مدل رگرسیونی بهصورت زیر میباشد:
اگر متغیر مستقل محرک تعهد را با و متغیر وفاداری را با نمایش دهیم، مدل رگرسیونی زیر را داریم:
(۴‑۲۳)
بهطوریکه نشاندهنده عرض از مبدأ و نشاندهنده ضریب رگرسیونی میان متغیر مستقل محرک تعهد و متغیر وابسته وفاداری است. در صورتی میتوان ادعا کرد که متغیر محرک تعهد تأثیر مثبت و معناداری بر بازخرید دارند که ضریب رگرسیونی مثبت باشد؛ بنابراین باید آزمون فرض زیر را انجام داده و فرض صفر و فرض مقابل را بهصورت زیر تعریف میکنیم:
فرض : محرک تعهد بر مفهوم وفاداری، تأثیر مثبت و معناداری ندارد. ( )
فرض : محرک تعهد بر مفهوم وفاداری، تأثیر مثبت و معناداری دارد. ( )
اگر سطح معنیداری از ۰۵/۰ کمتر باشد، فرض رد میشود و پذیرفته میشود.
در جدول (۴-۳۰) مشاهده میکنیم مقدار ضریب رگرسیونی میان متغیر محرک تعهد و وفاداری ۹۰۰/۰ و سطح معنیداری ۰۰۰/۰ است که از ۰۵/۰ کمتر است، بنابراین با توجه به سطح معنیداری و مثبت بودن ضریب رگرسیونی نتیجه میگیریم فرض ازنظر آماری تأییدشده و فرضیه دوازدهم پذیرفته میشود و با اطمینان ۹۵ درصد محرک تعهد تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری دارد.
جدول ۴‑۳۰: جدول ضرایب رگرسیونی فرضیه دوازدهم
ضرایب | مقدار آماره آزمون T | سطح معنیداری | فرض موردبررسی | نتیجه آزمون فرض | |
عرض از مبدأ ( ) |
۵۳۳/۰ | ۱۱۶/۴ | ۰۰۰/۰ | پذیرش فرض | |
محرک تعهد ( ) |
۹۰۰/۰ | ۵۷۵/۲۴ | ۰۰۰/۰ | پذیرش فرض |
با بهره گرفتن از جدول ضرایب فوق، مدل رگرسیون خطی ساده میان متغیر مستقل محرک تعهد و متغیر وابسته وفاداری عبارت است از:
(۴‑۲۴)
با بهره گرفتن از این مدل رگرسیونی، هر مقدار مدنظر، از وفاداری را میتوان با بهره گرفتن از متغیر محرک تعهد پیشبینی کرد. همچنین ضریب تعیین این مدل ۶۱۳/۰ میباشد یعنی با بهره گرفتن از رابطه رگرسیونی فوق ۳/۶۱ درصد از تغییرات را میتوان توجیه کرد.
در ادامه بررسی میکنیم که آیا مدل رگرسیونی ارائهشده در فوق مناسب است یا خیر، بدین منظور از جدول تجزیه واریانس که با نرمافزار SPSS بهدستآمده است استفاده میکنیم.
در جدول (۴-۳۱) فرضیات زیر آزمون میشوند:
فرض : مدل رگرسیون خطی برازش دادهشده، معنیدار نیست.
فرض : مدل رگرسیون خطی برازش دادهشده، معنیدار است.
اگر سطح معنیداری از ۰۵/۰ کمتر باشد، نتیجه میگیریم فرض مقابل تأیید میشود و مدل رگرسیون خطی برازش دادهشده معنیدار است.
همانطور که در جدول (۴-۳) مشاهده میکنیم، سطح معنیداری ۰۰۰/۰ است و از ۰۵/۰ کمتر است؛ بنابراین با اطمینان ۹۵ درصد میتوان گفت مدل رگرسیونی ارائهشده در رابطه فوق ازنظر آماری معنادار است.
جدول ۴‑۳۱: جدول تجزیه واریانس فرضیه دوازدهم
منبع تغییرات |
عفو: پسر آزار دیده پس از سالها نامادری خود را میبخشد. نک: سارانگادارا، پوران، کونالا، بسنت و کریستیانو (در سه مورد آخر نامادری با وجود بخشوده شدن از جانب ناپسری جان به در نمیبرد.)
عناصر مشترک در داستانهای نامادری عاشق در یک نگاه
در زیر جدولی شامل عناصر مشترک موجود در داستانهای نامادری عاشق بنا بر ترتیب وقایع و به تفکیک جغرافیایی آورده شده است. بالاترین بسامد این عناصر به ترتیب عبارتند از:
آمدن نامادری از سرزمین دیگر، فرار یا کوچ اجباری پسر و مقام روحانی پسر هریک یازده مورد.
فرمان قتل پسر توسط پدر و تبعید پسر هریک ده مورد و همدستی خدمتکار بدنهاد نه مورد.
از بیست و دو مورد عناصر اصلی این داستانها دوازده مورد در داستان سیاوش و سودابه یافت میشود در میان اصل و نقلهای داستانهایی که در دسترس نگارندگان بوده است، داستان سیاوش غنیترین داستان از لحاظ عناصر روایت به شمار میآید.
عناصر مشترک در داستانهای ناپسری عاشق
این داستانها با وجود بسامد اندک، همانگونه که در بالا آمده خود به دو زیر شاخهی نامادری همداستان و نامادری درستکار تقسیمبندی میشوند. در داستانهای نامادری همداستان تنها عنصر مشترکی که در دو داستان پسر شاه کشل و هوگو مشاهده میشود مرگ عشّاق است که در مورد نخست ظاهراً هنگامی که در حال گریز از دست نیروهای شاه هستند در رودخانه غرق میشوند و در مورد دوم اعدام میشوند. برگزاری جشن محصول در سالگرد مرگ پسر شاه کشل و ابلین یادآور برگزاری آیین سوگ سیاوش در پایان فصل برداشت محصول در ایران است.
در داستانهای زیر شاخهی ناپسری عاشق و نامادری درستکار، نیز با قتل کورتیوس توسط پدرش پاریس مواجه هستیم که دچار پادافرهای شبیه پسر شاه کشل و هوگو میگردد. همچنین دو عنصر مشابه در داستانهای ضحّاک و شیرویه عبارتند از قتل پدر توسط فرزند و خودکشی نامادری وفادار به پدر.
مقایسهی جغرافیایی روایتها
ایرانی
برخلاف روایات ملل دیگر که در آنها اغلب نامادریها همسر چندم و سوگلی جوان پادشاه هستند؛ در همهی روایات ایرانی تصریح شده که نامادری از نظر سنی در مقام مادر ناپسری خود قرار دارد.
هندی
همه موارد مربوط به حکم قطع اعضا و کور ساختن جز در یک مورد «پلکسیپوس و پاندیون» مربوط به روایات هندیست. نک: سارانگادارا، پوران، کونالا. شاید دلیل چنین مجازاتی وجود قانونی در متون فقهی هندی برای کیفر چنین کسانی باشد. شاید هم از آنجا که در تمامی روایتهای هندی با پایانی خوش مواجه میشویم؛ قطع و نقص عضو بهعلاوهی تبعید (نک: سارانگادارا، پوران، کونالا و بسنت.) برای مجازات گنجانده شده تا پسر زنده بماند و جایی برای ساختن سرانجامی دلپذیر باقی بماند. و تنها در داستانهای هندیست که پسر سالها به تهذیب نفس و ریاضت میپردازد. و برای همین ختم به خیر شدن داستان است که به شمایل زاهدی به قصر پدر باز میگردد. نک: پوران، کونالا و بسنت. عفو نامادری نیز جز در یک مورد (کریستیانو) مربوط به روایات هندی و به همین منظور است. نک: سارانگادارا، پوران، کونالا و بسنت.
اسلاوهای شمالی و شمال اروپا
وجود رقیب عشقی در مقابل نامادری تنها در داستانهای اسلاوهای شمالی و شمال اروپا دیده میشود. نک: بیورن، هیالمپر و ایوان. همچنین همه موارد استفاده از طلسم و نفرین جز در یک مورد (ارجن) مربوط به داستانهای اسلاوهای شمالی و شمال اروپا است. نک: بیورن، هیالمپر و ایوان. نیز بسامد ماجراجوییها و نبردهای فراانسانی که بیشتر برای نجات دادن دوشیزگان از چنگال جادوگران و هیولاها انجام میگیرد و خود یکی از ویژگیهای رمانسهای قرون وسطاییست؛ در داستانهای این سرزمینها بالاتر است.
نتیجه گیری
دانشمندان تاکنون ضمن نقل و بررسی برخی روایات عشق نامادری به ناپسری نظرات مختلفی پیرامون انگیزههای نهفته در پس داستانهایی که نقل کردهاند، بیان نمودهاند که به طور کلّی میتوان اساس این نظریات را بر سه نگاه اسطورهشناسانه، سیاسی- تاریخی و طبیعتگرایانه استوار دانست. ما در این جا به اختصار به نقل این سه دستهی اصلی نظریات پرداخته و سپس نظریهی چهارمی را ارائه خواهیم داد.
نظریهی استوار بر نگاه اسطورهشناسانه
بر اساس این نظریه موتیف زنی که همسر یک شاه مسن است و او را به قصد یک مرد جوانتر رها میکند بازتابی از اسطورهی باروری، رویش و افزایش محصول است. شاه پیر نمادی از خشکسالی و بیمحصولی و پسر جوان او نماد بارورسازی و رویش و افزایش محصول است. (موناگان، ۱۴۵ :۲۰۰۳)
نظریهی استوار بر نگاه سیاسی- تاریخی
پیروان این نظریه رفتار نامادری را نه از سر هوسبازی، بلکه دسیسهای آگاهانه برای ویران کردن وجههی شاهزادهی محبوب و جوانمرد و حذف و نابودی وی از صحنهی سیاست و جانشینی پدر و سرانجام جایگزین کردن پسر جوانتر خود به عنوان شاه بعدیست. (لنسکی، ۷۹ :۲۰۰۶) در شاهنامه نیز تصریح میشود که سودابه کودکانی دارد و تلاش اکثر بزرگان ایران برای یافتن جانشینی غیر از فریبرز برای کاووس، این احتمال مطرح میشود که شاید فریبرز فرزند سودابه است و حقیقت هرچه باشد؛ شکی نیست که رفتار خبیثانهی سودابه در حق سیاوش موجب مطرح شدن فریبرز به عنوان گزینهی جانشینی کاووس گردیده است.
نظریهی استوار بر نگاه طبیعتگرایانه
عدّهای نیز اختلاف سنی فاحش میان شاه و ملکهی جوان و همسن بودن و تناسب بیشتر سنی و روحی وی با پسر شاه را علّت راغب شدن وی به پسر جوان و برومند شاه دانستهاند (اوکنور: ۲۰۰۰). البتّه این مطلب در مورد روایات ایرانی نامادری و ناپسری صدق نمیکند و در تمام این روایات نامادری از لحاظ سنی در جایگاه مادر آن پسر قرار دارد و تنها دلیل طبیعتگرایانهی این تمایلات از جانب نامادری در روایات ایرانی جوانی و زیبایی این پسران میتواند باشد. یادآوری روایات اسلامی پیرامون عنین بودن عزیز مصر از یکسو و زیبایی بیهمتای یوسف از سوی دیگر خود نشان از پذیرفتن این نوع تحلیل طبیعتگرایانه در نزد مسلمانان پیرامون رفتار زلیخا دارد.
نظریهی استوار بر نگاه قومشناختی
اگر بر روایات ذکر شده پیرامون عشق نامادری به ناپسری از دیدگاه جغرافیایی و قومشناختی نظر افکنیم خواهیم دید که جز روایات بینالنهرینی- مصری و روایات چینی بقیه روایات متعلق به اقوام هند و اروپایی هستند.[۳] همچنین با مطالعهی تاریخ فرهنگ و عقاید هند و اروپاییان درمییابیم که ایشان تا قدیمترین زمانهایی که توسط دانشمندان ردیابی شده و مورد مطالعه قرار گرفتهاند؛ یعنی دستکم ۴۰۰۰ پ.م از نظر اجتماعی پدرسالار بودهاند. (وودارد، ۱۶۴ :۲۰۰۷) در جوامع ایشان گرچه ازدواج با محارم آزاد بود و یا حتّی این کار به سبب حفط نژاد و طبقهی اجتماعی تشویق میشد؛ (علوی، ۱۳۷۷: ۵۶) امّا تنها خط قرمز و حرمت ازدواج با محارم، ازدواج با مادر بود[۴] و جالب اینکه ازدواج پدر با دختر حرمتی نداشت و اتفاق میافتاد.(همان) دلیل عدم تعادل در این سطح این است که دختر به حکم تولّد مملوک پدر به حساب میآمد و پدر میتوانست وی را در تصاحب خود نگاه داشته یا به دیگری بسپارد امّا مادر، مادرخوانده یا نامادری کسی بود که پدر او را به مالکیت خویش درآورده بود و طمع ازدواج با ایشان مساوی بود با حمله به قلمرو سالاری و مالکیت پدر. هندواروپاییان از حدود ۴۰۰۰ پ.م از زادبوم اصلیاشان کوچیدند (بِیلی، ۱۰ :۲۰۰۸) و به سرزمینهایی پا نهادند که اساس برخی از جوامع بومی آن سرزمینها مبنی بر مادرسالاری بود. مثلاً در بینالنهرین پیش از حضور آریاییان تمام هستی را زادهی یک مادرخدا به نام نهنهیا میدانستند که همه موجودات را زاییده و پسری دارد که همسر او نیز هست. (ازدواج با مادر) (گریشمن، ۱۳۷۵: ۳۰) در اینجا وضع کاملاً معکوس است. یعنی پسر مملوک مادر است و ازدواج با او حق طبیعی مادر میباشد و به همین خاطر است که برخلاف روند تمامی داستانهای دیگر، در داستان بینالنهرینی ال و آشرتو، پدر تن دادن به خواست نامادری را به پسر توصیه میکند.
بنابراین بسامد بالای چنین داستانهایی در روزگاران کهنتر در میان شاخههای مختلف اقوام هند و اروپایی میتواند نشانی از تلاش این قوم برای تأکید بر ارزشهای اخلاقی خود در مقابل فرهنگ و هنجارهای متفاوت اقوام بومی سرزمینهای جدید باشد و نیز تداوم این داستانها در دورانهای بعدی یکی میتواند تولّد دوبارهی همان داستانهای کهن به گونههایی کمالیافتهتر در ادبیات این اقوام و دیگر، گوشزد مجدّد این خطّ قرمز قلمرو پدرسالاری به پسران و تأکید به احترام گذاشتن به این قلمرو، حتّی تا پای جان باشد. هدف فوق به عنوان هدف اصلی و محوری چنین داستانهایی مطرح است وگرنه پیامهای دیگری چون تأکید به عدم ازدواج با بیگانگان، زنستیزی و ترجیح پیوستگی خونی به همسری و در نتیجه ترجیح پسر بر زن نیز از جمله پندهای نهفته در این داستانها است.
کشتن حیوانی مقدّس و گرفتار شدن به نفرینی ابدی
کشتن گاو آپیس توسط کمبوجیه
در تاریخ آمیخته با افسانهای که هرودوت مورّخ یونانی بر اساس شنیدههای خود پیرامون کمبوجیه فرزند کورش بزرگ و فاتح مصر به یادگار گذاشته است به روایتی مشابه کشتن گاو هدیوش توسط کاووس برمیخوریم که شباهت این دو داستان گرفتار نفرین شدن قاتل حیوان مقدّس است. اگرچه داستان کمبوجیه راجع به یکی از پادشاهان ایران است؛ امّا از آنجا که این داستان را مصریها بر اساس باورهای خود شایع کردهاند میبایست آن را از جمله روایات مصریان به شمار آورد.
بنا بر گفتهى هرودوت، کمبوجیه در بازگشت از لشکرکشى اتیوپى زخم مهلکى به گاو مقدّس مصریان آپیس زد. هرودوت مىنویسد: کمبوجیه خنجر برکشید و شکم حیوان را هدف قرار داد امّا خنجر به خطا رفت و ران حیوان زخمى شد. پس پادشاه در حالت استهزا به حضرات گفت: «اى گناهکاران! شما او را خدا مىخوانید، شما که خود شعورى ندارید مىپندارید که خدایان از گوشت و خون ساخته شدهاند. خیال مىکنید که ضربت پولاد بر او کارگر نیست؟ چنین خدایى فقط شایسهى شماست». آپیس مدتى در معبد مجروح افتاده بود و بالاخره بعد از چند روز جان داد. (هرودوت، :۱۳۸۳ ۲۰۳)
اگرچه بسیارى از مورخان نسبت به صحّت روایت فوق تردید کردهاند، حتّى بر فرض کذب بودن این روایت مىتوان گفت که کاهنان مصرى پس از کشته شدن کمبوجیه براى اثبات تقدّس خدایان خود خواستهاند نگونبخت شدن کمبوجیه را نفرین خدایان مصر قلمداد کنند. جملهاى دیگر از هرودوت این نظریه را تأیید مىکند. پس از کشتن گاو مقدّس کمبوجیه تغییر اخلاق داد و مصریان اعتقاد راسخ داشتند که تغییر حالش ناشى از همین گناه بوده است. (همان، ۲۰۵)
بخش پنجم
کاووس در ادب فارسی
۵-۱ مقدمه
کیکاووس که یکی از پرماجراترین شخصیّتهای شاهنامه است در ادب کلاسیک فارسی نیز از یاد شاعران و سخنوران از آغاز تا واپسین سالهای رواج آن مغفول نمانده و گاه و بیگاه شاعران به جنبهای از داستانها و شخصیت کاووس اشاره و تلمیح نمودهاند.
موضوعات مورد اشاره شاعران به ترتیب فراوانی عبارتند از: شکوه، جلال، ثروت و حشمت کاووس- تخت و مهد او- فرمانبرداری رستم از وی- تمثیل قرار دادن نابودی شکوه و حشمت کاووس برای اشاره به ناپایداری دنیا- مجالس بزم و بادهگساری دربار کاووس- جهانگشایی و جنگندگی وی- بخشندگی و رادی کاووس- آتشی که به دستور او برای آزمایش سیاوش برپا شد- بیخردی کاووس- نژاد و تبار والایش- مظلومیّت او در بند دیوان- افسانه بودن کاووس.
با وجود اینکه به جرأت میتوان گفت که تمام موضوعات یاد شده پیرامون کاووس از طریق شاهنامهی فردوسی به شعرا و سخنوران بعدی منتقل گشته است امّا برخلاف انتظار بیخردی کاووس که بارها در شاهنامه بدان اشاره شده و محور بسیاری از کارهای وی قرار میگیرد؛ چندان مورد توجّه شعرا قرار نگرفته است و بیشتر شکوه و شوکت دستگاه کاووس مشبه به مناسب و پرکاربردی برای شوکت و ثروت ممدوحان شعرا گشته است.
همچنین نابودی همین شوکت و عظمت تمثیل مهمّی شده است برای حکیمانی که سعی در گوشزد کردن ناپایداری و بیوفایی دنیا به مخاطبان خود داشتهاند که این جنبه بیشتر در شعر سخنوران سبک عراقی رخ نموده است.
نکتهی جالب توجّه مثال زدن فرمانبرداری رستم از کاووس است که به حق در نوع خود بیمانند بوده و این نکته برخلاف دیوانگی کاووس از دید سخنوران پنهان نمانده است.
در زیر به ذکر این ابیات به ترتیب تقدّم زمانی شاعران میپردازیم:
۵-۲ شاعران
۵-۲-۱ فرخی سیستانی
فرمانبرداری امیر ابویعقوب یوسف برادر سلطان محمود را از سلطان به فرمانبرداری رستم از کاووس تشبیه میکند:
به راه رایت او پیشرو بود هر روز چو پیش رایت کاووس رایت رستم
تابعیت بانکهای کارگذار متعاملین برای تبادل وجه قرارداد
تابعیت دلال یا دلالهای واسطه در انعقاد قرارداد
محلی که مالکیت نفت و گاز به خریدار منتقل میشود.
ارز خارجی که ثمن قرارداد طی آن پرداخت میشود.
تابعیت شرکت مالک سامانه رایانه ای معامله گر
تعیین قانون حاکم در فروش خط لوله ای (CONTINOUS) نفت و گاز
در این حالت، نفت و گاز از مبادی ذخیر سازی شده، و از طریق خطوط لوله متعلق به متصدیان انتقال، بطور پیوسته و دائمی، به خریداران تحویل می گردد. در این قراردادها ، برخلاف قراردادهاهای فروش منقطع، تحویل یک مقدار مشخص نفت یا گاز(مثلا ۲میلیون متر مکعب) طی یک زمان مشخص و هر روز، مورد توافق طرفین قرار می گیرد. این قبیل معاملات بیشتر برای قراردادهای فروش گاز طبیعی رواج دارد.
اغلب این نوع قراردادها از نوع آتی (FUTURE) هستند. خطوط لوله های انتقال می تواند متعلق به یک پیمانکار و یا مجموعه ای از پیمانکاران و یا حتی خود کشور خریدار یا فروشنده باشد. برای تعیین عوامل ارتباط در قراردادهای بین المللی الکترونیکی نفت و گاز که به صورت خط لوله ای پیوسته فروخته می شوند، عوامل ارتباط زیر را می توان لحاظ نمود:
محل مذاکرات پیش از عقد
محل انعقاد عقد
محل اجرای عقد
محل و منشا اولیه نفت و گاز
اقامتگاه متعاملین
تابعیت متعاملین
مرکز تجارت متعاملین
مقر اصلی سامانه ای معامله گر
مقر دادگاه یا دیوان داوری توافق شده برای حل و فصل اختلافات قراردادی
محل تحویل نهایی (تسلیم) نفت و گاز
محل تزریق اولیه گاز درون لوله های انتقال
کشوری که بیشترین مالکیت را در محل نصب خطوط انتقال را داراست.
کشوری که مهمترین نقش را در انتقال معاوضه ای(سوآپ)داراست.
کشور محل بارگیری و سامانه ذخیره سازی نفت و گاز
تابعیت متصدی حمل نفت و گاز
تابعیت بیمه گر قرارداد نفت و گاز
تابعیت یا اقامتگاه قانونی داور تعیین شده در قرارداد
تابعیت بانکهای کارگذار متعاماین برای تبادل وجه قرارداد
تابعیت دلال یا دلالهای واسطه در انعقاد قرارداد
محلی که مالکیت نفت و گاز به خریدار منتقل میشود.
ارز خارجی که ثمن قراردادطی آن پرداخت می شود.
تابعیت شرکت مالک سامانه رایانه ای معامله گر
با بررسی عوامل فوق میتوان قانون یا نظام حقوقی که با قرارداد نزدیکترین ارتباط را دارد، تعیین نمود.
گفتار ۳ – مهمترین عوامل ارتباط برای تعیین قانون حاکم
عوامل ارتباط ذکر شده در قسمتهای پیشین برای تعیین قانون حاکم بر قرارداد، همگی از اهمیت ویژگی خاصی برخوردار هستندکه در جای خود، می تواند نقش تعیین کننده ای در تعیین قانون حاکم بر قراردادهای بین المللی الکترونیکی نفت و گاز ایفا نمایند. لیکن برای تعیین مهمترین این عوامل، می بایست به این نکته توجه شود که تعهد شاخص قرارداد چیست و یا تعیین آن ، موثرترین عوامل ارتباط دسته بندی گردد.
در قراردادهای بین المللی الکترونیکی نفت و گاز، همچون همه قراردادهای بیع، تعهد شاخص، بی شک ، تبادل کالای معامله شده یا همان تبادل نفت و گاز می باشد. هدف و غایت نهایی همه قراردادهای بین المللی الکترونیکی نفت و گاز، تبادل نفت و گاز می باشد خرید آن از فروشنده و تحویل آن، مطابق شرایط قرارداد، به خریدار هدف و منظور اصلی قرارداد را تشکیل میدهد. لذا نفت و گاز معامله شده و عوامل ارتباط با ماهیت، مالکیت و شرایط آن، در تعیین موثرترین عوامل ارتباط ، نقش کلیدی را ایفا می کند. و برای تعیین موثر ترین عوامل ارتباط و نهایتا تعیین قانون حاکم بر قرارداد، میبایست تمرکز ویژه بر روی نفت و گاز مورد معامله نمود و موثر ترین عوامل ارتباطی که بر ماهیت، خواص، قیمت، انتقال، تحویل و مالکیت موثر ترین عوامل ارتباط تاثیر گذار می باشند را تعیین نمود.
در زیر عواملی را که در تعیین قانون حاکم بر قراردادهای بین المللی الکترونیکی نفت و گاز می توانند از دیگر عوامل ارتباط موثر تر باشد، ذکر میگردد. این عوامل از جهت کلی در این قسمت ذکر میگردد و برای هر حالت خاص، می بایست توجه ویژه به متن قرارداد و طرفین معامله و شرایط قرارداد نمود و با توجه به اینها، موثرترین عوامل ارتباط را تعیین نمود:
محل و منشاء اولیه نفت و گاز
مالک اولیه نفت و گاز
محل بارگیری نفت و گاز
محل تحویل نهایی نفت و گاز
تابعیت متصدی حمل و کشور صاحب پرچم وسیله حمل نفت و گاز
ارز خارجی ذکر شده در قرارداد
مقر اصلی سامانه معامله گر
تابعیت بیمه گر قرارداد
نتیجه گیری
قانون حاکم در قراردادهای بین المللی الکترونیکی نفت و گاز همچون دیگر قراردادهای بین المللی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است. در حقوق بین المللی خصوصی ، قانون حاکم بر قرارداد یکی از ابزار های اصلی رسیدگی و رفع اختلالات و همچنین تفسیر مفاد قرارداد است. در ابتدا ، تعریف برخی مفاهیم اولیه و اساسی در این تحقیق ، مورد بررسی قرار گرفت. سپس قراردادهای الکترونیکی و نظامهای حقوقی حاکم بر این قراردادها مود بررسی قرار گرفت و مشخص شد که بنا بر اصل کارکرد یکسان و تساوی شمردن قراردادهای الکترونیکی و قراردادهای نوشته وجود ندارد و این دو نوع قرارداد(و البته متناظرا قراردادهای بین المللی الکترونیکی نفت وگاز) تحت حاکمیت قواعد حقوق بین المللی خصوصی مورد بررسی قرار می گیرند و نحوه تعیین قانون حاکم بر آنها هیچگونه تفاوتی با یکدیگر نمی کند. پس از آن نحوه تعیین قانون حاکم بر قراردادها از منظر حقوق بین الملل خصوصی مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد نظام حقوقی قانون حاکم بر قراردادها ، به دو شاخه اصلی تقسیم میشود: قانون حاکم بر شکل و نحوه انعقاد قرارداد و قانون حاکم بر ماهیت و نحوه ی اجرای قرارداد. شاخه قانون حاکم بر قرارداد خود به دو شاخه فرعی قابل تفکیکی است: حالت اول حالتی که قانون حاکم بطور صریح در قرارداد ذکر شده است و حالت دوم سکوت قرارداد نسبت به قانون حاکم می باشد. پس از آن مروری سریع بر قراردادهای صنعت نفت و گاز ایران انجام شد و مشخص شد که این قراردادها به دو دسته کلی قراردادهای بالادست ی و قراردادهای نفتی در صنایع ایین دست تقسیم میشوند. با بررسی قراردادهای بالادست مشخص شد که این قراردادها معمولا شامل سرمایه گذاریهای خارجی و بسیار سنگین می باشند و شامل مراحل اکتشاف ، تولید و انتقال میشوند. این قراردادها به علت حجم سرمایه گذاریها و جنبه های سیاسی خود، بطور بالقوه قابلیت انعقاد از طریق فضای الکترونیکی را ندارد و پیش بینی هم نمی شود که در آینده ، امکان انعقاد این قراردادها بصورت الکترونیکی وجود داشته باشد. با بررسی بازارهای پایین دست معاملات نفت و گاز ، مشخص شد که نه تنها قراردادهای بین المللی الکترونیکی نفت و گاز در سراسر دنیا و مخصوصا در بورسهای کالا و نفت بطور روزمره در حال انجام است، بلکه با بررسی روند افزایش اینگونه معاملات ، پیش بینی می شود اینگونه معاملات نفت و گاز در آینده نزدیک ، با رشد فزاینده ای مواجه گردد.
در این تحقیق اعرابی و شجاعی(۱۳۸۸) اثر شاخصهای توسعۀ اقتصادی و توسعۀ اجتماعی را در ایران از طریق مطالعه برخی متغیرها در فاصله سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴ بررسی کردهاند. به همین منظور آنها از شاخصهایی مانند نرخ باسوادی، نرخ مرگ و میر کودکان، امید به زندگی، نرخ مرگ ومیر، بهداشت عمومی، بیمه بیکاری، خدمات اجتماعی، نرخ اشتغال، سوبسید، کمکهای دولتی در موارد اضطراری مانند حوادث غیرمترقبه، تورم، ضریب جینی، درآمد سرانه، درآمد ناخالص ملی، و تشکیل سرمایه در تحقیق خود استفاده کردهاند.
آنها شاخصهای توسعۀ اجتماعی را در سه بخش فرصتهای اجتماعی، تأمین امنیت یا سیاستهای حمایتی، و تسهیلات اقتصادی مورد مطالعه قرار دادهاند. آنها معتقد هستند که این سه دسته از متغیرها بر توسعۀ اقتصادی و توسعۀ اجتماعی تأثیرگذار هستند. متغیر فرصتهای اجتماعی با فاصله بسیار(۷۱/۰)بیشترین تأثیرگذاری را دارد. متغیر تسهیلات اقتصادی در مرتبه بعد و در آخر متغیر تأمین امنیت در سطح تأثیرگذاری پایینی قرار دارد.
از بین شاخصهای توسعۀ اجتماعی شاخصهای امید به زندگی، نرخ باسوادی و اشتغال به ترتیب بیشترین تأثیر را بر توسعۀ اقتصادی و توسعۀ اجتماعی داشتهاند. از طرف دیگر شاخصهای نرخ مرگ و میر، بروز حوادث غیر مترقبه و بیکاری کمترین تأثیر را بر توسعۀ اقتصادی و اجتماعی دارند. آنها در تحقیق شان به این نتیجه رسیدهاند که دو شاخص نرخ مرگ و میر و اشتغال در سالهای ۶۸ تا ۷۶ نسبت به سالهای۷۶ تا ۸۴ موقعیت بهتری داشتهاند و از طرف دیگر نرخ تورم و نرخ مرگ و میر نوزادان در سالهای ۷۶ تا ۸۴ وضعیت بهتری پیدا کرده بود. شاخصهای دیگر مورد بررسی آنها در این دو دوره تفاوت چندانی نکرده است.
از آن جایی که شاخصهای توسعۀ اجتماعی جزء جدایی ناپذیر توسعۀ اجتماعی هستند در این تحقیق محققان شاخصهای توسعۀ اجتماعی را در کشور بررسی کردهاند. آنها نسبت شاخصهای اجتماعی را با شاخصهای اقتصادی در توسعه ایران ارزیابی کردهاند.
حسینآبادی و دیگران(۲۰۱۲) در این تحقیق به بررسی نقش شهرهای کوچک در توسعۀ اقتصادی و اجتماعی پرداختهاند. آنها معتقدند موقعیت شاخصهای اجتماعی، ارتباط بین شهر و شاخصهای توسعۀ اجتماعی را نشان میدهد. هم چنین شاخصهای اقتصادی مانند درآمد، رضایت شغلی، سرمایه، رضایت خانوادگی دارای همبستگی با هم دیگر هستند.
آنها در این مطالعه میخواهند روابط بین روستاهای اطراف شهر قیر و توسعۀ اقتصادی و اجتماعیشان را تجزیه و تحلیل کنند. در بین شاخصهای اقتصادی که آنها ارزیابی کرده بودند دو شاخص رضایت شغلی و ثبات در مقدار کالری مصرفی ارتباط بادوامیداشتهاند. شاخصهای اقتصادی دیگر مانند درآمد، رضایت از مسکن، سرمایه، داراییهای خانگی، تجهیزات خانگی و توسعۀ کشاورزی رابطه مثبت معناداری داشتهاند.
شاخصهای اجتماعی رابطه بین شهر و توسعۀ اجتماعی را نشان میدهند. از بین شاخصهای اجتماعی برون گرایی وکنش متقابل اجتماعی، مسئولیتپذیری و احساس محرومیت رابطه معناداری نداشتهاند. آنها نشان دادهاندکه نقش شهرهای کوچک در توسعه مهم است. رابطهای معنادار بین فاکتورهای جغرافیایی مانند دوری و نزدیکی به شهر مشاهده کردهاند یعنی روستاهایی که در فاصله نزدیکتری به شهر هستند دارای رابطه بیشتری با شهر هستند و برعکس. همچنین روستاهایی که در مناطق کوهستانی قرار دارند ارتباط کمتری با شهر دارند.
یکی از مهمترین شاخصها و فاکتورهای توسعۀ پایدار نسبت توسعه شهری در مقام مقایسه با توسعه روستاهای اطراف آن و تأثیر نقش توسعه یافتگی شهرها در روستاها است. در این تحقیق این شاخص توسط محققان در توسعۀ اقتصادی و اجتماعی منطقه قیر – کارزین بررسی و ارزیابی شده است. در نتیجه از آنجایی که نظریه توسعۀ پایدار یکی از مهمترین گفتمانهای مرتبط با توسعۀ اجتماعی هست بین این تحقیق و پایاننامه ما ارتباط وجود دارد.
عباسزاده و دیگران (۲۰۱۰) در تحقیقی به عنوان تبیین فاکتورهای نفوذی بر رفتار مشارکتی شهروندان نشان دادهاند که اکثر شهروندان اصفهانی نرخ بالایی از مشارکت در امور شهری را دارند. از نظر آنها متغیرهایی مانند پیامدهای مشارکت، تجربه مشارکت و انگیزه بهبود و پیشرفت در رفتار مشارکتی شهروندان تأثیر داشته است. از نظر آنها این متغیرها نقش اساسی در هدایت افراد نسبت به رفتار مشارکتی داشتهاند.
آنها به این نتیجه رسیدهاند که افکار شهروندان بر مشارکت آنها در امورات شهری تأثیر خاصی ندارد. بر اساس نتایج آنها متغیر مشارکت در امورات شهری به طور زیادی متأثر از انگیزه پیشرفت و توسعه و تجارب مشارکت است. مشارکت شهروندان در امورات شهری دارای بیشترین تأثیر و رضایتمندی اجتماعی و عتقاد به مشارکت دارای کمترین تأثیر هستند.
همچنین آنها در این تحقیق نشان دادهاندکه انگیزه پیشرفت و توسعه در بین شهروندان خیلی بالا است، شهروندان علا قه مند به مشارکت هستند. بنابراین آنها از نهادهای تعلیم و تربیت رسمی و غیر رسمی و رسانهها میخواهند توجه بیشتر و جدیتری در ارتباط پذیری فواید مشارکت داشته باشند.
از آنجایی که مشارکت شهروندان در تصمیمگیریها و امورات گوناگون در یک جامعه میتواند نشانه پیشرفت و توسعۀ اجتماعی آن جامعه باشد در این تحقیق هم این شاخص در شهر اصفهان بررسی و تحقیق شده است. در نتیجه این تحقیق دارای ارتباط نزدیکی با پایاننامه حاضر میباشد.
این پژوهش در ۹ شهر استان گیلان که دارای بازارهای دورهای محلی بودند، انجام گرفت. جامعه آماری شامل نیمی از کل جامعه یعنی ۳۰۰ نفر از فروشندگان است. روش نمونهگیری برای این انتخاب نمونهگیری طبقهای بود. روش نمونهگیری تصادفی سیستماتیک انتخاب نمونهها از میان فروشندگان در هر شهر مورد استفاده قرار گرفت. پایایی این تحقیق از طریق آلفای کرون باخ و اعتبار آن از طریق کارشناسان کشاورزی و جغرافیدانان سنجیده شد.
محققان اشاره میکنند که بازارهای دورهای محلی در توسعه مناطق روستایی نقش مهمیدارند. در بعد اجتماعی و فرهنگی، آنها بر موقعیت اجتماعی روستاییان، کمک به توانمندسازی زنان، افزایش تعامل بین شهرها و روستاها و شناسایی سنتهای محلی بر بازدیدکنندگان تأثیر میگذارند. در بعد اقتصادی، بازارهای دورهای محلی باعث ایجاد شغل و درآمد میشود، فقر را کاهش میدهد و همچنین به فروش محصول کمک میکند. در مورد ایجاد انگیزه در فروشندگان محققان به این نتیجه رسیدهاند که فروشندگان کارشان را دوست دارند اما دلایل مهم آنها برای کار در بازار داشتن شغل، به دست آوردن پول و اشتغال بود.
محققان نشان دادهاند که برخی از مولفهها در بازارهای دورهای محلی بر توسعه روستایی تأثیرگذار هستند. در بعد اقتصادی، این عوامل عبارتاند از: تولید و بازاریابی، عامل درآمد، و عامل اشغال. در بعد اجتماعی و فرهنگی، این عوامل عبارتاند از : تعاملات شهری و روستایی و عامل درآمد. و در بعد انگیزه فروشندگان این عوامل عبارتاند از: عامل حرفهای، عامل خانواده، عامل پول و فاکتور خرید.
سؤال محققان در این تحقیق این بود که آیا بین سرمایه اجتماعی و عناصر تشکیل دهنده آن در سطح تحلیل منطقه و میزان توسعه نیافتگی مناطق در شهر تهران رابطه وجود دارد؟ جامعه آماری شامل جمعیت شانزده سال به بالای مناطق شهر تهران بود که ۱۷۵۹ نفر از آنها از طریق نمونهگیری خوشهای متناسب با حجم انتخاب شدهاند. محققان در این تحقیق ۷ عنصر مفهومیسرمایه اجتماعی هم در بعد شناختی و ذهنی شامل اعتماد عمومی، اعتماد نهادی وآگاهی، و توجه به امور عمومی، سیاسی و اجتماعی و هم در بعد عینی شامل مشارکت رسمی، مشارکت غیر رسمیخیریهای، مشارکت غیررسمیمذهبی، و مشارکت غیر رسمیهمیارانه مورد تحقیق قرار گرفتهاند. بررسی نسبت بین این متغیرها نشانه دهنده رابطه مثبت بین سرمایه اجتماعی و توسعۀ اقتصادی و اجتماعی مناطق ۲۲ گانه شهر تهران بود. آنها برای به دست آوردن شاخص توسعه مناطق از شاخصهای پنج گانه نرخ اشتغال، هزینه ناخالص خانوار، اشتغال زنان، نسبت شاغلین به کل، و نرخ رشد خانوار در مناطق ۲۲ گانه استفاده کردهاند.
آنها به این نتیجه رسیدهاند که از بین عناصر مفهومیسرمایه اجتماعی اعتماد نهادی و مشارکت غیررسمی خیریهای درتمام مناطق تفاوت معناداری ندارد. اما میزان اعتماد عمومی در این مناطق متفاوت است. آگاهی و توجه یکی دیگر از عناصری بود که در بین مناطق متفاوت است یعنی ساکنان مناطق کمتر توسعه یافته با علاقه کمتری امور عمومی جامعه را دنبال میکنند. میزان مشارکت رسمی در مناطق توسعهای بالاتر بیشتر است یعنی کسانی که در مناطق توسعه یافته زندگی میکنند در نهادهای رسمی مشارکتی فعالیت بیشتری دارند و ساکنان مناطق کمتر توسعه یافته توانایی کمتری برای شرکت در انجمنهای رسمیرا دارند. مشارکت غیررسمی مذهبی در مناطق کمتر توسعه یافته بیشتر از سایر مناطق است به همین خاطر محققان معتقدند میتوان از این بستر برای در جهت رشد و تقویت سایر انواع مشارکت مانند مشارکت رسمی، مشارکت غیررسمی و اعتماد عمومی در مناطقی که از توسعۀ اقتصادی و اجتماعی کمتری برخوردارند استفاده کرد.
۲-۳-۲ پیشینه خارجی
۱- کانل کریستین، پرینز رونالد (۲۰۰۲) ؛ تأثیر مهدکودک و تعاملات والدین-کودکان بر آمادگی برای حضور در مدرسه و توسعه مهارتهای اجتماعی برای کودکان طبقه کم درآمد آمریکاییهای افریقایی تبار ؛ مطالعات روانشناسی مدرسه.
کانل و پرینز (۲۰۰۲) در این مطالعه به بررسی نقش مشارکت در مهد کودک و کیفیت تعامل والدین-کودک در توسعه آمادگی برای حضور در مدرسه و مهارتهای اجتماعی در میان نمونههای کم درآمد، اقلیتی از کودکان مهد کودک مورد بررسی پرداختند. کانل و پرینز معتقدند که تعاملات والدین-کودک که پاسخگوی نیازها و احساسهای کودک هست، به طور قطع با آمادگی او برای حضور در مدرسه، مهارتهای اجتماعی، و توسعه مهارتهای ارتباطی آنها در ارتباط هست.
کانل و پرینز در این مطالعه که به منظور درک بهتر سهم مشارکت کودکان و رفتار والدین بر آمادگی علمی برای کودکان آمریکایی آفریقایی تبار کم درآمد ، با بهره گرفتن از شاخصهای مختلف از نتایج مربوط به آمادگی از جمله رتبهبندی آمادگی معلمان و توسعه مهارتهای اجتماعی ، معتقدند که با ورود زود هنگام کودکان به مهد کودک پیش بینی سطوح بالاتر از رتبهبندیهای مهارتهای اجتماعی در هر هفته افزایش مییابد در چنین محیطی پیش بینی سطوح پایینتر از توسعه مهارتهای اجتماعی هم ممکن است. آنها مدعی هستند که ثبت نام کودکان در مهد کودک برای سالهای قبل از کودکستان سطوح بالاتری از مهارتهای اجتماعی و عملکرد مهارتهای ارتباطی را نشان میدهد، و کودکانی که زمان بیشتری را در هر هفته در مهد کودک به سر میبرند از سطوح بالاتری از عملکرد تواناییهای شناخت برخوردارند. از نظر آنها بین قرار گرفتن در معرض مراقبت از کودکان و توسعه مهارتهای اجتماعی ارتباط وجود دارد.
محیطهای خانواده و مهدکودک هر یک نقش منحصر به فرد و مهم در توسعه طیف وسیعی از نتایج مربوط به آمادگی بازی میکنند، و زمانی که این دو محیط دارای روابط هماهنگی با هم هستند از انزوای کودکان جلوگیری میشود. کانل و پرینز معتقدند که روانشناسان مدرسه میتواند نقش مهمی را در ارتقاء آمادگی حضور در مدرسه در میان جوانان در معرض خطر بازی کنند. نیاز به “الگوی تغییر” در زمینه آمادگی برای مدرسه در میان معلمان مدارس ابتدایی و مدیران میتواند از مهمترین کارهایی باشد که روانشناسان مدرسه میتوانند ایفا کنند. از دیگر نقشهای مهم روانشناسان میتوان به این موارد اشاره کرد: توسعه برنامههای خانواده محور به منظور ترویج و توسعه مهارت در جوانان در معرض خطر مشکلات آموزشگاهی پس از ورود به مدرسه، توسعه و مشاوره با برنامههای اوایل دوران کودکی برای فراهمکردن انتقال آرام و بی دردسر برای جوانانی که نیاز به توسعه مهارتها دارند. همچنین برای این که مشارکت پدر و مادر را در مهد کودک و سیستم مدرسه ترویج دهند، آنها باید معلمان و مدیران مدارس ابتدایی را برای ارتقاء آمادگی برای مدرسه و شناسایی اولیه جوانان در معرض خطر آموزش دهند و با آنها در باره همین مسائل مشاوره کنند، آنها باید توجه به اهمیت نقش مهم تعامل پدر و مادر (هم در محیط خانه و مدرسه) را به عنوان وسیلهای برای ترویج توسعه مهارتهای علمی و اجتماعی گوشزد کنند و افزایش دهند.
نویسندگان در این تحقیق بعضی از مهترین شاخصهای امروزین توسعۀ اجتماعی را بررسی کردهاند؛ از جمله این شاخصهای میتوان به توسعه نهادهای خرد مانند مهد کودک، ایجاد محیط آموزشی مناسب جهت تحصیل دانش آموزان، توسعه مهارتهای علمی، ایجاد محیط خانوادگی مناسب برای کودکان، و نقش آموزش و معلمان در توسعۀ اجتماعی کودکان اشاره کردند. آنها نقش این شاخصها را در توسعۀ اجتماعی کودکان بررسی کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که پیشرفت در این شاخصها در فرایند توسعه تأثیرگذار هستند.
۲-هانیمن کاترین(۲۰۱۰) ؛ مسولیت پذیری اجتماعی و توسعه اجتماع محلی: درسهایی از سیستم خود آموز آپرندیزاژی در هندوراس: مجله بین المللی توسعۀ آموزشی
کاترینهانیمن(۲۰۱۰) در این تحقیق معتقد است که تقویت همبستگی اجتماعی از طریق توسعه و تقویت نگرش مسئولیتپذیری اجتماعی در سطح فردی یکی از بنیادیترین همکاریها در یک سیستم آموزشی است که میتواند فرایند توسعۀ اقتصادی و اجتماعی مشارکتی در یک منطقه را فراهم آورد. هانیمن در این تحقیق بیان میکند که باید به سیستم آموزشی توجه بیشتری کرد تا انگیزه استفاده از فهم و معرفت توسعه را در دانش آموزان به وجود بیاورد. اگرچه او معتقد است از این طریق نمیتوانیم از فقر فردی رهایی یابیم ولی برای فرایند توسعه و پیشرفت جمعی مهم است.
او در این مقاله در پی این است که درک ارتباط بین آموزش و پرورش، سرمایه اجتماعی و توسعه را از طریق سیستم آموزشی خودآموز (SAT)، گسترش دهد. یافتههای او نشان میدهد که دانش آموزانی که در برنامه” سیستم آموزشی خودآموز” شرکت میکنند احساس بیشتری از مسئولیت اجتماعی نسبت به همسالان خود در مدارس دارند. او در این تحقیق میخواهد نشان دهد که سیستم آموزشی خودآموز میتواند به دانش آموزان انگیزه دهد تا استفاده بیشتر از دانش و معرفت شان را افزایش دهند. همچنین این برنامه به دانش آموزان کمک میکند که فرایند پیشرفت و ترقی جمعی را به نیت فردی ترجیح بدهند.
از نظر او برنامه سیستم آموزشی خودآموز نشان میدهد زمانی که این برنامه دانش آموزان را تحریک به تفکر عمیق در مورد تشویق رفتار مسئولانه اجتماعی میکند و مسئولیت پذیری اجتماعی را توسعه میدهد. به عبارتی هنگامیکه نگرانی نسبت به سرنوشت دیگران برای دانش آموز مهم جلوه داده میشود انگیزه درونی نوع دوستی در او زنده میشود. سیستم آموزشی خودآموز باید دانش آموزان را به گرفتن اصول اساسی که به یک پارچگی و هماهنگی روابط انسانی خود با دیگران کمک میکند وادارد. دانش آموزان باید رابطه متقابل انسانها را سرمشق خود قرار دهند. اصل اساسی این برنامه این است که انسانها ذاتاً به یکدیگر متصل هستند، آنها بخشی از یک کلیت هستند. ما باید این پیوستگی را رشد و رونق دهیم. زیرا که انجام بسیاری از امور توسط افراد و جوامع نیازمند هماهنگ سازی روابط آنها است یعنی بشریت برای بقا نیاز به ایجاد تعادل عملکرد در هماهنگی با دیگران دارد. از نظر او پیشرفت و توسعه جامعه در وابستگی متقابل انسانها با هم دیگر است. نقش ارتباط و وابستگی متقابل بین انسانها به عنوان یک اصل مهم باید در اذهان دانش آموزان ملکه شود. برنامه آموزشی خودآموز تلاش دارد که ارتباط متقابل و تندرستی دیگران را به عنوان یک اصل اساسی برای تغییرات اجتماعی جلوه دهد.
در این تحقیق محقق توسعۀ اجتماعی محلی را که یکی از موضوعات اساسی در بحث توسعۀ اجتماعی و توسعۀ پایدار است را مورد تحقیق قرار میدهد. او همچنین نقش شاخصهای آموزش و پرورش و سرمایه اجتماعی که از شاخصهای اساسی توسعۀ اجتماعی هستند را در توسعه و توسعۀ اجتماعی بسیار مهم میداند. ارتقاء در این شاخصها باعث بهبود مسئولیتپذیری اجتماعی و یکپارچگی و هماهنگی در روابط انسانی با همنوعان میشود.
۳- زانچتا مارگارت و دیگران ؛ کارآموزی بین المللی درتوسعۀ اجتماعی به رهبری دانشجویان پرستاری کانادا: یادگیری توانمندسازی ؛ آموزش امروزین پرستاری
مارگارت زانچتا و همکارانش (۲۱۱۳) نقش کارآموزی بین المللی در توسعۀ اجتماعی را در تحقیقی با هدایت دانشجویان پرستاری کانادا بررسی کردهاند. از نظر آنها دانش به دست آمده از تجربیات بین المللی به دانش جویان کاروز کمک میکند تا یاد بگیرند که چگونه با بخشهای مختلف جامعه برای بهبود شرایط اجتماعی “جمعیت به حاشیه رانده شده” همکاری کنند. دانش جویان کاروز توانایی درونی شان را برایایجاد تغییر در ساخت اجتماعی قرار دادهاند. آنها میخواستند که به طورکلی و جزئی پویاییهای نابرابریهای اجتماعی را آشکار کنند و آن را به چالش بکشند.
تغییر در ابعاد آگاهی شخصی و حرفهای باعث توسعه حس توانمندسازی شخصی کارآموزان شد. دانش جویان کاروز از طریق مشارکتهای در حال توسعه و درگیر شدن در فرایند دروناندیشی توانمندسازی شخصی و حرفهای را تجربه میکنند. آنها توانمندسازی حرفهای خود را از طریق یادگیری مشترک تجربی در مورد چگونگی حل مشکلات، حل و فصل درگیری، اجرای پروژه ارتقاء سلامت، معاشرت با یک فرهنگ دیگر، و حمایت از دیگران تکامل دادهاند. هر دو توانمندسازی شخصی و حرفهای نتیجهای از انعکاس و ارزیابی شوک اخلاقی از دیدن محرومیتهای آشکار از نیازهای اساسی بودند.
آنها جمعیتهای اجتماعی محروم و به حاشیه رانده شده از توسعه را مورد توجه قرار دادند و در این زمینه بین دو سیستم بهداشت و درمان و فرهنگها، و همچنین روابط شخصی آنها با این دو گروه تفاوتهایی مشاهده کردند. آنها خاطرنشان کردند که برای دانشجویان پرستاری به رسمیت شناختن و درک بی عدالتیهای اجتماعی و نقش قدرتمندش در نابرابریها مهم است. قرار گرفتن در معرض تفاوت در فرآیندهای سیاسی و سیاستهای بهداشتی آگاهی از خطرانداختن سلامت انسان را حمایت میکنند.
دانشجویان کاروز متوجه محدودیتها و مبارزات جوامع برای غلبه بر ریشههای ساختاری نابرابریهای اجتماعی شدند. آنها به این نتیجه رسیدهاند که در یک فرهنگ استبدادی و قوم وخویش پرستی شهروندان برای دسترسی به کالاهای اجتماعی محروم میشوند. اگرچه عدهای به امتیازهایی که در جوامع به تعداد اندکی از جامعه تعلق میگرفت انتقادهایی کردهاند ولی بخش گستردهای از جامعه در برابر این بی عدالتیها تسلیم شدهاند و این تسلیم دسته جمعی ریشه در احساس جمعی از ناتوانی دارد. کارآموزان دانشجویی به این نتیجه رسیدند که با وجود اراده سیاسی، شور و شوق مبارزه برای توسعۀ اجتماعی برای جوامع به تحمل فرایندی طولانی از تغییرات اجتماعی و سیاسی نیاز دارد. از نظرآنها آگاهی انتقادی در مورد جایگاه خود در جهان میتواند نقطه شروع برای تغییر و توسعۀ اجتماعی باشد. دانشجویان کارورز دید جدیدی را نسبت به مشارکت بین جمعیتها و حرفههای پرستاری و اینکه چگونه ارزشهای انسانی تولید شده از تجارب مشترک میتواند برای اتصال جمعیتها و حرفههای به حاشیه رانده شده مورد استفاده قرار بگیرد، توسعه دادهاند.
محققان در این تحقیق به بررسی یکی از مهمترین و چالش برانگیزترین شاخصهای توسعه پرداختهاند. آنها شاخص جمعیت طرد شده( طرد اجتماعی ) و به حاشیه رانده شده را مورد بررسی قرار دادهاند. این شاخص امروزه در دیدترین شاخص توسعۀ اجتماعی است. زیرا صاحب نظران توسعه معتقد هستند که وجود داشتند جمعیت محروم در جامعه نشانه توسعه نیافتگی جامعه است. آنها اذعان میکنند که همه بخشها و گروهها در جامعه باید در فرایند توسعۀ اجتماعی مشارکت داشته باشند. بنابراین اهمیت این تحقیق در این است که به بحث در مورد یکی از گروهای اجتماعی به نام جمعیت طرد شده و به حاشیه رانده شده و افزایش آگاهی اجتماعی دربارۀ آنها میپردازد.
۴- فولر بروس و دیگران (۲۰۰۲) ؛آیا اشتغال مادران بر توسعۀ اجتماعی کودکان فقیر تأثیرگذار است؟ ؛ فصلنامه تحقیقات اوایل دوران کودکی
متوسط تا زیاد،Hg2+ خطرناک تر است زیرا راحتر با لیگاندهای آلی پیوند میدهد
آسیب رساندن به پوست و اعضای مخاطی،حالت تهوع،از کار انداختن کلیه و کبد
در معادن وآبهای تازه
نمکهای جیوه
(I) و(II)
فنیل جیوه
(Arylmercury)
آلکوکسی آلکیل جیوه
(Alkoxy alkyl mercury)
متوسط تا زیاد
تشکیل نمک با اسیدهای معدنی وآلی
تاثیر آن مشابه نمکهای جیوه میباشد زیرا بسادگی توسط ارگانیسمها در سیستمهای بیولوژیکی تجزیه میگردد
در رسوبات آب و خاک
ترکیبات آلی جیوه
الکیل جیوه
متیل،دی متیل واتیل جیوه
بالا یا بسیار بالا
بسیار سریع از عضوهای بیولوژیکی عبور میکند ۱۰۰۰ برابر از جیوه فلزی خطرناکتر است
خطر برای چشم
بیماریهای atuxia وdysarthria
سکته و مرگ
در رسوبات، خاک، آب و تجمع آن در در ماهی و سایر حیوانات
۱-۷ گسترش کاربردهای جیوه
۱-۷-۱ پراکندگی جیوه در محیط زیست
جیوه از نظر فراوانی در زمین در رتبه ۶۷ قرار دارد. تا کنون ۲۵ کانی معدنی از جیوه شناخته شده که مهمترین آنها سینابر(سولفید جیوه ) میباشد. این کانی مهم غالبا در روسیه، اسپانیا، مکزیک و الجزایر یافت میشود.
مقدارجیوه خاک، بطور گستردهای به منطقه آن از نظر زمینشناسی و صنعتی وابسته میباشد. بطوری که مقدار آن از Kg/mg 01/0 تا Kg/mg 5 /0 متغییر است.
غلظت جیوه در آبها نیز بسیار متغییر است. مقادیر واقعی گزارش شده در گستره بین ۰۰۰۱/۰ تا ۸/۲ µg /L در آبهای تازه و ۰۱/۰ تا ۲۲/۰ µg/L در آب دریا میباشد. مقدار جیوه در هوا بطور کلی متاثر از فعالیتهای آتشفشانی و انسانی است. غلظت جیوه در هوای تمیز کمتر از ng/m3 ۰۱/۰میباشد، این مقدار در اروپا ng/m3 ۸/۲ در آمریکای شمالی ng/m3 ۸/۳ در ژاپن ng/m3 ۶/۱ و در هاوایی بین ng/m3 ۱۸تا ng/m3 ۲۵۰ گزارش شده است.
جیوه درمحیط زیست در نتیجه فعالیتهای طبیعی و انسانی منتشر میشود. ورود آن به اتمسفر در نتیجه گازهای خارج شده از پوسته زمین، انتشار از آتشفشانها، فرسایش خاک و همچنین منابع انسانی میباشد. اغلب جیوه موجود در اتمسفر بصورت بخار جیوه فلزی است. فعالیتهای انسانی که منجر به انتشار جیوه میشوند شامل سوزاندن سوختها ومواد دارای جیوه و فعالیتهای صنعتی میباشد. مقدار جیوه در سوختهای فسیلی و زغال سنگ در حد g/g 100است.
۱-۸ بیماری های ناشی از قرارگیری در معرض جیوه
۱٫بیماری های عصبی
۲٫جیوه به سیستم عصبی مرکزی حمله می کند و اثرات نامطلوبی را در دهان،لثه ها و دندان ها بر جای می گذارد.
۳٫Mercurial erethism
۴٫بیماری های پوستی
۵٫بیماری های کلیوی
۶٫بیماریMinamata شکلی از مسمومیت جیوه
علائم ناشی از آلودگی به عنصر:
۱٫لرز ، تشنج ، سر درد