده و لاروهای خارج شده زیرپوست، دالان­هایی را حفر کرده و در نهایت به شفیره تبدیل می­شوند هنگامی­که حشرات ، بالغ شده و خارج می­شوند به اسپورهای فرم غیرجنسی قارچ آلوده می باشند ، این کنیدی­ها درون تونل های حفر شده به وسیله سوسک، تشکیل می­گردند . سوسک بالغ سپس پاتوژن را به درخت سالم منتقل می کند فرم جنسی قارچ به صورت پریتس[۸۳] گردن بلندی است که در طبیعت به­ندرت تشکیل می­ شود هرچند این فرم ممکن است در تشکیل نژادهای جدید پاتوژن نقش داشته باشد در کشت های آزمایشگاهی، فرم کنیدی ثانویه به آسانی از بافت های آلوده نارون جدا می­ شود. هنگامیکه درختان نارون از یک جنس کنار هم باشند، پیوند ریشه­ها در آنها صورت گرفته و پاتوژن از ریشه آلوده به ریشه درخت سالم منتقل می شود ( بلانچارد و تاتار، ۱۹۹۱).
۳-۱-۴- مدیریت و کنترل
با توجه به اهمیت بسیار زیاد بیماری تاکنون روش های متعددی برای کنترل بیماری بکارگرفته شده است که می­توان به استفاده ازحشره کش­ها جهت کاهش ناقل بیماری (استرینگر و تیمبرلیک،[۸۴] ۱۹۹۳ ). تیمار خاک برای جلوگیری از انتقال عامل بیماری از طریق پیوند ریشه ­های (نیلی و هیملیک[۸۵]، ۱۹۶۵). استفاده از قارچ­کش­های سیستمیک (استیپز[۸۶]، ۱۹۷۵؛ لانیر[۸۷]،۱۹۸۷) ریشه کنی درختان آلوده یا هرس اندام­ها و شاخ و برگ آلوده درختان (مارسدن، ۱۹۵۲). معرفی و استفاده از ارقام مقاوم (سانتینی و همکاران[۸۸]، ۲۰۰۲ ) و روش­های بیولوژیکی (بارنز و همکاران[۸۹]، ۱۹۹۶؛ سولا و جیل[۹۰]، ۲۰۰۳) اشاره کرد. از یک طرف، افزایش بی­رویه مصرف آفت کش­ها و مشکلات زیست­محیطی تیمارهای شیمیایی علیه قارچ و ناقلین و از سوی دیگر هزینه­ های بسیار بالای تهیه­ ارقام مقاوم درختان نارون در مقایسه با نهال­های مشابه و یا محصولات زراعی، طولانی بودن روش­ها یا اصلاح مقاومت و از همه مهم­تر خطرشکستن مقاومت در برابر نژادهای مختلف عامل بیماری، سبب گردیده تا محققین اهمیت کنترل بیولوژیکی را بیشتر مد نظر قرار دهند (رهنما[۹۱]، ۱۳۷۵؛ بیکر و کوک[۹۲]، ۱۹۷۵). گونه­ های بسیار زیادی از باکتری­ ها، اکتینومیست­ها و قارچ­ها خاصیت آنتاگونیستی[۹۳] نسبت به عامل بیماری مرگ نارون تحت شرایط آزمایشگاهی را نشان داده­اند که می­توان به موارد زیراشاره کرد: استرین­هایی از Streptomyces albovinaceus و S.griseus (تاکای[۹۴]، ۱۹۸۴)، استرین­هایی[۹۵] از باکتری Pseudomonas syringae (مایرز و استروبل[۹۶]، ۱۹۸۳)، P.fluorescens (موردک و همکاران[۹۷]، ۱۹۸۴)، P.maltophilia (گرگوری و همکاران[۹۸]، ۱۹۸۶)، تاثیر باکتری Bucillus subtilis (شریبر و همکاران[۹۹]، ۱۹۸۸)، تحریک نهال با جدایه غیر بیماری زا قارچ Verticillum dahliae (الگرسما و همکاران[۱۰۰]، ۱۹۹۳؛ سولا و جیل، ۲۰۰۳؛ وتن[۱۰۱]، ۲۰۰۳)، Phaeotheca dimorphosora (برنیر و همکاران[۱۰۲]، ۱۹۹۶)، به طورکلی گونه­ های تریکودرما جزء قارچ­هایی هستند که از آنها به­عنوان عوامل بیوکنترل تجاری استفاده می­ شود. تنوع در مکانیسم­های موجود در گونه­ های تریکودرما برای توقف بیمارگرها، این قارچ را به عنوان عامل بیوکنترلی مطلوب مطرح می­سازد (پاپاویزاس[۱۰۳]، ۱۹۸۵؛ ساموئل[۱۰۴]، ۱۹۹۶). در ایران تاکنون مطالعات انجام شده توسط گونه­ های تریکودرما فقط روی قارچ­های بیماری زای مهم درکشاورزی مانند انواع فوزاریوم­ها بوده است (پیغامی و نیشابوری[۱۰۵]، ۱۹۹۱ ؛ پیغامی[۱۰۶]، ۱۹۹۲ ؛ رهنما و همکاران[۱۰۷]، ۲۰۰۵). در این میان استفاده از قارچ­کش­های بنزیمیدازولی علیه این بیماری به رغم گزارش­هایی مبنی بر ظهور مقاومت، بیشتر از بقیه قارچ­کش­ها مورد توجه قرار گرفته است (شریبر و همکاران[۱۰۸]، ۱۹۸۶؛ گیبز و دیکینسون[۱۰۹]، ۱۹۷۵؛ استیپز و کامپانا[۱۱۰]، ۱۹۸۱؛ اسمالی[۱۱۱]، ۱۹۸۷ ). آنتونف و همکاران[۱۱۲] (۱۹۹۱) با انجام آزمون­های زیست سنجی نشان داد که اگر قارچ کش تیابندازول هیپوفسفیت با نام تجاری Ceratectدرمراحل اولیه آلودگی به کارگرفته شود می ­تواند موجب درمان بیماری گردد. لانیر[۱۱۳](۱۹۹۱) با تزریق چند قارچ­کش با فرمولاسیون­های تجاریPhyton-27 ،Fungi-Sol ،Arbotect-20S و یک ترکیب بیولوژیک به نام ) Binab-T محصول بیولوژیک از قارچ آنتگونیست (Trichoderma spp. نتیجه گرفت که کمترین میزان پژمردگی نهال­های مایه کوبی شده با عامل بیماری درطی دو فصل رشدی، مربوط به نهال­های تیمار شده با قارچ­کشArbotect می باشد. در یک ارزیابی آزمایشگاهی جهت بررسی میزان تحمل جدایه­های مهاجم و غیرمهاجم قارچOphiostoma ulmi نسبت به کاربندازیم مشاهده شد که برخی از این جدایه­ها به غلظت۵/. پی پی ام متحمل بوده ولی رشد آنها در محیط کشت عصاره مالت آگاردارای ۵ پی پی ام کاربندازیم متوقف می گردد (بریزیر و گیبز[۱۱۴]، ۱۹۷۵). نیشیجیما و اسمالی[۱۱۵] (۱۹۷۱) طی آزمایش­های مختلف قارچکش­هایی نظیر بنومیل، لیگنازان، کاربندازیم، تیابندازول و تیوفانات متیل بر روی جدایه های مختلف عامل بیماری انجام دادند متوجه شدند که جدایه­های مهاجم و غیرمهاجم عامل بیماری در مواردی سطوح تحمل متفاوتی را از خود نشان می­ دهند .پینون[۱۱۶] و همکاران (۱۹۷۹) طی آزمونی با اسپور پاشی سوسپانسیون قارچ عامل بیماری بر روی محیط کشت­های دارای قطعاتی از شاخه­ های تیمار شده با قارچکش­های تیابندازول و کاربندازیم، به ترتیب غلظت های ۲ و ۵ پی پی ام را به عنوان مؤثرترین غلظت­های بازدارندگی ازجوانه زنی اسپورها درمحیط کشت به دست آورد. با شیوع نژادهای جدید بیماری مرگ نارون در دهه ی ۷۰ میلادی و عملکرد بسیارخوب ترکیبات بنزیمیدازولی در کنترل بیماری­های گیاهی مسئولان سازمان حفظ محیط زیست ایالات متحده را بر آن داشت تا اقدام به تشکیل گروه ­های ویژه و متخصص برای کنترل بیماری مرگ نارون با به کارگیری از این گروه ترکیبات شیمیایی در کنار سایر روش­های مؤثرکنترلی کنند (سازمان محیط زیست آمریکا، ۱۹۷۵).
پایان نامه - مقاله - پروژه
به­ طور کلی به دلیل این که بیماری مرگ نارون یک بیماری آوندی بوده وعامل بیماری به طورعمده در آوندهای چوبی گیاه فعالیت دارد برای کنترل بیماری باید ازسموم سیستمیک استفاده شود .در این راستا سموم بنزیمیدازولی به دلیل خاصیت آپوپلاستی قوی نسبت به سایر قارچ کش­های سیستمیک از قابلیت کنترلی بالایی برخوردار بوده و به­طورعمده از این ترکیبات برای کنترل عامل بیماری استفاده می­ شود ولی به دلیل وجود مسأله مقاومت عوامل بیماری زا به این گروه از قارچکش­ها امروزه استفاده از این ترکیبات در تناوبی ترکیب با سایر قارچ­کش­ها برای کنترل بیماری­های گیاهی توصیه می­ شود (توملین[۱۱۷]،۱۹۹۷). بنابراین استفاده متناوب از سموم شیمیایی بنزیمیدازولی و غیربنزیمیدازولی مؤثر بر بیماری مرگ نارون در کنار سایر روش­های بیوکنترلی (عراقی و همکاران[۱۱۸]، ۲۰۰۷ ) و استفاده از ارقام مقاوم و یا واریته­های دورگه به دست آمده دربرنامه­های اصلاح نارون (عراقی و رهنما[۱۱۹]،۲۰۰۷ ) در قالب یک مدیریت تلفیقی می ­تواند مؤثر واقع شود عراقی و همکاران (۲۰۰۸) با هدف ارزیابی مقدماتی تأثیر چند قارچکش بنزیمیدازولی و ترکیبی در جوانه­زنی اسپورهای عامل بیماری و مقایسه این دو گروه قارچکش و نیز بررسی امکان استفاده از قارچ­کش­های ترکیبی درتناوبی جایگزین با توجه به امکان ظهورمقاومت به این دسته از قارچ­کش­ها دریافتند که قارچ­کش کاربندازیم با ۵۰ درصد دوز موثر کارآمدترین قارچ­کش بوده و قارچ­کش­های تیوفانات متیل، تیابندازول و رورال تیاس به ترتیب در ردیف بعدی قرارگرفتند.
۳-۲- پژمردگی ورتیسیلیومی
پژمردگی ورتیسیلیومی اولین بار در سال ۱۸۷۹ بر روی سیب زمینی معرفی شد (فراول و همکاران[۱۲۰]، ۱۹۹۶) اما اولین گزارش بیماری، به عنوان یک عامل خسارت­زای مهم به سال ۱۹۱۴ در مورد مزراع پنبه می باشد. پژمردگی ورتیسیلیومی از بیماری­های مهم درختان سایه دار و زینتی است. این بیماری در لهستان خسارت شدیدی به نهال­های بلوط وارد می­ کند اما این بیماری در درختان بالغ معمول نیست (استوش و همکاران[۱۲۱]، ۱۹۹۶). پژمردگی ورتیسلیومی در نهالستان­هایی که قلمه­های حساسی مانند گونه­ های مختلف افرا را تولید می­ کنند خسارت شدیدی را بر جای می­گذارند (پیسمن[۱۲۲]، ۱۹۹۵).
با گذشت بیش از ۱۰۰ سال از مطالعات مربوط به این بیماری، پژمردگی­های ورتیسیلیومی جز مهم ترین بیماری محسوب می­شوند. در این مدت بیماری بر روی ۴۲۰ گونه درختی گزارش شده است و هر ساله بر تعداد میزبان­های این بیماری افزوده می­ شود ( فردین و توما[۱۲۳]، ۲۰۰۶ ). به­نظر می­رسد اکثر درختان کننده به این بیماری حساسند. طبق بررسی­های گریک و هوئیسمن[۱۲۴]، (۱۹۸۸) بیش از ۷۰ نوع درخت و بسیاری از درختچه­ها مورد حمله این بیماری قرار می­گیرند. هایملک[۱۲۵] (۱۹۸۶) نیز ۵۶ گونه درخت و درختچه را به عنوان میزبان­های قارچ Verticilium گزارش نمود. این محقق دریافت بیماری در هشت جنس از درختان شامل Acer, Ulmus, Magnolia, Fraxinus, Cercis, Liriodendron, Catapla Scop, Eleagnus معمول­تر است. علاوه بر دامنه وسیع میزبانی و گسترش جغرافیایی بیماری، پژمردگی­های ورتیسیلیومی سالانه خسارت زیادی به درختان میوه، زینتی و سایه دار وارد می­ کنند (گوردن[۱۲۶] و همکاران، ۱۹۸۹؛ گنت[۱۲۷] و همکاران، ۱۹۹۵). همچنین این بیماری تولید بذر درخت را تحت تاثیر قرار می­ دهند (فو[۱۲۸] و همکاران، ۱۹۹۹).
۳-۲-۱- علائم بیماری
عکس العمل درخت در مقابل حمله بیمارگر باعث تغییراتی در فرایند فیزیولوژیکی و مورفیزیولوژیکی درخت می­گردد که در نهایت با علائم قابل رویت در درخت میزبان همراه است. درختان آلوده اغلب پژمردگی و سرخشکیدگی را نشان می­ دهند. در پژمردگی­های حاد علائم به­ صورت پژمردگی سریع شاخ و برگ­های یک شاخه و یا قسمتی از درخت اتفاق می­افتد. قبل از این علائم کوچک شدن فنجانی شدن برگ­ها و گاهی سوختگی حاشیه برگ­ها و تولید بذر زیاد دیده می­ شود (بلانچارد و تاتار، ۱۹۸۱). علائم ناشی از آلودگی­های ورتیسیلیومی بین میزبان­های مختلف متفاوت است و علی رغم نام پژمردگی ورتیسیلیومی، پژمردگی واقعی به واسطه آلودگی با گونه­ های مختلف ورتیسیلیوم همیشه رخ نمی­دهد پژمردگی مشخص ممکن است در یک طرف درخت، در یک یا چند شاخه، یا حتی در یک طرف برگ به وجود آید. این علائم در شاخه­ های مسن تر مشاهده می­ شود. با پیشرفت آلودگی، مناطق نامنظم کلروتیک بر روی برگ­ها، به خصوص بین رگبرگ­های اصلی و حاشیه­ای برگ به وجود می آید این مناطق به تدریج بزرگ می­شوند. سوختگی روی برگ­ها در مراحل اولیه ی بیماری به شکلv است و در نهایت با از بین رفتن برگ همراه می­باشد. برگ­ها قبل از نکروز کامل ممکن است ریزش کنند در حالت آلودگی شدید، درخت تمام برگ­های خود را از دست می­دهد (فرانک[۱۲۹] و همکاران، ۱۹۹۲ ). در برخی موارد، رگبرگ­ها به رنگ قهوه­ایی یا بنفش تغییر رنگ می­یابند (فردین و توما[۱۳۰]، ۲۰۰۶) از ویژگی­های بارز بیماری، پژمردگی بر روی شاخه­ های جوان در ساعات گرم روز و کاهش علائم در شب است. آلودگی ریشه توسط نماتدهای انگل می ­تواند ظهور و شدت بیماری­های ناشی از ورتیسیلیوم را افزایش دهد (بک[۱۳۱] و همکاران، ۲۰۰۱). آلودگی­های نماتدی ترکیب شیره­ی خام را در بافت آوند چوبی تغییر می­ دهند و از این طریق میزان جمعیت بیمارگر با تحریک جوانه­زنی اسپورها افزایش می­یابد (برگ[۱۳۲] و همکارن، ۲۰۰۵).
حمله شدید قارچ به سیستم آوندی موجب مرگ نهال می­ شود و خشکیدگی درختان مسن­تر را به همراه دارد (استیپز و کامپانا[۱۳۳]، ۱۹۸۱) گاه بخش­هایی از پوست درختان بزرگ از بین می­رود و تراوش ترکیبات از این قسمت ها مشاهده می­ شود (صانعی و همکاران، ۲۰۰۴). در مواردی شانکرهای کشیده­ای در روی ساقه اصلی در اطراف شاخه­ های آلوده و هم چنین به طور جداگانه روی تنه به وجود می ­آید پوست سطح شانکرها ترک خورده و ترشحاتی به رنگ قهوه­ای- سیاه ممکن است از حاشیه لکه ها خارج شود (بلانچارد و تاتار[۱۳۴]، ۱۹۸۱). پیشرفت پژمردگی در برگ­ها و خشکیدگی تاج در نهایت مرگ درخت را به همراه دارد عوامل پژمردگی آوندی به عنوان یک عامل محیطی، با تاثیر بر روند فیزیولوژیکی درخت قادرند میزان نسبی رشد درخت را تغییر دهند. در این رابطه کاهش تجمع مواد آلی، کاهش تعداد گل و بذر از اثرات آلودگی درختان به پژمردگی ورتیسیلیومی است (کارلوسی[۱۳۵]، ۲۰۰۹؛ صانعی و رضوی، ۱۹۹۸).
انتشار قارچ­های عوامل پژمردگی اساسا در بافت آوندچوبی صورت می­گیرد و در این بافت ها، اندام رویشی بیمارگر (ریسه) و تیلوز مشاهده می­ شود (تاتار، ۱۹۸۹). تغییر رنگ آوند چوبی در ساقه­های اصلی و فرعی، ریشه و دمبرگ از علائم داخلی درختان بیمار است (کافمن[۱۳۶] و همکاران، ۱۹۸۹). در برون چوب درختان آلوده تغییر رنگ به صورت نقاط یا حلقه­های کامل یا ناقص در برش عرضی قابل مشاهده است (هایملک[۱۳۷]، ۱۹۸۶). طوری که در برش مقطعی از این بافت­ها، آوندها به رنگ تیره دیده می­شوند . البته این تغییر رنگ با آنچه در مورد پژمردگی فوزاریمی به وجود می ­آید تفاوت محسوسی دارد. زیرا در پژمردگی ورتیسیلیومی آوندها به­ صورت نقاط پراکنده به رنگ تیره-روشن نمایان است اما در درختان آلوده به فوزاریم، در محل قطع ساقه یک حلقه کاملا تیره رنگ وجود دارد. تغییر رنگ آوندی در گونه­ های درختان مختلف است طوری که در گونه­ های جنس افرا به صورت سبز تیره، در جنس نارون قهوه­ایی و در اقاقیا به رنگ قهوه­ ای مایل به سیاه می­باشد. با این حال در زبان گنجشک تغییر رنگی مشاهده نمی­ شود (جفرسون و گاسن[۱۳۸]، ۱۹۹۱). تغییر رنگ آوندهای چوبی اغلب در تنه و شاخه­ های بزرگ مشاهده می­ شود و در درختان بزرگتر ممکن است این تغییر رنگ به شاخه­ های کوچکتر نیز برسد تغییر رنگ تا حدی محو شده و محدود به نواحی کوچکتری می شود. تغییررنگ بافت­های آوند چوبی اگرچه علامت مناسبی جهت تشخیص بیماری­های ورتیسیلیومی است (بلانچارد و تاتار، ۱۹۸۱)، اما این تغییر رنگ گاه بسیار ناچیز و در برخی موارد نیز وجود ندارد (استیپز و کامپانا[۱۳۹]، ۱۹۸۱).
۳-۲-۲- چرخه بیماری
عوامل پژمردگی ورتیسیلیومی درختان را از طریق ریشه مورد حمله قرار می­ دهند. V. dahliae از عوامل بیماری­زای تک چرخه­ای است و یک چرخه در طی فصل رویشی دارد اما برخی دیگر از عوامل بیماری زا مانند V .albo-atrom بر روی بافت درخت اسپور تولید می­ کند. این اسپورها در ارتباط با پراکنش هوازی می­باشند و انتشار بیماری را بر عهده دارند (جیمزدیاز و همکاران[۱۴۰]، ۱۹۸۸).
چرخه زندگی در عوامل پژمردگی بسیار مشابه است و می ­تواند به مرحله خفتگی، مراحل انگلی و گندرویی تقسیم شود در مرحله خفتگی، جوانه­زدن ساختارهای استراحتی بیمارگر در خاک به واسطه فقدان ترکیبات خاص تغذیه­ایی یا وجود ترکیبات ممانعتی ترشح شده از میکروارگانیسم­های مختلف، ممانعت می­ شود. از بین رفتن خفتگی به ترکیبات ازته و کربنه­ی موجود در ترشحات ریشه نسبت داده می شود (هایمسترا[۱۴۱]، ۱۹۹۵). از آنجا که هریک از سلول­های میکرواسکلرات[۱۴۲] و ریسه تیره قادر به جوانه زدن می­باشند هریک از ساختارهای استراحتی می­توانند چندین بار جوانه بزنند و به این ترتیب احتمال آلودگی موفقیت آمیز می­یابد (گرین[۱۴۳]، ۱۹۸۲).
مرحله انگلی در گونه­ های مختلف ورتیسیلیومی به­ طور معمول با آلوده نمودن درختان حساس آغاز می شود. آلودگی در نوک ریشه یا در مناطق تشکیل ریشه ­های فرعی ایجاد می­ شود (برگ و کرچل[۱۴۴]، ۲۰۰۵). برای رسیدن بیمارگر به بافت آوند چوبی، قارچ باید از آندودرم (درون پوست) بگذرد که به عنوان یک سد فیزیکی در مقابل آلودگی به شمار می ­آید، بنابراین عبور از آندودرم تنه زمانی میسر است که آندودرم در نوک ریشه تشکیل نشده است یا آسیب دیده باشد (باورز و همکاران[۱۴۵]، ۱۹۹۶). پس عبور از آندودرم، بیمارگر به بافت آوند چوبی نفوذ می­ کند و در آنجا با تولید اسپور به صورت جوانه زدن افزایش می­یابد. اسپورها تولید شده از طریق جریان شیره­ خام در درخت منتشر می­شوند.
با پیشرفت علائم بیماری و نکروز شدن بافت یا پیری درخت، بیمارگر وارد مرحله گندرویی می­گردد. در این حالت علاوه بر بافت­های آوندی، بافت­های دیگر ریشه و قسمت­ های هوایی مورد حمله قرار می­گیرد. در این مرحله V. alba-atrum قادر است بر روی بافت­های آلوده اسپور تولید کنند اما گونه V. dahliae مقادیر زیادی میکرو اسکلرات تولید می­ شود که گاه می­توانند ۱۵-۱۰ سال باقی بمانند (هریس و یانگ[۱۴۶]، ۲۰۰۹). اگر درخت تابستان زنده بماند، پاتوژن در فصل رویشی بعدی حمله خود را طریق ریشه شروع می­ کند.مرگ کامل درخت معمولا ۳-۲ سال طول می­کشد برخی درختان مخصوصا درختان بزرگ سال­های زیادی دوام می­آورند و هرساله مختصر علائمی را ظاهر می­سازند یا حتی ممکن است توسعه بیشتر بیناری مشاهده نشود. پاتوژن در خاک به صورت رشته­ های میسلیوم در بقای درختی و یا میکرواسکلرات پایدار می­ماند. مدت زمان بقای این ساختار استراحتی در V. alba-atrum کمتر است. گونه­ های عوامل پژمردگی همچنین در میزبان­های دائمی می­توانند به صورت ریسه زمستان گذرانی کنند. این بیمارگرها در اندام­های تکثیری مانند غده، پیاز و بذر نیز قادر بقا می­باشند و از این طریق منتشر می­شوند. انتشار عوامل بیماری از طریق آلوده کردن دانه­ های گرده نیز گزارش شده است.
۳-۲-۳- مدیریت و کنترل
بیماری­های ورتیسیلیومی معمولا از طریق استفاده از ادوات کشاورزی آلوده، آبیاری و استفاده از بذر یا مواد درختی آلوده مانند غده، پیاز و پایه­ های آلوده منتشر می­شوند کنترل این بیماری­ها به واسطه ی بقا طولانی مدت ساختارهای استراحتی ، دامنه وسیع بیمارگر و فقدان قارچ کش­ها موثر بر بیمارگر پس از ورود آن به آوند چوبی مشکل است بنابراین خارج نمودن و حذف درختانی که پژمردگی ورتیسیلیومی برای آنها مشخص شده است. به عنوان موثرترین روش جهت کنترل بیماری خواهد بود
می توان مایه تلقیح را از طریق خاک، استفاده از سموم تدخینی کاهش داد. هنگامیکه درختی بوسیله پژمردگی ورتیسیلیومی خشک می­ شود، باید از کاشت مجدد گونه­ های حساس در آن محل خودداری کرد و یا قبل از کاشت، خاک را با فومیگانت­ها[۱۴۷] ضدعفونی کرد. درمواردی که توسعه بیماری مختصر است، تقویت درخت با کوددهی ، آبیاری و هرس شاخه­ های آلوده علائم بیماری را کاهش می­دهد (بلانچارد و تاتار، ۱۹۸۱). البته این روش­ها به دلایل مختلف نسبتا غیر کارا می­باشند. آفتاب­دهی خاک تنها در برخی از ماه­های سال که شرایط گرمایی ویژه وجود دارد میسر است. از طرفی، این روش در سایه­انداز درخت قابل استفاده نیست. استفاده از ترکیبات شیمیایی جهت تدخین محدودیت­های شدیدی دارد، زیرا محیط زیست و سلامت عمومی را به خطر می­اندازند.
در دو دهه اخیر، استفاده از روش­های کنترل بیولوژیک علیه بیمارگرهای پژمردگی آوندی مورد توجه قرار گرفته است (هیل[۱۴۸]، ۱۹۹۹). این روش­ها شامل استفاده از قارچ­های آنتاگونیست (هارپر[۱۴۹]، ۱۹۸۸)، قارچ­های میکوریز (هاوک و لازارویتز[۱۵۰]، ۲۰۰۲)، باکتری­ های آنتاگونیست (برگ و همکاران[۱۵۱]، ۲۰۰۵)، همچنین استفاده از کودهای آلی یا ازته به خاک جهت تغییر میکروارگانیسم­ها (سرناک و دولینار[۱۵۲]، ۱۹۹۹). به طور کلی مقادیر نیترژون که برای رشد مطلوب درختان کافی است به افزایش مقاومت می­انجامد. نیتروژن نیتراتی باعث افزایش حساسیت به ورتیسیلیوم می­ شود اما نیتروژن آمونیومی روی پاسخ میزبان با نوع گونه میزبان تغییر می­ کند. هرچند تغییر وضعیت تغذیه­ای در خاک می ­تواند روی شدت پژمردگی ورتیسیلیومی به ویژه هنگامی که عنصر مورد نظر در گسترده کمبود است تاثیر داشته باشد از آنجایی که اثر حاصل­خیزی روی مقاومت به پژمردگی ورتیسیلیومی به­وسیله برهم کنش میزبان- بیمارگر و شرایط محیطی اداره می­ شود، متغیرهای بسیاری را در بر می­گیرد و از این رو توصیه­های خاص امکان پذیر نیست (انگلهارد[۱۵۳]، ۲۰۰۴). از آنجا که کنترل بیماری های ورتیسیلیومی از طریق کاهش مایه تلقیح نسبتا مشکل می­باشد، بهترین روش مدیریت این نوع بیماری­ها استفاده از ارقام مقاوم است (هریس و یانگ[۱۵۴]، ۲۰۰۲). هرس شاخه­ها آلوده در مراحل اولیه بیماری به­منظور جلوگیری از پیشرفت بیماری، تقویت درخت جهت پیشگیری از جذب ناقلین (درختان ضعیف بیشتر در معرض آلودگی به پوستخوارها قرار می­گیرند)، مبارزه شیمیایی با ناقلین از طریق سم پاشی تنه و شاخه­ های آلوده به پوستخوار با سموم پردوام مانند لیندین، تزریق قارچ کش به درخت امکان پذیر است (خداشناس و اطهری­پور، ۱۳۸۹).
امروزه در کشورهای پیشرفته روش تزریق به تنه درختان، برای مبارزه با آفات و بیماری­ها و رفع کمبود عناصر غذایی یکی از روش­های اجرایی موفق مبارزه با این بیماری می­باشد. در کشور ما نیز تاکنون فعالیت­هایی در این خصوص صورت پذیرفته و موفقیت­هایی را بدنبال داشته است که اجرایی شدن آن مستلزم برنامه ریزی صحیح وآگاهانه خواهد بود.

 

    • ایجاد شیار داخل خاک و قطع اتصال ریشه­ها به منظور جلوگیری از انتقال بیماری از طریق اتصالات ریشه­ای

 

    • رعایت بهداشت از طریق ضد عفونی نمودن ادوات کار، حذف درختان آلوده و ضد عفونی کردن بستر درختان آلوده با یکی از قارچ کش­ها عمومی مثل بنومیل

 

    • استفده از فومیگانت، بدین­ترتیب که سموم تدخینی مانند واپام را زیر پوشش نایلونی محاط شده اطراف شاخه و یا تنه آلوده، آزاد می­ کنند. این سموم در زیر پوشش بصورت گاز درآمده، براسپورهای قارچ عامل بیماری اثرگذاشته و پیشرفت بیماری­زا کنترل می­ کند.

 

۳-۳- پژمردگی ورتیسیلیومی افرا
گونه­ های مختلف افرا به خصوص در نهالستان­ها توسط Verticilium مورد حمله قرار می­گیرند (فرانک و همکاران[۱۵۵]، ۱۹۹۲). این درختان از حساس ترین میزبان­های درختی نسبت به V. dahlia می باشند (فردین و توما[۱۵۶]، ۲۰۰۲). بیماری به طور گسترده در آمریکا و به میزان کمتر در شمال غرب اروپا گزارش شده است. بیماری خسارت زیادی برروی درختان جوان به خصوص در نهالستان ها درمواردی تا ۸۵ درصد وارد می کند. خسارت بر روی درختان افرای موجود در خیابان ها و پارک ها و فضاهای سبز شهری به میزان زیاد در آمریکا وجود دارد. این بیماری اولین بار در ایران در سال ۲۰۰۷ از بررسی نهال­های کاشته شده بر روی زمین­های آلوده به بیمارگر در استان گلستان گزارش گردید ( صانعی و همکاران، ۲۰۰۷).
در بین گونه­ های چوبی حساس، پژمردگی ورتیسیلیومی خسارت زیادی به گونه مختلف افرا در مناطق شمال شرقی ایالات متحده وارد می­ کند. این درختان به خصوص در نهالستان به شدت مورد حمله ورتیسیلیوم قرار می­گیرد در طی سال­های ۷۲-۱۹۶۹ بیست درصد از گونه­ های مختلف افرا در آمریکا به واسطه­ آلودگی توسط V. dahliae از بین رفتند (برگ و همکاران[۱۵۷]، ۲۰۰۵). آلودگی در نهالستان­ها در طول ۳۰ سال گذشته افزایش داشته است. زیرا بسیاری از نهالستان­های درختان سایه­دار و زینتی بر روی زمین­های که درختان علفی آلوده رشد می­کردند تاسیس شده اند برخی از درختان در نهالستان­ها بدون هرگونه علائم آلودگی بیمار می­شوند و علائم آلودگی تنها پس از انتقال نهال به زمین اصلی رخ می­دهد. به این ترتیب بیمارگر توسط نهال­های آلوده به مناطق جدید منتقل می­گردد ( صانعی و همکاران، ۲۰۰۷).
۳-۳-۱- علائم بیماری
علائم پژمردگی بر روی درختان افرا به سه شکل گزارش شده است. اولین شکل زوال تدریجی می­باشد در این حالت پیشرفت پژمردگی برگ­ها و سرخشکیدگی تاج با مرگ تاج درخت همراه است که معمولا طی چند سال صورت می­گیرد.در دومین شکل با عنوان پژمردگی سریع ، پژمردگی به صورت ناگهانی در شاخه­ های کل تاج شروع به از بین رفتن آنها منجر می­ شود شاخه­ها معمولا در انتهای تابستان و پس از افتادن برگ­ها آویزان شده و خشک می­شوند. در شکل سوم، درخت در انتهای فصل رویش ظاهرا سالم است. اما در بهار علائم شدیدی از خود نشان می­ دهند. این شکل به حمله بیمارگر در طول زمستان­های ملایم نسبت داده می­ شود. تغییر رنگ آوندی در درختان افرای آلوده به رنگ سبز مایل به سیاه قابل مشاهده است (صانعی و همکاران، ۲۰۰۷). ایجاد علائم برگی به نوع گونه درختی بستگی دارد طبق نظر باورز و همکاران[۱۵۸] (۱۹۹۶) در میان درختان افرا، A.palmatum حساسیت بیشتری نسبت A. pesudoplatanoides دارد.
هریس و یانگ[۱۵۹] (۲۰۰۲) تغییر مقاومت الکتریکی را در آوندهای چوبی درختان افرا جهت تشخیص بیماری قبل از ایجاد پژمردگی بررسی کردند این بررسی نشان داد که مقاومت الکتریکی به طور قابل ملاحظه­ایی در آوندهای آلوده در گونه های A.rubrum و A.plantanoides کاهش یافته است.
۳-۳-۲- مدیریت و کنترل بیماری
تولید درختان در مناطقی از نهالستان که فاقد V. dahliae است یا به میزان کمتر از آستانه احتمال بیماری مایه تلقیح دارد، می ­تواند در کاهش آلودگی­ها موثر باشد (هریس و یانگ، ۲۰۰۲). استفاده از کودهای پتاس (اسمیت و همکاران[۱۶۰]، ۲۰۰۵) در کاهش بیماری در مناطق استقرار یافته موثر است. استفاده ازخاک­های آلوده بهV.dahliae برای تولید نهال در نهالستان­ها موجب ظاهر شدن مشکل در آمریکا در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شده است (جفرسون و گاسن[۱۶۱]، ۱۹۹۱). بنابراین باید از کاربرد خاک­های آلوده خودداری شود. افرا همانند درختان حساس دیگر به dahlia.V به محدود کردن گسترش بیمارگر از یک عنصر آوندی به عنصر آوندی دیگر است. این قابلیت اگرچه با مقاومت گونه مورد نظر در ارتباط مستقیم است اما می­توان با تقویت درخت میزبان، سلامت درخت را افزایش داد.
آسیب به ریشه به عنوان یک فاکتور مهم در ایجاد بیماری در نظر گرفته می­ شود (هایملک[۱۶۲]، ۱۹۸۶). پژمردگی ورتیسیلیومی همچنین با حضور نماتدهای مربوط به گونه­ های مختلف Meloidogyne افزایش می­یابد. تنش خشکی نیز به عنوان عاملی جهت افزایش شدت پژمردگی گزارش شده است (باتسون و همکاران[۱۶۳]، ۱۹۸۸) . بنابراین مدیریت آبیاری (اسمیت و همکاران، ۲۰۰۵) می ­تواند در کاهش شدت بیماری موثر باشد. حساسیت نسبی گونه­ های مختلف افرا نسبت به پژمردگی ورتیسیلیومی متفاوت است (سرناک و دولینار[۱۶۴]، ۱۹۹۹)، بررسی­های نیز نشان داده است عکس العمل درختان افرا به عوامل پژمردگی ورتیسیلیومی متفاوت است، و گونه­ های A.palmatum و A.saccharinum نسبت به A.tataricum و A.rubrum حساس­ترند. بنابراین استفاده از گونه­ های مقاوم شیوه­ مناسبی در مدیریت بیماری است.
۳-۴- پژمردگی ورتیسیلیومی زبان گنجشگ
پژمردگی ورتیسیلیومی به عنوان یک مشکل مهم در گونه­ های مختلف Fraxinus مطرح نیست اما ممکن است در برخی از نهالستان­ها یا فضاهای سبز شهری اهمیت بالایی پیدا کند. در غرب اروپا این بیماری از سال­های قبل بر روی گونه­ F.excelsior وجود داشته است (برگ و کرچل[۱۶۵]، ۲۰۰۵). در آمریکا، بیماری بر روی گونه­ های F. Americana و F.pennsysvanica در سال ۱۹۷۳ گزارش شد (فو و همکاران[۱۶۶]، ۱۹۹۹). افزایش بیماری از اواخر دهه ۱۹۷۰ در درختان جوان زبان گنجشگ در فضاهای سبز شهری کشور هلند توسط همی سترا[۱۶۷] (۱۹۹۵) عنوان شد. بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی درختان زبان گنجشک به دلیل نرخ پاییین مرگ و میر به عنوان یک تهدید مطرح نیست.
۳-۴-۱- علائم بیماری
پژمردگی و ریزش برگ­ها از علائم اولیه بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی در زبان گنجشک می­باشد. پژمردگی معمولا با تغییر رنگ در برگ به سبز خاکستری همراه است. درموارد شدیدتر، نکروز برگ­ها رخ می­دهد. این علائم ممکن است کل تاج درخت یا قسمتی از آن را تحت تاثیر قرار دهد از علائم بعدی می­توان به برگ­های سبز کم رنگ تا رنگ پریده، میانگره­های بسیار کوتاه، سوختگی و نکروز حاشیه برگ­های باقیمانده، مناطق مرده طویل بر روی پوست ساقه و شاخه­ های بیمار وخشکیدگی قسمتی از درخت اشاره کرد.
تغییر رنگ آوندی در درختان زبان گنجشک آلوده معمول نیست .بررسی مناطق آوندی آلوده، مسدود شدن عناصر آوندی مسدود شدن عناصر آوندی توسط تیلوز وترکیبات صمغ را نشان می­دهد علائم برگی معمولا در ماه های مرداد و شهریور مشخص است. مراحل مختلف پژمردگی و ریزش برگ گاه به سرعت رخ می دهد. این حالت به خصوص در درختانی با سن ۲۰-۱۵ سال مشاهده می­ شود. مرگ درختان مبتلا ممکن در ضمن چند هفته صورت گیرد ( همی استرا، ۱۹۹۵). مراحل پیشرفت بیماری در درختان مسن تر تدریجی است و زوال درخت در طی ماه­ها و یا حتی در ضمن چند سال به طول می­انجامد( صانعی و همکاران، ۲۰۰۷).
۳-۴-۲- مدیریت و کنترل بیماری
پژمردگی درختان زبان گنجشک در هلند اکثرا به آلودگی نهالستان مربوط است تدخین و ضدعفونی خاک در برخی نهالستان­های هلند در کنترل بیماری موثر بوده است به نظر باورز و همکاران[۱۶۸] (۱۹۹۲) دمبرگ­های آلوده بسرعت می­توانند جمعیت بیمارگر در خاک افزایش دهند بنابراین هرس شاخه­ های آلوده و جمع آوری برگ های آلوده می ­تواند در کاهش انتشار بیماری مفید باشد.
۳-۵- بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی زیتون
بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی یا خشکیدگی و زوال زیتون، مهمترین بیماری درخت زیتون است و در اکثر مناطق کشت این درخت یافت می­ شود. این بیماری درختان زیتون را به دلیل سیستم ریشه­ای سطحی، در سنین مختلف مورد حمله قرار می­دهد (هریس و یانگ[۱۶۹]، ۲۰۰۲). پژمردگی ورتیسیلیومی اولین بار در سال ۱۹۴۶ در ایتالیا گزارش گردید (روژیری، ۱۹۴۶) تاریخچه وقوع پژمردگی ورتیسیلیومی در مناطق کشت ایران مشخص نیست. آلودگی درختان زیتون به این بیماری اولین بار در ایران در استان گلستان توسط حمداله زاده (۱۳۷۳) گزارش شد. عوامل مختلفی در ارتباط با انتشار خشکیدگی درختان زیتون در چند دهه­ اخیر در نظر گرفته شده ­اند. که از آنها می­توان به آبیاری زیاد، آسیب­های وارده به ریشه ­های سطحی درختان، انتشار قارچ از نهال­های آلوده و استفاده از درختان مادری آلوده برای قلمه­گیری اشاره نمود بیماری خشکیدگی و زوال درختان زیتون، با توجه به تغییرات EC خاک، رطوبت نسبی، سطوح آبهای زیرزمینی از غرب استان گلستان به طرف شرق کاهش دارد (صانعی و همکاران، ۱۹۹۸).
۳-۵-۱- علائم بیماری
باتوجه به اینکه درختان زیتون درختان همیشه سبز اند. بنابراین علائم بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی که شامل خشکیدگی برخی از شاخه ها یک درخت است، در هر زمان قابل مشاهده است. این علائم به صورت زوال تدریجی بر روی یک شاخه از درختان آلوده شروع می­شوند و در نهایت به خشک شدن کامل تاج درخت می­انجامد. پوست شاخه وساقه­ی درختان آلوده به رنگ بنفش یا قهوه ایی مایل به قرمز تغییر رنگ می­ دهند در درختان جوان، ریزش برگ در شاخه­ های آلوده قبل ازمرگ درخت صورت می­گیرد (صانعی و همکاران، ۱۹۹۸). تغییر رنگ آوندی از علائم مفید در تشخیص بیماری پژمردگی در درختان سایه­دار آلوده است. اما در برش­های عرضی از شاخه­ های زیتون تغییررنگ محسوسی در مناطق آوندی دیده نمی­ شود با این حال، تغییر رنگ آوندی در ریشه بیشتر محسوس است شاخه­ های آلوده نسبت به شاخه­ های سالم با بوی مخصوصی قابل تمایز اند (عطار و همکاران، ۲۰۰۶).
۳-۶- زوال تدریجی
علائم زوال تدریجی بر روی یکی از شاخه­ های در خت آلوده آغاز می­ شود. خشکیدگی سر شاخه­ها، از علائم خاص بیماری است. در این حالت برگ­ها زرد می­شوند. و ریزش می­ کنند ریزش برگ­ها از قسمت­ های پایین به طرف نوک صورت می­گیرد. و تا لخت شدن کامل شاخه ادامه دارد. ریزش برگ­ها در نهایت به مرگ شاخه منجر می­ شود. هرگاه آلودگی درخت قبل از گل دهی صورت تشکیل گل متوقف می­گردد و چنانچه آلودگی در ضمن گل دهی رخ دهد گل­های خشک و بر روی شاخ آویزان می­مانند. آلودگی درختان پس از گل دهی، به صورت میوه­های کوچک و چروکیده بر روی شاخه خشک شده است. پژمردگی نهان در این حالت، درختان فاقد هرگونه علائم مشخص هستند اما وجود آلودگی را می­توان با جداسازی بیمارگر از درخت اثبات نمود. پوست شاخه و ساقه درختان مبتلا گاه به رنگ بنفش یا قهوه­ای مایل به قرمز تغییر می­ کند. در درختان جوان، ریزش برگ در شاخه­ های آلوده قبل از مرگ درخت رخ می­دهد. البته برگ­های خشک شده و متصل به شاخه بر روی درختان قابل مشاهده است تغییر رنگ آوندی به رنگ قهوه­ایی تیره می­باشد. زوال تدریجی با نکروز گل آذین همراه است. علائم زوال تدریجی در بهار ظاهر شده و به کندی تا اوایل تابستان گسترش می­یابد. این درختان ممکن است بهبود می­یابند. علائم پژمردگی ورتیسیلیومی بر روی نهال­ها زیتون با خشک شدن یک شاخه یا ساقه شروع می­ شود در این حالت برگ­ها به طرف پایین خمیده شده و به رنگ سبز مایل به خاکستری در می­آیند با پیشرفت بیماری برگ­های نهال خشک می­شوند. و ریزش می­ کنند.
۳-۷- سیاهک


فرم در حال بارگذاری ...

« پژوهش های پیشین در مورد روابط شاهزاده ظل‌السلطان با علمای اصفهان- فایل ۴راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره : تهیه و شناسایی کمپلکس مولیبدن تثبیت شده روی کربن فعال ... »