در بیت اول این حکایت، سعـدی، تواضع و فروتنی را سفارش کرده است و می گوید که انسانها باید مثل خاک متواضع باشند. قرآن کریم در این باره می فرماید:«وَعِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأََرْضِ هَوْنًا وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قَالُوا سَلامًا. بندگان خداوند رحمان کسانی هستند که آرام و بیتکبر بر زمین راه می روند و هنگامی که جاهلان آن ها را مخاطب سازند، به آن ها سلام می گوینـد و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند.» (فرقان/ ۶۳)
بیت دوم این حکایت نیز، می تواند مقتبس از این آیه باشد:«إِذ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنّی خَالِقٌ بَشَراً مِن طِینٍ. چون پروردگارت به فرشتگان فرمود: من انسانی از گِل می آفرینم.» (ص/۷۱)
سعدی درموارد بسیار زیادی به پند و نصیحت افراد بشری میپردازد .مقصود وی، راهنمایی و ارشاد خلق است؛ زیرا او آموزگـاری است آگاه و پیـری پخته و پرورده و سـرد و گرم چشیـده، هنرمندی است روشن و آگاه، و مصلحی خیر اندیش، وخواهان حق و عدل، شیفتهی ارزشهای اصیل انسانی است و طرفدار خلق خدای و نیز مدافع بی ادّعای همهی آن چه مربوط است به مردم.
درابیات زیر سعدی، افراد انسانی را به بخشش گناهان دیگران دعوت کرده است و از آنها میخواهد که گناه کاران را در پناه خویش نگه دارند و آن ها را نصیحت نمایند ولی اگر پند و نصیحت بر آن ها تأثیر نداشت؛ مثل درختی پلید او را ریشه کَن و نابود سازند.
به سمع رضا مشنو ایذای کس گناه کار را عذر نیسان بنه گر آید گناه کاری اندر پناه چو باری بگفتند و نشنید پند وگر پند و بندش نیاید بکار |
وگر گفته آید به غَورش برس چو زنهار خواهند زنهار ده نه شرط است کشتن به اول گناه دگر گوش مالش به زندان و بند درختی خبیث است بیخش برآر (سعدی، ۱۳۸۹: ۴۵) |
در این قطعه، سخن ازگناه کارى است که نه بند و زندان او را از ارتکاب گناه باز مىدارد و نه پند ناصحان در او کارگر مىافتد. شاعر این گناه کار را به درختى خبیث مثال مىزند که قابل اصلاح نیست و تأکید مىکند چنین درختى را که نه ثمر دارد نه سایه، باید از بیخ و بُن برکند و از باغستان جامعه به دور انداخت.
این ابیات، تلمیحی است به آیه ی:«وَمَثَلُ کَلِمَه خَبِیثَهٍ کَشَجَرَهٍ خَبِیثَهٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْاَرضِ مالَهَا مِنْ قَرَارٍ. و مَثَل سخن ناپاک، همچون درخت ناپاکی است که از زمین ریشه کن شده و قرار و ثباتی نداشته باشد.» (ابراهیم/ ۲۶)
در بیت زیر، سعدی، این دنیا را محل فراهم آوردن توشه برای سرای آخرت می داند. در این جهان است که می توان با احسان، بخشش، عبادت، پرهیزگاری و دوری از گناه، عاقبت و آخرت خوبی داشت. سعدی اندرز می کند که اگر کسی این کار را انجام ندهد بعد از مرگ، در سرای آخرت حسرت این دنیا را خواهد کشید.
«به دنیا توانی که عقبی خری | بخر، جان من ورنه حسرت بری» (سعدی، ۱۳۸۹: ۸۳) |
این بیت ترجمه ای از آیه ی زیر است: «إِنَّ اللهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأََموَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجنَهَ یُقَاتِلُوُنَ فی سَبِیلِ اللهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلوُنَ وَعْداً عَلَیهِ حَقّاً فی التَُوریهِ وَ الْاِنجِیلِ وَالْقُرءَانِ وَمَنْ أَوْ فی بِعَهْدِهِ مِنَ اللهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمِ بِهِ وَذلِکَ هُوَ الفَوْزُ الْعَظِیمُ. خداوند در مقابل بهشت جان و مال مؤمنان را خرید که در راه خدا جهاد کنند. بشکنند و کشته شوند، این وعده ای حتمی است که خدا در تورات و انجیل و قران به عهده گرفته، وفادارتر از خدا به پیمان خویش کیست؟ اکنون بشارت باد بر شما به داد و ستدی که با خدا کرده اید. این است رستگاری بزرگ.» (توبه/ ۱۱۱)
سعدی، رهایی از شهـوت و هوای نفسانـی را، راهی می داد که انسـان را به خــدا نزدیک می کند، یعنی راه رستگاری و راه بهشتیان.
«گرش دامن از چنگ شهوت رها | کُنی ، رفت تا سِدرَهُ المُنتِهی» (سعدی، ۱۳۸۹: ۱۴۵) |
فرم در حال بارگذاری ...