لوئیس و اسکیرا[۳۰] (۲۰۰۱) به منظور کنترل جمعیت خوشهخوار، از تلفیق حشرهکش و تکنیک اختلال در جفتگیری استفاده نمودند. هدف اصلی، کاهش جمعیت آفت به سطحی بود که در سال آینده تکنیک اختلال در جفتگیری به تنهایی بتواند آفت را مهار کند. نتایج نشان داد اگرچه تراکم آفت در مقایسه با سال گذشته بهطور چشمگیری کاهش یافت، اما کاهش تراکم در سطحی نبود که اختلال در جفتگیری به تنهایی بتواند برای کنترل نسل اول سال بعد مفید واقع گردد.
میلوناس[۳۱] و همکاران (۲۰۰۱) نیاز دمایی را برای پدیدار شدن حشرات کامل در نسلهای مختلف کرم خوشهخوار انگور در دو منطقهی شمال یونان ارزیابی نمودند. در این تحقیق آستانهی دمایی پایین آفت ۴۵/۶ درجهی سلسیوس در نظر گرفته شد. نیاز دمایی برای نسلهای اول، دوم و سوم در منطقهی اول به ترتیب ۳/۳۳۹، ۵/۵۷۱ و ۵/۸۹۹ روز- درجه و در منطقهی دوم ۶/۲۷۵، ۸/۸۳۳ و ۱۱۹۷ روز-درجهی سلسیوس تعیین شد.
دل تیو[۳۲]و همکاران (۲۰۰۱) رابطهی بین شکار تلههای فرمونی و مجموع گرمای مورد نیاز کرم خوشهخوار را در جنوب غربی اسپانیا مورد مطالعه قرار دادند. نتایج نشان داد که یک رابطهی خطی قابل قبول بین شکار تلههای فرمونی و مجموع گرمای مورد نیاز آفت وجود دارد.
لوئیس[۳۳] و همکاران (۲۰۰۲) با بهرهگیری از تکنیک اختلال در جفتگیری، اقدام به کنترل کرم خوشهخوار انگور در تاکستانهای آلمان نمودند. با توجه به نتایج بهدست آمده اقدام آنان رضایتبخش بود. آنها چنین بیان داشتند که با بهره گرفتن از فرمون و آفتکش میتوان تراکم جمعیت را به حدی کاهش داد که فرمون به تنهایی بتواند برای کنترل اقتصادی آفت بهکار گرفته شود.
تسیتسپس[۳۴] و همکاران (۲۰۰۳) جهت کنترل کرم خوشهخوار انگور سه تیمار (فرمون، آفتکش، فرمون و آفتکش) را مورد مطالعه قرار دادند. کارآمدی تیمار آفتکش بیشترین و تیمار فرمون کمترین بود.
پاوان[۳۵] و همکاران (۲۰۰۶) فنولوژی خوشهخوار انگور را طی دو سال پیدر پی در دو منطقهی متفاوت در شمال ایتالیا بررسی نمودند. پرواز شبپرهای نر نسل دوم و سوم به وسیلهی تلههای فرمونی ثبت و فنولوژی لاروهای نسل دوم با نمونهبرداری دورهای از خوشههای انگور مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد در منطقهای که نسل سوم بیشترین خسارت را میرساند دومین و سومین پرواز زودتر و فاصلهی بین دو پرواز حدود ۷ روز کوتاهتر از منطقهی دیگر بود. دلیل آن گرم بودن منطقه و رشد سریعتر لاروهای نسل دوم بیان گردید.
ابراهیم و الردوان[۳۶] (۲۰۰۶) تغییرات جمعیت کرم خوشهخوار را با بهره گرفتن از تلههای فرمونی در سوریه بررسی کردند. نتایج نشان داد که این آفت ۳ اوج پرواز متوالی دارد. نسل اول از نیمهی خرداد تا اواخر تیر و نسل دوم از اواخر تیر تا اواخر مرداد و نسل سوم از دهه دوم مرداد تا اوایل مهر مشاهده شد.
مجاهد[۳۷] (۲۰۰۷) تغییرات فصلی جمعیت کرم خوشهخوار را در فلسطین بررسی نمود. نتایج نشان داد که فعالیت این آفت از نیمهی فروردین تا اوایل آذر بوده و ۴ اوج پرواز در ماههای فروردین، اردیبهشت، شهریور و آبان ثبت گردید.
ال- زیود و الموسا[۳۸] (۲۰۰۷) تعداد نسل کرم خوشهخوار انگور را در اردن بررسی نموده و بیان داشتند که آفت ۴ نسل در سال دارد. ظهور شبپرهها از اوایل اسفند شروع و سپس جمعیت آنها افزایش یافته و نخستین اوج پرواز در نیمهی فروردین و اوجهای بعدی به ترتیب اوایل خرداد، اواخر تیر و اوایل مهر رخ داد.
کازاکو[۳۹] و همکاران (۲۰۰۸) برای جلب و کشتار کرم خوشهخوار در رومانی از ترکیب فرمون کرم خوشهخوار و آفتکش پیرتیروئید استفاده نمودند. این مواد به صورت یکنواخت روی شاخههای انگور پخش گردید. نتایج نشان داد که میزان خسارت ۲۵- ۳۳ درصد کاهش یافت.
آگر[۴۰] و همکاران (۲۰۰۸) یک مدل فرضی برای کنترل کرم خوشهخوار در شمال غربی پرتغال پیشنهاد نمودند. هدف از این مدل استفاده از روشهای ساده برای تخمین جمعیت آفت بود تا کشاورزان در آینده تصمیماتی را در ابتدای فصل اتخاذ و از تأثیر نسل سوم آفت پیشگیری نمایند. با بهره گرفتن از مشاهدات محلی و آستانهی تصمیم، این مدل میتواند در دیگر مناطق گسترش یابد.
گالاردو[۴۱]و همکاران (۲۰۰۸) فنولوژی کرم خوشهخوار انگور را در جنوب شرقی اسپانیا بررسی نمودند. این کار از طریق تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به ثبت شکار حشرات نر به وسیلهی تلههای فرمونی طی یک دورهی تحقیقاتی ۱۲ ساله صورت گرفت. اطلاعات و یافتههای به دست آمده اهمیت جزئی نسل اول را مورد تأیید قرار داد. نتیجهی جزئیات مربوط به دما و اطلاعات مربوط به شکار شبپرههای نر در دومین و سومین پرواز از نظر آماری یک رفتار و عملکرد خطی را نشان داد.
مارتین ورتادر[۴۲] و همکاران (۲۰۱۰) فنولوژی و تعداد نسل کرم خوشهخوار انگور را در جنوب غربی اسپانیا بررسی کردند. برخلاف تحقیقات و مشاهدات قبلی در این منطقه که وجود سه نسل را برای آفت گزارش کرده بودند، آنها نشان دادند که آفت دارای نسل چهارم میباشد اما این نسل ناقص بود. آنها سپس اطلاعات دمایی منطقه را در بازهی زمانی ۲۰ ساله (از ۱۹۸۶ تا ۲۰۰۶) بررسی نموده و فهمیدند که با گرم شدن جهانی هوا، به طور میانگین دما در جنوب غربی اسپانیا سالیانه ۹/۰ و در فصل بهار ۳ درجهی سلسیوس افزایش یافته است. پدیدار شدن نسل چهارم ناقص را در ارتباط با پدیدهی گرم شدن جهانی هوا توجیه کردند.
آکیول و اصلان[۴۳] (۲۰۱۰) تأثیر تکنیک اختلال در جفتگیری را علیه کرم خوشهخوار در جنوب شرقی ترکیه در دو سال پیاپی بررسی نمودند. نتایج این بررسی نشان داد که تکنیک اختلال در جفتگیری در صورتی میتواند در سطح وسیعی بهکار گرفته شود که میزان آلودگی توسط آفتکشها پایین آورده شود.
آموسالاس[۴۴] و همکاران (۲۰۱۱) زیستشناسی کرم خوشهخوار انگور را در برخی مناطق اسپانیا بررسی و بیان داشتند که در این مناطق ظهور نسل اول از اردیبهشت تا خرداد رخ میدهد. در این هنگام جوانههای گل انگور ظاهر میگردد. ظهور نسل دوم اوایل تیر تا اوایل مرداد رخ میدهد زمانی که خوشههای انگور شکل میگیرد و خسارت به حبههای سبز انگور وارد میگردد. بیشترین خسارت را نسل سوم دارد که از اوایل شهریور تا اوایل مهر ظاهر میگردد.
بن ناصر[۴۵] و همکاران (۲۰۱۱) دینامیسم جمعیت کرم خوشهخوار انگور را با بهره گرفتن از تلهی فرمونی و طعمهای در الجزایر مورد مطالعه و بیان داشتند که آفت در منطقه دارای ۴ نسل میباشد.
پوپا[۴۶] (۲۰۱۲) با بررسی زیستشناسی کرم خوشهخوار انگور در رومانی، تعداد نسل این آفت را سه نسل تعیین نمود. حشرات کامل نسل زمستانگذران از اوایل اردیبهشت تا اوایل خرداد ظاهر گردیدند. حشرات کامل نسل دوم نیمهی خرداد تا اوایل مرداد و حشرات کامل نسل سوم اوایل مرداد تا اوایل مهر ظاهر گردیدند.
آیسافی[۴۷] (۲۰۱۳) با کمک تلههای فرمونی زیستشناسی و کنترل کرم خوشهخوار را در تاکستانهای آلبانی بررسی نمود. این آفت در شرایط آلبانی ۳ نسل داشت و نخستین شبپرهها از نیمهی فروردین پدیدار شدند. نخستین اوج پرواز اوایل اردیبهشت، دومین و سومین اوج پرواز به ترتیب، اوایل تیر و اوایل مرداد رخ داد. اگرچه هزینه کنترل با این روش ۳/۱۸ درصد بیشتر از استفاده از آفت کشهای مرسوم بود اما چنانچه همهجانبه به قضیه نگاه شود و تأثیر منفی آفتکشها، ظهور آفات ثانویه، آسیبدیدگی حشرات مفید و باقیمانده سموم در محیط زیست در نظر گرفته شود، هزینه این روش کمتر میباشد.
فصل سوم
روش انجام تحقیق
۳- ۱- منطقه مورد بررسی در این پژوهش
۳- ۱- ۱- شهر بیضا
بنابر گزارش دفتر آمار و فناوری اطلاعات وزارت جهاد کشاورزی (۱۳۹۰) در میان مناطق انگور خیز کشور، استان فارس با ۷۵ هزار هکتار سطح زیر کشت، بیشترین سطح زیر کشت را در کشور به خود اختصاص داده است. همچنین بنابر آمارنامهی سال۱۳۹۰ جهادکشاورزی، سطح زیرکشت، تولید و میانگین عملکرد انگور در استان فارس به ترتیب ۷۶ هزار هکتار (۷۲ هزار هکتار بارور و ۴ هزار هکتار غیر بارور)، ۵۵۰ هزار تن و ۸ تن در هکتار میباشد. منطقهی بیضا با ۱۵۳۵ هکتار سطح زیر کشت اهمیت بالایی در تولید انگور استان دارد. از همین رو با توجه به اهمیت منطقهی بیضا در سطح زیر کشت و میزان تولید انگور استان فارس و خسارت کرم خوشهخوار انگور در این منطقه، این تحقیق در باغات شهر بیضا انجام شد.
بیضا با وسعتی معادل ۱۷۰۰ کیلومتر مربع در شمال غربی استان فارس و در ارتفاع ۱۹۰۰-۱۶۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد. این منطقه در مختصات جغرافیایی ۲۹ درجه و ۴۸ دقیقهی عرض شمالی و ۵۲ درجه و ۲۴ دقیقهی طول شرقی واقع شده و جزء مناطق سردسیر استان فارس بوده که توسط رشته کوههای زاگرس احاطه شده است.
۳- ۱- ۲- انتخاب ایستگاه
سه ایستگاه انتخاب و از آنها نمونهبرداری انجام شد. ایستگاههای انتخاب شده همگی در روستای پشتباغ قرار داشتند و فاصلهی آنها از یکدیگر حدود ۱ کیلومتر بود و اختلاف ارتفاع آنها از همدیگر کمتر از ۵۰ متر بود. مشخصات ایستگاههای انتخابی در جدول۳- ۱ آورده شده است.
جدول ۳- ۱- ارتفاع از سطح دریا، مختصات جغرافیایی باغات مورد تحقیق | |||
مختصات جغرافیایی | ارتفاع از سطح دریا | ایستگاه | |
۴۱ ۰۱ ۳۰ = N | ۰۵ ۲۱ ۵۲ = E | ۱۶۷۰ | ۱ |
۳۹ ۰۱ ۳۰ = N | ۴۵ ۲۰ ۵۲ = E | ۱۶۹۰ | ۲ |
فرم در حال بارگذاری ...