(۲-۱۲)
چنانچه طبقه مساوی روی محور ها وجود داشته باشد، فرمول به حالت زیر تبدیل میشود:
(۲-۱۳)
که در آن خانوارهای نمونه و درآمد متناظر هر خانوار است (بانک جهانی، ۲۰۰۵).
۲-۳-پیشینه تحقیق
در بخش نخست به مرور مطالعاتی که در خارج از کشور صورت گرفته است، پرداخته می شود. در بخش بعدی نیز مطالعات صورت گرفته در داخل پرداخته خواهد شد.
۲-۳-۱-مطالعات خارجی
مطالعات متعددی در زمینه عوامل تعیینکننده فقر از جمله اثر شاخص های فناوری بر کاهش احتمال وقوع فقر در ایران و سایر کشورها صورت گرفته که میتوان به مطالعات زیر اشاره کرد.
دَت و همکاران[۳۲] (۲۰۰۰) در بررسی عوامل تعیینکننده فقر در مناطق روستایی موزامبیک، افزایش سرمایهگذاری در آموزش، رشد اقتصادی مستمر، استفاده از الگوهای بخشی رشد، افزایش بهرهوری بخش کشاورزی، بهبود زیرساختها و کاهش نرخ زاد و ولد و نرخ تکفل را مهمترین عوامل تعیینکننده فقر دانستهاند.
فلور[۳۳] (۲۰۰۱) در مطالعه ای به بررسی رابطه فناوری اطلاعات و ارتباطات با فقر پرداخته است. در این مطالعه چهار الگوی تکنولوژیکی، اقتصادی، ساختاری و فرهنگی برای تجزیه و تحلیل فقر در نظر گرفته شده و نقش ICT در هر کدام از این الگوها برای کاهش احتمال وقوع فقر تشریح شده است. در انتهای این مقاله نیز پیشنهادهای کاربردی جهت دخالت دادن فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامهریزیهای کاهش فقر ارائه گردیده است.
کویبریا و شانگ[۳۴] (۲۰۰۱) در مطالعه خود رابطه فناوری اطلاعات و ارتباطات با کاهش احتمال وقوع فقر را در کشورهای آسیایی مورد بررسی قرار داده است. در این مطالعه تأثیر مستقیم و غیرمستقیم ICT بر فقر مورد بررسی قرار گرفته و عوامل تعیین کننده پذیرش ICT در کشورهای آسیایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در انتهای مقاله نیز سیاستهای لازم جهت گسترش ICT بیان گردیده است.
اوکرات و همکاران[۳۵] (۲۰۰۲) با بهره گرفتن از اطلاعات خانوارها به برآورد خط فقر غذایی منطقهای و ملی در اوگاندا پرداخته و عوامل مؤثر بر آن را با بهره گرفتن از مدل لاجستیک مورد بررسی قرار دادهاند. نتایج بررسی آنها نشان میدهد که سطح تحصیلات، اندازه خانوار و وضعیت مهاجرت از عوامل معنیدار مؤثر بر فقر خانوارها میباشند.
هون ایی و چیو[۳۶] (۲۰۰۵) در مطالعه ای به بررسی تأثیر اینترنت بر تورم با فرض اینکه اینترنت بهرهوری را افزایش میدهد، پرداختهاند. بررسی نتایج حاکی از آنست که با افزایش یک درصدی نسبت کاربران اینترنتی به کل جمعیت، تورم بین ۰۴۲۶/۰ تا ۱۳۱۹۳/۰ درصد کاهش خواهد یافت. بعلاوه آنان معتقدند که استفاده از کالاهای سرمایهای اطلاعاتی منجر به رشد بهرهوری بعد از ۱۹۹۵ در آمریکا شده است.
سای[۳۷](۲۰۰۵) در مطالعهای بین کشوری، عوامل اقتصادی و غیراقتصادی تعیینکننده فقر را در ۹۷ کشور درحال توسعه مورد بررسی قرار داده است. در این مقاله اثرات ۴ گروه شامل عوامل رشد اقتصادی و درجه باز بودن اقتصاد، عوامل جغرافیایی و جمعیتی، ویژگیهای حکومتی و جنگ، سیاستهای اجتماعی و سرمایه انسانی بر فقر مورد بررسی قرار گرفته است. متغیر وابسته این مطالعه شاخص عمق فقر میباشد و با بهره گرفتن از داده های تابلویی بین کشوری به بررسی اثر متغیرهای توضیحی بر متغیر فقر پرداخته شده است.
جِدا و همکاران[۳۸] (۲۰۰۶) در مقالهای با بهره گرفتن از مدلهای لاجیت دو جملهای[۳۹]و چند جملهای[۴۰] به بررسی عوامل تعیینکنندهی خط فقر در کنیا پرداختهاند. این مطالعه نشان میدهد وضعیت فقر در خانوارهای شهری و روستایی با سطح تحصیلات، بعد خانوار و اشتغال در بخش کشاورزی مرتبط است. این نتایج در مدلهای لاجیت دو جملهای مشابه نتایج لاجیت مرتبهای[۴۱] میباشد با این تفاوت که اهمیت عوامل مذکور در مدلهای لاجیت دوگانه بیشتر است.
ادومی و همکاران[۴۲] (۲۰۰۷) در مطالعهای به بررسی عوامل مؤثر بر فقر در بین خانوارهای کشاورز نیجریه پرداختهاند. در این مطالعه از روش توبیت برای تحلیل عوامل مؤثر بر فقر استفاده شده است. نتایج مطالعه نشان میدهد که با افزایش متوسط بعد خانوار و نرخ وابستگی سطح فقر خانوارها افزایش مییابد در حالیکه افزایش تعداد سالهای تحصیل، وضعیت تأهل سرپرستان خانوارها سطح فقر را در بین خانوارهای کشاورز کاهش داده است.
کرانفیلد و همکاران[۴۳] (۲۰۰۷) در مطالعهای به بررسی تأثیر اصلاح سیاستگذاریها بر روی فقر در بین کشورهای مختلف پرداختهاند. در این مقاله با بهره گرفتن از دادههای هزینه و درآمد خانوارها در پروژه مقایسه بین المللی[۴۴](ICP) و به کمک روش سیستم تقاضای جمعپذیر ضمنی (AIDADS) [۴۵]به برآورد حداقل معاش کشورهای مختلف پرداخته شده است.
هاشمی و سیال[۴۶] (۲۰۰۸) در تعیین عوامل تعیینکننده فقر روستایی در پنجاب پاکستان از روش لُجستیک و معیار سرشمار[۴۷] استفاده نمودهاند. در این تحقیق خط فقر طی سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۲ تخمین زده شده و عوامل مؤثر بر آن مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد احتمال فقیر شدن خانوارها با افزایش بعد خانوار و نسبت وابستگی[۴۸] (بار تکفل) افزایش یافته و با افزایش سطح آموزش، تعداد احشام خانوار و مزرعهدار بودن کاهش مییابد. علاوه بر این فرصتهای اقتصادی- اجتماعی که در قالب دسترسی به زیرساختهای منطقه مسکونی بررسی شده، نقش مهمی در کاهش فقر خانوارها دارد.
بونانی و همکاران[۴۹] (۲۰۰۸) در مطالعه ای به بررسی نقش تلفن همراه در کاهش احتمال وقوع فقر روستایی در کشورهای توسعه یافته و درحالتوسعه پرداختهاند. در این مقاله منافع حاصل از تلفن همراه در دو سطح کلان و خرد مورد بررسی قرار گرفته است. در سطح کلان رشد تولید ناخالص داخلی، اشتغالزایی، بهرهوری، درآمدهای مالیاتی و ارزش افزوده ناشی از فعالیتهای شرکتهای تلفن همراه مورد بررسی قرار گرفته و در سطح خرد نیز مواردی از قبیل جستجوی شغل، تقارن اطلاعات، کارایی بازار، کاهش حمل و نقل، بهداشت و آموزش، پیوستگی اجتماعی و سرمایه اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
انجانگ[۵۰] (۲۰۱۰) در مطالعه خود با بهره گرفتن از داده های خرد کشور کامرون به بررسی اثر تحصیلات بر کاهش فقر در بین افراد شاغل پرداخته است. در این بررسی از روش هکمن دو مرحله ای و از داده های سال ۲۰۰۱ استفاده شده است. در مرحله برآورد مدل پروبیت این مطالعه اثر متغیرهای سن، تأهل و شهری یا روستایی بودن خانوار بر احتمال شاغل بودن افراد مورد بررسی قرار گرفته و در مرحله دوم اثر متغیرهای تجربه کاری و سطوح مختلف تحصیل به همراه نسبت میلز بر متغیر فقر به عنوان یک متغیر مجازی برآورد شده است. نتایج نشان میدهد با افزایش تجربه کاری و سطوح تحصیلی احتمال وقوع فقر کاهش مییابد.
لی و هی[۵۱] (۲۰۱۰) در مطالعهای با بهره گرفتن از دادههای ۳۰ استان چین به برآورد سیستم تقاضای خانوارهای کشور چین با بهره گرفتن از سیستم تقاضای جمعپذیر ضمنی (AIDADS) پرداختهاند. در این مطالعه از نتایج طرح هزینه و درآمد خانوارهای چینی استفاده شده و پس از برآورد ضرایب مدل نسبت به استخراج کشش قیمتی و کشش درآمدی هر کدام از استانها اقدام شده است.
اتیم و پاتریک[۵۲] (۲۰۱۰) در مطالعه ای به بررسی عوامل تعیینکننده فقر در بین خانوارهای ماهیگیر ایالت آکوا ایبوم[۵۳] نیجریه پرداختهاند. داده های این مطالعه از طریق پرسشنامه از ماهیگیران منطقه جمعآوری شده است و از مدل رگرسیون توبیت[۵۴] برای برآورد عوامل تعیینکننده استفاده شده است. در این مدل متغیر وابسته، شدت فقر در نظر گرفته شده است و تأثیر متغیرهای جنسیت، سن، وضعیت زناشویی، تعداد سالهای تحصیل سرپرست خانوار، بار تکفل، مقدار سرمایه گذاری در تجهیزات ماهیگیری، درآمد ماهیگیری، تعداد روزهای اشتغال ماهیگیر، وضعیت مسکن و تعداد سالهای تجربه ماهیگیری بر روی متغیر وابسته سنجیده شده است.
شارما[۵۵] (۲۰۱۱) در مطالعه ای به بررسی تأثیرات گسترش فناوری اطلاعات بر توسعه اقتصادی روستاها پرداخته است. نمونه انتخابی وی دهها روستای دور افتاده در کشور هند و بررسی آنها میباشد نتایج تحقیق حاکی از آنست که فناوری اطلاعات به عنوان عامل تحول برانگیز در روستاها مطرح میگردد که نقش مستقیمی بر رشد آگاهی های جمعی و دانش کاربردی دارد. همچنین فناوری اطلاعات موجبات رشد دانشهای عمومی و بهبود وضعیت کاری را فراهم آورده و به این ترتیب، موجب کاهش نرخ مهاجرت گردیده است. علاوه بر این، ICT به شکل قابل توجهی بر توسعه کشاورزی، رونق کسب و کار، فروش محصولات و روابط بین روستایی مؤثر بوده است.
مرز و راتجن[۵۶] (۲۰۱۱) در مطالعه ای با بهره گرفتن از داده های کشور آلمان به بررسی عوامل تعیینکننده شدت فقر پرداخته است. در این مطالعه پس از برآورد خط فقر درآمدی و زمانی[۵۷] نسبت به محاسبه شدت فقر اقدام شده و در ادامه با بهره گرفتن از الگوی هکمن دو مرحله ای به بررسی عوامل تعیینکننده شدت فقر پرداخته شده و تأثیر جنسیت، سن، تأهل، سرمایه انسانی، تحصیلات، شغل و نوع فعالیت سرپرست خانوار بر احتمال وقوع فقر و شدت فقر مورد بررسی قرار گرفته است.
سینگ و همکاران[۵۸] (۲۰۱۳) در مطالعه ای به بررسی عوامل مؤثر بر فقر روستایی پرداختهاند. در این مطالعه از شاخص های اقتصادی و اجتماعی برای بررسی عوامل تعیینکننده فقر استفاده شده است. برای استخراج خط فقر در این مطالعه از روش دو دلار برای هر روز استفاده شده است. همچنین، برای شناسایی عوامل مؤثر بر فقر از روش پروبیت استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که طول سالهای تحصیل سرپرست خانوار اثر مثبت و معنیداری در کاهش فقر دارد. علاوه بر این، بعد خانوار و بار تکفل و اشتغال در بخش کشاورزی هم بر روی فقر تأثیرگذار میباشد.
۲-۳-۲- مطالعات داخلی
نوری (۱۳۸۲) در مطالعه خود اثرات فناوری اطلاعات و ارتباطات بر فقرزدایی و توسعه روستایی را مورد بررسی قرار داده است. در این مطالعه امکان افزایش دسترسی فقرای روستایی به اطلاعات، بهداشت و خدمات دولتی و کاهش اثرات مخرب بلایای طبیعی، حفظ محیط زیست و تمرکززدایی به عنوان اثرات مثبت تکنولوژی در نظر گرفته شده و ذکر شده است که این عوامل موجب افزایش کیفیت زندگی، افزایش قدرت تصمیم گیری، توانمندسازی فقرای روستایی و در مجموع باعث توسعه روستاها میگردد.
عربمازار و حسینینژاد (۱۳۸۳) در مطالعهای با بهره گرفتن از مدل لاجیت، به بررسی و شناسایی عوامل مؤثر بر فقر خانوارهای شاغل روستایی کشور در سال ۱۳۷۹ پرداختهاند. نتایج این مطالعه حاکی از آنست که در میان کشاورزان، افزایش بار تکفل و نیز کاهش داراییهای خانوار، نقش زیادی در افزایش احتمال فقیر شدن خانوار نسبت به سایر متغیرهای جمعیتی و جغرافیایی ایفاء میکند. در گروه شاغلان استخدامی، بیسواد بودن سرپرست خانوار و کاهش داراییهای آن، دارای چنین اثری میباشد. در ضمن، خانوارهایی که سرپرست آنها در بخش خصوصی یا دولتی شاغل میباشد به نسبت خانوارهایی که سرپرست آنها در بخش تعاونی شاغل است از احتمال کمتری برای فقیر شدن برخوردار هستند. در میان دارندگان مشاغل آزاد، مهمترین متغیر مؤثر بر فقیر شدن خانوار، میزان داراییهای خانوار است که به نسبت سایر گروهها از ضریب بالاتری نیز برخوردار است. در همین گروه، احتمال قرار گرفتن شاغلان بخش تولید نسبت به بخش خدمات، در زمرهی فقرا، بیشتر بوده است.
عباسزاده و الهی (۱۳۸۶) در مطالعه ای به بررسی نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در کاهش فقر کشورهای درحالتوسعه پرداختهاند. در این مطالعه از داده های آماری بانک جهانی طی سالهای ۲۰۰۰-۲۰۰۵ استفاده شده و با بکارگیری تکنیک داده های پنل اثر شاخص های فناوری اطلاعات و ارتباطات شامل تعداد مشترکان تلفن ثابت و همراه، سهم مخارج ICT از تولید ناخالص داخلی و تعداد کاربران اینترنتی بر شاخص فقر انسانی به عنوان متغیر وابسته مدل سنجیده شده است. نتایج نشانگر آنست که شاخصهای فناوری اطلاعات و ارتباطات موجب کاهش شاخص فقر انسانی می شود.
رحیمی و محمدی (۱۳۸۶) در مطالعهای با عنوان شاخصهای فقر و تغییرات رفاهی خانوارهای روستایی به ارزیابی تغییرات رفاهی و شناسایی عوامل اقتصادی اجتماعی تعیینکننده فقر در میان خانوارهای روستایی منتخب ایران برای دوره ۸۲-۱۳۷۹ پرداختهاند. بر اساس یافتههای مطالعه، بالاترین سهم مخارج زندگی در میان خانوارهای منتخب روستایی مربوط به مخارج خوراکی و دخانی میباشد. پس از هزینه خوراکی و دخانی، بالاترین سهم به هزینه مسکن تعلق دارد. همچنین نتایج حاصل از شاخص فقر حاکی از آن بود که درصد افراد فقیر روستایی در سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۲ به ترتیب ۸/۷۹ درصد و ۸/۴۵ درصد بوده است. نتایج حاصل از تخمین عوامل موثر بر فقر نشان داد که در مناطق روستایی با افزایش سن سرپرست خانوار، سرپرستی خانوار از سوی مردان، افزایش درآمد پولی و غیرپولی کشاورزی، انتقال اشتغال از سایر بخشها به بخش زراعت، افزایش سطح تحصیلات سرپرست خانوار، احتمال این که یک خانوار از زیر خط فقر به بالای خط فقر ارتقاء یابد، افزایش مییابد؛ در حالی که افزایش بعد خانوار میتواند احتمال کاهش رفاه خانوارها را در پی داشته باشد.
شوشتریان (۱۳۸۶) در مطالعهای به بررسی عوامل تعیینکنندهی نهادی فقر روستایی در استان فارس پرداخته است. در این مقاله ابتدا با بهره گرفتن از برآورد یک خط فقر منطقهای، خانوارهای فقیر مشخص گردیده سپس با بهره گرفتن از مدل پروبیت عوامل مؤثر بر احتمال فقیر بودن خانوارها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد عضویت در تعاونیهای روستایی احتمال فقر خانوار را کاهش میدهد. همچنین خانوارهایی که حداقل یکی از اعضای آنها در تعاونیهای روستایی زنان عضویت دارند نسبت به سایر خانوارها با احتمال کمتری در گروه فقرا قرار خواهند گرفت.
نجفی و شوشتریان (۱۳۸۶) در مقالهای به بررسی خط فقر، اندازه فقر و عوامل تعیینکننده آن در بین خانوارهای روستایی و شهری ایران پرداختهاند. در این مطالعه با هدف بررسی تعیینکننده های فقر در ایران، خط فقر مطلق در بخش روستایی، شهری و کل کشور محاسبه شده و با بهره گرفتن از آن، خانوارهای فقیر و غیرفقیر در نمونههای مورد مطالعه مشخص گردیده و سپس با بهره گرفتن از تخمین پروبیت، نقش هر یک از عوامل تعیینکننده فقر بر احتمال فقیر شدن خانوارها مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که فقر در بخش روستایی ابعاد بزرگتری داشته است و از مهمترین تعیینکننده های فقر میتوان به بعد خانوار و بار تکفل اشاره کرد.
محمدی و همکاران (۱۳۸۶) اقدام به اندازهگیری حداقل معاش با بهره گرفتن از سیستم مخارج خطی [۵۹](LES) در استان ایلام در طی برنامههای دوم و سوم نمودهاند. وضعیت و روند شاخصهای نسبت سرشمار، نسبت شکاف درآمدی، نابرابری درآمد بین فقرا و شاخص کاکوانی بر اساس حداقل معاش محاسبهشده، نشاندهندهی بهبود وضعیت افراد فقیر در طی دوره ۸۳-۱۳۷۴ بوده است. همچنین مقایسه این شاخصها در سالهای برنامه دوم توسعه (۱۳۷۸-۱۳۷۴) با سالهای برنامه سوم (۱۳۸۳-۱۳۷۹) نشان میدهد که وضعیت فقر در برنامه سوم توسعه نسبت به برنامهی دوم توسعه بهبود پیدا کرده است هرچند که نتایج مبین این نکته است که حداقل معاش در برنامه سوم توسعه نسبت به برنامه دوم افزایش یافته است.
هرندی و جمشیدی (۱۳۸۷) با بهره گرفتن از دادههای آمارگیری اجتماعی اقتصادی خانوار سال ۱۳۸۰ به بررسی چگونگی اثرپذیری احتمال اشتغال زنان متأهل نقاط شهری و روستایی از ویژگیهای فردی و خانوادگی پرداختهاند. نتایج مدل پروبیت نشان میدهد که در مقایسه بین نقاط شهری و روستایی، هر چند جهت ارتباط متغیرهای توضیحی با احتمال اشتغال زنان یکسان است اما شدت و شکل این ارتباط (خطی یا غیرخطی بودن آن) در اغلب موارد کاملاً متفاوت است. همچنین نتایج نشانگر آنست که افزایش درآمد سالانه همسر و درآمدهای متفرقه خانوار موجب کاهش احتمال اشتغال زنان متأهل و افزایش سن و سطح تحصیلات موجب افزایش احتمال آن میگردد.
عزیزی و همکاران (۱۳۸۸) در مطالعه ای اثرات استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در اقتصاد روستایی کشور را مورد بررسی قرار داده است. نتایج حاصله از بررسیهای انجام شده در این مطالعه نشان میدهد که با توجه به جوان بودن جمعیت روستایی، پذیرش استفاده از فناوری اطلاعاتی و ارتباطی در این مناطق وجود داشته و موانع فرهنگی و اجتماعی خاصی در این خصوص وجود ندارد. همچنین استفاده از این فناوری می تواند زمینه تقویت پیوند اقتصاد روستایی را با اقتصاد ملی فراهم نماید.
مطلق و بهروزنیا (۱۳۸۸) در مطالعه ای به بررسی تآثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر توسعه شهری پرداختهاند. روش این تحقیق اسنادی – پیمایشی است و ابزار گردآوری اطلاعات فیشبرداری و پرسشنامه میباشد. نمونه مورد مطالعه ۳۸۴ نفر از شهروندان شهر اراک هستند که با روش نمونه گیری احتمالی از نوع طبقه بندی متناسب با حجم و تصادفی ساده انتخاب شده اند. برای انجام آمار توصیفی از نرمافزار SPSS و جهت سنجش برازش مدل نظری تحقیق از نرمافزار لیزرل استفاده شده است. نتایج این پژوهش بر وجود یک الگوی خطی و مستقیم آماری بین تأثیر ICT و توسعه شهری حکایت دارد.
عمرانی و همکاران (۱۳۸۸) در مطالعهای به بررسی عوامل تعیینکننده فقر و همچنین تغییرات رفاهی خانوارهای روستایی شهرستان زابل طی دوره ۸۳-۱۳۷۶ پرداختهاند. در این تحقیق سن سرپرست خانوار، ترکیب سنی فرزندان خانوار و همچنین مجذور بعد خانوار از مهمترین عوامل تعیینکننده فقر در مناطق روستایی شهرستان زابل تشخیص داده شده است.
پور طاهری و همکاران (۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان تحلیل عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر فقر روستایی با تأکید بر فقر غذایی بخش خلجستان استان قم پرداختهاند. به این منظور فقر خانوارهای نمونه به وسیله شاخص مصرف کالری در نزد ۲۶۵ خانوار از ۱۷ روستا از طریق پرسشنامه ارزیابی و سنجش شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد عوامل اقتصادی در مقایسه با عوامل اجتماعی نقش بیشتری در شکل گیری فقر منطقه مورد مطالعه دارند.
فتحی و مطلق (۱۳۸۹) در مطالعه ای به بررسی نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات بر توسعه پایدار روستایی با روش اسنادی پرداختهاند که نتایج این پژوهش حاکی از آنست ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات بسیاری از نیازهای جامعه را برطرف نموده و حرکت آن به سوی توسعه پایدار را مهیا ساخته است. افزایش آگاهی و سطح مشارکت، بهبود بهداشت و سلامت، کاهش فقر و افزایش فرصت اقتصادی و سلامت محیط زیست را از جمله کارکردهایی است که به توسعه پایدار میانجامد.
محمدزاده و همکاران (۱۳۸۹) در مطالعه ای با بهره گرفتن از دادههای طرح هزینه و درآمد خانوارهای شهری کشور طی سالهای ۸۷-۱۳۷۳ و با بکارگیری سیستم مخارج خطی (LES) به برآورد خط فقر مبادرت نموده و شاخصهای اندازهگیری فقر را محاسبه نموده اند. در ادامه این مطالعه به بررسی عوامل تعیینکننده فقر در سطح خرد پرداخته شده و تأثیرپذیری احتمال وقوع فقر از خصوصیات و ویژگیهای خانوارها، با بهره گرفتن از مدل پروبیت در سال ۱۳۸۷ مورد بررسی قرار گرفته است.
افتخاری و همکاران (۱۳۹۰) در پژوهش خود با عنوان بررسی وضعیت فقر در مناطق روستایی استان کهگیلویه و بویر احمد با بهره گرفتن از پرسشنامه و خط فقر غذایی و با بهره گرفتن از روش انرژی دریافتی مواد غذایی به این نتیجه رسیدند که حدود ۳۲ درصد نمونههای این بررسی زیر خط فقر قرار دارند. نتایج تحقیق وی نشان داد که تفاوت معنیداری میان دو گروه تنگ دست و غیرتنگ دست در تعیین کننده های سن سرپرست، استفاده کنندگان از خدمات درمانی و تسهیلات، مالکان تراکتور، خانه، آب لوله کشی، گاز لوله کشی، حمام و آشپزخانه، نسبت افراد دارای درآمد و با سواد به اندازه خانوار، رفاه و سرمایه اجتماعی وجود دارد.
محمدزاده و همکاران (۱۳۹۱) در مطالعه ای به بررسی عوامل تعیینکننده شکاف فقر خانوارهای شهری و روستایی کشور پرداختهاند. در این راستا ابتدا خانوارهای فقیر شهری و روستایی بر اساس سیستم تقاضای مستقیم جمعپذیر ضمنی (AIDADS) شناسایی شده و با بهره گرفتن از الگوی هکمن دو مرحله ای عوامل تعیینکننده احتمال وقوع فقر و شکاف فقر مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد سن، میزان سطح تحصیلات و فعالیت اصلی سرپرست خانوار به همراه نرخ باسوادی خانوار و دارا بودن رایانه و خط اینترنت از مهمترین عوامل مؤثر بر احتمال وقوع فقر میباشند. همچنین جنسیت و میزان سطح تحصیلات سرپرست خانوار به همراه نرخ باسوادی خانوار، نسبت تعداد افراد شاغل در خانوار و نوع منبع درآمدی خانوار، عوامل تعیینکننده شکاف فقر در بین خانوارهای شهری و روستایی کشور میباشند.
فراهی و همکاران (۱۳۹۱) در مطالعه ای به بررسی اثرات گسترش فناوری اطلاعات در توسعه روستایی در مناطق روستایی استان خراسان پرداختهاند. در این مطالعه روش نمونه گیری خوشهای منظم است. و حجم نمونه نهایی انتخابی برابر با ۳۸۶ نفر میباشد. برای انجام تحقیق روش توصیفی پیمایشی استفاده شده است. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه و مشاهده مستقیم میباشند و برای تجزیه و تحلیل داده ها از هر دو روش توصیفی و استنباطی در نرمافزار آماری SPSS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد رابطه معنادار بین توسعه ICT و بهبود دانش عمومی و تخصصی و همچنین افزایش مهاجرت، بهبود خوداشتغالی و افزایش مهارتهای شغلی وجود دارد.
گریوانی و همکاران (۱۳۹۲) در مطالعه ای به بررسی ویژگیهایی از خانوارهای روستایی استان خراسان شمالی پرداختهاند. در این مطالعه از داده های ۶۷۹ خانوار از طرح هزینه و درآمد خانوار مرکز آمار سال۱۳۸۹ استفاده شده است. همچنین، برای بررسی تأثیر متغیرهای بار تکفل، جنس، سن، مخارج آموزشی و بهداشتی، و کشاورز و غیرکشاورز بودن خانوارها بر احتمال فقیر شدن آنها، از مدل توبیت استفاده شده است. نتایج مدل نشان میدهد که متغیرهای بار تکفل، سن و جنس سرپرست خانوار رابطه مستقیم و سایر متغیرها رابطه معکوس با احتمال فقیر شدن دارند.
همانطور که ملاحظه شد بر مبنای نتایج تحقیقات انجام شده در مطالعات خارجی شاخص های فناوری اطلاعات و ارتباطات، سرمایه انسانی (از قبیل میزان تحصیلات)، بعد خانوار، بار تکفل و سن سرپرست خانوار باعث کاهش احتمال وقوع فقر خانوارها می شود. در مطالعات داخلی نیز عواملی همچون وضعیت تأهل، شاخص های فناوری اطلاعات و ارتباطات، بعد خانوار، سرمایه انسانی( از قبیل نرخ باسوادی خانوار و میزان تحصیلات سرپرست خانوار) و سن سرپرست خانوار از عوامل تعیین کننده فقر میباشند.
بررسی مطالعات صورت گرفته نشان میدهد که در اکثر این مطالعات پس از برآورد خط فقر ، عوامل مؤثر بر فقر مورد بررسی قرار گرفته است ولی در این مطالعات احتمال وقوع فقر به تفکیک عوامل مؤثر مورد بررسی قرار نگرفته است و همچنین تاکنون در سطح کشور مطالعه ای در خصوص اثر شاخص های فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر کاهش احتمال وقوع فقر با بهره گرفتن از سیستم خط فقر نسبی در بین خانوارهای شهری و روستایی صورت نگرفته است. که این دو امر به عنوان نوآوری مطالعه میباشند. در این مطالعه نیز سعی شده است تا تأثیر متغیرهایی از قبیل شاخص های فناوری اطلاعات و ارتباطات (رایانه، اینترنت و تلفن همراه غیرشغلی)، سرمایه انسانی (باسواد شدن سرپرست خانوار و میزان تحصیلات سرپرست خانوار )، بعد خانوار، سن سرپرست خانوار، شاغل بودن سرپرست خانوار، همسردار بودن سرپرست خانوار و نسبت افراد دارای درآمد در خانوار بر کاهش احتمال وقوع فقر با بهره گرفتن از روش خط فقر نسبی و مدل پروبیت مورد بررسی قرار گیرد.
۲-۴-خلاصه و جمعبندی
در این فصل به تعریف مفاهیم فقر، اندازه گیری خط فقر، تعریف ICT ، رابطه فقر با ICT و شاخص های اندازه گیری فقر در قالب مبانی نظری پرداخته شد. همچنین به بررسی مطالعات خارجی و داخلی در حوزه عوامل مؤثر بر کاهش احتمال وقوع فقر شامل شاخص های فناوری اطلاعات و ارتباطات (رایانه، اینترنت و تلفن همراه غیرشغلی)، سرمایه انسانی (باسواد شدن سرپرست خانوار و میزان تحصیلات سرپرست خانوار)، بعد خانوار، سن سرپرست خانوار، شاغل بودن سرپرست خانوار، همسردار بودن سرپرست خانوار و نسبت افراد دارای درآمد در خانوار اقدام گردید.
فصل سوم
روششناسی تحقیق
فرم در حال بارگذاری ...