شکل ۴‑۳: نتایج شبیهسازی رفتار ماسه پرتوی در حالت زهکشی شده برای ◦۰= α (a) اجزای تنش- کرنش انحرافی (b) تنش انحرافی- کرنش اصلی ماکزیمم © کرنش حجمی-کرنش انحرافی (d) عدم هممحوری جهت تنش و نمو کرنش
شکل ۴‑۴: تغییرات (a) مسیر تنش و (b) کرنش برشی پلاستیک بر روی صفحات فعال در حالت زهکشی شده برای◦۰=α
تمامی رفتار خاک را در بارگذاریهای مختلف میتوان با بررسی کرنش برشی پلاستیک و همچنین تنشهای صفحات مختلف توضیح داد. توجه شود در این شکلها تنش بیانگر تنش عمود بر صفحه و تنش برشی روی صفحه است. هنگامی که بر روی صفحه افزایش یابد کرنش عمودی بر روی صفحه افزایش مییابد و بالعکس. هنگامی که افزایش یابد کرنش برشی بر روی صفحه افزایش مییابد. طبق روابط نظریه چند صفحهای سختشدگی تنها با کرنش برشی پلاستیک ارتباط دارد. بنابراین افزایش کرنش برشی پلاستیک موجب افزایش سطح تسلیم می شود و در صفحاتی که تنش برشی افزایش نمییابد، سطح تسلیم عوض نمی شود. توجه به این نکته نیز لازمست که این آزمایشات به صورت کنترل تنش میباشند بنابراین تنش اعمالی به صفحه منتقل می شود و سپس کرنشها استخراج میگردند.
در زاویه بارگذاری º۰ تنها صفحات ۱ تا ۱۰ فعال بوده و سایر صفحات غیر فعالند. به این معنی که تنها بر روی این صفحات تنش برشی و یا قائم تغییر می کنند و در سایر صفحات هیچ تغییر تنشی مشاهده نمی شود. در º۰ بر روی صفحات ۱ تا ۴، تنش قائم ثابت مانده و تنش برشی افزایش مییابند در نتیجه مسیر تنش این صفحات به صورت خطی قائم افزایش مییابند. همچنین در این صفحات تنها تنش برشی پلاستیک افزایش مییابد. در صفحات ۵ و ۶ و ۱۳ تنها تنش قائم کاهش مییابد و هیچ افزایش و یا کاهشی در تنش برشی مشاهده نمیگردد بنابر این این صفحات تنها دارای تغییرشکلهای قائم به خود هستند و چون تنش برشی کوچکتر از مقدار تنش تسلیم اولیه است این صفحات تنها دارای رفتار الاستیک میباشند. در صفحات ۷،۸،۹ و ۱۰ تنش برشی و قائم با هم افزایش مییابد. بنابراین در این صفحات کرنش برشی و قائم پلاستیک افزایش مییابند. با توجه به اینکه زاویه بارگذاری ثابت است نسبت تنش برشی به تنش قائم در یک زاویه خاص تنها به کسینوسهای هادی صفحات وابسته است.
مشاهده می شود که رشد تنش بر روی صفحات ۱ تا ۴ مشابهت دارد. با رسیدن به پوش گسیختگی، با توجه به اینکه شکست با حداقل شدن تراز انرژی همراه است، صفحه ای دچار شکست می شود که با شکست آن انرژی نمونه حداقل گردد. همچنین این امکان وجود دارد که گسیختگی در این حالت به صورت مکانیزم پیچیدهتری رخ دهد، به صورتی که با شکست چند صفحه به طور همزمان تراز انرژی حداقل گردد.
همانطور که در شکل ۴‑۳ مشاهده میگردد در این شبیهسازی که مشابه آزمایش سه محوری فشاری استاندارد است، رفتار کاملاً هممحور است. بر طبق تعریف، نمو کرنش اصلی به صورت زیر محاسبه میگردد:
۴‑۱ |
همچنین میدانیم که:
۴‑۲ |
با بهره گرفتن از رابطه بالا در رابطه ۵-۱ داریم:
۴‑۳ |
این رابطه را میتوان به صورت زیر بازنویسی کرد:
۴‑۴ |
فرایند مدیریت استراتژیک: فرایند مدیریت استراتژیک عبارت است از، تحلیل وضعیت موجود، تدوین استراتژی، اجرای استراتژی و ارزیابی استراتژیها (فرهودی،۱۳۸۳).
بیانیه ماموریت[۱۰]:عبارتی است که بدان وسیله مقصود یک سازمان از مقصود سازمان مشابه متمایز میشوداعرابی،۱۳۸۵).
انتخاب استراتژیک[۱۱]:عبارت است از، ارزیابی استراتژی های مختلف وانتخاب بهترین آنها.(اعرابی، ۱۳۸۵).
صنایع دستی:صنایع دستی چه در بیان عادی و چه در اصطلاح فنی مفاهیم متعددی دارد ؛ به این معنا که گاه حاکی از نحوه ساخت کالاست مانند(( دست ساز )) و گاه بازگو کننده ویژگی هر محصول است مانند محصول دستی؛ هنری و غیره.
صنایع دستی در لغت نامه دهخدا اینگونه تعریف شده: عبارت است از آنچه که با دست ساخته می شود از قالی ؛ پارچه و ساخته های فلزی و غیره ( دهخدا ، ۱۳۶۸ )
گردشگری:فعالیت هایی است که فرد در مسافرت و در مکانی خارج از محیط عادی خود انجام می دهد.این مسافرت بیش از یک سال طول نمی کشد وهدف تفریح ،تجارت یا فعالیت های دیگری است(معصومی راد،۱۳۸۰،ص۷).
درآمد:تولیدکنندگان برای تولید محصولات خود اعم از کالاها و خدمات مختلف بناچار باید مقداری پول هزینه کنند. آنها باید محلی را به عنوان کارگاه ؛ مغازه یا دفتر کار خریداری یا اجاره کنند ماشین آلات و لوازم مورد نیاز دیگر و نیز مقداری مواد اولیه را بخرند و تعدادی کارگر و کارمند را نیز به استخدام خود درآورند.مبالغی را که تولید کنندگان در مقابل با فروش محصولات خود مقداری پول بدست می آورند که آن را ((درآمد )) می نامیم . اگر میزان درآمد از هزینه بیشتر باشد،می گوییم تولیدکننده از فعالیت خود سود برده است. بدیهی است میزان سود برابر با تفاوت درآمد و هزینه است.( فنایی ،۱۳۸۰)
روستا:روستا عبارت است از کوچکترین واحد جغرافیایی با حدود ثبتی یا عرفی و برخوردار از ویژگی های همگن محیطی ؛ اجتماعی ؛فرهنگی و اقتصادی که اغلب ساکنان آن به فعالیت های مبتنی به بهره کشی از زمین اشتغال دارند.
ماسوله:ماسوله یکی از مناطق شهری شهرستان فومن می باشد در استان گیلان که در جنوب غربی فومن قرار دارد.
۱-۱۰- محدودیت ها و موانع تحقیق
انجام تحقیقات در کشور ما همواره با مشکلات متعددی مواجه است . فقدان اطلاعات و آمار کافی از بزرگترین این مشکلات است .حتی سازمانهای زیربط که به این امر مشغول بودند از اطلاعات کافی و جامعی برخوردار نبودند و چه بسا اطلاعاتی را که داشتند با ارائه مجوز رسمی هم ارائه نمی دادند . عدم اطلاع دقیق از وجود انواع صنایع دستی در روستای ماسوله و همچنین تعداد شاغلین و دست اندرکاران این صنعت. وهمچنین به موارد زیر نیز می توان اشاره نمود:
۱-محدودیت ذاتی پرسش نامه،از آنجایی که پرسش نامه ادراک افراد از واقعیت را می رساند،این احتمال را نباید نادیده گرفت که این ادراک کاملإ با واقعیت تطبیق پیدا نکند.
۲-کمبود امکان دسترسی مطلوب وکامل به اطلاعات و منابع مورد نیاز در این پژوهش.
۳-تعمیم پذیری این تحقیق صرفاً جنبه مطالعه موردی دارد.بنابراین،میزان قابلیت کاربرد یافته های تحقیق انجام شده درمناطق و مکان های دیگر محل تردید است.
جمع بندی فصل اول:
به صورت مختصر در مورد صنایع دستی و صنایع دستی ماسوله و تحقیقات همسو و مسایل پیشرو با گردشگری و صنایع دستی ماسوله پرداخته شد .به بیان مساله و اهمیت و ضرورت تحقیق پرداخته شد.اهداف تحقیق وسوالات تحقیق ،قلمرو مکانی ،جامعه آماری ،روش گردآوری اطلاعات به صورت مختصر بیان شد.
فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
۲-۱- مقدمه
یکی از راه های درمان بیماری اقتصاد ایران، تنوع بخشیدن به منابع کسب درآمد ارزی است و با توجه به جمیع شرایط جغرافیایی ، طبیعی ، مادی ، فرهنگی و تاریخی و… ایران زمین ، جلب جهانگرد خارجی ، یکی از راه ها و شاید مهم ترین راه وصول به این مهم است ( محلاتی،۱۳۷۷ ) . امروزه جهت رهایی اقتصاد ایران از اتکای به نفت ، بکارگیری و استفاده از منابع متنوع موجود در سطح کشور را ضروری ساخته است. محصولات صنایع دستی و گردشگری از نمونه های بارز و منابع سرشاری از درآمد به حساب می آیند. شناسایی و معرفی جاذبه های طبیعی ، آثار تاریخی ویادما ن های باستانی و فرهنگی ایران از اقدامات موثری است که می تواند در توسعه گردشگری و کسب درآمد بیشتر مفید و موثر باشد (مشکینی وهمکاران،۱۳۹۰ ). وماسوله می تواند به عنوان بخشی از پیکره پرجاذبه ایران به منطقه مهم ایران گردی و جهانگردی تبدیل شود .
در فصل دوم ابتدا به برنامه ریزی استراتژیک ، فرایند برنامه ریزی استراتژیک،انواع مدل های برنامه ریزی، مبتکرین و سازندگان آن،مزایا و معایب هر یک ،تدوین ارکان جهت ساز ( ماموریت، چشم انداز، ارزش ها ) ، شناخت و تحلیل محیط داخلی/خارجی ، تدوین و طراحی استراتژی ، مدل تحلیل SWOT که منجر به استخراج استراتژی های SO،ST،WO،WT میشود بیان میگردد.
در ادامه فصل دوم به تعریف صنایع دستی،تاریخچه آن،تحلیل صنایع دستی ایران، گیلان وماسوله و حجم مبادلات سالانه آن وبررسی افراد شاغل به صنایع دستی در ماسوله میپردازیم ودر نهایت و سرانجام به تاریخچه پژوهش های صورت گرفته در داخل و خارج پرداخته می شود .
یکی از نیازمندیهای سازمانهای امروزی، لزوم داشتن یک برنامه ریزی استراتژیک است تا با توفیق در آن تغییر اساسی در نحوه اجرای امور روزمره سازمان ایجاد شود.بنابراین لازم است تا هر سازمان وموسسهای با بکارگیری مدل برنامه ریزی SWOT فرصتها و تهدیدات محیطی خود را شناخته و به خوبی تحصیل کند، سپس نقاط قوت وتوانمندیها و نقاط ضعف خود را شناخته، سعی کند از طریق نقاط قوت و توانمندیها، زمینه استفاده از فرصتها را فراهم کند وآمادگی برخورد با تهدیدهای محیطی را بدست آورد، از سوی دیگر نقاط ضعف خود را به حداقل برساند. با افزایش رقابت در عرصه تولید و خدمات، سازمانها به شاخصها و الگوهایی برای بررسی عملکرد خود نیاز پیدا خواهند کرد. ضعف معیارهای اندازه گیری سنتی و تغییر محیط رقابتی، نیاز به طراحی مجدد سیستمهای اندازه گیری عملکرد در سازمانها را مطرح کرده است.(والمحمدی و فیروزه، ۱۳۸۸).
۲-۲- استراتژی سازمانی
۲-۲ -۱- ماهیّت و ارزش مدیریت استراتژیک
پیچیدگی و ظرافت تصمیم گیری در کسب و کار ، مدیریّت استراتژیک را ضروری میسازد. مدیریّت فعالیّتهای متنوّع و چند بعدی درونی، تنها بخشی از مسئوولیّتهای مدرن مدیران است. محیط بلافصل برونی[۱۲]مؤسّسه مجموعه بعدی عوامل چالشانگیز را فرا می آورد. این محیط ، رقبا را هر وقت که سود امکان پذیر به نظر آید، تأمین کنندگان منابعی که روز به روز کمیابتر میشوند،سازمانهای دولتی که بر تبعیّت از مقرراتی فزاینده نظارت می کنند و مشتریانی که خواسته های غالباً نامعقولشان باید پیش بینی شود را در بر میگیرد. محیط بیرونی دور[۱۳] نیز بر جو عمومی، ولی با نفوذی، که مؤسّسه در آن دارد تأثیر می گذارد.این محیط شرایط اقتصادی،تغییرات اجتماعی،رجحانهای سیاسی و پیشرفتهای فنّی را در بر میگیرد که همه را باید پیش بینی، نظارت و ارزیابی کرد و در تصمیم گیری سطح بالا دخالت داد. با این وجود این تأثیرها غالباً پایینتر از چهارمین عامل عمده در تصمیم گیری مدیریّت عالی قرار میگیرند، که عبارت است از ، هدفهای متعدد و غالباً ناپایدار صاحبان منافع مؤسّسه، سهامداران، مدیران عالی، کارکنان، اجتماعات، مشتریان و کشور.
به منظور برخورد اثر بخش با همه عواملی که بر توانایی شرکت در رشد سود آور آن تأثیر دارند، مدیران فرایندهای مدیریّت استراتژیک را به گونه ای طرّاحی می کنند که به نظرشان وضعیّت بهینه مؤسّسه را در محیطهای رقابتیاش تسهیل مینماید. چنین استقراری به این لحاظ امکان پذیر است که فرایندهای استراتژیک برآورد دقیقتری از تغییرات محیطی فراهم می کنند و برای واکنش نسبت به فشارهای داخلی یا رقابتی آمادگی بیشتری پدید میآورند. (پیرس ،رابینسون،۱۳۸۳: ۱۷)
۲-۳- مدیریت استراتژیک: فرایندی است که سازمانها میتوانند با شناخت متقابل خود ومحیط پیرامون خود ، استراتژی های خود را تنظیم، اجرا و نظارت کنند ( Asemipour,1993 ) که می تواند به عنوان مجموعه ای از تصمیمات و اقدامات اتخاذ شده به وسیله مدیریت کسب و کار در مشاوره با همه سطوح سازمان به منظور تعیین فعالیتهای بلند مدت سازمان فهمیده شود (Houben et all,1999 )، برای رسیدن به نقطه تعادل، کلیه متغیرهای درون سازمانی از جمله نقش، مأموریت، اهداف و استراتژی های جاری سازمان و منابع موجود، نقاط قوت وضعف ، فرصتها و امکانات قابل کنترل داخلی را در ارتباط با متغیرهای محیط خارجی به ویژه تهدیدها و فرصتهای محیطی، که به نحوی در تنظیم استراتژی جدید سازمان مؤثر هستند، مورد بررسی قرار داده و از طریق بازنگری در اهداف، تخصیص منابع و تعیین اولویتها ، تعامل لازم را بین متغیرهای داخلی و خارجی برقرار مینماید (Ahanchi,1996- Haghighi,1995 ).
مدیریت استراتژیک از چهار عنصر مهم و اساسی تشکیل شده است (Rao and Krishna,2003 ) : الف- تحلیل استراتژیک ب- انتخاب استراتژیک ج- اجرای استراتژیک د- ارزیابی استراتژی. تحلیل استراتژیک اولین مؤلفه مدیریت استراتژیک است. در تحلیل استراتژیک، یک مجموعه فعالیتهای منطقی ملاحظه میگردد که مشتمل بر شناخت فرصتها و احتمال خطر در مورد راه حلهای موجود است (Quinn,1998 ). برای تحلیل استراتژیک، بایستی ابتدا تحلیلی کاملی از محیط درونی و بیرونی سازمان انجام شود (Krijnen,1992 ). این تحلیل می تواند به صورت فردی یا گروهی توسط یک تیم استراتژیک سازمانی انجام گیرد (Johnson,1989 ). تحلیل استراتژیک، یک اساس خوب برای تنظیم و انتخاب استراتژی فراهم می کند (Huang2006 Chang and) . تنظیم استراتژی، فرایندی برای توسعه طرحهای بلند مدت به منظور واکنش اثر بخش به تهدیدها و فرصتهای محیطی در پرتو قوتها و ضعفهای سازمان است (Houben,1999 ). انتخاب استراتژی در ارتباط با تنظیم یک سلسله اقدامات مناسب و شایسته، ارزیابی و انتخاب از میان آنها است .
رویکردها وتکنیکهای بسیاری را میتوان بر ای تحلیل محیط درونی و بیرونی سازمان و موارد استراتژیک و در نتیجه تدوین استراتژی به کار برد (Dincer,2004 ). در میان آنها ، ماتریس SWOT ، که قوتها، ضعفهای سازمان،فرصتها و تهدیدهای محیطی آن را ارزیابی می کند، متداولترین ومشهورترین است (Westbrook,1997 ).آن یک ابزار حامی مدیریت برای تصمیم گیری است و عموماً برای تحلیل نظام مند متغیرهای درونی – بیرونی سازمان به منظور رسیدن به رویکردی نظام مند به کار برده می شود (Stewart et al,2002 Kotler,1998 ؛ Wheelen and Hunger,1995 ). و همچنین این امکان رابه محققین میدهد که عوامل را به عنوان عوامل درونی ( قوتها و ضعفها ) و عوامل بیرونی( تهدیدها و فرصتها ) در رابطه با یک تصمیم مشخص طبقه بندی کنند و آنها ر اقادر میسازد تا به مقایسه فرصتها و تهدیدها با قوتها وضعها بپردازند و فرایند مدیریت استراتژیک را ارزیابی کند. از این رو برخی مولفان ؛ SWOT را تکنیکهای مختلف ترکیب نموده و بدین می سازد اما نتیجه تحلیل SWOT اغلب فقط یک فهرست یا بررسی کیفی ناقص عوامل درونی – بیرونی است (Kangas et al,2003 ) .
راههای گوناگونی برای تحقق رشد وجود دارد. بعضی از سازمانها سعی می کنند در درون خود از طریق مرکزیت[۱۴] رشد کنند( یعنی با بهره گرفتن از نقاط قوت فعلی با روشهای جدید و کارآمد، بدون ریسک زیاد در تغییر جهت). این امر می تواند از طریق بازار، توسعه محصول، و نوآوری تحقق یابد سایر سازمانها رشد را از طریق گوناگون سازی [۱۵]دنبال می کنند(خرید، کسب و کار جدید در رشته های مربوط یا غیر مربوط، یا سرمایه گذاری در زمینه های جدید). باوجود اینکه گوناگون سازی امکان رشد یک کسب و کار را فراهم میسازد، همچنین می تواند پیچیدگی عملیات را در زمینه های کسب و کار جدید یا ناآشنا سبب شود. استراتژی های معمول گوناگون سازی، عبارتنداز ادغام افقی، ادغام عمودی، دگرگون سازی از طریق تجمع ناهمگون[۱۶]، و سرمایه گذاری مشترک.
۲-۴- مفاهیم اساسی در مدیریت استراتژیک
موضوع استراتژی به لحاظ گستردگی و کاربرد آن در حوزه های مختلف علمی، مورد توجّه و استقبال اندیشمندان قرار گرفته است. بدین لحاظ مفاهیم استراتژی، هم از نظر زمان آینده به عنوان خط مشی یا برنامه مورد نظر برای آینده[۱۷] که در صورت تحقق یافتن، استراتژی حساب شده[۱۸]، نامیده می شود و هم از منظر زمان گذشته به عنوان یک الگوی تحقق یافته[۱۹]به انواع دیگری از استراتژی از جمله استراتژی تکوینی یا نوخواسته [۲۰] که از طریق اقدامات تاریخی شکل می گیرد می پردازد و در قالب ده مکتب میتوان آن را تقسیم بندی و تعریف نمود.
این مکاتب دهگانه به سه دسته تقسیم میشوند که عبارتند از :مکاتب تجویزی[۲۱]،مکاتب توصیفی [۲۲]ومکاتب ترکیبی[۲۳]. مکاتبی که ماهیّت تجویزی دارند به این نکته می پردازند که “استراتژی ها چگونه باید تشکیل شوند."، مکاتب توصیفی چگونگی شکل گیری استراتژیها و نحوه عمل کردن آنها را برّرسی می کنند و مکاتب ترکیبی که مفهوم تغییردرسازمان رادر بر دارند ترکیبی از مکاتب دیگر هستند.این مکاتب همراه با صفت منحصر به فردی که ظاهراً بهترین وصف برای استنباط دیدگاه هر یک از آنها درباره فرایند استراتژی است به شرح زیر میباشند.
۱-مکتب طرّاحی:[۲۴]تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند مفهومی[۲۵]
۲-مکتب برنامه ریزی:[۲۶]تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند رسمی[۲۷]
۳-مکتب موقعیّت یابی:[۲۸]تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند تحلیلی[۲۹]
۴-مکتب کار آفرینی:[۳۰] تدوین استراتژی به عنوان یک فرآیندتحلیلی و بینشی[۳۱]
۵-مکتب شناختی:[۳۲] تدوین استراتژی به عنوان یک فرآیندذهنی و فکری[۳۳]
۶-مکتب یاد گیری:[۳۴] تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند نوظهور[۳۵]
۷-مکتب قدرت:[۳۶] تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند مذاکره[۳۷]
۸-مکتب فرهنگی:[۳۸] تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند جمعی[۳۹]
۹-مکتب محیطی :[۴۰] تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند واکنشی[۴۱]
۱۰-مکتب ترکیب بندی:[۴۲] تدوین استراتژی به عنوان یک فرآیندتحول و دگرگونی[۴۳]
این ده مکتب به سه دسته تقسیم میشوند. سه مکتب اوّل ماهیتاً تجویزی هستند( یعنی با این موضوع که چگونه استراتژیها باید تدوین شوند، بیشتر ارتباط دارند تا با این موضوع که چگونه ضرورتاً شکل میگیرند.) نخستین مکتب از این سه، در دهه ۱۹۶۰ یک چارچوب اساسی را ارائه داد که دو مکتب دیگر بر آن استوار شدند. این مکتب بر تشکیل استراتژی به عنوان یک فرایند طرّاحی غیر رسمی که دارای ماهیّت مفهومی است تأکید دارد. دوّمین مکتب به موازات مکتب اوّل در دهه ۱۹۶۰ ظهور یافت.در دهه ۱۹۸۰، مکتب سوّم تا اندازه ای این مکتب را پس زد. مکتب سوّم با فرایند تشکیل استراتژی ارتباط کمتری دارد تا با محتوای واقعی استراتژیها این مکتب به مکتب موقعیّتیابی موسوّم است، زیرا بر انتخاب موقعیّتهای استراتژیک در بازار اقتصادی تأکید دارد.شش مکتب بعدی جنبه های خاص فرایند تشکیل استراتژی را در نظر میگیرند و با تجویز رفتار استراتژیک ایدهآل کمتر ارتباط دارند تا با تشریح چگونگی ساخته شدن استراتژیها.آخرین گروه مکاتب تنها شامل یک مکتب است؛ هر چند که میتوان استدلال کرد که این مکتب عملاً مکاتب دیگر را ادغام می کند. ما آن را مکتب ترکیب بندی مینامیم کسانی که در این مکتب هستند هنگام تلاش برای انسجام یافتن، عناصر مختلف قبل استراتژی( یعنی فرایند استراتژی، محتوای استراتژیها، ساختار سازمانی و بافتهای آنها) را به مراحل یا بخشهای متمایزی مثل رشد کارآفرینانه یا تکامل یا پایدار طبقه بندی می کنند که بعضاً می تواند برای توضیح چرخه سازمان نیز به کار رود. امّا اگر سازمانها حالات ثابتی پیدا کنند، استراتژی سازی باید جهش از یک حالت به حالتی دیگر را توجیه نماید. جنبه دیگر این مکتب، فرایند تشکیل استراتژی را به عنوان یک فرایند تحول و دگرگونی شرح میدهد که بخش عظیمی از مبانی و رویههای تجویزی « تغییر استراتژیک» را ادغام می کند.(مینتزبرگ، ۱۳۸۴: ۱۱)
۲-۵- ابعاد تصمیمات استراتژیک
کدام یک از تصمیمات کسب و کار مؤسّسه، استراتژیک است و لذا سزاوار توجّه مدیریّت استراتژیک؟ مسایل استراتژیک، معمولاً، شش بعد قابل تشخیص دارند:
۱- مسائل استراتژیک به تصمیمات مدیریّت عالی نیاز دارند.تصمیمات استراتژیک در آن واحد با چند بخش از عملیّات مؤسّسه سروکار دارند. بنابراین، دخالت مدیریّت عالی در تصمیم گیری ضروری است.
کاهش زمان پاسخ و دریافت جواب نهایی یک برنامه.
انجام یک برنامه که اجرای آن از تواناییهای یک معماری (ترتیبی یا موازی) خارج است.
محاسبات توزیعشده سنگین از سادهترین کارهای اجراشده بر روی گرید است.
۲-۴ محاسبات گرید و نیاز به زمانبندی
گرید محاسباتی راهکاری برای گریز از پرداخت هزینهی گزاف جهت استفاده از ابرکامپیوترها و بهکارگیری توان محاسباتی شبکهی گستردهای از کامپیوترها میباشد. گرید محاسباتی با بهره گرفتن از قدرت پردازش کامپیوترهای موجود در شبکه خود و همچنین از طریق اشتراکگذاری منابع، سعی در بهینهسازی مسائل پیچیده و زمانبر دارد[۱]. نحوهی توزیع کردن زیر وظایف در بین منابع و زمانبندی کردن آنها برای استفاده از حداکثر منابع موجود در محیط محاسبات گرید بسیار مهم است. شکستن وظایف و توزیع آنها بین منابع، بر عهدهی سیستم مدیریت منابع(Resource Management System) است. این سیستم وظایف را از کاربر گرفته و آنها را به زیر وظیفههایی تقسیم میکند و سپس این زیر وظایف را با توجه به مشخصات و خصوصیات منابع، بین آنها توزیع میکند[۲,۳,۴,۵,۶,۷]. ازجملهی این وظایف میتوان به برنامههای توزیعی اشاره کرد که برای اجرا در قالب یک وظیفه و توسط کاربر به سیستم مدیریت منابع ارجاع میشوند. انتساب وظایف به منابع در بازههای زمانی مشخص را زمانبندی وظایف مینامند. الگوریتمهای زمانبندی، وظیفهی توزیع زیر وظایف بین منابع محاسبات گرید را بر عهدهدارند. این نوع از زمانبندی مسلماً سطح کیفیت سرویس[۱۴] را در نظر میگیرد تا انجام شود و سعی بر این دارد که در حین زمانبندی، زیر وظایف به نحوی در بین منابع پخش شوند که حداکثر Qos حاصل گردد [۸,۹,۱۰]. تعداد پارامترهای دخیل در Qos بسیار زیاد میباشند که از آن جمله میتوان به قابلیت اطمینان، دسترسپذیری، توان عملیاتی، امنیت، امکان استفاده و کارایی اشاره کرد[۸].
الگوریتمهای زیادی در رابطه با نحوهی زمانبندی وظایف در سیستمهای توزیعی و نیز محیط گرید ارائهشدهاند[۱۱,۱۲,۱۳,۱۴,۱۵,۱۶,۱۷,۱۸]. هدف این الگوریتمها، بهینهسازی عاملی از Qos و مغایرت معیارهای کیفی میباشد که این الگوریتمها، سعی دارند آنها را بهینهسازی کنند. بهعنوانمثال حداقل زمان اجرایی از دید یک سرویسدهنده توزیع بار بهصورت متعادل در بین منابع وازدید یک سرویسگیرندهی گرید محاسباتی، وظیفهی یک محمولهی ایده آل میباشد. مشکلی که وجود دارد، توزیع نمودن متعادل بار بین منابع و زیر وظایف با در نظر گرفتن بهرهوری منابع است [۱۱,۱۳,۱۵,۱۷]. بحث افزونگی در اختصاص دادن منابع به وظایف با به حداقل رساندن هزینهی اجرای وظایف در تضاد است و این لزوم افزایش قابلیت اطمینان در شبکه میباشد.
در این مقاله، سعی بر این شده است که الگوریتمی کارآمد، برای توزیع نمودن زیر وظیفهها در محیط گرید که هدف کاهش زمان اجرای وظایف و همچنین توزیع نمودن متوازن بارکاری در بین منابع و با بهره گرفتن از شبکههای صف ارائهشده است.
۲-۵ کارهای مرتبط
معمولاً زمانبندها سعی میکنند پارامترهای کیفیت سرویس را افزایش دهند. در مکانهای مختلف جغرافیایی منابع گرید، توسط سازمانهای مختلفی که زیر نظر سیاستهای مختلفی اداره میشود، قرار دارد. جهت افزایش کارایی گرید ما به یک زمانبندی کارآمد احتیاج داریم. پویایی کارایی منابع ناشی از ناهمگونی خودمختاری و اشتراکی بودن منابع گرید است. هدف مسئله زمانبندی گرید، انتصاب بهینه کارها به منابع است.
X.He و همکاران او با بهره گرفتن از تغییر در الگوریتم Min-Min (الگوریتمی در مورد زمانبندی وظایف در گرید)، روش جدیدی را ارائه دادهاند که این روش پیشنهادی علاوه بر مزایای الگوریتم Min-Min دارای Qos بهینهای در رابطه با تخصیص پهنای باند میباشد. الگوریتم مذکور با قائل شدن تفاوت برای وظایفی که نیاز به پهنای باند زیادتری هستند نسبت به وظایفی که پهنای باند در آنها مهم نیست، توانست یک الگوریتم سیستمگرا را باهدف افزایش توان عملیاتی سیستم گرید ارائه دهد. ما در این بحث در مورد سیستمهای توزیعی و تخت شبکه صحبت میکنیم و صرفاً خاص محیط گرید نمیباشد.A. Afzal و همکاران او، با کمک گرفتن از تئوری صف، الگوریتمی در جهت کاهش هزینهی اجرای برنامهها در محیط گرید ارائه دادهاند. این الگوریتم سیستمگرا است که به موارد، عاملهای کارایی و بهرهوری، پارامتر هزینه (که در محیطهای گرید تجاری مطرح است)، پرداخته است.
شکل ۲-۲- فرایند فیلتر کردن منبع [۱۰]
A: یک الگوریتم برای تولید فرایند و تخصیص منبع به آن
۱-فرآیندها را تولید میکند.
۲- RP فرایند را با توجه به فرمول محاسبه میکند.
۳- یک لیست از فراهمکنندگان منبع را که با بهره گرفتن از الگوریتم UM1 انتخابشدهاند را آماده میکند.
۴- فراهمکننده منبعی را انتخاب میکند که شرایط زیر را داشته باشد:
فراهمکنندگان منبع منابع درخواستی قابلدسترسی را داشته باشند.
فراهمکننده منبع بالاترین RP را داشته باشد.
فراهمکننده منبع بالاترین فاکتور قابلیت اطمینان را داشته باشد.
فراهم کنند منبع میان فراهمکنندگان انتخابشده فعالترین باشد.
جستجوی بین فراهمکنندگان تا زمان پیدا کردن فراهمکنندهای که همه شرایط بالا را داشته باشد ادامه دارد.
۵- فرایند به فراهمکننده منبع انتخابشده اختصاص مییابد.
پایان الگوریتم:
B: الگوریتم برای اجرای فرایند روی منبع و بهروزرسانی RP ها.
۱- برای تمام فراهمکنندگان منبع و برای یک فراهمکننده منبع، مرحله ۲-۵ تکرار میشود تا جایی که تمام منابع اختصاصیافته اجرا شوند.
۲- یک فرایند از فرآیندها را واکشی میکند و بهصف منبع وارد میکند.
۳- RP های تخصیص دادهشده به فرآیندها توسط مصرفکنندگان بازبینی میشود. مقدار RP با یک مقدار منفی در صورت عدم تطابق و با یک مقدار مثبت اگر اطلاعات خوب باشد بهروزرسانی میشود.
۴- اجرای فرایند آغاز میشود.
۵- اگر اجرا نیازمندیهای زیرساخت، مهلت زمانی و درخواستهای کیفیتی سرویس را برآورده کند، بعداً RP های فرایند به RP موجود فراهمکننده منبع اضافه میشود، در غیر این صورت RP فراهمکنندگان منبع کم میشود. از نتایج شبیهسازی نتیجه میگیریم که این استراتژی خطاهای ممکن را کاهش میدهد. در آزمایشها از سیاست مدیریت مطمئن استفاده میکنیم، خطاها به میزان ۱۳% خطاهای کلی در مقایسه باسیاستهای بدون مدیریت مطمئن کاهش مییابد. نتایج نشان میدهد که متد پیشنهادشده بهطور قابلتوجهی، تعداد شکستها را در مقایسه با یک الگوریتم زمانبندی توزیعشدهای که بدون قابلیت اطمینان و سیاست مدیریت مطمئن اجرا میشود کاهش میدهد.
شکل ۲-۳ نتایج سیاست مدیریت درست زمانبندی [۷]
۲-۶ گردشکاری
یک گردش کاری، اتوماسیونی از پردازشها است که بهصورت کلی و جزئی در جریان اسناد، اطلاعات، یا وظایف از یکی به دیگری عبور میکند، بر اساس یک مجموعه از قوانین رویهای، گردشکاری انجام میشود تا یک هدف کلی به دست آید. این گردشهای کاری را میتوان با DAG مدلسازی کرد[۱۱].
در ابتدا گردشهای کاری در گریدها پیادهسازی میشدند، به علت کاهش عملکرد گریدها نیاز شده که گردشهای کاری در ابرها پیادهسازی شوند، مزیت اصلی حرکت به سمت ابرها مقیاسپذیری برنامههای کاربردی است. مقیاسپذیری منابع گرید، امکانپذیری منابع را جهت برآورده شدن نیازهای گرید، فراهم میکند؛ و این سیستمها مدیریت گردشکاری را قادر میسازد تا بهسرعت نیازمندیهای کیفیت سرویس Qos برنامه کاربردی را فراهم کند، برخلاف رویکردهای سنتی که رزرو کردن پیشرفته منابع در محیطهای گرید چندمنظوره را میطلبد، سرویسهای گرید از قبیل منابع محاسباتی، پهنای باند و ذخیرهسازی اساساً با هزینههای کمتری در دسترس هستند. برنامههای کاربردی گردشکاری، اغلب محیطهای اجرای خیلی پیچیدهای را نیاز دارند.
۲-۷ زمانبندی گردشکاری
به عبارت ساده فرایند نگاشتن وظایف به منابع محاسباتی در یک گردش کاری، برای انجام، اجرای وظایف و بدون به هم خوردگی وابستگی بین آنها را زمانبندی گردشکاری مینامند.یکی از موضوعات مهم در مدیریت گردشکاری، زمانبندی گردشکاری، بهویژه در سیستمهای گریدمی باشد. زمانبندی گردشکاری فرآیندی است که نگاشت و مدیریت اجرای وظایف وابسته به یکدیگر را روی منابع توزیعشده انجام میدهد، یعنی منابع مناسب را به وظایف گردشکاری اختصاص میدهد، ازاینرو اجرای میتواند کامل شود و توابع هدف قانعکنندهای توسط کاربران وضع شود.زمانبندی درست میتواند روی عملکرد سیستم اثر شدیدی داشته باشد، مسئله نگاشت کارها به منبع محاسباتی متعلق به کلاسی از مسائل است که به NP-Complet معروف میباشد[۱۵].
هدف زمانبندی کردن کار نگاشت کارها به منابع فیزیکی مشخص است، این نگاشت تلاش میکند که تابع هزینه مشخصشده توسط کاربر را مینیمم کند، در زمانبندی برای رسیدن به راهحل بهینه یا نزدیک به مطلوب ابتکارات مختلف ممکن است مورداستفاده قرار گیرد، محاسبه کارا و زمانبندی کردن کار بهسرعت به یکی از چالشهای اصلی در محاسبات گرید تبدیلشده است که برای موفقیت حیاتی میباشد، سیستم زمانبندی در شکل زیر آمده است:
شکل ۲-۴ اهداف زمانبندی گردش کاری [۷]
اهداف زمانبندی یک گردشکاری در هر برنامه کاربردی میتواند متفاوت باشد، اغلب گردشهای کاری برنامههای کاربردی با این هدف زمانبندی میشوند تا هزینه و/ یا زمان انتقال داده، فضای ذخیرهسازی استفادهشده، زمان اجرای نهایی و یا ترکیبی از اینها را به حداقل برساند.
زمانبندی وظیفه (فعالیتی که از مجموعهای از ورودیها استفاده میکند تا مجموعهای از خروجیها را تولید کند) یکی از مسائل بهینهسازی مشهور است و نقش کلیدی را در بهبود انعطافپذیری و قابلیت اطمینان بازی میکند، در کل میخواهیم که وظایف زمانبندی شوند تا با منابع مناسب در زمان مناسب مطابق باشند و این شامل پیدا کردن توالی صحیح در وظایف است.
در رویکردهای زمانبندی، دو پیکرهبندی مهم وجود دارد که استاتیک و دینامیک نامیده میشوند. هر دو محدودیتهایی رادارند، معمولاً مکانیسم دینامیک عملکرد بهتری را در مقایسه با استاتیک دارند، اما مقدار بالاسری زیادتری دارند، در استاتیک، تمام اطلاعات از قبل شناختهشدهاند و وظایف بر اساس دانش قبلی تخصیصیافتهاند و متأثر از حالت سیستم نخواهند شد ولی در مکانیسم دینامیک وظایف به پردازندهها بهطور پویا بهمحض اینکه وارد میشوند اختصاص مییابند.
۲-۸ پارامترهای الگوریتمهای زمانبندی
الگوریتمهای زمانبندی موجود پارامترهای متفاوتی دارند از قبیل مقیاسپذیری، توان خروجی، سرعت، برقراری تعادل بار میان منابع و بهرهوری منابع را در همه منابع ماکزیمم کند تا توان خروجی سراسری افزایش یابد؛ اما بسیاری از آنها دو پارامتر قابلیت اطمینان و دسترسپذیری را نادیده گرفتهاند.
الگوریتم زمانبندی کارا میتواند نیازمندیهای کاربر را برآورده کند و بهرهوری منبع را بهبود بخشد، بهموجب آن عملکرد کلی محیط محاسبات گرید را افزایش میدهد. فاکتورهای مختلفی در الگوریتمهای زمانبندی وجود دارد، درواقع برخی از معیارها متداول هستند مثل حداقل کردن زمان اجرا، متعادل کردن بار و توزیع خوب حجم کاری روی منابع، کاهش هزینههای محاسباتی و ارتباطی، کاهش پیچیدگی محاسباتی، افزایش توان خروجی و میزان بهرهبرداری از منبع و غیره.
خوب است بدانیم نرمافزارهای مختلفی نیز برای شبیهسازی محیطهای گرید وجود دارد، از نرمافزارهایی مثل OpenNebule، Eucalyptus، Cloudsim و SwinDew-c برای پیادهسازی الگوریتمها استفاده میشود، اینها بسیار مفید هستند، چراکه شرایط لازم برای تست الگوریتمهای زمانبندی دریک محیط کنترلشده و تکراری را فراهم میکنند. محیط شبیهسازی توانایی مدلسازی، شبیهسازی و آزمایشات زیرساختهای محاسباتی و سرویسهای برنامه کاربردی را دارد
۲-۹ چند نمونه الگوریتم زمانبندی معروف در زمینهی محاسبات گرید
ازآنجاییکه زمانبندی گردشکاری یکی از موارد کلیدی در مدیریت اجرای گردشکاری در محیط محاسبات گرید است، چند مورد از الگوریتمهای زمانبندی موجود در محیط محاسبات گرید را مرور کرده و پارامترهای مختلف آنها را موردبررسی قرار میدهیم.وظایف معمولاً بر اساس درخواستهای کاربر زمانبندی میشوند، لازم است که الگوریتمهای زمانبندی جدیدی برای غلبه بر مسائلی که مطرح میشود، ایجاد شود، الگوریتمهای زمانبندی جدید ممکن است از برخی مفاهیم زمانبندی قدیمی استفاده کنند و آنها را با برخی استراتژیهای آگاه شبکه ادغام کنند تا راه حل هایی را برای زمانبندی کار بهتر و مؤثرتر فراهم کنند.
بیماریهای حاصل از مصرف غذاهای آلوده به باکتریهای پاتوژن و غذاهای فاسد از اهمیت فراوانی در بهداشت عمومی برخوردار بوده و سالانه خسارتهای مالی و جانی فراوانی را به جوامع تحمیل می نماید. به عنوان مثال در کشور آمریکا در سال ٢٠٠٧ گزارش شده که هزینه درمان بیماریهای ناشی از مصرف غذای آلوده به پاتوژنهای غذایی بالغ بر ٣٠٠ میلیارد دلار می باشد (Oussalah et al, 2007). در طول دهه گذشته وقوع بیماریهای میکروبی ناشی از مواد غذایی نه تنها در کشورهای در حال توسعه یا فقر بهداشتی بلکه در کشورهای توسعه یافته با استاندارد بالای بهداشتی نیز رو به افزایش بوده و این در حالی است که وقوع عفونتها و مسمومیت های غذایی اغلب گزارش نشده باقی مانده و آمار دقیق از میزان ابتلا خصوصاً در کشورهای در حال توسعه امکان پذیر نمی_ باشد .(Sing, 2007) بیماریهای غذایی از نظر تقسیم بندی جزء بیماریهای روده ای تقسیم بندی میشوند و از نظر اهمیت در آمریکا بعد از بیماریهای ریوی در مقام دوم قرار دارند. باکتری ها مهمترین عامل میکروبی بیماریهای ناشی از مواد غذایی می باشند. دو تیپ باکتری مولد بیماری در مواد غذایی وجود دارند، تیپ اول تحت عنوان باکتریهای عامل مسمومیت غذایی است که از طریق مصرف مواد غذایی حاوی سم باکتری منتج از رشد باکتری در غذا حاصل می شود که نمونه های مهم آن کلستریدیوم بوتولینوم و استافیلوکوکوس ارئوس میباشد. تیپ دوم باکتری تحت عنوان باکتری های عامل عفونت غذایی است که از طریق مصرف غذای حاوی باکتری های زنده باعث بیماری می گردد و باکتری با تکثیر خود یا تولید متابولیت های خاص عوارضی در بدن میزبان ایجاد می کند مثل اکثر باکتری های عامل عفونت غذایی (Bhurinder et al, 2001). یکی از راههای کنترل رشد باکتریهای پاتوژن در محصولات غذایی استفاده از نگه دارنده ها و ترکیبات ضد میکروبی می باشد (Kamkar et al, 2010).
اکسیداسیون یکی از مهم ترین و شناخته شده ترین دلایل فساد لیپیدها طی دوره ی نگه داری یا فرآوری آن ها محسوب می شود. این فرایند نه تنها با گسترش طعم تند، عطر ناخوشایند و رنگ پریدگی همراه است، بلکه ارزش تغذیه ای روغنها و چربیها را نیز کاهش می دهد و با تولید برخی از ترکیبات سمی و خطرناک، اثرات نامطلوبی را بر سلامتی انسان اعمال می نماید (Zhang et al, 2010).
برای جلوگیری از این اثرات نامطلوب در صنعت غذا از آنتی اکسیدان های سنتتک استفاده می شد ولی امروزه با مطالعات انجام شده در مورد این آنتی اکسیدان ها ثابت شده که خود این مواد شیمیایی برای سلامتی مضر هستند .(Zhang et al, 2011 and wojcik et al, 2010)
از طرفی امروزه نگرانی عمومی در مورد عوارض نگه دارنده های شیمیایی موجب تمایل مصرف کنندگان به استفاده از محصولاتی شده که یا فاقد نگه دارنده بوده و یا در آن ها از نگه دارنده های طبیعی استفاده شده باشد. به همین علت در سالهای اخیر مطالعات بسیاری پیرامون نگه دارندههای طبیعی صورت گرفته است. از جمله این نگه دارندهها میتوان به اسانس ها و عصاره های گیاهی اشاره نمود. اسانس ها و عصاره های گیاهی و اجزای تشکیل دهنده آن ها دارای اثرات شناخته شده ضد باکتریایی می باشند. کاربردهای زیاد آن ها به منظور کنترل رشد باکتریهای بیماریزای غذایی و یا عامل فساد و آنتی اکسیدان های طبیعی موجب بهکارگیری آن ها به عنوان نگه دارنده های غذایی شده است. استقبال از این موضوع از یک طرف به علت رویکرد جدید عموم مردم و از طرف دیگر سازمان های بینالمللی و ملی مسئول در زمینه بهداشت مواد غذایی و نیز صنایع غذایی در استفاده از نگه دارنده های طبیعی مختلف به جای شیمیایی (که در حال حاضر مورد استفاده قرار میگیرد) میباشد .(Maleki et al, 2009)
از جمله گیاهان دارویی می توان بهThymus از تیره نعناع (Labiatae ) و شامل ۱۴ گونه در ایران، که بصورت محلی آویشن گفته می شوند و یکی از گونه های آن Thymus kotschyanus(کهلیک اوتی) است (مظفریان، ۱۳۷۵). بررسی فیتوشیمیایی گونه های مختلف آویشن بیانگر وجود ترکیبات فنولی مانند تیمول، کارواکرول، اسید کافئیک، ایگنول، ترپنوئیدها، ساپونین، فلاونوئیدها و غیره در آن ها است که از آن ها بطور گسترده در صنعت غذا و مواد آرایشی و بهداشتی استفاده می شود و دارای خاصیت ضد باکتریایی، ضد قارچی، ضد درد، آنتی اکسیدانی و حشره کشی می باشند .(Puertas et al, 2002 and Ultee et al, 2001 and Aydin et al, 1996)
علاوه بر این در بخش های مختلف ایران از گل های انواع گونه های آویشن نوشیدنی های ضد نفخ، ضد اسپاسم، ضد سرفه، ضد خلط و هضم کننده غذا در دستگاه گوارش تهیه و استفاده می شود (زرگری، ۱۳۷۷). نتایج اثربخشی Thymus kotschyanus بر بیماران مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر طی دو مطالعه کارآزمایی بالینی بیانگر این بوده که علایم شایعی نظیر شدت درد شکمی، نفخ، اسهال و یبوست در گروه دریافت کننده دارو به میزان معنی داری کاهش یافته است (صابرنوایی، ۱۳۸۹).
با توجه به نقش گیاهان دارویی در سلامتی و درمان بیماری ها از دیدگاه طب سنتی، گستردگی منابع طبیعی در کشور، سهل الوصول و مقرون به صرفه بودن آن ها برای مصرف، رواج مصرف در عامه مردم و هم چنین مضرات ترکیبات و نگه دارنده های شیمیایی مصرفی در صنایع غذایی در این تحقیق بر آن شدیم که اجزای تشکیل دهنده و خواص کاربردی اسانس کهلیک اوتی را مورد بررسی قرار دهیم تا بدین طریق ضمن استفاده بهینه از این منابع گسترده امکان استفاده از یک منبع گیاهی به جایگزینی منابع شیمیایی را فراهم آورده و در نهایت گامی جهت پیشرفت بهداشت و ایمنی مواد غذایی جامعه برداشته شود.
۱-۳- هدف اصلی:
تعیین ترکیبات شیمیایی، خواص آنتی اکسیدانی و ضدمیکروبی اسانس گیاه کهلیک اوتی Thymus)
(kotschyanus در محیط آزمایشگاهی و مدل غذایی دوغ
اهداف کاربردی ۱-۵-
با توجه به نگرانیهای عمومی در خصوص عوارض نگه دارنده های شیمیایی تمایل به مصرف محصولاتی است که فاقد نگه دارنده بوده و یا در آن ها از نگه دارنده های طبیعی استفاده شده است. به همین دلیل در سالهای اخیر مطالعات زیادی پیرامون نگه دارنده های طبیعی صورت گرفته است. بنابراین نیاز به شناسایی ترکیبات طبیعی جدید با خواص نگه دارندگی در محصولات غذایی روز به روز بیشتر می شود تا علاوه بر افزایش ماندگاری غذا، مصرف کننده را از اثرات مضر نگه دارنده های شیمیایی و سنتتیک مصون نگه دارد. حال با توجه به اینکه کشور ما از نظر گیاهان دارویی غنی و این منابع بصورت گسترده در بیشتر مناطق جغرافیایی کشور در دسترس می باشند لذا با انجام تحقیق و پژوهش در این زمینه می توان انواع گونه های گیاهی جدید و اسانس های حاصل از آن ها را با خاصیت آنتی اکسیدانی و ضدباکتریایی و نگه دارندگی بهتر به صنعت مواد غذایی کشور معرفی کرد تا با بهره گرفتن از این مواد، مصرف کننده مواد غذایی را از اثرات مضر ترکیبات نگه دارنده سنتتیک و شیمیایی مصون نگه داشت و علاوه بر افزایش ماندگاری غذا، خوصیات ارگانولپتیکی آن را ارتقا بخشید و متولیان صنعت غذا را از هزینه های بالای واردات ترکیبات نگه دارنده شیمیایی خلاص کرده و صرف جویی اقتصادی بیشتر در این صنعت انجام گیرد.
آیا اسانس گیاهی بکار رفته از خاصیت آنتی اکسیدانی مناسبی برخوردار می باشد؟