روابطی که وبسایت با سایر اَشکال رسانهای دارد
جایگزینی متداوم
وجود وبسایت بعنوان یک ابزار جایگزین برای تعامل با شرکت
۸٫۷٫۵٫۲٫ مدل اثر نامتقارن عملکرد
کریستی چنگ و متیو لی (۲۰۰۵) مطالعهای تجربی با عنوان «اثر نامتقارن عملکرد خاص وبسایت بر رضایت از وب» انجام دادند. این مبحث میگوید که عملکرد منفی اثر بیشتری بر رضایت کلی دارد تا عملکرد مثبت. این مطلب میتواند روشن کند که چرا بهبود در عملکرد «عوامل کلیدی» افزایش در رضایت کلی را بدنبال ندارد. این مطالعه از اولین تلاشها برای آزمون کردن این اصل است که میگوید: در پژوهش در زمینه رضایت آنی، بد، بسیار قویتر از خوب است[۷۰].
۹٫۷٫۵٫۲٫ مدل ای کوال
ای کوال بر ادراکات کاربر از کیفیت که بوسیله اهمیت آن سنجیده میشود مبتنی است. در ای کوال پنج عامل قابلیت استفاده، طراحی، اطلاعات، اعتماد و همدلی مؤثر هستند که در سه عامل «قابلیت استفاده، کیفیت اطلاعات و تعامل خدمات» ادغام شدهاند. قابلیت استفاده شامل: «قابلیت استفاده و طراحی»، کیفیت اطلاعات شامل: «اطلاعات»، و تعامل خدمات شامل: «اعتماد و همدلی» میباشند. روش ای کوال برای ارزیابی کیفیت وب سایت، بوسیله بارنز و یجن (۲۰۰۰) ایجاد و در بسیاری زمینهها همچون کتابفروشیهای آنی، سایتهای جراحی، شراکت دانش و دولت الکترونیک آزمون شده است. ای کوال مبتنی بر سیستم استقرار کارکرد کیفیت[۴۷]، میباشد که ابزاری برای شناسایی و رساندن صدای مشتری در هر مرحله از توسعه و بکارگیری محصول و یا خدمت است. کاربردهای QFD با محوریت «صدای مشتری» (مشخص کردن الزامات کیفیت با بکارگیری واژههایی که برای مشتری پرمفهومند)، آغاز میشود. سپس این کیفیتها به مشتری بازخورد داده میشوند. در بستر ای کوال، از کاربران خواسته میشود تا سایتهای موردنظر را با بهره گرفتن از یکسری کیفیتها درجهبندی کرده، و هریک از کیفیتها را نیز از لحاظ اهمیت رتبهبندی نمایند. ای کوال ابزار پیمایشی متشکل از ۲۳ مورد را جهت تشخیص ادراکات ذهنی کاربران بکار میبرد. ای کوال از سال ۱۹۹۸ در حال توسعه بوده و بازخوانیهای زیادی داشته است[۶۸].
۱۰٫۷٫۵٫۲٫ مدل کیفیت خدمات الکترونیکی
مفهوم خدمات الکترونیک به گونه ای فزاینده توسط محققان و متخصصان، به عنوان یکی از عوامل کلیدی در موفقیت تجارت الکترونیک معرفی می گردد .بر اساس مدل کیفیت خدمات الکترونیکی، کیفیت خدمات یکی از عوامل حیاتی در تعییین موفقیت یا شکست تجارت الکترونیک می باشد. خدمات الکترونیک را می توان نقش خدمات در فضای سایبر[۴۸] تعریف نمود. وان ریل[۴۹] و همکاران او پنج جزء خدمات الکترونیک را به شرح زیر شناسایی نموده اند: خدمات اساسی؛ تسهیل خدمات؛ پشتیبانی خدمات؛ خدمات مکمل و وسیله ارتباط با استفاده کننده که از طریق آن مشتری به خدمات دسترسی می یابد. کیفیت خدمات الکترونیکی را می توان به عنوان ارزیابی و قضاوت کلی مصرف کنندگان (مشتریان) در خصوص برتری و کیفیت خدمات ارائه شده در بازار مجازی تعریف نمود. برخلاف ارائه خدمات به شکل سنتی، در خدمات الکترونیک ارزیابی مشتری از کیفیت خدمات، بر اساس ارزیابی دقیق همه خرده فرایندها نیست، بلکه احتمالاً او تنها بر پایه مشاهده یک سایت و یا یک نتیجه کلی قضاوت می نماید[۷۱].
شکل شماره ۱۰: مدل کیفیت خدمات الکترونیکی سانتوس
۱۱٫۷٫۵٫۲٫ سایت کوال
وب[۵۰] (۲۰۰۱) یک مدل مفهومی درباره عوامل اثرگذار بر ادراکات مصرفکننده از وبسایتهای B2C بوجود آوردند. فرضیه زیربنایی این مدل را دو ساختار اصلی کیفیت تشکیل میدهند، که یکی با تمرکز بر اطلاعات (کیفیت دستیابی، کیفیت محتوایی، کیفیت نماینده بودن، کیفیت ذاتی) و دیگری با تمرکز بر فرایندها (پایایی، پاسخگویی، اطمینان، همدلی، محسوسات) کیفیتها را تعیین میکنند[۷۲].
۱۲٫۷٫۵٫۲٫ مدل مبتنی بر فن آوری اطلاعات
در مدل مبتنی بر فن آوری اطلاعات ترجیح خدمات مبتنی بر IT نسبت به خدمات سنتی بر اساس نیاز به توجه فردی و میزان سن افراد متفاوت میباشد. نیاز به توجه فردی بیان کننده نگرش مشتریان نسبت به تعامل با کارکنان خدماتی است .افرادی که تمایل به توجه فردی و تعامل اجتماعی دارند، حمایت کمتری از خدمات مبتنی بر ITاز خود نشان می دهند. انتظار می رود که سن افراد بر انتظارات و رضایت مشتریان نسبت به خدمات مبتنی بر ITتأثیرگذار باشد .بررسی میدانی اخیر در مورد مشتریان بانکی نشان داد که ترجیح کانال خدمات رسانی به طور معناداری میان گروه های سنی مختلف متغیراست. مشتریان جوان تر علاقه مند به انجام امور بانکی خود از طریق اینترنت و سلف سرویس هایی مانند خودپردازها دارند، در حالی که افراد مسن تر شدیداً خواهان مراجعه به شعب بانک ها به طور سنتی می باشند[۷۳].
شکل ۱۱: مدل مبتنی بر فن آوری اطلاعات
۶٫۲٫ خدمات الکترونیک
اخیرا، خدمات الکترونیک از طریق گسترش اینترنت در دنیا رواج یافته است، اما، تئوری و عمل خدمات الکترونیک هنوز در طفولیت خود به سر می برد و یک توافق بر روی مفهوم خدمات الکترونیکی وجود ندارد.
زیتمال و همکاران[۵۱] اظهار داشتند که خدمات الکترونیک، خدمات وب است که از طریق اینترنت تحویل میگردد. تعاملات مشتری یا ارتباطات با فراهم کنندگان خدمات از طریق تکنولوژی، همچون وب سایت آنهاست. مشتریان باید نسبت به تکنولوژی اطلاعات در مواجهه با خدمات الکترونیک اعتماد کامل داشته باشند.
روست و لیمان[۵۲]، از پژوهشگران مطرح این حوضه، خدمات الکترونیک را به عنوان خدمات اطلاعات در نظر گرفتهاند که بین دو گروه (خریدار و فروشنده) مبادله میشود و اینترنت شبکهای است که اجازه این مبادله را میدهد. در محیط اینترنت، تبادل خدمات اطلاعات میتواند خواسته ها و نیازهای مشتری را که در یک مسیر هستند، و اطلاعات سفارشی بالاتر را از مسیرهای دیگر، تحقق ببخشد. اینترنت اساسا برای جبران نیاز به اطلاعات مورد استفاده قرار میگیرد و قابلیت دسترسی اطلاعات یکی از مزایای کلیدی خرید اینترنتی در مقابل با کانالهای خرید سنتی است. خدمات الکترونیک چیزی بیش از سفارش اجرا، پاسخ به درخواستها، پست الکترونیک، و حالات تقاضا است. خدمات الکترونیک، مشتریانی را با یک تجربه متفاوت با جریان تبادل اطلاعات، فراهم میکند. چگونه درک اطلاعات و به کار گرفتن آن و اینکه مشتریان چه نوع اطلاعاتی را نیاز دارند یا انتظار دارند که به آنها دست یابند، نقش مهمی در کیفیت اطلاعات در فرایند خدمات الکترونیک ایفا میکند. فرایند خدمات الکترونیک بر جریان اطلاعات از طریق تکنولوژی اطلاعات پایه گذاری شده است، و کیفیت اطلاعات در دستور سازی رضایت مشتری اهمیت دارد.
هافمن و باتسون[۵۳]، خدمات الکترونیک را شامل شدن همه رسانهها و همه انواع تعاملات توسعه میدهد. خدمات الکترونیک کارکردها، تلاشها یا عملکردهایی که به صورت غیر مستقیم و از طریق تکنولوژی اطلاعات شامل، وب، نمایشگاههای اطلاعات و تجهیزات سیار تحویل میگردد. فروش الکترونیک، حمایت و خدمات به مشتری، و تحویل خدمات، همگی در خدمات الکترونیک شامل میشود.
بطور عمومی، خدمات الکترونیک میتواند به عنوان تعامل، تعادل محتوا و خدمات مشتری تعریف شود که بوسیله مشتریان و یکپارچگی با حمایت از تکنولوژیها و سیستمهای ارائه شده بوسیله فراهم کنندگان خدمات هدایت شده تا ارتباط فراهم کنندگاه-مشتری را تقویت ببخشد[۶۵].
۷٫۲٫ پیشینه پژوهش کیفیت خدمات الکترونیک
با رشد سریع اینترنت و جهانی سازی بازار، اغلب مؤسسات به دنبال جذب و تسخیر مشتریان در بازار الکترونیک بسیار رقابتی هستند. اهمیت خدمات الکترونیک نه تنها در موفقیت یا شکست کاربرد تجارت الکترونیک، بلکه همچنین، در یک کانال مناسب رزرو خدمات با تعامل جریان اطلاعات در فرایندهای مبادلاتی، در حال افزایش است. شرکتها خدمات الکترونیک را برای مشتریان و به منظور تسلیم ارزش بالا به مشتری، ایجاد وفاداری مشتری، تشویق خرید مجدد، حفظ رابطه بلند مدت با مشتری، تدارک میبینند. این شرکتها تمرکز خود را بر خدمات الکترونیک فرایند مبادله کامل، قبل، در، و بعد از شکافهای مبادله، جابه جا میکنند. یک چنین جا به جایی به اینکه چگونه درک دید مشتری و ارزیابی کیفیت خدمات الکترونیک برای شرکتها اهمیت دارد، اشاره میکند. یکی از گزینههای دولتها برای ارتقا کیفیت خدمات و دگرگونی ان، بهرهگیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات و دولت الکترونیک میباشد. دولت الکترونیک به ارائه اطلاعات و خدمات دولت از طریق اینترنت یا سایر ابزارهای دیجیتال بصورت آنی تلقی میشود. دولت الکترونیک میتواند تعدادی از اهداف اصلی را برای بخش عمومی محقق کند از جمله مدیریت کیفیت فراگیر، مشتری محوری، توانمند سازی جوامع، کارگران و مشتریان، و اثربخشی و کارایی. کانال و رسانه اصلی ارائه خدمات الکترونیک نیز همان وب سایت سازمان است که تمامی خدمات از آن طریق ارائه میشود. در اینحاست که دیگر سنجش کیفیت خدمات سازمان از محیط فیزیکی و ساختمان سازمان بیرون میآید و وارد دنیای وب سایتها یعنی دنیای مجازی میشود. بنابراین با این تغییر بزرگ در شیوه ارائه خدمات قائدتا شیوه سنجش آن هم تغییر میکند و شاخصهای جدیدی برای سنجش و ارزیابی این نوع خدمات مورد نیاز میباشد. نکته دیگری که اهمیت سنجش کیفیت خدمات الکترونیک را برای ما افزونتر میکند این است که هر از چند گاه شاهد هستیم که سازمانهایی که ادعای الکترونیک شدن و ارائه خدمات الکترونیک در سازمان خود را مطرح میکنند. سنجش کیفیت خدمات الکترونیک در بخش عمومی میتواند در نقد این ادعاها به ما کمک کند. ارائه و تحویل خدمات بر خط بسیار متفاوت از ارائه خدمات سنتی است، که بر اساس جریان اطلاعات متقابل بین مشتریان و فراهم کنندگان خدمات است. کیفیت خدمات الکترونیک نه تنها، به عنوان داشتن پتانسیل برای ارائه مزایای استراتژیک، بلکه همچنین برای افزایش کارایی و سودبخشی عملیاتی مد نظر قرار گیرد. خدمات الکترونیک، حتی برای شرکتها به منظور جذب و نگهداری مشتریان، بسیار حیاتی است. سابقه مشتریان بر خط برای وب سایت شرکتها یک احساس وفاداری است که به واسطه خدمات مناسب ارجاع شده به وسیله شرکتها بوجود میآید[۶۶]. الیوریا[۵۴] و همکاران (۲۰۰۲) پیشنهاد میکنندکه، شرکتها میتوانند از طریق ارائه خدمات الکترونیک مناسب برای مشتریان به قابلیتهای رقابتی دست یابند. کیفیت ارائه خدمات الکترونیک تاثیر قویتری بر رضایت مشتریان بر عملکرد شرکتها است. اهمیت کیفیت خدمات الکترونیک به وسیله زیتمال و همکارانش برجسته گردیده است. آنها ادعا کردهاندکه حذف شکافهای کیفیت خدمات الکترونیک منجر به رضایت مشتری میشود که E-SQ، ارزش، خرید و خرید مجدد دریافت شده را افزایش میدهد. روش ارزیابی کیفیت خدمات الکترونیک، در پژوهشی گسترده کارخانجات مشروب سازی استرالیا به وسیله دیویدسون (۲۰۰۵) به عنوان بخشی از رساله دکترا استفاده شده است[۶۷].
همانطور که اشاره شد، با افزایش تقاضای تجارت اکترونیک در سازمانها، اهمیت ارزیابی و نظارت بر کیفیت خدمات الکترونیک در دنیای مجازی بیشتر شده است. مطالعات گوناگونی در جهت توسعه شاخصهای ارزیابی در زمینه کیفیت خدمات، هدایت شدهاند.
۱٫۷٫۲٫ پژوهشهای خارجی
مفهوم کیفیت خدمات یکی ازمهمترین عناوین تحقیقاتی در بازاریابی به شمار میرود زیرا با هزینه، عملکرد مالی[۵۵]، رضایت مشتریان، حفظ مشتریان و وفاداری آنها، و نیز مزیت رقابتی در ارتباط است. با تشخیص نقش بسیار مهم کیفیت خدمات در موفقیت شرکتها، توسعه مکاتب فکری مختلفی در رابطه با مفهومسازی آن صورت گرفته است. یکی از اولین تعاریف از کیفت خدمات به وسیله زیتمال، پاراسورامان و مالهوترا[۵۶] (۲۰۰۰) مطرح شد. انها اظهار داشتند که کیفیت خدمات اینترنتی در جایی که وب سایت، فروش، خرید و تحویل کارا و موثر کالاها یا خدمات را تسهیل میبخشد، گسترده شده است. اغلب پژوهشات انجام شده در کیفیت خدمات الکترونیک، ترکیبی از ابعاد کیفیت خدمات سنتی و ابعاد کیفیت مرتبط با وب بکار رفته شده است. دابهولکار[۵۷] (۱۹۹۶)کار پژوهشاتی خود را در ابعاد کیفیت خدمات الکترونیک بر اساس طراحی وب سایت و ۷ بعد کیفیت خدمات الکترونیک به عنوان پارامترهای اساسی در داوری کیفیت خدمات الکترونیک توضیح داد. یو و دوسو[۵۸] (۲۰۰۱) شاخصی را به عنوان سیتکوال[۵۹] برای ارزیابی کیفیت خدمات بر خط توسعه دادند، که از ۴ بعد تشکیل شده بود: سهولت استفاده، زیبایی طراحی، سرعت پردازش و حساسیت تعامل، ۶ بعد کیفیت خدمات فروش بر خط با مقایسه ابعاد سنتی کیفیت خدمات را راهاندازی کرد. وولفینبارگر وگیلی (۲۰۰۲ و ۲۰۰۳) یک مقیاس کیفیت خدمات الکترونیک را توسعه داد که در ابتدا COMQ و بعدا به صورت پیشرفته eTailQ نامیده شد[۶۷].
در سال ۲۰۰۵ گوانگ لی[۶۰] و همکاران با پژوهشی در مورد ادراکات مشتری از کیفیت خدمات الکترونیکی در خریدهای اینترنتی، یک مدل ارائه کردند. آنها ابعاد کیفیت خدمات الکترونیکی را در پنج مولفهی: طراحی وب سایت، پایایی، پاسخ گویی، اعتماد و خصوصی بودن تعریف کردند سپس تاثیر این متغیرها را بر دو متغیر رضایت مشتری و کیفیت خدمات کل به عنوان متغیرهای واسطه به شکل پنج فرضیه دو حالتی در نظر گرفتند. یافته های آنها نشان داد که طراحی وب سایت، پایایی، پاسخ گویی و اعتماد ارتباط معناداری بر فرایند خرید دارند[۷۴].
هارینگتون و کارمل[۶۱] در سال ۲۰۰۷ در پژوهشی با عنوان کیفیت خدمات الکترونیک در بانکداری و تاثیرش بر رضایت مشتریان، ارتباط بین کیفیت خدمات، بهره وری، کاهش هزینه ها و سودآوری را تایید کردند همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که رضایتمندی مشتریان واسطه ارتباط بین کیفیت خدمات و وفاداری مشتریان است[۷۵].
بردی و دیگران در پژوهشی در سال ۲۰۰۱ ، نشان دادند رابطه معناداری بین کیفیت خدمات و رضایتمندی مشتریان وجود دارد .همچنین رابطه بالای کیفیت خدمات و رضایتمندی مشتریان در پژوهشی توسط سرچندر و دیگران در سال ۲۰۰۲ به تأیید رسید [۷۶].
البته در سالهای اخیر، پژوهشهای زیادی در خارج از کشور در رابطه با کیفیت خدمات الکترونیکی الکترونیکی انجام گرفته است. درجدول ۸ نمونههایی از مطالعات در کیفیت خدمات الکترونیک، شامل زمینه برای تحقق و ابعاد کیفیت خدمات الکترونیک، لیست شده است. بدیهی است که اغلب این مطالعات عمدتا در ۳ حوزه مختلف هدایت شده است: کیفیت خدمات فروش بر خط، کیفیت طراحی وب سایت و کیفیت خدمات الکترونیک، نسبت به سایر زمینههای خدمات محدود شده است. در حقیقت، کیفیت طراحی وب سایت و کیفیت خدمات بر خط هردو مولفههای مهمی از کفیت خدمات بر خط هستند.
جدول ۸: بازنگری مطالعات اصلی در ابعاد کیفیت خدمات الکترونیک
محقق و سال
سال
زمینه
از عوامل وخصوصیاتی است که باعث می شود با بهره گیری از تمرینات اینتروال این نیازها را به صورت کامل پوشش داد(۱۲۶).
تمرینات مقاومتی بیش از ۲۵ سال است که از محبوبیت فراوانی در نزد مربیان ورزشی قرار گرفته ، تحقیقات گسترده نشان داده است نه تنها تمرینات مقاومتی روش مؤثری بر عملکرد عصبی عضلانی بلکه به همان اندازه در حفظ و بهبود سلامت فرد مؤثر می باشد. با این حال طراحی تمرینات مقاومتی دارای یک فرایند پیچیده است که شامل متغیرها، برنامه های حاد و اصول کلیدی می باشد. اثر بخشی یک برنامه مقاومتی برای رسیدن به نتیجه خاص، نیازمند: استقامت عضلانی، هیپرتروفی و حداکثر استقامت یا قدرت می باشد. و دستکاری متغیرهای برنامه ها نیازمند:
می باشد. این عوامل درنهایت باعث تحریک در سیستم های عصبی عضلانی، غددی عصبی و عضلانی اسکلتی و انطباق با ورزش های حاد و مزمن می شود(۱۱۶).
۲-۲-۱٫نیازهای فیزیولوژیکی فوتسال
فوتسال (نام رسمی فوتبال ۵ نفره داخل سالن ) که در سال ۱۹۳۰ معرفی شد . این بازی اجازه می دهد ورزشکاران فوتبال را در فضایی محدود تر انجام دهند و به همین علت در سال های اخیر افزایش چشمگیر در لیگ های حرفه ای و آماتور مردان و زنان داشته است ، سازمان دهی و نظارت آن توسط فدراسیون بین المللی فیفا می باشد. با این حال از نظر ساختار حرکتی به ورزش های هاکی ، بسکتبال و هندبال شباهت دارد(۲۸) . فوتسال ورزشی است که نیازمند خواسته های فیزیکی بالا برای انجام فعالیت های فیزیکی ، فنی و تاکتیکی می باشد. زمین بازی فوتسال به مانند هندبال دارای ابعاد ۲۰×۴ و دروازه های آن ۲×۳ می باشد (۳۸). همانطور که بسکتبال به دو نیمه۲۰ دقیقه ای تقسیم شده، فوتسال نیز این گونه می باشد و این موضوع یکی از تمایز های آن با فوتبال است ، این در حالی است که زمان برای برخی از رویدادهای بازی متوقف می شود و معمولا این بدان معناست که بازی طول می کشد و در اکثر مواقع ۷۵ تا ۸۵ درصد طولانی تر از برنامه ریزی انجام شده در ۴۰ دقیقه می باشد. این عامل با توجه به فرصت های داده شده در هر بازی متفاوت است . قوانین اجازه می دهد زمان بازی برای استراحت ، ضربات پنالتی ، مرتب کردن زمین بازی ، آسیب دیدگی ها و مراقبت های پزشکی متوقف شود . برای هر تیم یک دقیقه در خواست استراحت در هر نیمه تعبیه شده ، یک استراحت ۱۰ دقیقه ای نیز بین دو نیمه وجود دارد(۲۸) . یک تیم متشکل از پنچ بازیکن ( چهار نفر بازیکن و یک دروازبان ) با تعویظ های نامحدود همراه است ، به طوری که شدت و ریتم بازی بسیار بالا است و کاهش در شدت بازی بسیار ناچیز است (۴۱). حداکثر تعداد بازیکنان در تیم های ملی برای هر بازی ۱۲ نفر (۱۰ بازیکن و ۲ دروازبان ) می باشد . هر بازی توسط ۲ داور ویک کمک داور اداره می شود . یکی از روش های تاکتیکی در فوتسال مسدود کردن حمله حریف به مانند بسکتبال و حرکت چرخشی در زمین به مانند هاکی روی یخ می باشد . بسیاری از محققان برای ارزیابی خواسته های رقابتی این رشته ورزشی از هر دو شاخص عملکردی داخلی و خارجی استفاده کرده اند (۱۰۱،۴۱). تجزیه و تحلیل های زمان حرکتی در فوتسال به کمک رشته های ورزشی از قبیل فوتبال ، هندبال و هاکی انجام گرفته است (۲۸).
اگر چه مقایسه قرار دادن تحقیقات سایر رشته های ورزشی و محدویت های آنها به علت تفاوت در قوانین ، زمینه های بازی و مدت زمان وجود دارد اما برخی از مقیاس های دیگر را می توان با جنبه های متناوب ورزش های تیمی دیگر مقایسه کرد . در فوتسال درصد کل مسافت با سرعت بالا ( حداکثر شدت ورزش ) بیشتر از بسکتبال ، هندبال و فوتبال است (۲۸،۲۶). این نیازهای با شدت بالا نشان داده که یکی از موارد اصولی در این ورزش ها نسبت کار به استراحت می باشد(۲۸).
۲-۲-۲٫ بررسی تمرینات اینتروال
۲-۲-۲-۱ مراحل تمرینات اینتروال باشدت بالا
در حال حاضر به طور گسترده پذیرفته شده است. تمرینات اینتروال با شدت بالا مزایای قابل توجهی به بازیکنان فوتبال در بهبود max VO2 ، زمان بهبودی ، عبور از توانایی های قبلی ، ارتفاع سطح بازی ، توانایی ظرفیت تکرار با حداکثر سرعت دویدن را موجب می شود(۷۷) .
به استثنای دو میدانی و سایر فعالیتهای استقامتی مانند (قایقرانی ، مسابقات سه گانه ، دوچرخه سواری و شنا) ماهیت اکثر ورزشها به صورت متناوب است(۲۱،۲۷،۵۰،۱۰۸ ). اکثر رشته های ورزشی نیاز به چابکی ، توان ، قدرت انفجاری ، توانایی تکرار حرکات کوتاه با حداکثر سرعت و تلاش را خواستار می باشد(۲۶،۲۷). بنابر این به کار گیری تمرینات متناوب برای داشتن آمادگی جسمانی مناسب از الویت های مربیان ورزشی می باشد ، این عوامل باعث افزایش و حفظ متغییرهای فیزیولوژیکی در تمرینات متناوب و برآورده کردن نیازهای آموزشی خاص رشته ورزشی و حداکثر قدرت ورزشکاران شده است (۴۳،۷۶). همچنین تمرینات اینتروال با شدت بالا در برآورده کردن نیازهای بی هوازی اکثر ورزشهای تیمی کارآمد است که با برنامه ریزی در افزایش توانایی تکرار حرکات ورزشی کمک کرده است تا جذب حداکثر اکسیژن افزایش یاید(۶۳،۱۲۲). اگر چه ارتباط مستقیم بین max VO2 و توانایی تکرار با حداکثر سرعت دویدن هنوز به خوبی مشخص نشده است(۲۲،۳۱،۶۹). اما تحقیقات نشان داده روند تمرینات متناوب با شدت بالا اثرات مفید در بهبود ظرفیت هوازی ورزشکاران داشته است (۱۲۲). همچنین عملکرد تمرینات با شدت بالا در فاصله دویدن و max VO2 بازیکنان فوتبال تأثیر مثبت داشته است (۷۵،۸۹).
شواهد علمی نشان داده که تعداد زیادی از حرکات فوتبال و فوتسال مانند پریدن ، تکل زدن ، شوت زدن دویدن و تغییر سرعت نیاز به قدرت انفجاری دارد(۹۸). بهبود اجرای حرکات انفجاری نیازمند تقویت قدرت عضلانی است ، عضلات با اعمال انقباض باعث افزایش نیرو برای گروه های عضلانی شرکت کننده می شود(۷۶،۹۸). علاوه بر این پرش کردن و با حداکثر سرعت دویدن ارتباط قوی با قدرت عضلانی در فوتبالیست های حرفه ای دارد(۱۲۸). قدرت عضلانی را می توان با بکارگیری مکانیسم هیپرتروفی عضلانی و سازگاری های عصبی افزایش داد(۷۶).
سطح مقطع عضلانی بیشتر در بازیکنان فوتبال و فوتسال مورد نیاز است ، ولی با افزایش حجم توده عضلانی باعث افزایش وزن بدن شده که این امر باعث کاهش عملکرد ورزشکاران است(۹۸). در حالی که تطابق عصبی در افزایش قدرت عضلانی و جذب بیشتر فیبرهای عضلانی باعث حداقل افزایش در توده بدن می شود (۷۶). بنابراین به حداکثر رساندن منافع قدرت بدون افزایش در توده بدن به وسیله شدت بالا و مجموعه تکرار های کوتاه مدت می تواند راهکاری مناسب برای توسعه تمرینات بازیکنان فوتبال و فوتسال باشد(۲۳).
۲-۲-۲-۲سازگاری فیزیولوژیکی تمرینات اینتروال
سازگاری های فیزیولوژیکی که به عنوان یک نتیجه از تمرینات اینتروال اتفاق می افتد به ۲ حوزه اصلی تقسیم بندی می شوند.
بهبود سازگاری مرکزی برای تحویل اکسیژن به عضلات در حال فعالیت ابتدا با افزایش حجم خون همراه است ، به دنبال آن حجم ضربه ای و برون ده قلبی بیشتر می شود و گردش خون بهبود می یابد و باعث افزایش در اندازه قلب به ویژه در سمت چپ (بطن چپ) می شود. از سایر تغییرات حمایتی می توان افزایش الاستیته ، نیروی انقباض بیشتر و افزایش عروق عضله را نام برد(۱۷،۳۰،۹۹،۱۰۷).
یکی دیگر از کارایی های انطباقی تنظیم حرارت افزایش یافته برای جلوگیری از گرمای بیش از حد است ، که با افزایش جریان گردش خون و میزان تعریق باعث پایین آوردن دمای هسته بدن ، حذف مواد زائد و سرعت بخشیدن به انتقال مواد مغذی می شود(۹۹). سازگاری های محیطی با بهبود بهره برداری در سنتز انرژی و کار عضله صورت می گیرد(۹۱).
سازگاری های محیطی کلیدی عبارتنداز:
در غلظت های بالاتر آنزیم های مانند سیترات سنتاز[۲۱] و بتا هیدروکسیل کو و دهیدروژناز[۲۲] نشان دهنده بهبود در پتانسیل اکسیداتیو عضلات بوده است(۲۶،۲۷،۲۸). مطالعات اخیر توسط تالینی و همکاران[۲۳] نشان داد که پس از دو هفته جلسات تمرینی اینتروال ۹۰% در VO2peak [۲۴] و در دو هفته۳۲% در بتا هیدروکسیل کو و دهیدروژناز افراد افزایش یافته است. که نشان دهنده افزایش فعالیت های آنزیمی میتوکندری می باشد (۳۵،۳۶،۳۷).
مشاهدات انجام شده در سال ۲۰۰۵ نشان داد تغییرات در متابولیسم اسید چرب رخ داده و تمرینات باعث افزایش حمل و نقل گلوکز ، افزایش درمحتوای گلیکوژن استراحت و کاهش نرخ استفاده از گلیکوژن شده است(۳۷،۶۷).
۲-۲-۲-۳٫سازگاری های متابولیک
عملکرد بدن در طول فعالیت های باشدت بالا نشان داده که نیاز به انرژی بی هوازی با بدست آوردن آدنوزین تری فسفات و کراتین فسفات بدست آمده است. تنها مقدار اندکی ATP در سلول های عضلانی ذخیره شده و پس از ۳۰ ثانیه تلاش با حداکثر شدت تمام می شود(۹۹). پس از این زمان سیستم های انرژی دیگر مسئولیت خروجی کار را در طول ورزش بر عهده می گیرند (۱۷ ،۹۹).
تمرینات بی هوازی با شدت بالا با هدف قرار دادن سیستم های فوق باعث افزایش اوج قدرت خروجی می شود. گلیکولیز بی هوازی دیگرسیستم انرژی است که تحت تأثیر این تمرینات قرار می گیرد ، افزایش سوخت ساز بدن در تمرینات با شدت بالا باعث تجمع لاکتات در عضلات و افزایش در یون های هیدروژن و مایعات بدن می شود. این عامل باعث سوزش ، درد و همراه با خستگی است ، مقدار تحمل لاکتات در قدرت ورزشکاران ۲۵ مول است ، درحالت طبیعی این میزان ۷ تا ۱۰ مول در ورزش با شدت متوسط می باشد(۱۷،۳۰،۱۱۰).
مسیر گلیکولیز هوازی نیز با آموزش تحت تأثیر قرار می گیرد ، بدن می تواند با حفظ سوخت هایی مانند گلیکوژن و آدنوزین تری فسفات از طریق افزایش گلیکولیز هوازی و بتا اکسیداسیون در حفظ قند خون و جلوگیری از خستگی و افزایش اتکاء به سوخت های فراوان تأثیر قابل توجهی در روند تمرینی ایجاد کند(۳۶،۲۲).
۲-۲-۲-۴٫ سازگاری های عصبی عضلانی تمرینات اینتروال
تمرینات اینتروال با بکار گیری واحدهای حرکتی اضافی ممکن است باعث بهبود میزان بالا اکسیداسیون کربوهیدارت شود. سازگاری های عصبی در تحریک الگوهای فیبرهای عضلانی خاص، عمدتاً در تارها تند انقباض [۲۵] باعث انقباض عضلانی سریع تر می شوند(۸۸،۱۲۶). این تمرینات از مهمترین اجزای اصلی در سنتز تمام سیستم های انرژی که با ۱۰۰ درصد شدت انجام می گیرد می باشد(۹۴).
۲-۲-۳٫ تمرینات دایره ای
۲-۲-۳-۱ مراحل تمرینات دایره ای با شدت بالا
« اسلام نظر خاص بر شما بانوان دارد. اسلام در وقتى که ظهور کرد در جزیره العرب، بانوان حیثیت خودشان را پیش مردان از دست داده بودند؛ اسلام آنها را سربلند و سرافراز کرد، اسلام آنها را با مردان مساوى کرد. عنایتى که اسلام به بانوان دارد بیشتر ازبیشتر از عنایتی است که بر مردم دارد » ( صحیفه نور، ج ۱۱ ص ۲۵۴ )
« همان طورى که حقوق مردها در اسلام مطرح است، حقوق زنها [هم مطرح است]. اسلام به زنها بیشتر عنایت کرده است تا به مردها. اسلام زنها را بیشتر حقوقشان را ملاحظه کرده است تا مردها. این هم [آن] معنا که بعد از این چه خواهد شد: زنها حق رأى دارند- از غرب بالاتر است این مسائلى که براى زنها ما قائل هستیم- حق رأى دادن دارند، حق انتخاب دارند، حق انتخاب شدن دارند. همه اینها هست. تمام معاملاتشان به اختیار خودشان است، و آزاد هستند. اختیار شغل را آزاد هستند. البته در شرق براى مردها یک محدودیتهایى هست که آن محدودیتها به صلاح خود مردها هست و آن محدودیتها، یعنى در آنجاهایى که مَفْسَده هست براى مرد، از قماربازى جلوگیرى مىکند اسلام، از شرابخوارى جلوگیرى مىکند اسلام، از هروئین جلوگیرى مىکند اسلام؛ براى اینکه مفسده دارند. براى همه یک محدودیتهایى هست، و محدودیتهاى شرعى و الهى. محدودیتهایى است که به صلاح خود جامعه است؛ نه این است که براى جامعه یک چیزى مثلًا نافع بوده است که محدودیت برایش ایجاد کردهاند.» ( صحیفه امام، ج۶ صص ۴۳۶ و ۴۳۷)
« زنهایى که مىخواهند ازدواج کنند، از همان اول مىتوانند اختیاراتى براى خودشان قرار بدهند که نه مخالف شرع باشد و نه مخالف حیثیت خودشان. مىتوانند از اول شرط کنند که اگر چنانچه مرد فساد اخلاق داشت، اگر بد زندگى کرد با زن، اگر بدخُلقى کرد با زن، وکیل باشند در طلاق، اسلام براى آنها حق قرار داده است. اسلام اگر محدودیتى براى مردان و زنان قایل شده است همه به صلاح خودتان بوده است. تمام قوانین اسلام، چه آنهایى که توسعه مىدهد چه آنهایى که تحدید مىکند، همه بر صلاح خود شماست، براى خود شماست. همان طورى که حق طلاق را با مرد قرار داده است، حق این را قرار داده است که شما در وقت ازدواج شرط کنید با او که اگر چه کردى یا چه کردى، من وکیل باشم در طلاق. و اگر این شرط را کرد دیگر نمىتواند او را معزول کند. اگر این … شرط در ضمن عقد واقع شد نمىتواند او را دیگر محدود کند، نمىتواند اخلاق بد انجام بدهد. و اگر مردى با زن خودش بدرفتارى کرد، در حکومت اسلام او را منع مىکنند؛ اگر قبول نکرد تعزیر مىکنند، حد مىزنند؛ و [باز] اگر قبول نکرد مجتهد طلاق مىدهد.» (صحیفه امام، ج۶ صص۳۰۱ و ۳۰۲)
۳-۴- آزادی غربی، فساد وتباهی زنان
چگونگی شخصیت، حقوق زن و تحلیل و تفسیرها در طی قرون مختلف دگرگون شده است. این تغییرات از جمله سوالهای جدی و مهمی بود که در آن روزگاران و با تحولهایی که در دنیای غرب به وجود آمده بود و به سوی جامعه اسلامی گسیل شده بود، ریشه داشت.
مسایل مربوط به زن در قرن چهاردهم، از مهم ترین دل مشغولیهای متفکران بوده است و این واقعیت را میتوان از سویی در نهضت آزادی زنان و از جانب دیگر، در واقع نگری برخی مسلمانان نواندیش، ریشه یابی کرد.
چنان که مبحث شخصیت زن معرکه آرا ترین بحثهایی است که نواندیشان اسلامی درباره آن به کاوش پرداخته اند.
آنچه در عصر حاضر، طرح مساله زن را حساس تر و پرجاذبه تر ساخته است، برخورد دوگانه نظام سرمایه داری غرب در برابر پدیدههای فرهنگی ـ اجتماعی است.
غرب از یک طرف، با طرح شعارهای فریبنده آزادی زن و دفاع از حقوق زن در میان ملتهای داعیه عدالت خواهی و ظلم ستیزی دارد از سوی دیگر، سخت ترین و بیشترین ستمها را بر پیکره اش وارد میسازد. مروری بر نگرشهای مختلف، ما را به برتری موضع اسلام رهنمون میشود. بدین ترتیب، اگر معارف عالی اسلام درست ترسیم شود، تبلیغات سوء بدخواهان در جامعه اسلامی، کمرنگ خواهد شد. بدین ترتیب، غفلت از واقعیتهای پنهان و کوتاهی در بازشناسی هویت و شخصیت زن مسلمان، آحاد جامعه را با بحران هویت روبه رو میسازد و آثار نامطلوبی در پی دارد.امام خمینی به زنان انقلابی ایران بدلیل تحول ایجادشده ومصون نمودن خود دربرابر آسیبها و توطئههاى شوم غرب و غربزدگان افتخارنموده وبیان داشتند:
« این جانب به زنان پر افتخار ایران، مباهات مىکنم که تحولى آن چنان در آنان پیدا شد که نقش شیطانى بیش از پنجاه سال کوشش نقاشان خارجى و وابستگان بىشرافت آنان، از شعراى هرزه گرفته تا نویسندگان و دستگاههاى تبلیغاتى مزدور را نقش بر آب نمودند، و اثبات کردند که زنان ارزشمند مسلمان دچار گمراهى نشده و با این توطئههاى شوم غرب و غربزدگان آسیب نخواهد پذیرفت. هر چند در طول سلطنت غاصبانه پهلوى با آن بوق و کرناهاى تبلیغاتى، بجز مشتى زنان مرفه طاغوتى و وابستگان ساواکى و سرسپردگان آنان دیگر قشرهاى میلیونى زنان متعهد که اساس ملت مسلمانند، در دام فریب دلباختگان به غرب نیفتاده و با عمل خود در طول پنجاه سال سیاه با روى سفید نزد خدا و خلق شجاعانه مقاومت نمودهاند. لکن در این تحول الهى اخیر، امید کوردلانى را که قبله گاه خود را غرب مىدانستند و اکنون هم مىدانند، به طور قاطع و براى همیشه قطع نمودهاند.» (صحیفه امام، ج ۱۴ صص ۳۱۶ و ۳۱۷)
امام خمینی ویاران متعهد اوتلاش کردنداسلام ناب را به جامعه معرفی کنند،حقوق انسانی زن را اثبات میکردند،شبهها را جواب میدادندواحکام متین،معقول ومنطقی اسلام را تشریح میکردندتاتبلیغات شیطانی رژیم ازفرهنگ غرب خنثی گردد وارباب حکومت ازرسیدن به آمال شیطانی خود ناکام شوند.درچنین زمینه ای بود که یاران امام باهدایت آن بزرگوارواردصحنه شدند وبا کلام ،قلم وعمل خود ثابت کردند که اسلام زن را محجور،انسان درجه دوم،پرده نشین وبریده ازاجتماع،مختص به مردان برای کامجویی و…نمی داند. امام خمینی در بیانی محکم وروشن که حاکی از نارضایتی خود ازافراد مغرض هماهنگ با غرب که بدنبال نشان دادن تصویری تاریک ومبهم از وضعیت زنان ونیز خدشه دار کردن دیدگاههای اسلام به بانوان بوده میفرمایند:
« نفرت بر آن عروسکهایى که در کاخهاى ننگین داخل و خارج به زندگانى حیوانى پست، دل بسته و جز به فکر فسادانگیزى نیستند. بریده باد زبانها و دستهاى جنایتکارى که با گفتار و قلمفرسایى خود، کوشش دارند جمهورى اسلامى را بشکنند و کشور عزیز را به دامن چپ یا راست بکشانند. » (صحیفه امام، ج ۱۴ ص ۳۱۷ )
۳-۵- زن، مظهرتحقق آمال بشری
تجدید حیات فرهنگ دینی واحیای ارز شهای متعالی انسانی وروی کرد مجدد بشر به کرامتهای اخلاقی ومعنوی که در قهر بی رحم تمدن صنعتی از آن روی گردانده بود یکی از ثمرات نهضت اسلامی حضرت امام خمینی بود . حضرت امام جهان وانسان واسلام را دقیقا آنچنان میدید که قران کریم به تصویر کشیده بود واولیاء دین در پی تحقق آن لحظه ای از پای ننشستند . ایشان زنان را مظهر تحقق آمال بشر میدانند .
« روز بزرگ و اجتماع عظیم و محل مبارک، روز ولادت زهراى مرضیه که روز زن است، روز پیروزى زن است و روز نمونه زن در عالَم است. زن نقش بزرگى در اجتماع دارد. زن مظهر تحقق آمال بشر است. زن پرورش دِه زنان و مردان ارجمند است. از دامن زن مرد به معراج مىرود. دامن زن محل تربیت بزرگ زنان و بزرگ مردان است. روز بزرگى است، یک زن در دنیا آمد که مقابل همه مردان است. یک زن به دنیا آمد که نمونه انسان است. یک زن به دنیا آمد که تمام هویت انسانى در او جلوهگر است. پس روز، روز بزرگى است؛ روز شما زنان است.» (صحیفه امام، ج ۷ ص ۳۴۱ )
نگاه امام به جایگاه زنان و تبیین کرامت او چنان تحولی در انسان شناسی دینی پدید آورد که از یک سو نگاه تفریطی جاهلی به زن را از صحنه ذهن مومنان متکی بر وحی پاک نمود و از سوی دیگر اندیشههای فرزانه و فرهیخته را از نگرش افراطی جاهلیت متمدن باز داشت . از بیان امام خمینی چنین استنباط میشود که زنان متعهد دیگر کشورهاى اسلامى و جامعه زنان باید از خواب غفلت بیدار شده و ومقام والای خود را احیا وباز سازی نمایند.
« مبارک باد روز زن بر زنان متعهد کشورهاى اسلامى. و امید آن است که جامعه زنان، از غفلت و خواب مصنوعى که از جانب چپاولگران بر آنان تحمیل شده است، برخیزند و همگان دوش به دوش هم به داد بازى خوردگان برسند. و زن را به مقام والاى خود، هدایت کنند. و امید است که زنان سایر کشورهاى اسلامى، از تحول معجزهآسایى که براى زنان ایران در اثر انقلاب بزرگ اسلامى حاصل شد، عبرت گرفته و بکوشند تا جامعه خود را اصلاح نمایند و کشورهاى خود را به آزادى و استقلال برسانند. رحمت و برکت حق تعالى نثار زنان با شخصیت اسلام و ایران عزیز.» (صحیفه امام، ج ۱۴ ص ۳۱۷ )
۳-۶- زن، مبدا همه خوبیها وخیرات
بر خلاف آنچه در فرهنگ بیگانه ومقلدین آنها رسوخ نموده است حضرت امام زن را نه تنها موجودی ضعیف و وابسته وطفیلی نمی شمرد بلکه معتقد است زنان در تربیت اسلامی نقش اساسی داشته بگونه ای که مبدا همه خیرات هستند و میفرمایند :
« زن مربى جامعه است، از دامن زن انسانها پیدا مىشوند. مرحله اولِ مرد و زن صحیح، از دامن زن است. مربى انسانها زن است. سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست مىکند؛ و با تربیت صحیح خودش کشور را آباد مىکند. مبدأ همه سعادتها از دامن زن بلند مىشود. زن مبدأ همه سعادتها باید باشد… زن مبدأ همه خیرات است. شما دیدید، ما دیدیم، که زن در این نهضت چه کرد. تاریخ دیده است که چه زنهایى در دنیا بوده است، و زن چیست. تاریخ دور است؛ ما خود دیدیم که چه زنهایى تربیت کرده است اسلام، چه زنهایى در این عصر اخیر قیام کردند. و آنها که قیام کردهاند همین زنهاى محجوبه جنوب شهر و قم و سایر بلاد اسلامى بود. آنها که به تربیت آریامهرى تربیت شدند ابداً در این امور دخالت نداشتند. آنها تربیتهاى فاسد شده بودند؛ از تربیتهاى اسلامى آنها را دور نگه داشتند. اینهایى که تربیت اسلامى داشتند خون دادند، کشته دادند، به خیابانها ریختند، نهضت را پیروز کردند. ما نهضت خودمان را مرهون زنها مىدانیم.» ( صحیفه امام، ج۷ ص ۳۳۹ )
وقتی امام خمینی (ره)زنان را حائز ویژگیهای ممتازی میدانند میتوان به این نتیجه رسید که زنان دارای خیرات وخوبیهای بیشماری هستند .اگر از این خیرات وحسنات استفاده شود با جامعه ای متعالی متناسب با ارزشهای الهی مواجه خواهیم بود و اگر بر عکس عمل شود جامعه رو به زوال ونابودی روبرو خواهد شد .این رسالت عظیمی است که زنان باید دنبال نمایند.
« نقش زنان در عالم از ویژگیهاى خاصى برخوردار است. صلاح و فساد یک جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه مىگیرد. زن، یکتا موجودى است که مىتواند از دامن خود افرادى به جامعه تحویل دهد که از برکاتشان یک جامعه، بلکه جامعهها به استقامت و ارزشهاى والاى انسانى کشیده شوند و مىتواند بعکس آن باشد. » (صحیفه امام، ج ۱۶ ص ۱۹۲ )
۳-۷- حجاب و عفاف زنان
وقتی از منظر اندیشه و نگاه امام خمینی به دین شناسی در حوزه مسائل زنان میپردازیم ضرورت حفظ شئون وشرایطی که یک زن مسلمان باید در حضور اجتماعی وسلوک و رفتار خویش به آن کاملا پایبند باشد، به خوبی آشکار است . همان که از آن به عفاف وپاکدامنی وبه حجاب و پوشش شرعی یاد میکنیم .انقلاب ومبارزه تا پیروزی، هنر امام بود، اما هنر بزرگ و بی بدیل امام این بود که این همه را با صبغه دینی و کاملا منطبق بر خواستها و ارزشها ی دینی سامان داد . آوردن بانوان به صحنه انقلاب و میدان مبارزه بدون شک هنر امام بود اما هنر بالاتر آن بود که آنان را با تاکید بر حفظ شئون شرعی به صحنه آورد و در میدان دفاع از دستاوردهای انقلاب، آماده نگه داشت تا آنجا که انقلاب او، ” انقلاب چادرها ” نام گرفت این حقیقت شیرین جای شگفتی ندارد چرا که یکی از اهداف قیام امام خمینی نجات جامعه از فرهنگ بی بند و باری و زدودن مظاهر هتک حرمت بانوان بود هنر امام این بود که نه ضرورت حضور اجتماعی وسازنده بانوان در سرنوشت خود وجامعه را فدای یکسویه نگری وتنگ نظری به دین وجایگاه زن نمود ونه به عذر مبارزه وحضور بانوان در صحنههای مختلف آن، چارچوبهای شرعی وشئون مورد نظر شریعت در روابط اجتماعی بانوان را نادیده گرفت . در نگاه امام، شخصیت اجتماعی وکرامت انسانی زن مسلمان با حضور سازنده او در جامعه ونقش کامل وی در تعیین سرنوشت خود، تنها با حفظ همه جهات شرعی که دراین جا از آن به نام عفاف وحجاب یاد میکنیم، ممکن است و طبعا ولزوما تحلیل شخصیت و ارائه چهره زن مسلمان از منظر دین شناسی امام در هر جایگاه ومسئولیتی که قرار میگیرد، عفاف وحجاب به معنای وسیع وصحیح آن بعنوان یک اصل محوری، حضور دارد . وصد البته نه عفاف میتواند در دایره بسته سلیقه این دین مدار یا سهل انگاری و ولنگاری فکری و اعتقادی آن توجیه گر، تفسیر وتعیین مصداق گردد ونه حجاب بر مدار تنگ نظری وتعصب بیجای این فرد یا آن گروه میچرخد ونه موم صفت میتواند هر روز و به دلخواه هرکس بشکلی در آید . چار چوب شرعی آن مشخص است وهرجا نیز عرف، موضوع حکم شرع باشد، مردم عرف خود را میشناسند . حضرت امام، بارها از انجام وظایف ومسئولیتهای اجتماعی بانوان تاکید نموده اند و در عین حال حفظ سایر شئون دینی را یاد آور شده اند .
« امروز بایدخانمها وظایف اجتماعى خودشان را و وظایف دینى خودشان را عمل بکنند و عفت عمومى را حفظ بکنند و روى آن عفت عمومى کارهاى اجتماعى و سیاسى را انجام بدهند، نه مثل سابق که فرض کنید اینها یک زنى را هم وارد مىکردند در مجلس، اما چه زنى بود و چه کار مىخواست بکند. حالا هم وارد شدند بعضى خانمها در مجلس، این ورود غیر آن ورود است، آن یک ورودى بود، این هم یک ورود. آنها مجالس داشتند، روز زن داشتند؛ روزى که براى کشف حجاب بود.» ( صحیفه امام، ج۱۳، صص ۱۹۲ و ۱۹۳)
امام وظیفه دینی را در جای دیگر با اشاره به وضعیت مطلوب کنونی در ایران شرح میدهند .
« باید همه شما در این امر نظر داشته باشید، در امور سیاسى نظر داشته باشید. براى اینکه امور سیاسى مخصوص یک طبقه نیست، همان طورى که علم مخصوص یک طبقه نیست. همان طورى که مردها باید در امور سیاسى دخالت کنند و جامعه خودشان را حفظ کنند، زنها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند. زنها هم باید در فعالیتهاى اجتماعى و سیاسى همدوش مردها باشند، البته با حفظ آن چیزى که اسلام فرموده است،که بحمد اللَّه امروز در ایران جارى است. » ( صحیفه امام، ج۱۸، صص ۴۰۳ و ۴۰۴)
این جلوه ای از همان سخن حضرت علی (ع ) است که حیا وعفت را از صفات ودستاوردهای ایمان شمرد وجزء سجایای آزادگان ورسم نیکان دانست . « ان الحیاء والعفه من خلائق الایمان وانهما لسجیه الاحرار و شمیه الابرار » (مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۵۵ ) .« حیا وپاکدامنی، نشانه آزادگی وجوانمردی و لازمه ایمان است .» ملتی که آزادی یافته لازمه آزادی را حیا و پاکدامنی و رها شدن از فرهنگ بی بند وباری میداند. پاکدامنی وحجاب نشانه آزادگی است و مردان و زنان آزاده، آنانند که با حیا و پاکدامن باشند .
آزادگی، خاستگاه وسرمنشاء بسیاری صفات نیک و سلوک پسندیده از جمله حیا وخویشتن داری است این سخن حضرت امام صادق(ع) است که حریت را جامع صفاتی میشمارد که اگر حتی یکی از آنها در کسی نباشد خیر چندانی در وی نیست . وفاداری، تدبیر، حیا، حسن خلق ودر نهایت به تعبیر امام صادق (ع) جامع صفات دیگر است آزادی. « خمس خصال من لم تکن فیه خصله منها فلیس فیه کثیر مستمتع، اولها : الوفاء، والثانیه : التدبیر، والثالثه : الحیاء، والرابعه : حسن الخلق، والخامسه : وهیه تجمع هذه الخصال الحریه . » (بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۱۷۵ )
حضرت امام خمینی میفرمایند :
« شما را رژیم سابق نشناخته بود. و گمان مىکرد که بانوان ایران مثل همان چند نفر یا عده معدود منحرفین است و اینها هم به دست آنها مىشود که انحراف پیدا کنند، لکن بانوان محترم ایران ثابت کردند که دستخوش این طور توطئهها نشدهاند و نمىشوند و ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند و جوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد به این کشور تسلیم خواهند کرد و هیچ گاه در آن راههایى که قدرتهاى بزرگ براى تباه کردن این کشور پیش پاى آنها گذاشته بود، نخواهند رفت. » ( صحیفه امام، ج۱۴، ۳۵۶ )
بنابر این، حفظ جهات شرعی به صورت کامل در همه صحنههای حضور اجتماعی بمعنای وسیع کلمه، یک الگوی محوری، برای دین شناسی در حوزه مسائل زنان از منظر حضرت امام است . حضرت امام، حتی بانوان را به آموزش نظامی تشویق کرد آن را در شرایطی واجب شمرد، ویا بعنوان نمونه از عضویت در ارتش یا سپاه پاسداران نهی نکرد اما همواره با تاکید بر حفظ جهات شرعی وشئون دینی زن مسلمان . نمونه ای از سوالاتی که از امام خمینی (ره)در این خصوص شده است :
سوال - آیا بانوان مىتوانند آموزش فنون نظامى ببینند یا خیر؟
پاسخ- آموزش نظامى براى بانوان با مراعات کامل وظائف شرعیّه مانع ندارد، و اگر موقوف است به اینکه نامحرم آنها را آموزش بدهد احتراز نمایند.
سوال - آیا بانوان مىتوانند در کلاسهاى آموزش اسلحه و تیراندازى با رعایت حجاب شرکت کنند؟
پاسخ- با رعایت وظائف شرعیّه و عدم مفسده مانع ندارد.
سوال - بعضى از دختران به پدرانشان مىگویند اگر شما هم اجازه تمرین تیراندازى (بدون اختلاط با مردان) به ما ندهید چون أمر إمام است مىرویم، حال تکلیف چیست؟
پاسخ- تمرین تیراندازى براى دختران در صورت اجازه پدر و اجتناب از محرّمات خارجى مانع ندارد.
سوال - دوشیزگان مىتوانند پاسدار انقلاب شوند؟
پاسخ- در موارد لزوم با تحصیل رضایت أولیاء و مراعات وظائف شرعیّه مانع ندارد.
سوال - با توجّه به تشکیل ارتش بیست میلیونى و أمر إمام در این مورد، آیا خواهران نیز در زمره این ارتش قرار مىگیرند؟ در صورت نبودن مربّى خواهر آیا برادران جائز است که با در نظر گرفتن لزوم این أمر به خواهران آموزش دهند؟ اگر آموزش برادران به خواهران جائز باشد آیا فقط در آموزش تئورى بوده یا در قسمتهاى عملى (مثل حالات تیراندازى) نیز مىتوانند شرکت کنند؟
پاسخ - آموزش نظامى براى خواهران مانع ندارد ولى اگر مربّى مرد است باید اجتناب کنند.
سوال - افراد ارتشى زنان را در محلّهها و مساجد آموزش نظامى مىدهند که بعضى از آنان در مسائل فقهى آگاهى ندارند، با توجّه به اینکه این آموزش ممکن است اشکالات شرعى به وجود بیاورد، متمنّى است نظر مبارک را در این أمر مهمّ مرقوم فرمائید؟
پاسخ - گرچه آموزش نظامى براى همه مطلوب است لکن از این عمل در مساجد و همچنین براى زنها در صورتى که مربّى مرد أجنبىّ باشد احتراز نمایند. (کلیه سوالات از استفتائات، ج ۳، صص ۳۶۱ و ۳۶۲ )
اما در باب رعایت حجاب وحفظ حریم وحرمت زنان به سخن امیر مومنان علی (ع) خطاب به مردم عراق وزمانی که حضرت در راس حکومت بودند اشاره میکنیم.امام شنیده بودند در رفت و آمد برخی زنان ومردان حدود ومرزهای شرعی وکرامت انسانی بانوان رعایت نمی گردد : « یا اهلل العراق، نبئت ان نسائکم یدافعن الرجال فی الطریق اما تستحون ؟ » (وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۷۱ ) « ای عراقیان، شنیده ام که زنان شما در راه با مردان برخورد میکنند آیا شرم نمی کنید ؟»
امام خمینی در راستای فرامین الهی وحفظ ارزش حجاب بیان داشتند :
« البته باید توجه داشته باشید که حجابى که اسلام قرار داده است، براى حفظ آن ارزشهاى شماست. هر چه را که خدا دستور فرموده است- چه براى زن و چه براى مرد- براى این است که، آن ارزشهاى واقعى که اینها دارند و ممکن است به واسطه وسوسههاى شیطانى یا دستهاى فاسد استعمار و عمال استعمار پایمال مىشدند اینها، این ارزشها زنده بشود. » ( صحیفه امام، ج ۱۹ ص ۱۸۵ )
در آستانه تغییر نظام شاهنشاهی و پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی بحث حجاب وعفاف بانوان ایرانی در آینده کشور ایران بسیار مورد سوال خبر نگاران مختلف قرار گرفت .
خبرنگار زن از روزنامه کیهان : چون مرا به عنوان یک زن پذیرفتهاید، این نشان دهنده این است که نهضت ما یک نهضت مترقى است؛ اگر چه دیگران سعى کردند نشان دهند که عقب مانده است. فکر مىکنید به نظر شما آیا زنان ما باید حتماً حجاب داشته باشند؟ مثلًا چیزى روى سر داشته باشند یا نه؟ جواب امام خمینی : «اینکه من شما را پذیرفتهام، من شما را نپذیرفتهام! شما آمدهاید اینجا و من نمىدانستم که شما مىخواهید بیایید اینجا! و این هم دلیل بر این نیست که اسلام مترقى است که به مجرد اینکه شما آمدید اینجا، اسلام مترقى است. مترقى هم به این معنى نیست که بعضى زنها یا مردهاى ما خیال کردهاند. ترقى به کمالات انسانى و نفسانى است، و با اثر بودن افراد در ملت و مملکت است نه اینکه سینما بروند و دانس بروند. و اینها ترقیاتى است که براى شما درست کردهاند و شما را به عقب راندهاند؛ و باید بعداً جبران کنیم. شما آزادید در کارهاى صحیح. در دانشگاه بروید و هر کارى را که صحیح است بکنید؛ و همه ملت در این زمینهها آزادند. اما اگر بخواهند کارى خلاف عفت بکنند و یا مضر به حال ملت- خلاف ملیت- بکنند، جلوگیرى مىشود؛ و این، دلیل بر مترقى بودن است. »(صحیفه امام، ج۵ ص ۵۲۱)
فهرست نمودارها
صفحه | عنوان |
۵۵ | نمودار ۱- ۴: نموداردایره ای مربوط به جنسیت پاسخ دهندگان |
۵۶ | نمودار ۲-۴: نموداردایره ای مربوط به سن پاسخ دهندگان |
۵۷ | نمودار ۳- ۴: نموداردایره ای مربوط به فعالیت اصلی پاسخ دهندگان |
۵۸ | نمودار۴- ۴: نموداردایره ای مربوط به تحصیلات پاسخ دهندگان |
۵۹ | نمودار۵- ۴: نموداردایره ای مربوط به فعالیت در بخش گردشگری |
۶۰ | نمودار۶- ۴: نموداردایره ای مربوط به میزان درآمد حاصل از گردشگری |
۶۲ | نمودار۷- ۴: نموداردایره ای مربوط به نوع فعالیت در بخش گردشگری |
فصل اول:
کلیات تحقیق
۱-۱-مقدمه
در عصر حاضر ،گردشگری و اقتصاد گردشگری در حال تبدیل شدن به یکی از سریع ترین صنایع رو به رشد جهان، ابزاری برای ایجاد درآمد ملی ،از اصلی ترین ارکان اقتصادی جهان و نیز از مفاهیم ، اشکال و ارکان توسعه پایدار قلمداد می شود.(راتناسوونگچی[۴]، ۱۹۹۸، ۲) این در حالی است که با آنکه مفاهیم توسعه پایدار از سال ۱۹۸۰ به بعد در نوشتارهای توسعه جهان به طور گسترده مورد توجه صاحبنظران واقع شده ،اما توجه به گردشگری پایدار از دهه ۱۹۶۰ با شناسایی تاثیر بالقوه گردشگری انبوه و توجه به تاثیر فعالیتهای گردشگری بر اقتصاد ،محیط زیست و فرهنگ مقاصد گردشگری (میزبان)،آغاز شد (چویی[۵]، ۲۰۰۳، ۷). این روند در سال ۱۹۷۰ با شکل گیری و پیدایش مفهوم گردشگری سبز ادامه یافت و بیشتر بر حفاظت از منابع طبیعی و فرهنگی و سایر منابع گردشگری بر استفاده دائم نسل فعلی و نسل های آینده معطوف گردید.
در بحث سرمایه اجتماعی جوامعی که در آنها سرمایه اجتماعی به عنوان مولفه اساسی نقش دارد نسبت به سایر جوامع دارای پیشرفت و عملکرد بهتری در گردشگری پایدار می باشند. چرا که سرمایه اجتماعی از نوع سرمایه هایی است که در ارتباط با دیگران شکل می گیرد و همانطور که می دانیم گردشگری یک صنعت خدماتی است و افراد و ارتباطات آنها به عنوان بازیگران اصلی مطرح می شوند. بر این اساس سرمایه اجتماعی با ایجاد اعتماد متقابل و در گیر کردن افراد در شبکه های انسانی موجب بهبود روابط انسانی / پایبندی مردم به هنجارهای اجتماعی شده در نتیجه در جوامعی که از سرمایه اجتماعی بالاتر برخوردار هستند میزان بزهکاری و جرایم اجتماعی کاهش یافته در نتیجه افزایش امنیت جامعه را به همراه داشته که این خود زمینه جذب گردشگر را فراهم می کند.
در این راستا در این پژوهش محقق در نظر دارد با بهره گرفتن از شاخص های سرمایه اجتماعی ، میزان دستیابی به توسعه پایدار را در روستای ابیانه به عنوان یکی از مقاصد مهم گردشگری روستایی کشور بررسی کند.
۲-۱- بیان مسئله
با کاهش صنایع سنتی روستایی[۶] مانند کشاورزی، استخراج معدن، جنگلبانی در طی چند دهه گذشته ، بسیاری از جوامع روستایی نیازمند اشکال جایگزین برای تقویت پایه های اقتصادی خود شدند . بنابراین جوامع روستایی در پی یافتن صنایعی برای تقویت و متنوع ساختن اقتصاد خود بر آمدند. گردشگری روستایی به عنوان یکی از اولین صنایعی که می تواند به تنوع اقتصادی جوامع محلی کمک کند شناخته شد. توسعه گردشگری همواره با آسیب رساندن به محیط زیست همراه بوده است و این تخریب ها می تواند منجر به از دست دادن منابع و سبب تضاد منافع بین ذینفعان مختلف شود .
زمانی که ساکنان جامعه در فرایند برنامه ریزی مشارکت کنند ، توسعه گردشگری به شکل مناسب توسط جامعه محلی پذیرفته می شود. مطالعات مختلف نشان می دهند که سرمایه اجتماعی توسعه گردشگری را تحت تاثیر قرار می دهد .از جمله یون[۷] (۲۰۰۹) بیان کرده است که بیشتر اشکال سرمایه اجتماعی نگرش ساکنان و میزان حمایت آنان از توسعه پایدار گردشگری را تحت تاثیر قرار می دهند.
مکبث و همکاران [۸](۲۰۰۴) بیان کردند که توسعه گردشگری به سطح مشخصی از سرمایه اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی نیاز دارد تا بتواند یک ابزار موفق توسعه روستایی باشد و اینکه جوامع روستایی را پایدار نگه دارد.
همچنین پژوهش های قبلی که در این زمینه انجام شده است نشان می دهد که حسن انجام کار و همکاری ساکنان در جامعه میزبان از اولین اجزای اساسی توسعه پایدار هستند. و در طی زمان تجربیات نشان داده است که بدون همکاری ، حمایت و مشارکت جامعه محلی نمی توان صنعت پایدار گردشگری را ایجاد کرد ( چو و جمال[۹]، ۲۰۰۹).
شبکه های اجتماعی محلی هم می توانند بصورت افقی و عمودی خود را گسترش دهندو شبکه های اجتماعی افقی در خانواده ها و شبکه های اجتماعی عمودی در سازمان ها ، مناطق و کشور ها به وجود می آیند. جامعه ای که از شبکه های اجتماعی افقی قوی تشکیل شده است از سرمایه اجتماعی لازم برای ایجاد فرصت های جدید مانند توسعه گردشگری برخوردار خواهد بود . همچنین جامعه ای که دارای شبکه های اجتماعی عمودی قوی است، در برابر گردشگری ذهنیتی روشن تر و بازتر دارد (مکبث ، ۲۰۰۴، ۵۰۲-۵۲۲).
در همین راستا محقق در نظر دارد به بررسی امکان دستیابی به توسعه پایدار از طریق تقویت سرمایه اجتماعی افراد جامعه محلی بپردازد . چرا که هر جا سرمایه اجتماعی بالاتری وجود دارد می توان انتظار داشت سطح بالاتری از عملکرد تحقق یابد .
۳-۱-اهمیت و ضرورت موضوع
امروزه پارادایم پایداری به طور عام و در صنعت گردشگری به صورتی خاص به دغدغه ای جهانی تبدیل شده و در نوشتار توسعه گردشگری مفهوم پایداری به کانون اصلی مباحث علمی و دانشگاهی جهان تبدیل شده است. (ماسون و ون در برگ[۱۰] ، ۲۰۰۲). شواهد و قرائن حاکی از آنست که توسعه گردشگری از توسعه اقتصاد محور رایج به سمت توسعه اجتماعی پایدار سوق یافته است (چویی، ۲۰۰۳، ۷).
رهیافت گردشگری پایدار ، گردشگری را در قالب مرزها بررسی می کند و رابطه مثلث وار میان جامعه میزبان و جامعه میهمان با صنعت گردشگری برقرار می سازد(شکل ۱-۱) و قصد دارد فشار و بحران موجود بین ضلع مثلث را تعدیل و در طولانی مدت موازنه ای برقرار سازد (قادری ۱۳۸۲، ۱۳۵).
وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا” یعنى آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از فىء به شما مىدهد هم چنان که به هر یک از مهاجرین و بعضى از اصحاب مقدارى داد- بگیرید، و آنچه نداد و شما را از آن نهى فرمود شما هم دست بردارید، و مطالبه نکنید، پس هرگز پیشنهاد نکنید که همه فىء را در بین همه مؤمنان تقسیم کند. پس روشن شد که چرا اینگونه غنیمتها را فىء نامید و چرا در آیه فرمود: امر آن را به رسول ارجاع داد، و معناى ارجاع دادن این شد که باید زیر نظر آن جناب مصرف شود. این آیه با صرفنظر از سیاقى که دارد، شامل تمامى اوامر و نواهى رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مىشود، و تنها منحصر به دادن و ندادن سهمى از فىء نیست، بلکه شامل همه اوامرى که مىکند و نواهیى که صادر مىفرماید هست. (طباطبایی،۱۳۷۴،ج۱۹ ،۳۵۳)
در کافى به سند خود از زراره نقل کرده که از حضرت باقر و حضرت صادق علیه السلام شنیده که فرمودند: خداى تعالى امور خلق خود را به پیامبرش تفویض نموده تا معلوم کند اطاعتشان چگونه است، آن گاه این آیه را تلاوت فرمودند:” ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا” .مؤلف: روایات در این معنا از ائمه اهل بیت علیهم السلام بسیار وارد شده، و مراد از” واگذار نمودن امور خلق” به طورى که از روایات برمىآید، امضایى است که خداى تعالى از تشریعات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نموده، و اطاعت آن جناب را در آن تشریعات واجب ساخته، و ولایت و سرپرستى مردم را به آن جناب واگذار نموده.(طباطبایی،۱۳۷۴،جلد۱۹،۳۶۲)
در پایان آیه مىفرماید:” آنچه را رسول خدا براى شما آورده است بگیرید، و اجرا کنید، و آنچه را از آن نهى کرده از آن خوددارى نمائید و تقواى الهى را پیشه کنید که خداوند شدید العقاب است” (وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ).
این جمله هر چند در ماجراى غنائم بنى نضیر نازل شده، ولى محتواى آن یک حکم عمومى در تمام زمینهها و برنامههاى زندگى مسلمانها است، و سند روشنى است براى حجت بودن سنت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم.بر طبق این اصل همه مسلمانان موظفند اوامر و نواهى پیامبر ص را به گوش جان بشنوند و اطاعت کنند، خواه در زمینه مسائل مربوط به حکومت اسلامى باشد، یا مسائل اقتصادى، و یا عبادى، و غیر آن، به خصوص اینکه در ذیل آیه کسانى را که مخالفت کنند به عذاب شدید تهدید کرده است. (مکارم شیرازی،۱۳۷۴، ج۲۳،۵۰۸)
اطاعت از فرامین پیامبر واجب است، زیرا پیامبر معصوم است، وگرنه به طور مطلق و بى چون و چرا دستوراتش واجب الاطاعه نبود. ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ . سنت پیامبر، لازم الاجرا است. «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ». لازم نیست تمام دستورات در قرآن آمده باشد، بلکه هر امر و نهى که در سخنان پیامبر آمده باشد باید اطاعت شود. «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا».در انجام فرمان پیامبر، سرعت به خرج دهیم. فَخُذُوهُ … فَانْتَهُوا (حرف فاء براى سرعت است). اطاعت بى چون و چرا از پیامبر، نمودى از تقوا است. ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ … وَ اتَّقُوا اللَّهَ. بى تقوایى، کیفرى شدید دارد. «وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ» (قرائتی،۱۳۸۳،ج۹،۵۴۳تا۵۴۵)
مقصود اینکه در هر داستانی از قصص قرآنی که به موضوع اطاعت از ولی امر اشاره شده است تنها آن دسته از اقوام رستگار شده اند که بی چون چرا در اطاعت محض از ولی امر خود بوده اند و بدون استثنا هر قومی که به فرامین و دستورات الهی ان قلت وارد کرده اند عاقبت خوبی نداشته اند.مثال بارز این نکته قصه های مختلفی از بنی اسراییل است که در جای جای قرآن کریم به آن اشاره شده است.به عنوان نمونه به آیه ذیل توجه کنید:
الف - ۳ – ۱- ۲- ۳ ) سوره بقره -آیه ۶۱ : وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذی هُوَ أَدْنى بِالَّذی هُوَ خَیْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَکُمْ ما سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ وَ الْمَسْکَنَهُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ .
فَإِنَّ لَکُمْ ما سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ وَ الْمَسْکَنَهُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ: در شهر نشینى بدون تقوا آنچه بخواهید هست و جلو شهوات و تنوع در غذا و تفنن در زندگى باز است و همراه آن ذلت و مسکنت و کینه خلق و خشم خدا است. در این زندگى هر چه جلو آرزوهاى فریبنده بازتر گردد بندهاى بندگى مال که وسیله آنها است و بندگى قدرتمندان و حکام بر نفوس محکمتر مىگردد و شعله هدایت عقل و حرارت غیرت و مردانگى و همت خاموشتر، و خوى نفاق و ریا و دروغ و تملق در نفوس راسختر مىشود. ذلت چون خیمهاى از هر سو چنین مردمى را احاطه میکند. یا چون نقش ثابت بر نفوسشان باقى میماند و بصورت ملکات و اخلاق در مىآید. «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ …»چنان که دیگر شعور بعزت و سربلندى در چنین مردمى بیدار نمیگردد، و چون آب راکد و ساکن مورد هر وارد و محل نشو و انتشار هر گونه بیمارى مىشوند: «و المسکنه».و درهاى خیر برویشان بسته و درهاى شر باز میگردد تا آنجا که بهر سوى روى آرند بغضب الهى که از دل و دیده و زبان مردم سر میزند دچارند و خود نیز بحکم و جدان، بخود خشمگین و از خود بیزارند و چون شراره این خشم از باطن مجرم و غیر مجرم سر مىکشد، چهره محیط و فضاء را نیز خشمگین مىنمایاند:وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ با توجه باین بیان، پرده از روى اسرار لغت «باؤا» و تنکیر «بغضب»، و من نشئیه و ابتدائیه «من اللَّه» تا اندازهاى برداشته مىشود.ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ چون پیرو شهوات گشتند در معرض کوران هواهاى آن نور عقلشان خاموش گردید، چون بملکات و عادات بد دچار شدند صفحه فطرتشان را زنگار گرفت. در اثر این دگرگونى، کفر بآیات خداى روش و پیشه همیشگى آنها شد. در نتیجه کفر بآیاتى که در جهان متجلى و از زبان و وجود پیمبران مىدرخشد، دچار ذلت و مسکنت شدند زیرا ایمان به آیات ربوبى است که فطرتها را درخشان و عقلها را فروزان و ارادهها را در راه خیر و عمل مستقیم میگرداند: «ذلِکَ بِأَنَّهُمْ …»بیان سبب ذلت و سکونت است. کانوا- تغییر فطرت، و- یکفرون- استمرار در کفر را میرساند.وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ: در اثر غوطهورى در شهوات و کفر بآیات پیمبران و مصلحین عالیقدر را که بدستگیرى و هشیارى آنها مىشتابند چون معارض با هواها و شهوات آنها هستند بناحق مىکشند (چنان که عقل و و جدان را که پیمبران باطنند میکشند) و اگر هم بظاهر نکشند پیوسته دعوت و صداى آنها را خاموش میکنند. «ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ» ذلک، مىشود راجع بکفر و قتل پیمبران باشد: که سببش سرپیچى و ستم پیشگى است. یا راجع بهمه مطالب گذشته باشد.از جمله «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ …» سیاق آیه از خطاب بسوى خبر و غیبت برگشت: چنان که آنها از خداى و دستوراتش روى گرداندند و بسوى شهوات پست روى آوردند، خداوند هم روى لطف خطاب را از آنها برگرداند و با خبر از ماضى محقق الوقوع داستان ذلت، مسکنت، غضب بر آنها، کفر بآیات، قتل پیمبران، عصیان و اعتداء آنها را بصفحات تاریخ سپرد، این از معجزات بلاغت قرآن و تمثیل و تصویر آنست!( طالقانی،۱۳۶۲، ج۱، ۱۷۶تا۱۷۸)
از آیه فوق استفاده مىشود که آنها به دو جهت گرفتار خوارى و ذلت شدند:یکى براى کفر و سرپیچى از دستورات خدا، و انحراف از توحید به سوى شرک.دیگر اینکه مردان حق و فرستادگان خدا را مىکشتند، این سنگدلى و قساوت و بى اعتنایى به قوانین الهى، بلکه تمام قوانین انسانى که حتى امروزنیز به روشنى در میان گروهى از یهود ادامه دارد، مایه آن ذلت و بدبختى شد (مکارم شیرازی،۱۳۷۴، ج۱،۲۸۰)
بنىاسرائیل به جاى شکرگزارى از نعمتهاى «من و السلوى»، به فکر زیادهخواهى و تنوّع طلبى افتاده و از غذاهاى زمینى خواستند و براى نمونه، تعدادى از آنها مانند: سبزى، خیار، پیاز و سیر را نام بردند. حضرت موسى در برابر این درخواستها، ضمن تأسّف از اینکه آنها نعمتهاى نیکو و بهتر را با نعمتهاى ساده عوض مىکنند، به آنها گفت: اگر بناى کامیابى از اینها را دارید، باید به شهر رفته و با دشمنانتان بجنگید، شما از یک طرف حال جهاد ندارید و از طرف دیگر تمام امتیازات شهرنشینى را مىخواهید. سرانجام این قوم با چنین ویژگىها و خصوصیّاتى، به ذلّت و خوارى افتاده و گرفتار قهر و غضب الهى خواهند شد.تنوّع طلبى و افزون خواهى، دامى براى اسیر شدن انسانهاست. استعمارگران نیز از همین خصیصهى مردم، براى لباس، مسکن، مرکب و تجمّلات استفاده کرده و مردم را به اسارت خود مىکشند. شکمپرستى، عامل هبوط وسقوط انسانهاست. «لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ … اهْبِطُوا».رفاهطلبى، زمینهى ذلّت و خوارى است. «لَنْ نَصْبِرَ … ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ …». بىادبى، نشانهى روحیّهى سرکشى و طغیانگرى است. آنها مىتوانستند بجاى «لَنْ نَصْبِرَ» هرگز صبر نمىکنیم، بگویند: یکنواختى غذا براى ما سنگین شده است. و یا بجاى «فَادْعُ لَنا رَبَّکَ»، بگویند: «فادع لنا ربنا». بنىاسرائیل، نژاد پر توقّع و افزون طلب هستند. «فَادْعُ لَنا، یُخْرِجْ لَنا». بیان خواستههاى جزیى، نشانهى شدّت وابستگى و حقارت طبع است. «بقل، قثاء، فوم، عدس و بصل».راضى بودن به آنچه خداوند خواسته و صبر بر آن، تأمین کنندهى خیر و مصلحت واقعى انسان است. «أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنى بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ …». شهرنشینى و داشتن همه نوع امکانات، نشانهى رشد و تکامل نیست، بلکه گاهى مایهى سقوط و هبوط است. «اهْبِطُوا مِصْراً». کارهاى خطرناک، وابسته به افکار انحرافى وخطرناک است. «یَکْفُرُونَ، یَقْتُلُونَ». تعدّى و معصیت پى درپى، موجب کفر و کفر، عامل هر گونه جنایت است.«یَکْفُرُونَ، عَصَوْا».ذلّت و بدبختى، مربوط به نژاد نیست، بلکه مربوط به خصوصیّات و عقاید و اعمال انسانهاست. «ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ»( قرائتی،۱۳۸۳، ج۱، ۱۲۶و۱۲۷)
قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ …- خدا، یا موسى به آنان گفت: میخواهید آنچه را که بىزحمت بدست میآوردید مانند منّ و سلوى از دست داده و چیزهایى را که باید در راه تحصیلش رنج و زحمت بکشید بدست آورید و یا آنچه قیمت کمترى دارد گرفته و نعمت گرانبها را رها کنید.برخى میگویند این سؤال، گناه نبود زیرا آنچه داشتند مباح بود ولى آنان مباح دیگرى را خواستار شدند ولى عدهاى معتقدند که گناه بود زیرا آنان به آنچه خدا برایشان اختیار کرده بود راضى نشدند و از همین جهت است که قرآن، آنان را سرزنش میکند (مترجمان،۱۳۶۰، ج۱،۱۹۴)
و اختلف فی سؤالهم هذا: هل کان معصیه؟ فقیل: لم یکن معصیه، لأنّ الأوّل کان مباحا، فسألوا تبدیله بمباح آخر. و قیل: بل کان معصیه لأنّهم لم یرضوا بما اختاره اللّه لهم، و لذلک ذمّهم. و هذا أوجه.و ربما رجّح الأوّل بأنّه لو کان السؤال معصیه لکانت الإجابه إلیه معصیه، و هی غیر جائزه على الأنبیاء علیهم السّلام.و الجواب: لا نسلّم انّ موسى علیه السّلام دعا ربه لإجابه مسؤلهم عنه. بل لمّا أبوا شیئا اختار اللّه لهم أعطاهم عاجل ما سئلوا، کما فی قوله: مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها (شوری / آیه ۲۰).ثمّ اختلف فی الأمر فی قوله: اهْبِطُوا للوجوب، أو للندب، أو للتخییر؟ و الظاهر انّه للتخییر و الإباحه. یعنى: إذا لم تصبروا على ما هو خیر لکم اهبطوا مصرا فانّ ما سألتم یوجد فی الأمصار.أمّا قوله: وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ أی: صارت محیطه بهم، مشتمله علیهم، کالقبّه المضروبه على جماعه. أو لزمتهم ضربه لازم، کما یضرب الطین على الحائط، فیلزمه. و لأجل هذا یکون الیهود أذلّاء صاغرین، أهل مسکنه و خسّه. إمّا فی الحقیقه، و إمّا لتفاقرهم و تصاغرهم خیفه أن یضاعف علیهم الجزیه.و قوله وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ أی رجعوا منصرفین متحمّلین غضب اللّه، قد نزل بهم العذاب، و وجب علیهم الغضب، و حلّ بهم السخط، لکونهم أحقّاء بذلک، فبدّل اللّه الیهود بالعزّ ذلّا، و بالنعمه بؤسا، و بالرضاء عنهم غضبا علیهم جزاء بما کفروا بآیاته، و قتلوا أنبیائه علیهم السّلام. و کفرهم بآیات اللّه عباره عن جحودهم حجج اللّه و بیّناته و انکارهم لما رأوا من الدلائل الباهره، و الشواهد الظاهره.و أمّا قوله ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ أی: ذلک الغضب و ضرب الذلّه و المسکنه لأجل عصیانهم و اعتدائهم فی السبت.و قیل: المراد اعتدائهم فی قتل الأنبیاء فهو تأکید لتکریر الشیء بغیر لفظه الأوّل، و هو کقول الرجل لعبده- و قد احتمل منه ذنوبا سابقه فعاقبه عند آخرها-: «هذا بما عصیتنی، و هذا بما خالفت أمرى، و هذا بما تجرئت علیّ و هذا بکذا» فیعدّ علیه ذنوبه المختلفه، أو یعدّ علیه ذنوبه بألفاظ مختلفه تبکیتا.و معنى الاعتداء هاهنا: الظلم و التجاوز عن الحقّ إلى الباطل.و اعلم انّ درجات المعصیه متفاوته، أقواها الکفر باللّه و بعده الکفر برسله و أنبیائه، و بعدهما الظلم من أحد على نفسه، و بعدها الظلم على غیره.فاعلم انّه لما ذکر سبحانه إنزال العقوبه بهم، بیّن سبب ذلک، فبدء أوّلا بما فعلوه فی حقّ اللّه، و هو جهلهم بآیاته، و کفرانهم لنعمه. ثمّ ثنّاه بما یتلوه فی العظم و هو قتل الأنبیاء. ثمّ ثلّثه بما کان یصدر منهم من المعاصی التی تخصّهم. ثمّ ربّع ذلک بما یصدر منهم- من المعاصی المتعدّیه إلى الغیر مثل الاعتداء فی السبت و غیره- و ذلک فی غایه حسن الترتیب.(صدرالمتالهین،۱۳۶۶، ج۳ ، ۴۴۷تا۴۴۹)
و فى قوله تعالى: «ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ» بیان لجرائمهم التی استحقوا علیها هذا العقاب الألیم .. فقد کفروا بآیات اللّه، و جحدوا النعم التی غمرهم اللّه بها، و غیّروا و بدّلوا فى کلمات اللّه، حسب ما أملت علیهم أهواؤهم، و سوّلت لهم أنفسهم، ثم تمادوا فى کفرهم و ضلالهم فمدوا أیدیهم بالأذى إلى رسل اللّه، الذین حملوا إلیهم ما حملوا من نعم اللّه، و بلغ بهم الأمر فى هذا إلى أن استباحوا دم بعض هؤلاء الأنبیاء!. (خطیب ، ۱۴۱۲، ج۱، ۹۱)
وَ باؤُ اى رجعوا بِغَضَبٍ عظیم کائن مِنَ اللَّهِ اى استحقوه و لزمهم ذلک و منه قوله صلى اللّه علیه وآله وسلم (أبوء بنعمتک على) اى أقربها و الزمها نفسى و غضب اللّه تعالى ذمه إیاهم فی الدنیا و عقوبتهم فی الآخره ذلِکَ اى ضرب الذله و المسکنه و البوء بالغضب العظیم بِأَنَّهُمْ اى بسبب ان الیهود کانُوا یَکْفُرُونَ على الاستمرار بِآیاتِ اللَّهِ الباهره التی هی المعجزات الساطعه الظاهره على یدى موسى علیه السلام مما عد او لم یعد و کذبوا بالقرآن و محمد علیه السلام و أنکروا صفته فی التوراه و کفروا بعیسى و الإنجیل وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ کشعیب و زکریا و یحیى علیهم السلام و فائده التقیید مع ان قتل الأنبیاء یستحیل ان یکون بحق الإیذان بان ذلک عندهم ایضا بغیر الحق إذ لم یکن أحد معتقدا بحقیه قتل أحدهم علیهم السلام .ذلِکَ اى ما ذکر من الکفر بالآیات العظام و قتل الأنبیاء علیهم السلام بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ یتجاوزون امرى و یرتکبون محارمى اى جربهم العصیان و التمادی فى العدوان الى المشار الیه فان صغار الذنوب إذا دووم علیها أدت الى کبارها کما ان مداومه صغار الطاعات مؤدیه الى تحرى کبارها و سقم القلب بالغفله عن اللّه تعالى منعهم عن ادراک لذاذه الایمان و حلاوته لان المحموم ربما وجد طعم السکر مرا فالغفله سم للقلوب مهلک فنفره قلوب المؤمنین عن مخالفه اللّه نفرتک عن الطعام المسموم و اعلم ان للّه مرادا و للعبد مرادا و ما أراد اللّه خیر فقوله اهبطوا اى عن سماء التفویض و حسن التدبیر منا لکم الى ارض التدبیر و الاختیار منکم لانفسکم موصوفین بالذله و المسکنه لاختیارکم مع اللّه و تدبیرکم لانفسکم مع تدبیر اللّه و لو ان هذه الامه هی الکائنه فی التیه لما قالت مقال بنى إسرائیل لشفوف أنوارهم و نفوذ أسرارهم قال تعالى وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً اى عدلا خیارا و فی التأویلات کما ان بنى إسرائیل لم یصبروا على طعام واحد کان ینزل علیهم من السماء و قالوا لموسى من خساسه طبعهم ما قالوا کذلک نفس الإنسان من دناءه همتها لم تصبر على طعام واحد یطعمها ربها الواحد من واردات الغیب بل یقول لموسى القلب فادع لنا ربک یخرج لنا مما تنبت الأرض البشریه من بقل الشهوات الحیوانیه و قثاء اللذات الجسمانیه قال أ تستبدلون الفانی بالباقی اهبطوا مصر القالب السفلى من مقامات الروح العلوی فان لکم ما سألتم من المطالب الدنیئه و ضربت علیهم الذله و المسکنه کالبهائم و الانعام بل هم أضل لانهم باؤوا بغضب من اللّه ذلک بانهم کانوا یکفرون بالواردات الغیبیه و المکاشفات الروحانیه بآیات اللّه و یقتلون النبیین بغیر الحق اى یبطلون ما یفتح اللّه لهم من انباء الغیب فی مقام الأنبیاء و ینکرون أسرارهم ذلک یعنى حصول هذه المقامات منهم بما عصوا ربهم فی نقض العهود ببذل المجهود فی طاعه المعبود و کانوا یعتدون من طلب الحق فی مطالبه ما سواه انتهی باختصار (حقى بروسوى ،۱۹۶۰، ج۱ ، ۱۵۱و۱۵۲)
یا در دوره حضور شخص پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم توجه مختصری به شان نزول آیات نخست سوره فتح کافی است تا در مورد سرنوشت کسانی که در قضیه صلح حدیبیه نسبت به نحوه اقدام پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم در انعقاد صلح نامه اشکال می کردند تحقق وعده الهی را مشاهده کرد.چراکه به آیه ۲۰ سوره انفال توجه کافی نداشته اند ودر نهایت گرفتار وعده الهی در آیه ۱۳۲ سوره آل عمران شده اند.
الف - ۳ – ۱- ۲- ۴ ) سوره فتح- آیه۱ : إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً
ما براى تو پیروزى آشکارى فراهم ساختیم
در سیره ابن هشام آمده است: پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پس از امضای صلح حدیبه دستور داد شترهاى قربانى را که به همراه آورده بودند در همانجا قربانى کنند، سرهاى خود را بتراشند و از احرام به در آیند.اما این امر براى جمعى از مسلمانان سخت ناگوار بود، چرا که بیرون آمدن از احرام بدون انجام مناسک عمره در نظر آنها امکان پذیر نبود، ولى پیغمبر ص شخصا پیشگام شد، و شتران قربانى را نحر فرمود، و از احرام بیرون آمد، و بهمسلمانان تفهیم نمود که این استثنایى است در قانون احرام و قربانى که از سوى خداوند قرار داده شده است.مسلمین هنگامى که چنین دیدند تسلیم شدند و دستور پیامبر ص دقیقا اجرا شد و از همانجا آهنگ مدینه کردند، اما کوهى از غم و اندوه بر قلب آنها سنگینى مىنمود، چرا که ظاهر قضیه مجموع این مسافرت یک ناکامى و شکست بود ولى خبر نداشتند که در پشت داستان صلح حدیبیه چه پیروزیهایى براى مسلمانان و آینده اسلام نهفته است، و در همین هنگام بود که سوره فتح نازل شد و بشارت فتح عظیمى را به پیامبر گرامى اسلام داد (ابن هشام،۱۹۷۶، ج۳ ،۳۲۱تا ۳۲۴)
در تفسیرنور الثقلین آمده است: هنگامى که پیامبر از حدیبیه باز مىگشت (و سوره فتح نازل شد) یکى از اصحاب عرض کرد: ما هذا الفتح لقد صددنا عن البیت و صد هدینا:” این چه فتحى است که ما را از زیارت خانه خدا باز داشتند و جلوى قربانى ما را گرفتند"؟! پیامبر ص فرمود:بئس الکلام هذا، بل هو اعظم الفتوح، قد رضى المشرکون ان یدفعوکم عن بلادهم بالراع، و یسئلوکم القضیه، و رغبوا الیکم فى الامان و قد رأوا منکم ما کرهوا!: بد سخنى گفتى، بلکه این بزرگترین پیروزى ما بود که مشرکان راضى شدند بدون بر خورد خشونت آمیز شما را از سرزمین خود دور کنند، و به شما پیشنهاد صلح دهند، و با آن همه ناراحتى که قبلا دیدهاند تمایل به ترک تعرض نشان دادند” (عروسی حویزی،۱۴۱۵، ج۵،۴۸).
علامه طبا طبایی رحمه الله علیه در یک بحث روایی در تفسیر المیزان در باره این آیه می فرماید:در جریان امضای صلح نامه حدیبیه ……..عمر بن خطاب مىگوید: به خدا من از روزى که مسلمان شدم هیچ روزى مثل آن روز به شک نیفتادم، لا جرم نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رفته عرضه داشتم: مگر تو پیغمبر نیستى؟ فرمود: چرا هستم. گفتم مگر ما بر حق نیستیم و مگر دشمن ما بر باطل نیست؟ فرمود: چرا همین طور است. گفتم: پس چرا در امر دینمان تن به ذلت دهیم؟ فرمود:من رسول خدایم و با اینکه خدا یاور من است من او را نافرمانى نمىکنم. گفتم: مگر تو نبودى که به ما مىگفتى به زودى داخل بیت الحرام مىشویم و طواف صحیح مىکنیم؟فرمود: چرا، ولى آیا گفتم که همین امسال داخل بیت الحرام مىشویم؟ گفتم: نه فرمود:حالا هم مىگویم که تو داخل مکه مىشوى، و طواف هم مىکنى. پس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم یک شتر را قربانى کرد (طباطبایی،۱۳۷۴، ج۱۸،۴۰۱)
الف - ۳ – ۱- ۲- ۵ ) سوره انفال – آیه ۲۰ : یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُون.
اى کسانى که ایمان آوردهاید اطاعت خدا و پیامبرش را کنید و سرپیچى ننمائید در حالى که سخنان او را مىشنوید.
الف - ۳ – ۱- ۲- ۶ ) سوره آل عمران –آیه ۱۳۲ : وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُون
و خدا و پیامبر را اطاعت کنید، تا مشمول رحمت شوید
نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که در هیچ آیه ای به مومنان امر نشده است که به ولی امرتان پیشنهاد بدهید یا از اوانتقاد کنید.سوالی که در اینجا به ذهن می رسد این است که آیاتی که در آنها امر به مشورت کردن شده است را چگونه با این ادعا می توان جمع کرد؟پاسخ در قسمت بعدی با عنوان مشورت در قرآن کریم بیان خواهد شد.
الف -۳ – ۲ ) مشورت در قرآن کریم
یکی از مهمترین نکاتی که در باره مسئله نقد و انتقاد از نظام سیاسی مطرح است وگاهی نیز یکی از مصادیق آن به شمار می رود مسئله مشاوره دادن و مشورت خواهی است.برخی معتقدند اینکه در قرآن و روایات متعدد به این امر سفارش شده است واصلا خداوند متعال و معصوم علیه السلام سفارش به این امر کرده اند دلیلی بر امکان وارد بودن تشکیک در آراء ونظرات معصو علیع السلام است.بدین جهت به نظر می رسد پرداختن به این مسئله از منظر قرآن خالی از لطف نباشد.با اندک تاملی در آیاتی که در آنها امر به مشورت ومشاوره در امور شده است می توان آنهارا به دو بخش تقسیم کرد:
الف -۳ – ۲ - ۱ ) امر به پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم برای مشاوره در قرآن کریم
الف -۳ – ۲ - ۲ ) امر به مردم برای استفاده از مشاوره دیگران در قرآن کریم
نکته ای که توجه به ضروری به نظر می رسد این است که در هیچ آیه ای به مردم امر نشده است که به ولی امر (پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم)در انجام امور مشورت بدهند.
الف -۳ – ۲ - ۱ ) امر به پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم برای مشاوره در قرآن کریم
الف -۳ – ۲ – ۱- ۱ ) سوره آل عمران – آیه ۱۵۹ فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلین.
الف -۳ – ۲ - ۲ ) امر به مردم برای استفاده از مشاوره دیگران در قرآن کریم
الف -۳ – ۲ – ۲ - ۱ ) سوره شوری – آیات ۳۶ تا ۳۸ : فَما أُوتیتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَمَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقى لِلَّذینَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (۳۶)وَ الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ (۳۷)وَ الَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ (۳۸)
الف -۳ – ۲ – ۲ - ۲ ) سوره بقره – آیه ۲۳۳ : وَ الْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کامِلَیْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضاعَهَ وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَها لا تُضَارَّ والِدَهٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِکَ فَإِنْ أَرادا فِصالاً عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَیْهِما وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَکُمْ فَلا جُناحَ عَلَیْکُمْ إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصیر.
همانطور که از آیات مربوط به شورا که ذکر شد بدست می آید اولا هیچ امری به مردم نشده است که حتما وباید به پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم (ولی امر)مشاوره بدهند.به عبارت دیگر به عنوان حقی که مردم دارند.دربرابرحاکم مطرح نمی شود.ثانیاجایگاه شورا را دربین مردم مطرح می نمایدکه درامور روزمره است که مردم می توانند با هم مشورت کنند واصلا بهتر است که این کار را انجام بدهند.ثالثا به پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم امر می شود که در کار ها مردم را مشورت دهد.نکته ظریفی در اینجا هست که حضرت آیهالله سبحانی در کتاب شوری در قرآن ونهج البلاغه آن را به خوبی پردازش کرده اند:
«لفظ :فاعف عنهم واستغفرلهم حاکی است که گروهی از صحابه ،خاطر پیامبررا آزرده ساخته ،ومایه ناراحتی اورا فراهم آورده بودند.ازاین جهت خداوند به پیامبر دستورمی دهد که از آنان درگذرد؛،نه تنها درگذرد بلکه درباره آنان طلب آمرزش کند.پس به پیامبر دستور می دهد که درباره امور با آنان به مشاوره بنشیند،مشاوره بادرنظرگرفتن آزار و ایجاد ناراحتی آنان،جهتی جز احیاءشخصیت آنها ندارد،تا از طریق مداخله دادن ایشان درامور از ایذاء آنان بکاهد،زیرا وقتی درجریان اوضاع قرارگرفتندودر پاره ای مواردروی تشخیص پیامبر ،نظرات آنها محترم شمرده شده ، طبعا مایه سکوت وآرامش خاطرآنان فراهم می گردد.»(سبحانی، ۱۳۸۸، ۲۹)
ابن هشام نیز دراین رابطه در سیره خود می نویسد:«مشائره بخاطر ایجاد الفت میان پیامبر ویاران اوبود»(ابن هشام،۱۹۷۶، ج۳،۱۲۳)
شیخ مفید درباره همین بحث با استناد به آیه۳۰ سوره مبارکه محمد صلی الله علیه وآله وسلم می گوید:«درموقع مشاوره ،دوست دشمن ،مستشارناصح از مغرض،از هم شناخته می شوندوپیامبردرموقع مشاوره می تواندمنافقان ومغرضان وبدخواهان رابه خوبی بشناسد،چنانچه قرآن مجید می فرماید :
سوره محمد صلی الله علیه وآله وسلم – آیه ۳۰ : وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَیْناکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسیماهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فی لَحْنِ الْقَوْلِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ أَعْمالَکُم.
ولذاوقتی پیامبر پس ازجنگ بدر پیرامون اسیران قریش با آنان سخن گفت ، صلی الله علیه وآله وسلم آنان نظریه مغرضانه ای مطرح کردندوقرآن به عنوان انتقاد از نظرآنان چنین می فرماید:
سوره انفال – آیه ۶۶ : ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُریدُونَ عَرَضَ الدُّنْیا وَ اللَّهُ یُریدُ الْآخِرَهَ وَ اللَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ. (شیخ مفید،۱۴۱۵،۱۴)
زمخشری نیز در این زمینه معتقد است :« اگرکسی کاری بدون مشورت آنان انجام می داد ،این کار بر سران عرب سنگین ودشواربود،ازاین جهت پیامبر خدامأمور به مشائره با آنان گردید.»(زمخشری،۱۴۰۷، ج۱،۴۳۲)
البته در سیره رسول مکرم اسلامصلی الله علیه وآله وسلم هم واقعه ای شبیه به مشاوره وهمکاری برای خواباندن خصم میان سران در دوره جاهلیت رخ داده که بهنا به نقل تاریخ یکی از بهترین ابتکارات ایشان در حل و فصل مناقشات فیمابین وبه زانو درآوردن تربیت عصر جاهلی به حساب می آید وآن قضیه نصب حجر الاسود در جای خود پس تعمیر کعبه است که با پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم که در آن زمان با نام محمد امین معتمد قریش به حساب می آمدند ،با پهن کردن عبای خویش روی زمین و گذاردن حجرالاسود روی آن از همه سران خواستندتا آن را تا سطح مناسبی باهم بلند کنند تا حضرت آن را سر جای خود نصب کنند.بدین ترتیب هم همه طوایف قریش درنصب آن شرکت داشتند وهم کسی نمی توانست بردیگری خورده بگیرد وبر خود تفاخر کند که نماینده طایفه اش حجرالاسود را نصب کرده است.
به نظر می رسد همان طور که از بزرگان نیز نقل شد عمده هدف از امر پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم به مشاوره با مردم توسط ذات اقدس حق همین امر باشد یعنی راهکاری باشد برای ایجاد اتحاد ویکرنگی و جلوگیری از آسیب های تربیت عصر جاهلی برخی تازه مسلمان ها ونیز ایجاد بستری برای شناساندن منافقان ومغرضان .فلذا در هیچ منبع تاریخی نمی توان یافت که شخص امیر المومنین علیه السلام در این گونه نظرسنجی ها وبه اصطلاح مشاوره ها موضعی قبل از اعلام نظر پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم اتخاذ کرده باشند یا قبل از ایشان نظری داده باشند.به نظر می رسد این اصل در اینجا ثابت می شود که دأب یاران واقعی وکملین اصحاب پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم همین بوده باشد.
حال این سوال مطرح می شود که مثلا سلمان فارسی چرا در قضیه مشاوره برای نحوه جنگ با مشرکین درجنگ احزاب ابراز نظر کرد؟ واتفاقا پذیرفته شد؟درپاسخ باید گفت علاوه بر رعایت مصالحی که ذکر شد جریان غالب فکری یاران پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم در آن دوره به سمتی پیش می رفت که اگر پیشنهادی از سوی جریان اسلام ناب مطرح نمی شد طرح جریان مقابل اسلام ناب که بنا به دلایل مختلف به نفع مسلمین نبود تصویب می شد واین مطلقا به صلاح نبود.فلذا این پیشنهاد اعلام وتصویب شد.از سوی دیگر اعلام نظر یارانی در سطح سلمان فارسی در موردامور نظامی بلا اشکال است چراکه مشاوره در امور نظامی و فنون رزمی مانعی ندارد.طبرسی در این زمینه علاوه بر ذکر نکاتی که گفته شد اضافه می کند :« مأمور بود که درمورد جنگ با دشمن وآشنایی با فنون رزمی ،مشورت کند.»(طبرسی ،۱۳۷۲،ج۲،۵۲۵)اما حتی در این زمینه نیز از یاری در سطح معرفتی امیرالمؤمنین علیه السلام اظهار نظری نمی بینیم.
بهتر است در اینجا به نظر مرحوم علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان فی تفسیرالقرآن وتهیه کنندگان تفسیر نمونه در باره آیات مورد بحث اشاره شود.البته هریک از نظرات به عنوان نظر علمی محترم بوده وعلی رغم برخی اختلاف با نظر نویسنده در نهایت به یک ریشه باز می گردند وشاید به خاطر عدم پرداخت تخصصی به معنای مشورت در اصطلاح سیاسی توسط مولفان این آثار، این اختلاف ا به چشم بیاید :
آیه۱۵۹ سوره آل عمران: فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر این جمله براى این آمده که سیره رسول خدا (صلىاللهعلیهوآلهوسلّم) را امضا کرده باشد ، چون آن جناب قبلا هم همینطور رفتار مىکرده و جفاى مردم را با نرمخوئى و عفو و مغفرت مقابله مىکرده و در امور با آنان مشورت مىکرده است ، به شهادت اینکه اندکى قبل از وقوع جنگ با آنان مشورت کرد ، و این امضا اشارهاى است به این که رسول خدا صلىاللهعلیهوآلهوسلّم بدانچه مامور شده عمل مىکند و خداى سبحان از عمل او راضى است .
در این جمله خداى تعالى رسول گرامى خود صلىاللهعلیهوآلهوسلّم را مامور کرد تا از آنان عفو کند تا در نتیجه بر اعمال ایشان اثر معصیت مترتب نشود و اینکه از خدا بر ایشان طلب مغفرت کند با اینکه مغفرت بالاخره کار خودخداى تعالى است و عبارت استغفر لهم هر چند مطلق است ، و اختصاصى به مورد بحث آیه ندارد ، و لیکن موارد حدود شرعى و امثال آن را شامل نمىشود ، ( و چنان مطلق نیست که حتى اگر فردى مرتکب قتل شد او را هم ببخشاید و یا اگر زنا کرد تنها برایش طلب مغفرت کند و دیگر حد شرعى را بر او جارى نسازد ) چون اگر اطلاق تا این مقدار شمول داشته باشد باعث لغو شدن تشریع مىگردد ، علاوه بر اینکه جمله : و شاورهم فى الامر که به یک لحن عطف بر مساله عفو و مغفرت شده ، خود شاهد بر این است که این دو امر : یعنى عفو و مغفرت در چارچوب ولایت و تدبیر امور عامه بوده ، چون اینگونه امور است که مشورت بر مىدارد ، و اما احکام الهى خیر ، پس عفو و مغفرت هم در همان امور ادارى جامعه است(طباطبایی،۱۳۷۴، ج۴، ۸۷ )و شاورهم فى الامر بعد از فرمان عفو عمومى ، براى زنده کردن شخصیت آنها و تجدید حیات فکرى و روحى آنان دستور مىدهد که در کارها با مسلمانان مشورت کن و راى و نظر آنها را بخواه.قرآن به این طرز تفکر پاسخ مىگوید و دستور مىدهد که باز هم با آنها مشورت کن هر چند نتیجه مشورت در پارهاى از موارد ، سودمند نباشد زیرا از نظر کلى که بررسى کنیم منافع آن رویهمرفته بمراتب بیش از زیانهاى آن است و اثرى که در آن براى پرورش فرد و اجتماع و بالا بردن شخصیت آنها وجود دارد از همه اینها بالاتر است . موضوع مشاوره در اسلام با اهمیت خاصى تلقى شده ، پیغمبر اکرم (صلىاللهعلیهوآلهوسلّم) با این که قطع نظر از وحى آسمانى آنچنان فکر نیرومندى داشت که نیازى به مشاوره نداشت براى اینکه از یکسو مسلمانان را به اهمیت مشورت متوجه سازد تا آن را جزء برنامههاى اساسى زندگى خود قرار دهند ، و از سوى دیگر ، نیروى فکر و اندیشه را در افراد پرورش دهد ، در امور عمومى مسلمانان که جنبه اجراى قوانین الهى داشت ( نه قانونگزارى ) جلسه مشاوره تشکیل مىداد ، و مخصوصا براى رأى افراد صاحب نظر ارزش خاصى قائل بود ، تا آنجا که گاهى از رأى خود براى احترام آنها ، صرفنظر مینمود چنانکه نمونه آنرا در جنگ احد مشاهده کردیم و مىتوان گفت : یکى از عوامل موفقیت پیامبر صلىاللهعلیهوآلهوسلّم در پیشبرد اهداف اسلامى همین موضوع بود . . بعلاوه کسى که در انجام کارهاى خود با دیگران مشورت مىکند ، اگر مواجه با پیروزى شود کمتر مورد حسد واقع مىگردد ، زیرا دیگران پیروزى وى را از خودشان مىدانند و معمولا انسان نسبت به کارى که خودش انجام داده حسد نمىورزد و اگر احیانا مواجه با شکست گردد زبان اعتراض و ملامت و شماتت مردم بر او بسته است ، زیرا کسى به نتیجه کار خودش اعتراض نمىکند ، نه تنها اعتراض نخواهد کرد بلکه دلسوزى و غمخوارى نیز مىکند.یکى دیگر از فوائد مشورت این است که انسان ارزش شخصیت افراد و میزان دوستى و دشمنى آنها را با خود درک خواهد کرد و این شناسائى راه را براى پیروزى او هموار مىکند و شاید مشورتهاى پیامبر صلىاللهعلیهوآلهوسلّم با آن قدرت فکرى و فوقالعادهاى که در حضرتش وجود داشت ، بخاطر مجموع این جهات بوده است.