مطابق جدول (۴-۳۱)، سطح طرحواره در دانشآموزان قلدر دختر و پسر تفاوت معنیداری دارد. در دانشآموزان قلدر پسر سطح تحولی ۳ بیشتر است. در دانشآموزان دختر قلدر سطح تحولی ۲ بیشتر است.
مقایسه سطوح تداوم، تمایز و اراده خود ذهنی در دانشآموزان دختر و پسر قلدر:
جداول(۴-۳۲)،(۴-۳۳)و(۴-۳۴) نشان می دهند که سطح معنیداری آزمون درهر سه سطح بزرگتر از ۰۵/۰ است، پس فرض صفر رد نمیشود. و سطوح تداوم، تمایز و اراده دانشآموزان دختر و پسر قلدر تفاوت معنیداری ندارد.
۴-۳-۶-سوال چهارم پژوهش: آیا بین عزت نفس دانش آموزان پسر قلدر و عادی تفاوت وجود دارد؟
با توجه به غیرنرمال بودن توزیع نمرات، برای بررسی این سوال از آزمون ناپارامتری من-ویتنی استفاده شده است.
طبق جدول (۴-۳۵)، تمامی ابعاد عزت نفس دانش آموزان پسر قلدر و عادی، با هم تفاوت معنی داری دارند. سطح عزت نفس در دانش آموزان پسر قلدر در تمامی ابعاد اعم از فردی، تحصیلی، خانوادگی و اجتماعی و همینطور عزت نفس کلی از سطح عزت نفس در دانش آموزان پسر عادی بطور معنی داری پایین تر است.
۴-۳-۷- سوال پنجم پژوهش: آیا بین عزت نفس دانش آموزان دختر قلدر و عادی تفاوت وجود دارد؟
با توجه به توزیع غیرنرمال نمرات متغیر عزت نفس، برای بررسی این سوال نیز از آزمون ناپارامتری من-ویتنی استفاده کردیم.
میانگین عزت نفس کلی دانشآموزان دختر عادی ۵۰/۴۵ و دانشآموزان دختر قلدر۵۰/۱۵، سطح معنیداری برابر ۰۰۰/۰ است، فرض صفر رد میشود. در نتیجه میزان عزت نفس کلی دختران عادی بیشتر میباشد.
همانطور که مندرجات جدول (۴-۳۶) نشان می دهد علاوه بر عزت نفس کلی، در همه ابعاد، میزان عزت نفس دانش آموزان دختر عادی از دانش آموزان دختر قلدر بیشتر است. و در مجموع دانش آموزان دختر با رفتارهای قلدری عزت نفس پایینی دارند.
۴-۳-۸- سوالات ششم پژوهش: آیا بین عزت نفس دانشآموزان دختر و پسر قلدر تفاوت وجود دارد؟
توزیع نمرات عزت نفس طبق آزمون کولموگراف اسمیرنوف در تمامی ابعاد غیر نرمال برآورد شد. پس برای بررسی این سوال پژوهشی نیز از آزمون U من – ویتنی استفاده کردیم.
مطابق جدول (۴-۳۷)، سطح معنیداری آزمون برای عزت نفس فردی برابر ۸۸۵/۰، برای عزت نفس تحصیلی برابر ۸۵/۰ ، برای عزت نفس خانوادگی برابر ۶۶۹/۰ ، برای عزت نفس اجتماعی برابر ۱۹۸/۰ و برای عزت نفس کلی برابر ۹۳۱/۰ می باشد.
با توجه به اینکه در همه این ابعاد سطح معنی داری آزمون از ۰۵/۰ بزرگتر است پس فرض صفر رد نمیشود. در نتیجه بین دانشآموزان دختر و پسر چه در چهار بعد عزت عرت نفس و چه در عزت نفس کلی تفاوت معنیداری وجود ندارد.
فصـل پنـجم:
بحـث و نتیجـه گیـری
۵-۱- پیش درآمد
در این پژوهش دو گروه از دانش آموزان قلدر و غیر قلدر از لحاظ سطوح تحولی ادراک خود و عزت نفس مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل نتایج پژوهش تفاوت هایی را بین دو گروه قلدر و غیر قلدر در برخی سطوح ادراک خود و ابعاد عزت نفس آشکار ساخته است. یافته های پژوهش در تحلیل نقش ادراک خود و عزت نفس رفتار قلدری دانش آموزان قلدر میتواند حائز اهمیت باشد.
در این فصل ابتدا نتایج حاصل از فرضیه ها و سولات پژوهش ارائه میشوند و سپس همسو بودن یا ناهمسو بودن این نتایج با تحقیقات قبلی مورد بحث قرار میگیرند و در نهایت به محدودیتها و پیشنهادهای پژوهشی و کاربردی پرداخته می شود.
۵-۲- بحث و نتیجه گیری
۵-۲-۱- فرضیه اول پژوهش: : بین طرازهای تحولی ادراک خود دانش آموزان قلدر و عادی تفاوت وجود دارد.
همانگونه که در جداول ۴-۱۴ تا ۴-۱۸ فصل چهارم نشان داده شد بین خود طرحواره های خود عینی و سطوح تحولی خود عینی و همچنین سطوح تداوم، تمایز و اراده خود ذهنی دانش آموزان قلدر و عادی تفاوت معنی داری وجود دارد.
دانش آموزان قلدر بیشتر خود را در قالب خود-طرحواره های فیزیکی و فعال توصیف می کردند در حالیکه دانش آموزان عادی بیشتر در قالب خود-طرحواره های اجتماعی و روانی خودشان را توصیف می کردند. در طول مصاحبه نیز دانش آموزان قلدر در توصیف خود بیشتر بر اسنادهای فیزیکی و مادی و ویژگی های بارز جسمانی خود اشاره می کردند. و یا خود را از طریق رجوع به فعالیتهایی که انجام می دهند یا ورزشهایی که میکنند، توصیف می کردند.
اما دانش آموزان غیر قلدر بیشتر خود را بر مبنای وابستگی ها و پیوندهای ارتباطی با خانواده یا با دیگر افراد جامعه و همینطور از طریق اسنادهایی چون افکار و نگر ش هایشان توصیف می کردند. سطح تحولی ادراک خود دانش آموزان قلدر به طور معناداری پایین تر از دانش آموزان عادی بود. سطح تحولی ادراک خود، در واقع پیشرفت های تحولی “خود” را نشان می دهد. دانش آموزان عادی بیشتر در سطوح ۳ و۴ استدلال می کردند درحالیکه دانش آموزان قلدر بیشتر در سطوح ۲ و ۳ استدلال می کردند.
ویژگی های عمومی سطوح ۱ تا ۴ به طور مختصر به این شرح می باشد:
سطح ۱: خود از طریق رجوع به مقوله های مجزا از یکدیگر شناسائی می شود ، بدون آنکه هیچ یک از مقوله ها معنائی داشته باشد.
سطح ۲: خود در ارتباط با دیگران و در ارتباط با هنجارهای فیزیکی و اجتماعی شناسائی و توصیف می شود.
سطح ۳: ویژگیهای تعیین کننده ماهیت تعامل فرد با دیگران اهمیت خاص یافته و خودشناسی بر مبنای مقولاتی است که به لحاظ تعامل های بین فردی ارزش یافته اند.
سطح ۴: مقولات توصیف کننده خود حول محوری سازمان یافته اند که نظام اصولی باورها ، طرحها و نقشه های زندگی است.
دیمون و هارت (۱۹۸۲ – ۱۹۸۸) با استناد به پژوهش های مختلف نشان می دهند که میان سن وسطوح یاد شده همبستگی های قوی و مثبت وجود دارد. سطح یک معمولاً تا هشت – نه سالگی است.
بین هشت – نه تا یازده – دوازده سالگی سطح دوم فراوانی بیشتر داشته و ظاهراً سطح بارز این دوره است. سنین قبل از نوجوانی ، یعنی از حدود یازده – دوازده سال به بعد با سطح سوم ارتباط دارد و سطح چهارم از حدود پانزده سالگی آغاز می یابد.
از آنجاییکه در دانش آموزان قلدر سطح استدلال ۲ یا ۳ می باشد و میدانیم که این سطوح با سنین نه تا دوازده سال ارتباط دارند. و طبق یافته های بولتون و آندروود (۲۰۰۱)، قلدری در سنین پایین شایع تر است پس نتایج تحقیق با نتایج این مطالعات همسو می باشد. با وجود اینکه نمونه دانش آموزان این پژوهش بین سنین دوازده تا پانزده سال بودند با توجه به نتایج آماری دانش آموزان قلدر سطح استدلال پایینی از خود دارند و حتی رفتارهایی که انجام می دهند مربوط به همسالانی با سنین پایین تر می باشد. این دانش آموزان از نظر سطح استدلال خود هنوز رشد کافی نکرده اند.
بعد یا وجه دیگر از ادراک خود که با سن تحول می یابد ، جنبه ذهنی آن می باشد. فرد از خلال سه نوع تجربه پردازشگر بر آن آگاهی می یابد: تداوم، تمایز و اختیار یا اراده. تداوم عبارت از حساس پیوستگی وجود در طی زمان و از خلال تغییرات واقعی یا احتمالی آن است . یگانه بودن و تفرد احساس خاص همراه با تجربه تمایز است. از خلال تجربه اختیار و اراده است که فرد کنترل اعمال خود را در دست دارد و موقعیت ها را تعبیر و تفسیر می کند (دیمون و هارت، ۱۹۹۱).
نتایج پژوهش حاضر با پژوهشهای زیر همسو می باشد. رولولد (۲۰۱۱)، آندرو[۸۴] (۲۰۰۱)، هوبر (۲۰۱۰)، بولتون و آندروود (۲۰۰۱)، ملچر (۱۹۸۶).
تحقیقی که رولولد (۲۰۱۱) انجام داده بود نیز نشان داد که بین قلدری و سطوح پایین ادراک خود رابطه وجود دارد و قلدرها در سطوح تحولی پایین تری نسبت به دانش آموزان عادی قرار دارند. و طبق گفته هوبر (۲۰۱۰)، سطوح پایین ادراک خود می تواند رفتارهای قلدری را پیش بینی کند. آندرو (۲۰۰۱)، دریافت که نمرات قربانیان بخصوص در تمامی ابعاد نیمرخ ادراک خود هارتر برای کودکان، از همسالان غیر قربانیشان پایین تر بود. نتایج این مطالعات با پژوهش حاضر همسویی دارند.
در زمینه طرحواره ها نیز دانش آموزان قلدر وابستگی کمتری نسبت به زمینه یا عوامل اجتماعی داشتند. که تحقیق ملچر (۱۹۸۶)، در مورد نوجوانان دارای اختلالات رفتاری نیز این نتیجه را دربر داشت (ملچر، ۱۹۸۶، به نقل از محسنی، ۱۳۷۵).
در این پژوهش در زمینه مفهوم اراده یا اختیار میان دانش آموزان قلدر و عادی تفاوت معناداری وجود داشت. که نشان می دهد دانش اموزان قلدر در این جنبه از مفهوم خود نیز تاخیر نشان داده و در سطح تحولی پایین تری استدلال می کردند.
در زمینه تمایز دانش آموزان قلدر بیشتر متمایز بودن خود از دیگران را بر مبنای ارزشیابی مقایسه ای ویژگی های منفرد شخصیتی، رفتاری یا شناختی استدلال می کردند. در حالیکه دانش آموزان عادی بر مبنای ویژگی های درونی و تجربیات ذهنی استدلال می کردند. این نتایج نشان می دهد که ابعاد ادراک خود اعم از ذهنی و عینی در دانش آموزان قلدر رشد نایافته تر است. و توصیفاتشان از خود در قالب پیامدهای قابل رویتی برداشت می شود که یا توجیهی ندارند یا اینکه بسیار ساده است.
در کل چنین برداشت می شود که ادراک خود نزد دانش آموزان درگیر در رفتارهای قلدری، نسبت به همسالان عادی خود تاخیر دارد. با استناد به یافته های مشابه، اینطور استدلال می شود که این عقب ماندگی یا تاخیر تحولی، صرف نظر از علت آن، اختلالات رفتاری مانند قلدری و پرخاشگری را سبب می شود.
دیمون وهارت مکانیسم این اختلالات را این طور بیان می کنند: دایره شکل و به این صورت که جاذبیت خود از دید دیگران برای آنها اهمیت اساسی ندارد، بنابراین خود را برای انجام رفتارهای ناسازش یافته و نامطلوب دچار مانع نمی بینند. پیامد اینگونه رفتارهای نامطلوب، خود تاخیر در رشد را سبب می گردد، زیرا طرد “خود” از طرف دیگران باعث می شود که تصور خود در ارتباط با آنها رنج آور باشد و این موقعیت، خود، تحکیم یا تثبیت سطوح را هرچند این سطوح به لحاظ تحولی نامتناسب است، موجب می گردد (محسنی، ۱۳۷۵).
از این رو تلاش در تقویت ادراک خود و تقویت سطح استدلال دانش آموزان در گذار به سطوح عالی تر شیوه ای است که شاید بتوان آنرا در برنامه های درمانی و تربیتی وارد ساخت.
۵-۲-۲- فرضیه دوم پژوهش: بین عزت نفس دانش آموزان قلدر و عادی تفاوت وجود دارد.
همانگونه که در جدول ۴-۱۹ فصل چهارم نشان داده شد در تمامی ابعاد عزت نفس دانش آموزان قلدر و عادی سطح معنی داری صفر بوده و کمتر از ۰۵/۰ می باشد در نتیجه فرض صفر رد شده و نتیجه می گیریم بین عزت نفس دانش آموزان قلدر و عادی در تمامی ابعاد تفاوت معنی داری وجود دارد. نمرات دانش آموزان عادی (غیر قلدر) در هر چهار بعد عزت نفس (خانوادگی، تحصیلی، اجتماعی و فردی) و عزت نفس کلی بطور معناداری بیشتر از نمرات دانش آموزان قلدر می باشد.
این نتایج نشان می دهد که دانش آموزان قلدر از عزت نفس پایینی برخوردار هستند. و شاید یکی از دلایل رفتارهای زورگویانه آنان این باشد که این دانش آموزان برای خود ارزش و احترام کمتری قائل هستند. معمولا افراد قلدر دارای ویژگی های خاصی هستند در برخی موارد این افراد دچار اختلالات شخصیتیاند و توانایی درک مسائلی همچون گناه، همدلی، ترحم یا ملامت را ندارند. بچه های قلدر احساس بدی نسبت به خود دارند و قلدری به آنها کمک می کند تا احساس بهتری داشته باشند.
کودکان قلدر چون عزت نفس پایین دارند به همین دلیل بدخلق و زننده هستند. فرض اساسی بر این است که وقتی کس دیگری احساس بدی می کند برای من احساس بهتری بوجود می آورد. یا من می توانم عزت نفس پایین خود را با تخریب دیگران افزایش دهم. این تفکر بدین معنی است که یک رابطه موثر بین قلدری و عزت نفس پایین وجود دارد. این باور مشترک است که افرادیکه عزت نفس بالایی دارند رفتار پرخاشگرانه ندارند زیرا آنها خودشان را دوست دارند و آنهاییکه از عزت نفس پایین رنج می برند خود را دوست ندارند و عملکرد بدشان به خاطر اینست.
این نتایج هم راستا با مطالعات؛ لاروچت و همکاران،۲۰۱۰؛ اسپد،۲۰۰۷؛ آلن،۲۰۰۶؛ امور،۲۰۰۱ ؛ پلاستری و کاردمیل، ۲۰۱۰، می باشد.
اما با یافته های این مطالعات مغایرت دارد: سالمیوالی، ۱۹۹۹؛ کاکی یانن، ۲۰۰۲.
ویلیام جیمز می گوید: عزت نفس = میزان موفقیت تقسیم بر میزان شایستگی. بنابه عقیده ی جیمز، هر چه موفقتر شویم و هر چه توقعات کمتری داشته باشیم، عزت نفس و اعتماد به نفس بیشتری داریم، ما میتوانیم هم با موفقیت بیشتر و هم آرزوهای کمتر در جهان احساس بهتری داشته باشیم.
با توجه به نتایج تحقیق افراد قلدر در زمینه عزت نفس تحصیلی از افراد عادی نمرات خیلی کمتر ی گرفته اند. این موضوع نشان می دهد که عدم موفقیت در تحصیل می تواند تاثیر زیادی بر رفتار آنها بگذارد. چون آنها با وجود نمرات تحصیلی پایین چه در مدرسه و چه در خانه توجه کمتری دریافت می کنند. و این رفتاهای قلدر ی می تواند برای جلب توجه بیشتر نیز صورت بگیرد(لاروچت،۲۰۱۰).
ناتانیل براندن (۱۳۸۹)، در کتاب خود چنین می نویسد: احترام به خود به این معنی است که از خود مراقبت کنیم و به خود علاقه داشته باشیم، خود را شایسته بدانیم که برای موفق شدن باید تلاش کنیم. در مجموع حس شرف نفس و حس اعتماد به نفس است که دلالت بر لیاقت شخص برای زیستن دارد (براندن، ۱۳۸۹) .
در حالیکه نتایج این تحقیق نشان می دهد دانش آموزان قلدر در زمینه عزت نفس فردی به سوالاتی از قبیل: من به خود اطمینان دارم؛ من میتوانم براحتی تصمیم بگیرم و… پاسخهای منفی می دهند. که حاکی از عدم علاقه به خود می باشد و کسی که خود را دوست نداشته یا به خود احترام نمی گذارد به سختی می تواند دیگران را دوست بدارد و به احساسات آنها توجه نماید .
هارتوپ گزارش می کند که عزت نفس در سطح پایین و نیز در سطح خیلی بالا، در هر دو حال موجب اختلال در روابط دوستانه می گردد. حتی کودکان نیز راغب به برقراری ارتباط با کسانی که تصور خیلی بالایی از خود دارند، نیستند (هارتوپ به نقل از محسنی، ۱۳۷۵).
۵-۲-۳- سوال اول پژوهش: آیا بین سطوح تحولی ادراک خود دانش آموزان پسر قلدر و عادی تفاوت وجود دارد؟
به جدول های (۴-۲۰) تا (۴-۲۴) فصل چهار توجه کنید. سطح معنی داری آزمون در طرحواره ها و سطوح تحولی خود عینی کمتر از ۰۵/۰ بوده و در نتیجه بین پسران قلدر و عادی در این ابعاد ادراک خود تفاوت معنی داری وجود دارد در سطوح تحولی خود ذهنی، تداوم و تمایز پسران عادی سطح بالاتری از پسران قلدر دارد اما در مفهوم بعد اختیار تفاوتی دیده نشده است.
فرم در حال بارگذاری ...