وبلاگ

توضیح وبلاگ من

منابع پایان نامه ها | ب: حضانت بعد از فوت والدین – پایان نامه های کارشناسی ارشد

قائل شدن حضانت کودک به مادر در سال های نخستین زندگی امر طبیعی و منطقی است زیرا مهربانی و ا براز محبت مادر و نیز فداکاری او وهمچنین مراقبت ومواظبت او از طفل از هر کسی بیشتر است و کودک نیز در این دوران بر اساس فطرت خود بیش از هرکسی به مادر خود نیازمند و وابسته است. [۴۶]وهر عملی که مادر برای نگهداری طفل لازم بداند انجام خواهد داد و پدر نمی تواند او را منع یا روش دیگری بر او تحمیل کند زیرا علاوه بر موارد فوق تجانس روحی و اخلاقی مادر و آشنایی او به طرز نگهداری و تربیت کودک در سنین کودکی بیش از پدر است. اگر چه بعد از گذشت مدتی قدرت پدر نوعاً برای طفل بیش از مادر می شود. [۴۷]ولی پدر نیز می بایست او را در این امر یاری دهد زیرا :

اولاً : پدر ولی قهری طفل محسوب می شود و اختیار گسترده ای راجع به امور مالی و غیر مالی کودک دارد.

ثانیاًً : رئیس خانواده به شمار می‌آید.

ثالثاً : مخارج خانواده وتامین آن و از جمله هزینه نگهداری طفل بر عهده او می‌باشد.[۴۸]

با توجه به مراتب فوق مطابق قول مشهور فقهای امامیه [۴۹]حضانت پسر تا دو سال و دختر تا هفت سال با مادراست و پس از آن کودک حضانتش با پدر می‌باشد فرض دیگر نیز در فقه امامیه وجود دارد مادر نسبت به حضانت فرزند چه پسر و چه دختر تا هفت سالگی اولویت دارد. برخی از فقهای امامیه[۵۰] نیز گفته اند که مادر تا دوسالگی نسبت به کودک دختر یا پسر اولویت دارد ولی بهتر است که تا هفت سالگی این حضانت را برای مادر در نظر گرفت ولو این که کودک پسر باشد. البته برخی[۵۱] با جمع روایات وارده در این خصوص گفته اند :

اولاً : در این باره اجماع وجود ندارد.

ثانیاًً : شهرت نیز اعتبار حجت بودن را ندارد پس جمع بین روایات معتبر آن است که تا دوران شیر خوارگی سرپرستی طفل به طور مساوی بر عهده پدر و مادر باشد و بعد از آن طبق مصالح طفل عمل شود وگرنه دلیل روایی معتبری نداریم چه فرزند پسر باشد چه دختر.

در میان اهل سنت حنفیان گفته ا ند پسر تا هفت سال یا نه سال در اختیار مادر است و دختر تا زمان قاعدگی یا تا سن شهوت ، پس از آن پسر در اختیار پدر قرار می‌گیرد تا به سن بلوغ برسد و دختر نیز پس از سن حضانت همراه پدر خواهد بود مالکیه نیز معتقدند مدت حضانت پسر از ولادت تا سن بلوغ است ودختر تا سن ازدواج همراه مادر است. شافعیه گفته اند که کودک تا زمان تشیخص نزد والدین خود است وپس از آن خود انتخاب می‌کند که نزد کدام یک باشد آن ها سن تمیز و تشخیص را هفت سالگی دانسته اند.[۵۲]

قانون مدنی در این باره از قول مشهور فقهای امامیه پیروی کرده و در ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی مقرر داشته «برای نگهداری طفل مادر تا دو سال ا زتاریخ ولادت اولویت خواهد داشت. پس از انقضای این مدت حضانت با پدر است مگر نسبت به اطفال اناث که تا سال هفتم حضانت آن ها با مادر خواهد بود.»

برخی از فقهای معاصر[۵۳] در خصوص ماده فوق گفته اند مسئله حضانت یکی از مسائل عقلایی است و در تمام دنیا از ابتدای خلقت عالم که خانواده وجامعه بوده مطرح است و تمام عقلای عالم «عقلاء بما هم عقلاء » می‌گویند مادر بهتر از پدر می‌تواند به امور فرزند توجه واهتمام ورزد و اگر بپذیرد که حضانت بر عهده پدر است نتیجه آن می شود که پدر به علت عدم مباشرت در حضانت چاره ای جز واگذاری آن را به دیگری ندارد ودراین بین هیچکس ‌از مادر اولی تر نیست پس آنچه که در قانون مدنی آمده علاوه بر عقلایی نبودن مورد موافقت فقهای بزرگ امامیه و متقدم نیست زیرا فقهایی مانند شیخ مفید در کتاب المقنع و شیخ صدوق در کتاب المقنعه یا ابن جنید گفته اند که حضانت کودک تا سن بلوغ بر عهده مادر است چه دختر و چه پسر و برخی از حقوق دانان نیزدر این باره گفته اند که اولویت مادر تا دو سالگی ‌در مورد پسر باواقعیت های جامعه امروز و نیز مصلحت طفل سازگاری ندارد.

بهر حال در خصوص ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی طرحی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید که مقرر می داشت «برای حضانت ونگهداری طفل مادر تا سن ۷ سالگی اولویت دارد و پس از آن در صورت حدوث اختلاف با رعایت مصلحت کودک و تشخیص ‌و تایید دادگاه می‌باشد.» ولی این طرح به دلیل مغایرت یا اصول شرع و قانون اساسی در شورای نگهبان مردود اعلام شد و به مجلس عودت داده شد ولی مجلس مصوبه پیشین را بار دیگر تصویب کرد و بدین جهت طرح مذبور برای تعیین تکلیف نهایی به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع شد وماده ۱۱۶۹ اصلاحی به شرح زیر درمورخ ۸/۹/۸۲ به تصویب مجمع تشخیص مصلحت رسید . «برای حضانت ونگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند ، مادر تا سن ۷ سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است. تبصره – بعد از ۷ سالگی در صورت حدوث اختلاف حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می‌باشد.»[۵۴]

ب: حضانت بعد از فوت والدین

فقهای امامیه در خصوص حضانت طفل بعد از فوت پدر و مادر اتفاق نظر ندارند. به طوری که برخی [۵۵]معتقدند حضانت بر عهده جد پدری و پس از او بر عهده وصی منسوب از جانب پدر یا جد پدری است زیرا جد به منزله پدر است و به علاوه ولی قهری طفل محسوب می شود پس بدیهی است که در حضانت بر سایر خویشان مقدم شود. و بعد از وصی بر عهده خویشاوند نزدیک برحسب مراتب ارث است و اگر خویشاوند دارای صلاحیت نباشد بر عهده حاکم است که برای او شخصی در این خصوص تعیین کند و در آخرین مرحله حضانت واجب کفایی است یعنی بر هر مسلمانی واجب است که از او نگهداری کند و اگر یکی عهده دار حضانت طفل شد این مسئولیت از دیگران ساقط خواهد شد. [۵۶]برخی دیگر از فقهای امامیه گفته ا ند در صورت فقدان والدین حضانت به خویشان نسبی با رعایت ترتیب ارث و بر اساس قاعده الاقرب فالاقرب واگذار می شود و هرگاه در یک طبقه و درجه خویشان متعددی وجود داشته باشد یکی از آن ها به قید قرعه برای حضانت طفل تعیین می شود.[۵۷]

در قانون مدنی اگر چه در خصوص حضانت طفل بعد از فوت پدر و مادر حاکمی صریح وجود ندارد ولی برخی از حقوق دانان [۵۸]با توجه به قول برخی از فقها امامیه معتقدند در صورت فوت والدین حضانت طفل بر عهده اقارب طفل و بر اساس الاقرب فالاقرب است . برخی دیگر از حقوق دانان در این باره با توجه به برخی از مواد قانونی مدنی معتقدند حضانت با جد پدری طفل است زیرا طبق مواد ۱۱۸۱ و ۱۱۸۳ قانون مدنی او ولی قهری و نماینده قانونی طفل در اداره کلیه امور مالی و غیر مالی است و هم چنین طبق ماده ۱۱۸۸ قانون مدنی جد پدری نسبت به حضانت مولی علیه دارای حق و تکلیف است پس بدیهی است با نبودن والدین در حضانت بر دیگران مقدم گردد و در صورتی که جد پدری نیز نداشته باشد با توجه به ماده ۱۱۸۸ قانون مدنی حضانت بر عهده وصی منصوب از طرف پدر یا جد پدری است، در صورتی که چنین اختیاری به او داده شده باشد و هرگاه افراد فوق وجود نداشته باشد طبق ماده ۱۲۳۵ قانون مدنی حضانت طفل بر عهده قیم خواهد بود.

فایل های مقالات و پروژه ها | قسمت 9 – پایان نامه های کارشناسی ارشد

فون لیست در اجرای کیفر، هر گونه توجیه را که جنبه عملی نداشته باشد بکلی مردود می‌داند و می کوشد مصلحت گرایی و ضرورت اجتماعی را جایگزین توجیهات دیگری مانند انگیزه های تلافی جویانه نماید. عبارت زیر تا اندازه ای از این نگرش وی پرده برمی دارد: گوهر حقوق، دفاع از منافع انسانی می‌باشد و مفهوم هدف، نیروی مولّد آن به شمار می رود… از این رو، حیات انسان تعیین کننده است، نه نظام حقوقی؛ البته دفاع حقوق از منفعت حیاتی، منفعتی حقوقی پدید می آورد(اردبیلی:۱۳۹۳، ج۳، ۱۰۵).

ملاحظه می شود که فون لیست، حیات و منافع انسانی را محور اندیشه خود قرار داده است. چنین رویکردی با پراگماتیسم کیفری که جهت گیری آن سودمندی و فایده گرایی می‌باشد همسان است. پرینس نیز بر پایه همین رویکرد پراگماتیستی و فایده گرایی به کیفر، برای جامعه در هر شرایطی، خواه آنگاه که بزهکار تحت تأثیر عوامل و واقعیات بیرونی قرار گرفته باشد خواه نه، به حق کیفر معتقد است. فرض کنیم جهان، مکانیسم محض باشد که از قبل در آن تمام حرکات، پیش‌بینی و تنظیم شده باشد. با این حال، در این دستگاه سترگ، انسان هایی هستند که برخی سودمند و برخی دیگر خطرناک می‌باشند. درباره گروه دوم لازم است تدابیری اندیشیده شود… اگر غریزه گروهی از انسان ها آنان را به ستیز با جامعه برمی انگیزد در این صورت، هیچ چیز مانع از این نخواهد شد که جامعه، دفاع از دستاوردهای گران بهایش را وظیفه خود نداند(اردبیلی:۱۳۹۳، ج۳، ۱۰۷).

پس، او نیز گستره کیفر را حتی به کسانی که در آستانه انجام جرم قرار دارند می کشاند؛ یعنی هر جا که بر مجازات فایده ای بار شود به کار بستن آن، رواست، همان که پراگماتیسم کیفری به آن پایبند می‌باشد. از نگاهی دیگر، این نگرش، در رویارویی با پدیده جنایی، رویکرد واقع گرایی را برگزیده است، نه برخورد صرفاً قانونی را. بر پایه رویکرد نخست، انجام دهنده جرم و انسان بزهکار، جامعه را تهدید می‌کند، نه فعل مجرمانه. از این رو، برای آنکه امنیت جامعه به بهترین شکل فراهم آید و از تکرار جرم در امان بماند باید بزهکار و چرایی بزهکاری او را شناخت. آنگاه در جلوگیری از بزهکاران احتمالی یا سرکوب گروه اصلاح ناپذیر آنان چاره اندیشی نمود. گفتنی است به کارگیری اقدامات تأمینی و تربیتی درباره بزهکاران در آستانه انجام جرم و اصلاح پذیر، تا از میان رفتن حالت خطرناک آنان ادامه خواهد داشت. به باور اندیشمندان حقوق جزا، هر یک از دو نگرش مجرد قانونی و واقع گرایانه، به تنهایی با دشواری هایی روبه روست. برای نمونه، دیدگاه مجرد قانونی هر چند حقوق افراد را تضمین می‌کند، ولی در آن، دفاع از جامعه به درستی تأمین نمی شود. به عکس، دیدگاه واقع گرایانه گرچه حریم جامعه را به خوبی پاس می‌دارد، ولی حقوق و آزادی های افراد را به خطر می افکند. چاره کار در نگاهی توأم از هر دو رویکرد به پدیده جنایی است(اردبیلی:۱۳۹۳، ج۳، ۳۶).

وانگهی، تدابیر تأمینی ـ تربیتی را نیز باید با تضمین های قضایی و قانونی همراه ساخت. رعایت نکته اخیر، راه را بر به کارگیری هر گونه کیفر درباره افراد در آستانه انجام جرم می بندد و تنها اعمال راهکارهای تربیتی را برای آنان روا می شمارد، در حالی که رویکرد پیشگیری حتی به کارگیری مجازات های سنگینی همچون اعدام و حبس ابد را درباره افراد خطرناک اصلاح ناپذیر مجاز می‌داند؛ راهکاری که توجیه قانون و حتی منطقی برای آن نمی توان یافت. مگر اندیشه «علاج حادثه، پیش از وقوع باید کرد» که شعار این دیدگاه می‌باشد تا چه اندازه برای مجازات پیش از جرم دستمان را باز می‌گذارد؟

ج. پیشگیری و اجرای مجازات: برگرفتن شیوه های ویژه در به کار بستن کیفر، از دیگر راهکارهای پیشگیری از انجام جرم به شمار می رود و راه کلی آن، برانگیختن نیروی اندیشه بزهکار و سایرین در گیرودار این اجراست. افزون بر راه کلی یاد شده، در این زمینه می توان به موارد زیر نیز اشاره نمود: محکومیت های سلب آزادی بدون تعیین مدت، همراه کردن مجازات سلب آزادی با کیفرهای دیگر، مبارزه شدید با حبس های کوتاه مدت و ارفاق های افراطی محاکم، اجرای آشکار مجازات، گسترش اختیارات قاضی در بهره گیری از شیوه های ابتکاری اجرایی و محدود نکردن او در روش های ثابت و از پیش تعیین شده قانونی، آزادی مشروط، تعلیق مجازات و… . و اینک از میان راه های فراوان شیوه های خاص اجرایی مؤثر در پیشگیری از جرم، به توضیح مختصر سه مورد از آن ها می پردازیم:

۱٫ اجرای آشکار مجازات: رویکرد اجرای آشکار کیفر، همانند برخی از مجازات های شرعی، در حقوق جزا نیز پذیرفته شده است. یکی از حقوق دانان در این باره می‌گوید: ترهیب، اخافه و برانگیختن رعب، چه در نهاد افرادی که امکان داشت در آینده به دام بزهکاری بیفتند و چه در نهاد بزهکار، برای جلوگیری از لغزش دوباره او، مستلزم نمایش اجرای مجازات در جوّی آکنده از خوف و وحشت و حضور افراد در صحنه اجرای مجازات بود که از دیرباز در اجرای مجازات ها مورد توجه قرار می گرفت(اردبیلی:۱۳۹۳، ج۳، ۳۹).

سزار بکاریا از دیگر اندیشمندان حقوق جزا، با اعتقاد بر تأثیر گذار بودن شیوه یاد شده در جنایت های کوچک و بی تأثیری آن در گونه بزرگ آن می نویسد: اجرای علنی کیفر ‌در مورد جنایت های بزرگ برای اکثر مردمان بیگانه خواهد آمد و تصوّر نخواهند کرد چنین سرنوشتی در انتظار آنان باشد، ولی اجرای علنی کیفر ‌در مورد جرایم سبک تر که با روح آنان مأنوس است اثری پدید می آورد که مردمان را ضمن بازداشتن از جرایم کوچک از تبهکاری های بزرگ نیز مصون می‌دارد(سزار:۱۳۸۰، ۸۵).

البته عبارت «بیگانه خواهد آمد» که در سخن بکاریا به عنوان تنها دلیل اجرا نکردن آشکار مجازات در جرایم بزرگ می‌باشد، چندان قانع کننده به نظر نمی رسد، بلکه شاید بتوان گفت: به کارگیری روش یادشده در این دست از جرایم، از اهمیت بیشتری برخوردا می‌باشد، همچنان که اسلام، در مجازات های شرعی همین رویکرد را دنبال ‌کرده‌است.

۲٫ حتمیّت و گریزناپذیری کیفر: درباره روا بودن اختیاردهی به قاضی یا سلب آن از او، دو دیدگاه وجود دارد. برخی با اشاره به دست یابی به اهدافی همچون اصلاح و تربیت و پیشگیری از جرایم، آن را جایز، بلکه بایسته می دانند و چاره اندیشی هایی مانند آزادی مشروط، تعلیق مجازات، اقدامات تأمینی ـ تربیتی و مانند آن را ساز و کارهایی می دانند که قانون‌گذار در همین زمینه به کار بسته است. در برابر، شماری دیگر، گسترش اختیارات قاضی را در تأمین حقوق و آزادی های فردی، خطرناک می دانند. استدلال این گروه نیز بایستگی قانون محوری و نیاز فراوان در پایبندی به مرزهای قانونی است. سزار بکاریا نیز بیشتر، در صورت ملایم بودن قانون، بر دیدگاه دوم تأکید ورزیده و در دست یابی به هدف سودمندی مجازات و نقش پیشگیرانه اش، آن را لازم می‌داند:

حتمی بودن عقوبتی، حتّی معتدل، همیشه تأثیری شدیدتر از ترس از مجازاتی موحش که امید رهایی در آن راه دارد به جای می‌گذرد؛ زیرا هنگامی که گریز از کیفر محال باشد، ملایم ترین رنج ها روح بشر را متوحش می‌کند، در حالی که امید… رفته رفته تصور جانکاه ترین رنج ها را از ذهن دور می‌سازد؛ به ویژه، زمانی که عدم مجازات… آن را بیشتر تقویت نماید(سزار:۱۳۸۰، ۸۳).

پایان نامه -تحقیق-مقاله – قسمت 20 – پایان نامه های کارشناسی ارشد

مطابق تصویب نامه راجع به جداول مربوط به تخلفات رانندگی در شهرها و جاده های کشور مصوب ۷/۸/۸۲ تخلفات و جرائم مربوط به آلودگی هوا شامل موارد ذیل می‌شوند : ۱- رانندگی با وسیله ی نقلیه دود زا در شهرهای بزرگ و جاده ها ۰۰۰/۱۵۰ ریال و در سایر شهرها ۰۰۰/۳۰ ریال در ردیف ۱۳۶ تصویب نامه فوق الذکر. ۲- نداشتن برگ معاینه فنی خودرو در شهرهای بزرگ و جاده ها ۵۰۰۰۰ ریال و در سایر شهر ها ۳۰۰۰۰ ریال . ۳- نداشتن برگ معاینه فنی خودرو وسیله نقلیه عمومی درصورت وجود شرکت حمل و نقل پایانه ای ۷۰۰۰۰ ریال.

در ارتباط با جریمه های مذکور بایستی چنین گفت که این جریمه ها در سال‌های مختلف دستخوش تغییرات گشته که آخرین آن مربوط به سال ۱۳۹۰می باشد . وزیران عضو کمیسیون امور اجتماعی و دولت الکترونیک در جلسه مورخ ۳/۷/۱۳۹۰ بنا به پیشنهاد وزارتخانه های کشور ، دادگستری و راه و شهر سازی و به استناد ماده ۲۱ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب ۱۳۸۹ و با رعایت تصویب نامه شماره ۱۶۴۰۸۲/ت ۳۷۳ هـ مورخ ۱۰/۱۰/۱۳۸۶ تصویب نمودند: این تصویب نامه در تاریخ ۲۱/۸/۱۳۹۰ به تأیید رئیس جمهور وقت نیز رسیده بود که به جهت تفصیلی بودن آن از ذکر آن خودداری می نماییم. « نکته مهم درمحتوای ضمانت های مقرر شده برای تخلفات مربوط به راهنمایی ورانندگی انتظامی بودن این ضمانت ها است. و جریمه های مقرر در این آیین نامه بدون مراجعه به دادگاه و عدم نیاز به طی تشریفات دادرسی و توسط مأمورین راهنمایی و رانندگی اخذ می‌شوند و در واقع ضمانت های انتظامی مقرر در این قانون استثنایی بر اصل کلی لزوم دادرسی های کیفری برای مجازات های مقرر در قانون است . مطابق ماده اول قانون نحوه ی رسیدگی به تخلفات و اخذ جرایم رانندگی مصوب ۱۴/۴/۱۳۵۰ اقدام به اخذ جریمه می شود. ‌بنابرین‏ اخذ جریمه از وسیله نقلیه ای که اقدام به آلودگی هوا می کند بدون توسل به طی مراحل دادرسی اخذ می‌گردد وآثار و نتایج محکومیت کیفری را ندارد . بعلاوه این فرایند موجب تسریع در وصول جریمه نیز می‌گردد که این ویژگی ها از خصوصیات ضمانت های انتظامی است که بدون نیاز به محاکمه به اجرا گذاشته می‌شوند . امری که به نظر می‌رسد گسترش آن در حیطه تخلفات و جرائم مربوط به محیط زیست می‌تواند کار گشا و مؤثر باشد.

با این وجود برخی از نویسندگان گسترش ضمانت های انتظامی را مغایر اصل سی و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تلقی نموده اند و دادن اختیار مجازات به مقامات غیر قضایی را خطرناک شمرده اند»[۶۶]. اما در هر صورت بر طبق قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب ۱۳۸۹ این اختیار وصلاحیت در اختیار افسران راهنمایی و رانندگی قرارگرفته که به وضع جریمه بپردازند . در ماده ۲ قانون مذکور چنین می خوانیم : به افسران کادر و پیمانی مورد وثوق راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران که برای تشخیص تخلفات مربوط به حمل و نقل و عبور و مرور تعیین شده و آموزش لازم را دیده اند اجازه داده می شود تخلفات مربوطه را وفق قانون تشخیص داده و قبض جریمه صادر نمایند . تبصره ۱- نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران برای مدت حداکثر ده سال می‌تواند به درجه داران کادر مورد وثوق راهنمایی و رانندگی که دارای دیپلم کامل متوسط و گواهینامه رانندگی و نیز ده سال سابقه خدمت متوالی در راهنمایی و رانندگی بوده و آموزش لازم را دیده باشند اختیارات و وظایف مندرج در این ماده را از لحاظ تشخیص تخلف و صدور قبض جریمه تفویض نماید و در موارد خاص و ضروری از افسران کادر و پیمانی سایر بخش‌های نیروی انتظامی که آموزش لازم را دیده اند استفاده نماید . تبصره ۲- به نیروی انتظامی اجازه داده می شود حداکثر ده سال پس از تاریخ لازم الاجراءِ شدن این قانون تا جایگزینی افسران کادر و پیمانی از افسران وظیفه مورد وثوق آموزش دیده جهت اجراءِ این ماده بهره گیری کند . تبصره ۳- راهنمایی و رانندگی مجاز است از گزارش داوطلبان مورد وثوق آموزش دیده که دارای حداقل مدرک تحصیلی کارشناسی بوده و دوره آموزش را دیده باشند به صورت رایگان در تشخیص تخلف و صدور قبض جریمه توسط مأموران این ماده استفاده نماید .ماده ۴ قانون مذکور درادامه چنین بیان می‌دارد : به مأموران موضوع ماده ۲ این قانون اجازه داده می شود متخلفین ‌از قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی را پس از تشخیص تخلف و انطباق آن با میزان جرائم متوقف نمایند و مشخصات وسیله نقلیه راننده ، زمان و محل وقوع تخلف و نوع آن و نیز مشخصات خود را در قبض جریمه درج و به راننده متخلف تسلیم نمایند. در صورتی که متخلف ‌از دریافت قبض جریمه خودداری نماید قبض صادر شده به منزله ابلاغ قانونی تلقی شده و ضمیمه سوابق نزد اداره راهنمایی و رانندگی مربوطه نگهداری می شود . چنانچه وسیله نقلیه در محل غیر مجاز متوقف باشد یا در صورت عدم حضور متخلف ، قبض جریمه به بدنه خودرو الصاق می شود .

ماده ۵ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی در ادامه چنین بیان می‌دارد.« متخلف مؤظف است ظرف مدت شصت روز از تاریخ مندرج در قبض جریمه یا تاریخ ابلاغ شده در قبض جریمه ای که به اطلاع او می‌رسد جریمه را به حسابی که از طرف خزانه داری کل تعیین و اعلام می شود پرداخت ورسید دریافت نماید یا مراتب اعتراض خود را ظرف مدت مذکور با ذکر دلایل به اداره اجرائیات راهنمایی و رانندگی تسلیم نماید . اداره مذکور موظف است حداکثر ظرف بیست و چهار ساعت پس از وصول اعتراض بررسی لازم را انجام داده و در صورت غیر موجه دانستن اعتراض مراتب را به معترض ابلاغ نماید ، در صورت اصرار معترض ، اداره اجرائیات موضوع را جهت رسیدگی به واحد رسیدگی به اعتراضات ناشی از تخلفات رانندگی ارسال می کند . واحد فوق الذکر متشکل از یک قاضی با ابلاغ رئیس قوه قضاییه و یک کارشناس راهنمایی و رانندگی با معرفی رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی مربوطه می‌باشد ریاست آن واحد با قاضی خواهد بود که پس از اخذ نظر مشورتی عضو دیگر مبادرت به صدور رأی می کند . رأی‌ صادره قطعی است . در صورتی که متخلف در مهلت قانونی مذکور اعتراض خود را تسلیم ننماید یا ظرف بیست روز پس از ابلاغ رأی‌ واحد جریمه را پرداخت ننماید ، موظف است جریمه را به مأخذ دو برابر مبلغ مندرج در قبض جریمه بپردازد .

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | ۴-۲-۱- نتایج توصیفی آمارهای تک متغیری تحقیق – پایان نامه های کارشناسی ارشد

۳-۶-۲- تعیین پایایی پژوهش

مقصود از پایایی یا اعتماد یک وسیله اندازه گیری آن است روش های مختلفی برای سنجش پایایی وجود دارد. در تحقیق حاضر از تکنیک آلفای کرونباخ برای سنجش پایایی مقیاس‌ها بهره گرفته شده است در روش کرونباخ همبستگی درونی میان سوالاتی که یک مؤلفه‌ را می سنجد بررسی می شود که هر چه قدر پایایی گویه ها به سمت یک میل کند یا نزدیک به آن شود به همان نسبت وسیله اندازه گیری بیانگر پایایی بالا خواهد بود و بالعکس.

جدول ۳- ۱ : ضریب آلفای کرونباخ

متغیرها

تعدادسوالات

ضریب آفای کرونباخ

مدیریت ارتباط با مشتری

۱۴

۸۸%

شایستگی اجتماعی

۱۰

۸۵%

مزیت رقابتی

۱۷

۸۶%

کل

۴۱

۸۸%

۳-۷- روش های تحلیل آماری

در این پژوهش از آمار توصیفی و همچنین آمار استنباطی برای آزمون روابط بین متغیرها استفاده شده است. برای توصیف داده ها از توزیع فراوانی و درصدی ، نمودار و …. و همچنین از شاخص های مرکزی مانند نما، میانه و میانگین استفاده شده است.

به منظور تشخیص آزمون همبستگی بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. از رگرسیون چند متغیره هم به منظور تحلیل چند متغیری و تعیین سطح هر یک از مجموعه متغیر های مستقل در تعیین متغیر وابسته استفاده شده است و همچنین از نرم افزار لیزرل جهت تحلیل مسیر تاییدی مدل پژوهش استفاده شده است.

۳-۸- تحلیل پرسشنامه

پرسشنامه مجموعه سوالات از قبل تدوین شده است که پاسخ دهندگان، پاسخ های خود را درون دامنه ای از گزینه های معیین انتخاب می‌کنند. وقتی محقق واقعاً می‌داند که چه اطلاعاتی نیاز دارد و نحوه سنجش متغییرهای مورد توجه اش را نیز می‌داند، پرسشنامه ابزار کارآمد و مفیدی برای جمع‌ آوری داده ها است (دانایی فرد، ۱۳۸۳، ۳۵۳).

پاسخ دهندگان، اغلب از گزینه های پاسخ به عنوان رهنمودی برای تفسیر یک پرسش و به عنوان نشانه ای برای تعیین کیفیت پاسخ هایشان استفاده می‌کنند. متداول‌ترین شکل پاسخ مورد استفاده برای سنجش متغییرهای تحقیق، شکل پاسخ مقیاس های درجه بندی است و از میان این مقیاس ها، مقیاس درجه بندی لیکرت محبوبترین نوع است. در این مقیاس از پاسخ گویان خواسته می شود که از یک درجه بندی برای نشان دادن شدت اعتقاد خود، له یا علیه یک مسئله استفاده کنند (اعرابی و ایزدی، ۱۳۷۹، ۷۱). در این تحقیق نیز از مقیاس لیکرت پنج گزینه ای با طیف های کاملاً مخالفم، کمی مخالفم، نظری ندارم، موافقم، کاملاً موافقم صورت پذیرفته است.

در این تحقیق از سه پرسشنامه استفاده شده است که پرسشنامه اول مربوط به مدیریت ارتباط با مشتری می‌باشد که دارای ۱۴ سوال می‌باشد. سوالات یک تا پنج، مربوط به مؤلفه‌ جذب، حفظ و گسترش روابط با مشتری، سوالات شش تا هفت مربوط به مؤلفه‌ زیر ساختاری و سوالات هشت تا چهارده مربوط به مؤلفه‌ مشتری گرایی می‌باشد. جامعه آماری برای این پرسشنامه شامل ۹۱ نفر است و ‌بر اساس طیف ‌پنج‌گانه لیکرت طراحی شده که این پرسشنامه در پیوست ۱ تحقیق آورده شده است. پرسشنامه دوم مربوط به سنجش مزیت رقابتی است که دارای ۱۷ سوال می‌باشد. سوالات یک تا چهار، مربوط به مؤلفه‌ مزیت مشهود ، سوالات پنج تا هفت مربوط به مؤلفه‌ مزیت پایدار ، سوالات هشت تا ده مربوط به مؤلفه‌ مزیت پویا ، سوالات یازده تا سیزده مربوط به مؤلفه‌ مزیت متجانس و سوالات چهارده تا هفده مربوط به مؤلفه‌ مزیت مرکب می‌باشند. جامعه آماری این پرسشنامه ۹۱ نفر است. پرسشنامه دوم در پیوست ۲ این تحقیق آورده شده است. پرسشنامه سوم مربوط به سنجش شایستگی اجتماعی مدیران می‌باشد. سوالات یک تا پنج مربوط به مؤلفه‌ مهارت‌های ارتباطی،کاری،رهبری و حرفه ای، سوالات شش تا هفت مربوط به مؤلفه‌ مهارت‌های فعالیت های تیمی و سوالات هشت تا ده مربوط به مؤلفه‌ مهارت تصمیم گیری و به کارگیری قابلیت مثبت خود و دیگران می‌باشد جامعه آماری این تحقیق ۹۱ نفر می‌باشد که در پیوست ۳ آورده شده است.

۳-۹- مدل مفهومی پژوهش

با توجه به متغیرهای مدیریت ارتباط با مشتری و مزیت رقابتی که قبلاً به آن اشاره شده است ، مدل ارائه شده ذیل مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

۱- مزیت پویا

۲- مزیت متجانس

۳- مزیت مشهود

۴- مزیت مرکب

۵- مزیت پایدار

۱- جذب، حفظ و گسترش روابط با مشتری

۲- زیر ساختاری

۳- مشتری گرای

مزیت رقابتی

شایستگی اجتماعی

مدیریت ارتباط با مشتری

شکل ۳-۲ مدل مفهومی تحقیق

فصل چهارم

تحلیل داده ­ها

۴-۱- مقدمه

در این فصل،‌ابتدا به نتایج توصیفی آمارهای تک متغیری پرداخته شده وسپس فرضیه های تحقیق با بهره گرفتن از همبستگی دو متغیری پیرسون وجهت تعیین روابط بین متغیرهای تحقیق در قالب مدل مفهومی ازمدل معادلات ساختاری استفاده شده است.

۴-۲- یافته ها و نتایج پژوهش

۴-۲-۱- نتایج توصیفی آمارهای تک متغیری تحقیق

۴-۲-۱-۱ وضعیت جنسیت

جدول (۴-۱) توزیع فراوانی پاسخگویان را به تفکیک وضعیت جنسیت نشان می‌دهد، یافته های جدول حاکی از آن است که ازمیان کل ۹۱ نفر افراد مورد مطالعه در این تحقیق، ۸۰ درصد را آقایان و۲۰ درصد را خانم ها تشکیل می‌دهند.

جدول ۴- ۱ : توزیع وضعیت جنسیت

جنسیت

وضعیت

فراوانی

درصد

مرد

۷۳

۲/۸۰

زن

۱۸

۸/۱۹

جمع

۹۱

۱۰۰

شکل ۴-۱: نمودار وضعیت جنسیت

۴-۲-۱-۲- وضعیت سنی

‌بر اساس نتایج به دست آمده از نظر سن کارمندانی که در این تحقیق مورد ارزیابی قرار گرفته اند، جوانترین فرد به لحاظ سنی ۲۶ سال و مسن‌ترین این افراد از نظر سنی ۶۵ سال داشته اند ، همچنین میانگین سنی ارزیابی‌شده ۳۶ سال بوده است.

جدول ۴- ۲ : توزیع وضعیت سنی

تعداد
میانگین سنی
حداقل سن
حداکثر سن
۹۱
۷/۳۵
۲۶
۶۵

شکل ۴-۲: نمودار وضعیت سن

۴-۲-۱-۳- وضعیت تأهل

از مجموع ۹۱ نفر نمونه آماری این مطالعه، تعداد ۱۰ نفر مجرد و ۸۱ نفر متأهل بوده‌اند.

جدول ۴- ۳ : توزیع وضعیت تأهل

وضعیت تأهل

وضعیت

فراوانی

درصد

مجرد

۱۰

۰/۱۱

متأهل

۸۱

۰/۸۹

جمع

۹۱

۱۰۰

شکل ۴-۳: نمودار وضعیت تأهل

۴-۲-۱-۴- وضعیت سطح تحصیلات

با توجه به یافته های جدول (۴ـ۴) معلوم می شود که، بیشتر پاسخگویان مورد ارزیابی در این بررسی دارای مدرک تحصیلی لیسانس (۸/۶۴ درصد) بوده اند.

جدول ۴-۴: توزیع وضعیت سطح تحصیلات

سطح تحصیلات

دیپلم

فوق دیپلم

لیسانس

فوق لیسانس

جمع کل

فراوانی

۱۱

۴

۵۹

۱۷

۹۱

مقالات و پایان نامه ها – قسمت 19 – پایان نامه های کارشناسی ارشد

۲- هر کس با علم و عمد وسایل ارتکاب جرم را تهیه کند و یا طریق ارتکاب آن را با علم به قصد مرتکب ارائه دهد .

۳- هرکس عالما” ، عامدا” وقوع جرم را تسهیل کند .”

ماده ۷۲۶ قانون مجازات اسلامی کتاب تعزیرات که در حال حاضر نسخ گردیده است[۹۳] در مقام بیان میزان مجازات معاون اظهار می داشت “هرکس در جرایم تعزیری معاونت نماید حسب مورد به حداقل مجازات مقرر در قانون برای همان جرم محکوم می شود.”

۲-۲-۳- مجازات معاونت در قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲:

ماده ۱۲۷ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲: در صورتی که در شرع یا قانون مجازات دیگری برای معاون تعیین نشده باشد، مجازات وی به شرح زیر است:

الف) در جرایمی که مجازات قانونی آن ها سلب حیات یا حبس دائم است، حبس تعزیری درجه دو یا سه

ب) در سرقت حدی و قطع عمدی عضو، حبس تعزیری درجه پنج یا شش

پ) در جرایمی که مجازات قانونی آن ها شلاق حدی است سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش

ت) در جرایم موجب تعزیر یک تا دو درجه پایین تر از مجازات جرم ارتکابی

تبصره ۱- ‌در مورد بند (ت) این ماده مجازات معاون از نوع مجازات قانونی جرم ارتکابی است مگر ‌در مورد مصادره اموال و انفصال دائم و انتشار حکم محکومیت که مجازات معاون به ترتیب جزای نقدی درجه چهار، شش و هفت است.

تبصره ۲- در صورتی که به هر علت قصاص نفس یا عضو اجرا نشود، مجازات معاون بر اساس میزان تعزیر فاعل اصلی جرم، مطابق بند (ت) این ماده اعمال می شود.

‌بنابرین‏ در نظام کیفری کشورمان ،مجازات معاون از سه حالت خارج نیست ؛

-مجازات معاون در شرع

_مجازات معاون در قانون

مجازات معاون به استناد ماده ۱۲۷ قانون مجازات اسلامی[۹۴]

با توجه به صدور ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی برای مجازات معاون به ترتیب ذیل باید عمل نمود:

۱-۲-۲-۳- مواردی که برای معاون در شرع یا قوانین خاص دیگر مجازات تعین شده باشد:

با عنایت به صدور ماده مذبور اگر در شرع برای معاونت مجازاتی تعیین شده باشد همان مجازات اعمال می شود که با توجه به اصول جزایی قابل تأمل است چرا که تفاسیر گوناگون از شرع که بعضاً با اختلاف نظر علما و مراجع گرانقدر مواجه می‌باشد و از طرفی اعمال سلایق شخصی قضات آزادی های افراد را در معرض مخاطره قرار می‌دهد و از قرار گرفتن در مسیر عدالت قضایی محروم می‌سازد.

لذا به نظر می‌رسد در این خصوص تعیین تمام مصادیق معاونت که در شرع انور اشاره شد به همراه مجازات مربوطه در قانون ضروری می‌باشد.

با توجه به صدر ماده ۱۲۷ چنانچه مجازات معاون در شرع مشخص شده باشد نوبت به اعمال سایر مجازات ها نمی رسد و مجازات مذکور اجرا می شود. در باب مجازات شرعی معاون چندین مورد وجود دارد که به شرح ذیل به بررسی آن ها می پردازیم.

۱-۱-۲-۲-۳ امساک در قتل

یکی از انواع معاونت در جرم که مجازات آن در شرع مشخص گردیده امساک در قتل می‌باشد. امساک به معنی نگهداشتن مجنی علیه می‌باشد تا قاتل قادر به کشتن وی باشد. ‌بنابرین‏ ‌در مورد فردی که اقدام به نگهداشتن دیگری نماید تا توسط شخص ثالثی کشته شود در فقه از او به ممسک تعبیر می شود[۹۵].

مراد از نگه داشتن، معنی عرفی آن است که شامل گرفتن با دست، پیچیدن با طناب ، محبوس ساختن در اتاق و نظایر آن می شود[۹۶]. در صورتی که معاون مجنی علیه را نگهدارد تا قاتل به راحتی با اعمال خود او را به قتل برساند محکوم به حبس ابد می‌گردد[۹۷]. لازم به توضیح است که هر چند واژه ی امساک به معنی نگه داشتن است لیکن اختصاصی به بستن دست مقتول ندارد بلکه اگر به هر شیوه ای مانع فرار مجنی علیه از جنایت گردد و او را جهت قتل توقیف یا محبوس نماید و بدین طریق شرایط قتل وی را مهیا سازد ظاهراًً مشمول مجازات ممسک خواهد شد.فقهاعمدتا در بحث امساک ،نگه داشتن با دست را امساک دانسته اند[۹۸].

نکته مهم دیگر که باید به آن اشاره شود بحث عنصر روانی می‌باشد. معاون جرم برای اینکه به مجازات فرد ممسک عقوبت شود باید مقتول را به قصد کشته شدن نگه دارد و در غیر این صورت این مجازات درباره وی اجرا نخواهد شد. به عنوان مثال چنانچه فردی مجنی علیه را ‌به این هدف که جانی وی را مورد ضرب و جرح قرار دهد نگه دارد لیکن جانی بر خلاف توافق اقدام به قتل مجنی علیه نماید فرد معاون به عنوان ممسک مجازات نخواهد شد.برخی به رغم صراحت قانون مبنی بر خروج مواردی که مجازات معاون در شرع مقدر است ،از حکم ماده ۱۲۷ تعیین کیفر معاونت در قتل ،به وسیله قانون‌گذار را ،مانع جواز رجوع به منابع شرعی در موارد خاص دانسته اند،در حالی که استثناء مذکور بر تخصیص مقررات عام ‌و مطلق قانونی در این باره به وسیله احکام خاص شرعی دلالت دارد. بعلاوه این نحو از تفسیر که مستلزم عمل به خلاف شرع است ضمن آنکه منهی اصل چهار قانون اساسی و غفلت از موازین وقیودی است که در مقام تفسیر باید لحاظ شود، موجب مهمل شمردن بیان قانون‌گذار در این خصوص است.‌بنابرین‏ هرگاه در منابع شرعی مجازات خاصی برای معاونت در قتل مقرر شده است همان اجرامی گردد[۹۹].

حضرت امام در تحریر الوسیله می فرمایند”منظور از نگهداشتن هر فعلی است که مقتول به سبب آن امکان خروج از سلطه جانی را نیافته و قاتل به راحتی بتواند به کمک ممسک ، وی را به قتل برساند. پس اگر وی تخلص نیابد مشمول حکم خواهد بود. مضافا اینکه امساک مقتول در حال قتل، بنا بر ادله ضروری نبوده بلکه اگر مجنی علیه را تا آمدن جانی نگه دارد و بعد از رسیدن قاتل وی را رها سازد ،به نحوی که دیگر امکان گریز نباشد و کشته شود ،ممسک محکوم به حبس ابد است و همین طور است که وی را در اتاقی محبوس سازد تا قاتل آماده شود[۱۰۰].

سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا مجازات ممسک از باب حق الناس می‌باشد یا حق الله ؟یعنی چنانچه اولیا دم رضایت دهند آیا این امر تاثری در سقوط سقوط مجازت دارد یا خیر؟ با عنایت به ظاهر روایات و فتاوا به نظر می‌رسد که جزء حق الناس باشد زیرا اصل بزه قتل جزء حق الناس می‌باشد حال چگونه امساک (که نوعی معاونت در قتل می‌باشد )و از بزه قتل سبک تر می‌باشد جزء حق الناس نباشد؟در این خصوص امام خمینی (ره)می فرمایند “مجازات معاون نیز مانند کیفر مرتب اصلی ، حق الناس بوده…‌بنابرین‏ با گذشت اولیادم رها شده و تعقیب متوقف می‌گردد[۱۰۱].

۲-۱-۲-۲-۳ دیده بان

یکی دیگر از موارد معاونت در جرم که مجازات آن در شرع انور مشخص شده بحث دیده بانی در قتل عمد می‌باشد. بدین معنی که فردی اقدام به نگهبانی نماید و مراقب اوضاع و احوال باشد تا فرد قاتل به سهولت نسبت به قتل مجنی علیه اقدام نماید. مجازات چنین فردی کور شدن چشم وی می‌باشد.