- حس تعلق
- مشارکت سازمانی
پورتنی و بری ۱۹۹۷
جابجایی محل اقامت، سن، مشاغل اجتماعی، مالکیت منزل مسکونی، آموزش، هزینه های فرصت زمان، همگونی قومی و زبانی، بعد فیزیکی مسافت در مسافرت، هزینه مسافرت
- مشارکت در انواع سازمان های غیر رسمی
- باور به راستگو بودن مردم
- مشارکت سازمانی
- اعتماد
گلیزر،لاییسون، ساکردوت، ۲۰۰۰، گلیزر، ۲۰۰۱
ویژگی های شخصی(سن، جنس، سلامت)، ویژگی های خانوادگی (وضعیت روابط، وضعیت تاهل، وجود فرزندان)، منابع (آموزش، انتقال، مالکیت منزل)، گرایش ها و ارزش ها (تساهل، تنوع، اهداف مشترک)، ویژگی های حوزه (شهری و روستایی، سطح وضعیت اقتصادی اجتماعی، وجود شبکه ها در حوزه محلی، امنیت حوزه محلی)
- شاخص های غیر رسمی
- شاخص های تعمیم یافته
- شاخص های نهادی
- ساختاری
- شناختی
استون وهیوز، ۲۰۰۲
درآمد خانواده و وضعیت شغلی شامل: امنیت شغلی، سطح درآمد و وقت اضافه، دین(دین باوری، تعهد دینی)، آموزش، سن، شهر در برابر حومه ، اندازه خانوار، جنس، مشارکت بازار کار زنان
- میزان آگاهی از امور عمومی سیاسی-اجتماعی
- میزان فعالیت های انجمنی
- آگاهی و توجه به امور
- مشارکت های انجمنی
افه و فوش، ۲۰۰۲
ویژگی های فردی سرپرست خانوار( درآمد،آموزش، سن و شغل)، ویژگی های محل ( تعداد ساکنین، ریشه سکنه بلوک، ترکیب مالکین و غیر مالکین، سن محله، تعداد انجمن ها، فراوانی نشست ها، تعداد اعضا از افراد صاحب نفوذ)، ویژگی های فردی متولیان نظام های مدیریت داوطلبانه
- اعتماد
- هنجارهای همیاری
- مشترکات در زمینه های ارزشی، قومی و دینی
- نهادهای سنتی و مرسوم
- هنجارهای همیاری
- اعتماد
- مشترکات در محل
پارگال،گلیگان، هوک، ۲۰۰۲
خانوارهایی که به حل مشکل اجتماعی پرداخته اند تصمیم گیری های به صورت جمعی داشتند، ذهنیت شفاف از قانون گذاری و ضمانت اجرای قانون
- انجمن فعالیت های مشارکتی در زمینه کارهای مشترک کشاورزی، روستایی
- اعتماد
- کمک و همیاری
- احساس مسئولیت و عمل متقابل به یکدیگر
- ساختاری
کریشنا، و افف، ۲۰۰۲-۲۰۰۳
رابرت پاتنام در بررسی جامعه امریکا سعی دارد سرمایه اجتماعی را به عنوان تولید کننده “مشارکت مدنی” و معیاری کلی برای سلامت اجتماعی معرفی کند (الساندرینی،۲۰۰۲). به علاوه، وی با تمرکز بر هنجارها و اعتماد به عنوان تولیدکنندگان سرمایه اجتماعی، آن را از منبعی در دست افراد به خاصیتی از فعالیتهای گروهی و عاملی در انحصار شبکهها تبدیل می کند و سرمایه اجتماعی در مناطق ایتالیا را بر مبنای شاخص تراکم عضویت در سازمان های رسمی رده بندی می کند هنجارها بخشی از تعریف سرمایه اجتماعی هستند، ولی در شاخصی که پاتنام برای این مفهوم ایجاد کرده نقشی ایفا نمی کنند و تنها شبکه ها را در نظر گرفته اند (کریشنا،۱۳۸۹: ۴۸۰ ). ولی درباره این که چه نوع شبکه هایی را باید مشاهده کرد و سنجید اتفاق آرا وجود ندارد، از آن جا که مفهوم سرمایه اجتماعی در شرایط مختلفی به کار رفته است مفهوم شبکه ها مناسب، دستخوش تغییرات چشمگیری شده است. فرض بر این بود که روابط سازمانی عمودی در شمال ایتالیا مانع از ایجاد سرمایه اجتماعی شده اند. تنها سازمان هایی که سلسله مراتبی نیستند و روابط میان اعضای آنها به گونه ای افقی سازمان یافته است در این شاخص تراکم گنجانده شده اند. ولی در بررسی این مفهوم در امریکا، نوع متفاوتی از شبکه شناسایی شد. همه شبکه های افقی به یکسان برای سنجش سرمایه اجتماعی در این شرایط جدید مناسب نیستند در مقایسه با انجمن های ثانویه که اعضای آنها تماس چهره به چهره فراوانی دارند، احتمال اینکه سازمان های درجه سوم و سازمان های مکاتبه ای به ایجاد اعتماد و همکاری متقابل در میان امریکایی ها بینجامد کمتر است (پاتنام، ۱۹۹۶، ۱۹۹۵).
درآیه شریفه مستعارٌله« سکن » به مستعارٌمنه « سکت » یعنی فرونشستن تشبیه شده ومستعارٌله در آیه ذکرنشده بلکه مستعارٌمنه به صراحت ذکرشده ، به همین خاطر بدان استعاره مصرحّه یا تصریحیّه گویند
۳-۱-۲-۱.به اعتبار واقع درماده ی طرفین (تحقیقیّه،تخییلیّه):
دراین آیه مستعارٌله « سکن » یعنی ساکن شدن یا آرام گرفتن موضوعی خیالی و وهمی نیست بلکه امری معقول می باشد به همین بدان استعاره ی تحقیقیّه یا محقّقه گویند.
۳-۱-۳-۱. به اعتبار لفظ مستعار ( اصلیّه ، تبعیّه ) :
لفظ مستعار در این آیه فعل « سکت » است پس به اعتبار فعل بودن ، بدان استعاره ی تبعیّه گویند.
۳-۱-۴-۱. به اعتبار جامع یا وجه شبه ( عامیّه ، خاصیّه ) :
مستعارٌله « سکن » یعنی ساکن شدن یا آرام گرفتن و مستعارٌمنه « سکت » یعنی فرونشتن وجامع آن دو ( آرامش یافتن ) ، موضوعی است که می توان به راحتی آن را تشخیص داد و نیاز به تفکر و اندیشیدن ندارد ، به همین خاطر بدان استعاره عامیّه گویند.
۳-۱-۵-۱.استعاره ی مصرّحه به اعتبار طرفین ( عنادیّه و وفاقیّه ) :
مستعارٌله « سکن » یعنی آرام گرفتن یک امر معنوی است و مستعارٌمنه « سکت » یعنی فرونشستن ، موضوعی است معنوی که با هم در یک جا جمع می شوند به همین خاطر بدان ، استعاره ی وفاقیّه گویند.
۳-۱-۶-۱. استعاره به اعتبار ملائمات ( مطلقه ، مرشّحه ، مجرّده ) :
« غضب » یعنی خشم ، از ملائمات مستعارٌله « سکن » یعنی آرام گرفتن است به همین خاطر بدان استعاره ی مجرّده گویند.
* پس نتیجه می گیریم که در آیه سوره استعاره ی مصرّحه ، محقّقه ، تبعیّه ، عامیّه ، وفاقیّه و مجرّده وجود دارد.
استعاره ی دوم آیه ی ۱۵۴ ازسوره ی اعراف :
- استعاره مکنیّه در « الغضب » .
ارکان استعاره در آیه شریفه عبارتند از:
- مستعار : لفظ « السکوت »
- مستعارٌله ( مشبه به ) : « الغضب » .[۶۹]
- مستعارٌمنه : « الساکت » به معنی پایان خشم[۷۰] .
- جامع یا وجه شبه : خشمی که تحریک کننده است .
شرح استعاره ی آیه به اعتبار گوناگون:
۳-۱-۱-۲. به اعتبار ذکر طرفین ( مصرّحه ، مکنیّه ) :
درآیه شریفه « الغضب » به معنی خشم به « چیزی تحریک کننده » تشبیه شده که مستعارٌمنه « چیز تحریک کننده » در آیه به صراحت ذکرنشده اما مستعارٌله « الغضب » به صراحت ذکرشده ، به همین خاطر بدان استعاره مکنیّه یا بالکنایه گویند .
۳-۱-۲-۲. به اعتبار واقع درماده ی طرفین ( تحقیقیّه ، تخییلیّه ) :
دراین آیه مستعارٌمنه به صراحت ذکر نشده بلکه از لوازم آن « الغضب » به معنی خشم به طور کنایی ذکر شده . در حقیقت بدین معنی است که « خشم» تحریک کننده است واین یک امر معقولی است به همین خاطر بدان استعاره ی تحقیقییّه گویند.
۳-۱-۳-۲. به اعتبار لفظ مستعار ( اصلیّه ، تبعیّه ) :
لفظ مستعار در این آیه « الغضب » است و به اعتبار این که اسم جامد است به همین خاطر بدان استعاره ی اصلیّه گویند.
۳-۱-۴-۲. استعاره به اعتبار ملائمات ( مطلقه ، مرّشحه ، مجرّده ) :
« الغضب » نوعی تحریک کننده است به امری، از ملائمات مستعارٌله « الغضب » یعنی خشم می باشد به همین خاطر بدان استعاره ی مجرّده گویند.
* پس نتیجه می گیریم که در آیه ی ۱۵۴ از سوره ی اعراف استعاره ی مکنیّه ، تحقیقییّه ، اصلیّه و مجرّده وجود دارد.
۳-۲- سوره اعراف آیه ۱۶۸
وَقَطَّعنَاهُم فِی الأرضِ أُمَمًامِّنهُمُ الصَّالِحُونَ وَ مِنهُم دوُن ذَلِکَ وَبَلَونَاهُم بِالحَسَنَاتِ وَ السِّیئَاتِ لَعَلَّهُم یَرجِعُونَ
و آنان رادر زمین به صورت گروه هایی پراکنده ساختیم : برخی از آنان درست کارند وبرخی از آنان جز اینند. و آنها را به خوشی ها وناخوشی ها آزمودیم ، باشد که ایشان بازگردند.
استعاره آورده شده برای تفریق وجدایی اجتماع و دور گرداندن برخی از برخی دیگرمی باشد[۷۱].
در این آیه مبارکه استعاره تصریحّیه در لفظ « قطّعناهم » وجود دارد.
اکنون به شرح استعاره می پردازیم:
ارکان استعاره در آیه شریفه عبارتند از:
- مستعار : « قطّعناهم »
- مستعارٌله : « فرقّناهم » به معنی فرقه فرقه کردیم.[۷۲]
- مستعارٌمنه : « قطّناهم » به معنی قطعه قطعه کردیم.[۷۳]
- جامع یا وجه شبه : گروه گروه شدن.
شرح استعاره ی آیه به اعتبار گوناگون:
۳ – ۲- ۱ . به اعتبار ذکر طرفین ( مصرّحه ، مکنیّه ) :
درآیه شریفه مستعارٌله « فرقّناهم » یعنی فرقه فرقه کردیم به مستعارٌمنه « قطّعناهم » یعنی قطعه قطعه کردیم تشبیه شده ومستعارٌله در آیه ذکرنشده بلکه مستعارٌمنه به صراحت ذکرشده ، به همین خاطر بدان استعاره مصرحّه یا تصریحیّه گویند .
۳ -۲ – ۲ . به اعتبار واقع درماده ی طرفین ( تحقیقیّه ، تخییلیّه ) :
دراین آیه مستعارٌله « فرقّناهم » یعنی فرقه فرقه کردیم موضوعی خیالی و وهمی نیست بلکه امری معقول می باشد به همین بدان استعاره ی تحقیقیّه یا محقّقه گویند.
۳ – ۲ – ۳ . به اعتبار لفظ مستعار ( اصلیّه ، تبعیّه ) :
لفظ مستعار در این آیه « قطّعناهم » فعل است پس به اعتبار فعل بودن ، بدان استعاره ی تبعیّه گویند.
۳ – ۲ – ۴ . به اعتبار جامع یا وجه شبه ( عامیّه ، خاصیّه ) :
مستعارٌله « فرقّناهم » یعنی فرقه فرقه کردیم و مستعارٌمنه « قطّعناهم » یعنی قطعه قطعه کردیم وجامع آن دو ( گروه گروه شدن ) ، موضوعی است که می توان به راحتی آن را تشخیص داد و نیاز به تفکر و اندیشیدن ندارد ، به همین خاطر بدان استعاره عامیّه گویند.
۳ – ۲ – ۵ . استعاره ی مصرّحه به اعتبار طرفین ( عنادیّه و وفاقیّه ) :
مستعارٌله « فرقّناهم » یعنی فرقه فرقه کردیم یک امر معنوی است اما مستعارٌمنه « قطّعناهم » یعنی قطعه قطعه کردیم ، موضوعی است حسّی که با هم در یک جا جمع نمی شوند به همین خاطر بدان ، استعاره ی عنادیّه گویند.
انقروی:
شارح مراد از جان را، حسام الدین چلپی و از بوی، نفس رحمانی و نفحات سبحانی و مراد از پیراهن، علی طریق الاستعاره، وجود شریف حضرت شمس میداند و میگوید: « به ملا سبهی اینکه جای دارد که نفحات یوسف حقیقی و نسمات محبوب ازلی باشد. و حضرت مولانا، بشیر صادق، و حسام الدین چلپی به منزله بعقوب عاشق میشود. و مصراع دوم به معنای علت برای مصراع اول است. . معنی چنین میشود: این دم حسام الدین که جانش با جانم توأم است، دامنم را گرفته است.» ( انقروی،۱۳۸۰: ۹۴)
نیکلسون:
منظور از ” جان “، روح شاعر(حسام الدین) است. به دلیل اینکه مولوی از او در دیباچهی دفتر اول خود« مکان الرّوح فی جسدی» یاد کرده است.
و دامنم بر تافته ست، یعنی مشتاقانه از من تقاضا کرده است.» ( نیکلسون، ۱۳۸۴: ۴۱)
فروزانفر:
بدون اینکه حتی بیت را ذکر کند از آن گذشته و به دیگر ابیات پرداخته است.
زمانی:
« اکنون حسام الدّین که به منزلهی جان من است، چنگ در دامنم زده و از من مصرّانه میخواهد که شمّه ای از اسرار رابطهی معنوی خود را با شمس تبریزی بیان کنم حال او گویی همچون حال یعقوب است که بوی پیراهن یوسف را شنیده است.» ( زمانی، ۱۳۷۸: ۹۵)
استعلامی:
« در این لحظه مولانا به هیجان آمده است. باز عشق روحانی و معنوی او به شمس الدین جانش را بی قرار کرده است. . هنوز امیدوار است که شمس الدین را خواهد یافت.» ( استعلامی، ۱۳۸۷: ۲۹۴)
گولپینارلی:
شارح همانند دیگر شارحان بیان کرده که مولانا از کلمهی « جان، حسام الدین چلپی را اراده کرده است. « گولپینارلی، ۱۳۸۴: ۱۰۰)
نظر اجمالی:
اینک شارحان منظور از جان را حسام الدین دانستهاند کاملاً قابل قبول است و نظری است پذیرفته، چرا که مولانا خود در مقدمهی عربی دفتر اولش چنین میگوید:
سَیّدی و سَنَدی وَ مُعتَمَدی وَ مَکان الرّوح مِن جَسَدی وَ….. ابولفضایل حُسامُ الحَقِّ و الدّین…
۳۳) عشقهایی کز پی رنگی بود | عشق نبود عاقبت ننگی بود |
(بیت ۲۰۶)
انقروی:
مراد از رنگ را در این بیت حسن ظاهری دانسته و میگوید: « آن عشق هایی که محض خاطر رنگی به وجود میآید. این گونه عشقها در حقیقت عشق نیست بلکه عاقبت عار و عیب بار میآورد.» ( انقروی، ۱۳۸۰: ۱۲۲-۱۲۱)
نیکلسون:
در مورد بیت هیچ توضیحی نداده است.
فروزانفر:
« دوام عشق و هر خواهشی مرتبط است به دوام و پایداری آن چیزی که مطلوب و معشوق باشد، پس عشق بر آب و رنگ و حسن صورت پایدار نمیماند؛ از آن رو که آب و رنگ خود نمیپاید و زوال میپذیرد و خود آن عشق نیست و نوعی هوس رانی و بازی خیال است و ناچار عاقبت به رسوایی و ننگ و بدنامیمیکشد…. در عشق مجازی نیز عاشق به مرتبه ایی میرسد که خود و مرادات خود را در کل فراموش میکند و چنان در معشوق محو و مضمحلّ میشود که قدرت تحلیل و تجزیه را از دست میدهد و بهیچ روی نمیداند که چرا دل به معشوق داده است ولی عاشق رنگ و حاجت به خوبی آگاه است که دلیل هوس او چیست.» ( فروزانفر، ۱۳۸۲: ۱۱۰-۱۰۹)
زمانی:
« عشق هایی که تنها به خاطر آب و رنگ و جمال ظاهری باشد، در واقع عشق نیست. بلکه ننگ و عار پدید میآورد.» ( زمانی، ۱۳۷۸: ۱۱۱)
استعلامی:
« رنگ یعنی ظاهر چشم گیر که معمولاً پایدار نیست، و اگر عشق کششی به سوی آن باشد، مانند آن ناپایدار خواهد بود. پایان این گونه عشقها بدنامیو ننگ است، اما اگر عشقی باشد که در آن عاشق خود را فراموش کند و از سر هستی خود بگذرد و هیچ خواهش نفسانی نداشته باشد، عشقی است به معشوق جاودان و در آن هوس و لذت جسمانی نیست که به رسوایی و بدنامیبینجامد. البته « عشق هایی کز پی رنگی بود ممکن است با گذشت زمان و تعالی معنوی تبدیل به حرکتی در جهت کمال روحانی شود و عشق مجازی جای خود را به عشق حقیقی بدهد.» ( استعلامی، ۱۳۸۷: ۲۹۹)
گولپینارلی:
« عشقی که از رنگ و رایحه به وجود آید، عشقی گذرا است. اگر به عشق حقیقی بدل نگردد، با تغییر رنگ و بو آن عشق نیز فروکش میکند و یا با وصال، معشوق بر عاشق به صورت وبالی در میآید.» ( گولپینارلی، ۱۳۸۴: ۱۰۴)
نظر اجمالی:
توضیحاتی که فروزانفر و استعلامیدادهاند نسبت به توضیحات دیگر شارحان قابل فهم تر و به مقصود مولانا نزدیک ترند. و عشق مجازی زمینه ساز و نردبان عشق حقیقی است، به قول مشهور« المجاز قنطره الحقیقه ».
عاشقی گر زین سر و گر زان سر است ظاهرش گیر ار چه ظاهر گژ پرد عاشق آن وهم اگر صادق بود |
عاقبت ما را بدان سر رهبر است (بیت۱۱۱/۱) عاقبت ظاهر سوی باطن برد (بیت۵۲۶/۳) |
ب- عوامل ساختار اقتصادی (مثل زیر ساختهایی نظیر راهها، بنادر، سیستمهای ارتباطی، …).
ج - عوامل تشویقی و حمایتی (مثل معافیتهای مالیاتی، اعطای یارانه، …).
د – عوامل جغرافیایی وسیاسی.
سرمایه در تمامی نظریات و الگوهای رشد اقتصادی به عنوان موتور محرکه رشد و توسعههای اقتصادی درنظرگرفته شده است. بر همین اساس نیز اتخاذ تدابیری برای جذب سرمایه کافی به منظور تامین منابع مالی طرحهای اقتصادی از جمله مهمترین دغدغه های تصمیمگیرندگان اقتصادی در هرجامعه است. آنچه در زمینه سرمایهگذاری مستقیم خارجی باید مورد توجه قرار گیرد، اولویتهای این نوع سرمایهگذاری در ایران است.
اولویت ها،طرح ها و انتظارات برای سرمایهگذاری کدام است؟
امروزه هیچ کشوری بدون مشارکت فعال در بازرگانی بینالمللی و اقتصاد جهانی نمیتواند به رشد و توسعه مناسبی دست پیدا کند. بنابراین چالشی که درحال حاضر پیش روی کشورهای در حال توسعه از جمله کشور ما قرار دارد این است که چگونه در این فعالیتهای بینالمللی، شرکت موثر داشته باشیم. نکته قابل اهمیت آنکه جلب سرمایه گذاری مستقیم خارجی و افزایش حجم و تنوع صادرات و درنتیجه افزایش قابلیت رقابت صادرات، فینفسه هدف نهایی نیست بلکه وسیلهای است برای نیل به هدف مهمتر یعنی توسعه کشور. بنابراین سیاست جلب سرمایه باید معطوف به جلب سرمایههایی باشد که مکمل استراتژی توسعه کشور واقع شوند. به نظر میرسد که اولویت های سرمایهگذاری در ایران میبایست به بخش هایی که مزیت نسبی دارند برگردد.
از نظر ورود فناوری و طرحهای جدید به کشور و رشد صنعت، مزیت نسبی اقتصادی داشته باشند. در حال حاضر مناسبترین بخشها برای سرمایهگذاری که دارای مزیت نسبی بالفعل هستند عبارتند از : بخش فناوری اطلاعات، پتروشیمی، انرژی، آب، کشاورزی (مخصوصاً صادرات محصولات کشاورزی) و همچنین بخش توریسم. به هر حال موقعیت جغرافیایی کشور ما یک موقعیت منحصر به فرد بوده و برای ایجاد جاذبه و سرمایهگذاری خارجی بسیار موثر است.
راهکارهای لازم جهت جذب سرمایهگذاری های مستقیم خارجی
کشورها و شرکتهای چند ملیتی بیشتر تمایل دارند تا در کشورهایی سرمایهگذاری نمایند که عضو سازمان تجارت جهانی باشند که عدم عضویت ایران در این سازمان می تواندیکی ازدلایل عمده محدود بودن سرمایهگذاری خارجی در کشور ما باشد. عدم اطمینان و بیثباتی سیاسی و اقتصادی میتواند یکی از دلایل اصلی عدم موفقیت ایران باشد. دراین زمینه شواهد نشان میدهد که در اقتصادهایی که حاکمیت مطلقه قانون به رسمیت شناخته نمیشود، تلاش برای جذب سرمایهگذاری خارجی با وجود اعطای امتیازات و تسهیلات بیشتر همیشه با شکست مواجه بوده است. ازاین رو تلاش برای افزایش امنیت سرمایهگذاری ازطریق ثبات در سیاستهای دولت و عدم تغییر مداوم قوانین میتواند از اولین اولویتها، برای تشویق سرمایه گذاری خارجی قلمداد شود. تغییرات نرخ ارز از دیگرعواملی است که اثرمنفی بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی درایران داشته است. دراین ارتباط اصلاح سیستم ارزی کشور و تثبیت آن میتواند نقش موثری درجذب سرمایهگذاری خارجی داشته باشد. علاوه بر متغیرهای یادشده، نرخ تعرفه و شاخص اسمی دستمزد، و انباشت سرمایه داخلی از جمله عوامل دیگری هستند که اثرمنفی برسرمایهگذاری مستقیم خارجی درایران داشته اند. به طورکلی باتوجه به امکان سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کشورهای مختلف، مطلوبیت تنها یک یا چند متغیر از انگیزههای اقتصادی مالی و فنی یا عوامل حمایتی، سیاستی و جغرافیایی به منظور اقدام شرکتهای مذکور برای سرمایه گذاری در یک پروژه خاص در یک کشور کافی نخواهد بود. بلکه ارزیابی تمام عوامل و به صورت یک مجموعه منجر به اتخاذ تصمیم انجام سرمایهگذاری یاعدم انجام سرمایهگذاری می شود. جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کشور بدون تغییر نگرش در میان سیاستمداران و کارشناسان و ایجاد بستر مناسب برای ورود سرمایه امکانپذیر نیست و قانون جدید نمیتواند کار زیادی انجام دهد. به همین دلیل تا زمانی که شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مناسب فراهم نشود، شرکتهای خارجی علاقه چندانی به سرمایهگذاری مستقیم در ایران ندارند و نهایتا مسئولان رده بالای کشور باید رویکردشان را به سرمایهگذاری خارجی تغییر دهند.
جهانی شدن و جریان سرمایه در سطح بینالمللی برای سرمایهگذاران و نیز بنگاههای اقتصادی فضای بزرگتری را به وجود آورده است. امروزه از یک سو بنگاههای اقتصادی و واحدهای تولیدی مانند گذشته تامین مالی خود را در چارچوب بازارهای مالی و سازوکارهای اعتباری درون کشور محصور نمیبینند و از سوی دیگر سرمایهگذاران، میدان وسیع بازارهای مالی بینالمللی را پیش روی خود دارند. رقابت کشورها و گسترش مخابرات و ارتباطات از راه دور به همراه توسعه بازارهای مالی و ایجاد قوانین پذیرفته شده در سطح جهانی و پیشرفت فناوری، به جهانی شدن بازارهای مالی کمک میکند. در چنین دورانی اطلاعات در حکم کالایی با ارزش، به جای ماشینآلات و کالاهای فیزیکی، تعیینکننده مزیت رقابتی مشارکتکنندگان بازارهای مختلف است. علاوه بر این، اطلاعات در عملکرد بهتر بازارهای مالی نقشی انکارناپذیر دارد. در این ارتباط، شفافیت به صورت در دسترس بودن و نیز صحیح بودن اطلاعات معنی مییابد که در عملکرد مناسب بازارهای مختلف به ویژه بازار سرمایه نقش اساسی دارد.
کارکرد مناسب بازار سرمایه میتواند کارایی، سرمایهگذاری و رشد را افزایش دهد و همچنین قادر است از طریق کاهش نگهداری داراییهای نقدی و افزایش رشد سرمایههای فیزیکی حداقل در بلندمدت، رشد اقتصادی را افزایش دهد. به این دلیل هر چه شفافیت اطلاعات (که یکی از عوامل مهم در کارایی بازار است) بیشتر باشد به همان اندازه این نقش بهتر ایفا خواهد شد.
در این نوشتار، ابتدا تعریفی از مفهوم شفافیت و اهمیت آن در بازارهای مالی ارائه شده است. سپس ابعاد شفافیت در بازارها و سیاستهای دولت بررسی و نقش قوانین و مقررات ایجاد شفافیت بیان شده است. در ادامه نقش شفافیت در جهانی شدن و ارتباط بین بازارهای مختلف و فضای کسب و کار در میان کشورهای مختلف بیان و در انتها نیز راهکارهایی برای بهبود شفافیت در حوزههای مختلف ارائه شده است.
۲-۱۰-مفهوم شفافیت[۲۹]
در فرهنگ وبستر[۳۰] (۱۹۷۲) شفافیت بدین صورت تعریف شده است: “باز بودن یا گشودگی مؤسسات[۳۱] (دسترسی آسان به عملیات داخل شرکت)، آشکار بودن مؤسسات، صداقت و قابلیت درک آسان.” در این تعریف منظور از باز بودن یا گشودگی مؤسسات، دسترسی آسان به عملیات داخل شرکت و منظور از آشکار بودن مؤسسات، وضوح اطلاعات است.
تعاریف متعدد دیگری نیز برای شفافیت ارائه شده است که با توجه به تاکید بر مفاهیم متفاوت، میتوان آنها را در سه طبقه به شرح زیر از یکدیگر متمایز کرد:
الف) تعاریف مبتنی بر ذینفعان اطلاعات: ویشواناثو کافمن (۱۹۹۹)[۳۲] و کافمن (۲۰۰۲)[۳۳] شفافیت را “افزایش جریان بهموقع و قابل اتکای اطلاعات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که در دسترس همه ذینفعان مربوط باشد” تعریف کردهاند. همچنین ویش واناث و کافمن (۱۹۹۹) عدم شفافیت را به عنوان “ممانعت عمدی از دسترسی به اطلاعات، ارائه نادرست اطلاعات یا ناتوانی بازار در کسب اطمینان از کفایت مربوط بودن و کیفیت اطلاعات ارائه شده” تعریف کردهاند. دیدگاه سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (۲۰۰۲) گستردهتر است و شفافیت را به عنوان “ارتباط متقابل بین شرکتها و سایر گروههای ذینفع” بیان میکند.
ب) تعاریف مبتنی بر پاسخگویی: گروه تخصصی شفافیت در دانشگاه بروکینگز، شفافیت را به عنوان “درجهی گشودگی و بازبودن موسسات بیان کرده است؛ یعنی میزان نظارت و ارزیابی اعمال افراد داخل شرکت (مانند مدیران) توسط افراد خارج از شرکت (مانند سهامداران)". در تعریف فلورینی (۱۹۹۹) [۳۴]از شفافیت، پاسخگویی برجستهتر شده است. وی شفافیت را به عنوان ” افشای اطلاعاتی توسط شرکتها که برای ارزیابی عملکرد آنها است. تاکید برحق دسترسی به اطلاعات (با در نظر داشتن حریم هر دو طرف تهیهکننده و استفادهکننده) و امکان ارزیابی عملکرد شرکتها با بهره گرفتن از این اطلاعات در تعاریف مذکور برجستهتر شده است. در واقع شفافیت ارتباطی تنگاتنگ با پاسخگویی دارد و علت تقاضا برای شفافیت این است که بازار، شرکتها را بابت سیاستهای اتخاذ شده و عملکرد آنها مسئول میداند. (بلور کافمن، ۲۰۰۵)[۳۵]
پ) تعریف شفافیت با تاکید بر اجرای قوانین و مقررات: سازمان تجارت جهانی اطمینان از دسترسی به شفافیت در قراردادهای بینالمللی تجاری را مستلزم سه پیش شرط اساسی میداند: (۱) اطلاعات درباره قوانین، مقررات و سایر رویهها که به طور عمومی منتشر شده باشد، (۲) گروههای ذینفع، از قوانین و مقررات مربوط و تغییرات در آنها مطلع باشند و (۳) قوانین و مقررات به صورت یکپارچه، بیطرفانه و معقول اجرا شود.
وجه اشتراک همه تعاریف مذکور، “قابلیت دسترسی به اطلاعات” و “توانایی برقراری ارتباط و وجود جریان ارسال و دریافت اطلاعات” است. (تجویدی، ۱۳۸۷)
۲-۱۰-۱-اهمیت شفافیت در بازارهای مالی
امروزه تقاضا برای شفافیت فعالیت نهادها و بازارها به شدت افزایش یافته است. بسیاری از استدلالهایی که درباره ایجاد یک نظام مالی جدید جهانی مطرح میشود، پیش از هر چیز بر درخواست افزایش شفافیت متمرکز است.
درخواستهای فزاینده برای شفافیت در مباحث اقتصادی، مالی و تجاری، بیانگر گرایش جهانی به سمت شفافیت بیشتر در زمینههای حساس است. پژوهشگران، سیاستگذاران و مجریان امور، همگان را به شفافیت در مقولات مختلفی از قبیل بانکداری، معیارهای حسابداری و حسابرسی، رویههای بودجه ملی، کنترل مواد مخدر، محیط زیست، فعالیتهای مبارزه با فساد، کمکهای توسعهای چند جانبه و قوانین کار و زیست محیطی در بخش خصوصی فرا میخوانند.
هر قدر تبادل اطلاعات در جوامع بیشتر باشد، امکان اتخاذ تصمیمات آگاهانه و پاسخگویی بخش خصوصی و دولتی در مورد چگونگی تحصیل و مصرف منابع بیشتر میشود و امکان رشد فساد کاهش مییابد. (ویش واناث و کافمن، ۱۹۹۹)[۳۶]
هدف از درخواست شفافیت اجازه دادن به افراد، بازارها یا دولتها است تا سایرین را در قبال سیاستها و عملکردهایشان پاسخگو نگه دارند. بنابراین شفافیت را میتوان به منزله اطلاعاتی دانست که توسط نهادها منتشر میشوند و مربوط به ارزیابی این نهادها است. (حیدری، ۱۳۸۳)
برخی از کارکردهای افزایش شفافیت در بازارهای مالی عبارت است از:
پاسخگویی و مسئولیتپذیری: در واقع دسترسی بهنگام به اطلاعات مناسب، مایه حیات پاسخگویی است. شفافیت و صداقت در ارائه اطلاعات، برای اعتماد و کاهش فساد حیاتی است. امروزه افزایش شفافیت و پاسخگویی منجر به افزایش مسئولیتپذیری نیز میشود. با افزایش مسئولیتپذیری، عملکرد شرکتها بهبود مییابد.
کارایی: کارایی بازار مالی منوط به شفافیت اطلاعات است که هر قدر این شفافیت ارتقا یابد، کارایی بازار سرمایه نیز افزایش مییابد. جو عمومی اعتماد در بازار مبنی بر شفافیت اطلاعات ارائه شده و عبور آنها از فیلترهای رسمی که در مورد شفافیت آنها اطمینان نسبی دهد، در افزایش و بهبود کارآیی بازار مالی نقش بسزایی خواهد داشت. در صورتی که با افزایش شفافیت اطلاعات بازار مالی از ثبات نسبی برخوردار شود و احتمال وقوع بحران کاهش یابد، اعتماد سرمایهگذاران افزایش مییابد، افراد بیشتری وارد بازار میشوند، نقدشوندگی بازار افزایش و امکان تامین منابع مالی برای شرکتها افزایش مییابد و سرمایهگذار با در دست داشتن اطلاعات شفاف منابع مالی خود را در اختیار شرکتهایی قرار میدهد که توان استفاده کارا از آن را دارند و این به معنای بهبود کارایی تخصیصی در بازار است و منجر به خروج شرکتهایی با عملکرد ضعیف از بازار میشود.
کشف قیمت: یکی عوامل موثر در دستیابی به کشف قیمت واقعی، لزوم شفافیت در اطلاعات ارائه شده است. هرچه اطلاعات افشا شده بیشترین و صحیحتر باشند، فرایند کشف قیمت سهلتر و دقیقتر خواهد بود.
تخصیص سرمایه: اصولاً سرمایهگذاران به دنبال مکانی برای سرمایهگذاری هستند که بیشترین بازدهی و کمترین ریسک را برای آنها به همراه داشته باشد. از این رو شرکتهایی که در نشان دادن عملکرد خود شفاف عمل نمیکنند، ریسک سرمایهگذاری خود را بالا برده و جذابیت خود را از دید سرمایهگذاران از دست میدهند. این اقدام ممکن است با وجود سودده بودن شرکت، سرمایه را به سمت آن سوق نداده و باعث عدم تخصیص بهینه منابع گردد.
عدم تقارن اطلاعاتی: با حرکت از جامعه سنتی به سمت جامعه مدرن میزان عدم تقارن اطلاعات افزایش مییابد، چرا که با تقسیم کار بیش تر و تخصصیتر شدن کارها، هر فرد، تنها در موارد معدودی از فعالیتها اطلاع دارد. عدم تقارن اطلاعات دارای پیامدهای نامطلوب متفاوتی از قبیل افزایش هزینههای افراد و شرکتها، ضعف عملکرد شرکتها و بازارها، کاهش نقدشوندگی در بازارها و از دست رفتن کارایی بازارها خواهد شد. افزایش شفافیت باعث از بین بردن این عدم تقارن و در نهایت حذف رانتهای اطلاعاتی میشود.
بازار مدیران حرفهای: برای این که اصل و نصب مدیران در شرکت ها در جهت رفع منافع کلیه ذینفان و جامعه باشد و همچنین استقلال مدیریت حفظ شود و تضاد منافع بین کلیه ذینفعان و شرکت ها وجامعه مدیریت شود و شرکتها پاسخگو، مسؤلیتپذیر و شفاف باشند لازم است که بازار مدیران حرفهای وجود داشته باشد که انتخاب مدیران از میان مدیران با رزومه و عملکرد مشخص در گذشته، انجام شود.
در بهبود عملکرد مدیریت نقش کانونها و سازمانهای مردم نهاد میتواند نقش اساسی به عهده داشته باشند. همچنین بحث حفظ محیط زیست، رعایت اخلاق حرفه ای و ایفای مسؤلیت های اجتماعی مدیران از جمله مواردی است که از طریق بازار مدیران حرفهای و کانون های پرسشگر قابل پیگیری می باشند. ارتباط تنگاتنگی بین مفاهیم راهبری شرکتی وجود دارد و هیئت مدیره در ایجاد سازمانهای پاسخگو،مسؤلیتپذیر و شفاف نقش اساسی ایفاد میکند.
سرمایهگذاری خارجی: دیدگاه سرمایهگذاری خارجی بر این اساس است که منابع مازاد بتواند به محیطهای دیگر بسته به میزان رشد و توسعهیافتگی یا امکانات آن محیطها حرکت کند و در آن محیط اثربخشی داشته باشد. شفافیت در سیاستهای اقتصادی برای سرمایهگذاران خارجی دارای اهمیت زیادی است. از جمله دلایل آن میتوان به کاهش هزینههای اضافی از قبیل هزینههای اضافی مربوط به عدم ارائه اطلاعات توسط نهادهای دولتی و فساد مالی و رشوهخواری؛ تسهیل تصاحب و تملکهای شرکتهای داخلی توسط نهادهای سرمایهگذاری خارجی؛ اطمینان از حفظ حقوق سرمایهگذاران خارجی وپایش وضعیت شفافیت سیاستهای اقتصادی توسط نهادهای بینالمللی و تاثیر آن بر تصمیمگیری سرمایهگذاران خارجی اشاره کرد.
علاوه بر موارد پیش گفته افزایش شفافیت اطمینان میدهد که منافع حاصل از ایجاد ثروت در سطح کل بازار و به صورت عادلانه توزیع میشود و تنها در اختیار عده اندکی از مشارکتکنندگان قرار نمیگیرد.
۲-۱۰-۲-حاکمیت شرکتی و شفافیت
موضوع حاکمیت شرکتی از دهه ۱۹۹۰ در کشورهای صنعتی پیشرفته جهان نظیر انگلستان استرالیا و برخی کشورهای اروپائی مطرح شد. سابقه این امر به گزارش معروفی به نام گزارش کدبری[۳۷] بر میگردد که در سال ۱۹۹۲ منتشر شد و در این گزارش به برقراری سیستم کنترل داخلی و حسابرسی داخلی تاکید زیادی شده بود. امروزه در کشورهای اروپای غربی، انگلستان، استرالیا، کانادا و آمریکا قانون حاکمیت شرکتی OECD از سال ۲۰۰۴ اجرا میشود.
حاکمیت شرکتی، به مجموعه فرآیندها، رسمها، سیاستها، قوانین و نهادهایی گفته میشود که به روش یک شرکت از نظر اداره، راهبری و یا کنترل تأثیر بگذارد. همچنین، حاکمیت شرکتی روابط بین ذینفعان متعدد و هدفهایی را که بر اساس آنها شرکت اداره میشود، در بر میگیرد. ذینفعان اصلی، مدیریت عامل، سهامداران و هیئت مدیره هستند. سایر ذینفعان عبارتند از: کارمندان، عرضهکنندگان کالا، مشتریان، بانکها و سایر وامدهندگان، قانونگذاران، محیط و به طور کلی جامعه.
اصول اولیه حاکمیت شرکتی شامل انصاف، شفافیت و مسئولیتپذیری در همه جای دنیا یکسان است. برای درک بهتر مفهوم حاکمیت شرکتی، میتوان از دو دیدگاه کلان (کلگرا) و خرد (جزءگرا) آن را تشریح کرد. از دیدگاه خرد، حاکمیت شرکتی دربرگیرنده مجموعهای از روابط میان مدیریت شرکت، هیئت مدیره آن، سهامداران و سایر ذینفعان است. بنابراین، اصول اولیه حاکمیت شرکتی، عبارتند از: شفافیت ساختارها و عملیات شرکتی، مسئولیتپذیری مدیران و اعضای هیئت مدیره نسبت به سهامداران و مسئولیت شرکت نسبت به کارمندان، وامدهندگان، عرضهکنندگان کالا و جوامع محلی که شرکت در آن جا فعالیت دارد. از دیدگاه کلان، حاکمیت شرکتی مناسب یعنی مقداری که شرکتها در یک فضای باز و صادقانه اداره میشوند. این امر برای جلب اعتماد بازار، کارآمدی سرمایه، تجدید ساختارهای صنعتی کشورها و در نهایت ثروت عمومی جامعه دارای اهمیت است.
شایان توجه است که در هر دو تعریف خرد و کلان، مفهوم شفافیت نقش اصلی را ایفا میکند. در بعد کلان، شفافیت در سطح شرکت میان عرضهکنندگان سرمایه سبب ایجاد اعتماد میشود. در بعد خرد، شفافیت، موجب ایجاد اعتماد کلی در اقتصاد کلان میشود. در هردو حالت، شفافیت منجر به اختصاص کارآیی سرمایه خواهد شد. (سینا قدس، ۱۳۸۷)
۲-۱۱- ابعاد شفافیت
۲-۱۱-۱-شفافیت در بازارها
از مهمترین بازارهای فعال در یک اقتصاد میتوان به بازار پول، بازار سرمایه، بازار ارز، بازار کالا اشاره کرد. این بازارها در صورت عملکرد درست، اثر مثبت و قابل ملاحظهای بر روی متغیرهای کلان اقتصادی دارند. از این رو، توسعه این بازارها، نقش بسزایی در فرایند رشد اقتصادی هر کشوری ایفا میکند. در ادامه به بررسی این بازارها و لزوم شفافیت در آنها میپردازیم.
۲-۱۱-۱-۱- بازار پول
بازار پول در هر کشوری توسط بانک مرکزی آن کشور اداره و سیاستگذاری میشود در واقع بانک مرکزی کشورها مسئول عملکرد بازار پول در آنها هستند. بانکهای مرکزی امروزه مسئولیتهای سنگینی چون تثبیت قیمتها و ثبات نظام مالی کشورها را بهعهده دارند و این دو رکن اساسی حاکمیت امروز است. از طرف دیگر، استقلال بیشتر بانک مرکزی پاسخگویی بانک را در مقابل دولت و مردم بالا میبرد و برای پاسخگویی بهتر، بانک چارهای ندارد جز آنکه شفاف عمل کند.
صندوق بینالمللی پول شفافیت در بانک مرکزی را چنین تعریف میکند «ایجاد محیطی که در آن اهداف و سیاستها و مبانی قانونی آنها، چارچوب اقتصادی و نهادی، چگونگی تصمیمگیریها و عقلانیت حاکم بر آن، دادهها و اطلاعات مربوط به سیاستهای پولی و پاسخگوییها به موقع و برای عموم مردم قابل فهم و قابل دسترسی باشد.» این صندوق پول اقدامات زیر را برای افزایش شفافیت در بازار پول مفید میداند:
وجود قوانین، اهداف و مسئولیتهای شفاف: اهداف بانک مرکزی باید در مورد سیاستهای پولی به صورت واضح و شفاف بیان شود. موسسات مالی دولتی نیز باید اهداف و چارچوبهای فعالیت خود را با توجه به مقررات، به صورت واضح بیان نمایند.
دسترسی به اصول تصمیمگیری تصمیمات پولی: بانک مرکزی باید چارچوبها، ابزارها و اهداف خود را برای عموم منتشر نماید. اصول و راهنماییهای بانک مرکزی به موسسات باید برای عمومی منتشر شود.
دسترسی عمومی به اطلاعات سیاستها: ترازنامه بانک مرکزی و اقلام مهم اقتصادی باید به عموم منتشر شود. موسسات مالی دولتی باید به صورت دوره ای نتایج فعالیتهای خود را گزارش دهند.
جوابگویی و اطمینان از جامع بودن تصمیمات: بانک مرکزی باید گزارشی از جامع بودن فعالیتهای خود و موسسات مالی دولتی به عموم ارائه نماید.
بانک مرکزی برای آنکه بتواند سیاستهای خود با کارآیی بیشتر انجام دهد باید بر مبنای سه محور استقلال، شفافیت و پاسخگویی حرکت کند. فهم و درک بهتر و بیشتر از این سه محور کمک میکند تا رابطه دولت و بانک بهتر ساماندهی شود. این صندوق برای اداره بانکهای مرکزی بر محور استقلال، شفافیت و پاسخگویی، ۶ اصل اساسی را بهعنوان چارچوبی برای چگونگی فعالیت این بانک، پیشنهاد کرده است. این اصول بدون توجه به درجه توسعهیافتگی کشورها، عبارتند از:
۳-۱-۱-۴-۱- توتروباهی
اثر عصاره دودی بر طول ریشهچه در سطح آماری ۱ درصد معنیدار شد (جدول ۳-۱). در غلظت ۲/۰ عصاره دودی، طول ریشهچه به طور معنیداری افزایش یافت. در مورد سایر غلظتها، به جز غلظت ۱ که طول ریشهچه بذور تحت تیمار را نسبت به شاهد کاهش داد، غلظتهای مختلف عصاره دودی از نظر تأثیر بر طول ریشهچه اختلاف معنیداری با همدیگر و با شاهد نشان ندادند (شکل ۳-۴).
شکل ۳-۴: اثر غلظتهای مختلف عصاره دودی بر طول ریشهچه سه گیاه توت روباهی، بابونه و اکیناسه.
۳-۱-۱-۴-۲- اکیناسه
شکل ۳-۴ نشان می دهد که غلظت های ۲/۰ و ۱ عصاره دودی بدون اختلاف معنیدار با همدیگر، بیشترین اثر را بر افزایش طول ریشهچه داشتند. غلظت ۱/۰ بعد از دو غلظت فوق، باعث افزایش طول ریشهچه نسبت به شاهد شد و غلظت های ۰۰۲/۰ و ۰۱/۰ به طور معنیداری طول ریشهچه را در مقایسه با شاهد کاهش دادند. که در این میان، میزان این کاهش توسط غلظت ۰۰۲/۰ عصاره دودی، بیشتر از غلظت ۰۱/۰ بود.
۳-۱-۱-۴-۳- بابونه
اثر عصاره دودی بر طول ساقهچه گیاهچه بابونه، در سطح احتمال آماری ۰۱/۰ درصد معنیدار بود (جدول ۳-۳). طول ساقهچه نیز توسط غلظت ۱/۰ و ۲/۰ در مقایسه با شاهد و سایر غلظتها، به طور معنیداری افزایش پیدا کرد. غلظتهای ۰۰۲/۰، ۰۱/۰ و ۱ نیز گرچه توانستند تغییراتی در طول ساقهچه ایجاد کنند ولی این تغییرات از لحاظ آماری معنیداری نبودند (شکل ۳-۴).
در مورد گیاه توت روباهی، به نظر میرسد که با افزایش غلظت عصاره دودی تا غلظت ۲/۰ تعادل ترکیبات بوتنولاید تحریک کننده و بازدارنده به نفع بوتنولاید تحریک کننده بود. به طوریکه غلظت ۲/۰ عصاره دودی، طول ریشهچه را افزایش داد و با افزایش غلظت عصاره به بیش از این حد، این تعادل به نفع ترکیب بوتنولاید بازدارنده به هم میخورد و به کاهش طول ریشهچه منجر میشود. شواهد نشان می دهد که ترکیب تحریک کننده جوانهزنی موجود در دود، می تواند باعث القای زودتر فعالیتهای چرخه سلولی شود و در نتیجه ظهور ریشهچه را در بذرهای در حال جوانهزنی شتاب ببخشد (جاین و استادن، ۲۰۰۶). ما[۱۱۸] و همکاران (۲۰۰۶) بیان کردند که بوتنولاید ممکن است به روشی مشابه اکسینها عمل کند و می تواند جایگزینی برای اکسین ۲-۴-D در رویان زایی سوماتیکی گیاه Baloskion tetraphyllum باشد. اکسینها گروه کوچکی از هورمونهای گیاهی هستند که نقش محوری در تنظیم رشد و نمو ریشه و گیاه ایفا میکنند (سیتبون[۱۱۹] و ریچنمن[۱۲۰]، ۱۹۹۷). با تأمین این هورمون، رشد و توسعه ریشه و به ویژه ریشه های فرعی در گیاه افزایش مییابد و در نتیجه بخش هوایی گیاه نیز تقویت خواهد شد (مارچنر[۱۲۱]، ۱۹۹۵). مقاومت گیاه اکیناسه به غلظتهای بالای عصاره دودی و حساسیت آن به غلظتهای پایین را میتوان به وضوح در شکل ۳-۴ دید. همان گونه که محققین نشان دادند، پاسخ به دود یک ویژگی وابسته به گونه گیاهی است. یعنی یک گونه گیاهی ممکن است پاسخی متفاوت از گونه های دیگر از خود بروز دهد (براون و همکاران، ۱۹۹۴: دیکسون و همکاران، ۱۹۹۵: راچ و همکاران، ۱۹۹۸: موریس، ۲۰۰۰: توماس و همکاران، ۲۰۰۳: مریت و همکاران، ۲۰۰۶: نورمن و همکاران، ۲۰۰۶).
۳-۱-۱-۵- وزن تر گیاهچه
۳-۱-۱-۵-۱- توتروباهی
تیمار عصاره دودی در سطح احتمال آماری ۱ درصد بر وزن تر گیاهچه مؤثر واقع شد (جدول ۳-۱). به جز غلظت ۱ که وزن تر گیاهچه را نسبت به شاهد کاهش داد، سایر غلظتهای عصاره دودی به طور معنیداری باعث افزایش وزن تر گیاهچه شدند (شکل ۳- ۵).
شکل ۳-۵: اثر غلظتهای مختلف عصاره دودی بر وزن تر گیاهچه توت روباهی، بابونه و اکیناسه.
۳-۱-۱-۵-۲- اکیناسه
غلظتهای ۱/۰ و ۲/۰ عصاره دودی، از لحاظ صفت وزن تر گیاهچه بیشترین اختلاف معنیدار را با شاهد داشتند و وزن تر گیاهچه را به طور چشمگیری افزایش دادند. غلظت ۱، کمتر از دو غلظت فوق وزن تر گیاهچه را افزایش داد، در حالیکه غلظت ۰۱/۰ عصاره دودی، نتوانست اثر معنی داری بر این صفت داشته باشد و غلظت ۰۰۲/۰ وزن ترگیاهچه را در مقایسه با شاهد، به طور معنیداری کاهش داد (شکل ۳-۵).
۳-۱-۱-۵-۲- بابونه
تیمار عصاره دودی در سطح احتمال آماری ۰۱/۰ درصد بر وزن گیاهچه بابونه مؤثر بود (جدول ۳-۳). مقایسه میانگینها نشان میدهد که غلظتهای ۰۰۲/۰ و ۰۱/۰، وزنتر گیاهچه بابونه را افزایش دادند و از این لحاظ، تفاوت معنیداری با شاهد داشتند، اما سایر غلظتها نتوانستند به طور معنیداری وزن گیاهچه را تحت تأثیر قرار دهند (شکل ۳-۵). وزن تر گیاهچه عبارت است از وزن تر مجموع ساقهچه و ریشهچه و در نتیجه تمامی عواملی که بر رشد ساقهچه و ریشهچه مؤثر است، بر این صفت (وزن تر گیاهچه) نیز تأثیر میگذارد.
۳-۱-۱-۶- بنیه گیاهچه
۳-۱-۱-۶-۱- توتروباهی
اثر عصاره دودی بر بنیه گیاهچه در سطح آماری ۱ درصد معنیدار شد (جدول ۳-۱). غلظت ۱ عصاره دودی، تفاوت معنیداری با شاهد نشان نداد، اما سایر غلظتها باعث افزایش معنیداری در بنیه گیاهچه شدند (شکل ۳-۶).
شکل ۳-۶: اثر غلظتهای مختلف عصاره دودی بر بنیه گیاهچه توت روباهی، بابونه و اکیناسه.
۳-۱-۱-۶-۲- اکیناسه
غلظتهای ۰۱/۰ و ۱ عصاره دودی، اثر معنی داری بر بنیه گیاهچه اکیناسه نداشتند و غلظت ۰۰۲/۰، این صفت را به طور معنی داری کاهش داد. در حالیکه غلظت ۲/۰ و ۱/۰ بنیه گیاهچه را افزایش دادند و افزایش این صفت توسط غلظت ۲/۰ بطور معنی داری بیشتر از غلظت ۱/۰ بود ( شکل ۳-۶).
۳-۱-۱-۶-۳- بابونه
در سطح احتمال آماری ۱ درصد، بنیه گیاهچه تحت تأثیر تیمار عصاره دودی قرار گرفت (جدول ۳-۳). در میان غلظتهای مورد بررسی عصاره دودی، تنها غلظتهای ۱/۰ و ۲/۰ توانستند بنیه گیاهچه را در مقایسه با شاهد، به طور معنیداری افزایش دهند. سایر غلظتها از نظر آماری اختلاف معنیداری با شاهد نداشتند (شکل ۳-۶).
زمان کوتاهتر جوانهزنی (سرعت جوانه زنی بالاتر) به بنیه بیشتر گیاهچه و قدرت زنده مانی بالاتر منجر میشود و در نتیجه توانایی گیاهچه را برای رقابت در محیط افزایش می دهد (براون و استادن، ۱۹۹۷). اسپارگ (۲۰۰۵) با مطالعه ای که بر روی چندین گونه گیاهی دارویی انجام داد، نشان داد که دود ناشی از سوختن گیاهان، علاوه بر اثر بر جوانهزنی، میتواند صفات مرتبط با مرحله پس از جوانهزنی، از جمله بنیه گیاهچه را بطور معنیداری افزایش دهد. مکانیسم فیزیولوژیکی که منجر به افزایش بنیه گیاهچه میگردد به طور واضح مشخص نیست. با وجود این، دود ممکن است بذر و گیاهچه را در مقابل حملات میکروبی محافظت کند و این امر باعث زندهمانی بیشتر و ایجاد گیاهچه قویتر شود (راچ و همکاران، ۱۹۹۷). همچنین کولکارنی (۲۰۰۶) نیز در تحقیقی نشان داد که دود گیاهی می تواند باعث تحریک صفات رشدی گیاهچه برنج از جمله طول ریشهچه، طول ساقهچه، وزن گیاهچه و در نهایت بنیه گیاهچه گردد. نتایج تحقیق سوس و همکاران (۲۰۰۹) نشان داد که دود گیاهی به طور قابل توجهی میتواند بنیه گیاهچه و وزن خشک ذرت اینبرد لاین HMV5405 را افزایش دهد.
۳-۱-۱-۷- نسبت ریشهچه به ساقهچه
۳-۱-۱-۷-۱- توتروباهی
عصاره دودی بهطور معنیداری نسبت ریشهچه به ساقهچه را در سطح آماری ۱ درصد تحت تأثیر قرار داد (جدول۳-۱). به جز غلظت ۲/۰ که نسبت ریشهچه به ساقهچه را افزایش داد، سایر غلظتها تفاوت معنیداری را نشان ندادند (شکل ۳- ۷). البته این شکل نشان میدهد که غلظت ۱/۰ عصاره دودی، این نسبت را در مقایسه با شاهد، کاهش داده است و به نظر میرسد در این مورد، کاهش مشاهده شده ناشی از اشتباه آزمایشی باشد.
شکل ۳-۷: اثر غلظتهای مختلف عصاره دودی بر نسبت ریشهچه به ساقهچه سه گیاه توت روباهی، بابونه و اکیناسه.
۳-۱-۱-۷-۲- اکیناسه
نتایج این تحقیق نشان داد که در میان غلظتهای مختلف عصاره دودی، تنها غلظت ۱، توانست نسبت ریشه چه به ساقه چه را در گیاه اکیناسه به طور معنیداری افزایش دهد و سایر غلظتها در مقایسه با شاهد، اثر معنی داری بر این صفت نداشتند ( شکل ۳-۷).
۳-۱-۱-۷-۳- بابونه
اثر تیمار عصاره دودی بر نسبت ریشهچه به ساقهچه بابونه در سطح احتمال آماری ۰۱/۰ درصد معنیدار بود (جدول ۳-۳). اثر غلظتهای ۰۰۲/۰ و ۰۱/۰ بر نسبت ریشهچه به ساقهچه تفاوت معنیداری با شاهد نداشت اما از لحاظ آماری، غلظتهای ۱/۰، ۲/۰ و ۱ عصاره دودی، به دلیل اینکه طول ساقهچه را نسبت به طول ریشهچه، به میزان بیشتری افزایش دادند، باعث کاهش نسبت ریشهچه به ساقهچه، در مقایسه با شاهد گردیدند (شکل ۳-۷). نسبت ریشهچه به ساقهچه از صفات مطلوب و مهمی است که به ویژه با صفت مقاوت به خشکی در گیاهان در ارتباط است و همانطور که از اسم آن برمیآید، از تقسیم طول ریشهچه بر طول ساقهچه به دست میآید. عواملی که بر صفت طول ساقهچه و طول ریشهچه مؤثر هستند و در بخشهای مربوط به آنها بیان شده، بر این صفت نیز تأثیرگذار میباشند.
۳-۱-۲- صفات رشدی
۳-۱-۲-۱- ارتفاع گیاه
۳-۱-۲-۱-۱- توت روباهی
جدول ۳-۴: تجزیه واریانس صفات رشدی گیاه توت روباهی متأثر از غلظتهای مختلف عصاره دودی (میانگین مربعات).
منابع تغییر | درجه آزادی | ارتفاع گیاه | طول ریشه | تعداد شاخه های جانبی | تعداد برگ | کلروفیل | ماده خشک کل (TDM) |