وبلاگ

توضیح وبلاگ من

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | قسمت 15 – 9

 
تاریخ: 01-10-01
نویسنده: فاطمه کرمانی

به اعتقاد پیاژه، ما تاکنون توانسته ایم واقعیت را آن طور که هست بشناسیم، اما هرچه برخورد ما با واقعیت و تجارب ما دقیق تر و بیشتر باشد ‌در شناسایی واقعیت هستی توفیق بیشتری نصیب ما خواهد شد. روش یادگیری پیشنهادی پیاژه بر فعالیت و تجربه اندوزی کودک تأکید می ورزد ومعلمان را از وادار کردن کودکان به حفظ طوطی وار مطالب وانباشتن ذهن از موضوعات نامأنوس و انتزاعی به ویژه در سال های اول تحصیل برحذر می‌دارد. (همان، ص۲۱۳)

فواید عملی نظریه پیاژه در بهبودکیفیت فرایند آموزش – یادگیری شامل موارد زیر می‌گردد:

۱- بین فرایند های فکری کودکان و بزرگسالان تفاوت های مهمی وجود دارد. کودکان به راه هایی می اندیشند که بزرگسالان اینک فراموش کرده‌اند که خود زمانی همان شیوه های فکری را داشته اند. نحوه اندیشیدن کودکان دارای اشتباهاتی است که پیش‌بینی آن ها برای بزرگسالان دشوار است. ‌بنابرین‏، معلمان و سایر کسانی که با کودکان سروکار دارند باید بکوشند تا خود را در موقعیت کودکان قرار دهند و مسائل و پدیده ها را به روش آن ها ببینند. این کار را به راه های مختلف از جمله صحبت کردن با کودک و مشاهده رفتار او می توان انجام داد.

۲- کودکان به ویژه کودکان پیش دبستانی و سال‌های نخست دبستان، از طریق درگیری و کارکردن مستقیم با اشیا، مواد محسوس و عینی مسائل و مفاهیم مختلف رامی آموزند، و در این سالها کارکردن با کلمات وسایر نمادها به خوبی اشیا و امور محسوس در کودکان یادگیری ایجاد نمی کند.

۳- به رغم تأکید پیاژه بریادگیری اکتشافی و آموزش فردی، کنش متقابل کودک با سایر کودکان نیز مورد توجه او بوده است. این کنش متقابل میان کودکان به رفع خودمداری در آن ها کمک می‌کند. کودک از راه کنش متقابل با همسالان به پذیرش دیدگاه های دیگران موفق می شود. ضمنا از آنجا که تعامل اجتماعی بیشتر از طریق استفاده از زبان میسر است، این کار سبب می شود که درک کلامی کودک نیز افزایش یابد.

۴- آموزش باید برنیازهای فردی دانش آموزان و سطح درک و فهم آنان منطبق باشد، یعنی نوع تکالیف یادگیری، مقدار آن، و سرعت یادگیری باید برتوانایی های کودکان مختلف مبتنی باشد. در واقع باید به کودک فرصت داد که دانش خود را خود بسازد. کودکان بیشتر به فرصت های یادگیری از طریق تجربه مستقیم نیاز دارند تا آموزش رسمی. پس بهتر است معلم تا حد امکان از آموزش رسمی بکاهدتا آنجا که ممکن است به فراهم آوردن فرصت های یادگیری و تدارک دیدن مواد آموزشی اقدام کند. (همان، ص۲۱۶)

۲-۲ مدل های برنامه درسی در دوره پیش از دبستان

الف- مدل های غیر رسمی

ب- مدل های مهارت محور

ج- مدل های رشدی- شناختی

الف- مدل های غیر رسمی [۶۰]

این برنامه ها که طی سالها،­در مراکز پیش دبستانی اولیه، سنتی و کودک محور برای کودکان طبقات متوسط اجتماع طرح ریزی می شد به صورت های غیر رسمی امروزی که برای تمامی کودکان طرح ریزی می شود، تکامل یافته است. امروزه تأکید اساسی این گونه برنامه ریزی ها بر«نیازهای کلی کودک» می- باشد که عبارتند از:

    1. عادت به مراقبت های شخصی و بهداشتی

    1. مهارت های حرکتی

    1. خودشناسی

    1. رشد اجتماعی و عاطفی

    1. رفتار رضایتمندانه ‌و سازگار

  1. رشد مهارت های کلامی و زبانی وهوشی

ب- مدل های مهارت محور[۶۱]

این گونه برنامه ها، نیز در طول سال های ۱۹۶۰ پدید آمده اند و اساساً در جهت آموزش رسمی و مستقیم یک سری مهارت ها یا اطلاعات ویژه، به خصوص در سطوح خواندن، حساب کردن، مهارت های کلامی در حرکت بوده است. این گونه برنامه ها بیشتر از توجه به اصالت کودک و کودک محوری، معلم نگر یا موضوع محورند. ‌به این معنی که معلم فعالیت های یادگیری را هدایت می کند، درحالی که کودک به روش های تجویز شده و تدارک دیده شده از جانب معلم عمل می‌کند و در فعالیت ها شرکت می جوید. دیگر جریانات رشد نیز از اهمیتی برخوردارند، ولی مقصود اصلی این قبیل برنامه ها در واقع رشد و پیشرفت مهارت های تحصیلی در یک محیط یادگیری بی نهایت سازمان یافته است.

ج- مدل های رشدی شناختی [۶۲]

این برنامه ها نیز در طول سال‌های ۱۹۶۰ پدید آمده اند و اساسا بر دو سطح زیرین توجه دارند:

    1. رشد و پرورش روند یادگیری مؤثر مانند حل مسئله، تشکیل مفاهیم، مشاهده و کاربرد و تجربه ومهارت های دست ورزی با تأکید ویژه بر کارهای پیاژه روانشناس سوئیسی و رشد مهارت های کلامی.

    1. کسب نگرش های مثبت نسبت به یادگیری. تدابیر آموزشی و تعلیم برای برآوردن و رسیدن به اهداف هدایت شده به وسیله معلم در فعالیت ها، طرح ریزی گردیده اند. (بعضی اوقات رسمی و دیگر مواقع غیررسمی)، بعضی از آن ها ممکن است بسیار سازمان یافته وبعضی دیگر انعطاف پذیری بیشتری داشته باشند. به علت این گونه انعطاف پذیری در برنامه، برنامه های رشدی- شناختی، از روش های بسیار سازمان یافته مشابه به مدل مهارت محور گرفته تاروش های کمتر سازمان یافته تر مانند مدل غیر رسمی کودک نگر وسعت دارد. در این سه مدل جداگانه، معلم باید از نقش اصیل خود و انتظارات اساسی برای کودکان به طور کامل آگاهی داشته باشد. وقتی که این گونه آگاهی ها حاصل شد، معلم باید به برآوردن مسئولیت هایش تمایل داشته باشد و اعمال تجویز شده و تعیین شده را مشتاقانه انجام دهد. کاربرد موفقیت آمیز برنامه ها، در چنین صورتی، قویأ به دو مورد زیر بستگی دارد:

    1. آگاهی از نقش معلم به صورتی که الگوی پیشنهادی و مدل به کار رفته شده پیشنهاد و تجویز شده است.

  1. تمایل معلم به انجام آن نقش در تمام اوقات. (مفیدی، ۱۳۸۶، ص۱۷)

خصوصیات مشترک مدل های ذکر شده

    1. تفاوت های فردی بین کودکان تشخیص داده شده و به محض ورود آن ها به برنامه به آن ها رسیدگی خواهد شد.

    1. برای تعیین این گونه تفاوت های فردی یک پیش ارزیابی لازم است.

    1. در صورتی که این تفاوت ها به نحو درستی تشخیص داده شوند و تدابیر مناسب ‌در مورد آن ها اندیشیده شود، نیازهای کودکان به بهترین نحو برآورده خواهد شد.

    1. کودکان باید به مدرسه علاقه مند گردند و قبل از هر گونه تغییرات رفتاری درآنها، برای یادگیری برانگیخته شوند.

    1. معلمان باید فعالیت ها و تجربه هایی را که به رقابت های موفقیت آمیز کودکان در محیطشان منجر می‌گردد، تدارک ببینند.


فرم در حال بارگذاری ...

« دانلود پایان نامه های آماده – ۱-۷) تعریف واژه هاو اصطلاحات: – پایان نامه های کارشناسی ارشددانلود پایان نامه های آماده – قسمت 24 – 7 »