*مشبهٌبه جهان از جهت بی مهری کردن:
دشمن ار مهر طمع دارد ازو بیهدگی ست
که جهان مادر او نیست مادندر اوست(۵۹۶)
-
- مادندر: زن پدر، نامادری(معین، ۱۳۷۷: ذیل مادر اندر).
مار
-
- با واژهی مار ۱۱تصویر شامل ۸ تشبیه، ۲ کنایه و ۱ تمثیل ساخته شده است:
*مشبهٌبه دشمن ممدوح از جهت خزندگی:
دست و پای از تن دشمنش جدا باد به تیغ
تا خزد دشمن چون مار همیشه به شکم(۴۸۴۴)
و نیز نک ابیات: ۳۳۳۲ و ۳۸۳۰
*مشبهٌبه هیبت ممدوح(امیر ابو یعقوب یوسف)از جهت گزندگی و کشندگی:
از بخشش او در کف هر زایر گنجی است
وز هیبت او در دل هر حاسد ماری است(۴۴۸)
*مشبهٌبه شه سپه شکن در برابر ممدوح (سلطان محمود غزنوی) از جهت خزیدن:
شه سپه شکن جنگجو ز پیش ملک
میان بیشهی گشن اندرون خزید چو مار(۱۲۱۵)
*مشبهٌبه شیر در برابر ممدوح(ابو یعقوب یوسف) از جهت خزیدن:
شیر غرنده که او را دید از هیبت او
پیش او گردد چون مار خزنده به شکم(۴۶۷۴)
*مشبهٌبه مو بر تن دشمن از جهت گزنده بودن:
از هیبت تو خصم ترا بر سر و بر تن
هرچشم یکی چشمه و هر مویی ماری است(۴۵۷(
*مشبهٌبه خلاف ممدوح(سلطان محمد بن محمود ):
زیر خلاف تو جای مار شکنج ست
مرد که عاقل بود حذر کند از مار(۱۷۸۸)
*با مار در سله شدن؛ کنایه از در رنج و عذاب بودن و نیز دشمن نزدیک داشتن(غفیفی، ۱۳۷۲ با مار در سله بودن):
کسی کزو پیش گیرد هزیمت
نترسد گر شود در سله با مار(۲۸۵۷)
*بالین از مار سیه کردن؛ کنایه از دشمن نزدیک داشتن، دشمن پروردن(عفیفی، ۱۳۷۲) و نیز در رنج و عذاب بودن:
مگر از مار سیه داشتی به شب بالین
مگر ز کژدم جراره داشتی بستر(۲۵۰۹)
*مار هر که را گَزید امید رستن افکند به مهرهی مار؛ تشبیه تمثیلی برای ابیات زیر:
کسی که خشم تو را به ژرف چاه افکند
مگر به مهر تو گوید مرا از چاه برآر
چنان که هر که مر او را کشنده مار گَزید
امید رستن خویش افکند به مهرهی مار(۶-۳۲۸۵)
ماندهی دیرگاهی
-
- با واژهی ماندهی دیرگاهی ۱ کنایه ساخته شده است:
*کنایه از آتش:
به کوه اتدرون ماندهی دیرگاهی
به سنگ اندرون زادهی باستانی(۷۳۲۸(
ماه
-
- با واژهی ماه و مخفف آن مه و مترادف آن قمر۱۵۲ تصویر شامل ۵۷تشبیه؛ ۴۷ استعاره، ۱۶ تشخیص، ۷ کنایه، ۱۸ صفت هنری، ۵ تمثیل و ۲ مجاز ساخته شده است:
*مشبهٌبه روی معشوق و معشوق از جهت زیبایی:
فرم در حال بارگذاری ...