۲-۳-۱۱-۲- کیفیت حسابهای دریافتنی
تحلیل کیفیت حسابهای دریافتنی و درآمد شرکت دید روشنی در مورد یکی از اجزاء اصلی کیفیت سود یعنی کیفیت درآمدها ارائه مینماید. بطورکلی، درآمد شناسایی شده که بر اساس محافظه کاری شناسایی شده باشد منجر به کیفیت سود بالا خواهد شد. در حالیکه درآمدی که بر اساس حسابداری جسورانه شناسایی شده باشد منجر به کیفیت سود پایین خواهد شد. برخی از مهمترین موارد ارزیابی کیفیت حسابها دریافتنی عبارتند از:
-
- سطح و تغییر در حسابهای دریافتنی نسبت به فروش.
-
- روش برآورد بدهیهای سوخت شده و اینکه چگونه می تواند سود گزارش شده را تحت تاثیر قرار دهد.
-
- روشهای بیان شده شرکت برای شناسایی درآمد در مقایسه با دیگر شرکتهای صنعت.
۲-۳-۱۱-۳- کیفیت (اندازه گیری) موجودی کالا
کیفیت اندازه گیری موجودی کالای شرکت مستقیماً به محافظه کاری و بی طرفی در محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته بستگی دارد. بویژه، اگر بهای تمام شده کالای فروش رفته شرکتی کمتر از واقع ارائه شده باشد آنگاه سودآوری شرکت بالاتر از واقع گزارش می شود و بالعکس. در هنگام ارزیابی کیفیت اندازه گیری موجودی کالا، مهمترین مواردی که بایستی مورد توجه و بررسی قرار گیرند، عبارتند از:
سطح و تغییر در کل موجودیهای کالا نسبت به فروش، روند حاشیه فروش، روش ارزیابی موجودیهای کالاو چگونگی تاثیر آن بر سود گزارش شده، رابطه بین انواع مختلف حسابهای موجودیهای کالا از قبیل مواد خام، کالای درجریان ساخت و کالای ساخته شده، روش مورد عمل شرکت برای اندازه گیری و ارائه موجودیهای کالا در مقایسه با دیگر شرکتهای صنعت.
۲-۳-۱۱-۴- کیفیت حساب دارایی های ثابت
محافظه کاری و بی طرفی در حساب دارایی های ثابت شرکت می تواند بر سود گزارش شده تاثیر داشته باشد. برای مثال، در نظر گرفتن عمر مفید بالا برای دارایی های ثابت می تواند سود خالص را افزایش دهد بدون اینکه سود آوری واقعی شرکت بهبود یافته باشد در هنگام بررسی کیفیت حساب دارایی ثابت، مهمترین زمینه هایی که بایستی مورد بررسی قرار گیرند عبارتند از:
کفایت هزینه های استهلاک، تغییر در روشهای استهلاک، شواهدی از دارایی های معیوب، عمر مفید دارایی های ثابت شرکت، ظرفیت مورد استفاده.
۲-۳-۱۱-۵- کیفیت بدهیها و افشاء
کیفیت حسابهای بدهی نیز برای درک کیفیت سود حیاتی و مهم می باشند. بویژه، بدهی ها بایستی بطور بی طرفانه و به دور از هرگونه جانبداری گزارش شوند. در غیر این صورت، کیفیت سود خدشه دار می شود.
در ارزیابی کیفیت بدهیها، برخی از مهمترین مسائلی که بایستی مورد توجه قرار گیرند عبارتند از: مفروضات بکار رفته در مورد بدهی های تحقق یافته و ثبت نشده، علائمی از تامین مالی خارج از ترازنامه، افشاء مفصل بدهیهایی که تحقق یافته اما ثبت نشده اند، رویه های مورد عمل در ارتباط با مخارج سرمایه ای، علائمی از دعاوی حقوقی
۲-۳-۱۲- ارزیابی فعالیتهای مدیریت سود
در هنگام ارزیابی اهمیت فعالیتهای مدیریت سود، برخی از مهمترین زمنیههایی که بایستی مورد بررسی قرار گیرند، عبارتند از: تغییر در رابطه بین درآمدهای تحقق یافته و تحقق نیافته، کثرت و زمانبندی معامله سهام با تضمین خرید توسط شرکت [۲۷] که ممکن است منجر به افزایش سود هر سهم شود، انتقال هزینه ها به دیگر بخش های صورت سود(زیان) به منظور افزایش سود عملیاتی یا حاشیه فروش.
۲-۳-۱۳- محیط رقابتی
محیطی که شرکت در آن فعالیت می کند می تواند بطور بالقوهای اثر مثبت یا منفی بر کیفیت سود داشته باشد. برای مثال، رشد سریع تکنولوژی در صنعت کامپیوتر می تواند منجر به افزایش کالاهای ناباب و بلا استفاده گردد. در مقابل، تغییر تکنولوژی در بخش صنعتی خیلی آهسته تر و کندتر میباشد. بنابراین برای این قبیل صنایع تغییر تکنولوژی یک فاکتور مهم در ارزیابی کیفیت سود نمی باشد. بدین ترتیب، شرکتهایی که در صنایع با رشد تکنولوژی بالا فعالیت می کنند نسبت به شرکتهایی که در صنابع با رشد تکنولوژی تقریباً ثابت فعالت می کنند، بیشتر مستعد رویارویی با مسائل کیفیت سود میباشند. برخی از مهمترین مسائلی که بایستی در ارتباط با محیط رقابتی مورد توجه قرار گیرند، عبارتند از: موقعیت رقابتی صنایع، شرایط اقتصادی، سرعت تغییر در تکنولوژی که ممکن است بر محصولات شرکت تاثیر بگذارد.
۲-۳-۱۴- دیگر فاکتورهای خاص شرکت
فاکتورهای خاص شرکت زیادی وجود دارند که می تواند بر کیفیت سود تاثیر بگذارند. در هنگام ارزیابی کیفیت سود برخی از مهمترین مسائل خاص شرکت که بایستی مورد توجه قرار گیرند، عبارتند از: پیچیدگی ارزیابی حسابها و رویدادها، وسعت و عمق شرکتهای مشتری مدار، سطح و تغییر در هزینه های قانونی، ماهیت هر قرارداد بدهی، معیارهای ارزیابی نقدینگی و توان پرداخت بدهی، زمانبندی انتشار صورتهای مالی، نرخ رشد شرکت.
۲-۳-۱۵- محتوای اطلاعاتی سود
سود از جمله برترین شاخص های اندازه گیری فعالیتهای یک واحد اقتصادی است. اهمیت سود حسابداری، مقولهای است که براثر گسترش فنون کمی مدیریت و ضرورت توجه به نیاز استفاده کنندگان صورتهای مالی، شکل گرفته و با گذر از دیدگاه محدود اندازه گیری نتیجه فعالیتهای گذشته، حسابداری را برای یاری رسانیدن به تصمیم گیرندگان تواناتر ساخته است.
از سال ۱۹۶۵ تاکنون فرضیه بازار کارا مطرح است. تحت این فرضیه کلیه اطلاعات مربوط و موجود در قیمت سهام منعکس بوده و حتی سرمایه گذاران درون سازمانی که به اطلاعات دست اول دسترسی دارند نیز قادر به تحصیل بازده غیر عادی نخواهند بود. در چنین بازاری افشای کامل اطلاعات و بخصوص اطلاعات حسابداری دارای محتوای اطلاعاتی میباشد. از دیدگاه اطلاعاتی، مفهوم سود نتیجه فعالیتهای اقتصادی را بیان می کند. ولی به عنوان معیار اساسی اندازه گیری، همچنان مورد تردید قرار دارد. بر مبنای مفروضات بازار کارای سرمایه، تحقیقات تجربی مؤید آن هستند که سود حسابدار ی دارای محتوای اطلاعاتی میباشد.
۲-۳-۱۶- محتوای اطلاعاتی سود تعهدی
سودی که به صورت تعهدی محاسبه می شود، مطالبی است که مباحث فراوانی پیرامون آن موجود است. اگرچه دیدگاه اصولی و بنیادی این روش مورد قبول واقع شده است، ولی از دیدگاه اطلاعاتی، سود تعهدی نمیتواند بیانگر فعالیت اقتصادی باشد. با توجه به مفروضات بازار کارا، نتیجه تحقیقات تجربی بیانگر این دیدگاه است که سود حسابداری دارای محتوای اطلاعاتی است. اینکه آیا تمایل حسابداران بر این است که برای محاسبه سود از یک روش منحصر به فرد استفاده کنند یا میخواهند اطلاعات گنجانده شده در فرایند محاسبه سود را شناسایی نمایند، به هرحال، حسابداران در مرحله عمل کماکان بر نقش محاسبه سود تاکید می کنند و تحلیلگران مالی هم خواستار محاسبه و انتشار این عدد میباشند. برای مثال، در بیانیه شماره یک از مفاهیم حسابداری مالی گفته می شود که: «تاکید گزارشهای مالی بر روی اطلاعاتی است که درباره عملکرد شرکت می شود و آن از مجرای محاسبه سود و اجزای تشکیل دهنده آن، ارائه میگردد»(هندریکسون، میشل و ون بردا[۲۸]، ۱۹۹۲ ).
۲-۳-۱۷- رفتار سرمایه گذاران در واکنش به اطلاعات صورتهای مالی
۱- سرمایه گذاران درباره بازده مورد انتظار و ریسک سهام شرکت دارای باورهای پیشین هستند. این باورهای پیشین بر پایه همه اطلاعاتی قرار دارد که در دسترس همگان است (از جمله قیمت بازار) تا اینکه سود خالص سال جاری شرکت اعلام شود. حتی اگر این باورها بر پایه اطلاعاتی قرار داشته باشد که در دسترس همگان است، هیچ الزامی وجود ندارد که باورهای پیشین برای همگان همانند باشند، زیرا سرمایه گذاران در برابر مقدار اطلاعاتی که کسب می کنند و نیز از نظر توانایی در تفسیر آنها متفاوتند. همچنین امکان دارد این باورهای پیشین شامل انتظاراتی باشد که درباره قدرت سودآوری آینده و کنونی شرکت است، زیرا بازده آینده اوراق بهادار، دست کم، تا حدی به سود آوری آن بستگی دارد.
۲- پس از اعلام سود خالص سال جاری، برخی از سرمایه گذاران درصدد بر میآیند اطلاعات بیشتری به دست آورند و این کار از طریق تجزیه و تحلیل عدد متعلق به سود میسر خواهد شد. برای مثال، اگر سود خالص بالا رود یا از مقدار مورد انتظار بیشتر باشد، این می تواند به عنوان خبر خوبی به حساب آید. اگر وضع بدین گونه باشد، سرمایه گذاران در باورهایی که درباره بازده و قدرت سودآوری آینده شرکت دارند تجدیدنظر خواهند کرد. برخی از سرمایه گذاران ممکن است این عدد سود خالص را به عنوان خبر بد تفسیر کنند.
۳- سرمایه گذارانی که در باورهای خود نسبت به سود آوری آینده و بالا رفتن بازده شرکت تجدید نظر کرده اند تمایل بیشتری نشان می دهند تا تعداد بیشتری سهم شرکت را به قیمت بازار کنونی خریداری نمایند و کسانی که در باورهای خود (در جهت عکس) تجدید نظر کرده اند، عملی عکس گروه نخست انجام خواهند داد. ارزیابی سرمایه گذاران در مورد میزان ریسک این سهام هم مورد تجدید نظر آنان قرارخواهد گرفت.
۴- پس از اعلام سود خالص شرکت، حجم معامله بر روی سهام آن شرکت افزایش مییابد. گذشته از این، هر قدر تفاوت در باورهای پیشین سرمایه گذاران و تفسیرهایی را که بر اساس اطلاعات مالی کنونی انجام می دهند، بیشتر باشد، حجم این معاملات بیشتر خواهد شد. اگر سرمایه گذاران سود خالص گزارش شده را به عنوان خبر خوب تفسیر کنند و در نتیجه بر انتظاراتی که درباره بازده و سوددهی آینده شرکت دارند بیفزایند، کسانی را تحتالشعاع قرار خواهند داد که اعلام سود خالص را به عنوان خبر بد تفسیر مینمایند و انتظار بر این است که شاهد افزایش قیمت بازارسهام شرکت و عکس آن باشیم.
اگر اطلاعات حسابداری دارای محتوای اطلاعاتی نباشند، با دریافت این نوع اطلاعات هیچ نوع تجدید نظر در باورها ایجاد نمی شود و در نتیجه برای خرید یا فروش اوراق بهادار هیچ تصمیم تازهای گرفته نخواهد شد. بدون اتخاذ تصمیم در مورد خرید و فروش، هیچ حجم معامله یا تغییر قیمتی وجود نخواهد داشت. در واقع، در صورتی اطلاعات می تواند سودمند واقع شود که سرمایه گذاران را در مسیری هدایت نماید که در باورها و اقدامات خود تجدید نظر نمایند. گذشته از این، میتوان با توجه به حجم معاملات یا تغییر قیمت که پس از اعلام و افشای اطلاعات انجام می شود، میزان سودمندی گزارشهای مالی را محاسبه کرد.
برابر دانستن سودمندی اطلاعات ارائه شده در گزارش مالی با محتوای اطلاعاتی رابطهای به دست میدهد که آنرا روش مبتنی بر اطلاعات[۲۹] از دیدگاه سودمند بودن اطلاعات (ارائه شده درصورتهای مالی) مینامند.
سازمانهای بزرگ تدوین کننده استانداردهای حسابداری همواره از روش مبتنی بر اطلاعات استفاده کرده اند. بر اساس روش مزبور سرمایه گذاران از این دیدگاه مورد توجه قرار میگیرند که میخواهند بازده آینده اوراق بهادار را خودشان پیش بینی نمایند (اسکات[۳۰]، ۲۰۰۳).
برای آنکه سود محتوای اطلاعاتی داشته باشد باید ارتباط متصوری بین سود و مشخصههایی که ارزش اوراق بهادار را تعیین می کند وجود داشته باشد. سود سهام آتی به دامنهای که از لحاظ آماری همبسته با سودهای آتی خواهد بود مرتبط است (آقایی و رضازاده، ۱۳۷۵).
۲-۳-۱۸- محتوای اطلاعاتی اعلام سود پیشبینیشده (برآوردی) و تاثیر اعلام سود برآوردی بر نوسانات قیمت سهام
از آنجا که ارزش نظری اوراق بهادار برابر با ارزش فعلی جریانهای تقدی ناشی از آن است، بنابراین سود پیشبینی شده سهام، عامل مهمی برای تعیین قیمت هر سهم است. نکته مهم آن است که رقم پیشبینی تا چه حد از صحت برخوردار است. در مواجه با ارقام سود برآوردی اعلام شده، سرمایهگذاران در دو گروه قرار میگیرند. عدهای در گروه سرمایهگذاران محتاط و بدبین هستند و معتقدند سود اعلام شده از سودی که تحقق مییابد انحراف دارد. تغییرات اعلام شده در سود برآوردی کاملاً موقتی است، و به مرور زمان سود شرکت با تعدیل منفی همراه خواهد شد و به سطح سود سالهای قبلی خواهد رسید. بنابراین، این عده از سرمایهگذاران واکنش و هیجان زیادی از خود در قبال افزایش سود برآوردی نشان نمیدهند و معتقدند سود واقعی شرکت غیر از سود اعلام شده است. البته، در طول زمان، وقتی متوجه میشوند سود شرکت بهبود یافته، و میزان پوشش بودجه نیز بهبود یافته، به تدریج دیدگاه خود را عوض کرده و به معامله سهام اقدام میکنند. در مقابل این دسته، گروه سرمایهگذار متهورتر قرار دارند که به سود سهام اعلامشده واکنش فوری نشان میدهند. این گروه تصور میکنند که سود شرکت از روند خاصی تبعیت میکند. از این رو با اعلام تعدیل مثبت یا منفی سود، به روند گذشته رجوع میکنند و متناسب با آن عکسالعملی نشان میدهند. عکسالعمل این گروه برخلاف گروه اول، واکنش نسبت به روند بلندمدت قیمت سهام است. یافتههای محققان غربی در حوزه ارتباط سود سهام برآوردی و قیمت سهام متفاوت است. عدهای اثبات میکنند که قیمت سهم با سود سالانه همبستگی ندارد، چون بازار سرمایه کارا است و در بازار کارا کسب سود غیرمتعارف تصادفی است. تحقیقاتی چون مطالعات بال و براون (۱۹۶۸) نشان میدهد که بین سود سالانه و نرخ بازده غیرمتعارف رابطه وجود دارد، یعنی افزایش غیرمنتظره یا کاهش غیرمنتظره در سود، معمولاً با نرخ مثبت یا منفی در بازده غیرعادی همراه میشود.بیور (۱۹۶۸) نشان داد که تغییرات سود اعلامی باعث حجم معاملات بیشتر سهام میشود. یعنی این حجم معاملات بیانگر محتوای اطلاعاتی اعلامیههای سود است. جورج فاستر (۱۹۷۷) نشان داد که سود منبع اطلاعات مهمی است و باعث افزایش حجم معاملات میشود. مطالعات لامبرت و یال (۱۹۷۸) نشان میداد که قیمتها و سود در یک جهت حرکت میکنند، اما نه به یک نسبت. مطالعه مان (۱۹۸۰) نشاندهنده معنادار بودن واکنش قیمت سهام نسبت به پیشبینیهای سود است. در سال ۱۹۹۸، تحقیق اداباسی در بورس استانبول نشان دهنده بازده غیرمتعارف سهام در روز اعلام سود هر سهم در مقایسه با روزهایی است که سود سهام اعلام نمیشود. اسپان هلتز (۲۰۰۴) با بررسی بورس دانمارک نشان میدهد که اعلام سود، حاوی محتوای اطلاعاتی است و با آن نرخ بازده غیرمتعارف مثبت و معنادار مشاهده میشود. موخری (۲۰۰۵) تحقیقی انجام داد که نتایج کاملاً متفاوتی ارائه میدهد. این مطالعه نتیجه میگیرد که جهت تغییرات قیمت سهام، عکس جهت اطلاعیه اعلام سود است. این مطالعه نشان میدهد حدود ۳۰ درصد از سهامی که تعدیل منفی در سود داشتهاند، در تاریخ اعلام سود، با تغییر مثبت قیمت همراه شدهاند و در همین حدود نیز سهامی که تعدیل مثبت در سود داشتهاند، با تغییر منفی قیمت همراه شدهاند. این پژوهش دلیل چنین تحول نامنتظری را اینگونه اعلام میکند: «هنگامی که شرکتی تعدیل منفی در سود اعلام میکند، سرمایهگذاران از فروش این سهام خودداری میکنند، چون مایل به شناسایی زیان نیستند، و برعکس هنگامی که تعدیل مثبت در سود اعلام میشود، اشتیاق به فروش پیدا میشود، و صف فروشی که به این دلیل شکل میگیرد، در نهایت باعث کاهش بازده میشود. به این ترتیب، مشاهده میشود که نتایج متفاوتی از بررسیهای تجربی گذشته حاصل آمده است (روزنامه سرمایه، ۴/۷/۸۵).
۲-۳-۱۹- شفافیت اطلاعات مالی و محتوای اطلاعاتی سود
تحقیقات تجربی شواهدی از رابطه منفی بین واکنش بازار به اعلام سود و سطوح شفافیت اطلاعات مالی نشان داده است (آتیاس ، ۱۹۸۵، لوبو و محمود، ۱۹۸۹، دمسی، ۱۹۸۹، شورش ، ۱۹۹۰، پوپی و انیانگتی، ۱۹۹۲، کریستسن و دیگران، ۲۰۰۴) آتیاس (۱۹۸۵) این رابطه را فرضیه افشای قبلی اطلاعات نامیده است.
هولتاس و ورشیا (۱۹۸۸) در تحقیق خود پیشنهاد نموده اند که در راستای فرضیه افشای قبلی اطلاعات، واکنش بازار به اطلاعات مالی باید رابطهای منفی با سطح افشای اطلاعات داشته باشد. کراس واسچرو در (۱۹۸۸) در تفسیر این موضوع بیان کرده اند که در سطوح شفافیت زیاد به دلیل دسترسی بیشتر به سایر منابع اطلاعاتی، سرمایه گذاران در زمان پیش بینی جریانهای نقدی آینده اتکای کمتری به سود جاری دارند، پلنبرگ (۱۹۹۸) به تحلیل عمیقی محتوای اطلاعاتی سود شرکتها دانمارک در مقایسه با شرکتهای آمریکا پرداخت. نتایج نشان داد ضریب واکنش سود در شرکتهای دانمارکی از ضریب واکنش سود در شرکتهای آمریکایی بیشتر است. این محقق بیشتر بودن ارزش مربوط سود را به انعطافپذیری بیشتر در سامانه حسابداری و همچنین شفافیت اطلاعاتی کمتر قبل از اعلام سود در شرکتهای دانمارکی نسبت داد. کریستسن و همکاران (۲۰۰۴) تاثیر سطوح افشای اطلاعات را بر واکنش بازار به اعلان سود بررسی کردند. محتوای اطلاعاتی سود با بهره گرفتن از رگرسیون بازده غیرعادی و سود غیرمنتظره سنجش شد. نتایج این مطالعه نشان داد که ضریب واکنش سود در شرکتهای با افشای بیشتر، کمتر است، زیرا بازار واکنش کمتری به بخش غیر منتظره سود در شرکتهای شفافتر (با افشای قبلی بیشتر) نشان می دهد. لیو و زاروین (۱۹۹۷) ضعیف بودن ارتباط سود حسابداری به بازده سهام را ناشی از ناتوانی و عدم شفافیت صورتهای مالی برای انعکاس بموقع اطلاعات عنوان نموده اند. مطالعات تجربی پیرو، شفافیت اطلاعات مالی را افزاینده محتوای اطلاعاتی سود گزارش کرده اند. گلب و زاروین (۲۰۰۲) در تحقیقی با عنوان خط مشی افشاء و محتوای اطلاعاتی قیمت سهام، سطوح افشای سطوح افشای شرکتها را با بهره گرفتن از امتیازهای افشای انجمن تحقیق مدیریت سرمایه گذاری آمریکا اندازه گیری کردند. یافتههای این تحقیق اولین شواهد تجربی را فراهم آورد که افشای بیشتر با قیمت سهام رابطهای مثبت دارد و اطلاعات بیشتری در مورد سود آینده نشان می دهد. لاندهلم و میرز (۲۰۰۲) در تحقیقی با عنوان تاثیر افشا بر رابطه سود – بازده به این نتیجه رسیدند که افشای آگاهی بخش سبب می شود بازده جاری سهام اطلاعات بیشتری در مورد سود آینده منعکس کند. فان و وانگ (۲۰۰۲) شفافیت اطلاعاتی را از جنبه ساختارهای مالکیت و رابطه آن با محتوای اطلاعاتی سود مورد بررسی قرار داده اند. بنابر نتایج این تحقیق، اتخاذ استراتژی عدم شفافیت یا الهام از سوی شرکتها، افشای اطلاعات مالکانه و خصوصی را کاهش میدهد و به کاهش اعتبار و آگاهی بخشی سود گزارش شده نزد سرمایه گذاران منجر میگردد.
از نظر یو[۳۱] (۲۰۰۵) مزیت اطلاعاتی مرتبط با شفافیت صورتهای مالی این است که آگاهی سرمایه گذاران افزایش یافته و منجر به افزایش اعتماد سهامداران شده و هزینه سرمایه شرکت کاهش مییابد. شفافیت پایین و عدم تقارن اطلاعاتی باعث سر در گمی و ناآگاهی سهامداران و سایر سرمایه گذاران می شود. شفافیت پایین موجب می شود اطلاعات کافی برای ارتباط برقرار کردن با سرمایه گذاران وجود نداشته باشد و یک عدم تقارن اطلاعاتی بین آنهایی که آگاهی دارند و آنهایی که دسترسی به اطلاعات کافی ندارند شکل گیرد که در نهایت منجر به افزایش صرف ریسک اطلاعات می شود. اطلاعات مالی که قابلیت اتکا و شفافیت پایینی دارند، عدم اطمینان سهامداران را افزایش داده و جذابیت سهام را کاهش میدهد. این موضوع شرکتها را در تامین نقدینگی مناسب با مشکل مواجه می کند. به تبع آن شرکتها برای جلوگیری و کاهش مشکلات تامین نقدینگی، وجهنقد بیشتری نگهداری می کنند (قائمی و علوی، ۱۳۹۱).
لین و همکاران[۳۲] (۲۰۰۷) به بررسی رابطه بین شفافیت اطلاعات و محتوای اطلاعاتی سود پرداختند. شفافیت اطلاعاتی با بهره گرفتن از دو معیار سامانه رتبه بندی افشا و نسبت سرمایه گذاری بلندمدت در سهام ارزیابی شد. یافتههای آنان گویای این است که شفافیت اطلاعات مالی سبب می شود محتوای اطلاعاتی سود و سودمندی ارقام حسابداری بین سرمایه گذاران افزایش یابد. اسپانهولتز [۳۳](۲۰۰۸) به بررسی رابطه بین افشا شفافیت قبل از اعلام سود با بهره گرفتن از نمایندههای اندازه شرکت و پیش بینی تحلیلگران و رابطه آن با محتوای اطلاعات سود پرداخت. نتایج وی نشان داد که ارتباط مثبتی بین سطح افشای قبلی و محتوای اطلاعاتی سود وجود دارد. او این یافته ها را به سطوح شفافیت کم اطلاعات در دانمارک نسبت میدهد.
۲-۳- مرور پیشینه تحقیق
۲-۳-۱- تحقیقات خارجی
۲-۳-۱-۱- کیفیت سود
میشل و همکاران (۱۹۹۹) به بررسی رابطه بین تغییرات سود تقسیم شده و کیفیت سود پرداختند. بدین منظور، آنها عکسالعمل بازار نسبت به کیفیت اطلاعات منتشر شده گذشته را به وسیله بررسی قیمت سهام و تجدید نظر پیش بینی تحلیلگران حول و حوش تغییرات سود تقسیم شده را مورد بررسی و آزمون قرار دادند در نهایت، با آزمون تجربی، فرضیات تحقیق تأیید شدند یعنی بازار نسبت به اعلام تغییر در سود نقدی شرکتهای دارای کیفیت سود بالا کمتر عکسالعمل نشان میدهد. همچنین حجم پیش بینیهای تجدیدنظر شده تحلیلگران مالی برای شرکتهای دارای کیفیت سود بالا بسیار ناچیز میباشد.
ریچاردسون (۲۰۰۱) به این نتیجه رسید که اطلاعات اقلام تعهدی در زمینه کیفیت سود در یک بخش خاص از اقلام تعهدی ( مثلا اقلام تعهدی جاری ) متمرکز نیست.
ژی (۲۰۰۱) نشان داد اقلام تعهدی غیرعادی نسبت به اقلام تعهدی عادی ثبات کمتری دارند و خود اقلام تعهدی عادی هم نسبت به جریانهای نقدی عملیاتی ثبات کمتری دارند.
فرم در حال بارگذاری ...